بایگانی ماهیانه: آذر ۱۳۹۱

روانشناسی رنگ‌ها در پاورپوینت پرزنتیشن

نوشته‌شده در توسط .

رنگ‌هایی که برای پاورپوینت پرزنتیشن‌تان انتخاب می‌کنید می‌توانند به عنوان راهنمایی برای واکنش حسی مخاطبان نیز درک شوند.

اگر از رنگ‌ها به درستی استفاده کنیم، آن‌ها می‌توانند کمک کنند تا مخاطب خودش را با جزئیات مختلف اسلاید ما هماهنگ کند. اما قدرت رنگ‌ها از این فراتر است. در واقع رنگی که شما برای تصاویر انتخاب می‌کنید راهنمای واکنش حسی مخاطب‌تان می‌شود.

آبی

محبوب‌ترین رنگ زمینه برای اسلایدهای پرزنتیشن

آبی یکی از رایج‌ترین رنگ‌های پس زمینه است. رنگی آرام و محافظه کار، از همین رو محبوب ارائه کنندگان کسب و کار و همین‌طور مربیان است. مطالعات نشان داده‌اند که رنگ آبی می‌تواند سرعت تنفس و ضربان قلب ما را کم کند. زمینه‌ی آبی تیره با متن روشن برای شرکت‌های محافظه کار که پرزنتیشنی جدی و سر راست می‌خواهند عالی است. آبی روشن که به تازگی بیشتر مرسوم شده برای محیط‌های آرام با چراغ‌های روشن به خوبی کار می‌کند و باعث تعامل بیشتر می‌شود.

سبز

محرک تعامل

سبز محرک تعامل است. رنگی گرم و فوق‌العاده برای اشتیاق و احساسات. سبز معمولا در پاورپوینت پرزنتیشن مربیان، معلمان و آن‌هایی که پرزنتیشن‌های‌شان وابسته به ایجاد بحث و گفتگوست مورد استفاده قرار می‌گیرد. سبز همچنین رنگ مناسب برای مباحث زیست محیطی و زمین محور است.

قرمز

احتیاط در کار با قرمز

قرمز را باید با احتیاط به کار گرفت. قرمز یکی از مؤثرترین رنگ‌ها در پالت نرم افزار شماست – – اما باری منفی هم با خودش دارد، پس باید در کاربرد آن با احتیاط عمل کرد. قرمز همچنین رنگ فوق‌العاده‌ای برای انتقال شور و اشتیاق است، یا صحبت درباره‌ی رقابت. از قرمز در ارائه اطلاعات مالی، جدول و چارت‌ها استفاده نکنید.

بنفش

تمثیلی و عاطفی

بنفش اغلب به خانواده‌های سلطنتی و ثروت ربط داده می‌شود. آن همچنین بیانگر عقل و معنویت است. بنفش کمتر در طبیعت ظاهر می‌شود، و پدیدار شدنش گاهی غریب و مصنوعی به نظر می‌رسد. اغلب زنان از رنگ بنفش و بنفش کم رنگ دربخش اصلی پرزنتیشن‌های‌شان استفاده می‌کنند. آن را می‌شود یک رنگ زنانه در نظر گرفت و یک رنگ مناسب برای یک پرزنتیشن با موضوعی احساسی و معنوی.

زرد، نارنجی و طلائی

رنگ زرد می‌تواند احساس سرخوردگی و خشم را بوجود آورد. هر چند از آن به عنوان یک رنگ شاد یاد می‌شود. با این حال احتمال این که آدم‌ها آرامش‌شان را در یک اتاق زرد از دست بدهند بیشتر است، همانطور که نوزادان هم دراتاق زرد بیشتر گریه می‌کنند

از آن جا که رنگ زرد قابل روئیت‌ترین رنگ است، بیشترین توجه را به خود جلب می‌کند. می‌توان به مقدار کم برای جلب توجه از آن استفاده کرد، مانند کلمات کلیدی، یا هایلایت‌ها و البته نه برای پس زمینه‌ی یکدست. به جای استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه، بیشتر رنگ طلائی یا نارنجی را در نظر داشته باشید. همچنین به سادگی با اضافه کردن یک بافت یا درج یک عکس (در فتوشاپ) با روشنایی کم در زمینه می‌توانید غنای بیشتری را به آن اضافه کرده و از آن به عنوان پس زمینه استفاده کنید.

سیاه

قوی و قاطع، اما اغلب نادیده گرفته شده!

رنگ اصلی سیاه را فراموش نکنید. اغلب آن را نادیده می‌گیریم. سیاه یک رنگ پس زمینه با مایه‌های روانشناسانه‌ی مفید است. بی‌طرفی آن باعث می‌شود که یک پس زمینه خوب برای اطلاعات مالی باشد. سیاه متضمن قطعیت است و همچنین به عنوان یک رنگ انتقالی می‌تواند به خوبی عمل کند – که نشان می‌دهد چرا فید شدن به سیاه برای انتقال مناسب است، همان‌طور که احساس شروعی تازه را نشان می‌دهد.

سفید

خالص، تازه و پاک. اما خسته کننده

سفید رنگ آرامش‌ و خنثی در پرزنتیشن است. برای انتقال به یک شروع تازه فوق‌العاده عمل می‌کند مانند فید شدن به سفید. سفید بیانگر اصالت یا بیگناهی است. مناسب برای اطلاعات مثبت در جایی که می‌خواهید تمرکز کاملا بر پیام باشد، و نه مقایسه با یک برند تصویری دیگر. سفید پاک/ نمایان وجذب کننده است و می‌تواند حسی از فضا بوجود آورد یا هایلاتی را اضافه کند. اما همچنین می‌تواند به عنوان رنگی سبک، تخت (رنگ پیش فرض اسلایدهای پاور پوینت است) و نامطلوب برای چشم‌ به نظر برسد. خاکستری رنگ بهتری برای پس زمینه است.

خاکستری و نقره‌ای

یک رنگ محافظه‌کار، مناسب برای وقتی که سیاه یا سفید به کار نمی‌آیند

در گفته‌های روانشناسان، خاکستری اغلب رنگی منفی در نظر گرفته می‌شود. این می‌تواند ناشی از طفره رفتن و عدم تعهد این رنگ به هیچکدام از رنگ‌های سیاه و سفید باشد.

برخی می‌گویند که خاکستری رنگ استقلال و اعتماد به نفس است. چند سال پیش نقره‌ای محبوب‌ترین رنگ برای ماشین‌ها بود. و در دنیای پرزنتیشن، این رنگ آرام در حال بازگشت است. خاکستری (یا “نقره‌ای”) یک رنگ نرم‌تر برای پس زمینه نسبت به رنگ سفید که پیش فرض پاور پوینت است به نظر می‌رسد، و تقریبا به خوبی در همه‌ی پرزنتیشن‌ها کار می‌کند. یک پس زمینه از خاکستری تیره با متنی روشن … یا خاکستری روشن پس زمینه با متنی تیره … انتخاب اشتباهی نیست.

چگونه مثل یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو فکر کنیم

نوشته‌شده در توسط .

 

۱- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو یک ماجرا را به مثابه یک فرایند مورد مطالعه قرار می‌دهد، نه یک محصول.

۲- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو دوست دارد در بیان یک گزارش یا عقیده اولین باشد، اما اگر این‌گونه نشد از لینک دادن استفاده می‌کند.

۳- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو جامعه را به مثابه همکارانش می‌بیند که اگر از آن‌ها درخواست کند می‌توانند اطلاعات مهمی را در اختیارش بگذارند (همان‌طور که ممکن است درحال حاضر هم این اطلاعات در وبلاگ‌ها یا توییت‌ها فراهم باشد).

۴- وقتی یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو نقل قولی ارزشمند یا حقیقتی قابل توجه را می‌شنود ، او فکر می‌کند “بهتر است آن را توییت کنم”.

۵- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو از Retweet‌ های زیاد یا ممتاز شدن لینک یک گزارش بیشتر هیجان زده می‌شود تا از قرار گرفتن بر روی صفحه‌ی اول روزنامه‌..

۶- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو موانع را به عنوان جزئیات پیکاری برای گزارش بعدیش در نظر می‌گیرد، نه به عنوان بهانه‌ای که کارش را انجام ندهد.

۷- زمانی‌که یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو کار با گجتی جدید یا ابزاری اجتماعی را یاد می‌گیرد، شروع می‌کند به بررسی این‌که چطور می‌شود از آن برای بهتر کرد ژورنالیسم استفاده کرد.

۸- در زمان خبرهای فوری، روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو به خوبی از جستجوی واژه‌ها در توییت‌ها استفاده می‌کند تا از تجربه‌ی افراد یا شاهدان خبر بهره‌مند شود.

۹- روزنامه‌نگار دیجتال پیشرو فکر می‌کند که ژورنالیسم یک آینده درخشان و بی حد و مرز را خواهد داشت.

۱۰- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو مخالف پیشگویی کردن و حاشیه‌هایی از این دست است، بلکه به موضوعات ، ایده‌ها و راه حل‌هایی فکر می‌کند که پیش از این آزموده نشده‌اند.

کدام روزنامه‌نگاری لانس آرمسترانگ را رسوا کرد؟

نوشته‌شده در توسط .

شاید خیلی‌ها اخبار مربوط به دوچرخه سواری حرفه‌ای را دنبال نکنند، اما احتمالا آن‌ها هم اسم لانس آرمسترانگ را شنیده‌اند. آرمسترانگ هفت بار قهرمان مسابقات تور دو فرانس شده بود. اما هر چه شما بالاتر رفته باشید سقوط‌‌تان هم پرهیاهوتر است. آرمسترانگ هم سقوط کرد، بدون این‌که  عدد هفت هم کمکی به بخت و اقبال افول کرده‌اش بکند. زندگی دوباره برای او به یک نقطه‌ی پایان رسید وقتی مدتی پیش بالاخره ثابت شد ‌که عملکرد حماسی‌اش در مسابقات، نه با قدرت طبیعی، بلکه با استفاده از داروهای ممنوعه بدست آمده – و در نتیجه همه‌ی عناوین قهرمانی خود را از دست داد.

اما سقوط این قهرمان افسانه‌ای فقط دنیای ورزش و قهرمانان حرفه‌ای را تکان نداد بلکه باعث مطرح شدن پرسش‌هایی جدی درباره‌ی روزنامه‌نگاری هم بود: آیا این یک گزارش تحقیقی از یک مجله‌ی ورزشی سطح بالا مربوط به جریان اصلی روزنامه‌نگاری بود که در نهایت باعث رسوایی این سوپر قهرمان شد؟ در واقع باید گفت متاسفانه جواب این سوال یک “نه” بزرگ است. دیوید کاتر در نیویرک تایمز اشاره می‌کند که این موفقیت در واقع حاصل کار روزنامه‌نگاری آماتور، یا روزنامه‌نگاری شهروندی است. توییتر و وبلاگ‌های کوچک و کم‌تر شناخته شده‌ پلت‌فرم‌هایی بودند که بیشترین سهم و نقش را در روشن کردن این ماجرا داشتند.

موضوع ابعاد جالب مختلفی داشت از جمله این‌که برخی از رسانه‌ها که به طور اختصاصی به پوشش مسابقات دوچرخه سواری می‌پردازند تازه بعد از تصمیم مقامات مسابقات دوچرخه سواری به پس گرفتن عناوین قهرمانی آرمسترانگ و محروم شدن مادام العمر او به فکرشان رسید اعتراف کنند که از سال‌ها پیش نسبت به عملکردش در مسابقات مشکوک بوده‌اند، و چون دلیلی برای اثبات آن نداشته‌اند بالطبع مطلبی هم ننوشته‌اند، به همین سادگی. اما جنجال‌های بعد از رسوایی نشان می‌دهند که احتمالا دانسته‌های روزنامه‌نگاران در این مورد بیشتر از حدس و گمان و فرضیه‌ها بوده و برای سکوت‌ آن‌ها باید به دنبال دلایل و سرنخ‌های دیگری رفت. بیشتر بخوانید