بایگانی ماهیانه: مرداد ۱۳۹۲

خوشامد گویی به “اقتصاد اشتراکی” در داستان یک کسب و کار آن‌لاین

نوشته‌شده در توسط .

Airbnb (600 x 337)

توماس فریدمن مدتی پیش مقاله‌ای در نیویورک تایمز نوشت با عنوان “خوشامد گویی به اقتصاد اشتراکی” که داستان جالبی از شکل‌گیری یک ایده و سرانجام موفقیت آمیز آن داشت، خلاصه ای از مقاله‌ی او را در این‌جا نقل می‌کنم:

پدر و مادر Chesky بعد از فارق التحصیلیش از مدرسه‌ی طراحی رود آیلند یک آرزو بیشتر برایش نداشتند – که بتواند شغلی با بیمه درمانی داشته باشد. او هم مدتی در شرکت‌های طراحی لس‌آنجلس بدنبال چنین شغلی گشت، اما بالاخره حوصله‌اش سر رفت و راهی سانفرانسیسکو شد، جایی که با شریک و رفیقش Joe Gebbia برخورد کرد، کسی که پیشنهاد داد که Chesky در اجاره خانه با او شریک شود. اما یک مسئله وجود داشت، سهم او از این این اشتراک ۱۱۵۰ دلار بود در حالی که موجودی بانک  Chesky هزار دلار بیشتر نبود و کاری هم نداشت. اما خیلی زود آن‌ها برای حل این مشکل  به یک ایده رسیدند. در اکتبر ۲۰۰۷  یعنی همان هفته‌ای که Chesky به سانفرانسیسکو رفته بود شهر میزبان جامعه‌ی طراحان صنعتی آمریکا بود، و همه‌ی اتاق‌های هتل‌ها در وب‌سایت کنفرانس پر شده بودند. بنابراین Chesky  و Gebbia به این تصمیم رسیدند که چرا خانه را تبدیل به یک محل خواب و صبحانه برای حاضران در کنفرانس نکنند؟

در این راه آن‌ها یک مشکل اساسی داشتند و آن هم نداشتن تخت بود، اما Gebbia به یاد سه تشک بادی‌اش افتاد – تشک‌ها باد شدند تا این مشکل هم حل شود، و خودشان را “تخت بادی و صبحانه” نامیدند. سه نفر به آن‌ها مراجعه کردند و برای هر شب ۸۰ دلار پرداختند. Chesky  و Gebbia برای‌شان صبحانه آماده کردند و راهنمای محلی هم شدند. از این طریق آن‌ها به اندازه کافی پول برای اجاره‌ی خانه بدست آوردند. اما از آن مهم‌تر، بذر ایده‌ی بزرگ‌تری بود که جرقه زد و آن‌ها را صاحب یک شرکت چند میلیون دلاری کرد و یک راه کاملا جدید بوجود آورد  که از طریق آن هر کس در هر جایی می‌توانست یک اتاق به صرفه را در خانه‌اش برای دریافت پول به اجاره بگذارد. آن‌ها شرکت‌شان را Airbnb نامیدند، که خیلی سریع رشد کرد و بزرگ شد، آنقدر که حالا برابر با هتل‌های بزرگ زنجیره‌ای است.

در نگاه اول این‌طور به نظر می‌رسید که با ایده‌ای زیرکانه روبرو هستیم که شاید کشش کمی در نزد مسافران ایجاد کند. به این معنی که، واقعا چند نفر مثلا در پاریس حاضر بودند اتاق‌شان را به چند فرد کاملا غریبه که از طریق اینترنت به سراغ‌شان می‌آمدند اجاره دهند؟ و اصلا چند غریبه پیدا می‌شدند که بخواهند چنین اتاق‌هایی را کرایه کنند؟ اما این تصور اشتباه بود. در ۲ جولای Chesky به فریدمن می‌گوید که امشب ۱۴۰۰۰۰  نفر در سراسر جهان در اتاق‌های Airbnb هستند. هتل‌های هیلتون حدود ۶۰۰۰۰۰۰ اتاق دارند. ما در نقطه اوج تابستان به ۲۰۰۰۰۰ نفر در هر شب خواهیم رسید. آن‌ها ۲۳۰۰۰ اتاق و خانه فهرست شده فقط در شهر نیویورک دارند، و ۲۴۰۰۰ در پاریس. آن‌ها در سراسر جهان، ۳۴۰۰۰ هزار شهر و ۱۹۲ کشور را فهرست کرده‌اند.

در حالی که کسب و کار آن‌ها یک نوع آژانس کرایه در مقیاس بزرگ‌تر به نظر می‌رسد، این‌جا مسئله‌ی قابل توجه‌تری در حال اتفاق افتادن است. Airbnb تنها یک نوآوری آن‌لاین برای اجاره نیست، بلکه مسئله‌ی اصلی “اعتماد” است. آن‌ها چارچوبی برای اعتماد ایجاد کرده‌اند که ده‌ها هزار نفر از مردم را برای اجاره‌ی اتاق‌های‌شان با خیال راحت به غریبه‌ها قانع کرده است.

اما روش کار، فرض کنید قصد دارید یک خیمه را در مغولستان اجاره کنید. به وب‌سایت Airbnb رفته و برای آن ثبت نام می‌کنید و پول را با کردیت کارت می‌پردازید. آن‌ها ۶ تا ۱۲ درصد از مهمان و ۳ درصد از میزبان برای خودشان برمی‌دارند. پول میزبان بعد از شب اول پرداخت می‌شود. از طریق Airbnb، مهمان و میزبان می‌توانند مدارکی مثل گواهی‌نامه رانندگی یا پاسپورت و آدرس‌های ایمیل، شماره تلفن و پروفایل فیس‌بوک یکدیگر را مورد بررسی و تایید قرار دهند، تا هیچکس ناشناس باقی نماند. در نهایت کلید‌ها رد و بدل می‌شوند.

بعد از این‌که مهمان و میزبان یکدیگر را به صورت آن‌لاین شناختند، انگیزه‌های مختلفی برای ارائه‌ی یک تجربه‌ی خوب وجود دارد، زیرا شما برای ادامه‌ی این راه (چه به عنوان مهمان چه به عنوان میزبان) به ریویوهای خوب و دوری از شهرت بد نیازمندید. Airbnb همچنین به طور خودکار یک میلیون دلار بیمه در مورد خسارت یا دزدی برای تقریبا همه‌ی میزبان‌ها فراهم کرده که البته به ندرت ادعایی داشته است. این چارچوب برای اعتماد باعث شده تا  قفل اتاق‌های زیادی که بدون استفاده بوده‌اند بر روی افراد دیگر باز شوند. Chesky می‌گوید در ۱۲ ماه گذشته فقط در پاریس آن‌ها ۲۴۰ میلیون دلار از فعالیت اقتصادی‌شان درآمد داشته‌اند.

فریدمن در مقاله‌اش جمله‌ای از Chesky نقل می‌کند به این مضمون که در حال حاضر ۸۰ میلیون مته‌ در آمریکا وجود دارد که به طور متوسط ۱۳ دقیقه کار کرده‌اند، سپس Chesky می‌پرسد که آیا واقعا لازم است که همه‌ مته‌ی خودشان را داشته باشند؟ جمله‌ و نوشته‌ای که بعدا مورد نقد نویسندگانی قرار گرفت که معتقد بودند انگار فریدمن فراموش کرده‌ است که چرخ‌های اقتصاد آمریکا بر اساس مصرف‌گرایی می‌چرخند.

جف بزوس از آمازون تا واشنگتن پست

نوشته‌شده در توسط .

3

در سال ۲۰۰۰ واشنگتن پست در مطلبی جف بزوس را فرد مصممی توصیف کرد که قصد دارد آمازون را از طریق فرمول مخصوص شغلی خودش به سمت پیشرفت ببرد: “آنچه در دسترس است را در اختیار بگیر و آن را تا بینهایت پیش ببر”. شاید آن روزها کسی در واشنگتن پست فکر نمی‌کرد که بیش از یک دهه بعد بزوس مالکیت آن را به دست آورد. اتفاقی که همین دیروز افتاد و بزوس با پرداخت ۲۵۰ میلیون دلار – با کمتر از یک درصد ثروتش – صاحب جدید این روزنامه شد.

واشنگتن پست از آیکن‌های اصلی در روزنامه‌نگاری آمریکا محسوب می‌شود، روزنامه‌ای با ۱۳۶ سال قدمت که برای چهار نسل در مالکیت خانواده‌ی گراهام بود و نقش افسانه واری در عرصه خبری آمریکا داشت. در یک مورد خیلی مشهور، می‌توان به ماجرای واترگیت در دهه‌ی هفتاد میلادی که باعث استعفای نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا شد اشاره کرد، در آن ماجرا باب وود وارد یکی از دو خبرنگاری بود که نقش اساسی ایفا کرد کسی که امروز اظهار داشت از این اتفاق خشنود نیست اما شاید بزوس تنها کسی بود که می‌توانست واشنگتن پست را نجات دهد.

اما آن‌چه به این خبر اهمیتی بیش از بسیاری از معمالات مشابه دیگر داد، شهرت و برند واشنگتن پست به عنوان یکی از تاریخی‌ترین و تاثیرگذارترین رسانه‌های آمریکا از یک طرف و از سوی دیگر شخصیت جف بزوس به عنوان یک کارآفرین بود، شخصیتی که به بردباری‌های طولانی برای رسیدن به سود و همچنین توجه ویژه‌اش به بخش مشتریان و تاکیدش بر کارایی معروف است. از طرف دیگر این‌که بزوس واشنگتن پست را به عنوان معامله‌ای در زیر مجموعه‌ی آمازون انجام نداد و آن را با دارایی شخصی و خارج از چارچوب آمازون خرید – پرسش‌هایی را درباره انگیزه‌ها و دلایل او برای مالکیت روزنامه و آینده واشنگتن پست بوجود آورد. آیا این تصمیمی بر خلاف عقایدش بود؟ یا فواید اجتماعی گسترده باعث شده که او بطرف روزنامه‌نگاری برود، یا شاید اصلا این خرید برایش یک نوع بازی مثل خرید یک تیم بیس‌بال است.

انجام این انتقال و انتقال‌های مشابه دیگر از نظر برخی تحلیل‌گران بیان‌گر یک علامت مشخص از چرخش در کسب و کار رسانه‌های سنتی مشهور تفسیر شد، یعنی کاهش مالکیت تجاری شرکت‌های خبری عام و افزایش نقش مالکان ثروتمند منفرد.

بزوس بی‌نظمی اینترنت را می‌شناسد

واشنگتن پست در هفت سال گذشته نه تنها سودی نداشت که با ضرر و زیان نیز دست به گریبان بود. البته همان‌طور که جیمز فالوز در آتلانتیک می‌نویسد روزنامه‌نگاری جدی هیچوقت یک کسب و کار خوب نبوده است و همواره نیاز دارد که کنار یک مجموعه سودآور باشد. اکنون نه فقط شکلی که مردم با رسانه‌ها ارتباط برقرار می‌کنند تغییر کرده است، بلکه همراه با آن شاهد تغییر ساختار مسیری که آگهی‌ها هم کار می‌ کردند هستیم: دوره‌‌ی مخاطب توده‌ای به پایان رسیده، و بیش از پیش هدف‌گیری گروه‌های مشخص  یا دموگرافی اهمیت یافته‌اند. این تغییر جهت یکی از چالش‌های اصلی روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌های سنتی است که مجبور به روبرو شدن با آن هستند. مواردی که در نامه بزوس به کارکنان واشنگتن پست هم به آن‌ها اذعان شده است:

اینترنت تقریبا همه‌ی اجزاء کسب و کار خبر را تغییر داده است: کوتاه شدن چرخه خبر، تحلیل بردن منابع درآمدی بلند مدت قابل اعتماد، و بوجود آوردن نوع جدیدی از رقابت، که در آن برخی از تازه واردهای کوچک بدون هزینه مشغول گردآوری خبر هستند. این‌جا هیچ نقشه‌ای وجود ندارد، و ترسیم مسیر آینده به سادگی نخواهد بود. ما نیازمند نوآوری خواهیم بود، در این معنی ما  نیازمند تجربه‌ایم.

آینده واشنگتن پست چه خواهد شد؟

یک سوال اساسی این است که با آمدن بزوس چه چیزی به مجموعه واشنگتن پست اضافه خواهد شد که از توانایی مالکان قبلی خارج بود، جدا از میلیون‌ها دلار منابع مالی؟ آشکارترین مورد شناخت بزوس از جهان آن‌لاین است. شاید هیچ‌کس در حال حاضر بهتر از او با طبیعت کسب و کار آن‌لاین آشنا نباشد، او دست‌کم در برخی موارد رسانه‌ای دیگر مانند کتاب و موسیقی نشان داده که بهتر از هر مدیر اجرایی در رسانه‌‌ها این کار را بلد است.

در پایان بد نیست به نقل قول طعنه‌آمیز امیلی بل استاد روزنامه‌نگاری در دانشگاه کلمبیا اشاره کنیم: یکی از بزرگترین موسسات آمریکا توسط یک کارآفرین اینترنتی خریده می‌شود، یکی از الیت‌های سیلیکون ولی، که توانایی مالی و ثروتش در یک شرایط خاص منطبق شده با انفجار کهکشانی نفوذ برندهایی که پیش از عصر میکروپروسسرها متولد شده‌اند.