طلسم جانِ نوشتن

متن، گاهی ادامه‌ی آرام منطق یک زندگی روزمره است در همان بی منطقی هرروزه‌اش.آشوب متن، آشوب سرخ هوا، خیابان، کوچه و اتاق را با خود می‌آورد. مرکب نوشتن، سورئالیسم زندگیست، قصاب متن نه عقلانیت، همان عاقلانه نوشتن است. نویسنده در روان پریشی کلمه، زیبایی جنون را پیدا می‌کند و خون کشتن و کشته شدن .


نوشتن شهوت‌انگیز است، لذتی برهنه، مجذوب اشتیاق؛ در مقابل حزن جنون ضد قهرمانانه‌ی یک قهرمانِ فرهنگی، آنوقت که آزادی در زیر بار فرهنگ خفه می شود.


و خواننده عذابیست مضاعف در بازی مبتذل مبادله‌ی نشانه ها، وقتی نوشتن، اضطرار نوشتن نیست.


متن شیئی که زنده زنده می‌میرد، مرده مرده می‌جنگد، ملال نهیلیسم؛ سوژه‌ای خود شیفته و منحرف، متکثر در ابژه‌های هرزه و ناب.


برای ترس قاعده‌ای وجود ندارد. هراس فردا و گریز از امروز.


نوشتن همان زبان حقیقیت بود که حقیقت را بلعید: نویسنده، متن و خواننده در دام‌ ایدئولوژی کلیشه ها.

متن سقراط است و اخلاق آنارشیسم.

یک دیدگاه بر “طلسم جانِ نوشتن
  1. رضا گفت:

    سلام
    خوشحالم که اولین نفر هستم که وبلاگت را تبریک می گویم.می دانم که در کار وبلاگ هم چون دیگر کارها موفق خواهی بود .
    نویسا باشی

  2. سلام…

    خوش حالم که شما هم در وبلاگ می نویسید … اگر چه گاهی خواننده عذابیست مضاعف اما همواره این عذاب مضاعف خواهم بود!
    نوشتن شهوت انگیز است …
    و من متنی را دوست تر می دارم که زیبایی جنون را در آن بیابم نه آن که ادامه ی آرام منطق یک زندگی روزمره است و لاجرم در همان بی منطقی هر روزه اش.

    وبلاگ مبارک !

    از خواندتان بی نهایت خوش حال شدم

    موفق باشید و نویسا

  3. ممنون از اینکه خبر دادید. من هم شما دوست گرامی و عزیز را لینک کردم.
    وبلاگ فرصتی خواهد بود تا از شما بیشتر بخوانیم.
    موفق باشید

  4. سید حسینی گفت:

    مطلبی جدیدی برای مطالعه ی شما دوست گرامی دارم : آشفته بازار ترجمه و نشر کتاب در ایران

  5. با سپاس از وبلاگ خوبت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*