بایگانی ماهیانه: مهر ۱۳۹۱

ده عنوان شغلی رسانه‌های اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

جهان حرفه‌ای در استخدام و توسعه‌ی موقعیت‌های شغلی برای مسؤلیت اکانت‌ رسانه‌های اجتماعی قانع شده است. این‌جا ۱۰ عنوان شغلی همراه با شرحی کوتاه خواهد آمد، با توجه به نوپا بودن موضوع نمی‌توان انتظار زیادی داشت که دامنه‌ی عنوان‌ها‌ و تعریف‌ها جامع و مانع باشند:

۱- مدیر رسانه‌های اجتماعی: متمرکز بر توسعه و نظارت ابداعات رسانه‌های اجتماعی و چگونگی عملکرد آن‌ها برای ادغام با کل استراتژی کسب و کار.

۲- مدیر اکانت‌ رسانه‌های اجتماعی: برای مجموعه‌ای از اکانت پروفایل‌هایی که در جامعه‌های اجتماعی مختلف ساخته شده‌اند.

۳- متخصص رسانه‌های اجتماعی: ایجاد و پیاده سازی استراتژی‌ها و جهت‌گیری‌هایی که شرکت دنبال خواهد کرد. فعالیت‌ها‌ بر شبکه‌های اجتماعی موجود متمرکز است. این کار از طریق توسعه‌ی جداگانه اجتماعات یا ایجاد امکانات اختصاصی در چارچوب ساختار کسب و کار فراهم می‌شود.

۴- برنامه‌ریز رسانه‌های اجتماعی: توسعه پیشنهادات برای تبلیغ کنندگان دیجیتال، هماهنگ کننده با تیم موجودی (کالا)، و احتمالا هدایت و مدیریت کردن رسانه‌ها در پلتفرم‌های موبایل، وب و ایمیل.

۵- وبلاگ‌نویس: در مفهوم حرفه‌ای (وب‌نوشت شرکت‌ها، وبلاگ نویسی برای کسب درآمد، وغیره…)، وبلاگ‌نویس‌ باید به طور مرتب محتوایی ایجاد کند که تقویت کننده‌ی پیام  مارکتینگ باشد یا تمرکزش بر دیگر موضوعاتی شود که باعث پیشرفت شرکت خواهند بود.

۶- مدیر پروژه‌های تعاملی: به عنوان فردی چند وجهی در نظر گرفته می‌شود (یک همه کاره)، او دانش عمیق و تجربه در پلتفرم‌ها و رابط‌های کاربری مختلف را دارست. بیشتر مدیران پروژه‌های تعاملی پروتکل‌های مختلف را درک کرده و دارای ارتباطات و مهارت‌های سازمانی عالی هستند.

۷- تحلیل‌گر رسانه‌های اجتماعی: تحلیل‌گر با نتایج و روند کارزار بازاریابی برای آژانس‌ها سر و کار دارد و ممکن است با خود مشتری نیز به طور مستقیم در ارتباط باشد. آن‌ها بینشی کلی برای اندازه‌گیری فراهم می‌کنند تا بر مبنای آن بینش رسیدن به اهداف را تحقق بخشند.

۸- هماهنگ کننده رسانه‌های اجتماعی: هماهنگی رویدادهای بازاریابی با فعالیت‌های آن‌لاین از یک سو و دنبال کردن تجزیه و تحلیل نفوذ رسانه‌های اجتماعی از طرف دیگر، معمولا در ارتباط با توییتر و دیگر کانال‌های رسانه‌های اجتماعی است.

۹- پادکستر: همواره به عنوان یک موقعیت شغلی در رسانه‌های اجتماعی در نظر گرفته نمی‌شود اما رابطه‌ی تنگاتنگی با بیشتر شبکه‌های اجتماعی دارد، با فراهم کردن محتوا برای مخاطبان وسیع تشنه‌ی تولیدات چند رسانه‌ای و انتشارشان از طریق پادکست.

۱۰- مدیر انجمن: تمام زمانش صرف تسهیل مکالماتی که همه‌ی جوامع کسب و کار در آن مشارکت دارند می‌شود. تولید محتوا و حضور در این روند باید به خوبی بخش بزرگی از کار او باشد.

کدام کشورها موثرتر از اینترنت استفاده می‌کنند؟

نوشته‌شده در توسط .

استفاده موثر از اینترنت به بهبود زندگی مردم کمک می‌کند، و در این زمینه سوئد پیشتاز است. بر پایه‌ی یک تحقیق جهانی که توسط تیم برنرز- لی مخترع وب ارائه شده، سوئد بالاتر از آمریکا و بریتانیا دیده می‌شود.

در تحقیق بنیاد برنزلی وب ایندکس تاثیرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اینترنت در ۶۱ کشور مطالعه شده‌اند. معیارهای این پژوهش طیفی از فقیرترین افراد آن‌لاین تا دسترسی داشتن به مفیدترین محتوا را در بر داشته است.

برنرز- لی در تشریح این تحقیق می‌گوید:

  • این پژوهش نیاز به داده‌های یکنواخت و عام در دسترس را کامل کرده و اجازه مقایسه بین کشورها و نواحی تعیین شده برای اصلاح را می‌دهد.
  • در یک سطح زیربنایی، (پرسیدیم) آیا مردم واقعا به اینترنت متصل هستند؟ آیا آن‌ها وسیله‌ای مثل تلفن دارند که از طریق آن به وب دسترسی داشته باشند؟
  • در سطح میانی، محتوا قرار دارد. در صدر، مسئله این است که آیا اینترنت در زندگی مردم تاثیر گذار هست؟ آیا آن‌ها می‌توانند از طریق اینترنت یک شغل پیدا کنند؟ آیا شما از آن برای سلامتی‌ و تحصیل استفاده می‌کنید؟ آیا اینترنت در شیوه‌ای که کشور اداره می‌شود تاثیری دارد؟
  • دسترسی به اینترنت هنوز در بخش‌هایی از جهان موضوعی لوکس به حساب می‌آید. در واقع تنها یک نفر از سه نفر در سطح جهان از آن استفاده می‌کنند و فقط یک نفر از ۶ نفر در آفریقا به آن دسترسی دارند.
  • هزینه‌ی زیاد متصل شدن به اینترنت میلیاردها انسان را از دسترسی به حق دانستن و مشارکت بازداشته است. این هزینه باید به طور قابل ملاحظه‌ای کم شود.
  • هفت کشور از ۱۰ کشوری که در پایین‌ترین رده قرار گرفته‌اند آفریقایی هستند، که بازتاب دهنده‌ی سطح نفوذ اندک است. زیمبابوه کشور یکی مانده به آخر و پایین‌تر از بورکینافسو قرار دارد.
  • آخرین رده متعلق به کشور یمن است که زیرساخت‌های بنیادی ضعیف، به همراه سانسور و تاثیر پایین اینترنت در کسب و کار، اقتصاد، سلامتی، آموزش و فعالیت اجتماعی آن را در این جایگاه قرار داده است.
  • تقریبا ۳۰ درصد کشورهای فهرست با میانه روی دولت‌ها در سختگیری برای محدود کردن دسترسی به وب‌سایت‌ها روبرو هستند، در حالی که نیمی از آن‌ها با افزایش تهدید آزادی بیان مواجه‌اند.

از نظر برنرز- لی وب یک گفتگوی جهانی‌ست. افزایش مانع برای گفتگوی آزادانه چه به صورت آن‌لاین باشد و چه آف‌لاین، احتمالا به تنهایی بزرگترین چالش پیش روی وب در آینده به حساب می‌آید.

پنج کشور بالای فهرست استفاده‌ی موثر از اینترنت:

۱- سوئد
۲- آمریکا
۳- بریتانیا
۴- کانادا
۵- فنلاند

فهرست پنج کشور آخر:

۵۷- اتیوپی
۵۸- بنین
۵۹- بورکینافاسو
۶۰- زیمبابوه
۶۱- یمن

چگونه از ذهن مخاطب مخالف عبور کنیم

نوشته‌شده در توسط .

مردم معمولا اطلاعات و نشانه‌هایی را دنبال می‌کنند که باورهای آن‌ها را تایید ‌کند.

در حقیقت آن‌ها نه تنها از اطلاعاتی که با باورهای‌شان مشابه نیست پشتیبانی نمی‌کنند، بلکه آن‌ها را کم ارزش و بی‌مقدار هم جلوه می‌دهند.

پالایش اطلاعات اغلب کاری مفید است، وقتی‌ که این کاهش ما را مجبور به توجه بیشتر بر موضوعی در یک زمان مشخص می‌کند.

اما همین فرایند پالایش اطلاعات می‌تواند باعث انتخاب‌های بد و بی‌عملی هم بشود.

روانشناسان این‌گونه پالایش و فیلتر اطلاعات را سوگیری تثبیت شده می‌نامند. افراد به اطلاعاتی توجه و تمایل نشان می‌دهند که باورهای موجودشان را تایید می‌کند. آن‌ها تمایل به گردآوری مدارک و یادآوری اطلاعات به صورت گزینشی دارند تا با قدرت بیشتری مسئله‌ای را باور کنند.

اما چگونه می‌شود این مکانیسم پالایشی افراد را متوقف کرد؟

زمانی که شما مشغول یک پرزنتیشن یا سخنرانی هستید –  توقع دارید ایده‌هایی که ارائه می‌کنید با ذهن باز مورد قضاوت قرار گیرد. اما اگر مخاطب درگیر فیلتر‌های ذهنی مختلف باشد، عقاید شما شانس چندانی برای شنیده شدن نخواهند داشت. برای عبور از فیلترهای اتوماتیکی که  مخاطب‌تان ممکن است داشته باشد شما نیاز دارید:

۱- با آنچه می‌دانید آن‌ها باور دارند آغاز کنید. اگر شما ارائه‌تان را در مخالفت با باور مخاطب شروع کنید این احتمال وجود دارد که آن‌ها خیلی زود از شما دلزده و رویگردان شوند. فرض کنید پرزنتیشنی را با تعریف و تمجید از تلفن‌های اندرویید شروع کنید یا بگویید که گوشی‌های اندروید برتر از آی‌فون‌ها هستند، به این ترتیب این احتمال وجود دارد که شما هواداران محصولات اپل را که در جلسه  حاضرند از دست بدهید. اما شما می‌توانید در آغاز با ستایش پیشرو بودن اپل و آی‌فون شروع کنید تا شانس همراهی افراد بیشتری را داشته باشید.

۲- غافلگیر کردن مخاطب. یک روش برای عبور از ذهن پالایشگر افراد، روبرو کردن‌شان با اطلاعات یا تجربه‌ای است که انتظارش را ندارند، برای مثال: اگر به آن‌ها بگویید که بیش از ۵۰ درصد از اسمارت‌فون‌هایی که فروخته می‌شوند اندروید هستند و فقط ۳۳ درصد آن‌ها آی‌فون است. امکان دارد غافلگیرشان کنید یا حداقل فکرشان درگیر بشود و پیش خودشان بگویند “بهتر است بیشتر درباره‌ی تلفن‌های اندرویید اطلاعات کسب کنم”.

۳- ایجاد یک موقعیت ناسازگاری شناختی. در سال ۱۹۵۶ فستینگر کتابی نوشت به نام “وقتی پیشگویی شکست می‌خورد” او در این کتاب به تشریح موضوع ناسازگاری شناختی پرداخت، آن‌چه باعث می‌شود افراد وقتی با دو ایده‌ای روبرو می‌گردند که فکر می‌کنند ممکن است هر دوی آن‌ها درست باشد دچار احساس ناراحتی می‌شوند. برای مثال فردی را در نظر بگیرید که خود را شخصی می‌داند که باور دارد به فکر دیگران است، اما هیچ پولی برای کمک به موسسات خیریه اختصاص نمی‌دهد، بنابراین او دچار یک ناسازگاری شناختی‌ست و دو عقیده متضاد در او به جنگ یکدیگر رفته‌اند. این ناسازگاری شناختی باعث ناراحتی می‌شود. پس او باید به کنار گذاشتن یکی از این عقاید فکر کند (برای مثال می‌تواند نپذیرد که شخصی بوده که به فکر دیگران است یا این‌که انکار کند که امسال پولی را برای کمک به دیگران اختصاص نداده است) یا رفتارش را برای فرار از این ناسازگاری تغییر دهد (برای مثال این شخص ممکن است با شنیدن یک سخنرانی برای کمک به یک موسسه خیریه علاقه‌مند بشود).

پیام در وبلاگ

نوشته‌شده در توسط .

 پیام را می‌شود خیلی علمی تعریف کرد یا به زبان ساده نوشت منظور از آن هر چیزی است که بین فرستنده و گیرنده رد و بدل می‌شود.

گاهی فاصله بین فرستنده و گیرنده طولانی‌ست، مثل این پیام کاپیتان C.H Hunter Brown که در سال ۱۹۱۴ در یک بطری به دریا انداخته شد و برای سال‌های سال‌ در آب‌ها سرگردان بود، تا همین چند روز پیش که یک ماهیگیر استکاتلندی آن را پیدا کرد.

اینترنت هم بی شباهت به اقیانوس نیست. وبلاگ‌ها چطور، آیا آن‌ها را می‌شود با این بطری‌های به آب انداخته شده مقایسه کرد، و پرسید در داستان کاپیتان Brown کدام نقش مهم‌تر است، پیام کاپیتان، بطری که برای ۹۸ سال از پیام محافظت کرد، یا ماهیگیری که پیام را از دریا گرفت؟

الگوی پیام در بطری همواره به شانس و اقبال ربط دارد. این یکی از مهمترین تفاوت‌های ارتباطات دیروز و امروز است. دنیای پیام‌های دیروز، جهان پیام‌هایی بود که در آن هر کسی می‌توانست مخاطب باشد. اما در اقیانوس اطلاعاتی امروز که در کمتر از یک ثانیه میلیون‌ها پیام تولید می‌شود، اگر فرستنده بخواهد به بخت و اقبال برای رسیدن پیامش به مقصد امید داشته باشد – باید گفت نتیجه‌اش احتمالا جز ناامیدی نخواهد بود.

بنابراین اگر می‌بینیم که در سال‌های اخیر گرایش به وبلاگ نویسی تخصصی بیشتر می‌شود، در واقع این نتیجه‌ی طبیعی فضایی‌ست که در آن آدم‌ها سعی می‌کنند تا در میان انبوه بی پایان پیام‌ها به یک نقشه‌ی راه برسند. نقشه‌ای که مانع از گم شدن خودشان و خواننده‌ها بشود.

تاثیر شبکه‌های مجازی بر روابط اجتماعی و تعداد دوستان

نوشته‌شده در توسط .

پروفسور رابین دانبار استاد انسان‌شناسی در دانشگاه آکسفورد است. دانبار در سال ۱۹۹۳ نظریه تعداد دوستان مورد نیاز بشر را مطرح کرد. او بر اساس یافته‌ها در تحقیقاتش به یک عدد رسید، که با نام “عدد جادویی دانبار” ثبت شده است، این عدد ۱۵۰ بود.

با گسترش دامنه‌ی نفوذ شبکه‌های اجتماعی در اینترنت، بحث‌ درباره‌ی حد و حدود و نقاط مثبت و منفی دوستی‌ها دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. دکتر دانبار برای پاسخگویی به این ضرورت کتاب “هر انسان، چند دوست باید داشته باشد؟” را منتشر کرد. او در این کتاب بازگشت دوباره‌ای دارد به عدد ۱۵۰ که به اعتقاد او نمره جادویی برای داشتن تعداد دوستانی است که مغز بشر می‌تواند در درازمدت با آن‌ها رابطه‌ی جدی و مفید داشته باشد.

 رایین دانبار مدتی پیش در گفتگو با Technology Review به سه پرسش پاسخ داد:

۱- در پاسخ به سؤال اول در مورد این‌که شما به این نظریه شناخته شده‌اید که گنجایش روابط اجتماعی پایدار در انسان حدود ۱۵۰ است، ابزارهایی مثل فیس‌بوک چطور می‌توانند باعث تغییر در این ارتباطات اجتماعی بشوند می‌گوید:

عدد ۱۵۰ فقط به یک لایه از مجموعه‌ای از سری لایه‌های آشنایی که ما در آن قرار گرفته‌ایم اشاره دارد. فراتر از ۱۵۰ دست‌کم دو لایه‌ی دیگر ۵۰۰ و ۱۵۰۰ تایی قرار دارد. که مربوط  به کسانی می‌شوند که ما با آن‌ها آشنایی مختصر داریم و همچنین چهره‌هایی که ما آن‌ها را می‌شناسیم. او می‌گوید ما نمی‌توانیم بگوییم که شبکه‌های اجتماعی در تعامل ما با دوستان‌مان ابزارهای مؤثر و کمک کننده‌ای نیستند، اما به نظر نمی‌رسد که باعث بشوند که تعداد دوستان واقعی ما بیشتر شوند.

۲- از او درباره‌ی این پرسیده می‌شود که آیا “دانبار نامبر” یا همان عدد ۱۵۰ تا چه اندازه می‌تواند باعث محدود شدن گسترش فیس‌بوک بشود، و این‌که فیس‌بوک در این مورد چه کاری می‌تواند انجام بدهد؟

 در پاسخ او می‌گوید شما نمی‌توانید فیس‌بوک را به عنوان روشی برای گسترش حلقه‌ی اجتماعی‌تان در نظر بگیرید. اگرچه نمی‌شود گفت امکان اتفاق افتادن آن وجود ندارد اما این مسئله‌ای است که خیلی به ندرت پیش می‌آید، و شما همچنان برای ساختن یا تقویت رابطه نیازمند این هستنید که با افراد باشید. ساختار فیس‌بوک به نظر می‌رسد بیشتر در سطحی قرار دارد که این توانایی را برای ما ایجاد می‌کند که در رابطه‌ی دوستی بر محدودیت زمان و مکان غلبه کنیم، مسائلی که در دوستی می‌توانند به سرعت باعث سستی رابطه بشوند.

۳- آیا ابزارهای شبکه‌ اجتماعی می‌توانند رفتار اجتماعی غیر آن‌لاین ما را شکل بدهند؟ آیا می‌توانند باعث پیامد‌های منفی بشوند، مسائلی که ما انتظارشان را نداشته‌ایم؟

از نظر دانبار پاسخ به این پرسش با توجه به عمر کوتاه این شبکه‌ها ساده نیست. اما معتقد است دو امکان در این مورد وجود دارد. اول، زمانی که شما صرف این می‌کنید تا رابطه‌های قدیمی را در فیس‌بوک حفظ کنید، همان زمانی است که شما برای رابطه‌های جدید از دست می‌دهید. دوم، که شاید بیشتر جدی باشد. مهارت‌هایی که به ما اجازه می‌دهند که جهان پیچیده‌ی اجتماعی‌مان را مدیریت کنیم تا حدی از طریق تجربه کسب می‌شوند، اگر بخش وسیعی از تجربه‌ی شما آن‌لاین است (موردی که در کودکان در حال افزایش است)، پس شما ممکن نیست این مهارت‌های اجتماعی را به اندازه ای که نیاز دارید فرا بگیرید.

منابع: (+) (+)

نگاهی دیگر به تغییر استراتژی گوگل در سال‌های اخیر

نوشته‌شده در توسط .

 این مطلب در گزاره‌ها باعث شد دوباره به مقاله‌ای که چند ماه پیش خوانده بودم و به نوعی توضیحی بر استراتژی گوگل در دوران مدیریت لری پیج بود رجوع کنم. اما قبل از این‌که به آن بپردازم – بد نیست پاراگرافی از کتاب بیوگرافی استیو جابز را که به دیدار با لری پیج اشاره دارد و به هفته‌ها و روزهای آخر زندگی جابز مربوط می‌شود بخوانیم:

پیج آمد، در اتاق نشیمن خانه‌ی جابز نشست، و به ایده‌های او برای ساختن محصولات عالی و شرکت‌های ماندگار، گوش کرد. جابز آن روز را خوب به خاطر می‌آورد:

«خیلی راجع به تمرکز صحبت کردیم، و همین‌طور راجع به انتخاب افراد. این‌که چطور افراد قابل اعتماد را شناسایی کند و تیمی از معاونین قابل اتکا بسازد. راجع به حذف‌ها و ممانعت‌هایی گفتم که ناچار از انجام‌شان بود تا شرکتش را از وادادگی یا انباشته شدن از بازیکن‌های درجه دو، حفاظت کند. بحث اصلی من تمرکز بود. تعیین این‌ که گوگل می‌خواهد در دوران بلوغ خود چگونه باشد. همه چیز را پیش چشمش آوردم. بعد گفتم: “کدام پنچ محصول هستند که می‌خواهی روی آن‌ها متمرکز شوی؟ باقی را دور بریز، چون گوگل را غرق و بدل به مایکروسافتی دیگر می‌کنند و محصولاتی بیرون می‌دهید که مؤثرند، ولی عالی نیستند.» (استیو جابز، والتر ایزآکسن، ترجمه‌ی ناصر دادگستر).

اما مقاله فرهاد مانجو در واقع شرح دیدار و گفتگو با دیوید لاوی‌ رئیس دپارتمان تملک و توسعه‌ی سازمانی در گوگل است، یعنی همان بخشی که درباره‌ی خرید یک شرکت یا ایده در گوگل مسئول مستقیم بوده و تصمیم می‌گیرد. لاوی با ایده‌پردازان جدید، مدیران شرکت‌های تازه تاسیس و جوان‌هایی که با آرزوی استیو جابز، بیل گیتس یا زاکربرگ شدن به سیلیکون ولی می‌آیند دیدار می‌کند، آن‌ها در این دیدارها باید با پرسش‌های سخت او روبرو شوند، اما برای این تازه واردها به دنیای تکنولوژی این ملاقات‌ها بهترین فرصت برای معرفی ایده‌های‌شان است، بخصوص وقتی آن شخص دیوید لاوی است و این امید وجود داشته باشد که آن‌ها یک شبه به آرزوی‌شان برسند و بتوانند بخشی از یک اتحاد بزرگ با گوگل بشوند. بیشتر بخوانید

کتاب‌هایی که برای محو شدن متولد می‌شوند

نوشته‌شده در توسط .
ویلیام گیبسون

ویلیام گیبسون نویسنده‌ی علمی تخیلی

در سال ۱۹۹۲ ویلیام گیبسون که برای رمان کلاسیک سایبر پانکش Neuromancer مشهور است، اثری به نام Agrippa (کتابی از مرگ) با همکاری هنرمند تصویرگر Dennis Ashbaugh منتشر کرد. کتاب آن‌ها با جوهر حساس به نور انتشار یافت که به مرور زمان و در معرض نور ناپدید می‌شد، گیبسون مجموعه‌‌ای ۳۰۰ سطری از اشعارش را هم بر روی یک فلاپی دیسک نشر داد که فقط یک‌بار قابل خواندن بود (هر چند در نهایت این متن جان سالم به در برد و در اینترنت پخش شد). حالا یک تیم در انستیتو تکنولوژی مریلند رقابتی را برای مهندسی معکوس آغاز کرده‌اند که هدفشان رمزگذاری کتاب‌ برای ناپدید کردن و محو آن است.

از طرفی اگر رمزگذاری دیجیتال تاکنون برای مخفی کردن یک کتاب برای همیشه کافی نبوده و موفقیتی نداشته است، در عوض جوهرها هنوز موفق به انجام این کار هستند. یک ناشر مستقل آرژانتینی Eterna Cadencia به تازگی EL libro que no pude esperar  (کتابی که نمی‌تواند صبر کند) را منتشر کرد. این اثر یک آنتولوژی از نویسندگان جدید است که با جوهری منتشر شده که بعد از دو ماه ناپدید می‌شود. این ناشر می‌گوید کتاب‌ها بردبارند و صبر می‌کنند تا ما آن‌ها را بخوانیم: که برای ما خوب است، نه برای نویسندگان جدیدی که نیازمند توجه هستند. البته بیشتر بازخورد‌های این تجربه منفی بوده‌اند، دست‌کم به خاطر این‌که  پیشنهادی‌ست که چرخشی اساسی در کیفیت کتاب‌های فیزیکی ایجاد می‌کند: که استمرارشان همواره خارج از محدوده‌ی زمانی بوده، در حالی که برای کتاب‌های الکترونیک اغلب ویژگی‌ سبکی و ناپایداری ذکر شده است. حالا استمرار کتاب‌ها یک افسانه به نظر می رسد: کاغدهای اسید دار، آب و هوا، و زمانه‌ای که در آن حوادث دست به دست هم می‌دهند تا میراث‌های ادبی را مبتذل کنند.

اما اگر اینترنت را رسانه‌ی حافظه‌دار در نظر بگیریم، معنای به فراموشی سپردن یک کتاب چیست؟ یکی از امتیازات کتاب‌های الکترونیک در حقیقت ممکن است این باشد که آن‌ها را به آسانی می‌شود از جایی به جای دیگر انتقال داد، پاک کرد، به فراموشی سپرد، همه‌ی آن‌چه باعث می‌شود ما از غرق شدن در باتلاق کتاب‌های بد و سوء سابقه‌شان نجات پیدا کنیم. در واقع ایده‌ی Eerna Cadencia ناشر آرژانتینی هم از همین قرار است. حرکتی تازه برای کشف چیزها و حس‌های نو.