نظریه فرهنگی: تعریف مفهومی نظریه فرهنگ

۲۵ آذر ۱۳۹۳ ۲ دیدگاه

اصطلاح “نظریه فرهنگی” معمولا برای مفهوم‌سازی کوشش‌های گوناگون و فهم پویایی فرهنگ به کار برده می‌شود. به طور تاریخی مباحث آن در مورد ارتباط بین فرهنگ و طبیعت، فرهنگ و جامعه (شامل روند‌های مسائل اجتماعی) و شکاف بین فرهنگ بالا و پایین، و همچنین اثر متقابل بین فرهنگ سنتی و گوناگونی و تنوع فرهنگی است. نظریه فرهنگی همچنین مشخص می‌شود در ارتباطش با مفاهیمی که اغلب  برای پوشش برخی زمینه‌های مشابه مشخص شده در ذات خود فرهنگ –  بطور برجسته مفهوم ایدئولوژی و آگاهی را می‌شود ذکر کرد.

اما در نگاهی تاریخی به این مفهوم باید به آثار ریموند ویلیامز (انقلاب طولانی ۱۹۶۱) و تامسون (ساخت زبان طبقه کارگر ۱۹۶۳) که به طور خاص در توسعه نظریه‌ی فرهنگی بریتانیا  بعد از جنگ جهانی دوم تاثیرگذار بوده‌اند اشاره کرد. ویلیامز بر فرهنگ به مثابهی از ” کلیت مسیر زندگی” تاکید داشت و تامسون بر فرهنگ به عنوان روشی که در آن “دسته‌ای” مواد خام اجتماعی و مسائل موجود مسیر جدیدی را برای تفکر درباره فرهنگ – بخصوص جدایی مفهوم از محدوده‌ی ادبیات و زیباشناسی دنبال می‌کرد. ویلیامز و تامسون هر دو ابعاد زندگی فرهنگی و روند فعالیت و جمع‌آوری معانی مدها در شیوه‌های زندگی را مورد مطالعه قرار دادند.

اصطلاح فرهنگرایی که به طور مشخص توسعه‌اش را مدیون تامسون و ویلیامز است بعدا به‌ گونه‌ای آشکار با چالش از طرف مفسران ساختارگرا مواجه شد. آن‌ها تاکیدشان بر ساختارهای نمادین خارجی فرهنگ به عنوان زبان‌ها و کدهای فرهنگی گنجانده شده در آن – به جای فرم‌های زندگی بود. در این فرمول فرهنگ به عنوان یک سیستم دلالتی خوانده ‌می‌شود که از طریق آن نقشه جهان اجتماعی شکل می‌گیرد. این ساختارگرایی نظریه فرهنگ به طور کارآمدی توسط لویی آلتوسر در خوانشی از مارکسیسم بیان شده است. آلتوسر بازسازیی از نظریه‌ی ایدئولوژی مارکسیسم را ارائه می‌کند که چشم انداز بزرگ‌تری برتاثیر قلمرو ایدئولوژی دارد.

باید اذعان داشت که نوشته‌های آلتوسر در شیوه‌های تاثیر فرهنگی تا حد زیادی تحت تاثیر ایده‌های آنتونیو گرامشی هستند. آثار گرامشی شیوه‌هایی از مفهوم‌پردازی‌های جدید در نقش  فرهنگ و کارکرد فرهنگی در تشکل‌های طبقاتی و اتحاد طبقاتی داشت. گرامشی وزن بیشتری به نقش فرهنگ در امنیت شکل‌های سیاسی و اخلاقی رهبران و قدرت داد. نفوذ عقاید گرامشی بخصوص  در کمک به نظریه فرهنگ در فراتر رفتن از بن‌بستی بود که در تنش بین دیدگاه فرهنگ‌گراها و ساختارگراها در دهه‌ی ۱۹۷۰ وجود داشت.

منبع: www.encyclopedia.com/doc/1O88-culturaltheory.html

Categories: فرهنگ Tags: ,

جمع‌سپاری برای جستجوی هواپیمای گمشده

۲۶ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

139693652-645x250

این روزها که بیشتر کمپین‌‌های اینترنتی با انتقادات جدی روبرو می‌شود، همکاری عده‌ی زیادی از سراسر جهان برای پیدا کردن هواپیمای گمشده‌ی مالزیایی با  شرکت در یک پروژه جمع‌سپاری و جستجو در عکس‌های ماهواره‌ای – شاید تجربه‌‌ای امیدوار کننده در مسیر فعالیت‌های آن‌لاین محسوب شود.

در حالی که سی کشور، ۵۷ کشتی و ۴۸ هواپیما در عملیات جستجو برای یافتن پرواز MH370 حضور دارند، اما از همان ساعات اول حادثه ۲٫۳ میلیون داوطلب کاربر اینترنت نیز به عملیات جستجو پیوستند.

عملیات جسجو با Tomnod

سایت تامند در واقع مرکز این عملیات جستجو است. این سایت در ابتدا یک پروژه تحقیقی در دانشگاه سن دیگو در سال ۲۰۱۰ بود (Tomnod در زبان مغولی به معنای چشم بزرگ است) که سه  سال بعد توسط شرکت دیجیتال گلوب خریداری شد. رابط کاربری تامند این امکان را برای کاربرانش فراهم می‌کند تا با استفاده از نقشه‌های آن‌لاین به انبوه دیگری از افرد برای مشاهده و تگ کردن یک بخش کوچک از یک ناحیه بزرگ بر روی زمین بپردازند. تامند در سال ۲۰۱۱ با کمیسریای پناهندگان سازمان ملل در سومالی برای شناسایی محل‌ کمپ‌های پناهندگان در سومالی همکاری داشت، همچنین در موردی عجیب کاربران سایت در پروژه‌ای برای پیدا کردن مقبره چنگیزخان مشارکت داشتند.

Screen-Shot-2014-03-11-at-1.45.41-PM-730x401

در عملیات جستجو برای هواپیمای مالزیایی به کاربران گفته شده که به  طور اتفاقی یک نقشه از ناحیه  مورد جستجو را انتخاب کنند و اگر نشانه‌ای از هواپیما، مثل قطعات شکسته، قایق نجات، سطح نفت یا هر چیز دیگری که مشکوک به نظر رسید – دیدند – علامت بزنند.

بعد از آن یک الگوریتم نقاط مشترک علامت زده شده توسط کاربران را شناسایی کرده و نقاط قابل توجه برای بررسی به کارشناسان و مقامات ارائه می‌شود. یکی از سخنگوهای تامند گفت که تا روز پنج‌شنبه هر پیکسل دست‌کم ۳۰ بار توسط چشم‌های انسانی مورد بررسی قرار گرفته است.

رزولوشن بالای عکس‌های ماهواره‌ای ارائه شده تقریبا به همان خوبی هستند که اگر می‌خواستید با هلیکوپتر خودتان در منطقه به جستجو بپردازید.

با این حال به  دنبال نشانه‌ای از هواپیمای گمشده در میان انبوه این عکس‌ها – مانند جستجوی سوزن در انبار کاه است. بنابراین شاید بزرگترین دستاورد این عملیات جمع‌سپاری در این مسئله باشد که بتوان تشخیص داد که هواپیمای گمشده در کجاها نیست.

چگونه رسانه‌های اجتماعی ارتباطات بحران در خطوط هوایی را به اوج می‌رسانند

۲۴ اسفند ۱۳۹۲ ۱ دیدگاه

0 (1)

با گذشت بیش از یک هفته – جهان همچنان از سرنوشت پرواز MH370 خطوط هواپیمایی مالزی که از کوالالامپور به مقصد پکن در حرکت بود بی‌خبر است. هواپیمایی که روز شنبه ۸ مارس با ۲۲۷ مسافر و ۱۲ خدمه ناپدید شد و سؤالات بی‌شمار بی پاسخی را بوجود آورد.

از طرف دیگر پاسخ‌های خطوط هواپیمایی مالزی در مورد بحران MH370 به طور حتم در آینده بلند مدت شرکت تاثیر گذار خواهد بود. این در حالی است که ورود آن‌ها از طریق روابط عمومی و رسانه‌های اجتماعی با بسیاری از اظهارات‌‌ مرموز و سردرگم کننده همراه بود. پاسخ‌‌های نامنظم آن‌ها در واقع راه را برای حدس و گمان‌های بی‌شمار در سراسر رسانه‌های خبری، وبلاگ‌ها و رسانه‌های اجتماعی باز کرد.

اشتباه آسیانا

آیا شرکت هواپیمایی مالزی گام‌های بعدیش در ارتباطات بحران را در نظر داشت، شاید منطقی بود رهبران ایرلاین از اشتباهات یک مورد مشابه نزدیک، یعنی آسیانا ایرلاین، و مورد سقوط سان فرانسیسکو در سال گذشته درس می‌‌گرفتند.

در ۶ جولای ۲۰۱۳، پرواز ۲۱۴ شرکت هواپیمایی آسیانا در فرودگاه سان فراسیسکو آمریکا  دچار حادثه شد، اولین حادثه مرگبار برای  یک خط هواپیمایی مسافربری بعد از ۴ سال در ایالات متحده. بلافاصله بعد از این فاجعه، آسیانا برای بیش از ۴ ساعت خاموش و در سکوت بود، در نهایت کانال‌‌های ارتباطی با توییتی ساده باز شدند.

AsianaTweet

اما باید گفت که این عکس‌العملی دیر هنگام  بود، در حالی که ماجرا منعکس شده و افکار  عمومی شکل گرفته بود.

بسیاری از مسافران نجات یافته تلفن‌های هوشمندشان را چند ثانیه بعد از تکان‌های هواپیما بیرون آورده، و عکس‌های حادثه در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده بود. David Eun رئیس مرکز نوآوری آزاد سامسونگ یکی از سرنشینان زنده هواپیما بود که ماجرا را توییت می‌کرد. یکی از تصاویر او از هواپیما بیش از ۳۲۰۰۰ بار باز توییت شد.

DavidEunTweet

مشابه وضعیت شرکت هواپیمایی مالزی، آسیانا هم هیچ کنترلی بر موقعیت نداشت. حقایق با شایعه درهم آمیخته و در این فرایند آسیب‌زا  و ویرانگر، بیش از  همه ضربه به خود شرکت و نام  تجاری آن تحمیل می‌شود.

هواپیمایی سات‌وست هم بهترین نبود

در موردی مثبت، می‌توان به عملکرد شرکت سات‌وست اشاره کرد. در ۲۳ جولای ۲۰۱۳، چرخ‌های دماغه پرواز ۳۴۵ متلاشی شدند و یک فرود کنترل نشده و سخت در فرودگاه لی‌گاردیا را رقم زدند. هواپیما بیش از ۲۱۷۵ فیت سر خورد – بیش از مساحت هفت زمین فوتبال – قبل از این‌که در لبه‌ی باند فرودگاه متوقف شود. ده مسافر آسیب دیده بودند، و  شش تن از آن‌ها برای درمان جزئی به بیمارستان نیاز داشتند.

تنها نیم ساعت بعد از حادثه، سات‌وست برای ارتباط با مردم فعال شد، اختصاص یک هشتگ رسمی و نقش‌های علاقه‌مند‌انه‌ی اطمینان بخشش نشان داد که ایرلاین می‌خواهد در اطلاع رسانی به عموم درباره آنچه اتفاق افتاده نقش فعال را بازی کرده و داشته باشد.

SouthwestTweet

اگرچه اطلاع رسانی و پاسخگویی دیجیتال سات‌وست چندان برای آن‌ها غیر معمول نبود، با این حال آن‌‌ها بهترین نبودند – بخصوص وقتی پای ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی در میان باشد. آن‌طور که استیون فریشلینگ، یک مشاور رسانه‌های اجتماعی در امور مسافرت و هوا – فضا می‌گوید ” اگر اتفاقی بیافتد، ایرلاین بلافاصله در صدر موضوع است. آن‌ها یا  می‌گویند که “اتفاقی روی داده است” یا می‌گویند ” ما در حال بررسی آن هستیم”، اما این‌ها خودشان بخشی از گفتگو هستند”.

مکالمه آغاز شده است

فریشلینگ که طرح‌های بحران برای خطوط هواپیمایی متعددی را در سراسر جهان بسط داده است، نشان می‌دهد که چطور و به آسانی می‌شود کنترل بحران در عصر دیجیتالی امروز را از دست داد.

“شش دقیقه بعد از آن‌که هواپیمای سات‌وست سقوط کرد، من بیش از ۴۰ توییت درباره‌ی آن دیدم. بیش از ده پیام داشتم و شخصی را در فیس‌بوک پی‌گیری می‌کردم که درباره حضورش در فرودگاه و مشاهده سر خوردن هواپیما می‌نوشت. گفتگو آغاز شده بود. مردم درباره آن آگاه شده بودند. شخصی از هواپیما پیاده شده و عکسی را به اینستاگرام پست کرده بود، و اکانتش توسط CBS, CNN و یاهو نیوز دنبال شده و گسترش می‌یافت.

توانایی رسانه‌های اجتماعی به عنوان پلتفرم‌هایی برای شنیدن و مشاهده – راه‌های جدید و متنوعی را برای بررسی گزارش‌‌ها و اقدام  سریع فراهم می‌کنند. مورگان جوهانستن، مدیر ارتباطات شرکت‌ها و استراتژیست رسانه‌های اجتماعی در   jetBlue Airways می‌گوید “قبل از رسانه‌های اجتماعی، گاهی بیش از یک ساعت طول می‌کشید تا حتی بتوان تایید کرد که یکی از هواپیماهای‌تان دچار حادثه شده‌اند؛ حالا شما می‌توانید ۱۴ عکس متفاوت، از ۱۴ زاویه تقریبا متفاوت از یک صحنه را ببینید و ناگهان حس کنید و مطمئن ‌شوید که بله این یکی از  هواپیماهای شما است.

گفت و شنود خودتان را داشته باشید

رسانه‌های اجتماعی درحالی که برای گوش دادن حیاتی هستند، می‌توانند برای شکل دادن و پخش اخبار حتی مهم‌تر و قدرتمندتر باشند. آن‌طور که فریشلینگ می‌گوید: رسانه‌های اجتماعی نخستین جایی است که شما باید بروید. شما نیاز دارید به این‌که بگویید حادثه‌ای رخ  داده است – شماره پرواز را اعلام کنید، فرودگاه – و اطلاعات را گردآوری کرده و مردم را مطلع نگه دارید. بعد، هر ده دقیقه، حتی اگر خبر جدیدی نیست، بگویید “ما همچنان پیگیر هستیم”. همه‌ی این‌ها مسائلی است که شما با آن روبرو هستید، و به همان سرعت اگر مطلب جدیدی دارید آن را منتشر کنید.

SouthwestPost-640x368

اما وقتی همه چیز  بر روی خط است و شما ذخیره دومی ندارید دقیقا کجا باید پیامتان را منتشر کنید ؟

جانستون از جت بلوم به یک مسیر نامشخص اشاره می‌کند. ” مشکل با چند کانال این است که چند مکان بوجود می‌آید که مردم فکر می‌کنند برای اطلاعات تازه‌تر باید به آن‌ها سر بزنند. اما واقعا شما چه کاری می‌خواهید در یک سناریو بحران که محدود به تعدادی مکان است که مردم فکر می‌کنند نیاز به نگاه کردن به آن‌ها دارند انجام دهید. اگر می‌توانید اطلاعات را متمرکز کنید و برای همه‌ی کانال‌های متفاوت از یک دیتابیس مرکزی اطلاعات استفاده کنید.

طرح بحران رسانه‌های اجتماعی به طور مرتب در حال تحول است

اما آیا یک شرکت به یک طرح بحران پیش از شروع پیام‌رسانی در رسانه‌های اجتماعی نیاز ندارد؟

قطعا، اما هیچ طرحی نمی‌تواند کاملا با اتفاقات آینده همخوانی داشته باشد – یا حتی برای بیشتر – مواقع. همان‌طور که ریچل رنسینک، مدیر استراتژی بازاریابی در دلتا ایر توضیح  می‌دهد “نباید یک طرح بنویسید و آن را در قفسه بگذارید تا وقتی که واقعا به آن نیاز دارید – طرح، آزمایش، تمرین، توسعه، آزمون دوباره، تکمیل کردن – رسانه‌های اجتماعی به سرعت گسترش یافته و تغییر می‌کنند، و شما نیاز دارید به همراه آن‌‌ها خودتان را کامل کنید.

در ضمن بحران‌ها به ندرت کوتاه مدت هستند، و شما باید افراد جایگزین داشته باشید تا به دیگر افراد استراحت بدهید. یک بحران لزوما در ساعات مرسوم اداری اتفاق نمی‌افتد. شما نیاز دارید در طرح‌تان موقعیت‌های اضطراری را برای پاسخگویی در نظر بگیرید – زیرا بحران ممکن است برای روزها، هفته‌ها و یا حتی ماه‌ها ادامه داشته باشد.

ایجاد هشتگ#

در حالی که توییت سات‌وست بعد از حادثه پرواز ۳۴۵ شامل هیچ جزئیاتی از آن‌چه رخ داده بود – نبود، اما آن به ایرلاین برای این‌که مکالمه‌ی خودش را داشته باشد کمک بزرگی کرد. توییت سات‌وست به هشتگ Flight345# ختم می‌شد، که ایجاد هشتگ رسمی ایرلاین برای حادثه بود.

پیشنهاد فریشلینگ مشاور رسانه‌های اجتماعی این است که هشتگ خودتان را ایجاد کنید. “اگر هشتگ خودتان را داشته باشید و بلافاصله آن را ایجاد کنید – آن هشتگ اصلی خواهد بود، و رسانه‌ها هم مجبور می‌شوند که از آن استفاده کنند.

در حادثه ایرلاین آسیانا وقتی در نهایت آن‌ها بعد از ساعت‌ها به حادثه سان‌فرانسیسکو اشاره کردند، از هشتگ SFO# استفاده شد. این خودش یک مشکل بود، زیرا تا آن وقت بیشتر گفتگو‌ها در هشتگ OZ214# و #Asiana دنبال می‌شد.

در مورد خطوط هواپیمایی مالزی و پروزاز MH370 هزاران نفر در سرتاسر دنیا به تصاویر ماهواره‌ای برای یافتن پاسخ سؤالات‌شان روی آورده‌اند، هنگامی‌که زمان نتیجه‌گیری نهایی فرا برسد، خیلی بعید است که نام تجاری پشت آن باشد. حالا زمان گوش دادن، توانمندسازی  و هدایت است.

عصر صرفا واکنش در ارتباطات بحران تمام شده است. رسانه‌های اجتماعی‌ها به صحنه وارد شده‌اند.

از پیامک تا پیامپ

۲۱ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

PayamapLogo

درهر ارتباطی مسئله‌ی ساده اما اصلی رسیدن پیام به مخاطب است. چه یک کلمه، چه هزاران صفحه، اگر پیام شما بدون نقشه و طرح ارسال شود هیچوقت به مقصد نخواهد رسید و شما برای آن پاسخی دریافت نخواهید کرد. پیام‌ها در فضای رقابتی امروز بیش از هر زمانی به مخاطب‌شناسی و هدف‌گیری نیازمندند تا تولید و ارسال انبوه.

موبایل مارکتینگ

 تلفن‌‌های همراه یکی از راه‌های دسترسی سریع به دامنه‌ی وسیعی از مخاطبان به شمار می‌روند که همین مسئله باعث بوجود آمدن مفهومی به نام موبایل مارکتینگ شده است. در بین انواع زیر مجموعه‌های موبایل مارکتینگ – SMS مارکتینگ در کشور ما بیشتر مورد توجه است.

‌‌در اس ام  اس مارکتینگ باید به موارد مختلفی توجه داشت، از جمله وسواس در انتخاب کلمات درست، و همچنین ارسال پیام در زمان و به مکان مناسب. بی توجهی و ارسال پیام‌های انبوه در زمان‌ها و مکان‌های نامناسب نه تنها کمکی به کسب و کار یا فعالیت تجاری شما نمی‌کند – بلکه برعکس می‌تواند خودش به یک ضد تبلیغ هم تبدیل شود.

پیامپ

سایت پیامپ به دنبال این است که پیام‌ شما را به  دست مخاطب مورد نظرتان برساند، و این کار قرار است بر اساس نقشه انجام  بگیرد. به این صورت که شما از طریق این سایت می‌توانید با انتخاب منطقه یا مناطق مختلف از روی نقشه – پیامک (SMS) مورد نظر را برای همان نقاط ارسال کنید. مثلا در مورد شهرهای بزرگ این امکان در پیامپ هست که از روی نقشه به مناطق دلخواه و مورد نظر همان شهر پیامک را ارسال کنید.

مراحل کار در پیامپ، یعنی انتخاب شهر، نوشتن متن و انتخاب تاریخ ساده است. پیامپ امکان ارسال پیامک در ۱۹ شهر بزرگ کشور (از جمله تهران، مشهد، کرج، اصفهان، تبریز، شیراز و …) را از روی نقشه در دسترس قرار داده است.

برای آشنایی بیشتر و استفاده از امکانات پیامپ به این آدرس بروید: payamap.ir

چرا عکس خود گرفت (Selfie) مجری مراسم اسکار ویروسی شد؟

۱۳ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

Ellen Degeneres breaks Obama's Twitter record with 2014 Oscars selfie - Your Community

برای نوشتن درباره‌ی سِلفی (Selfie) اولین مسئله نداشتن معادل مناسب فارسی است، ناچار باید مثلا از همین – خود گرفت – استفاده کرد که یک معادل دو کلمه‌ای برای یک تک واژه انگلیسی‌ست، و دوم این‌که اگر کلمه‌ی عکس را هم به آن اضافه نکنیم تقریبا معنای مورد نظر را نمی‌رساند و معنای کلی‌تری را متبادر می‌کند. بنابراین در واقع می‌شود گفت که ما برای ترجمه‌ی این واژه‌ی انگلیسی مجبوریم از سه کلمه استفاده کنیم که اصلا جالب نیست.

اما در مراسم اسکار دیروز الن دی‌جنرس که مجری برنامه بود این عکس سِلفی را با دیگر ستاره‌های هالیوود، مریل استریپ، برد پیت، آنجلینا جولی و … گرفت که در حدود یک ساعت بعد به رکورد یک میلیون ری‌توییت رسید و بعد از آن با شکست رکورد قبلی توییتر که مربوط به عکس باراک اوباما بعد از برنده شدن در انتخابات ۲۰۱۲ بود – یک رکورد تاریخی جدید را ثبت کرد.

اما چرا این توییت به سرعت تبدیل به یک پیام ویروسی شد – شیوع پیدا کرد – و بارها و بارها ری‌توییت می‌شود؟ اگر بخواهیم قبل از کهنه شدن ماجرا به مواردی اشاره کنیم – این‌ها به نظر می‌رسند:

۱- وقتی تقویمی برای رویدادهای سرگرم‌کننده در نظر بگیریم – مراسم اسکار در سطح جهانی یکی از بزرگ‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود که هر ساله از مدت‌ها قبل در مورد آن حرف و بحث زیاد است – به گونه‌ای که حتی آن‌ها که به این مراسم علاقه‌ای هم ندارند از زمان برگزاری آن با خبر می‌شوند. علاوه بر این کلمه سِلفی (Selfie) به عنوان کلمه سال (۲۰۱۳ ) به ایده‌ی عکس گرفتن از خود یک ارزش اجتماعی داد. بنابراین می‌شود گفت زمینه مناسب اجتماعی برای این پیام فراهم بود.

۲- عکس ثبت یک لحظه شاد و همراه با شوخی است، آن هم در مراسمی طولانی و پر طمطراق مثل اسکار، بیرون کشیدن و درآوردن چنین لحظه‌های پر از خوشی – اهمیت حسی برای حرکت‌ پیام‌ها در اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین دارند. به طور کلی آن‌چه ما را خوشحال می‌کند احتمال بیشتری برای اشتراک‌گذاری دارد تا آن‌هایی که ما را ناراحت می‌کنند، که این به آگاهی ما از واکنش دیگران به ری‌توییت یا اشتراک‌گذاری‌های ما هم بر می‌گردد.

۳- ری‌توییت این سِلفی در واقع یک نوع خود بیانگری (self-representation) هم در خودش داشت. به این معنی که بازتوییت آن به نوعی مشارکت در مراسم اسکار بود، و مثل خیلی از فعالیت‌های دیگر در رسانه‌های اجتماعی راهی بود که به ساخته شدن شخصیت آن‌لاین افراد کمک می‌کرد.

تا زمان انتشار این مطلب توییت Ellen DeGeneres رکورد ۳,۱۰۳,۵۱۵ ری‌توییت را نشان می‌دهد.

استفاده از رسانه‌های اجتماعی در حوادث

۱۱ اسفند ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

www.start.umd.edu sites default files files publications START_SocialMediaUseduringDisasters_LitReview.pdf (600 x 196)

دانشگاه مریلند گزارشی تحقیقی دارد که در آن به استفاده از رسانه‌های اجتماعی در خلال حوادث می‌پردازد (پی دی اف گزاش) گزارش خلاصه‌ای است از آن‌چه به طور تجربی شناخته‌‌ شده‌اند و درعین حال به طور معین به استفاده از رسانه‌های اجتماعی در حوادث اشاره دارد. یافته‌های گزارش استفاده‌های متفاوت افراد از رسانه‌های اجتماعی در جریان حوادث را بیان می‌کند، که در آن به این موارد اشاره شده است:

  • به خاطر دسترسی آسان
  • بر اساس هنجارهای اجتماعی
  • بر اساس توصیه‌های شخصی
  • برای شوخ طبعی و سبکسری
  • برای جستجوی اطلاعات
  • برای کسب اطلاعات به موقع
  • برای کسب اطلاعات فیلتر نشده
  • برای آگاهی از میزان فاجعه
  • برای با خبر شدن از وضعیت فامیل و دوستان
  • برای تجهیز خود
  • برای حفظ حس اجتماعی
  • به دنبال حمایت عاطفی و درمان

از طرف دیگر تحقیق همچنین دلایلی را مشخص می‌کند که به چرایی بی میلی افراد در استفاده از رسانه‌های اجتماعی در جریان حوادث می‌پردازد و از جمله به این موارد اشاره می‌شود: ۱) ترس‌های مربوط به حریم خصوصی و امنیت، ۲) نگرانی از درستی اطلاعات، ۳) مسائل مربوط به دسترسی، و ۴) کمبود دانش.

در توضیحی بر گزارش دانشگاه مریلند باید اشاره کرد که با وجود سر و صداها و بحث‌های زیادی که درباره‌ی رسانه‌های اجتماعی و نقش آن‌ها در جوامع امروز وجود دارد، امکانات و قدرت رسانه‌های اجتماعی برای کمک در حوادث همچنان از جنبه‌های کمتر مورد توجه است. در ایران همچنان بحث اصلی بر سر خوب یا بد بودن آن‌هاست و در سطح جهانی هم جنبه‌ی استفاده تجاری از رسانه‌های اجتماعی دیدگاه غالب است. رسانه‌های اجتماعی همان‌طور که در موارد مختلفی مثل کمپین‌های تبلیغاتی و رویدادهای اجتماعی قدرت خودشان را نشان داده‌اند – می‌توانند در جریان حوادثی مثل زلزله – در صورت فراهم بودن دسترسی و آموزش‌های لازم – نقش کمک‌ کننده‌ی موثری در اطلاع رسانی و نجات جان انسان‌ها بازی کنند.

چهره‌ای که خودش را مشهور کرد

۴ اسفند ۱۳۹۲ ۱ دیدگاه

mrpimpgoodgam

حالا که در دوران رسانه‌های اجتماعی هستیم داشتن یک رسانه برای همه کار ساده‌ای‌ست و هر فردی در اندک زمانی می‌تواند رسانه‌ی خودش را راه اندازی کند. اگر این شروع ساده است، ادامه ماجرا چندان ساده نیست، چون شما برای خواننده یا بیننده داشتن و در نهایت تاثیر گذاری باید به مرزهایی فراتر از چند دوست و آشنا برسید. داستان Benny Winfield در اینستاگرام ماجرای یکی از همین فراتر رفتن‌هاست، داستان مردی معمولی که با ترفندی ساده به شهرت می‌رسد. کلمه Selfie را که خاطرتان هست، اصطلاحی که در سال ۲۰۱۳ در لغت‌نامه آکسفورد هم پذیرفته شد، واژه‌ای که به عکسی اشاره دارد که شخص از خودش گرفته باشد. حالا آقای Benny Winfield با همین عکس‌نگاری‌های هر روزه از خودش و در حالی که همواره لبخندی بر لب دارد با اکانت mrpimpgoodgame در اینستاگرام مورد توجه واقع شده است.

Benny Winfield اهل هوستن تگزاس است. او اکانتش را در ۲۲ جولای ۲۰۱۳ با یک عکس از خودش راه اندازی کرد که در طی دو ماه به بیش از ۴۶۰ لایک و تعداد زیادی کامنت رسید، تا سپتامبر ۱۰۴ عکس دیگر از خودش در این اکانت منتشر کرد و ۲۸۴۰۰ دنبال کننده به دست آورد، رقمی که تا امروز به ۴۲۰ عکس و حدود ۱۴۵۸۸۰ دنبال کننده رسیده است. در این مدت کارش در رسانه‌ها بازتاب پیدا کرد و چند مصاحبه هم با او انجام شد.

بنی که حالا مشهور شده و با اعتماد به نفس به نظر می‌رسد  هدف خودش را راه اندازی یک جنبش Selfie  (خودگرف) معرفی می‌کند و در تعریف آن می‌گوید جنبش Selfie  یعنی عشق‌ورزی به چهره‌تان به همان صورتی که به نظر می‌رسد، حتی اگر یک روز موهای نامرتب دارید یا اصلا خوب به نظر نمی‌رسید.

Benny Winfield درمیان انبوه اکانت‌های رسانه‌های اجتماعی روش متفاوتی را برای تولید محتوا برگزیده است، او مورد توجه واقع می‌شود چون شیوه‌ای که برگزیده به نوعی خصوصیت سرگرم‌کننده دارد، محتوایش جدی نیست – در عکس‌ها همواره لبخند می‌زند – و البته نشان داده که چندان دغدغه‌ای در مورد این که در آن‌ها چطور به نظر می‌رسد ندارد. از طرف دیگر با دنبال کننده‌ها و مخاطبانش وارد تعامل و گفتگو شده و از توجهی که به او می‌کنند قدردانی می‌کند. شاید یکی از مواردی که خیلی به شهرت بنی کمک کرد اشاره‌ی  Julia Beverly از مجله Ozone به او بود که در توییتی او را یک لجوج غیر عادی نامید. حرفی که ابتدا باعث ناراحتی بنی شد اما در عوض باعث شد تعداد زیادی دنبال کننده‌ی جدید پیدا کند، تا جایی که بعدا خود بنی به این نتیجه رسید که باید بخاطرش از جولیا تشکر کند. و بالاخره این‌که بنی می‌گوید قصد دارد تا زمانی که مردم او را دنبال می‌کنند و به عکس‌هایش واکنش نشان می‌دهند به کارش ادامه دهد. او این روزها به چاپ عکسش بر روی تی‌شرت و احتمالا کسب درآمد از این راه فکر می‌کند.

روش‌های استفاده از فضا در پرزنتیشن

۲۲ بهمن ۱۳۹۲ ۳ دیدگاه

شاید خیلی‌ از ما معلم‌ها یا استاد‌هایی را در کلاس‌های درس مدرسه و دانشگاه به یاد داشته باشیم که با حرکت زیاد در کلاس و بالا و پایین رفتن از یک طرف به آن طرف خاطره‌ی بدی از خودشان در ذهن‌‌مان باقی گذاشته باشند، آن‌ها با این رفتار باعث به هم خوردن تمرکز و آشفتگی ذهنی مخاطبان‌شان می‌شدند. اما از این خاطره‌ها گذشته – استفاده درست از حرکت در پرزنتیشن می‌تواند مزایای قابل توجهی برای یک سخنران به همراه داشته باشد، از جمله این‌که:

  • باعث اضافه شدن انرژی و تنوع به پرزنتیشن می‌شود.
  • شما را با اعتماد به نفس بیشتر نشان می‌دهد – بخاطر این‌که افراد پریشان و با دلشوره بیشتر بر روی یک نقطه از صحنه منجمد شده و هیچ حرکتی ندارند
  • و به عنوان یک پاداش، اگر حرکت داشته باشید، ممکن است در شروع اعتماد به نفس بیشتری احساس کنید. که بخشی ازآن بخاطر این است که حرکت به افزایش آدرنالین در سیستم بدن کمک می‌کند.

حرکت در پرزنتیشن را برای موقعیت‌های مختلف صحنه‌ای که می‌خواهید در آن ارائه داشته باشید طراحی و با آن ترکیب کنید. در تئاتر. به آن بلوک‌بندی می‌گویند. بلوک‌بندی در موقعیت و حرکت کارکترها – همان‌طور که در حین بازی حرکت می‌کنند – تعیین کننده است. شما می‌توانید پرزنتیشن‌تان را بلوک‌بندی کنید. چند ایده در این‌باره را این‌جا با هم مرور می‌کنیم:

۱- پیام اصلی را از بهترین موقعیت بیان کنید

stage-power-position

پیام اصلی هسته و جان کلام شما است. نقطه‌ای را انتخاب کنید جایی که می‌ایستید و پیام اصلی را بیان می‌کنید، آن نقطه باید کاملا در مرکز و نزدیک به مخاطبان باشد. ادامه ی نوشته

رسانه‌های اجتماعی در مقابل شبکه‌های اجتماعی

۱۵ بهمن ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

2

رسانه‌های اجتماعی را می‌توان استفاده از فن‌آوری وب و تکنولوژی موبایل برای تبدیل ارتباط به یک گفتگوی تعاملی تعریف کرد. در مقابل، شبکه‌های اجتماعی ساختاری اجتماعی از افراد است که بر اساس علاقه‌های مشترک به یکدیگر وصل شده‌اند.

البته این تعریف از رسانه‌های اجتماعی بسیار ساده شده به نظر می‌رسد. در چند سال گذشته، تکنولوژی ما را به جایی خیلی دورتر از نقطه‌ی آغاز برده‌ است و رسانه‌های اجتماعی حالا تقریبا موجودی کاملا متفاوت به نظر می‌رسند. رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی ابزار رویدادهای بزرگی در گوشه و کنار جهان بوده‌اند. این منصفانه است که بگوییم شبکه‌های اجتماعی زیر مجموعه‌ای از رسانه‌های اجتماعی هستند. تعداد زیادی از مردم فکر می‌کنند که رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی یکی و یکسان‌اند و بنابراین می‌شود آن‌ها را به جای یکدیگر به کار برد. این یک تصور اشتباه است. ایده‌ی بدی نیست که نگاهی بیاندازیم به تفاوت‌های این دو تا درک روشن‌تری از آن‌ها بدست آوریم.

شبکه‌های اجتماعی

هدف اصلی شبکه‌های اجتماعی ارتباط با دیگر افراد است. نتایج دیگری نیز نهایتا از این ارتباطات در موقعیت‌های مختلف بدست می‌آید، مانند درآمد. عده‌ای بر این باورند که شبکه‌های اجتماعی پیش از رسانه‌های اجتماعی وجود داشته‌اند و برخی دیگر هم معتقدند که قضیه برعکس است. پایه و اساس شبکه‌های اجتماعی انسان است. شما پروفایل‌تان را در کانال‌های رسانه‌های اجتماعی پر می‌کنید و افراد بر اساس اطلاعاتی که از شما می‌خوانند با شما وارد تعامل می‌شوند. البته، شما می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی برای کار یا تفریح استفاده کنید. ارتباطات قدرتمندی وجود دارند که حاصل شبکه‌های اجتماعی آن‌لاین‌اند. شبکه‌های اجتماعی درباره‌ی ارتباطات متقابل است.

رسانه‌های اجتماعی

اگر درک‌مان از رسانه‌ها پیش از اینترنت را در نظر بگیریم، یعنی درباره تلویزیون، روزنامه‌ها، مجله‌ها و غیره. باید بگوییم زمانی‌که رسانه‌ها از طریق تارنمای جهانی وب در دسترس قرار گرفتند برای مدتی طولانی ایستا و راکد نماندند. قابلیت‌های شگفت‌انگیز تعاملی برای همه قابل دسترس شد و احساس شخصی بودن بیشتر را به همراه آورد، و ارتباط شخص با شخص را بیش از هر وسیله‌ی دیگری ممکن کرد. رسانه‌های اجتماعی یک واژه گسترده است و در واقع شامل انواع مختلفی از رسانه‌ها مانند ویدیو، وبلاگ و غیره می‌شود. رسانه‌های اجتماعی یک مکان است که شما می‌توانید اطلاعات را به افراد دیگر منتقل کنید. رسانه‌های اجتماعی یک وسیله برای ارتباط با دیگران است. رسانه‌های اجتماعی به همه اجازه می‌دهد تا محتوا را با دیگر افراد به اشتراک بگذارند که افراد دیگر هم می‌توانند به نوبه‌ی خود، بار دیگر آن را با افراد مرتبط خودشان به اشتراک بگذارند. رسانه‌های اجتماعی امکان بازاریابی و شهرت را برای شما فراهم می‌کنند.

رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی چه اشتراکی دارند

یک راه ساده برای نگاه کردن به تفاوت رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی این است که رسانه‌های اجتماعی به مردم برای ساختن ارتباط کمک می‌کنند و شبکه‌های اجتماعی ارتباطات را در دسترس قرار می‌دهند. مردم دور هم جمع می‌شوند چون علاقه‌، اشتیاق، و دلایل مشترک دارند و به مرور روابط با شناخت بیشتر افراد نسبت به یکدیگر و بواسطه تعاملی که در طول زمان بدست آمده است تقویت می‌شوند. مسلئه مشترک در رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی نوع موفقیت کسب و کار در آن‌ها است که هر دو مبتنی بر بازاریابی ویروسی هستند. اگر ارتباطات ویروسی باشند، افراد بیشتر و بیشتری توجه نشان خواهند داد و ترافیک آن‌لاین بیشتری خواهید داشت و شانس بهتری برای رونق کسب و کار شما بوجود خواهد آمد.

نتیجه‌

این بسیار با اهمیت است که بدانیم رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی یکی و یکسان نیستند اما آن‌ها هر دو از اهمیت حیاتی برای کسب و کار برخوردارند و شما برای موفقیت‌های بزرگ‌تر در کسب و کار باید از همه‌ی مزایای آن‌ها بهره ببرید.

ده اسطوره خلاقیت که باور به آن‌ها را باید رها کرد

۱۲ بهمن ۱۳۹۲ بدون دیدگاه

10-myths-about-creativity-need-stop-believing

بیشتر مردم خلاقیت را الهامی غیبی، غیر قابل پیش‌بینی و بخشیده شده به اندکی از افراد خوش شانس می‌دانند. اسطوره‌های زیادی درباره‌ی خلاقیت در کسب و کار وجود دارد، اما هیچکدام از آن‌ها شواهد علمی ندارند. مطالعه‌‌ای جدید بر مبنای آخرین پژوهش “اسطوره‌های خلاقیت”  توسط David Burkus – به رفع ابهام از نیروهای پشت پرده فرایندی که به خلاقیت می‌انجامد کمک می‌کند.

پژوهش Burkus دیدگاهی را تقویت می‌کند – که در آن هر فرد با آموزش مناسب و با طرز فکری مبتنی بر عقل سلیم در واقع می‌تواند ایده‌ها، پروژه‌ها، فرایندها، برنامه‌های جدید، خلاقانه و نوآورانه ارائه کند.

اولین مسئله این است که فکر خودتان را محدود نکنید – به این معنی که این ۱۰ اسطوره دور و دراز درباره‌ی تفکر خلاق را دنبال نکنید:

۱- اسطوره یافتم یافتم. گاهی به نظر می‌رسد ایده‌های جدید مانند جرقه‌ای در دانایی هستند. اما تحقیق نشان می‌دهد که در واقع این جرقه‌ها نتیجه‌ی کار سخت بر روی مسائل قبلی بوده‌اند. تفکرات در ناخودآگاه ذهن ما به خواب می‌روند و ما از پیش از این‌که این ایده‌ها ناگهان مانند یک کشف خلاقانه ظاهر شوند با آن‌ها در ارتباط هستیم.

۲- اسطوره تولد. بسیاری از مردم باور دارند که توانایی خلاقیت یک خصیصه موروثی در نسل یا ژن است. در واقع، شواهد خلاف آن را نشان می‌دهند. هیچ چیزی شبیه نژاد خلاق وجود ندارد. افرادی که به خودشان باور دارند و به سختی بر روی یک مسئله کار می‌کنند همان‌هایی هستند که به احتمال زیاد با یک راه حل خلاقانه نام‌شان مطرح می‌شود.

۳- اسطوره اصالت. افسانه دور و درازی درباره مالکیت معنوی وجود دارد – این ایده که ایده‌های خلاقانه متعلق به آن شخصی هستند که به آن فکر کرده است. اما تحقیقات تاریخی و تجربی نشان داده‌اند که ایده‌های جدید در واقع ترکیبی از ایده‌های قدیمی‌تر هستند و همین تسهیم و  اشتراک است که در بوجود آمدن خلاقیت بیشتر کمک می‌کند.

۴- اسطوره کارشناس. شرکت‌های زیادی تکیه‌‌شان بر کارشناس فنی یا تیمی از کارشناسان برای بوجود آوردن یک جریان خلاق است. حتی در مسائل سخت‌تر کارشناسان خبره‌تر فراخوانده می‌شوند. در مقابل، پژوهش‌ نشان می‌دهد که بخصوص در مورد مسائل سخت‌تر اغلب نیاز به یک نگاه از منظر خارجی است کسی که بواسطه دانش دچار محدودیتی نباشد که کاری را عملی نداند.

۵- اسطوره تشویق. اسطوره کارشناس اغلب به اسطوره دیگری منتهی می‌شود، که استدلالش انگیزه‌های بزرگ‌تر، مالی و یا غیره است، که باعث افزایش بهره‌وری و نوآوری می‌شوند. تشویق‌ها کمک کننده‌اند، اما اغلب آن‌ها بیشتر آسیب می‌زنند تا خوب باشند، همان‌طور که افراد بازی با سیستم را یاد می‌گیرند.

۶- اسطوره خالق تنها. این بازتاب گرایش ما به بازنویسی تاریخ برای نسبت دادن پیشرفت خلاقیت و چسباندن کارهای نوآورنه به یک شخص و نادیده گرفتن حمایت و تلاش‌های اولیه مشترک است. خلاقیت اغلب کوششی گروهی است. و پژوهش اخیر در تیم‌های خلاق می‌تواند به رهبران برای ساختن نیروهای خلاق کارآمد کمک کند.

۷- اسطوره توفان فکری. بسیاری از مشاوران امروزه درباره‌ی مفهوم توفان مغزی یا گروه‌های خودانگیز بحث برای کشف همه رویکردهای ممکن موعظه می‌کنند،متاسفانه، هیچ مدرکی وجود ندارد که فقط “پرتاب ایده‌ها به اطراف” به طور مستمر می‌تواند باعث پیشرفت بشود.

۸- اسطوره چسبناکی. مومنان به این افسانه می‌خواهند همه با هم و خوشحال در کنار یکدیگر برای پیشرفت و نوآوری سریع‌تر حرکت کنند. از همین رو است که تعداد زیادی شرکت‌های مسخره‌ را می‌بینیم که در آن‌ها کارمندان بازی روی میز و لذت بردن از نهار رایگان را با یکدیگر تجربه می‌کنند. در حقیقت، بسیاری از خلاق‌ترین شرکت‌ها به روش‌هایی رسیده‌اند که سازماندهی‌شان بر مبنای گونه‌ای تعارض و تضاد در فرایند برای حرکت دادن کارمندان‌ برای غلبه بر محدودیت‌های خلاقیت طراحی شده‌ است.

۹- اسطوره محدودیت. یکی دیگر از تصورات پر طرفدار این است که محدودیت مانع خلاقیت است و بیشتر نوآوری‌‌ها توسط افرادی بدست می‌آید که منابع نامحدود دارند. با این حال، پژوهش نشان می‌دهد،که محدودیت خلاقیت را دوست دارد. شاید شرکت‌ها باید خلاف آن عمل کنند – عمدا محدودیت بوجود بیاورند تا پتانسیل خلاقیت را در افراد ایجاد کنند.

۱۰-اسطوره تله موش. عده‌ای به اشتباه فکر می‌کنند که زمانی‌که ما یک ایده‌ی جدید داریم، کار تمام شده است. اما برای یک ایده‌ یا یک تله موش بهتر جهان به طرف ما حرکت نمی‌کند و دری را نخواهد زد و اصلا آن را پیدا هم نخواهد کرد، مگر اینکه با آن ارتباط برقرار کنیم. آن را درست کنیم و مشتری مناسب آن را پیدا کنیم. همه‌ی ما دست‌کم یک تله موش بهتر را می‌شناسیم که هنوز پنهان است.

اگر این‌ها به راستی افسانه‌های خلاقیت در کسب و کار باشند، پس مؤلفه‌های واقعی چه چیزهایی هستند؟ ترسا آمبیل، مدیر پژوهش در هاروارد، معتقد است خلاقیت بر اساس چهار مؤلفه جداگانه شکل می‌گیرد: دامنه تخصص، یک تعریف از روش‌شناسی خلاقیت، افرادی که برای شرکت و پذیرش ایده‌های جدید تعامل دارند. وقتی این موئلفه‌ها همپوشانی دارند جایی است که خلاقیت واقعی اتفاق می‌افتد.

باور به این‌که استارت آپ شما موفق خواهد بود بستگی به این دارد که شرکت خلاقیت و نوآوری بیشتری نسبت به رقیبانتان داشته باشد. به طور کورکورانه به دنبال اسطوره‌های تاریخی نروید. در عوض زمان‌تان را برای دانستن و پرورش مؤلفه‌های خلاقیت در محیط کار صرف کنید.