فهرست‌ها چگونه به ما کمک می‌کنند

معمولا در آخر سال‌ شما فهرست‌های متنوعی از برترین‌های مختلف را می‌بینید، از فهرست ده کتاب برتر سال گرفته تا فهرست بهترین ورزشکاران یا بازیگران، و حتی ممکن است به فهرستی برسید که ترکیبی از بهترین بهترین‌ها باشد. به هر حال این فهرست‌ها هم محبوب روزنامه‌نگاران هستند و هم خوانندگان، اما چرا؟

آن‌ها ما را باهوش‌تر می‌کنند

همه‌ی ما علاقه‌هایی داریم که در طول سال کمتر فرصت پیدا می‌شود به آن‌ها بپردازیم، فهرست‌ها امکان این را فراهم می‌کنند که ما به راحت‌ترین و سریع‌ترین شکل دانسته‌های‌مان را درباره‌ی این علاقه‌ها بیشتر کنیم. مثلا شما با یک نگاه به فهرستی از بهترین‌‌ مجموعه‌های شعر سال می‌توانید اطلاعات مختصری از وضعیت شعر در یک سال گذشته بدست بیاورید و همین اندازه هم می‌تواند به شما در دنبال کردن بحث‌های مربوط به آن کمک‌تان کند.

در واقع فهرست‌ها تحلیل کوچکی از اتفاقات سال هستند، درباره‌ی آن چیزها یا افرادی که مهم شده‌اند یا سقوط کرده‌اند، تازه آمده‌ها، یا از دور خارج شده‌‌ها، برنده‌های سال، یا بازنده‌های آن و  …

به زبان ساده آن‌ها یک‌جور غدای فکری برای ما فراهم می‌کنند، در حالی که زندگی امروز فرصت کمی به ما می‌دهد که در جریان خیلی از علاقه‌های‌مان باشیم، اگر‌چه درباره‌ی آن‌ها حریص هستیم و دوست داریم اطلاعات‌مان به روز باشد.

آن‌ها قابل یاد‌آوریند

فهرست‌ها با تقسیم اطلاعات به بخش‌های مختلف امکان یاد‌آوری را آسان‌تر می‌کنند. روانشناسی نشان داده که مقدار مشخصی از اطلاعات می‌تواند برای مردم متناسب‌تر باشد. بر همین اساس روی آوردن به تکنیک‌‌هایی تقلیل و ساده کردن داده‌ها ضروری به نظر می‌رسد. اگر شما بتوانید مسائل را به بخش‌های معنا‌دار و مشخصی تقسیم کنید، یادآوری آن‌ها خیلی راحت‌تر خواهد بود.

حالا اگر این بخش‌ها را شماره‌گذاری کنید باز هم به یاآوری اطلاعات کمک کرده‌اید. برای مثال مردم احتمالا فهرستی از ۱۰ آلبوم برتر سال را که شماره‌گذاری شده‌اند بهتر بیاد خواهند آورد تا زمانی که گزارش مشروحی درباره‌ی آن می‌خوانند.

فهرست‌ها دریاد‌آوری موضوعات به ما کمک می‌کنند، آن‌ها همچنین توانایی بوجود آوردن حسی نوستالژیک را در ما دارند.

آن‌ها نوستالژیک و آینده‌گرایانه‌اند

فهرست‌ها خلاصه‌ای مفید از آن‌چه در تمام سال اتفاق افتاده فراهم می‌کنند، و می‌توانند به ما افقی بدهند برای نگاه به آینده. تکثیر آن‌ها در ماه آخر سال کمکی‌ست برای خلاصه کردن تمام سال، و فشرده کردن همه‌ی آن‌چه رخ داده‌اند، و اهمیت دارند برای توجه دوباره.

اندیشیدن به فهرست به نوعی پیش‌بینی درباره‌ی خاطرات آینده است، چیزهایی که در ما ادامه خواهند داشت، شکلی از نوستالژی به آن‌ها گره خورده است، در واقع آن‌ها از جنس آینده‌اند. آن‌ها بیشتر کوشش ما برای تعریف کردن آن چیزی است که قصد داریم بیاد بیاوریم. گونه‌ای نظم دادن به آن‌چه به یاد خواهیم آورد از این زمان، در فردا و فرداهای بعد.

آن‌ها تجربه‌های ما را شرح داده و نظم می‌دهند

فهرست‌ها به منطقی کردن جهان در نزد ما کمک می‌کنند ، شفافیتی که باعث تسریع عملکردها می‌شود.

فهرست‌ها با خودشان نظم می‌آورند، سادگی، اولویت‌بندی، و کمک می‌کنند تا صداهای حسی متناقض درون‌مان را بشنویم. آن‌ها به ما کمک می‌کنند تا در جهانی که تکنولوژی و ارتباطات در آن  جریان مداومی از تولید اطلاعات را بوجود آورده‌اند خودمان را هدایت کنیم.

آن‌ها معجونی از صداهای مختلفند

بعضی از فهرست‌ها به طور طبیعی خودشان را وقف بحث‌های سرگرم‌کننده و جالب می‌کنند. ما می‌توانیم نگاهی به لیست بهترین کتاب‌ها بیاندازیم و درباره‌ی آن‌ها با دوستان ادبی‌مان بحث کنیم. یا می توانیم یک فهرست از بهترین ویدیو‌های یوتیوب را با دوستان‌مان به اشتراک بگذاریم.

در سال‌های اخیر رسانه‌های اجتماعی به ما کمک کرده‌اند تا بحث‌های بیشتری درباره‌ی فهرست‌ها داشته باشیم، حالا فهرست‌های بیشتری در وبلاگ‌های شخصی منتشر می‌شوند، در حالی که شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک و توئیتر هم به این بحث‌ها دامن می‌زنند.

فهرست‌ها ذاتا دموکراتیک هستند، و در ده سال گذشته نیز بیش از پیش به گونه‌های انتشار شخصی وابسته شده‌اند.

آن‌ها دیدگاه‌های ما را رتبه‌بندی می‌کنند

نوع واکنشی که ما به فهرست‌ها نشان می‌دهیم چیزهای زیادی درباره‌ی شخصیت ما می‌گوید. وقتی ما فهرستی از ده فیلم برتر سال را می خوانیم، آیا منفعلانه آن را می‌پذیریم که این‌ها بهترین فیلم‌های سال بوده‌اند، یا به این احساس می‌رسیم که برای رد آن بحث کنیم؟

مردم دوست دارند که قضاوت و برداشت خودشان را با دیگران مقایسه کنند، اگر شما یک فرد شورشی باشید، فهرست به شما این فرصت را می‌دهد که نظرتان را بیان کنید، “من آگاهم از آن‌چه شما می‌گویید اما  به نظر من شما اشتباه می‌کنید”.

و اگر شما بخواهید عقیده‌تان را روشن‌تر بیان کنید، فهرست خودتان را ارائه می‌دهید.

آن‌ها عقاید را بیان می‌کنند

هیچ دو فهرستی را پیدا نمی‌کنید که شبیه به یکدیگر باشند. اگر شما به فهرست ده کتاب برتر سال نگاه کنید، آن‌ها متفاوت خواهند بود زیرا آن‌ها بیان‌گر عقاید افراد متفاوتی هستند.

به نظر می‌رسد شرکت‌های رسانه‌ای بیش از پیش به استفاده از فهرست‌ها روی می‌آورند و این احتمالا به دلیل فرهنگ مجموعه‌سازی و گردآوری اطلاعات درآن‌هاست. فهرست‌ها  همچنین روشی هستند برای این‌که شما زمان را خلاصه کنید و نسبت خودتان را با مهمترین رویدادها نشان دهید، در حالی که مجبور هم نیستید که به طور واضح درباره‌ی آن‌ها عقایدتان را بیان کنید. شما می‌توانید ده رویداد را در کنار یکدیگر قرار دهید و بگویید، این‌ها ۱۰ رخداد مهم سال هستند، شما اطلاعاتی واقعی ارائه می‌کنید، اما واقعیت این است که به طور ضمنی از روشی روزنامه‌نگارانه برای بیان آن استفاده کرده‌اید.

آن‌ها غنیمت‌های فرهنگی‌اند

در مقدمه‌ی فهرست صد نمایش برتر تاریخ تلوزیون، منتقد مجله تایم می‌نویسد،” فهرست‌ها به طور شگفت‌انگیزی اهمیت دارند، آن‌ها چگونگی تعریف ما از موضوعات را نشان می‌دهند، آن‌چه را که از سرگرمی و هنر می‌خواهیم، و این‌که چه انتظاری از فرهنگ‌مان داریم”.

فهرست‌ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوتند. نگاهی به آن‌ها می‌تواند در فهمیدن این تفاوت‌ها به ما کمک کند. اگر شما می‌خواهید یک فرهنگ را بشناسید، و پی به ارزش‌های آن ببرید، به فهرست بهترین‌های آن نگاه کنید.

آن‌ها کاربردی هستند

وقتی اطلاعات به صورت فهرست ارائه می‌شود، بیشتر کاربردی به نظر می‌رسد. چیزی که برای خوانندگان ایده‌آل است، چون می‌توانند با رجوع به این فهرست‌ها برخی نکات مورد نظرشان را به کار گیرند.

آن‌ها انگیزه دهنده‌اند

در پایان سال و در سفر، شاید مردم زمان بیشتری برای انجام کارهایی صرف کنند که در تمام سال از آن غفلت کرده‌اند. این همزمانی فهرست‌ها با آخر سال و زمان تعطیلات مهم است، زیرا آن‌ها را در لحظه‌ی مناسبی از زمان قرار می‌دهد، وقتی که یا در حال مسافرت هستیم و یا در خانه‌ی پدر و مادر، و احتمالا می‌توان امیدوار بود که زمان آزاد بیشتری نسبت به بقیه سال داشته باشیم.

همچنین فهرست‌ها می‌توانند منبع الهام خوبی باشند برای تصمیم‌سازی‌های سال آینده. مثلا ممکن است تصمیم بگیریم در سال بعد بیشتر مطالعه کنیم، یا تمرینات ورزشی بیشتری داشته باشیم. شاید هم تصمیم بگیریم پروژه‌ی جدیدی را شروع کنیم و در این مسیر بتوانیم از ایده‌های دیگران نیز کمک بگیریم، مانند فهرست ایده‌های آخر سال نیویورک تایمز که کمک کننده‌اند.

چرا ۱۰؟

زمانی که به مسئله فهرست می‌رسیم ۱۰ عددی جادویی است. اگر بخواهیم به گذشته و تاریخ برگردیم می‌توانیم به نکات زیادی درباره‌ی آن اشاره کنیم، اما در خلاصه‌ترین شکل شاید بشود به ریشه‌ی اصلی آن اشاره کرد، که احتمالا از بدن انسان سرچشمه گرفته است، در این مورد کافی‌ست ففط به انگشتان دست‌ها و پاها نگاه کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *