بایگانی ماهیانه: بهمن ۱۳۸۸

رابطه‌ی کالا، خبر و خرگوش

نوشته‌شده در توسط .

۱- کالاها را می‌شود لمس کرد، پوشید، نوشید، واکس زد، راند یا خواند. در ظاهر بین ما و کالاها رابطه‌ای خوشایند برقرار است. اما اگر از مارکس بپرسید به شما می‌گوید در پس این رخ نمایی معصومانه و دلربا، چیزهایی معماوار و جادویی نیز پنهان است، مثل یک امر فرا حسی. او به طعنه می‌گوید: روی سرش می ایستد و از مغز چوبی خود ایده‌های مضحکی بیرون می‌دهد، بسیار شگفت‌تر از آن که با اراده‌ی خود به رقص در آید، شاید جرقه‌ی این استعاره یک عروسک باشد. به هر حال مارکس به کالاها بدبین بود. نظریه شیئ‌وارگی اوج این بدبینی است.

۲- اگر فرویدی به کالاها نگاه کنیم، آنها این امکان را برای مصرف کننده فراهم می‌آورند تا برملا شدن امیال شهوانی را تجربه کند. مجذوب شدن در موسیقی mp3 player ها، لطافت روغن استحمام بر سرتاسر بدن و راحتی تمام و کمال حوله‌ی پالتویی از مواردی است که یک محقق فرویدی از آن اسم می‌برد.

۳- تبلیغات محل برخورد رسانه‌ها و کالاهاست. رابطه‌ای همراه با عشق و نفرت. بیشتر رسانه‌ها با پول تبلیغات زنده‌اند و از طرف دیگر به واسطه‌ی همین تبلیغات آزادی عمل خود را در بسیاری از موارد از دست می‌دهند. رسانه‌ها بدون تبلیغات و تبلیغات بدون رسانه‌ها، گزاره‌هایی کمتر قابل تصور هستند.

۴- ارزش خود خبر به عنوان کالا سابقه‌ای طولانی‌تر از عصر اطلاعات و این سال‌ها دارد. اما در این زمان است که آنها با کمک تکنولوژی‌های نوین ارتباطی، لباس نامرئی به تن کردند تا به شکل امواج و صفر و یک‌های دیجیجتال خودشان را تبدیل به موجوداتی فضایی و بی زمان و مکان کنند. خبرها را حالا پشت هیچ دری نمی‌توان پنهان کرد.

۵- بدبینی مارکس در مورد کالاها را می‌شود به خبرها هم تعمیم داد. به طور مثال در تبلیغات سیاسی گاهی فاصله‌ی بین خبر و تبلیغات در حد صفر است و خبر همان تبلیغ می‌شود، در تبلیغات تجاری، روانکاوی فرویدی می‌تواند انواع ترفند‌های نامرئیی را بر ما آشکار کند که برای دستکاری و تاثیر گذاری بر ناخودآگاه مصرف کننده در نظر گرفته شده اند.

۶- باید توجه کنیم که رسانه‌های ایدئولوژیک و انحصارگرا از بیشتر قاعده‌ها مستثنا هستند. دست آنها آنچنان رو است که برای کشف رمزهایشان احتیاج به هیچ کلیدی نیست. این‌گونه رسانه‌ها به شعبده‌بازانی می‌مانند که به جای ظاهر کردن خرگوش با کلاهشان، خودشان از کلاه خرگوش بیرون می‌آیند.

 

هائیتی و ارزش‌های خبری

نوشته‌شده در توسط .

برای رسانه‌ها خبر بد یعنی خبر خوب. این جمله هنوز یک کلید مناسب برای تفسیر ارزش‌های خبری در رسانه‌هاست. کافیست همین حالا نگاهی به سر خط خبرها در مهمترین شبکه‌ها و یا سایت‌های خبری جهان بیاندازید تا ببینید چگونه آنها پر شده‌اند از تصاویر زلزله‌ی فاجعه بار هائیتی. کشوری کوچک و فقیر که تا چند روز قبل شاید برای خیلی از مردم جهان حتا وجود خارجی نداشت به واسطه‌ی یک فاجعه، ناگهان تبدیل به کانون جهانی خبر شد، همان‌طور که قبلا بم چنین سرنوشت مشابهی را از سر گذرانده بود.
اما قصد من در این نوشته پرداختن به نحوه‌ی پوشش این گونه اخبار در رسانه‌های بین‌المللی نیست. بلکه برعکس دوست دارم این رویداد را از زاویه‌ی محدود‌تر و درچارچوب رسانه‌های خودمان بررسی کنم.
معمولا افراد یا ملت‌هایی که یک فاجعه را تجربه کرده‌اند بیشتر قادر به همدردی با آسیب‌ دیدگان حوادث مشابه آن رویدادها هستند تا دیگران. پس جای تعجب نداشت اگر چنین همدردی را با مردم هائیتی بیشتر دررسانه‌های ایران می‌دیدم تا هر جای دیگر. پس کدام علت‌ها باعث می‌شوند که چنین رخدادی در رسانه‌های ما تقریبا سطح بسیار کمی از پوشش خبری را به خودش اختصاص دهد، و حتا در محیط غیر رسمی وبلاگ‌ها هم چندان احساسی را برنیانگیزد؟
می‌توان جواب‌های فرضی مختلفی به این پرسش داد. از جمله این‌که این روزها حوادث تلخ خودمان آنقدر زیاد بوده که همه ترجیح می‌دهند چنین اخباری را نادیده بگیرند و تلخی بر تلخی نیافزایند. یا این‌که ما ادعاهایی مثل « بنی آدم اعضای یک پیکرند… » یا « مدیریت جهانی » را فقط برای سردر و صحن سازمان ملل طراحی می‌کنیم وگرنه پای عمل که برسد با مردم خودمان هم غرییه هستیم چه رسد به مردم هائیتی.
جواب‌های بیشتری نیز می‌توان در نظر گرفت اما من ترجیح می‌دهم مسئله را از زاویه‌ی تخصصی رسانه‌ها ادامه دهم. در رسانه‌های خبری معمولا هفت ارزش اصلی برای ترجیح اخبار بر یکدیگر وجود دارند که شامل: فراگیری یا دربرگیری ( Impact )، شهرت ( Fame )، کشمکش، برخورد، تضاد، اختلاف ( Conflict )، استثنا، شگفتی، غیرعادی بودن ( Oddity )، بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار ( Magnitude )، تازگی ( Timelyness ) و مجاورت، نزدیک بودن ( Proximity است.
خبر زلزله هائیتی را می‌توان شامل حداقل سه ارزش خبری غیرعادی بودن به معنای این‌که یک رویداد روزمره نیست، بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار به خاطر ابعاد عظیم فاجعه و تازگی برشمرد.
اما کدام ارزش خبری در این‌جا وجود ندارد که باعث کم رنگ شدن پوشش آن در رسانه‌های خبری ما شده است؟ تاکید من بر ارزش مجاورت، نزدیک بودن است. مردم ترجیح می‌دهند، ابتدا از خبرهایی مطلع شوند که اطراف محل زندگی آنها رخ می‌دهد. چرا که باور دارند چنین رخدادهایی می تواند بر نحوه زندگی و یا تصمیمات آنها تاثیر گذار باشد.
اهمیت ارزش خبری مجاورت برای مردم و رسانه‌های ما نشان می‌دهد که تفکر ایرانی همچنان تا چه اندازه محلی‌گرا و دور از نگاه جهانی شده‌ی امروز است. برای ما از هر دسته و گروه، همچنان اخبار و رویدادهای جهانی فقط تا زمانی اهمیت دارند که بازتاب دهنده‌ی اتفاقات ایران و ایرانی باشند.