سواد رسانه‌ای

در گذشته داشتن سواد کافی برای برقراری ارتباط با نوشتار، یعنی توانایی خواندن و نوشتن، مفهوم روشن باسوادی بود. اما آیا در قرن بیست و یکم، و در دنیایی که سرعت تغییرات لحظه‌ایست، و از طرف دیگر شتاب و حجم اطلاعات پیرامون ما سرسام‌آورشده، همچنان می‌توان به یک سطح پایه‌ای از مفهوم سواد بسنده کرد؟ یا این تغییرات تعریف ما را از باسوادی متحول ساخته‌اند؟ گسترش و پیشرفت روزانه‌ی تکنولوژی‌های نوین ارتباطی نشان داده‌اند که ما برای کار، درک، رمزگشایی، و ارزیابی پیام‌ها در این فضای جدید نیازمند توانایی‌های تازه‌ای هستیم. در این جنگل اطلاعاتی عصر دیجیتالیسم داشتن این مهارت‌ها هر روز ضروری‌تر از گذشته به نظر می‌رسند، چه برای اجتناب از افتادن در دام مسیرهای انحرافی باشد و چه برای گم نشدن در توفان پیام‌های بی‌شمار.
مفهوم سواد رسانه‌ای (Media Literacy) در برگیرنده‌ی همین مهارت‌ها است؛ یعنی آن دانشی که به فرد توانمندی برای فهم و کار با رسانه‌ها را می‌دهد، این‌که آن‌ها چطور تولید معنا می‌کنند یا چگونه سازمندهی می‌شوند، و از همه مهم‌تر راه منطقی استفاده از آن‌ها کدام است. شخص توانمند به سواد رسانه‌ای می‌تواند نقشی را که رسانه‌ها در زندگیش بازی می‌کنند تشخیص دهد، عرف و عادات پایه‌ای و مرسوم آن‌ها را بفهمد، و در عین حال آگاهانه از آن‌ها استفاده کند. سواد رسانه‌ای به شخص کمک می‌کند تا ترفندهای رسانه‌های مختلف برای تاثیرگذاری بر مخاطبان را تشخیص دهد، امری که مانع لذت او نیست اما به او توانمندی مصونیت و مقلوب نشدن در مقابل رسانه‌ها را می‌دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *