بایگانی ماهیانه: مهر ۱۳۹۰

تغییرات لوگو برای تقویت یک برند

نوشته‌شده در توسط .

در آخر این مطلب ‌می‌خوانیم: گوگل بیشتر از اینکه بخاطر طراحی‌های خلاقانه اش معروف باشد به استفاده از الگوریتم‌های مفید و کارآمد معروف است، پس چرا باید تیمی را استخدام کند که یک صفحه را هر چند وقت دچار تغییری دهند که هم وقت مهندسان برنامه را بگیرد و هم باعث ایجاد بازخوردهای گاه منفی در مورد شرکت گوگل شود؟

جنیفر هام در این مورد می‌گوید: “شرکت گوگل ابزارها و چیزهای بسیاری را در عرصه فناوری معرفی و منتشر می‌کند، ولی گاهی اوقات کاربران از یاد می‌برند که ما انسان‌های معمولی هستیم. من فکر می‌کنم دلیل اصلی وجود Doodleها این است که با ایجاد تغییرات در طول زمان به کاربران یادآوری کنیم که ما هنوز هم زنده‌ایم”.

آیا می‌شود به پاسخ زیرکانه‌ی جنیفر هام حرف‌های بیشتری درباره‌ی ارزش Doodle‌ها برای گوگل اضافه کرد؟


در نگاه اول شاید این طور به نظر برسد که آن‌ها فقط باعث می‌شوند جستجو کردن برای کاربران در سراسر جهان با نوعی لذت و تفریح همراه شود، اما امروز ارزش Doodleها برای  گوگل بیش از این حرف‌هاست. در واقع آن‌ها اکنون یک روش مؤثر برای تقویت برند گوگل محسوب می‌شوند. اما دلایل ما برای این ادعا چیست: بیشتر بخوانید

وقتی توییت‌ها باعث اخراج می‌شوند

نوشته‌شده در توسط .

برای روزنامه‌نگاران کار با توئیتر می‌تواند مثل راه رفتن روی یک خط باریک باشد. در حالی که بیشتر سازمان‌های خبری اجازه ساخت اکانت و فعالیت در آن را می‌دهند، فقط تعداد کمی از آن‌ها مرامنامه‌ی مشخصی برای فعالیت درشبکه‌های اجتماعی تهیه  کرده‌اند. بنابراین حتی زمانی که شما در مرخصی هم هستید، یک نوشته‌ی ۱۴۰ کارکتری یا کمتر ممکن است حسابی باعث دردسرتان بشود. این‌جا ما به داستان هشت ژورنالیستی می‌پردازیم که بهتر بود قبل از فشردن دکمه توئیت یک بار دیگر هم فکر می‌کردند.

۱- اکتاویا نصر

یکی از شناخته شده‌ترین افرادی که شغلش را به خاطر یک توئیت از دست داد اکتاویا نصر بود، سردبیر سابق بخش خاورمیانه در سی ان ان که در جولای ۲۰۱۰ توئیتی برای درگذشت سید محمد فضل‌الله رهبر معنوی حزب‌الله لبنان داشت، و در آن هم به ناراحتیش از این خبر اشاره کرد و هم به احترامی که برای او قائل بود. مسئله‌ای که خشم گروه‌های حامی اسرائیل را به دنبال داشت، و اگر چه او بعدا از این بابت عذر خواهی کرد، اما در نهایت از طرف مقامات بالاتر سی ان ان اخراج شد، چون از نظر آن‌ها او به عنوان سردبیر ارشد در بخش خاورمیانه باید سیاست میانه‌روی را در پیش می‌گرفت.

۲- برایان پدرسن

مقامات آریزنا دیلی استار در سپتامر ۲۰۱۰ برایان پدرسن را به خاطر رفتار نامناسب و غیر حرفه‌ای اخراج کردند. او در چند توئیت از روزنامه‌ای که در آن کار می‌کرد به انتقاد پرداخت، اداره کار آمریکا هم بعدا طرف روزنامه را گرفت و به قانونی بودن این اخراج رأی داد.

۳- گاوین میلر

گاوین میلر گوینده‌ی سابق رادیو در استرالیا بود که به خاطر آن‌چه پافشاری بر نقض سیاست رسانه‌های اجتماعی سازمانش خوانده شد کارش را از دست داد. او در یک توئیت به یک گروه فشار مسیحی توهین کرد، این اتقاق در روز تجلیل از سربازان جنگ جهانی اول در استرالیا و نیوزلند رخ داد. بعد از آن‌که این گروه فشار مسیحی در توئیتی نوشتند که این سربازان برای کشوری نجنگیده بودند که از اسلام حمایت می‌کند. میلر که نظر دیگری داشت در اشاره‌اش به آن‌ها “کثافت” خطابشان کرد.

۴- دامیان گودارد

یک خبرنگار ورزشی کانادایی که برای Rogers Sportsnet  کار می‌کرد هم یکی از روزنامه‌نگارانی است که شغلش را بخاطر یک توئیت از دست داد، توئیت او علیه ازدواج همجنس‌گراها بود. او در توئیتی به حمایت از تاد رینولدز پرداخت و نوشت که او هم از سنت‌ها و معنای واقعی ازدواج حمایت می‌کند، اشاره‌ی او به توئیت قبلی رینولدز بود که در آن این کارگزار هاکی به طور علنی از یک بازیکن نیویورک رنجرز که در یک آگهی حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان ظاهر شده بود انتقاد می‌کرد.

twitter

۵- دیوید شوستر

اخراج او یک افتضاح توئیتری نبود، اما او مورد توبیخ رسمی رئیسش در MSNBC قرار گرفت. در ژانویه ۲۰۱۰ شوستر یک پاسخ مرسوم را برای جیمز او ک‌ِفی، یک فعال و روزنامه‌نگار محافظه‌کار فرستاد. از نظر MSNBC این توئیت نامناسب بود و اکانت او برای هفته‌ها غیر فعال شد، آیا مقامات MSNBC از او خواسته بودند که آن را خاموش کند؟ قضیه هیچوقت کاملا روشن نشد، اما می‌شود حدس زد که ماجرا این‌گونه بوده است.

۶- کاترین دِوِنی

او کار حرفه‌ایش به عنوان یک ستون‌نویس روزنامه استرالیایی The Age را از دست داد، بعد از چند اظهار نظر عجیب و غریب در توئیتر، مشکل‌دارترین آن‌ها وقتی رخ داد که او برای پوشش خبری یک مراسم اهدای جوایز در آگوست ۲۰۱۰ شرکت داشت. او توئیتی نوشت که برای دختر مورد بحث او که فقط ۱۱ سال داشت توهین‌آمیز بود، بر همین اساس سردبیر The Age گفت که دیدگاه‌های او با استاندارهای که ما می‌خواهیم هماهنگ نیست.

۷- رنه گُرک

در آگوست ۲۰۱۰ همان‌ وقت که او شغلش را در رادیو آرکانساس از دست داد شایعات شروع شدند، بیشتر  به خاطر این‌که او در یک کنفرانس خبری تیم آرکانساس کلاه  Florida Gators ها را بر سر گذاشته بود، و بابی پترینو مربی تیم دانشگاه آرکانساس آشکارا از این حرکت انتقاد کرد و او و شنوندگانش را مورد سرزنش قرار داد. اما از قرار معلوم گناه به گردن یک توئیت افتاد، زیرا دان استور که رئیس او بود در یک مصاحبه گفت، گُرک در توئیتی نوشته که ترجیح می‌دهد مسابقات Gators را گزارش کند تا آرکانساس را ، و ما نمی‌توانیم به کارمندان‌مان اجازه دهیم که مسابقات دیگری را گزارش کنند در حالی که در توئیتر از ترجیح خودشان می‌نویسند.

۸- مارک مُلیستن

او به طور موقت در سال ۲۰۱۰ از همکاری با MSNBC کنار گذاشته شد، بخاطر توئیت‌های دشمنانه اش علیه جو اسکاربورگ. ماجرا از آن‌جا شروع شد که اسکاربورگ در مصاحبه‌ای گفت که رسانه‌ها بعضی خبرهای بخصوص را نادیده می‌گیرند، و مُلیستن از طریق توئیتر پاسخش را داد، با اشاره‌ای که به داستان مرگ یکی از کارمندان او داشت، بعد از این دعوا بین آن‌ها حسابی بالا گرفت. در نتیجه:  فیل گریفین رئیس MSNBC ایمیلی برای مُلیستن فرستاد و نوشت “من از کارهای زشتت بر علیه جو در توئیتر آگاه شدم و از همکارانم خواستم یک استراحت طولانی به تو بدهند. به نظر من شیوه ی اظهار نظرهایت ضعیف و برای یک گفتگوی مدنی کاملا غیر ضروری بود.”

معرفی Google Refine

نوشته‌شده در توسط .

هنگام کار با داده‌ها و اطلاعات باید بگوییم که گوگل ابزاری توانا و نیرومند است. ما پیش‌تر درباره‌ی گوگل چارت و کاوشگر داده‌های گوگل صحبت کردیم. اما یکی دیگر از ابزارهای قدرتمند گوگل در این خصوص Google Refine است (ظاهرا امکان دسترسی آزاد به این ابزار برای ایران امکان‌پذیر نیست)، که قابلیت کار با مجموعه‌‌ای از داده‌های “نامنظم” و تغییر آن‌ها را به کاربران می‌دهد.

بر خلاف دیگر برنامه‌های داده‌ها در گوگل که مبتنی بر وب هستند Google Refine یک برنامه کاربردی مستقل و دسک‌تاپی است، که قبلا با عنوان Freebase Gridworks شناخته می‌شد. Google Refine تاکنون به وسیله شیکاگو تریبیون، data.gov.uk و شاید از همه مشهورتر توسط ProPublica برای یک سری تحقیق با عنوان “Dollars for Docs” از اکتبر ۲۰۱۰ مورد استفاده قرار گرفته است.

زمانی که شما برنامه را دانلود و نصب کردید به وسیله‌ی مرورگرتان با آن وارد ارتباط می‌شوید. برای شروع می‌توانید با ایجاد یک پروژه جدید آغاز کنید، یا مجموعه‌ا‌ی از داده‌ها را از طریق فایل‌های ذخیره شده بر روی کامپیوتر‌تان به آن وارد کنید. داده‌ها که وارد شدند آنوقت قدرت واقعی این ابزار خودش را نشان خواهد داد.

امکان فاکت‌ها و فیلترها برای ساخت زیر مجموعه‌های اطلاعاتی استفاده‌ می‌شوند. مثل ردیف‌هایی از داده‌ها که در پژوهش شما در هم ادغام می‌شوند، فرض کنید شما اصطلاح “as soon as possible” را دارید و همچنین “ASAP” را با مجموعه‌ای از داده‌های مشابه، می‌توانید آن‌ها را در یک مجموعه جدید ادغام کنید. برای نمایش داده‌های پیچیده‌تر شما می‌توانید از Google Refine Expression Language یا همان (JREL) استفاده کنید. این ابزار امکان ایجاد زیر مجموعه‌های جدا و ارائه منظم داده‌ها را به کاربر می‌دهد.

هنگامی که شما قالب‌بندی داده‌ها را تمام کردید، Google Refine اجازه می‌دهد که شما کارتان را در تعداد مختلفی از فرم‌ها ارائه کنید، مثل یک فایل اکسل، کد Html یا به صورت داده‌های JSON ، که قابلیت آن را دارند که برای فرمت wiki-style مورد استفاده قرار گیرند. Google Refine این امکان را نیز به شما می‌دهد که به سرویس‌های همگانی وب مانند Google’s Language Detection Service یا یک سرویس نقشه‌ی عمومی مثل Nominatim متصل شوید.

Google Refine را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید، البته گوگل نباید پی ببرد که شما از ایران این کار را انجام می‌دهید.

گوگل پلاس در مقابل فیس‌بوک (بخش دوم)

نوشته‌شده در توسط .

در یادداشت قبل به فهرستی از دلایل اشاره شد ‌که چرا فیس‌بوک از گوگل پلاس بهتر است. اما این کل داستان نیست. گوگل پلاس هنوز زنده است و غرق نشده، در این‌جا به دلایلی اشاره می‌کنیم که به کمک آن‌ها گوگل می‌تواند تهدیدی برای رقیبش باشد.

۱- گوگل پلاس بی‌نظیر است. فیس‌بوک مانند یک کلاه قدیمیست، در وضعیتی که شکل خود را پیدا کرده است. در مقابل گوگل تازه و چابک است. درست است که گوگل پلاس کاربر کمتری دارد اما همین می‌تواند برای شما یک مزیت هم باشد، چون احتمالا رقیبان شما (بیشتر از جنبه تجاری) در این‌جا حضور ندارند و شما  می‌توانید از یک استخر کوچک ماهی‌های بزرگ بگیرید.

۲- سادگی زیباییست. فیس‌بوک پر از اپلیکیشن و ابزارهای خاص است، که رابط کاربری را مثل یک کشوی پر از باتری می‌کنند. تعدادی از آن‌ها کاربرد دارند و تعدادی  بی استفاده‌اند، در حالی که پیدا کردن کاربردی‌های آن‌ چندان کار ساده‌ای نیست. گوگل پلاس ساده است، ابزارها در دسترسند و کار با آن‌ها آسان است. در حالی که در این‌جا شما نباید همه چیز را داشته باشید، چون می‌توانید وظایف برخی کارها را به عهده دیگر اپلیکیشن‌های گوگل بگذارید.

۳- گوگل پلاس قول داده که مفید باشد. در حال حاضر فیس‌بوک یک ابزار ارتباطی است، شبیه به یک پیام‌رسان متنی آن‌لاین. در حالی که گوگل پلاس در کنار انباری از ابزارهای قابل بهره‌برداری گوگل نشسته است مثل گوگل داکیومنت، تقویم گوگل، سرویس عکس و خیلی ابزارهای دیگر. ترکیب همه‌ی آن‌ها با هم به گوگل قابلیتی می‌دهد که  فیس‌بوک فاقد آن است: مجموعه‌ای از ابزار در یک رسانه اجتماعی، یا ابزارهایی که قابلیت یک رسانه اجتماعی را پیدا می‌کنند.

۴- گوگل یک موفقیت تثبیت شده است. به یاد بیاوریم که مردم مدت‌هاست به جای اصطلاح ” جستجو” در اینترنت از کلمه “گوگل” استفاده می کنند. آیا مدرک بیشتری نیاز داریم برای ثابت کردن این‌که گوگل به خوبی از آن‌چه مردم می‌خواهند با خبر است.

گوگل پلاس در مقابل فیس‌بوک (بخش اول)

نوشته‌شده در توسط .

از روز اولی که گوگل پلاس وارد شد گویا مقایسه آن با فیس‌بوک اجتناب ناپذیر به‌نظر می رسید. در این‌باره نظر شخصی من نزدیک به این مطلب است، اما خیلی‌ها دوست دارند که این مقایسه را در قالب یک رقابت بین دو غول رسانه‌ای دنبال کنند:

فیس‌بوک در مقابل گوگل‌ پلاس: راند اول

اکنون که گرد و غبارها فرو نشسته‌ و خبری از تب و تاب نخستین نیست، شاید زمان بهتری‌ست برای داوری درباره‌ی این‌که کدام یک بهترند: فیس‌بوک یا گوگل پلاس؟ اگرچه قضاوتی مشخص ممکن نیست، اما قطعا جوانب مثبت و منفی برای هر دو وجود دارد. در این یادداشت به استدلال‌های برنده برای فیس‌بوک می‌پردازیم.

۱- همه آن‌جا هستند.  جذب کردن ۷۵۰ میلیون نفری که در فیس‌بوک حاضرند کار غول‌آسایی برای گوگل پلاس به نظر می‌رسد، در شرایطی که فیس‌بوک امکان صحبت و ارتباط راحت را بین آن‌ها و دوستان‌شان فراهم می‌کند. بیشتر این ۷۵۰ میلیون وقتی از خودشان می‌پرسند ( به زحمتش می‌ارزد؟) جوابی برای آن ندارند.

۲- فیس بوک با آغوش باز به فعالیت‌های تجاری خوش‌آمد می‌گوید. در حالی که گوگل پلاس به تازگی و بدون هیچ هشدار قبلی صفحات تعداد زیادی از فعالیت‌ها تجاری را تعطیل کرد. در مقابل، رقیبش به تازگی فیس بوک برای کارهای تجاری را راه اندازی کرد.

۳- گستردگی امکانات خاص. مثل بخش رویدادها (وقایع) ، صفحات، سؤالات، مکان‌یاب، فیس بوک تجاری، گروه‌ها  و لیستی که می‌شود آن را همچنان ادامه داد، فیس‌بوک از نظر امکانات مشخص غنی است. بنابراین وقتی شما به طراحی یک فعالیت درصحنه رسانه‌های اجتماعی دست می‌زنید خود به خود با امکانات فراوانش دست بالا را دارد.

۴- فیس بوک یک موفقیت تثبیت شده است. ۷۵۰ میلیون کاربر. آمار دروغ نمی‌گویند. مردم کار با فیس‌بوک را دوست دارند و به طور مرتب کاربر آن هستند. فعالین تجاری هم یک تعامل خوب با کاربران دارند و همچنین یک درآمد مشخص از آن.