بایگانی ماهیانه: مهر ۱۳۸۹

معرفی کتاب: حدیث نفس

نوشته‌شده در توسط .

نوشتن درباره‌ی کتاب‌ها همیشه آسان نیست بخصوص اگر از خواندن کتابی لذت برده باشی و بخواهی یک‌جوری درباره‌اش حرف بزنی که حق مطلب ادا شود. کتاب “حدیث نفس” حسن کامشاد برای من از همین دست کتاب‌هاست. کتابی که تقریبا دو سه روزه آن را خواندم. اما چرا این کتاب تا این اندازه جذاب گیرا بود، بخصوص برای من که نه چندان به کتاب‌های خاطره‌ و زندگی‌نامه علاقه خاصی دارم و نه سلیقه‌ و انتخاب‌ کتاب آقای کامشاد برای ترجمه‌‌هایش را زیاد می‌پسندم؟ فکر کنم جواب دادن به این سوال بهترین تعریف از این کتاب است:

۱- “حدیث نفس” کتابی است که رابطه‌ی نویسنده و خواننده در تمام طول نزدیک به ۳۰۰ صفحه‌‌ی آن با کمترین پستی و بلندی و لغزشی پیش می‌رود، پس در واقع شاه کلید موفقیت نویسنده در همین سبک نگارش و زبان شیرینی است که برای روایت برگزیده، سبک نگارشی که به شدت سهل و ممتنع می‌نماید و رسیدن به آن کار ساده‌ای نیست.
۲- کتاب به دل می‌نشیند و این گیرایی به گونه‌ای بازتاب شوخ و شنگی نویسنده هم هست، که بیشتر از همه در زمان قضاوت‌هایی آشکار می‌شود که او درباره‌ی خودش دارد، یعنی همان‌ وقت‌هایی که کتاب بشدت شخصی می‌شود. خوشبختانه بر خلاف بیشتر کتاب‌های خاطره‌ یا زندگی‌نامه‌های ایرانی که خوانده‌ام، در این کتاب خبری از آه و ناله‌های مرسوم نیست چه از جنس تاریخی یا سیاسی،‌ و یا از انواع شخصی و روشنفکری‌اش، و هیچ وقت کتاب به دام این رسم غم‌انگیز ایرانی نمی‌افتد که احتمالا می‌تواند یکی از دلایلش سال‌ها تحصیل و زندگی نویسنده در انگلستان باشد.
۳- کتاب همان‌قدر که یک روایت شخصی از زندگی حسن کامشاد است، به نوعی هم تبدیل می‌شود به روایتی از تاریخ معاصر، بخصوص که نویسنده بخاطر درگیر شدن در ماجراهای حزب توده، یا شغل‌هایی که در شرکت نفت به عهده می‌گیرد با افراد و شخصیت‌های سیاسی مختلف روبرو می‌شود که خواننده کم و بیش چهره‌ای متفاوت و خصوصی‌تری از آن‌ها را در این‌جا می‌بیند، با این وجود شخصیت‌های ادبی در زندگی او نقش پر رنگ‌تری دارند، و بیشتر از همه شاهرخ مسکوب و ابراهیم گلستان که البته دور از سیاست هم نیستند، تا نام‌های مشهور دیگری مثل صادق هدایت، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد و دیگران که به مناسبت‌هایی از آن‌ها یاد می‌شود.
۴- اگر بخواهیم برای کتاب یک نقشه جغرافیایی بکشیم اصفهان که زادگاه نویسنده است در مرکز آن قرار می‌گیرد، و بعد از آن اهواز، کمبریج یا تهران، اصفهان در کتاب کامشاد حالا بیشتر از یک روایت شخصی از یک شهر است، تا جایی که با زندگی نسلی از آدم‌های این شهر گره می‌خورد.
۵- روش کار حسن کامشاد در این کتاب به گونه‌ای پیراسته و گزینش شده است که می‌توان به راحتی آن‌را یک معیار و ملاک برای زندگی‌نامه یا خاطره‌نویسی فارسی به حساب آورد.

اکونومیست و سانسور

نوشته‌شده در توسط .
هفته‌نامه اکونومیست در یک گزارش کوتاه با عنوان ” اکونومیست در کجاها سانسور شد” می‌نوسید از ژانویه ۲۰۰۹ در ۱۲ کشور از مجموع ۱۹۰ کشوری که فروخته می‌شود گرفتار توقیف یا سانسور شده است، خطری که بیشتر شامل نسخه‌های تک فروشی بود تا آبونمان مشترکین. هند تنها کشور دموکراسی در این فهرست است که با سانسور ۳۱ شماره در بالای آن قرار دارد و در نگاه اول خطاکارتر از همه به نظر می‌رسد، با این وجود سانسور هندی‌ها بیشتر مربوط به زدن مهر “غیر قانونی” بر روی نقشه کشمیر می‌شد که مرزهای آن‌ محل مناقشه و بحث‌اند. در حالی که سانسور چینی‌ها سخت‌گیرانه‌ و با توقیف همراه است. در چین برخی نسخه‌ها توسط نمایندگی‌ها نابود می‌شوند یا مقاله‌هایی که محتوای مجادله‌برانگیز سیاسی در آن‌ها بود به کلی حذف شده‌اند، به علاوه‌ی نقشه‌ی تایوان که معمولا مورد سانسور قرار می‌گیرد. در سریلانکا شماره‌هایی که شامل پوشش خبری مسائل این کشور بود به‌طور مرسوم چه در نسخه تک‌فروشی و چه برای مشترکین، هر دو به یک اندازه در خطر ضبط شدن قرار داشتند. این شماره‌های مجله بعد و معمولا با تاخیر دو هفته‌ای توزیع می‌شدند، گاهی هم زودتر اگر همان گزارش از منبع دیگری پخش شده بود. در مالزی وزارت اطلاعات برخی گزارش‌ها را که فکر می‌کرد ممکن است باعث نارضایتی مسلمانان شود مورد سانسور قرار داد، و البته برخی مطالب دیگر را. لیبی هم چهار شماره‌ی پی در پی را از اواخر آگوست تا اوایل سپتامر ۲۰۰۹ که گزارش‌های انتقادی درباره‌ی معمر قذافی داشتند توقیف کرد.

 

معرفی کتاب: حافظ از نگاهی دیگر

نوشته‌شده در توسط .
هنوز کتاب ” حافظ از نگاهی دیگر” علی حصوری را تمام نکرده‌ام، اما لذتی که از خواندن آن تا همین صفحه ۱۲۴ برده‌ام باعث شد تصمیم بگیرم چند خطی درباره‌اش تیتر‌وار و کوتاه بنویسم، شاید بعد خودم دوباره درباره‌اش نوشتم، هر چند مطمئن هستم که این کتاب را به سختی می‌شود نادیده گرفت و حرف‌های بهتر و کامل‌تر و همچنین نقدهای مثبت و منفی بر روی آن دیر یا زود از راه خواهند رسید.

۱- درباره علی حصوری و کارهایش چندان اطلاعی ندارم به جز همان اشاره‌ شاملو به او در آن سخنرانی معروف و جنجالیش درباره‌ی فردوسی. شاید کسانی که حالا این کتاب را بخوانند و این موضوع را ندانند اول تصور کنند که “حصوری” تحت تاثیر شاملو است، در حالی که همان‌طور که دوستان هم اشاره کرده‌اند مسئله برعکس است.

۲- کتاب “حافظ از نگاهی دیگر” حصوری بر یک فرض اساسی استوار است و آن رد “عارف بودن” حافظ است، توجه کنید “عارف بودن” و نه “صوفی بودن” حافظ، چون شواهد برای رد دومی فراوان بود، و تقریبا بیشتر محققان در چند دهه‌ی اخیر با رد این مورد آشکار، در مقابل حافظ را به قامت یک عارف تمام عیار نشان داده‌اند، که البته گاهی هم شیطنت‌هایی داشته است، اما حرف این کتاب چیز دیگریست.
۳- شاید سال‌ها می‌شد که از کتاب‌های تحقیقی ادبی که بدون محافظه‌کاری و پیچیده‌گویی بخواهند حرفشان را بزنند خبری نبود، بخصوص درباره‌ی شاعری مثل حافظ که مدت‌هاست وکیل و وصی‌هایی هم پیدا کرده که گویا از خود حافظ هم به او نزدیک‌ترند. کتاب حافظ از نگاهی دیگر یک‌جور آشفته کردن خواب این پرده داران حرم ستر عفاف هم هست.
۴- حافظی که علی حصوری در کتابش معرفی می‌کند بیشتر شاعری اجتماعی، سیاسی و تاریخی است تا عارف. نکاتی که من را به یاد کلاس‌های درس حافظ دوره دانشگاه و حرف‌های استاد دانشمندم آقای جمشید مظاهری هم می‌اندازد.
۵- کلن در حال لذت بردن از خواندن کتابی هستم که بعد از مدت‌ها نشان داد که می‌شود هنوز کتاب‌هایی نوشت که حرفی برای گفتن داشته باشند.
۶- و بالاخره توصیه می‌کنم خواندن این کتاب را حتی اگر خیلی هم ادبیاتی نیستید از دست ندهید.

Gotcha ژورنالیسم چیست؟

نوشته‌شده در توسط .

مدتی پیش وقتی ژنرال استنلی مک کریستال فرمانده نیروهای آمریکایی و ائتلاف در افغانستان به خاطر اظهاراتش در مصاحبه با مجله‌ی رولینگ استون به آمریکا فراخوانده و درنهایت از کار بر کنار شد، یکی از بحث‌های حاشیه‌ای که در رابطه با این رویداد پیش آمد به روش مصاحبه مایکل هاستینگز بر می‌گشت و این پرسش مطرح بود که آیا روش هاستینگز در این مصاحبه ارتباطی هم با “Gotcha ژورنالیسم” داشته است یا نه؟ در آن زمان جستجوی من در منابع فارسی روزنامه‌نگاری که در دسترس داشتم از جمله دو کتاب واژه‌نامه روزنامه‌نگاری و ارتباطات به نتیجه‌ای نرسید و اثری از این اصطلاح در آن‌ها نیافتم.

آن‌چه در پی می‌آید برگردانی از روایت فعلی ویکی‌پدیا درباره‌ی این اصطلاح کمتر شناخته‌ شده‌ی روزنامه‌نگاری است.

Gotcha ژورنالیسم
اصطلاح Gotcha ژورنالیسم برای تشریح شیوه‌هایی از مصاحبه به کار می‌رود که طراحی می‌شوند برای به دام انداختن مصاحبه شونده و فراهم کردن زمینه‌ی اظهار نظری از او که در نهایت آسیب‌زننده و رسوایی‌آور است برای شخصیت، صداقت یا شهرت فرد. هدف ساختن فیلم یا ضبط صدای مصاحبه است که می‌تواند به طور گزینشی ویرایش، گردآوری و در نهایت برای نشان دادن سوژه در وضعیتی نامطلوب پخش یا منتشر شود.

تکنیک‌ها
منحرف شدن از عنوان مصاحبه، سپس چرخاندن آن به طرف یک موضوع مناقشه‌برانگیز، پیش بردن مصاحبه شونده به طرف پذیرفتن یک جواب خاص، همچنین مواجه کردن او با مطالب از پیش آماده و طراحی شده برای متناقض‌نمایی و بی‌اعتبار کردن موقعیت شخص، حمله‌ی مداوم برای برهم زدن تمرکز تا سپر انداختن آن‌ها و رسیدن به پاسخ دردسرساز، از جمله تکنیک‌های Gotcha ژورنالیسم محسوب می‌شوند. یک تکنیک دیگر سکوت بعد از پاسخ مصاحبه شونده است که معمولا باعث می‌شود شخص برای پر کردن آن چیزی بگوید. طراحی Gotcha ژورنالیسم معمولا برای نگه داشتن مصاحبه شونده به روش‌های مختلف در وضعیت دفاعی است، به طور مثال: با درخواست از مصاحبه شونده برای توضیح برخی اظهارات که از بافت اصلی دیگر متن‌ها خارج شده‌ و می‌توانند به طور مؤثری مانع شوند تا مصاحبه شونده بتواند بحث‌های مورد نظر خودش را دنبال کند.
هدف Gotcha ژورنالیسم همیشه از پیش برنامه‌ریزی شده و برای رسوا ساختن یا بی‌اعتبار کردن مصاحبه شونده بوسیله شکل دادن تصویری متناقض‌نما، بد نهاد، فاقد صلاحیت یا غیراخلاقی از شخص است. این تاثیر از طریق تکرار نمایش گزینش شده‌ای از گفته‌های شخص در سخنرانی عمومی و در ادامه دستچین کردن صحنه یا تصاویری که برای تقویت کردن ذهنیتی منفی از مصاحبه شونده ترتیب داده شده به دست می‌آید.
البته برخی از این روش‌ها می‌توانند برای بررسی موضوعاتی که موارد واقعا رسوایی‌آوری در آن‌ها پنهان است بکار روند یا آشکار کردن کاری اشتباه که انجام شده، در واقع خط تمایز ظریفی بین روزنامه‌نگاری سالم و Gotcha ژورنالیسم وجود دارد.
نمونه‌ای از Gotcha ژورنالیسم: شهرداری را در نظر بگیرید که در یک سخنرانی ادعا می کند وضعیت اشتغال در دوران تصدی او به بالاترین میزان رسیده است. از طرف دیگر رسانه‌های خبری ممکن است تکرار و پیگیری این سخنرانی را با نمایش صف‌هایی از مردان و زنان ناامیدی همراه کنند که به اداره کار مراجعه کرده‌اند، و حتی پخش مصاحبه‌ای که در آن از یکی از این اشخاص خواسته می‌شود که نظرش را درباره‌ی این سخنرانی شهردار بیان کند. مصاحبه شونده در این وضعیت ممکن است طعمه‌ی سوال‌هایی قرار بگیرد که جوابی کاملا آشکار دارند، مثل این سوال: شهردار می‌گوید که میزان بیکاری در پایین‌ترین حد است، شما چه پاسخی دارید؟
یکی دیگر از روش‌ها در Gotcha ژورنالیسم به مسیر غلط بردن مصاحبه است با پخش بخش‌هایی از اظهارات قبلی خود شخص یا گمراه کردن مخاطب درخصوص این‌که عقاید کارشناسی چگونه بدست آمده‌اند. برای نمونه: فیچر (feature) بخصوصی را در نظر بگیرید که درباره‌ی مصرف مواد مخدر در مدارس تهیه شده است. در این‌جا ممکن است “کارشناس” برای اضافه کردن بار احساسی گزارش آماری مصنوعی ارائه کند که اشاره دارد به افزایش سه برابری استفاده از مواد مخدر در مدارس حومه شهر، و این پرسش را مطرح کند که چه می‌توان درباره‌ی این آمار گفت اگر واقعی بود. متخصصی ممکن است درباره این موضوع چنین بگوید، ” اگر این مسئله در حال اتفاق افتادن است، این روند نگران کننده خواهد بود، اما خدا را شکر که این‌طور نیست” برای بی‌اعتبار کردن نظر این متخصص شکل نهایی کلیپ ممکن است به این صورت ارائه شود ” ما از آقای دکتر اسمیت خواستیم تا نظرشان را درباره‌ی استفاده از مواد مخدر در مدارس بیان کنند” و در ادامه کلیپ قسمتی از نقل قول آورده می‌شود که در آن این‌گونه به نظر می‌رسد که دکتر اسمیت در پی انکار هر گونه استفاده از مواد مخدر در مدارس است.
در حالت دیگر نقل قول دکتر در قالبی قرار می‌گیرد که به خواسته‌های گزارش‌گر تحقق می‌بخشد، در این حالت در گزارش گفته می‌شود، “ما از دکتر اسمیت درباره افزایش استفاده از مواد مخدر سوال کردیم” گزارش با این گفته دکتر اسمیت دنبال می‌شود ” این روند نگران کننده خواهد بود”.
دست‌کاری نقل قول‌ها، تصاویر و صحنه‌های آرشیوی در هنگام ویرایش معمولا عادی است بخصوص برای مجلات خبری و نمی‌توان آن‌ها را Gotcha ژورنالیسم محسوب کرد تا زمانی که یک کوشش عمدی برای گمراه کردن مصاحبه شونده، کارشناس یا مخاطبان در آن دیده نشود.
یک شیوه‌ی رایج دیگر پیدا کردن موارد استثنایی و تعمیم دادن عمومی آن است که از طریق یک گوینده یا مصاحبه شوند ارائه می‌شود. مثلا وقتی در هفته‌های بعد از توفان کاترینا مقامات دولتی آمریکا اظهاراتی در ساماندهی و پیشرفت امور داشتند، تعدادی از رسانه‌ها به دنبال مخابره‌ی این گفته‌ها، فیلم‌هایی از آب‌گرفتگی خانه‌ها، فرار مردم، به همراه مصاحبه‌ با افرادی پخش می‌کردند که همچنان متاثر از فاجعه بودند. اظهارات مقامات می‌توانست درست یا دروغ باشد اما نشان دادن برخی از مشکلات که وجود داشتند نمی‌توانست به طور کلی عدم پیشرفت را اثبات کند.

تاریخچه
اصطلاح Gotcha ژورنالیسم از یک تیتر خبری سال ۱۹۸۲ روزنامه سان انگلیس می‌آید. در این تیتر برجسته “GOTCHA” اشاره داشت به رویداد جنگ فالکند. ( این تیتر در حقیقت اظهار غروری بود برای موفقیت‌آمیز بودن حمله‌ی انگلیسی‌ها و ربطی به آن‌چه بعد “Gotcha ژورنالیسم” نامیده شد نداشت).
یکی از اولین نقل قول‌ها که در آن به عبارت “Gotcha ژورنالیسم” اشاره شده، کاربرد آن توسط استارت کی اسپنسر در روزنامه لس‌آنجلس تایمز در سال ۱۹۸۷ است.
شرح کاملی از آن نیز در در کتاب Stick It Up Your Punter نوشته‌ی کریس هری وجود دارد. این عنوان همچنین در فیلمی که در سال ۱۹۹۴ درباره‌ی شغل روزنامه‌نگاری با عنوان The Paper تهیه شد به‌کار رفته است، فیلمی که بر اساس بخشی از کتاب هریس تهیه شد.
معاون سابق رئیس جمهوری آمریکا دن کوایل اشاره داشت به اصطلاح ” Gotcha ژورنالیسم” در سال ۱۹۹۹ در جریان یک مصاحبه talk-show به میزبانی دیوید لترمن.
در خلال انتخابات رئیس جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۴، ستون‌نویس روزنامه وال استریت ژورنال، Gordon Crovitz پیشنهاد داد که اصطلاح ” Gotcha ژورنالیسم” به شدت از سوی مدیران مبارزات انتخاباتی جمهوری‌خواهان برای کاستن از اعتبار مصاحبه‌های روزنامه‌نگاران درباره جنگ عراق به کار رود.