قدرت ذهن برتر از رسانه‌ها

این‌که رسانه‌ها بر شخصیت افراد یا بر اجتماع چه تائیری می‌گذارند یکی از پرسش‌هایی است که برای سال‌ها ذهن خیلی‌ها را به خودش مشغول کرده و جواب‌های مختلفی هم به آن داده شده، یکی از آخرین مطالب جالبی که در این‌باره خواندم این مقاله‌ی استیون پینکر پرفسور روانشناسی دانشگاه هاروارد در نیویورک تایمز بود.
پینکر در این مقاله سعی می‌کند به این پرسش اصلی جواب بدهد که آیا رسانه‌های جدید آن‌گونه که منتقدان ادعا می‌کنند تهدیدی برای قدرت ذهن و هوش انسان‌ها هستند یا نه؟
او ابتدا به بعضی موارد که منتقدان به آن توجه کرده‌اند اشاره می‌کند مثل این‌که استفاده از موتورهای جستجوی اینترنتی باعث تشویق ما به پرش از روی اطلاعات می‌شود به جای این‌که ما تمرکزمان را به عمق دانش معطوف کنیم، یا اینکه استفاده از توئیتر توجه ما را کاملا محدود می‌کند.
او می‌گوید که معمولا این‌گونه حرف‌ها در آزمون و در واقعیت چندان پایه و اساسی ندارند و برای اثبات حرف خود به مورد کتاب‌های کمیک دهه‌ی پنجاه در آمریکا اشاره می‌کند که متهم بودند باعث افزایش جرم و بزهکاری در میان جوانان می‌شوند اما بعد مشخص شد مسئله کاملا برعکس بوده و در آن دوره میزان جنایت کاهش هم داشته است. مورد دیگری که او مثال می‌زند به نقش بازی‌های کامپیوتری در دهه‌ی نود بر می‌گردد که همزمان بوده‌اند با کاهش قابل توجه میزان جرم در آمریکا.
در ادامه او می‌گوید که تقریبا کمتر دانشمندی است که این روزها از این تکنولوژی‌های نوین استفاده نکند و این در حالی است که آن‌ها نیازمند کار فکری زیادی هستند، بنابراین اگر وسایل الکترونیکی جدید برای هوش ضرر داشتند ما باید شاهد کاهش کیفیت علم می‌بودیم در حالی که نه تنها این‌طور نیست بلکه حتی شاهد هستیم که رشته‌هایی که زندگی کاملا ذهنی داشتند مثل فلسفه، تاریخ یا نقد فرهنگی نیز به سمت و سوی استفاده از همین وسایل کشیده شده‌اند.
در بخش دیگری از این مقاله پینکر سعی می‌کند به رد این نظر برخی منتقدان بپردازد که به قول او از علم بر علیه خود علم استفاده می‌کنند. این گروه از منتقدان بر مسئله تجربه تکیه می‌کنند و معتقدند که تجربه‌ها باعث تغییر در بافت مغز می‌شوند، اما او می‌گوید که علم عصب‌شناسی این حرف را اثبات نمی‌کند.
به نظر او تاثیرات مخرب رسانه‌های الکترونیکی احتمالا خیلی کمتر از آن چیزی است که منتقدان اشاره می‌کنند، از نظر منتقدان مغز به گونه‌ای در نظر گرفته می‌شود که کیفیت هر آن‌‌چه را که بکار می‌گیرد از آن خودش می‌کند، مثل این حرف که “شخصیت شما به آن‌چه می‌خورید بستگی دارد” همان‌طوری که مردم قدیم باور داشتند که اگر شما حیوانات درنده را بخورید خوی آن‌ها را می‌گیرید. حالا این منتقدان هم حدس می‌زنند که توجه ما به نکات کلیدی به جای همه‌ی یک مطلب، یا استفاده‌ی ما از پست‌های توئیتری باعث می‌شوند که فکر ما مثلا توئیتری بشود.
با این‌وجود او می‌پذیرد که جریان ثابت اطلاعات می تواند باعث آشفتگی ذهنی یا اعتیاد هم بشود، بخصوص در بین افرادی که توجه کمتری به نظم دارند. اما معتقد است که این مسئله پدیده‌ی تازه‌ای نیست. او راه حل را در افزایش توانایی خود کنترلی بیان می‌کند، همان‌طوری که ما از این استراتژی در مهار دیگر اغواهای زندگی استفاده می‌کنیم. پس گاهی باید کامپیوتر را خاموش کرد سراغ ایمیل یا توئیتر نرفت یا به موبایل در موقع نهار یا شام جواب نداد.
او نتیجه‌گیری می‌کند که رسانه‌های جدید به هر حال گسترش پیدا کردند، درحالی که دانش نیز به‌طور انفجارآمیزی در حال افزایش است و البته گنجایش مغز انسان و همچنین زمان محدود هستند. اما خوشبختانه اینترنت و تکنولوژی اطلاعات کمک ما در جستجو، بازیافت و مدیریت هوشمندانه‌ی مجموعه‌های خروجی در مقیاس‌های متفاوت است. از توئیتر گرفته تا کتاب‌های الکترونیک و دانشنامه آن‌لاین، همه‌ی این‌ها ما را از کودن شدن دور می‌کنند. در واقع از نظر پینکر این تکنولوژی‌ها تنها چیزهایی هستند که ما را باهوش نگه می‌دارند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *