بایگانی ماهیانه: تیر ۱۳۹۱

درس‌هایی از استیو جابز برای ارائه و سخنرانی

نوشته‌شده در توسط .

۱- یک تیتر. استیو جابز برای هر محصول از تیتری استفاده می‌کرد که به راحتی می‌شد آن را در یک پست ۱۴۰ کارکتری توییتر به کار برد. برای مثال، جابز مک‌بوک‌ایر را این‌گونه تشریح کرد “باریک‌ترین نوت‌بوک جهان” این عبارت در اسلاید ارائه نمایان شد، همین‌طور بر روی وب سایت اپل و همزمان اپل پرس هم آن را منتشر کرد. چه چیزی هست که شما می‌خواهید مردم درباره‌ی محصول (یا ایده‌های) شما بدانند؟ تیتر باید خلاصه همه‌ی مارکتینگ و ارائه‌ی شما را در ترکیب خودش داشته باشد.

 ۲- یک شخصیت منفی. در همه‌ی داستان‌های کلاسیک، قهرمان در نبرد با ضد قهرمان یا یک فرد شرور است. در ۱۹۸۴، شخصیت منفی، برای اپل، IBM بود. در آن سال و قبل از این‌که جابز آگهی مشهور ۱۹۸۴ را برای اولین بار به فروشندگان اپل معرفی کند، داستانی درباره‌ی IBM گفت و این‌که چگونه آن‌ها می‌خواهند بر صنعت کامپیوتر مسلط شوند “IBM همه چیز را می‌خواهد، و تفنگش را بر آخرین مانع کنترل این صنعت نشانه رفته است: اپل”.  امروز نقش “شخصیت منفی” در داستان اپل بر عهده‌ی مایکروسافت، گوگل یا سامسونگ است. به هر حال ایده‌ی غلبه کردن بر یک دشمن مشترک انگیزه‌ی کافی برای حمایت از پیام‌آور آن ایجاد می‌کند.

۳- یک اسلاید ساده. کار با محصولات اپل آسان است چون همه‌ی آن چیزهایی که باعث در هم ریختگی و شلوغی بوده‌ حذف شده‌اند. همین رویکرد را جابز در کار با اسلاید‌ها در ارائه‌هایش داشت. آن‌ها به نحو چشمگیری ساده هستند، نمایشی، و عاری از هر برجسته‌سازی. تصویرها شکل غالبند. زمانی که استیو جابز مک‌بوک‌ایر را معرفی می‌کرد، هیچ کلمه‌ای نمی‌توانست جانشین عکسی شود که برای مشخص کردن باریکی نوت‌بوک آن را بر روی یک پاکت کاغذی اداری نشان می‌داد. یک‌جور دیگر هم می‌شود نگاه کرد – به طور میانگین در هر اسلاید پاورپوینت ۴۰ کلمه وجود دارد. در تعدادی از ارائه‌ها، جابز در مجموع ۷ کلمه در ۱۰ اسلاید داشت. راستی چرا شما اسلاید‌هایتان را با لغت‌های زیاد شلوغ می‌کنید؟

 ۴- یک نمونه نمایشی. آن‌طور که نوروساینس‌ها کشف کرده‌اند ذهن به آسانی خسته می‌شود. اما استیو جابز زمانی برای از دست رفتن علاقه مخاطب به او نمی‌داد. در ۱۰ دقیقه از ارائه او اغلب محصول جدید و ویژگی‌هایش را نمایش می‌داد و سعی می‌کرد این‌کار را با شوخی و خنده نیز همراه کند. در مک ورد ۲۰۰۷ زمانی که آی‌فن را معرفی می‌کرد، جابز طرز کار گوگل‌مپ را بر روی آن نشان داد. او فهرستی از فروشگاه‌های استارباکس را در همان منطقه بیرون کشید و گفت، “اجازه بدهید با یکی از آن‌ها تماس بگیریم” زمانی که یک نفر جواب داد، جابز گفت: “می‌خواهم ۴۰۰۰ کافه لته سفارش بدهم، شوخی نیست، لطفا زود باشید”.

 ۵- لحظه‌ی دود مقدس. همه‌ی ارائه‌های استیو جابز لحظه‌ای دارند که نوروساینس‌ها آن را “شارژ احساسی رخداد” نامیده‌اند. شارژ احساسی رخداد را می‌شود معادل یک یادداشت یادآوری ذهنی در نظر گرفت که به مغز می‌گوید، این را به خاطر بسپار! برای مثال، در مک ورد ۲۰۰۷، جابز می‌توانست ارائه‌اش را این‌طور شروع کند که اپل قصد دارد از یک موبایل جدید پرده برداری کند که قابلیت‌هایش شامل پخش موسیقی، بازی و نمایش ویدیو هم می‌شود. اما در عوض یک درام را بر صحنه برد. “امروز ما سه محصول انقلابی معرفی می‌کنیم. اولی یک ای‌پاد واید اسکرین با صفحه‌ی کنترل لمسی‌ست. دومی یک موبایل انقلابی‌ست. و سومی یک تحول در ابزار ارتباطات اینترنتی، یک آی‌پاد، یک تلفن، و یک ارتباط دهنده‌ی اینترنت … یک آی‌پاد، یک تلفن، می‌خواهید آن‌ها را داشته باشید؟ البته سه وسیله نیستند. در واقع یک وسیله است! و انفجار تشویق مخاطبان – چون غیر قابل پیش‌بینی بود و البته طعم سرگرمی را هم در خود داشت.

علامت‌هایی از ارتباط ناسالم با رسانه‌های اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

حالا صفت “نافذ” کم و بیش همراه اصطلاح رسانه‌های اجتماعی‌ست. برای خیلی‌ها این کانال‌های اجتماعی که امروز قابل استفاده برای ارتباط با دیگران به دلایل شخصی یا کاری هستند به بخش بزرگی از زندگی‌شان تبدیل شده‌اند. اما  یک پرسش این است که چه میزان سر و کار داشتن با این رسانه‌ها خیلی زیاد محسوب می‌شود؟ چگونه می‌توانیم به این آگاهی برسیم که میزان شور و شوقی که صرف رسانه‌های اجتماعی می‌کنیم زیاد نبوده و از حد نگذشته است؟ این‌ چند نکته‌‌ به عنوان علامت‌‌هایی از ارتباط ناسالم با رسانه‌های اجتماعی شاید تا حدی در بیان‌شان اغراق وجود دارد اما چندان هم دور از حقیقت نیستند یا دست کم باعث می‌شوند به این موضوع جدی‌تر نگاه کنیم:

۱- وقتی از “رسانه‌های اجتماعی” به عنوان یک فعل استفاده می‌کنیم. مثلا گفته می‌شود که من باید این را توئیت کنم یا اینستاگرام کنم. پس شما شروع کرده‌اید اصطلاحات “رسانه‌های اجتماعی” را به عنوان فعل به کار ببرید، بعضی این لحظه را آغاز یک پایان در نظر می‌گیرند.

۲- وقتی پاسخ به یک سؤال این‌گونه است “شما باید پستی را که در این مورد در وبلاگم گذاشته‌ام بخوانید.

۳- وقتی از “لایک” به جای حرف زدن و اظهار نظر استفاده می‌شود. شما مجبور نیستید همیشه دسته گل بفرستید، اما مثلا وقتی دوستتان صاحب اولین فرزندش شده … دست کم می‌توانید سه ثانیه وقت بگذارید و بنویسید “تبریک”.

۴- وقتی از رسانه‌های اجتماعی برای توجیه غیر منطقی بودن استفاده می‌شود. بله افرادی هستند که درخواست اتاق بهتر یا تخفیف از هتل کرده‌اند مثلا به خاطر تعداد خوانندگان وبلاگ‌شان.

۵- وقتی عدم دسترسی به رسانه‌های اجتماعی باعث می‌شود کنترل‌تان را از دست بدهید و تا حدی  خل وضع بشوید. به تجربه‌ی شخصی خودتان فکر کنید، محدودیت در دسترسی به رسانه‌های اجتماعی تا چه حد بر زندگی شما تاثیرگذار است؟

پرسش‌های پیش از هر ارائه و سخنرانی

نوشته‌شده در توسط .

پرسش‌های مربوط به شرایط سازماندهی

  1. چه مقدار وقت برای سخنرانی به شما داده شده است؟
  2. چه مقدار از آن را می‌خواهید برای پاسخ به سؤالات اختصاص دهید؟
  3. آیا کسی شما را معرفی خواهد کرد؟ (اگر این‌طور است، آیا شما به آن‌ها یک بیوگرافی یا مقدمه ارائه کرده‌اید؟)
  4. در چه شرایطی و از کجا سخنرانی‌تان را ارائه خواهید کرد؟
  5. چگونه می‌خواهید آن را ارائه کنید؟ ( برای مثال، از روی یک برگه که از قبل آماده کرده‌اید، به کمک برجسته کردن مطالب، یا از روی حافظه)
  6. چه تعداد مخاطب خواهید داشت ؟
  7. به طور مشخص چه کسانی مخاطب شما هستند؟
  8. دل مشغولی‌، چالش‌ها و/ یا اهداف‌شان چیست؟
  9. تا چه اندازه آن‌ها از قبل با موضوع سخنرانی شما آشنا هستند؟
  10. چه اندازه آنها از موضوع آگاه بشوند شما به هدف خودتان رسیده‌اید؟
  11. چگونه احساس مخاطبان را در مورد موضوع سخنرانی تشریح خواهید کرد؟
  12. از دید مخاطب، چرا آن‌ها باید به حرف‌های شما توجه کنند؟

 پرسش‌هایی درباره‌ی اهداف شما

  1. هدف شما برای این سخنرانی چیست؟
  2. مهمترین مسئله‌ای که می‌خواهید مخاطبان از این سخنرانی به یاد بیاورند چیست؟
  3. اولین، دومین یا سومین نکته‌ای که ترجیح می‌دهید مخاطب با آن مهمترین مسئله را به یاد بیاورد چیست؟
  4. اگر شما موفق باشید، مخاطب بعد از سخنرانی چه فکر یا احساسی خواهد داشت؟

پرسش‌هایی درباره‌ی محتوا و نمایش

  1. چگونه صحبت را آغاز می‌کنید؟
  2. چگونه سخنرانی را به پایان می‌رسانید؟
  3. چه درخواستی از مخاطب‌تان دارید؟
  4. آیا شما از تصاویر برای کمک به ارائه‌تان استفاده می‌کنید؟
  5. اگر بله، به چه صورت؟ (پاور پوینت، وایت بورد، پوستر، یا ویدیو کلیپ).