بایگانی ماهیانه: شهریور ۱۳۸۹

هشت گرایش عمده‌ی رسانه‌های دیجیجتال در سال ۲۰۱۰ (بخش دوم)

نوشته‌شده در توسط .

۵- تبلت‌ها (Tablets) در حال تغییر دادن عادت‌های رسانه‌ای ما هستند
به بازار آمدن آی‌پد اپل باعث شتاب بیشتر شرکت‌های رسانه‌ای در بازار کتاب‌خوان‌های الکترونیکی شد. حالا شرکت‌های رسانه‌ای به سرعت در این مسیر در حال حرکتند تا با ارائه اپلیکیشن‌های خبری هیجان‌انگیزتر و متناسب با تبلت‌های جدید خودشان را در مسیر پیشرفت قرار دهند.
اپل خیلی زود با رقبایش روبرو شد، با تبلت‌های سبک‌تر و حتی با صفحه نمایش بهتر، که البته بیشتر آن‌ها با سیستم عامل گوگل یعنی آندروئید کار می‌کنند.
اکنون برای بیشتر شرکت‌های رسانه‌ای الگوی مورد علاقه کاربران نیز مورد توجه است. مثلا ای‌پد خودش را به عنوان یک وسیله‌ی راحت برای کار در کاناپه‌ و نیمکت نشان داد – تا جایی که خیلی از کاربران اصلا آن را برای کار در آخر شب تهیه می‌کنند.
بعد از آن کیندل (Kindle) و دیگر جوهر نوشت‌های الکترونیکی (e-ink) قرار دارند که هدف طراحی آن‌ها ارائه‌ی یک تجربه‌ی خوب برای کاربر در هنگام کتاب‌خوانی یا سر و کار داشتن با انواع دیگر متن‌ها است.

در سال ۲۰۱۰ تعداد کتاب‌خوان‌های الکترونیکی در بازار به‌طور قابل توجهی رو به افزایش بوده‌اند، و می‌توان حدس زد که همچنان هیاهو در اطراف این تکنولوژی ادامه خواهد داشت.
در سال آینده نیز ما تعداد بیشتری از تبلت‌ها و انواع دیگر کتاب‌خوان‌های الکترونیکی را در بازار خواهیم دید، الان آی‌پد پیشتاز است، اما دورنما هنوز نامشخص و با تغییرات زیاد خواهد بود.

۶- تاکید بیشتر بر مدل‌های جدید تبلیغات
تا زمانی که فضا برای نمایش تبلیغات فراوان است و قیمت‌ها پایین‌، سایت‌های رسانه‌ای ناگزیر به صرف زمان و پول زیاد برای توسعه بیش از پیش مدل‌های حرفه‌ای‌تری از آگهی برای مشتریان‌شان هستند. آگهی‌دهندگان خواستار دلایلی می‌شوند که نشان دهد هزینه‌ی آگهی آن‌ها به هدر نمی‌رود، مسئله‌ای که سایت‌های رسانه‌ای را تحت فشار رو به افزایشی برای اثبات تاثیر آگهی در سایت‌هایشان قرار می‌دهد. بنابراین ما احتمالا راه‌های خلاقانه‌تری را در این عرصه خواهیم دید، همزمان با تلاش سایت‌ها برای دست یافتن به مدل‌هایی از ارائه آگهی که هم برای آگهی‌دهندگان و هم کاربران راضی کننده باشد.

۷- همزمانی
تاخیر در انتشار اخبار یک روش قدیمی و مربوط به گذشته است. امروزه اخبار همانطور که اتفاق می‌افتند منتشر می‌شوند. ما در حال تجربه‌ی این همزمانی در دنیای وب هستیم. مسیری که در پیشرفت آن فیدهای خبری نقش زیادی داشته‌اند، البته با کمک سایت‌هایی مثل فیس‌بوک و توئیتر.
کاربران به‌طور فزاینده خواهان افزایش سرعتند، یعنی شیوه‌ای از ارائه خبر که هم قانع کننده باشد و هم سریع. در رویدادهای مهم خبری کاربران حالا تا حد زیادی راه‌های حرفه‌ای‌تری را برای جمع‌آوری و دنبال کردن جریان اخبار به‌طور همزمان و از طریق شاهدان عینی متعدد در اختیار می‌گیرند. مسئله‌ای که شرکت‌های رسانه‌‌ای سنتی را در مقابل یک چالش بزرگ قرار داده، همان‌طور که آن‌ها در حال روبرو شدن با آماتورهای هوشیاری در صحنه‌ی خبرهستند.
پس سایت‌های خبری نیز بیشتر قانع می‌شوند تا از امتیاز خصوصیت همزمانی در وب استفاده کنند، و راه‌های خلاقانه‌ای را برای بکارگیری پوشش خبری به طور همزمان و زنده و ارائه کردن اخبار به همان صورتی که جمع‌آوری می‌شود پیدا کنند. همان راهی که باعث استفاده موثرتر از رسانه‌های اجتماعی و محتوای کاربر در کار هر روزی روزنامه‌نگاری می‌شود.

۸- محتوای خبری در حال تجزیه شدن است
به نظر می‌رسد بیشتر سردبیران ماجرای تجزیه‌ی محتوای خبری را دست‌کم گرفته‌اند. با این حال این روند تا اندازه‌ای باعث تضعیف بیشتر مدل‌های کسب و کار شرکت‌های رسانه‌ای سنتی که تاکیدشان بر روی تدوین بسته‌های خبری وسیع به عنوان تولید اصلی‌شان بود خواهد شد.
اگر چه برای روزنامه‌نگاران این آزاردهنده است اما باید قانع شد که تمرکز محتوا به آرامی در حال حرکت از یک سایز مشخص در همه‌ی بسته‌های خبری به طرف بخش‌های جداگانه‌ای از محتوای خبری و وابسته شدن به متا داده‌ها (meta data) است. برای بیشتر سایت‌های خبری بخش قابل توجه بینندگان امروز کسانی نیستند که صفحه اول سایت‌شان را بازدید می‌کنند بلکه آن‌هایی هستند که به طور مستقیم و از طریق موتور جستجوی گوگل به سراغ مقاله‌های مشخص می‌روند.
این‌جا یک شباهت روشن بین این موضوع و صنعت موسیقی می‌توان تشخیص داد. در گذشته تولید اصلی این صنعت آلبوم‌های موسیقی محسوب می‌شد، بسته‌ا‌ی تنظیم شده از مجموعه‌‌ای معینی آهنگ. پس تهیه و تولید آن‌ها در قالب محصولاتی مثل کاست یا سی دی منطقی بودند. اما همانطور که جریان دیجیتالی شدن موسیقی پیش رفت، تک آهنگ‌ها به عنوان محصول محبوب‌تر برتری یافتند.
ما نمی‌توانیم بگوییم که دیگر بازاری برای بسته‌های تدوین شده‌ی خبری وجود ندارد. مطمئنا مردم هنوز به سلیقه‌ و انتخاب سردبیران مجرب اهمیت می‌دهند. اما بخش‌های مختلف خبری برای مدت زیادی در بسته‌های خبری گسترده باقی نخواهند ماند. بلکه در هنگام انتشار راه خودشان را می‌روند، هر وقت که مصرف کنندگان به آن‌ها نیاز داشته باشند. سایت‌های رسانه‌ای نیز مجبورند بسته‌های خبریشان را بیشتر منحصر به فرد و با تمرکز بر روی نیازهای کاربران تهیه کنند.

هشت گرایش عمده‌ی رسانه‌های دیجیجتال در سال ۲۰۱۰ (بخش اول)

نوشته‌شده در توسط .

پرداخت هزینه از طرف کاربران، انقلاب در تولید تبلت‌ (tablet) و راه‌حل‌های هوشمندانه‌تر برای تبلیغات، برخی گرایش‌های عمده‌ی ‌دنیای رسانه‌های دیجیتال در سال ۲۰۱۰ هستند. در این مطلب به هشت مورد برجسته این روند‌ها خواهیم پرداخت:

۱- جستجو برای راه‌های درآمدزایی جدید: تجربه‌های متعددی برای پرداخت کاربران در حال اتفاق افتادن است
خیلی از بنگاه‌های رسانه‌ای مشخص کرده‌اند که می‌خواهند از کاربران‌شان در مقابل محتوایی که به آن‌ها ارائه می‌شود هزینه دریافت کنند. ” User payment” پرداخت کاربران حالا به شعار کلیدی در صنعت رسانه‌ای تبدیل شده است، و تجربه‌های متعددی در این زمنیه آغاز شده‌اند.
این موج به وسیله یک غول رسانه‌ای یعنی روبرت مرداک آغاز شد، وقتی که او استفاده از وب سایت تایمز را به همین منظور پولی کرد. با این وجود بیشتر بنگاه‌های رسانه‌ای احتمالا جرات نخواهند داشت مانند سایت تایمز به این سمت حرکت کنند، ترجیحا تعداد بیشتری از آن‌ها سعی می‌کنند تا راه‌‌حل‌های مناسب‌تری برای دریافت پول از خوانندگان وفادارشان پیدا کنند. یک مثال در این مورد نیویورک تایمز است که در آغاز سال آینده راه حل جدیدی را برای این منظور ارائه خواهد کرد.
در این بین چالش عمده برای رسانه‌ها تصمیم‌گیری درباره‌ی پیشنهادات مختلف است، و این‌که کدام یک دارای ارزش خاص هستند، با این حال همانطور که سال ۲۰۱۰ رو به پایان می‌رود مدل‌های درآمدزایی از اخبار در حال تغییرات عمده است. اما آینده مشخص خواهد کرد که کدام روش کارآمدتر و کدام روش‌ها محکوم به شکست خواهند شد. اما یک چیز مسلم است: بیشتر سایت‌های خبری نیازمند به بهبود بخشیدین مدل‌های درآمدزایی خود هستند. برای پیشرو شدن در بازار فقط وابسته به نمایش آگهی‌های معمولی بودن کافی نیست. سایت‌ها برای داشتن یک کسب و کار خبری پردوام آن‌لاین نیازمند منابع تازه و جدید هستند.

۲- تلفن‌های هوشمند انقلابی در استفاده از وب
ما در اواسط انقلابی هستیم که با متصل شدن به وب از طریق دستگاه‌های موبایل آغاز شد. پیشرفت اولیه در این زمینه متعلق به (iPhone) آی‌فون شرکت اپل است، که باعث تحول در چگونگی استفاده کاربران از طریق دستگاه‌های موبایل شد. این روند به وسیله‌ی گوگل و سیستم عامل کد باز (open source) آن آندروئید (Android) در حال شتاب گرفتن بیشتر است. نتیجتا شاهد تغییرات اساسی در نحوه‌ی استفاده‌ی مردم از دستگاه‌های موبایل هستیم.

۳- سایت‌های رسانه‌ای بیشتر از گذشته در حال نزدیک شدن و اتصال به شبکه‌های اجتماعی پرطرفدار هستند
تا چند سال پیش بسیاری از سایت‌های خبری فکر می‌کردند می‌توانند شبکه‌های اجتماعی وسیع خودشان را توسعه دهند. این رویکرد امروز تا حد زیادی شکست خورده است. سایت‌های رسانه‌ای خیلی زود پی بردند که توسعه شبکه‌های اجتماعی خاص خودشان نیازمند تعهد مداوم وتخصیص منابع است. در حالی که ثابت شد که رقابت با بازیگران قدر جهانی در این عرصه می‌تواند بسیار سخت باشد. با تمام شدن جاه‌طلبی‌ها در این‌باره حالا بسیاری از سایت‌های رسانه‌ای به شبکه‌های اجتماعی موجود که مردم از آن‌ها استفاده می‌کنند وصل شده‌اند مثل: فیس‌بوک، یوتیوپ، توئیتر و غیره.
ما اکنون شاهد هستیم که تعداد بیشتری از رسانه‌ها از فیس‌بوک و ابزارهای مشابه برای تعامل با مخاطبان استفاده می‌کنند. دلیل آن هم ساده است: توانایی برای ایجاد تعهد و وفاداری در بین کاربران یک فاکتور تعیین کننده است که سایت‌های رسانه‌ای برای برنده شدن در مقابل رقبا به آن نیاز دارند. این حتی از اخبار اساسی مرسوم هم مهم‌تر است. همین روند موجود باعث شد که شرکت‌های رسانه‌ای به ناچار پی ببرند که عصر ارتباطات یک طرفه به پایان رسیده و دنیای رسانه‌های دیجیتالی امروز نیازمند دیالوگ با خوانندگان هستند، در غیر این صورت دچار مرگ تدریجی خواهند شد.

۴- موقعیت یاب‌ها، سرویس‌های هیجان‌انگیز جدید
با گسترش خدمات تلفن‌های موبایل، موقعیت مکانی کاربر اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد، بیشتر تلفن‌های هوشمند جدید دارای یک سیستم جی پی اس (GPS) هستند،. بر همین اساس تولید کنندگان محتوا نیز دست به کار شده و خدمات پیشنهادی‌شان را به کاربران با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی آن‌ها، و در هر ساعتی از شبانه روز ارائه خواهند کرد. خیلی از سایت‌های خبری رسانه‌ای هنوز لزومی به آماده شدن برای این روند ندیده‌اند. بیشتر آن‌ها در درجه اول عادت دارند به آماده کردن محتوا برای چاپ و در درجه‌ی بعد برای وب. به‌طور معمول آن‌ها داده‌های بیشتری را برای پیشنهاد در سرویس جی پی اس آماده نکرده‌اند. اما حالا به نظر می‌رسد زمان آن رسیده باشد که به آن اقدام کنند!

ماجرای ژورنالیسم ویکی‌لیکس

نوشته‌شده در توسط .
“ما فقط یک‌بار زندگی می‌کنیم، به همین دلیل باید در دوران خود کاری مفید و رضایت‌بخش انجام دهیم. کار من، برای چنین منظوری است، من از ایجاد کارهای بزرگ و کمک به انسان‌های زخم خورده لذت می‌برم، خوشم می‌آید آرامش قدرتمندان را بهم بزنم، این کار واقعا به من لذت می‌بخشد.” این‌ها بخشی از حرف‌های جولیان آسانژ یکی از بنیان‌گذاران ویکی‌لیس در مصاحبه‌اش با مجله اشپیگل است. اما آیا باید به کار آسانژ و همکارانش در افشای اسناد محرمانه جنگ افغانستان فقط از دید سیاسی نگاه کرد؟ یا کار آن‌ها یک پدیده و تحول در روزنامه‌نگاری نیز بوده است؟
روی گرینسلد (Roy Greenslade) استاد ژورنالیسم در دانشگاه لندن معتقد است که انتشار اسناد محرمانه جنگ افغانستان بر روی سایت ویکی‌لیکس یک موفقیت بزرگ است برای آن‌چه او آن را Data ژورنالیسم می‌نامد. از نظر او اگر چه نمی‌توان منکر تلاش آدم‌هایی شد که این اسناد را به ویکی‌لیکس انتقال داده‌اند اما به هر حال محتوای اسناد اهمیت بیشتری دارند، زیرا این وقایع‌نگاری یک منبع اطلاعاتی گران‌بها است که حالا در دسترس همه قرار دارد. او می‌گوید که ارسال مدارک بر روی اینترنت به خودی خود یک عمل روزنامه‌نگارانه به حساب نمی‌آید، بلکه این تازه آغاز یک فرایند روزنامه‌نگاری است، که شامل، تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات متن‌ها و اسناد می‌شود، همان‌طور که این کار تا اندازه‌ای در نیویورک‌تایمز و گاردین انجام شد.
با این وجود اگر فکر کنیم در این ماجرا با پدیده‌ا‌ی کاملا جدید روبرو هستیم در اشتباهیم. در واقع Data ژورنالیسم دارای یک سابقه‌ی تاریخی درخشان است از نام گزارشگرانی که با شامه‌ی تیز خود صفحه به صفحه اسناد مختلف را بررسی کرده‌اند تا از یک طرف پرده از حقایق بنایان برانداز بردارند، یا خبرهای دست اولی را افشا کنند.
اما گذشته‌ی Data ژورنالیسم اغلب مورد فراموشی واقع می‌شود. یکی از درخشان‌ترین مثال‌ها در این مورد مربوط به تحقیق مشهور ساندی‌تایمز بر روی استفاده از داروی تالیدومید (thalidomide) است. بر این اساس آرام‌بخشی که توسط یک شرکت داروسازی آلمانی تولید می‌شد در سال ۱۹۶۱ به خاطر عوارض شدیدش بر روی کودکان از بازار جمع‌آوری شد. در جریان این تحقیق‌ ساندی‌تایمز می‌پردازد به جمع‌آوری هزاران سند داخلی شرکت درباره‌ی دارو، در حالی که همه‌ی آن‌ها باید از آلمانی به انگلیسی ترجمه می‌شدند. آن‌طوری که فیلیپ نایتلی یکی از گزارش‌گران این تحقیق گفته است، تجزیه و تحلیل و بررسی این اسناد نزدیک به یک سال وقت و زحمت برای آن‌ها در بر داشت.
مورد تاثیرگذار دیگر که در اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰ روی داد و از آن به عنوان بزرگ‌ترین خبر دست اول همه‌ی زمان‌ها در روزنامه‌نگاری یاد می‌کنند مربوط به تحقیق واترگیت به وسیله‌ی باب وود وارد و کارل برنشتین است، گزارش آن‌ها تا حد زیادی وابسته به یک منبع ناشناس بود که به گلوی عمیق Deep Throat مشهور شد. اگرچه روزنامه‌نگاران همیشه منابع ناشناس خودشان را داشته‌اند، اما این مورد یکی از درخشان‌ترین نمونه‌ها محسوب می‌شود.
پروفسور گرینسلد معتقد است که روزنامه‌نگاران باید از وجود ویکیلیس خشنود و سپاسگذار باشند، به خاطر این‌که نقطه‌ی مرکزی همه‌ی فعالیت‌های روزنامه‌نگاری بر اساس افشاگری از موضوعات مورد علاقه‌ی عمومی است، همان چیزی که عده‌ای باور دارند باید مخفی بماند. پس این سایت سزاوار تشویق ماست و همچنین نیازمند حمایت و دفاع روزنامه‌نگاران از آن در برابر واکنش نیروهایی که بدنبال مانع شدن افشاگری هستند.
زمانی در جریان جنگ ویتنام دستگاه دولتی نیکسون مردی را که اسناد پنتاگون را در اختیار مطبوعات گذاشت خطرناکترین فرد آمریکا نامیدند، آیا جولیان آسانژ و همکارانش امروز در همان موقعیت قرار دارند؟ آسانژ می‌گوید خطرناک‌ترین مردان کسانی هستند که جنگ را به پا می‌کنند، ما باید جلوی آن‌ها را بگیریم، اگر این فکر مرا در نظر کسی خطرناک جلوه می‌دهد، لابد همین‌طور است.

  • منابع
  1. مصاحبه اشپیگل با جولیان آسانژ، با این توضیح که نقل قول‌های من از این مصاحبه با تغییرات و تفاوت‌هایی در کلمات و جمله‌بندی است.
  2. We should be thankful for WikiLeaks

چرا نیویورک تایمز به ویکی‌لیکس لینک نداد؟

نوشته‌شده در توسط .

تا حالا حتما اسم ویکی‌لیکس به گوش‌تان خورده، سایتی که با انتشار بیش از ۹۰ هزار سند محرمانه‌ی جنگ افغانستان در یک هفته گذشته جنجال رسانه‌ای بزرگی به پا کرد. درباره این ماجرا حرف‌های زیادی گفته شده، و البته موضوع همچنان هم داغ است چون جولیان آسانژ که یکی از پایه‌گذاران و شاید مهمترین چهره‌ی خبری این سایت است مدعی داشتن ۱۵ هزار سند دیگر هم هست که فعلا منتشر نکرده و دولت آمریکا هم از ویکی‌لیکس خواهش کرده (بله خواهش) که آن‌ها را منتشر نکند.
به هر حال این ماجرا حساسیت‌های سیاسی و نظامی خاص خودش را داشته و خواهد داشت، و من احتمالا در یک نوشته‌ی دیگر به رابطه‌ی این اقدام ویکی‌لیکس با روزنامه‌نگاری، و این‌که ریشه‌های این نوع ژورنالیسم کجاست خواهم پرداخت، اما حالا قصد دارم اشاره‌ای بکنم به یکی از حاشیه‌های کوچک این داستان: در جریان انتشار اسناد محرمانه بوسیله ویکی‌لیکس سه رسانه با این سایت همکاری کردند و اخبار آن را پوشش دادند، روزنامه گاردین ، نیویورک تایمز و مجله‌ی اشپیگل آلمان. اما حالا آقای آسانژ ناراحتی خودش را از نحوه‌ی پوشش خبری این اسناد در روزنامه نیویورک تایمز خیلی صریح و رُک در مصاحبه‌ای ابراز می‌کند، او ناراحت است از این‌که چرا نیویورک تایمزی‌ها به‌طور مستقیم به اسناد منتشر شده بر روی ویکی‌لینکس لینک نداده‌اند، او آن‌ها را به ترسو بودن و غیر حرفه‌ای عمل کردن متهم می‌کند و می‌گوید که آن‌ها در برابر خواسته‌های کاخ سفید تسلیم شده‌اند.
خوب مسئله هم به اخلاق روزنامه‌نگاری مربوط می‌شود و هم این‌که حمله آقای آسانژ به نوعی پرستیژ حرفه‌ای نیویورک تایمز را هم مورد سوال قرار می‌دهد، اما ببینم واکنش سردبیر نیویورک تایمز به این حمله چگونه است:

بیل کلر سردبیر نیویورک تایمز در ایمیلی که برای ‌ The Daily Beast فرستاده می‌گوید ما در گزارش‌ها و نوشته‌های مختلف از این اسناد استفاده کردیم، و الان هم به خوانندگان‌مان حق می‌دهیم علت این‌که ما به این اسناد لینک مستقیم نداده‌ایم را بدانند، سپس می‌نویسد ما در هر دو نسخه چاپی و آن‌لاین روزنامه خیلی مراقب بودیم اطلاعاتی را که ممکن بود به هر نحوی زندگی افراد را به خطر بیاندازد حذف کنیم، چون همان‌طوری که تحقیقات بعدی تایمز لندن هم نشان داد در این اسناد نام افراد زیادی برده شده که تعدادی از آن‌ها خبرچین‌های افغان بوده‌اند و ممکن است بر پایه همین اسناد هدف افراد شورشی طالبان قرار بگیرند. بیل کلر اضافه می‌کند تصمیم ما برای لینک ندادن به آرشیو اسناد در ویکی‌لیکس البته مانع دسترسی هی‌چکس برای پیدا کردن آن‌ها نیست، اما برای نیویورک تایمز این رفتار نشانه‌ای‌ست از این‌که ما دوست نداریم انتشار این اطلاعات باعث هر گونه آسیبی بشود.