بایگانی ماهیانه: بهمن ۱۳۹۱

چگونه رسانه‌های اجتماعی می‌توانند شهرت شما را زیر سوال ببرند

نوشته‌شده در توسط .

overworked businessman

سایت‌های رسانه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، گوگل پلاس و توییتر برای شما امکان ارتباطات مختلفی را فراهم می‌کنند، اما در عین حال اگر از آن‌ها به درستی استفاده نشود خیلی راحت می‌توانند تبدیل به پلت‌فرمی خطرناک برای لطمه و از بین رفتن شهرت شما نیز بشوند.

برای اجتناب از چنین وضعیتی در نظر گرفتن موارد زیر می‌تواند یک راهنما و کمک کننده به حساب آید:

۱- نوشته‌های خسته کنند: یک پست خسته کننده را می‌شود  هر پستی تعریف کرد که شخصیت و دیدگاه شما در آن وجود ندارد. ارائه یک دیدگاه تازه بر روی یک موضوع قدیمی یا موضعی متفاوت با دیگران چیزهایی هستند که جلب توجه می‌کنند. باید از خودتان بپرسید که چطور می‌توانید شخصیت یا حس‌ طبیعی‌تان را در هر پست ارائه کنید. دقیقا همان چیزی که می‌تواند جوهره‌ی هر برندی از جمله برند شخصی شما باشد، آخرین چیزی که حاضرید آن را ببخشید.

۲- توهین به دیگران: رسانه‌های اجتماعی جایی نیست که بخواهید مشکلات‌تان را بر سر دیگران بریزید. تفاوتی بین توهین به اشخاص در فضای عمومی یا بلند کردن صدای‌تان بر سر کارمند یک فروشگاه نیست. بله شما به این شکل هم می‌توانید توجه مردم را جلب ‌کنید، اما این توجه با آن‌ توجهی که شما لازم دارید خیلی فرق می‌کند.

متاسفانه، هر چه شما در رسانه‌های اجتماعی بیشتر صعود کنید مردم بیشتر دوست دارند به شما سنگ بزنند. اما به هیچ وجه سعی نکنید به طور علنی تلافی کنید. خیلی ساده کامنت‌های ناراحت کننده را پاک کنید، شخص مزاحم را بلاک کرده و بعد تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید مسئله به صورت خصوصی دنبال شود یا ترجیح می‌دهید از آن بگذرید.

۳-  کوتاهی در تشویق و پشتیبانی از دیگران: شما برای بوجود آوردن و توسعه‌ی یک شبکه‌ی توانمند نیاز دارید تا به عنوان شخصی شهرت پیدا کنید که به ارتقاء دیگران کمک می‌کند. نه این‌که فقط اعتبارتان را در جایی خرج کنید که لازم است یا مجبورید خرج کنید. در واقع ارتباطات تضمین کننده‌ی موفقیت شما هستند و این توانایی را به شما می‌دهند که برای تشویق و ارتقاء دیگران از آن‌ها استفاده کنید.

۴- پاسخ ندادن به کامنت‌ها: پاسخ ندادن به کامنت‌ها در وبلاگ یا دیگر رسانه‌های اجتماعی تفاوتی با این ندارد که شما یک بحث را با کسی شروع کنید و بعد پاسخ او را نادیده بگیرید. درست است که به طور فعال مانیتور کردن کامنت‌ها و پرسش‌ها بر روی هر پست می‌تواند زمان زیادی را به خودش اختصاص دهد. اما حتی پاسخ به یک کامنت در هر پست هم می‌تواند بیان کننده توجه و تعهد شما باشد.

۵- تگ شدن بر روی عکس‌های مسئله دار: عکس‌ها می‌توانند به دردسری بزرگ برای شما در رسانه‌های اجتماعی تبدیل شوند، کافی‌ست در مورد انتخاب و انتشار عکس‌ها دقت کافی به خرج ندهید. همان‌قدر که یک عکس می‌تواند باعث تفریح و شوخی بشود، به همان اندازه هم ممکن است شهرت شما را نزد خانواده، دوستان و همکاران یا در ارتباطات شغلی‌تان به خطر بیاندازد. بنابراین در مورد انتشار هر عکس سعی کنید دو بار فکر کنید، چه وقتی می‌خواهید دوستی را در عکسی تگ کنید چه زمانی که می‌خواهید عکسی از خودتان منتشر کنید. بخصوص اگر شما  فردی صاحب کسب و کار هستید باید همواره در مورد این‌که چگونه نزد عموم به نظر می‌رسید مراقب باشید. پس بهتر است هر عکس مشکوکی را که ممکن است به شهرت شما لطمه بزند پاک کنید یا تگ آن را از روی خودتان بردارید.

چهار پیشنهاد برای نمایش اسلاید‌‌های پاورپوینت

نوشته‌شده در توسط .

PowerPoint

هر روز پرزنتیشن‌های مختلفی ارائه می‌شوند که در بیشتر موارد سخنران‌ها به یک روش اسلایدها را نشان می‌دهند. اغلب گفتار آن‌ها با ارائه‌ی اطلاعات هر اسلاید تمام می‌شود و با کلیک به سراغ اسلاید بعدی می‌روند، در حالی که کلمه به کلمه‌ی آن را برای مخاطب می‌خوانند.

این روش به چند دلیل نامناسب است

اول، سخنران‌ فرصتی به مخاطب برای گرفتن اطلاعات نمی‌دهد و او را مجبور می‌کند تا بین جذب مطلب اسلاید یا گوش کردن به گوینده یکی را انتخاب کند.

دوم، مخاطب می‌تواند پنج بار سریع‌تر از سخنران مطلب را بخواند، به این معنی که مخاطب جلوتر است. پس آن‌ها نیازی ندارند که سخنران مطلب اسلاید را کلمه به کلمه برای‌شان بخواند.

سوم، با کلیک کردن برای اسلاید بعدی و قبل از معرفی آن، مخاطب ممکن است نتیجه‌گیری کند که سخنران برای به یادآوردن آن‌چه باید بگوید به دیدن اسلاید بعدی نیاز دارد.

در این‌جا چهار نکته را برای وارد شدن به یک اسلاید جدید در پاورپوینت پیشنهاد می‌کنیم:

۱- آماده کردن

قبل از کلیک کردن برای اسلاید بعدی، ابتدا با ارائه‌ی یک مقدمه از مفهوم اسلاید شنونده را آماده کنید، برای مثال شما ممکن است بگویید:

“تا حالا از طرح ما برای هزاران دلار صرفه‌جویی در بخش حمل و نقل برای سال آینده آگاه شده‌اید، حالا می‌خواهم با شما درباره‌ی کارهای جالبی که با آن پول اضافی می‌شود انجام داد صحبت کنم.”

۲- نشان دادن

وقتی به سراغ اسلاید بعدی بروید که مقدمه‌ی شما برای آماده شدن شنونده‌ها تمام شده است.

۳- سکوت

این بخش سخت‌ترین کار برای سخنران‌ها‌ست. بعد از این‌که به اسلاید بعدی وارد شدید، برای چند لحظه سکوت کنید تا برای مخاطب فرصت گرفتن اطلاعات قبل از این‌که شما دوباره شروع به صحبت کنید فراهم شود – اگر زودتر و قبل از آن‌که آن‌ها شانس برداشت کاملی از اطلاعات اسلاید را داشته باشند صحبت را شروع کنید، مخاطب به هر حال حرف شما را نخواهد شنید. یک مطالعه که در کتاب تعریف زبان بدن نقل شده نشان می‌دهد که وقتی نبردی بین چشم و گوش اتفاق بیافتد، چشم در ۷۰ درصد مواقع برنده است.

بیشتر سخنرانان با سکوت راحت نیستند، بنابراین خیلی زود صحبت را شروع می‌کنند، با این وسوسه بجنگید، شما از زمان مناسب برای شروع دوباره، وقتی چشم‌ها از صفحه برداشته شده و به سمت شما می‌چرخند آگاه می‌شوید.

۴- تکمیل کردن

به طور کلی خواندن یک اسلاید برای مخاطب ارزش چندانی برای او ندارد. چون آن‌ها خودشان این کار را انجام می‌دهند، شما باید کمک کنید که مخاطب آن‌چه را که می‌بیند احساس کند. این کار با افزودن  خلاصه‌‌ای آماده از نکات، یا استفاده از اسلاید به عنوان نقطه‌ی پرشی برای بدست آوردن یک امتیاز بزرگتر امکان‌پذیر است.

برای مثال، در نظر بگیرید که شما بر روی اسلایدی کلیک می‌کنید که در آن خوانده می‌شود:

” با طرح حمل و نقل جدید ۴۲۵۰۰۰ دلار در سال ۲۰۱۳ صرفه‌جویی خواهد شد”

به جای این‌که آن را برای مخاطب بخوانید، می‌توانید بگویید:

” چه کاری با این ثروت بادآورده‌ی جدید می‌توانیم انجام دهیم؟ ما سه پیشنهاد مختلف برای آن داریم. آن‌ها…

با این امید که این نکات برای پرزنتیشن بعدی شما مفید باشد.

چگونه “داده‌های بزرگ” جهان را تغییر می‌دهند

نوشته‌شده در توسط .

Big data

برخورد اولیه‌ی ما با پدیده‌های جدید و ناآشنا متفاوت است. بعضی وقت‌ها خیلی زود کنجکاو می‌‌شویم و تا همه‌ی موضوع دستگیرمان نشود دست بردار نیستم، گاهی هم ترجیح می‌دهیم بی‌توجهی کنیم، یک جور لجبازی از سر بی‌حوصلگی یا کم اهمیت دیدن مسئله‌ای که برایمان اولویتی نداشته یا ندارد.

اصطلاح Big Data که می‌شود آن را به داده‌های بزرگ یا بزرگ داده‌ها ترجمه کرد ممکن است الان برای شما آشنا یا غربیه باشد، ممکن است باعث کنجکاوی‌تان بشود یا نشود، شاید هم اصلا ترجیح بدهید نسبت به آن بی‌اعتنا باشید. اما از همین الان می‌شود گفت که با پدیده‌ای سمج سر و کار داریم، که می‌خواهد به هرطریق وارد زندگی‌تان بشود حتی اگر شما اهل هیچ عدد و رقم و داده‌ای هم نباشید.

پیدایش آن‌چه امروز به ” داده‌های بزرگ” معروف شده به این معنی است که  شرکت‌ها، دولت‌ها و سازمان‌‌ها می‌توانند از طریق جمع‌آوری، تحلیل و بکارگیری با مهارت اطلاعات به نتیجه‌گیری‌هایی غیر قابل باور و شگفت انگیز برسند. در این‌جا نگاهی داریم به پنج موردی که از طریق آن داده‌های بزرگ باعث تغییر جهان شده یا می‌شوند:

۱- داده‌های بزرگ به عنوان سلاحی مرگبار: میدان‌ نبردهای سنتی حالا در باریکه‌ای از هوا حل شده‌اند. در عصر داده‌های بزرگ، اطلاعات مرگبارترین سلاح است و قدرت نفوذ برای داشتن مقدار بیشتری از آن رقابت نظامی امروز را تحت تاثیر قرار داده است. از این رو تکنولوژی نظامی بیش از هر زمانی تحت شعاع وزن اطلاعاتی است که از طریق ماهواره‌ها، هواپیماهای بدون سرنشین و مهارت‌های سنتی بدست می‌آیند.

برای نمونه دولت اوباما “طرح اولیه‌ی داده‌های بزرگ” را در وزارت دفاع با برنامه‌ای به نام XDATA راه اندازی کرد. این برنامه که برای آن ۲۵ میلیون دلار سرمایه‌گذاری شده به تجزیه و تحلیل مجموعه‌های بزرگ داده‌ها در زمان ضبط می‌پردازد. پردازش‌های موثرتر اطلاعات به آن‌ها در ساخت تسلیحات پیشرفته‌تر کمک می‌کند، مانند ساختن هواپیماهای بدون سرنشینی که هم هوشمند‌تر باشند و هم مرگبارتر.

۲- حفظ زمین: فراتر از قدرت بخشیدن به خشونت هواپیماهای بدون سرنشین و افزایش درآمد خرده فروشی‌ها، داده‌های بزرگ می‌توانند کارهای خوبی هم برای جهان انجام دهند. به گوگل ارت نگاه کنید، یک پلت‌فرم اوپن سورس از داده‌های بزرگ که به پژوهش‌گران این امکان را داد تا برای اولین بار یک نقشه با کیفیت و با رزولوشن بالا از جنگل‌های مکزیک ترسیم کنند. ترسیم چنین نقشه‌ای با استفاده از کامپیوترهای قدیمی ممکن بود بیش از سه سال طول بکشد، اما با استفاده از اطلاعات گسترده‌ی موتور گوگل ارت در کمتر از یک روز انجام شد.

۳- تماشای خرید شما: داده‌های بزرگ می‌توانند به معنای سود بیشتر باشند. از طریق فهمیدن آن‌چه شما می‌خواهید امروز بخرید، شرکت‌های بزرگ و کوچک می‌توانند به ترسیم آن‌چه بپردازند که شما فردا قصد خریدش را دارید – در واقع حتی پیش از آن‌که شما انجامش دهید.

خرده فروشی‌های آن‌لاین مثل آمازون اطلاعات خرید و عادات خرید ما را در مقیاس وسیع ضبط می‌کنند، جالب این‌که امروز حتی خرده فروشان آجر و ملات هم شروع به ضبط این اطلاعات کرده‌اند. یک کمپانی هوشمند به نام RitailNext به شرکت‌هایی مثل Brookstone و American Apparel در ضبط ویدیو از مشتری‌ها وقتی که آن‌ها درحال جستجو و خرید هستند کمک می‌کند.

با تبدیل سیگنال مسیر یک خریدار به ۱۰۰۰۰ نقطه‌ی اطلاعاتی، کمپانی می‌تواند ببیند که چطور آن‌ها در مسیر فروشگاه حرکت کرده‌اند، کجاها ایستاده‌اند و چطور این مسیر به خرید منجر شده است.

۴- تحقیقات علمی در اوردرایو: داده‌ها برای مدت‌های طولانی سنگ بنای اکتشافات علمی بوده‌اند، و با داده‌های بزرگ – و توان پردازشی عظیمی که برای فرایند آن مورد نیاز است – تحقیقات می‌توانند به یک نمود حرکتی سریع‌تر برسند.

پروژه ژن‌های انسانی، به گونه‌ای قابل توجه به عنوان یکی از دستاورد‌های علمی و نقطه عطفی در تاریخ انسان در نظر گرفته می‌شود. در بخشی از یک پروژه‌ای ۳ میلیارد دلاری، محققان تقریبا ۲۵۰۰۰ هزار ژنی که سازنده ژنوم انسان است را در ۱۳ سال مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و تعیین کردند. با روش‌های پیشرفته‌ی امروزی در جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن‌ها، همه‌ی آن فرایند می‌تواند در چند ساعت کامل شود – همه از طریق ابزاری به اندازه یک حافظه USB و با هزینه‌ای کمتر از ۱۰۰۰ دلار.

۵- داده‌های بزرگ و نگرانی‌های بیشتر برای حریم خصوصی: شما ممکن است فقط یک شماره در طرح بزرگی از چیزها باشید، اما این مسئله نمی‌تواند برای همیشه شما را بیمه کند. درست است که داده‌های بزرگ بیشتر در گستردگی‌شان معنا یافته‌اند، اما آن‌ها همچنین درباره‌ی عمق هم هستند.

شرکت‌های بزرگی مثل فیس‌بوک و گوگل فقط داده‌های تعداد وسیعی از کاربران را جمع آوری نمی‌کنند – بلکه آن‌ها عمق غیر قابل باوری از داده‌ها را در اختیار دارند. از آن‌چه شما جستجو می‌کنید و جایی که کلیک می‌کنید تا کسانی که می‌شناسید ( و کسانی که شما را می‌شناسند، و کسانی که آن‌ها می‌شناسند)، بدین ترتیب بازیگران بزرگ وب مالک ذخایر ارزشمندی‌اند که آن‌ها را در مرز دانای مطلق قرار می‌دهد.

براستی تقاطع توانایی تکنولوژیکی، پیشرفت فرهنگی و منافع کجاست، یک چیز مسلم است: داده‌های بزرگ  مسؤلیت‌های بزرگ‌تری را بوجود می‌آورند.