مغز عصر سنگی در جهان مدرن رسانه‌های اجتماعی

Jay Giedd محقق انستیتو ملی سلامت روانی آمریکا‌ست که در مصاحبه‌ی زیر درباره‌ی چگونگی تکامل مغز انسان برای انجام کارها و این‌که مغزهای ما چطور خودشان را با جهانی که مدام و به سرعت در حال تغییر است مطابقت می‌دهند صحبت می‌کند.

مصاحبه‌گر: مغز ما به شیوه‌های گوناگون با چالش تاثیرات وظایف چندگانه که از عصر رسانه‌های اجتماعی و استفاده از کامپیوتر ناشی شده روبروست.

Giedd: شیوه‌‌ای که ما اطلاعات را دریافت کرده، خودمان را سرگرم می‌کنیم و تعامل‌مان با دیگران در ده سال گذشته بیش از پانصد سال گذشته تغییر کرده‌ است – از زمانی که گوتنبرگ ماشین چاپ را اختراع کرد. پس این تغییرات یک چالش واقعی برای پژوهشگران است بخصوص که خیلی به سرعت اتفاق افتاده‌اند. بنابراین، نوجوانان امروز به طور متوسط حدود یازده و نیم ساعت را با رسانه‌ها سپری می‌کنند، که این مقدار بیشتر از شش ساعت و نیم همین پنج سال پیش است. در نتیجه‌ فعالیت‌های کودکان و نوجوانان به میزان زیادی تغییر کرده‌اند. ما با این چالش روبرو شده‌ایم – که چطور کارمان با این تغییرات متناسب باشد و چگونه تاثیرات خوب و بدش را بر رشد مغز ارزیابی کنیم.

مصاحبه‌گر: پس چطور تا این اندازه خوب کودکان ما در مرور زمان به وظایف چندگانه عصر دیجیتال منتقل شدند؟ مشاهدات اولیه تا حد خوبی این حقیقت را نشان داده‌اند، که مغز انسان یک سابقه‌ی با موفقیت در تطبیق با چالش‌هایی دارد که از ابتدا برای آن طراحی نشده است – مانند خواندن.

Giedd: این هوشمندانه است که به یاد داشته باشیم که بیشتر انسان‌هایی که زندگی کرده و مرده‌اند هرگز سواد خواندن نداشته‌اند. بنابراین، ما توانا به تغییر کار مغز هستیم بر این مبنا که نوشته شدن کلمات و این محیط را داشته‌ایم. اکنون پرسش این است که آیا ما توانایی تغییر و آمادگی در مواجهه با موج اطلاعاتی که از انواع منابع گوناگون هست را هم داریم. تاکنون مغز انسان به خوبی وظیفه‌اش را در مواجهه با تغییرات انجام داده است – و خودش را با محیط هماهنگ کرده، اما محدویت‌هایی در توانایی وجود دارد. از این رو دیدن آن‌هایی که بومیان دیجیتال خوانده می‌شوند خیلی جالب است… بچه‌هایی که در حال بزرگ شدن هستند وهرگز با ابزارهای مولتی مدیا آشنا نبوده‌اند… این‌که آیا توانایی مغز آن‌ها در مطابقت به گونه‌ای متفاوت از مسن‌ترها خواهد بود.

مصاحبه‌گر: رشد اولیه مغز انسان برای کارها چگونه بوده؟ دکتر شما می‌گویید که مغز ما از پایه برای آموزش از طریق مثال طراحی شده است.

Giedd: آموزش از طریق مثال خیلی قدرتمند است و پدر و مادرها حتی وقتی نمی‌توانند پی ببرند که در حال آموزش دادن هستند فقط از طریق جزئیات زندگی روزمره‌ این کار را انجام می‌دهند. چگونگی رفتار آن‌ها به عنوان زن و شوهر. شیوه‌ای که آن‌ها درباره‌ی کار حرف می‌زنند. وقتی در ترافیک گیر کرده‌اند. شیوه‌ای که زمان و احساسات‌شان را مدیریت می‌کنند. و بیشتر آموزش‌ها  این‌گونه انجام می‌شود. نه وقتی که شما نشسته‌اید و لحظه‌های بخصوصی که مشغول یک مکالمه و گفتگو هستید – این لحظه‌های هر روزه هستند که در واقع یک تاثیر عظیم بر چگونگی شکل‌گیری فرم مغز و مطابقتش دارند .

خوب است به یاد داشته باشیم که ما در محیطی که خیلی متفاوت از شرایطی که مغز انسان در آن رشد کرده زندگی می‌کنیم، و در حالی که مغز ما کاملا منعطف و تطابق‌پذیر است، محدودیت در انعطاف عملکرد خوب شناختی و توجه وجود دارد. برای مثال: مغز نمی‌تواند بر دو جریان اطلاعات پیچیده در یک زمان توجه داشته باشد و باید یک در میان آن را انجام دهد، و این حرکت رفت و برگشت یک هزینه‌ی شناختی دارد. این‌ حقیقت درباره‌ی آن‌هایی که به اصطلاح “بومی‌های دیجتال” شناخته می‌شوند هم صدق می‌کند همان‌طور که برای هر شخص دیگری وجود دارد. شناخت انسانی، شناخت انسانی‌ست، اگر‌چه در قرن ۲۱ هستیم اما تا حد زیادی هنوز مغز‌های عصر سنگی‌مان را داریم.

منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*