بایگانی ماهیانه: آذر ۱۳۹۱

معرفی کتاب: تا روشنایی بنویس!

نوشته‌شده در توسط .

تا روشنایی بنویس! یکی از کتاب‌های مجموعه‌ی هزارتوی نوشتن انتشارات جهان کتاب است. از این مجموعه پیشتر این‌جا کتاب دیگری را هم معرفی کرده‌ام. احمد اخوت درباره‌ی نام کتابش می‌نویسد: “تا روشنایی بنویس” جمله‌ی چند لایه‌ای است از یوحنای قدیس، شاید به این معنا که تا روشنایی داری بنویس. همچنین یعنی فعلا تا روشن هستی و زوال عقل سراغت نیامده بنویس. کسی از فردایش خبر ندارد. همین‌طور به این معنا هم هست که تا خود روشنایی (صبح) بنویس. پاسخی به آن‌ها که ناتوانی در نوشتن را بهانه‌ی ننوشتن می‌دانند.

اگر نویسنده هر وقت که اراده کند می‌نویسد؟ اصلا چرا می‌نویسید؟ سرچشمه‌‌‌ یا سرخط آرزوهای نوشتن چگونه شکل می‌گیرند، آیا همه چیز از چراغ روشن اتاقی در دوردست یا همین نزدیکی شروع شده است؟ آیا واقعا بر سر راه نویسنده شیاطین متعددی کمین کرده‌اند تا او را فلج کنند و نگذارند به راهش ادامه دهد؟ چرا برخی نوشته‌ها برای همیشه ناتمام می‌مانند؟

در مقاله روشنایی و تاریکی نویسندگی اخوت به دنبال پاسخی برای این پرسش‌هاست وقتی از شب نویسی برخی از نویسندگان می‌گوید یا از شک و تردید‌ها و تاثیر زمان و فضا بر کار نویسنده، یا وقتی ترس و وحشت از قضاوت دیگران را بر کار نویسنده دنبال می‌کند.

شاید این جمله‌های گاستون باشلار فیلسوف فرانسوی در سطرهای پایانی این مقاله را نشود پاسخی علمی به این پرسش‌ها دانست اما به نظر می‌رسد آن‌ها بیشتر به سلیقه‌ی عاشقان نوشتن نزدیکند: این‌جا ما اتاقی داریم از آن خود، به اندازه‌ تنهایی خود نویسنده…قلمی برای نوشتن و مقداری کاغذ. همین و نه چیز دیگر. خوشبخت‌ترین انسان روی زمین است این نویسنده. چه می‌درخشد این اتاق در تاریکی شب!

وحشت از صفحه‌ی سفید مقاله‌‌ای‌ست که با این جمله‌ شروع می‌شود: می‌گفت هر کاری می‌کنم نمی‌توانم بنویسم و در ادامه به این سطرها می‌رسد “دوستم می‌گوید… همین که می‌خواهم بنویسم وقتی چشمم به صفحه‌ی سفید کاغذ می‌افتد وحشتم می‌گیرد…برای دست گرمی روی کاغذ گل و بته و پرنده می‌کشم، شعر می‌نویسم، تمرین خط می‌کنم، شکل می‌کشم اما همه‌ی این‌ها بی‌فایده است قلمم جوهر ندارد. وحشت از صفحه‌ی سفید درباره‌ی چرایی ننوشتن است، یا چرا گاهی نویسنده‌ها هم گرفتار ناتوانی در نوشتن می‌شوند؟ بیشتر بخوانید

برای چه مدت می‌توان توجه مخاطب را همراه داشت؟

نوشته‌شده در توسط .

فرض کنیم در همایشی هستید و شخص سخنران پانزده دقیقه است که نمودارهای فروش را ارائه می‌کند. فکر می‌کنید او برای چه مدت می‌تواند توجه شما را داشته باشد؟ اگر موضوع جالب است و سخنران هم یک ارائه کننده‌ی موفق باشد، حداکثر می‌توانید بین ۷ تا ۱۰ دقیقه بر پرزنتیشن تمرکز کنید. اگر به موضوع علاقه نداشته باشید یا شیوه‌ی ارائه خسته‌کننده باشد توجه‌تان را خیلی سریع‌تر از دست می‌دهید – حتی به جای دقیقه ممکن است شما بعد از ۷ ثانیه دیگر به مطلب گوش ندهید.

یک پرزنتیشن عادی معمولا بیش از ۷ یا ۱۰ دقیقه طول می‌کشد. پرزنتیشن‌ها اغلب یک ساعت هستند. این بدین معنی است که شما باید راه‌هایی پیدا کنید که دست‌کم هر ۷ دقیقه از طریق آن توجه افراد را جذب کنید. برای این کار می‌شود از شیوه‌های مختلفی استفاده کرد، روش‌هایی که می‌توانند ظریف و زیرکانه باشند. در این‌جا به چند روش اشاره می شود و البته شما ممکن است تجربه یا ایده‌های متفاوتی به نظرتان برسد:

۱- یک وقفه کوتاه داشته باشید. اگر جلسه طولانی‌تر از ۶۰ دقیقه است، نیاز به چند مکث‌ با ایده‌های مختلف دارید و این توقف‌ها نباید از ۲۰ دقیقه بیشتر شوند. شما می‌توانید از وقفه‌های ۵ دقیقه‌ای استفاده کنید.

۲- یک فعالیت تعاملی انجام دهید. تمرین‌های کوچکی هستند که می‌شود به صورت گروهی انجام داد در حالی که تعداد حاضران جلسه هم در آن چندان اهمیتی ندارد. برای مثال به ایده‌‌ای از یک سخنران اشاره می‌کنیم که عکسی از یک شیر آب قدیمی را به مخاطبان نشان داد که بر روی آن دو دسته، یکی برای آب گرم و یکی برای آب سرد وجود داشت. او از حاظران خواست بنویسند که از چه طریق می‌توانند دسته‌ها را بچرخانند تا آب ولرم از آن خارج شود. بعد همه‌ی راه‌های ممکن بررسی شدند (چهار روش برای چرخاندن دسته‌ها وجود داشت) سپس او از مخاطبان ‌می‌خواست تا با نشان دادن دست پاسخ‌شان را در هر مورد ارائه دهند و در نهایت سخنران از نتیجه بدست آمده به منزله‌ی یک مقدمه‌ برای موضوع صحبت بعدی خودش که درباره‌ی مدل‌های ذهنی بود استفاده کرد.

۳- برای مخاطبان یک سوال مطرح کنید. اگر یک دقیقه وقت می‌گذارید که سوالی را از مخاطبان بپرسید همان به منزله‌ی یک توقف عمل می‌کند. در جمع‌های بزرگ می‌توانید از حاضران بخواهید تنها با نشان داد دست به شما پاسخ دهند.

۴- محل قرار گرفتن‌تان را تغییر دهید. به جای قدم زدن در جلوی اتاق یا صحنه، برای مدتی در محلی بایستید و بعد به طرف محل دیگری رفته و از آن‌جا مطلب را ادامه دهید. می‌توانید این کار را بیش از هر ۷ دقیقه یک بار انجام دهید، البته نه به اندازه‌ای که به نظر برسد مدام در حال حرکت از یک طرف به طرف دیگر هستید (این حالت شما را عصبی نشان می‌دهد.)

۵- موضوع را تغییر دهید. بایستید و بگویید خب حالا می‌خواهم درباره‌ی یک مسئله‌ی کاملا متفاوت صحبت کنم.

۶- یک داستان تعریف کنید. داستان توجه را به سرعت جذب می‌کند، از آن‌ها خیلی با دقت و غیر محسوس در طول پرزنتیشن استفاده کنید. مطمئن شوید که داستان‌ها کوتاه و مربوط به موضوعی است که برای ارائه در دست دارید.

ارزش دارایی‌های مجانی اینترنت چقدر است؟

نوشته‌شده در توسط .

بر مبنای تحقیق Erik Brynjolfsson از مرکز کسب و کار دیجیتال MIT که آن را هفته گذشته در کنفرانس Techonomy 2012 ارائه کرد؛ اندازه‌گیری رشد تولید ناخالص داخلی به طور قابل ملاحظه‌ای به خاطر کوتاهی در اندازه‌گیری ارزش کالاهای آن‌لاین مانند ویکی‌پدیا، یوتیوب، موتورهای جستجو… و وبلاگ‌ها نادرست است.

تولید ناخالص داخلی در برگیرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک دوران معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید می‌شود. در این تعریف منظور از کالاها و خدمات نهایی، کالا و خدماتی است که در انتهای زنجیر تولید قرار گرفته‌اند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمی‌شوند. Erik Brynjolfsson می‌گوید که در روش اندازه‌گیری کنونی ارزش خدمات رایگان نادیده گرفته شده و سهم اقتصادی آن‌ها صفر در نظر گرفته می‌شود. برای مثال او اشاره می‌کند که مصرف‌کنندگان امروزی نسبت به قبل موسیقی‌های بیشتری در دسترس‌شان قرار دارد، اما در تولید ناخالص داخلی فقط به آمار صنعت موسیقی اکتفا می‌شود.

پژوهش‌گران این تحقیق ادعا می‌کنند که در بیش از ده سال گذشته  به طور میانگین سود اجتماعی این ارزش نادیده گرفته شده باید بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار یا در حدود ۱۴۰۰ دلار برای هر فرد باشد. ارزشی که حدس زده می‌شود برابر با یک چهارم همه‌ی رشد بهره‌وری اقتصادی و نزدیک به نیمی از همه‌ی رشد بهره‌وری است.

Brynjolfsson می‌گوید از همین مدل برای بررسی تلوزیون هم استفاده کرده و یافته‌هایش ارزش بیشتری را برای مصرف‌کنندگان آن نشان می‌دهد. افراد ۳۰ ساعت در ماه را صرف اینترنت می‌کنند، در حالی که این میزان برای تلوزیون ۳۰ ساعت در هفته است.

در نهایت و بر مبنای این تحقیق ارزش کالاهای مجانی اینترنت در سال ۲۰۱۱ حدود ۳۰۰ میلیارد دلار بوده، و بر این میزان حدود ۴۰ میلیارد دلار هر سال افزوده خواهد شد –  در حالی که بر تعداد کاربران و همچنین بر میزان ساعات مصرف افزوده می‌شود مقدار این ارزش نیز بیشتر خواهد شد.

  • منابع: + +

استفاده از توییتر به عنوان ابزار جنگی

نوشته‌شده در توسط .

درگیری‌های نظامی معمولا با فضاهایی مات و مه‌ آلود همراه با سردگرمی‌ها و عدم اطمینان‌ها احاطه شده‌اند. با این وجود روزنامه‌نگاران معمولا سعی می‌کنند از بین حقایق، شایعه‌‌ها و حدس‌ و گمان‌هایی که در این فضای مه آلود در چرخشند حقیقت ماجرا را گزارش کنند.

اما در یکی دو روز گذشته شاهد آغاز نوع تازه‌ای از جنگ هستیم، جنگی که به ظاهر هدف آن عبور از این فضای مه آلود و عدم اطمینان است، جنگی که با توییت‌های وزارت دفاع اسرائیل برای حمله به حماس در غزه آغاز شد.

در این فضای جنگی تازه اسرائیلی‌ها از طریق اکانت‌ رسمی‌شان در توییتر و دیگر رسانه‌های اجتماعی سعی در فراهم کردن خوراک مطبوعاتی و گزارش مستیقم جنگ کردند.

اگر ۲۰ سال پیش این CNN بود که اولین گزارش‌ها را از جنگ به خانه‌ها می‌برد به نظر می‌رسد که حالا نظامی‌ها با دور زدن رسانه‌ها قصد دارند تا خودشان به طور مستقیم با مخاطبان روبر شوند. هر چند وقتی به اصل ماجرا نگاه کنید متوجه می‌شویم که قصد اصلی اسرائیل از راه انداختن این کمپین تبلیغاتی نه تنها کنترل پیام، بلکه تسلط بر چارچوب چگونگی پوشش خبری حمله از طریق رسانه‌های اجتماعی و بخصوص توییتر است.

در نظر داشته باشیم که مسئله چارچوب‌های خبری در روزنامه‌نگاری بر این‌که یک خبر چگونه گفته‌ شود مؤثرند. بنابراین از این طریق، وزارت دفاع اسرائیل تلاشش شکل دادن گزارش‌ها به گونه‌ای است که روایت حوادث از دیدگاه نظامی آن‌ها تعریف شود.

 

در همین حال حماس هم ارسال پیام از طریق توییتر را آغاز کرده است.

با طرح به دنیای رسانه‌های اجتماعی وارد شوید

نوشته‌شده در توسط .

 

شاید بزرگ‌ترین اشتباه برای کسب و کارها، اشخاص و برندها در رسانه‌های اجتماعی وقتی رخ می‌دهد که آن‌ها کورکورانه و بدون هیچ سرمشق و دستورالعملی وارد آن می‌شوند. یک طرح فعالیت، حس و درک درست از چیزهایی که به دنبالش هستند و این‌که اصلا چرا و چطور می‌خواهند ارتباط برقرار ‌کنند بخشی از مسائل است. شناخت از فضایی که افراد در آن جمع شده و حضور دارند، تعریفی از آن‌چه آن‌ها می‌خواهند نماینده‌اش باشند و چگونگی مظهر یک برند بودن، به اضافه‌ی در نظر گرفتن اهداف، وضعیت موجود و معیارهای مرتبط با مشارکت – موارد دیگری هستند که برای ارتباط و حضور در دنیای رسانه‌های اجتماعی باید در نظر گرفته شود.

بنابراین ایجاد طرح رسانه‌های اجتماعی ابزاری برای موفقیت استراتژی کلی شما است و در آن باید این پرسش‌ها را در نظر گرفت:

۱- بازار هدف شما چه کسی است؟ یک نمای کلی از بازار هدف داشته باشید: از حیث سن، شغل/ درآمد، جنسیت، شرکت و موقعیت. اطلاعات دموگرافی بیشتر بستگی به نوع فعالیت کاری و شرکت شما دارد.

۲- کدام پلتفرم‌ها را آن‌ها استفاده می‌کنند؟ برای بدست آوردن آن، شما می‌توانید تحقیق کنید یا از مشتریان فعلی‌تان سوال کنید که کدام پلتفرم اجتماعی را بیشتر برای کسب و کار و یا فعالیت شخصی استفاده می‌کنند و کجا را برای ارتباط با شما ترجیح می‌دهند.

۳- هدف نهایی شما چیست؟ یعنی فهرستی از آن‌چه شما علاقه‌مندید با حضور در رسانه‌های اجتماعی و ارتباط با مشتریان به آن برسید. این می‌تواند شامل رسیدن به نقش‌های جدید، تعامل با مشتریان موجود، ساختن پروفایل آن‌لاین شرکت، ایجاد محل فروش محصولات، آموزش مشتریان و موارد دیگر باشد.

۴- چگونه نتایج را اندازه‌گیری کنیم؟ ابزارهای مختلفی برای اندازه‌گیری پروفایل آن‌لاین، و از حضور شما در شبکه‌های اجتماعی و میزان تاثیری که داشته‌اید وجود دارد، با این وجود، مهم است که به عنوان یک شرکت از آن‌چه اندازه‌گیری می‌کنید و چگونه موثر آن را انجام بدهید آگاه باشید.