بایگانی ماهیانه: اردیبهشت ۱۳۹۰

پنچ افسانه درباره‌ی آینده‌ ژورنالیسم

نوشته‌شده در توسط .
روزهاست که پیش‌گویی درباره‌ی آینده روزنامه‌نگاری و سرنوشت روزنامه‌های چاپی در بین کارشناسان مطالعات رسانه‌‌ای در دنیا بازار گرمی دارد. تام روزنستیل مدیر مرکز تحقیقاتی پیو در پروژه برتری روزنامه‌نگاری پیشنهادش یک نقد غیر شهودیست که با نگاه به وضعیت روزنامه‌ها، پنچ افسانه پیشگویی شده درباره‌ی آینده روزنامه‌نگاری را به چالش می‌کشد:
۱- رسانه‌های خبری سنتی در حال از دست دادن مخاطبانشان هستند
خیر. جریان غالب سازمان‌های رسانه‌ای علی‌رغم آن‌لاین شدن مردم خوانندگان و بینندگانشان را از دست نداده‌اند، از ۲۵ وب‌سایت پرطرفدار خبری آمریکا، همه به جز دو مورد “میراث‌دار”منابع رسانه‌ای هستند ، مانند نیویورک تایمز یا سی ان ان، یا گردآورنده اخبارند از رسانه‌های سنتی، مثل گوگل یا یاهو.
پس بحرانی که رسانه‌های سنتی با آن روبرو هستند درباره‌ی مخاطب نیست، بلکه بحران در‌آمد است.

۲- با رسیدن درآمد آگهی‌ها وضعیت اخبار آن‌لاین خوب خواهد شد
چنین امیدهایی فقط برداشت‌هایی اشتباه هستند. در سال ۲۰۱۰، درآمد آگهی وب در آمریکا از آگهی چاپی بیشتر شد، و به ۲۶ میلیارد دلار رسید. اما فقط بخش اندکی از آن، شاید کمتر از یک پنجم، به سازمان‌های رسانه‌ای رسید.
صنایع روزنامه‌ای آمریکا سال گذشته ۲۲٫۸ میلیارد دلار در‌آمد از آگهی‌های چاپی داشتند در حالی که فقط ۳ میلیارد دلار از طریق وب نصیبشان شد.

۳- برتری محتوا همیشگی خواهد بود
در واقع خیر. کلید رسانه‌ها در قرن بیست و یکم احتمالا در دست کسانی است که دانش بیشتری از رفتار مخاطبان دارند، نه کسانی که محتوای پرطرفدارتری را تولید می‌کنند.
دانستن اینکه چه سایت‌هایی را مردم بازدید می‌کنند، کدام محتوا را می‌بینند. کدام تولیدات را می‌خرند و حتی مختصات جغرافیایشان، به آگهی دهندگان اجازه خواهد داد که هدف‌گیری بهتری را بر روی مصرف کنندگان متفاوت داشته باشند. و البته بیشتر این دانش نزد شرکت‌های تولید کننده تکنولوژی است نه با تولید کنندگان محتوا.

۴- در دنیا تعداد روزنامه‌ها در حال کم شدن است
تیراژ مطبوعات چاپی در سطح جهانی ۵٪ در پنج سال گذشته افزایش داشته است. همچنین تعداد روزنامه‌ها. رسانه‌های چاپی در کشورهای در حال توسعه با رشد روبرو هستند و خسران آن‌ها مربوط به کشورهای ثروتمند است.
عوامل تعیین‌کنند در رشد صنعت روزنامه‌ شامل، بالا رفتن سواد، افزایش جمعیت، رشد اقتصادی و محدودیت در نفوذ پهنای باند اینترنتی است.
برای مثال در هند، جمعیت در حال افزایش است و تعداد با سوادها بیشتر شده، اما بخش قابل توجهی همچنان آن‌لاین نیستند.

۵- راه حل در تمرکز بر اخبار محلی است
خوب، مشکل محتوای محلی خودش یک نوع بازگشت به محدودیت است. بدون داشتن بازار وسیع، با تعداد اندکی آگهی و البته درآمد کم. چگونگی تولید محتوای محلی خودش به صورت معمایی باقی مانده است. آیا شما می‌توانید چنین محتوایی را در وب پولی کنید؟ آیا شما می‌توانید یک مدل از مسابقه بین حرفه‌ای‌ها و آماتورها بگذارید در جایی که ژورنالیست‌های حرفه‌ای با آماتورهای کم بها داده شده برای تولید یک گزارش جامع کار کنند؟
در واقع تاکنون هیچکس قفل تولید اخبار محلی سود‌آور را نشکسته است.

آقای نویسنده: هاروکی موراکامی

نوشته‌شده در توسط .

۱- “سامرست موام زمانی گفته بود که در پس هر اصلاح صورت، فلسفه‌ای نهفته است. از این بهتر چه می‌توان گفت. مهم نیست که عمل چه اندازه عادی و پیش پاافتاده به‌نظر بیاید بلکه فقط کافی است آن را در زمانی طولانی انجام دهید تا عاقبت به صورت عملی تفکرانگیز و حتا تأمل‌برانگیز در آید.”
۲- موراکامی از این نقل قول برای توجیه نوشتن کتابی درباره‌ی دویدن استفاده می‌کند، دویدن، دویدن و دویدن. اما من و موراکامی کجا به هم رسیدیم قطعا در یک مسابقه ماراتن نبود، هر چند دونده بودن او علاقه‌ی من به خواندن کارهایش را بیشتر کرد، می‌دانستم که خیلی با فضای کارهای نویسنده‌های ژاپنی حال نمی‌کنم، قبل از این فقط ایشی‌گورو با بازمانده روز غافلگیرم کرده بود و هنوز هم برایم از بهترین‌هاست، که البته به سختی می‌شود ایشی‌گورو را یک نویسنده ژاپنی به حساب آورد و بازمانده روز هم بیشتر یک رمان انگلیسی است تا شرقی.
۳- اصلا بعضی روزها برای کتاب نخواندن درست شده‌اند، و درست در یکی از همین روزها بود که تصمیم گرفتم سراغ آقای موراکامی بروم،شاید به‌خاطر یک مکانیسم دفاعی معکوس، البته اگر چنین چیزی وجود داشته باشد. به هر حال در همان روزها ساعت‌هایی بودند یا هستند که فقط شنا کردن دردنیای یک متن جادویی می‌تواند رویاهایت را تا مرز جنون پیش ببرند، مثل ایده حرف زدن با گربه‌ها در “کافکا در کرانه”، یعنی همان چیزی که احتیاج داشتم، یک جور تکثیر دیوانگی در واقعیت یک زندگی سورئالیستی.

۴- موروکامی خوانیم با کتاب “از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم شروع شد” تجربه‌ی متفاوت نویسنده در این کتاب همان چیزی‌ست که ایده‌ی Lifestyleهای متفاوت را به خواننده می‌دهد، موروکامی تغییر می‌کند، موروکامی، نویسنده و دونده می‌شود تا خواننده بیشتر روی تجربه‌های خودش مکث کند، کتاب شاید فوق‌العاده نباشد، اما خیلی ساده خود موروکامیست مثل این سطرها:

“… من با درخواست دیگران به ورزش دو رو نیاورده‌ام، همان‌طور که با درخواست دیگران رمان نویس نشده‌ام. روزی، به صورت کاملا غیر منتظره، دلم خواست رمانی بنویسم و روزی دیگر، به صورت کاملا غیر منتظره، به دویدن رو آوردم – صرفا به‌خاطر آن‌که دلم می‌خواست.”

۵- اما کتاب “کافکا در کرانه” بود که من را شیفته موراکامی کرد، در واقع این یادداشت قرار بود درباره‌ی این کتاب و معرفی آن باشد، که نیست و نشد، چون هنوز راهی برای بیان لذتی که از خواندنش بردم پیدا نکرده‌ام.

زوال محبوبیت عمومی کاپیتالیزم

نوشته‌شده در توسط .

افزایش بدهی‌ها و کاهش درآمد، مقایس مشترک هزینه‌های بحران اقتصادی محسوب می‌شوند. اما یک نظرسنجی جدید که در سطح جهانی انجام شده نشان دهنده‌ی مسئله دیگریست که شاید خسارتش زیان‌بارتر باشد: یعنی کاهش حمایت از کاپیتالیزم. این بیشتر در کشورهایی مشخص است که به طور معمول تجسم سیستم بازار آزاد بوده‌اند. در سال ۲۰۰۲ ، ۸۰٪ آمریکایی‌ها کاملا مطمئن بودند که سیستم بازار آزاد در جهان بهترین است. اما در ۲۰۱۰ این حمایت به ۵۹٪ کاهش یافته، فقط اندکی بالاتر از۵۴٪ متوسط ۲۵ کشوری که نظرسنجی در آن‌ها انجام شده است. چین ظاهرا کمونیست، با ۶۸٪ یکی از قویترین حمایت کنندگان از کاپیتالیزم در جهان را دارد که این رقم بالاتر از ۶۶٪ سال ۲۰۰۲ است. نمره برزیل هم ۶۸٪ است، و آلمان با ۶۹٪ در بالاترین مکان قرار دارد.

فرانسه، یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان، به روند ضد کاپیتالیستی خود در جایگاهی مجزا ادامه داد. فقط ۶٪ فرانسوی‌ها “قویا” حامی بازار آزاد هستند، یعنی پایین‌تر از حمایت اندک ۸٪ در سال ۲۰۰۲٫ علاوه بر این کسانی که “تا حدودی” موافق برتری کاپیتالیزم بوده‌اند رقم ۳۰٪ را نشان می‌دهد، که پایین‌تر از ۴۲٪ سال ۲۰۰۲ است. ترکیه (یکی از بازارهای آزاد با سابقه‌ای موفق) همان سطح پیشین از حمایت کننده را حفظ کرده است، البته با اندکی کاهش، یعنی با ۲۷٪. در اروپا فقط به نظر می‌رسد تنها اسپانیا حامیان بیشتری را جمع کرده است، با افزایش گرایش از ۳۷٪ در سال ۲۰۰۲ به ۵۱٪. هندی‌ها روی کاغذ برندگان بزرگ اصلاحات بازار آزاد محسوب می شوند، که تاثیرش را نمی‌شود دید: حمایت از ۵۸٪ به ۷۳٪ کاهش داشته است.

زوال طالع سرمایه‌داری در بین آمریکاییان با درآمد کمتر از ۲۰،۰۰۰‌هزار دلار مشخص است. حمایت آن‌ها از بازار آزاد از ۷۶٪ به ۴۴٪ فقط طی یک سال کاهش داشته است. این تحقیق توسط مؤسسه GlobeScan یک شرکت نظر سنجی انجام شده که رئیس آن Doug Miller می‌گوید بازار کسب و کار آمریکا در آستانه از دست دادن توافق اجتماعیش با طبقه متوسط است.