ماجرای ژورنالیسم ویکی‌لیکس

“ما فقط یک‌بار زندگی می‌کنیم، به همین دلیل باید در دوران خود کاری مفید و رضایت‌بخش انجام دهیم. کار من، برای چنین منظوری است، من از ایجاد کارهای بزرگ و کمک به انسان‌های زخم خورده لذت می‌برم، خوشم می‌آید آرامش قدرتمندان را بهم بزنم، این کار واقعا به من لذت می‌بخشد.” این‌ها بخشی از حرف‌های جولیان آسانژ یکی از بنیان‌گذاران ویکی‌لیس در مصاحبه‌اش با مجله اشپیگل است. اما آیا باید به کار آسانژ و همکارانش در افشای اسناد محرمانه جنگ افغانستان فقط از دید سیاسی نگاه کرد؟ یا کار آن‌ها یک پدیده و تحول در روزنامه‌نگاری نیز بوده است؟
روی گرینسلد (Roy Greenslade) استاد ژورنالیسم در دانشگاه لندن معتقد است که انتشار اسناد محرمانه جنگ افغانستان بر روی سایت ویکی‌لیکس یک موفقیت بزرگ است برای آن‌چه او آن را Data ژورنالیسم می‌نامد. از نظر او اگر چه نمی‌توان منکر تلاش آدم‌هایی شد که این اسناد را به ویکی‌لیکس انتقال داده‌اند اما به هر حال محتوای اسناد اهمیت بیشتری دارند، زیرا این وقایع‌نگاری یک منبع اطلاعاتی گران‌بها است که حالا در دسترس همه قرار دارد. او می‌گوید که ارسال مدارک بر روی اینترنت به خودی خود یک عمل روزنامه‌نگارانه به حساب نمی‌آید، بلکه این تازه آغاز یک فرایند روزنامه‌نگاری است، که شامل، تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات متن‌ها و اسناد می‌شود، همان‌طور که این کار تا اندازه‌ای در نیویورک‌تایمز و گاردین انجام شد.
با این وجود اگر فکر کنیم در این ماجرا با پدیده‌ا‌ی کاملا جدید روبرو هستیم در اشتباهیم. در واقع Data ژورنالیسم دارای یک سابقه‌ی تاریخی درخشان است از نام گزارشگرانی که با شامه‌ی تیز خود صفحه به صفحه اسناد مختلف را بررسی کرده‌اند تا از یک طرف پرده از حقایق بنایان برانداز بردارند، یا خبرهای دست اولی را افشا کنند.
اما گذشته‌ی Data ژورنالیسم اغلب مورد فراموشی واقع می‌شود. یکی از درخشان‌ترین مثال‌ها در این مورد مربوط به تحقیق مشهور ساندی‌تایمز بر روی استفاده از داروی تالیدومید (thalidomide) است. بر این اساس آرام‌بخشی که توسط یک شرکت داروسازی آلمانی تولید می‌شد در سال ۱۹۶۱ به خاطر عوارض شدیدش بر روی کودکان از بازار جمع‌آوری شد. در جریان این تحقیق‌ ساندی‌تایمز می‌پردازد به جمع‌آوری هزاران سند داخلی شرکت درباره‌ی دارو، در حالی که همه‌ی آن‌ها باید از آلمانی به انگلیسی ترجمه می‌شدند. آن‌طوری که فیلیپ نایتلی یکی از گزارش‌گران این تحقیق گفته است، تجزیه و تحلیل و بررسی این اسناد نزدیک به یک سال وقت و زحمت برای آن‌ها در بر داشت.
مورد تاثیرگذار دیگر که در اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰ روی داد و از آن به عنوان بزرگ‌ترین خبر دست اول همه‌ی زمان‌ها در روزنامه‌نگاری یاد می‌کنند مربوط به تحقیق واترگیت به وسیله‌ی باب وود وارد و کارل برنشتین است، گزارش آن‌ها تا حد زیادی وابسته به یک منبع ناشناس بود که به گلوی عمیق Deep Throat مشهور شد. اگرچه روزنامه‌نگاران همیشه منابع ناشناس خودشان را داشته‌اند، اما این مورد یکی از درخشان‌ترین نمونه‌ها محسوب می‌شود.
پروفسور گرینسلد معتقد است که روزنامه‌نگاران باید از وجود ویکیلیس خشنود و سپاسگذار باشند، به خاطر این‌که نقطه‌ی مرکزی همه‌ی فعالیت‌های روزنامه‌نگاری بر اساس افشاگری از موضوعات مورد علاقه‌ی عمومی است، همان چیزی که عده‌ای باور دارند باید مخفی بماند. پس این سایت سزاوار تشویق ماست و همچنین نیازمند حمایت و دفاع روزنامه‌نگاران از آن در برابر واکنش نیروهایی که بدنبال مانع شدن افشاگری هستند.
زمانی در جریان جنگ ویتنام دستگاه دولتی نیکسون مردی را که اسناد پنتاگون را در اختیار مطبوعات گذاشت خطرناکترین فرد آمریکا نامیدند، آیا جولیان آسانژ و همکارانش امروز در همان موقعیت قرار دارند؟ آسانژ می‌گوید خطرناک‌ترین مردان کسانی هستند که جنگ را به پا می‌کنند، ما باید جلوی آن‌ها را بگیریم، اگر این فکر مرا در نظر کسی خطرناک جلوه می‌دهد، لابد همین‌طور است.

  • منابع
  1. مصاحبه اشپیگل با جولیان آسانژ، با این توضیح که نقل قول‌های من از این مصاحبه با تغییرات و تفاوت‌هایی در کلمات و جمله‌بندی است.
  2. We should be thankful for WikiLeaks

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *