بایگانی ماهیانه: مرداد ۱۳۹۱

قانون‌های کورت ونه‌گات برای نوشتن

نوشته‌شده در توسط .

کورت ونه‌گات بیشتر از همه با سلاخ‌خانه‌ شماره پنج شناخته شده – توصیه‌های او برای نوشتن از دل حرفه و سبک کاری‌ش یعنی ادبیات داستانی آمده‌اند، و البته کم وبیش می‌شود از آن‌ها در سبک‌های دیگر نوشتن هم استفاده کرد:

 ۱- زمان را کلاً غریب وارانه به کار ببرید، به گونه‌ای که خواننده متوجه نشود اوقاتش چگونه سپری شده‌اند.

۲- به خواننده دست کم یک کارکتر بدهید تا او بتواند هواخواهش بشود.

۳- هر کارکتر باید چیزی بخواهد، حتی اگر آن فقط یک لیوان آب است.

۴- همه‌ی جمله‌ها باید یکی از این دو کارکرد را داشته باشند – کارکتر را مشخص‌تر کنند یا ماجرا را پیش ببرند.

۵- از همان شروع تا جایی که ممکن است نقطه‌ی پایان را درنظر بگیرید.

۶- سادیستی باشید. مهم نیست که کارکتر شما چقدر بی‌گناه و محبوب شده است – بدترین اتفاقات را برایش رقم بزنید. از این طریق  – خواننده ممکن است آن‌چه را که می‌تواند باعثش بشود ببیند.

۷- برای خوشنود کردن فقط یک نفر بنویسید. اگر پنجره‌ای باز کردید و خواستید عشقتان را به کل جهان نشان دهید، حرف‌تان و داستان‌تان ذات الریه خواهد گرفت.

۸- تا جایی که می‌توانید به خواننده بیشتر و سریع‌تر اطلاعات بدهید. برای نگه داشتن تعلیق، خواننده باید نسبت به آن‌چه در حال اتفاق افتادن است و از مکان و چرایی آن آگاه باشد، به این طریق آن‌ها خودشان می‌توانند داستان را تمام کنند. باید کاری بکنید که خواننده در صفحات آخر سوسک‌‌ها را هم ببلعد.

مارتین اسکورسیزی در تبلیغ اپل

نوشته‌شده در توسط .

اگر عاشق سینما باشید – شاید آن را بیشتر محصول نام‌ها بدانید تا تکنولوژی، از کارگردان‌ها گرفته تا بازیگر‌ها، تهیه‌کننده‌ها و استودیوها  …، و اگر عاشق تکنولوژی باشید احتمالا سینما قبل از هر چیز فقط محصول نوآوری‌های فنی‌ست، و بعد تداعی کننده‌ی هر چیز دیگر.

حالا اگر به جای تکنولوژی و سینما، اپل و مارتین اسکورسیزی را کنار هم بگذاریم داستان چه فرقی می‌کند؟ جواب این سوآل شاید همان چیزی باشد که ایده پردازان این آگهی جدید شرکت اپل قصد آن را داشته‌اند. تبلیغی که مارتین اسکورسیزی را سوار بر یک تاکسی نیویورکی نشان می‌دهد – در حالی که سعی دارد به کمک فن‌آوری سیری اپل کارهای روزانه‌اش را سر و سامان بدهد – از چک کردن این‌که دوستانش کجا هستند، تا اجتناب از روبرو شدن با ترافیک و تغییر زمان قرار ملاقات‌هایش.

به هر حال ممکن است فن‌آوری سیری اپل، آن‌طور که برخی منتقدانش می‌گویند در دنیای خارج از تبلیغ به این خوبی کار نکند؛ اما فراموش نکنیم که تاریخ تبلیغ در اپل حداقل تا آن‌جا که به سنت‌های استیو جابز در این شرکت بر می‌گردد – نمی‌تواند کاری فکر نشده یا سهل‌انگارانه باشد.

در این سری از تبلیغات اپل که با همکاری چهره‌های مشهور سینما از جان مالکوویج گرفته تا ساموئل ال جکسون و حالا مارتین اسکورسیزی ساخته شده‌اند، تمرکز به جای محصول بر کاربردهای آن است، و این انتخابی حساب شده است وقتی شما چند ماه تا ارائه‌ی محصول بعدی (آی‌فون ۵) در پیش دارید و ترجیح می‌دهید حالا کمتر بر محصول قبلی‌تان سرمایه‌گذاری کنید و در ضمن قصد لو دادن ویژگی‌های محصول بعدی را هم ندارید. پس می‌شود آن‌ها را یک نوع میانبر تبلیغاتی در فضای خالی بین دو محصول تفسیر کرد.

اپل حالا خودش را مشهورتر از هر چهره‌ای می‌داند، بنابراین شاید کمتر بخواهد معرفی محصولاتش را از طریق چهرها و ستاره‌ها دنبال کند. اما در این سری از تبلیغات به گونه‌ای افراد مشهور را می‌بینیم که گویا این آن‌ها هستند که بیشتر به اپل نیاز دارند تا اپل به آن‌ها، تا جایی که ممکن است فکر کنیم بدون فن‌آوری سیری امور روزانه‌شان دشوار خواهد شد.

به هر حال با این تبلیغات فن‌آوری سیری اپل بیشتر معرفی می‌شود، اپل باز هم هوشمندانه کارزارش را جلو برده، این‌بار مارتین اسکورسیزی آن را معرفی می‌کند، آن هم از داخل یک تاکسی و در حالی که هیچ تصویر روشنی از راننده‌ی تاکسی نمی‌بینیم – که طبیعی‌ست، اما  اسکورسیزی چطور، من که دوست ندارم فکر کنم او دیگر راننده تاکسی را نمی‌شناسد.

قانون‌‌های جورج اورول برای نوشتن

نوشته‌شده در توسط .

۱- هرگز از استعاره، تشبیه یا دیگر شکل‌های بیانی که عادت کرده‌اید در مطبوعات ببینید استفاده نکنید.

۲- هرگز از یک لغت بلند در جایی که کلمه‌ای کوتاه‌تر برای آن هست استفاده نکنید.

۳- اگر امکان حذف کلمه‌ای را دارید، همیشه این کار را انجام دهید.

۴- هرگز از شکل مفعولی استفاده نکنید، در حالی که می‌توانید صورت فاعلی آن را به کار بگیرید.

۵- هرگز از یک عبارت خارجی استفاده نکنید، کلمه‌ی‌ای علمی یا اصطلاحی تخصصی، اگر شما می‌توانید به معادل آن در زبان روزمره‌ انگلیسی (فارسی) فکر کنید.

۶- همه‌ی این قوانین را زیر پا بگذارید پیش از آن‌که حرفی بزنید که به صراحت غیر متمدنانه باشد.

در توضیح قانون ششم باید گفت که اورول معتقد است – این اصول را زمانی که شما به دنبال یک شیوه‌ی بیانی مناسب‌تر هستید می‌شود نادیده گرفت، او در مقاله‌ی” زبان انگلیسی و سیاست” این موضوع را بیان می‌کند که نویسنده نباید زمینه‌ی فریب خواننده را فراهم کند.

رضایت کاربران: گوگل پلاس بالاتر از فیس‌بوک

نوشته‌شده در توسط .

در یک سال گذشته انتقادهای متعددی متوجه گوگل و سرویس اجتماعی آن گوگل پلاس بوده و هست. از جمله‌ی این انتقاد‌ها که همچنان در مورد آن بحث می‌شود – به معنای تعریف کاربر فعال برای گوگل پلاس بر می‌گردد، که به نظر می‌رسد گوگل همچنان تمایل چندانی برای شفاف کردن آن ندارد. با این وجود حالا آن‌ها حداقل در یک مورد مشخص – یعنی رضایت کاربران – آمار بهتری نسبت به رقیب اصلی‌شان فیس‌بوک بدست آورده‌اند.

بر اساس فهرست رضایت مصرف‌کنندگان آمریکا (ACSI) گوگل پلاس در نخستین سال فعالیتش در صدر فهرست شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته و با ۷۸ امتیاز در کنار ویکی‌پدیا قرار دارد.

این گزارش شرکت‌ها را در فهرستی ۱۰۰ امتیازی رتبه‌بندی می‌کند، که در آن به فیس‌بوک ۶۱ امتیاز داده شده، نمره‌ی پایینی که  بخشی از آن می‌تواند نتیجه‌ی انتقاداتی باشد که راه اندازی تایم‌لاین فیس‌بوک در سال گذشته به همراه داشت. فیس بوک در سال قبل ۶۶ و در سال ۲۰۱۰ امتیاز آن‌ها ۶۴ بود. پس این پایین‌ترین رتبه‌ای است که آن‌ها در این گزارش سالانه تاکنون کسب کرده‌اند، و از این نظر در بین ۵ شرکتی بوده‌اند که پایین‌ترین امتیاز را در بین ۲۳۰ کمپانی مورد سنجش قرار گرفته‌ی (ACSI) داشته‌ است.

به هر حال امتیاز بالای گوگل پلاس در اولین سال فعالیتش تعجب‌برانگیز است. هر چند آن‌ها علی‌رغم این‌که بیشتر از یک سال از فعالیت‌شان نمی‌گذرد طراحی قابل‌قبولی دارند، اپلیکیشن‌ها می‌توانند مثال خوبی باشند از این‌که آن‌ها تا چه اندازه در موبایل خوب عمل کرده‌ و در مسیر درست قرار گرفته‌اند. هر چند شک و تردیدها درباره‌ی میزان فعالیت پاسخگویان تحقیق و این‌‌که آن‌ها واقعا به چه میزان از گوگل پلاس استفاده می‌کنند – پرسش‌هایی هستند که همچنان می‌شود مطرح کرد.

برای امتیاز پایین فیس‌بوک در این رتبه‌بندی هم البته می شود دلایلی را ذکر کرد. از جمله این‌که تعداد کاربران آن بیشتر است و به طور طبیعی هم راضی کردن تعداد بیشتری از افراد کار سخت‌تری‌ست و می‌‌شود انتظار داشت تعداد کاربرانی هم که با آن مشکل پیدا می‌کنند بیشتر خواهد بود. از طرف دیگر هر بار فیس‌بوک یک تغییر اساسی را بوجود می‌آورد، با موج بزرگی از نارضایتی روبرو می‌شود که معمولا هم پس از مدتی کوتاه مثلا چند ماه فراموش می‌شود و کم و بیش همه با آن سازگار می‌شوند. هر چند در این مورد ممکن است تاثیرش را بر روی این گزارش سالانه گذاشته باشد.

درباره وضعیت دیگر شبکه‌های اجتماعی در این گزارش هم باید بگوییم که  توییتر ۶۴ امتیاز دارد، لینکدین ۶۳ امتیاز، و این در حالی است که پینترست که مدت زیادی از راه‌ اندازی آن نمی‌گذرد شرایط بهتری داشته و ۶۹ امتیاز بدست آورده است. البته مانند گوگل پلاس که یک تازه وارد به این فهرست محسوب می‌شود، توییتر، لینکدین و پینترست هم از جمله‌ی تازه واردها به این رده‌بندی هستند.

گزارش سالانه رضایت مصرف کنندگان آمریکا (ACSI) تلفیق ۷۰۰۰۰ مصاحبه با ترکیبی از داده‌‌هاست -برای سنجس میزان رضایت مصرف‌کنندگان، که ۴۷ صنعت و ۱۰ بخش اقتصادی را شامل می‌شود.

خبر و رسانه‌های اجتماعی در یک تحقیق

نوشته‌شده در توسط .

گزارش جدیدی از انستیتو مطالعات روزنامه‌نگاری رویترز شواهد تازه‌ای از چگونگی تاثیر رسانه‌های اجتماعی بر مصرف اخبار ارائه می‌کند.

این گزارش پژوهشی که مصرف ‌کنندگان خبر در پنج کشور انگلستان، آمریکا، آلمان، فرانسه و دانمارک را مورد سنجش قرار داده است – نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی در حال به چالش کشیدن نقش موتورهای جستجو به عنوان شیوه‌ی غالب یافتن اخبار هستند.

بر مبنای این گزارش در انگلیس، ٪۳۰ اخبار از طریق جستجو حاصل شده، در مقایسه با ٪۲۰ کسانی که اخبار را از طریق فیس‌بوک و توییتر بدست آورده‌اند.

گزارش همچنین یک تفاوت نسلی مشخص را در این زمینه آشکار می‌کند، که بر اساس آن ٪۴۳ جوانان احتمالا بیشتر اخبار مورد نیاز خود را از طریق حلقه‌های اجتماعی‌شان دریافت می‌کنند.

 از نکات جالب دیگر در این پژوهش شواهدی است که نشان می‌دهد، افراد معمولا تمایل بیشتری دارند تا بر روی لینک‌هایی کلیک کنند که از دوستان، همکاران یا آشنایان‌شان دریافت می‌کنند، در مقایسه با دیگر لینک‌هایی که احتمالا از هر جای دیگر وب به آن‌ها می‌رسد.

فیس‌بوک در این پژوهش مهمترین شبکه‌ی اجتماعی در به اشتراک‌گذاری خبر شناخته شده است، در حالی که بیشتر از نیمی از اخبار به اشتراک گذاشته شده در انگلیس (٪۵۵) از طریق فیس‌بوک انجام شده، و ایمیل و توییتر در رتبه‌های بعد از آن قرار داشته‌اند.

در مورد نقش فیس‌بوک در به اشتراک‌گذاری خبر این نکته را باید یادآوری کرد که رسانه‌های برجسته‌ای مثل روزنامه‌ی گاردین یا واشنگتن پست با راه‌اندازی اپلیکیشن‌های مخصوص خود در این شبکه‌‌ی اجتماعی از دلایل پر رنگ‌تر شدن بیشتر این نقش برای فیس‌بوک شده‌اند، زیرا به کمک این اپلیکیشن‌ها به اشتراک‌گذاری خبر در این شبکه‌ی اجتماعی بیش از پیش ساده شده است.

رسانه‌های اجتماعی در بازی‌های المپیک لندن

نوشته‌شده در توسط .

شعار همیشگی بازی‌های المپیک “سریع‌تر، بالاتر، قوی‌تر” است، در حالی‌که  المپیک لندن را می‌شود المپیک رسانه‌های اجتماعی هم نامید، تا جایی که برخی واژه‌ی “Socialympics” را نیز برای آن درست کرده‌اند.

هر چند نمی‌شود گفت رابطه‌ی المپیک و رسانه‌های اجتماعی تازه است بخصوص وقتی این تاریخ‌ها را دوباره مرور می‌کنیم، توییتر در سال ۲۰۰۶، فیس‌بوک در ۲۰۰۴ و یا یوتیوب در ۲۰۰۵ راه اندازی شدند، و وبلاگ‌ها هم که از خیلی پیش‌تر پا به عرصه گذاشته بودند. اما با آن نگاهی که دوست دارد در هر المپیک مسئله‌ای را برجسته کند موضوع تا حدی متفاوت است.

این‌گونه است که مثلا المپیک آتن را بازگشت المپیک به زادگاهش نامیدند، یا بازی‌های چهار سال پیش بیجینگ چین به نوعی بزرگ‌ترین بازی‌های المپیک تاریخ قلمداد شد. بر این قرار می‌شود بازی‌های المپیک لندن را هم با رسانه‌های اجتماعی پیوند زد، که از هر نظر در مقیاس گستردگی قابل مقایسه با المپیک ۲۰۰۸ بیجنیگ و یا بازی‌های المپیک زمستانی ۲۰۱۰ ونکوور کانادا نیست. زیرا بازی‌های المپیک زمستانه معمولا تنوع، گستردگی و محبوبیت بازی‌های المپیک تابستان را ندارند، و بازی‌های ۲۰۰۸ چین هم به طور کلی تحت تاثیر ملاحظات و مراقبت‌های دولت چین در مورد اینترنت قرار داشت، هر چند گسترش وسیع دامنه‌ی نفوذ رسانه‌های اجتماعی در چهار سال گذشته نیز شگفت‌انگیز است.

فیس‌بوک چهار سال پیش و در آن زمان ۱۰۰ میلیون کاربر فعال داشت در حالی که این رقم امروز ۹۰۰ میلیون است. توییتر ۶ میلیون کاربر داشت که امروز این رقم ۱۵۰ میلیون است، و از طرف دیگر باید به ظهور پر شمار اسمارت‌فون‌ها هم اشاره کنیم که خیلی راحت این اجازه را به تماشاگران می‌دهند که بلافاصله آن‌چه را در استادیوم‌ها می‌بینند – گزارش کنند و به آن واکنش نشان دهند. بنابراین از همین حالا می‌شود حدس زد که بازی‌های المپیک لندن بارها و بارها توییت خواهد شد، تگ خواهد شد، لایک خواهد شد‌‌، در وبلاگ‌ها درباه‌ی آن خواهند نوشت و به اشتراک گذاشته می‌شود.

در المپیک بیجینگ حتی یک مرکز فعالیت رسانه‌های اجتماعی وجود نداشت. در حالی که  اکنون مرکزی برای این منظور در نظر گرفته شده که به هواداران کمک می‌کند تا ورزشکاران و تیم‌های  مورد علاقه‌شان را در شبکه‌های اجتماعی پیدا کرده و دنبال کنند؛ به اضافه‌ی این‌که حالا خود کمیته‌ی بین‌اللملی المپیک هم اکانت توییتر و صفحه‌ی فیس‌بوک خودش را دارد.

از طرف دیگر بیشتر ورزشکاران در این دوره از بازی‌ها با شور و هیجان زیاد از طریق فیس‌بوک و توییتر با هواداران‌شان در ارتباطند. در حالی که اکانت یا صفحات‌شان از طریق یک آژانس یا توسط خود ورزشکار در طول ۲۴ ساعت شبانه روز فعال نگه داشته می شود.

همان‌طور که اسپانسرهای بازی‌ها نیز سعی می‌کنند تا از طریق رسانه‌های اجتماعی بیشترین سود را از این فرصت ببرند.

  • این اینفوگرافیک را هم درباره‌ی نقش رسانه و شبکه‌های اجتماعی در المپیک ببینید.

صرف زمان بیشتر یا کمتر، کدام مهم‌تر است؟

نوشته‌شده در توسط .

تیم اوریلی را بیش از هر چیز با مفهوم و تعاریف وب ۲ می‌شناسیم، و البته دیدگاه‌های او به عنوان یکی از کارشناسان برجسته‌ی تکنولوژی و نظریه‌پردازان وب همواره قابل توجه است.

به تازگی او یادداشتی نوشت که فکر می‌کنم اهمیت کافی برای مورد توجه قرارگرفتن و بازخوانی را داشته باشد، زیرا می‌تواند تا حد زیادی ملاک‌‌ها و معیارهای ارزش‌گذاری در وب و بخصوص درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی را مورد پرسش قرار دهد.

اوریلی در این یادداشت می‌گوید مدتی‌ست با انبوه تیتر‌هایی مواجه می‌شویم ‌که جار می‌زنند مردم وقت بیشتری را در فیس‌بوک در مقایسه با گوگل صرف می‌کنند؛ و اضافه می‌کند در این داستان نقش گوگل را هم نمی‌شود نادیده گرفت – در واقع آن‌ها خودشان را در موقعیت یک جایگزین اجتماعی برای فیس‌بوک قرار داده‌اند.

از نظر اوریلی این مسئله‌ باعث تاسف است. زیرا افتخار گوگل همواره بر این بوده که می‌تواند به سرعت در یافتن اطلاعات مورد نیازتان به شما کمک کند، بنابراین در نظر گرفتن معیار “زمان صرف شده در سایت” مقیاس ترسناکی برای سودمندی اطلاعات است.

اوریلی سپس به یک مقایسه می‌پردازد و می‌نویسد که ممکن است گوگل در همان تله‌ای بیافتد که یاهو در آن گرفتار شد. یاهو سایتی بود که ترافیکی مبتنی بر محتوا داشت، و آن را زمانی از دست داد که  خواست تبدیل به یک موتور جستجو بشود، حالا ممکن است گوگل هم در چنین مسیری باشد، در حالی که آن‌ها می‌خواهند اجتماعی بشوند.

البته اوریلی مخالف ‌این‌ نیست که اجتماعی شدن باید بخشی مهمی از استراتژی گوگل باشد، و حتی می‌گوید تحت تاثیر این روند در انواع محصولات گوگل قرار گرفته است. اما پیشنهادش به آن‌ها این است که در رقابت با فیس‌بوک بر روی سودمندی بیشتر داده‌های اجتماعی تمرکز کنند – که احتمالا می‌تواند این معنی را داشته باشد که کاربر وقت کمتری صرف آن کند به جای این‌که وقت بیشتری را در آن بگذراند.

از طرف دیگر همان‌طور که او اشاره می‌کند چه فیس‌بوک و چه گوگل وقتی پای مقایسه درباره‌ی وقتی که مردم صرف آن‌ها می‌کنند پیش بیاید در مقابل اعداد و ارقام‌ تلوزیون رکوردشان چندان قابل توجه نیست. در جایی که به نظر اوریلی تلوزیون بزرگترین سرزمین بی‌حاصل مصرف کنندگان منفعل است، حقیقتی که از نظر او می‌تواند همه چیز را درباره‌ی ابلهانه بودن معیار صرف وقت در  یک سایت بگوید.

در نتیجه او معتقد است که سرویسی برای ما سودمندتر است که وقت کمتری از ما بگیرد، نه سرویسی که بیشتر و بیشتر ما را از جهان واقعی دور می‌کند.

وقتی گوگل به جنگ می‌رود

نوشته‌شده در توسط .

برای آن‌ها که گوگل نماد بهترین‌هاست شاید ارائه‌ی هر محصول جدید از آن یک خبر خوب باشد، بخصوص وقتی بشود در حلقه‌ی آن‌ها یک دنیای دیجیتالی کامل داشت.

گوگل در جستجو و آگهی همچنان برترین است، و البته در آندروید هم آن‌ها شروع خوبی داشته‌اند، هر چند هیچوقت به روشنی درباره‌ی تاثیر اقتصادی آن در کل بیزینس گوگل صحبتی نشده‌ است. گوگل‌مپ یک مارکت موفق برای آن‌هاست و هنوز یوتیوب عرصه‌ا‌ی بی‌رقیب محسوب می‌شود، اما نگاهی به فهرست مهمترین نبردهایی که گوگل در آن‌ها درگیر شده است شاید متعصب‌ترین طرفداران‌شان را هم تا حدی نگران کند:

گوگل در مقابل اپل

  • آندروید گوگل در مقابل پلتفرم IOS اپل. گفته شده که روزانه یک میلیون ابزار آندروید فعال می‌شوند که تاکنون تعداد آن‌ها به ۴۰۰ میلیون رسیده است.
  • گوگل به تازگی تبلت Nexus 7 را معرفی کرد که رقیب آی‌پد اپل در بازار خواهد بود.
  • گوگل TV در مقابل اپل TV ، و البته هر دو در پی درآمد و توجه بیشتر هستند.
  • گوگل درایو در مقابل iCloud اپل.
  • گوگل‌مپ در مقابل اپل‌مپ.
  • گوگل Wallet/Play در مقابل آی‌تونز اپل.
  • گوگل بوک، سرویس موسیقی گوگل و دیگر رسانه‌های گوگل در مقابل آی‌تونز و آی‌بوک اپل.

گوگل در مقابل مایکروسافت

  • سیستم عامل کروم گوگل در مقابل سیستم عامل مایکروسافت.
  • گوگل App در مقابل مایکروسافت Office App.
  • آندروید گوگل در مقابل ویندوز ۸ مایکروسافت.
  • تبلت Nexus 7 گوگل در مقابل تبلت Surface مایکروسافت.
  • Google Cloud در مقابل Azure مایکروسافت.
  • گوگل درایو در مقابل اسکای درایو مایکروسافت.
  • سرچ گوگل در مقابل بینگ مایکروسافت.

گوگل در مقابل آمازون

  • تبلت Nexus 7 گوگل در مقابل تبلت کیندل فایر آمازون.
  • پلتفرم آندروید گوگل در مقابل Fork ‌ آمازون.
  • چالش گوگل Cloud با وب سرویس‌های آمازون.
  • گوگل Wallet درمقابل سیستم پرداخت آمازون.
  • گوگل بوک، سرویس موسیقی گوگل و دیگر محصولات رسانه‌ای گوگل در مقابل  موزیک، کتاب و دیگر رسانه‌های آمازون.

گوگل درمقابل فیس‌بوک

  • گوگل پلاس در مقابل فیس‌بوک.
  • سیستم پیام‌رسان گوگل در مقابل پیام‌رسان فیس‌بوک.
  • گوگل picasa  درمقابل Facebook Photos.
  • آگهی گوگل (Google Ad)در مقابل پلتفرم آگهی فیس‌بوک.
  • جستجوی گوگل در مقابل جستجوی اجتماعی فیس‌بوک (Facebook Social Discovery).

و البته چند شرکت دیگر که گوگل با آن‌ها نیز در نزاع است:

  • گوگل درایو در مقابل دراپ‌باکس.
  • گوگل Wallet در مقابل Paypal و Square.
  • جستجوی گوگل در مقابل توییتر.
  • گوگل پلاس در مقابل توییتر.
  • یوتیوب گوگل در مقابل امثال Hulu.
  • Google Local در مقابل Yelp.

ورود گوگل به همه‌ی این جبهه‌ها باعث شده که منتقدینی گوگل را از سرنوشت ناپلئون بناپارتی بترسانند که با گشایش جبهه‌های متعدد جنگی در نهایت شکست و نابودی خودش را رقم زد. از نظر این منتقدین، گوگل به جای این‌که هر روز وارد قلمروی تازه‌ای شود بهتر است تمرکزش را بر تخصص‌هایش بیشتر کند. آن‌ها طرفدار گوگل قدیم هستند، گوگلی که در آن‌چه انجام می‌داد، بهترین بود.