بایگانی دسته: ارتباطات

هفت قانون اصلی برای سخنرانی

نوشته‌شده در توسط .

images

برای یک سخنرانی خوب, اعتماد به نفس و نداشتن استرس و اضطراب نکته‌های مهمی هستند که در اینجا به هفت نکته اشاره می شود که می توانند کمک کننده باشند:

  1. عذرخواهی نکنید – افراد معمولا وقتی اشتباه‌های شما را متوجه می‌شوند که خود شما به آن‌ها اشاره می‌کنید. به آن‌ها نگویید که چیزی را فراموش کردید … آن‌ها از آن خبر ندارند. چند لحظه مکث کنید، کمی آب بخورید و ادامه بدهید.
  2. آرام صحبت کنید – به طور عادی شما ممکن است تقریبا تند صحبت کنید. کندتر صحبت کنید و بازهم کمی کندتر
  3. اگر شما برنامه‌ریزی کردید که در انتهای سالن هم صدای شما شنیده شود، توجه داشته باشید که اگر افراد نیاز داشته باشند که حتی کمی هم به خودشان زحمت بدهند برای شنیدن، احتمالا به سرعت توجه آن‌ها را از دست می‌دهید.
  4. مکث – مکث کردن یکی از مؤثرترین ابزار در سخنرانی است. بخصوص وقتی می‌خواهید بر نکته‌ای تاکید داشته باشید. مکث به مخاطب شما در تحلیل و دریافت اطلاعات کمک می‌کند و باعث جلب توجه افراد می‌شود – یک مکث کوتاه همچنین باعث می‌شود فرصتی برای تجدید قوا و یادآوری برنامه بعدی برای خودتان داشته باشید. از مکث کردن نترسید … حتی برای ۱۰ یا ۱۵ ثانیه – مکث‌ها معمولا برای شما خیلی بیشتر از مخاطب به نظر می‌رسد.
  5. به مخاطب نگاه کنید – به اسلاید پشت سرتان نگاه نکنید – یک کپی از آن روبروی شما هست پس لازم نیست شما برگردید. به زمین و دیوار نگاه نکنید. سعی کنید به‌طور منظم با هر شخصی که در سالن هست تماس چشمی داشته باشید – حتی اگر یک‌بار هم با هر شخصی تماس چشمی داشته باشید – مخاطب این احساس را خواهد داشت که شما به طور مستقیم با او صحبت می‌کنید
  6. به یاد داشته باشید که مخاطب انتظار دارد که شما خوب کارتان را انجام دهید – آن‌ها در سالن هستند زیرا می‌خواهند که یاد بگیرند و آموزش ببینند. حتی اگر برای حضور در این جلسه مجبور هم باشند، آن‌ها می‌خواهند که با بیشترین دستاورد از آن خارج شوند، پس آن‌ها هم می‌خواهند شما بهترین باشید و در واقع طرف شما هستند … حتی اگر حس جلسه این‌طور به نظر نرسد.
  7. تمرین – ما معمولا فقط برای مخاطبان در مراحل مهم و پر از استرس زندگی‌مان سخنرانی می‌کنیم، پس زمان تمرین را در موقعیت‌های قرار بدهید که کمتر تحت فشار هستید: تمرین با گروهی از همکاران – یا خودتان را در سناریوهای مختلف قرار داده و تمرین کنید – در تمرین خودتان را در موقعیت‌های مختلف قرار دهید و سعی کنید مشکلات را حل کنید – تمرین باعث خواهد شد که شما بتوانید در شرایط که اتفاقات غیرمنتظره می‌افتد هم آماده مقابله با آن باشید.

منبع

راهنمای‌ سخنرانی برای افراد خجالتی

نوشته‌شده در توسط .

public-speakingقرار است  یک پرزنتیشن کاری ارائه کنید و همین مسئله شما را دچار احساس نگرانی و دلشوره می‌کند، تا حدی که ممکن است فکر کنید بیمار هستید. در حالی که دلیلش می‌تواند کمی خجالتی بودن‌تان باشد. وضعیتی که قابل تغییراست.

۱- احساس اعتماد به نفس به میزان آگاهی شما از مطلبی که می‌خواهید ارائه کنید بستگی دارد. چند دقیقه وقت بگذارید و مطالب را قبل از پرزنتیشن مرور کنید. آماده‌سازی به شما اعتماد به نفس می‌دهد.

۲- همچنین دانستن این‌که چه چیزی می‌خواهید بگویید به احساس آرامش‌تان کمک می‌کند. داشتن احساس آرامش جزء مهمی در برقراری ارتباطات موثر است. افراد بیشتری برای گوش کردن جلب می‌شوند اگر شما آرام به نظر برسید.

۳- با رئیس و همکاران‌تان ارتباط چشمی برقرار کنید. لازم نیست وارد یک رقابت برای خیره شدن بشوید، اما از تکان دادن زیاد سر و یا نگاه کردن به دور دست هم پرهیز کنید.

۴- از حرکات سر و دست برای کمک به ارتباط استفاده کنید. گاهی، صدای افراد خجالتی خیلی آهسته و حتی لرزان است. حرکات دست و سر ارتباطات غیر کلامی هستند و استفاده از آن‌ها به شما در انتقال پیام‌ کمک می‌کند.

۵- از تُن صدای گرم استفاده کنید. استفاده از یک تُن صدای گرم و حمایت‌گرانه در ارتباطات کاری علامت رهبری است. یک تُن صدای گرم باعث احساس رضایت، تعهد و همکاری در بین اعضای دیگر گروه می‌شود.

۶- اختصار دوست شما است. سخنرانان برجسته از لغات کمتری برای رساندن پیام‌شان استفاده می‌کنند. اگر شما بتوانید شرح مسائل را به روشی مختصر بیان کنید، بعید است افراد خسته شده یا گوش دادن را متوقف کنند.

بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد

نوشته‌شده در توسط .

Communication

ما بارها شاهد بوده‌ایم که افراد  موفق در کسب و کار یا حرفه‌شان لزوما باهوش‌ترین‌ها نیستند، یا کسانی که سخت‌تر کار می‌کنند.

در واقع، افرادی که در کسب و کار یا حرفه‌شان به موفقیت می‌رسند توانایی‌های متعددی دارند اما ابزاری هست که کمک می‌کند تا آن‌ها به بالاترین کیفیت دست پیدا کنند؛ این ابزار ارتباطات است.

بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد؛ شرکت‌های بزرگ فقط ایده‌هایی بوده‌اند که بطور مناسب با مخاطبان‌شان ارتباط برقرار کرده‌اند. در طول زمان و با تداوم استراتژی‌ این کمپانی‌ها حالا تبدیل به  شرکت‌هایی بزرگ شده‌اند.

گاهی کارآفرینان پیشگامان فوق‌العاده‌ای هستند اما نمی‌دانند چگونه ارتباطات این ابتکارها را به یک مخاطب ارجاع می‌دهد، یا این‌که نمی‌دانند چه کسی مخاطب آن‌هاست یا چه کسی از آن‌ها حمایت می‌کند.

همین شرایط برای حرفه‌ای‌ها هم وجود دارد، کسانی که به رتبه‌ها و درآمد‌های بالا رسیده‌اند، آن‌ها موفق‌اند زیرا فواید کارشان را ارتقا داده‌اند و می‌دانند چه وقت و با چه کسی از ارتباطات‌شان نتیجه‌گیری کنند. آن‌ها تا زمانی که نتیجه‌گیری و ارتباطات‌‌شان در زمان درست و با افراد مناسب است افرادی غیر قابل چشم‌پوشی برای شرکت‌ها هستند.

اگر شما یک کارآفرین یا یک حرفه‌ای با آرزوهای بزرگ هستید، بهتر است درباره‌ی استراتژی‌های ارتباطی که می‌توانند شما را در رسیدن به اهداف‌تان حمایت کنند تحقیق کرده و با یک متخصص ارتباطات گفتگو کنید. شما نیاز به یادگیری آن دارید اگر چه ارتباطات در رویدادها، تبلیغات یا پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی منعکس شده، اما این فقط نوک یک کوه یخ است، ارتباطات یک علم است و شما برای رسیدن به اهداف‌تان به آن نیاز دارید، به یاد داشته باشید که بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد.

رمز و رازهای انتخاب موضوع برای یک سخنرانی موفق

نوشته‌شده در توسط .

نویسنده: Andrew Dlugan

ترجمه‌ی: مهران نصر

تصور کنید در حال برنامه ریزی برای یک سخنرانی در دو هفته دیگر هستید. در ابتدا، به خاطر فرصتی که دارید هیجان‌زده‌اید. با وجود این، خیلی زود، یک احساس ترس شما را در بر می‌گیرد – موضوع سخنرانی چه باشد؟

venn-select-speech-topics

خرد متعارف می‌گوید که درباره‌ی آن‌چه می‌دانید صحبت کنید، اما خرد متعارف فقط تا اندازه‌ای حق دارد و درست می‌گوید.

این مقاله سه پرسش که باید قبل از انتخاب موضوع بپرسید، و این‌که چطور جواب دادن به آن ها باعث انتخاب موضوعی قابل توجه برای شما و مخاطبان‌تان می‌شود را ارائه می‌کند.

رمز و راز سه پرسش

پیش از این‌که موضوعی برای سخنرانی انتخاب کنید، این سه پرسش را بپرسید:

  1. آیا من در این زمینه کارشناس هستم؟

لازم نیست که از همه مسائل موضوعی آگاه باشید، اما لازم است که بیشتر از مخاطبان‌تان درباره‌ی آن بدانید تا به عنوان یک سخنران معتبر دیده شوید. دانش شما نباید فقط آن‌چه را که برای گفتن طراحی کرده‌اید پوشش بدهد، بلکه باید فراتر از آن باشد تا بتوانید با آرامش به پرسش‌های بعد از آن نیز پاسخ دهید.

  1. آیا من نسبت به موضوع علاقه دارم؟

اشتیاق برای ارائه دانش‌تان درباره‌ی یک موضوع حکم سوختی را دارد که به ارائه سخنرانی شما قدرت می‌دهد. ژست، رفتار، چشمان‌تان، حالت چهره‌ و سطح انرژی شما همه وقتی دارید درباره‌ی موضوعی که از آن لذت می‌برید حرف می‌زنید ارتقا پیدا می‌کنند. به همین ترتیب، همه آن‌ها وقتی شما موضوعی پیش پا افتاده و عادی را انتخاب ‌کنید افت می‌کنند.

  1. آیا مخاطبان من دغدغه این موضوع را دارند؟

اگر مخاطب ارزش‌های خودش را در موضوع شما نبیند، دو امکان وجود دارد. یا آن‌ را نشان نمی‌دهد، یا نشان داده و بی‌اعتنایی می‌کند. در هر دو مورد، شما وقت‌تان را تلف می‌کنید. هر سخنرانی موفقی باید ارزشی صریح و روشن برای مخاطب داشته باشد.

تصور کنید دایره المعارفی از موضوعات بالقوه برای سخنرانی در اختیار دارید. بر اساس پاسخ‌ها به سه سوال بالا، شما می‌توانید هر یک از آن‌ها را در ۸ منطقه موضوع سخنرانی دسته‌بندی کنید. بیشتر بخوانید

آیا اینترنت ما را تغییر می‌دهد یا فقط آنچه هستیم را آشکار می‌کند؟

نوشته‌شده در توسط .

digital-detox-camp-grounded

وارد شدن به روابط بیشتر، انگار ما را به قطع رابطه‌ها حریص‌تر می‌کند. ابزارها و سرویس‌های بیشتری که استفاده می‌کنیم، رویاهای بیشتری درباره‌ی این‌که آن‌ها چطور می‌توانند زندگی ما را بهتر کنند بوجود می‌آورند – یا آرزوهایی مثل این: که ای کاش فقط می‌توانستیم همه‌ی آن‌ها را از زندگی خودمان بیرون کنیم و به یک جهان ساده‌تر و کم ارتباط‌‌‌‌تر برگردیم.

با همین ایده‌ها‌ست که گروهی به نام Digital Detox فضایی مثل کمپ Grounded در جنوب کالیفرنیا را پیشنهاد می‌کند. جایی که در آن خبری از کامپیوتر و تلفن نیست، بدون اینترنت، و بدون حتی استفاده از ساعت یا نام‌های واقعی.

Alexis Madrigal در یادداشت اخیرش برای آتلانتیک می‌نویسد که پیدایش این نوع رویدادها نتیجه نگرانی‌های مشخصی درباره‌ی زندگی مدرن است – با این احساس که تکنولوژی در همه‌ی ناراحتی‌های رو به افزایش مقصر است، برای آن‌چه  فقدان روابط “واقعی” قابل اعتماد ذکر می‌کنیم، برای ناتوانی ما در ارتباط با دیگران به جز از طریق وسایل الکترونیکی. همین‌ها تمایلی را در افرادی دامن می‌زند تا به ما از اهمیت شکستن این مرزها بگویند. او به یک جریان منظم در مجلات اشاره دارد، که از قابل اعتماد و معتبر بودن جهان آفلاین حرف می‌زنند و دنیای آنلاین را به مثابه یک حفره، یک اشتباه و غیر واقعی معرفی می‌کنند. از نظر Madrigal این یک تمایز کاذب و آن‌طور که ناتان یورگنسن می‌نامد یک دوآلیسم دیجیتال است، اما آن را واکنشی به در دسترس قرار گرفتن و همه‌جایی شدن تکنولوژی می‌داند. در واقع آن‌چه زمانی یک راه هیجان‌انگیز برای ارتباط و دوستی محسوب می‌شد حالا کم کم دارد احساس بیش از حد مهندسی شده بودن را القا می‌کند.

بازگرداندن زندگی به مدینه فاضله

پیشنهاد‌هایی مانند کمپ Grounded که در آن همه‌ی موانع تکنولوژیکی برداشته شده‌اند، تا در وضعیتی طبیعی “حقیقت”‌مان خودش را بر ما آشکار‌کند و فرصتی شود برای ارتباط صمیمی‌تر با دیگران – Madrigal را به یاد جنبش محبوب “بازگشت به طبیعت” در دهه‌ی ۱۹۶۰ می‌اندازد (جنبشی که البته برای خیلی از آن‌هایی که درگیرش شدند چندان خوش‌یمن نبود).

در رویای پیشنهادی – این دوری از مظاهر زندگی مدرن – برای رسیدن به جایی است که انسان به طور طبیعی در روابط صمیمی‌تر با دیگران باشد، در این چشم انداز گفته می‌شود – اگر به خاطر همه‌ی این چیزهای لعنتی نبود (مثل ساعت) ما کنار یکدیگر می‌نشستیم و بخش‌هایی از وجودمان را با یکدیگر قسمت می‌کردیم که از آن شرمنده‌ایم، دیگران را در کوشش‌های معنادارشان حمایت می‌کردیم، و ذهن‌مان فقط درگیر مسائل با ارزش می‌شد.

همه‌ی این‌ها از نظر Mathew Ingram یادآور یک پروژه مشابه دیگر است که نویسنده‌ی تکنولوژی پائول میلر وقتی تصمیم گرفت برای یک سال از اینترنت استفاده نکند آن را تجربه کرد. از نظر نویسنده Verge این کار کوششی بود برای او تا پریشانی‌های زندگی مدرن را پاک کند و زمان کافی برای انجام همه‌ی کارهایی پیدا کند که در غیر این صورت نمی‌توانست انجام دهد.

اینترنت منبع مشکلات نیست

متاسفانه برای میلر این پروژه یک تجربه‌ی شکست خورده شد: در پایان یک سال او در یادداشتی نوشت، که به جای این‌که همه‌ی وقت آزادی را که بدست آوردم صرف خواندن کتاب‌های کلاسیک ادبی یا روابط عمیق و وقت‌گذرانی با کیفیت با دوستان و آشنایان کنم، فقط به انواع قدیمی‌تر هدر دادن زمان برگشتم – تماشای تلوزیون، ویدیو گیم و مانند آن…

آن‌چه  میلر به آن پی برد مسئله‌ای است که شاید خیلی از ما در سطح عمیق‌تر به آن پی برده باشیم: یعنی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و وب منبع شکلی مشکلات ما در روابط “واقعی” یا استفاده بهتر از زمان نیستند– در واقع مهمترین نقصی که ما را از انجام این کارها باز می‌دارد اصلا خارجی نیست. در این معنا، جهان آن‌لاین غیر واقعی‌تر یا غیر قابل اعتماد‌تر از جهان آفلاین نیست.

پس آیا خوب است که ما هر چند وقت یک‌بار جهان آنلاین را ترک کنیم؟ البته. در این هیچ بحثی نیست که سرعت زندگی مدرن در دهه‌ی گذشته شتاب بیشتری گرفته است. با بسیاری از منابع فعالیت‌هایی که ما احساس می‌کنیم مجبور به مشارکت در آن هستیم، یا بخاطر دوستان و آشنایان یا بخاطر شغل‌مان که به آن نیازمند است. اما باید به یاد داشته باشیم که قطع ارتباط از همه‌ی این چیزها ما را به طور جادویی تبدیل به شخص دیگر یا بهتری نخواهد کرد – همه‌ی آن‌چه ما انجام می‌دهیم در واقع آن چیزی را که ما هستیم آشکار می‌کند.

طعم استارباکس در رسانه‌های اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

facebook-blog-full

اغلب از استراتژی با ارزش استارباکس در رسانه‌های اجتماعی برای تور کردن مشتری‌ها یاد می‌شود. بنابراین بررسی چگونگی استفاده آن‌ها به عنوان یک برند از شبکه‌های اصلی اجتماعی نمی‌تواند بی‌فایده باشد:

فیس‌بوک

گذشته از خود فیس‌بوک که تقریبا ۹۰ میلیون هوادار دارد، استارباکس با بیش از ۳۴ میلیون لایک یکی از پرطرفدارترین برندها دراین شبکه اجتماعی است. در همین رده می‌توان آن را با وال مارت Walmart مقایسه کرد که ۲۷ میلیون هوادار دارد، اما دو شرکت استراتژی‌های اجتماعی متفاوتی را دنبال می‌کنند.

وال‌مارت معمولا صفحه‌اش را در روز چند بار با پیشنهاد محصولات، تعقیب و تیتر مسابقات، و چت ورزشی به روز می‌کند. به روزرسانی‌های مکرر معمولا به عنوان بهترین روش در جذب هوادار در نظر گرفته می‌شوند، با این وجود استارباکس ممکن است برای هفته‌ها پست جدیدی در صفحه‌اش قرار ندهد.

اگرچه پست‌هایش اغلب فقط تصویرهای جذابی از محصول هستند می‌توانند هزاران لایک و کامنت بدست آورند.

برای مثال، یک تصویر بدیع از کافی شاپ استارباکس با این تیتر که “همه از کجا شروع می‌کنند” بیش از ۱۵۰۰۰۰ لایک و ۲۱۰۰ کامنت بدست می‌آورد.

تیم رسانه‌های اجتماعی استارباکس به نظر نمی‌رسد که به بیشتر این کامنت‌ها جواب بدهد و شاید هم به هیچکدام جواب ندهند.

احتمالا بخشی از موفقیت استارباکس در بدست آوردن هواداران انبوه و جذب بالای تعامل را باید به حساب زمانی گذاشت که آن‌ها پا به رسانه‌های اجتماعی گذاشتند. وقتی که کار کمتر سخت بود و نفوذ سریع‌تر ممکن می‌شد.

بنابراین جای تعجب نیست که وقتی به صفحه‌ی دیگر برندها در فیس‌بوک نظری بیاندازید، به روز رسانی‌های مکرر و پاسخگویی‌های محجوبانه‌ی کامنت‌ها را ببینید .

استارباکس بر خلاف جریان شنا می‌کند اما در عمل موفق‌تر از بیشتر برندهاست.

توییتر

twitter-blog-full

رفتار استارباکس در توییتر تا حدی راحت‌تر است. آن‌ها به طور متوسط کمتر از ۱۰ بار در روز توییت می‌کنند. محتوای این توییت‌ها اکثرا پاسخ و رونوشت است. اما توییت‌هایی که تصویر محصول یا لینک دارند هم هستند. توئیت‌ها چندان شوق‌انگیز نیستند و اغلب بازآفرینی‌شده‌ای از محتوای فیس‌بوک‌اند، با این وجود فید استارباکس در توییتر ۳٫۵ میلیون دنبال کننده دارد.

در حالی که دیگر برند‌ها معمولا به تیم رسانه‌های اجتماعی‌شان آزادی عمل برای وارد شدن به بحث با دنبال کننده‌ها را می‌دهند و همچنین اجازه‌ی شخصی شدن را به فید توییترشان، در استارباکس محتوا در واقع کاملا بی روح است. که آشکارا حکایت از آن دارد که آن‌ها از هر موضوع بحث‌برانگیزی دوری می‌کنند – که تا اندازه‌ای غیر جاه‌طلبانه به نظر می‌رسد.

پینترست

pinterest-blog-full

در حالی که صفحات فیس‌بوک و توییتر استارباکس عمیقا شوق‌برانگیز نیستند اما صفحه‌ی آن‌ها در پینترست شاید یکی از بهترین اکانت‌ها در این شبکه اجتماعی باشد.

آن‌ها در این‌جا فقط ۷ بُرد دارند که بیش از ۹۰۰ پین در بین آن‌هاست، و موفق شده‌اند بیش از ۷۶۰۰۰ دنبال کننده را جذب کنند. مقایسه کنید با وال‌مارت که ۶۵ برد دارد اما فقط ۱۲۰۰۰ دنبال کننده را جذب کرده است.

بُردهای آن‌ها پر از عکس‌های جذاب است که تقریبا منبع همه‌ی آن‌ها سایت‌های دیگری به غیر از خودشان است. روشی که به نظر می‌رسد قسمت موفقی از یک استراتژی در پینترست باشد. مسئله‌ای که ازچشم بعضی برندها دور مانده است.

گوگل پلاس

g_-blog-full

معمولا وقتی برندها در مورد صفحات گوگل پلاس خود غفلت می‌کنند آن را می‌شود نشانه‌ای از این حقیقت در نظر گرفت که هیچ‌کس از آن استفاده نمی‌کند، اما دراین مورد در واقع باید آن را در چارچوب کلی استراتژی اجتماعی استارباکس نگاه کرد.

آن‌ها بیش از یک میلیون دنبال‌کننده در این  شبکه دارند و پست‌های هر از چند روزشان با محتوای صفحه‌ی فیس‌بوک و توییتر پر می‌شود، که نمی‌شود اشتباه قابل توجهی در آن دید.

هر به روزرسانی در حدود صدها +۱ و بیش از ۱۰۰ کامنت به همراه دارد که در مجموع بهتر از بیشتر برندهای دیگر است.

اینستاگرام

starbucks-blog-third (1)

همان‌طور که تا حالا گفته شد استارباکس تا جای که می‌شود بیشتر محتوایش را در کانال‌های اجتماعی مختلف مورد استفاده دوباره قرار می‌دهد، و در مورد اینستاگرام هم مسئله متفاوت نیست.

اکانت‌ها آن‌ها با بیش از یک میلیون دنبال‌کننده با ارزش است، اما همه محتوا به طور مشخصی آشنا به نظر می‌رسد.

۶ نکته درباره‌ی زبان بدن

نوشته‌شده در توسط .

Top_Ten_Body_Language

۱- اکثرافراد میزان انرژی‌شان را دست بالا می‌گیرند: اگر شما بخواهید به انرژی خودتان در یک مصاحبه یا سخنرانی در مقیاسی از ۱ تا ۱۰ نمره بدهید، چه نمره‌ای برای خودتان در نظر می‌گیرد و در مقابل شنوندگان یا مصاحبه‌کننده به شما چه نمره‌ای خواهند داد؟ Brad Phillips می‌گوید که در پایان یک مصاحبه‌ی آزمایشی از کارآموز می‌‌خواهد که به میزان انرژی‌اش در طول مصاحبه نمره بدهد و کارآموز حدس می‌زند که نمره‌اش حول و حوش ۷ یا ۸ باشد. فیلیپس می‌گوید بعد همین سوال را از افراد دیگری که در اتاق بوده‌اند در مورد انرژی همکارشان می‌پرسد و آن‌ها معمولا برآوردشان ۴ تا ۵ است. پس می‌شود حدس زد که ما از نظر انرژی در چشم دیگران کمتر از آنچه که خودمان فکر می‌کنیم به نظر می‌رسیم، و بیشترین مزیت برای افراد از یک تقویت ۱۰ تا ۱۵ درصدی در انرژی بدست می‌آید.

۲- فکر کردن را متوقف کنید و نگاهتان به من باشد: ما ارتباط چشمی را فقط در۴۰ تا ۶۰ درصد مواقع حفظ می‌کنیم. زیرا مشغول تلاش برای دسترسی به اطلاعات از مغزمان هستیم – که البته وابسته به این که بخواهیم چه اطلاعاتی را بازیابی کنیم، به بالا، چپ، راست یا پایین نگاه می‌کنیم. اما در بافت یک مصاحبه‌ی رسانه‌ای یا سخنرانی، نداشتن ارتباط چشمی می‌تواند نشانه‌ای از حالت عصبی و طفره رفتن باشد. شما با یک مکث کوتاه قبل از پاسخ به سوال می‌توانید به نگه داشتن بهتر تماس چشمی کمک کنید، همین مکث به شما اجازه می‌دهد که به اطلاعات مورد نیازتان در مغز قبل از شروع صحبت دسترسی پیدا کنید.

۳- با حرکت‌ها و اشاره‌ها کلمات بهتر می‌شوند: هر گاه ما یک سخنران را به ترکیب حرکت‌ها و اشاره‌ها در ارائه‌اش تشویق کنیم، به طور ثابت پی خواهیم برد که کلمات نیز بهتر می‌شوند. این فعالیت‌های فیزیکی کمک می‌کنند تا سخنران روشن‌تر فکر کند و با آراستگی و زبانی مثبت‌تر جمله‌ها را بیان کند. بنابراین بار بعد که در یک سخنرانی یا مصاحبه هستید (یا با رئیس یا مشتری) صحبت می‌کنید، از حرکت‌ها و اشاره‌ها به طور طبیعی و همان‌گونه که در زندگی روزمره هست استفاده کنید – کلمات شما قدرتمند‌تر خواهند بود.

۴- وقتی در حالت دفاعی هستید، کمتر به یاد می‌آورید: آلن و باربارا پیس نویسندگان کتاب The Definitive Book of Body Language گزارش جالبی از یکی از یافته‌های‌شان ارائه می‌کنند. زمانی که گروهی از داوطلب‌ها در یک سخنرانی حاضر می‌شدند در حالی که بازوها و پاهای‌شان حالت غیر جمع شده (گشوده) را نشان می‌داد، ۳۸ درصد بیشتر از گروهی که همان سخنرانی را با بازوها و پاهای جمع شده شنیده بودند مطالب را به یاد می‌آوردند. اگر شما می‌بینید که زبان بدن مخاطبان‌تان حالت دفاعی دارد، روش‌تان را عوض کنید – و سعی نکنید که آن‌ها را در مورد دیدگاه مورد نظرتان قانع کنید تا زمانی که زبان بدن آن‌ها به حالت گشوده قرار بگیرد.

۵- پاها مسیر را نشان می دهند: پاها ناخوآگاه می‌گویند که به کجا می‌خواهید بروید. دفعه‌ی بعد وقتی مشغول گفتگویی هستید که آرزو دارید هر چه زودتر از آن خلاص شوید به پاهایتان نگاه کنید. ممکن است متعجب شوید که آن‌ها به طور مستقیم در طرف شخصی که  با شما صحبت می‌کند نیستند. همین موضوع در مورد دیگران هم صدق می‌کند، پس اگر مطمئن نیستید که آیا شخصی که با آن صحبت می‌کنید علاقه‌مند به گفتگو هست، فقط به پاهایش نگاه کنید.

۶- اگر بخندید، آن‌ها هم می‌خندند: ما ناخودآگاه از چیزهایی که می‌بینیم تقلید می‌کنیم. زمانی که به شخصی نگاه کنید و بخندید، آن‌ها هم تمایل پیدا می‌کنند لبخند بزنند. وقتی به فردی با سر اشاره می‌کنید متقابلا با سر به شما اشاره می‌شود. برخی از نوروساینس‌ها می‌گویند که حالت آیینه‌گی در رفتار به علت “نورون‌های آیینه‌ای” است. اطلاعاتی که مهمند، زیرا مخاطبانی که لبخند می‌زنند و یا سر تکان می‌دهند بیشتر پذیرای ایده‌های شما هستند. بنابراین در لحظه‌های مناسب لبخند بزنید و سرتان را تکان دهید تا بیشتر به اهداف‌تان نزدیک شوید.

خط حمله آدیداس در اینستاگرام

نوشته‌شده در توسط .

adidas

هر روز بیشتر از صدها و شاید هزارها مقاله و مطلب درباره‌ی رسانه‌های اجتماعی در اینترنت منتشر می‌شود. نمی‌دانم آیا رسانه‌های دیگر هم چنین شانسی داشته‌اند که تا این اندازه در وصف خودشان قلم‌فرسایی کنند یا نه؟ اولین رسانه‌های تصویری مانند نقاشی‌‌های انسان‌های اولیه در غارها اصلا نوعی مونولوگ بود؛ پیامی در یک نسخه بر روی یک دیوار و بدون امکان اشتراک گذاری و پخش. اما امروز پیام‌هایی که قابلیت اشتراک‌‌گذاری نداشته باشند در حال منزوی شدن هستند، و در مقابل هر قدر پیام قابلیت گسترش ویروسی بیشتری داشته باشد موفق‌تر است. فضایی که برندها خیلی زود آن را درک کردند و حالا بر امواج آن سوار شده‌اند.

با رسانه‌های اجتماعی ارتباط کالا و مخاطب که پیش از این بیشتر بر محور نیاز شکل می‌گرفت حالا با تحول و چرخش رسانه‌ها به بستر شبکه‌های اجتماعی در حال تبدیل شدن به ارتباطی عاطفی، دوستانه و چه بسا عاشقانه است. در واقع هیچکدام از رسانه‌های پیشین این شرایط را برای برندها فراهم نمی‌کردند که با مخاطب زندگی کنند. صفحات روزنامه‌ها، بیلبوردها، و حتی تلوزیون بیشتر فضایی برای آشنایی هستند تا دوستی و زندگی، فضایی که در آن برند و مخاطب بیشتر بر اساس نیاز به یکدیگر می‌رسند و کمتر به دلیل علاقه و اعتیاد. شاید از همین رو بود که برای برندهایی مثل آدیداس، مثلا مسابقات جام جهانی فرصتی استثنایی فراهم می‌کرد تا از طریق آن بین خودشان، فوتبالیست‌ها، تیم‌ها و مسابقات رابطه‌ای از جنس داستان ایجاد کنند، داستانی که مخاطب را برای چهار سال به آن‌ها ربط بدهد.

اما حالا تجربه‌ی موفقیت برند‌ها در شبکه‌های اجتماعی به ما یادآوری می‌کنند که به عصری پا گذاشته‌ایم که در آن‌ برندها دیگر فقط کالا یا خدمات نیستند، بلکه در حال تبدیل شدن به یک روایت و شخصیت در زندگی روزمره‌ی آدم‌ها هستند. تجربه‌ای که ممکن است با شیفتگی یا حسرت همراه باشد، تجربه‌‌ای که البته در آن عکس‌ همچنان نقش مهمی دارد – تا حتی در غیاب خود کالا ذهن مخاطب را پر از فانتزی‌ و خیال‌بافی‌های دور و دراز و رنگی کند.

با آدیداس در اینستاگرام

موفقیت آدیداس در اینستاگرام تا حدی غافلگیر کننده است، از این نظر که آن‌ها در طی سه ماه موفق شده‌اند تقریبا دنبال کننده‌های خودشان را در این شبکه‌ی اشتراک‌گذاری عکس دو برابر کنند و به عدد ۱۴۳۴۹۸ (در زمان تحقیق) برسند.

در شبکه‌های اجتماعی کم و بیش همه چیز واضح و روشن است، آن‌ها در سه ماه گذشته ۴۹ پست داشته‌اند با میانگین ۵۲۹۲۴ لایک و کامنت بر روی هر عکس. در یک ماه آخر پست‌های بیشتری می‌گذارند، یعنی به طور میانگین ۶-۵ پست در هر هفته تا شاهد روند افزایش فعالیت روی پست‌ها باشند. تا جایی که بیش از ۵۰۰۰۰ لایک و کامنت در هر پست  بدست می‌آورند.

FOT

 بخشی از موفقیت آدیداس در اینستاگرام ممکن است مربوط به ترکیب مثلث اشتراک‌گذاری در فیس‌بوک، توییتر و اینستاگرام باشد. در واقع از ۴۹ عکسی که آن‌ها در اینستاگرام قرار دادند به جز یک مورد بقیه در فیس‌بوک و توییتر هم به اشتراک گذاشته شده‌اند. البته مثل دیگر برند‌ها میزان فعالیت بر روی پست‌های آن‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای در توییتر کمتر از فیس‌بوک است. آدیداس به طور متوسط ۱۰٫۱ توییت برای هر عکس دارد در مقابل ۲۶۹ لایک در فیس‌بوک.

آدیداس در اینستاگرام روندی مشابه با دیگر برندها را دنبال می‌کند: آن‌ها از فیلتر برای عکس‌ها استفاده نمی‌کنند. از ۱۸۳  عکسی که در فید اینستاگرام هست ۱۰۷ عکس بدون فیلتر است و جالب اینکه فعالیت حول و حوش این عکس‌ها از طرف کاربران بیشتراز عکس‌هایی است که فیلتر داشته‌اند. اما نکته‌ی قابل توجه‌تر این است که در واقع بخش عمده‌ای از محتوای آن‌ها متقارن با مارکتینگ‌شان است که برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی بازآفرینی می‌شود. در حالی که طبیعی است که وقتی شما عکاس، ادیتور و گرافیست حرفه‌ای در اختیار دارید احتیاجی به اضافه کردن ماسک‌ها بر روی عکس‌ها  نداشته باشید. همان‌طور که آدیداس هم خیلی کم از آن‌ها استفاده می‌کند.

موفقیت آدیداس در اینستاگرام یک مثال خوب است از این‌که چگونه برندها می‌توانند به آسانی از محصولات‌شان به عنوان محتوای اجتماعی در شبکه‌ها استفاده کنند. در استراتژی آن‌ها حداقل زمان و انرژی صرف می‌شود در حالی که هر روز مخاطبان جدیدی با آن تغذیه می‌شوند.

ایمیل مارکتینگ با سرویس میل‌چی

نوشته‌شده در توسط .

mailchi

آمارها درباره‌ی اکانت‌های ایمیل و همچنین اکانت‌های فعال متفاوت است. در یک منبع تعداد اکانت‌های ایمیل ۲٫۹ میلیارد ذکر شده با این تخمین که تا پایان سال ۲۰۱۴ این تعداد به ۳٫۸ میلیارد اکانت خواهد رسید.

در ژوئن ۲۰۱۲ گوگل تعداد اکانت‌های فعال جیمیل را ۴۲۵ میلیون ذکر کرد.

آمارها درباره‌ی سرویس ایمیل مایکروسافت که از مدتی پیش به outlook ارتقا داده شده هم متفاوتند، اما عدد ۳۶۹ میلیون در مارس ۲۰۱۰ توسط گروه مدیریت Hotmail اعلام شده بود.

در مورد یاهو هم یکی از آخرین آمارها مربوط به مصاحبه‌ی یکی از مدیران آن در می ۲۰۱۰ است که تعداد کاربران را ۲۷۵ میلیون ذکر کرد.

یک تحقیق که در سال ۲۰۱۰ انجام شده نشان می‌دهد که در هر روز از سال ۲۹۴ میلیارد ایمیل ارسال شده است.

۲۹۴ میلیارد ایمیل در هر روز به این معنی است که در هر ثانیه ۲٫۸ میلیون ایمیل ارسال شده که عدد و رقم آن برای کل سال به ۹۰ تریلیون می‌رسد.

‌کندوکاو در حقایق آماری  ایمیل این نکته را روشن می‌کند که با وجود سر و صدای زیادی که پیرامون شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی وجود دارد، ایمیل همچنان یکی از زنده‌ترین کانال‌های ارتباطی اینترنت به شمار می‌رود.

 ایمیل مارکتینگ

برای برخی‌ها ایمیل مارکتینگ مساوی است با اسپم. راه‌های اشتباهی زیادی باید تکرار می‌شد تا این تصور بوجود بیاید، تا جایی که بخش بزرگی از آمار ایمیل‌هایی که هر روز رد و بدل می‌شوند مربوط به  همین اسپم‌هاست. نکته‌ای که باعث شده افراد دقت بیشتری برای در اختیار گذاشتن ایمیل‌شان به دیگران بکنند تا شاید پیام‌های ناخواسته کمتری به دست‌شان برسد. اما در مقابل این جریان مزاحم، ایمل مارکتینگ فعالیتی حرفه‌ای است که در صورتی که بدرستی به کار گرفته شود می‌تواند امکان دسترسی آسان و تداوم ارتباط شما را با مخاطب و مشتری‌ها در انواع فعالیت‌های تجاری و کسب و کار فراهم کند.

 ایمیل مارکتینگ با سرویس میل‌چی

شما برای این‌که بتوانید تعداد زیادی ایمیل را در زمان کمی به مقصدهای مورد نظرتان برسانید باید از ابزارهای این کار استفاده کنید. میل‌چی یک سرویس ایرانی است که امکان ارسال انبوه ایمیل را برای‌تان فراهم می‌کند. در ارسال انبوه ایمیل مهمترین نکته‌ای که پیش می‌آید رسیدن پیام‌ها به اینباکس‌های مورد نظر است با توجه به قوانین نسبتا سخت‌گیرانه‌ای که در مورد اسپم شدن ایمیل‌ها وجود دارد. این دقیقا همان قولی است که میل‌چی به شما می‌دهد:

mailchi1

 یکی از مواردی که شاید این روزها در ایمیل مارکتینگ بیشتر مورد توجه گرفته طراحی زیبا و استفاده از HTML است که در سرویس میل‌چی هم امکاناتش ارائه می‌شود.

مشخص کردن زمان ارسال ایمیل، شخصی‌سازی و گروه‌بندی مخاطبان و همچنین بخش احترام به مخاطب از امکانات دیگری است که این سرویس در اختیار شما می‌گذارد.

بخش احترام به مخاطب یکی از معیارهای مهم در تفاوت یک ایمیل با هویت از ایمیل‌های اسپم به شمار می‌رود. مخاطب باید این امکان را به وضوح و راحتی در اختیار داشته باشد که هر زمان که نخواست یک اشتراک ایمیلی را لغو کند.

mailchi4

برای آشنایی بیشتر با میل‌چی از وب‌سایت آن در این آدرس دیدن کنید: www.mailchi.in

با سرویس میل‌چی شما امکان ارسال ماهانه ۵۰۰ ایمیل رایگان را خواهید داشت.

 نکاتی درباره‌ی ایمیل مارکتینگ

۱-  زمان در ارسال ایمیل مهم است. بنابراین سعی کنید یک زمان‌بندی مناسب برای ارسال‌ها داشته باشید. این زمان‌بندی هم به روزهایی هفته  بر می‌گردد هم به ساعت‌های روز، و هم به دفعاتی که ایمیل ارسال می‌کنید. الان وقتی به ایمیلم نگاه می‌کنم ناشری را می‌بینم که مدت‌ها بود هیچ ایمیلی از آن نداشتم اما با شروع ماه اسفند تقریبا هر روز ایمیل‌هایی برای فروش نوروزی کتاب با تخفیف ارسال می‌کند. در صورتی که در موردی مشابه ناشران خارجی حداقل هر ماه گزارشی از فعالیت‌هایشان را ارسال می‌کنند و در ماه‌های آخر سال تعداد این ایمیل‌های ماهانه هم دو برابر می‌شود – نه به این شکل و خارج از هر چارچوبی که باعث مزاحمت بشود و چه بسا بعضی‌ها از خیر اشتراک بگذرند.

۲-  سعی کنید آدرس‌های ایمیل را از طریق سایت یا وبلاگ کسب و کارتان با روش‌هایی که برای این منظور هست بدست آورید یا از طریق خدماتی که به مشتری‌ها ارائه می‌کنید. استفاده از ایمیل‌هایی که به روش‌های دیگر جمع‌آوری یا خریداری می‌شوند شانس موفقیت شما را در هدف‌گیری صحیح مخاطب کم می‌کند.

۳-  بیشتر افراد ایمیل‌هایی که فایلی در ضمیمه آن باشد را باز نمی‌کنند، بنابراین بهتر است از ارسال فایل در ضمیمه ایمیل‌ها خودداری کنید. اگر لازم است مخاطب به مطلبی دسترسی داشته باشد لینک دسترسی به آن را در ایمیل قرار دهید.

۴-  در ایمیل مارکتینگ مثل بیشتر بسته‌های تبلیغی دیگر باید به تک تک کلماتی که استفاده می‌کنید توجه کنید. کوتاه و سر راست اصل مطلب را بیان کنید. درمیان انبوه ایمیل‌ها و پیام‌هایی که رد و بدل می‌شود زمان زیادی برای جلب توجه ندارید.

۵-  شاید مهمترین خصوصیت ایمیل مارکتینگ این است که می‌تواند پیام‌تان را به سرعت و با کمترین دردسر و هزینه به مخاطب‌ برساند. بنابراین مواظب باشید با ارسال پیام‌های تکراری و یکنواخت به همان سرعت نادیده گرفته نشوید. خیلی وقت‌ها باید به تداوم رابطه‌ای که بین شما و مخاطبان هست بیشتر فکر کنید تا این‌که انتظار نتایج آنی را داشته باشید.

برای چه مدت می‌توان توجه مخاطب را همراه داشت؟

نوشته‌شده در توسط .

فرض کنیم در همایشی هستید و شخص سخنران پانزده دقیقه است که نمودارهای فروش را ارائه می‌کند. فکر می‌کنید او برای چه مدت می‌تواند توجه شما را داشته باشد؟ اگر موضوع جالب است و سخنران هم یک ارائه کننده‌ی موفق باشد، حداکثر می‌توانید بین ۷ تا ۱۰ دقیقه بر پرزنتیشن تمرکز کنید. اگر به موضوع علاقه نداشته باشید یا شیوه‌ی ارائه خسته‌کننده باشد توجه‌تان را خیلی سریع‌تر از دست می‌دهید – حتی به جای دقیقه ممکن است شما بعد از ۷ ثانیه دیگر به مطلب گوش ندهید.

یک پرزنتیشن عادی معمولا بیش از ۷ یا ۱۰ دقیقه طول می‌کشد. پرزنتیشن‌ها اغلب یک ساعت هستند. این بدین معنی است که شما باید راه‌هایی پیدا کنید که دست‌کم هر ۷ دقیقه از طریق آن توجه افراد را جذب کنید. برای این کار می‌شود از شیوه‌های مختلفی استفاده کرد، روش‌هایی که می‌توانند ظریف و زیرکانه باشند. در این‌جا به چند روش اشاره می شود و البته شما ممکن است تجربه یا ایده‌های متفاوتی به نظرتان برسد:

۱- یک وقفه کوتاه داشته باشید. اگر جلسه طولانی‌تر از ۶۰ دقیقه است، نیاز به چند مکث‌ با ایده‌های مختلف دارید و این توقف‌ها نباید از ۲۰ دقیقه بیشتر شوند. شما می‌توانید از وقفه‌های ۵ دقیقه‌ای استفاده کنید.

۲- یک فعالیت تعاملی انجام دهید. تمرین‌های کوچکی هستند که می‌شود به صورت گروهی انجام داد در حالی که تعداد حاضران جلسه هم در آن چندان اهمیتی ندارد. برای مثال به ایده‌‌ای از یک سخنران اشاره می‌کنیم که عکسی از یک شیر آب قدیمی را به مخاطبان نشان داد که بر روی آن دو دسته، یکی برای آب گرم و یکی برای آب سرد وجود داشت. او از حاظران خواست بنویسند که از چه طریق می‌توانند دسته‌ها را بچرخانند تا آب ولرم از آن خارج شود. بعد همه‌ی راه‌های ممکن بررسی شدند (چهار روش برای چرخاندن دسته‌ها وجود داشت) سپس او از مخاطبان ‌می‌خواست تا با نشان دادن دست پاسخ‌شان را در هر مورد ارائه دهند و در نهایت سخنران از نتیجه بدست آمده به منزله‌ی یک مقدمه‌ برای موضوع صحبت بعدی خودش که درباره‌ی مدل‌های ذهنی بود استفاده کرد.

۳- برای مخاطبان یک سوال مطرح کنید. اگر یک دقیقه وقت می‌گذارید که سوالی را از مخاطبان بپرسید همان به منزله‌ی یک توقف عمل می‌کند. در جمع‌های بزرگ می‌توانید از حاضران بخواهید تنها با نشان داد دست به شما پاسخ دهند.

۴- محل قرار گرفتن‌تان را تغییر دهید. به جای قدم زدن در جلوی اتاق یا صحنه، برای مدتی در محلی بایستید و بعد به طرف محل دیگری رفته و از آن‌جا مطلب را ادامه دهید. می‌توانید این کار را بیش از هر ۷ دقیقه یک بار انجام دهید، البته نه به اندازه‌ای که به نظر برسد مدام در حال حرکت از یک طرف به طرف دیگر هستید (این حالت شما را عصبی نشان می‌دهد.)

۵- موضوع را تغییر دهید. بایستید و بگویید خب حالا می‌خواهم درباره‌ی یک مسئله‌ی کاملا متفاوت صحبت کنم.

۶- یک داستان تعریف کنید. داستان توجه را به سرعت جذب می‌کند، از آن‌ها خیلی با دقت و غیر محسوس در طول پرزنتیشن استفاده کنید. مطمئن شوید که داستان‌ها کوتاه و مربوط به موضوعی است که برای ارائه در دست دارید.