بایگانی دسته: اینترنت

هدف وبسایت شما چیست؟

نوشته‌شده در توسط .

website

هدف وبسایت شرکت شما چیست؟ اگر نتوانید به این پرسش به طور شفاف پاسخ دهید، به احتمال زیاد فرصت داشتن یک دستیار آن‌لاین خوب را  به هدر داده‌اید. و حتی اگر بتوانید به این سوال جواب دهید، اما نه یک جواب دقیق – نهایتا به همان نتیجه می‌رسید – یعنی یک سایت ضعیف و مایوس کننده.

شرکت‌های تاسیس شده و مستقر اغلب دچار بی‌هدفی شدند زیرا سایت‌های‌شان را زمانی راه اندازی کردند که اینترنت نو و جدید بود، و بعد از آن هم هرگز برای آن یک فکر استراتژیک نداشته‌اند. با گذشت زمان، این سایت‌‌ها تبدیل به هیولاهای فرانکینشتن‌ واری از تکنیک‌های وصله پینه شدند: کمی تجارت الکترونیک، کمی کسب و تولید لید (سرنخ‌‌های تجاری)، مقدار زیادی “به من نگاه کنید!” با محتوایی که در همه جا پراکنده است.

در مقابل، مشکل شرکت‌های نوپا در هدف‌ به دلایلی برعکس است: افکار استراتژیک بیش از حد. این روزها کمتر پیش می‌آید که مرورگرتان را باز کنید و با انبوه پست‌های وبلاگ‌ها درباره‌ی این‌که چطور این کار را برای سایت‌تان انجام دهید و چطور آن کار را برای سایت‌تان انجام دهید روبرو نشوید. یک کسب و کار می‌تواند به آسانی جلب توجه کند اگر سایت مجموعه‌ای از کد نویسی‌های پیچیده در نظر گرفته نشود، که نتیجه یک ابزار نامناسب غم انگیز خواهد شد.

اما چگونه طراحی یک سایت هدفمند را برای یک شرکت شروع کنیم؟ قدیم یا جدید، بهترین گزینه ساده‌گی است. به طور کلی شما سه انتخاب استراتژیک پیش رو دارید:

۱- فروش محصول و خدمات

۲- تولید و کسب لید (سرنخ‌های تجاری)

۳- ایجاد اعتبار

گزینه ۱، یک سایت تجارت الکترونیک، نیازمند بیشترین بودجه برای توسعه و بازاریابی است. البته بطور مستقیم درآمد ایجاد می‌کند و سودش هم قابل محاسبه است. مانند لید‌های فروش.

گزینه ۲، یک سایت تولید و کسب لید (سرنخ تجاری)، می‌تواند کمتر توسعه یافته و مشخص باشد (در گفتگو‌های عمومی)، اما نیازمند یک سرمایه‌گذاری هنگفت است. این‌گونه سایت‌ها توصیف کننده محصول‌اند. به اضافه‌ی این‌که لیدها یا سرنخ‌های فروش در آن‌ها قابل پیگیری‌ است.

گزینه ۳، یک سایت کسب اعتبار، ساده‌ترین و ارزانترین گزینه است. این‌گونه سایت‌ها می‌توانند تاثیر خوبی بر افرادی که می‌خواهند شما را بشناسند بگذارند، اما کمکی به شما برای پیدا کردن لید یا سرنخ تجاری یا مشتری جدید نمی‌کنند.

 چگونه شما می‌توانید تشخیص دهید که کدام گزینه مناسب است؟ فاکتورهای زیادی در تصمیم‌گیری تاثیر گذار هستند، که بودجه یکی از مهمترین آن‌ها است. در حال حاضر، برآورد‌ها نشان می‌دهند که شرکت‌های زیادی جاه‌طلبی یک سایت تولید و کسب لید (سرنخ تجاری) را در سر می‌پرورانده‌اند اما فقط بودجه‌ی یک سایت اعتباری را داشته‌اند.

عوامل مهم دیگری که باید در نظر گرفت:

  • ماهیت کسب و کار شما. یک شرکت حقوقی متخصص در موارد ضد تراست احتمالا نمی‌تواند لیدی از جستجوی گوگل یا آگهی‌های پرداخت در برابر کلیک کسب کند. از طرف دیگر، شرکت نیاز به ایجاد یک حس اعتماد بر روی مشتریان بالقوه‌ای که احتمالا درباره‌اش شنیده‌اند دارد. در مقابل، یک شرکت حقوقی متخصص در موارد صدمات شخصی قطعا می‌تواند بر روی کسب و تولید لید در جستجوی گوگل حساب کند. شرکت حقوقی آنتی تراست می‌تواند کارهای بهتری انجام دهد تا این‌که پولش را صرف یک سایت کسب و تولید لید کند؛ در حالی که برای شرکت حقوقی صدمات شخصی، یک چنین سایتی می‌تواند تمایزها را در سطحی جهانی نشان دهد.
  • گستره‌ی جغرافیایی کسب و کار شما. یک سایت ایجاد اعتبار حس مشترکی را برای یک گالری هنری بوجود می‌آورد. اما فرض کنید گالری به دنبال بازاریابی محلی، ملی یا بین المللی باشد. حالا، هم تجارت الکترونیک و هم کسب و تولید لید (سرنخ تجاری) می‌توانند مد نظر باشند، و روی هم رفته این طرح کسب و کار تجاری است که می‌تواند سمت و سوی تصمیم‌گیری را برای قابلیت‌هایی که باید برای سایت بوجود آورد مشخص کند و البته بودجه بازاریابی که بیشتر تعیین کننده است.
  • حمایت از ساختار کسب وکار. متاسفانه، سایت‌هایی که در زمینه کسب و تولید لید (سرنخ تجاری) هم خوب عمل کرده‌اند گاهی شکست می‌خورند زیرا شرکت فاقد یک دپارتمان فروش توانا برای دنبال کردن سرنخ‌ها و نزدیکی به آن‌ها است. سایت‌های تجارت الکترونیک زمانی که منابع فناوری اطلاعات شرکت با فشار تقاضا مواجه می‌شوند به مرز انفجار می‌رسند، یا زمانی که زیر ساخت‌های در نظر گرفته شده برای آن‌ها با حجم اضافی درخواست روبرو شده است. استراتژی وب‌سایت همواره باید در بافت کلی توانایی‌های کسب و کار شما در نظر گرفته شود.

هر نوع سایت مجموعه‌ای از ویژگی‌های خاص خودش را دارد. از همین رو است که ترکیب یا  مطابقت‌ها سخت می‌شوند. برای مثال، به چند آیتم که احتمالا می‌توانند باعث از هم پاشیدگی یک سایت که با هدف کسب اعتبار راه اندازی شده است بشود اشاره می‌کنیم:

  • دامنه‌ی دید کم یا خام دستی موقعیت‌ها بر روی صفحه
  • یک تجربه کاربری ضعیف به لحاظ فهم پیشنهاد و تکمیل داد و ستد
  • اثر گیج‌کننده بر بازدید کنندگان در خصوص هدف سایت و ماهیت کسب و کار شرکت

به طور خلاصه، ترکیب و مطابقت هدف‌ها بیشتر باعث آسیب‌پذیری می‌شوند تا نتیجه‌ی خوب. همان‌طوری که در بسیاری از فعالیت‌های کسب و کار، استراتژی‌های کسب و کار اینترنت نمی‌تواند دستکاری یا اجرای اتفاقی داشته باشند. سایت‌های موفق نیز بر مبنای یک هدف واحد ساخته و ارائه شده‌اند.

خوشامد گویی به “اقتصاد اشتراکی” در داستان یک کسب و کار آن‌لاین

نوشته‌شده در توسط .

Airbnb (600 x 337)

توماس فریدمن مدتی پیش مقاله‌ای در نیویورک تایمز نوشت با عنوان “خوشامد گویی به اقتصاد اشتراکی” که داستان جالبی از شکل‌گیری یک ایده و سرانجام موفقیت آمیز آن داشت، خلاصه ای از مقاله‌ی او را در این‌جا نقل می‌کنم:

پدر و مادر Chesky بعد از فارق التحصیلیش از مدرسه‌ی طراحی رود آیلند یک آرزو بیشتر برایش نداشتند – که بتواند شغلی با بیمه درمانی داشته باشد. او هم مدتی در شرکت‌های طراحی لس‌آنجلس بدنبال چنین شغلی گشت، اما بالاخره حوصله‌اش سر رفت و راهی سانفرانسیسکو شد، جایی که با شریک و رفیقش Joe Gebbia برخورد کرد، کسی که پیشنهاد داد که Chesky در اجاره خانه با او شریک شود. اما یک مسئله وجود داشت، سهم او از این این اشتراک ۱۱۵۰ دلار بود در حالی که موجودی بانک  Chesky هزار دلار بیشتر نبود و کاری هم نداشت. اما خیلی زود آن‌ها برای حل این مشکل  به یک ایده رسیدند. در اکتبر ۲۰۰۷  یعنی همان هفته‌ای که Chesky به سانفرانسیسکو رفته بود شهر میزبان جامعه‌ی طراحان صنعتی آمریکا بود، و همه‌ی اتاق‌های هتل‌ها در وب‌سایت کنفرانس پر شده بودند. بنابراین Chesky  و Gebbia به این تصمیم رسیدند که چرا خانه را تبدیل به یک محل خواب و صبحانه برای حاضران در کنفرانس نکنند؟

در این راه آن‌ها یک مشکل اساسی داشتند و آن هم نداشتن تخت بود، اما Gebbia به یاد سه تشک بادی‌اش افتاد – تشک‌ها باد شدند تا این مشکل هم حل شود، و خودشان را “تخت بادی و صبحانه” نامیدند. سه نفر به آن‌ها مراجعه کردند و برای هر شب ۸۰ دلار پرداختند. Chesky  و Gebbia برای‌شان صبحانه آماده کردند و راهنمای محلی هم شدند. از این طریق آن‌ها به اندازه کافی پول برای اجاره‌ی خانه بدست آوردند. اما از آن مهم‌تر، بذر ایده‌ی بزرگ‌تری بود که جرقه زد و آن‌ها را صاحب یک شرکت چند میلیون دلاری کرد و یک راه کاملا جدید بوجود آورد  که از طریق آن هر کس در هر جایی می‌توانست یک اتاق به صرفه را در خانه‌اش برای دریافت پول به اجاره بگذارد. آن‌ها شرکت‌شان را Airbnb نامیدند، که خیلی سریع رشد کرد و بزرگ شد، آنقدر که حالا برابر با هتل‌های بزرگ زنجیره‌ای است.

در نگاه اول این‌طور به نظر می‌رسید که با ایده‌ای زیرکانه روبرو هستیم که شاید کشش کمی در نزد مسافران ایجاد کند. به این معنی که، واقعا چند نفر مثلا در پاریس حاضر بودند اتاق‌شان را به چند فرد کاملا غریبه که از طریق اینترنت به سراغ‌شان می‌آمدند اجاره دهند؟ و اصلا چند غریبه پیدا می‌شدند که بخواهند چنین اتاق‌هایی را کرایه کنند؟ اما این تصور اشتباه بود. در ۲ جولای Chesky به فریدمن می‌گوید که امشب ۱۴۰۰۰۰  نفر در سراسر جهان در اتاق‌های Airbnb هستند. هتل‌های هیلتون حدود ۶۰۰۰۰۰۰ اتاق دارند. ما در نقطه اوج تابستان به ۲۰۰۰۰۰ نفر در هر شب خواهیم رسید. آن‌ها ۲۳۰۰۰ اتاق و خانه فهرست شده فقط در شهر نیویورک دارند، و ۲۴۰۰۰ در پاریس. آن‌ها در سراسر جهان، ۳۴۰۰۰ هزار شهر و ۱۹۲ کشور را فهرست کرده‌اند.

در حالی که کسب و کار آن‌ها یک نوع آژانس کرایه در مقیاس بزرگ‌تر به نظر می‌رسد، این‌جا مسئله‌ی قابل توجه‌تری در حال اتفاق افتادن است. Airbnb تنها یک نوآوری آن‌لاین برای اجاره نیست، بلکه مسئله‌ی اصلی “اعتماد” است. آن‌ها چارچوبی برای اعتماد ایجاد کرده‌اند که ده‌ها هزار نفر از مردم را برای اجاره‌ی اتاق‌های‌شان با خیال راحت به غریبه‌ها قانع کرده است.

اما روش کار، فرض کنید قصد دارید یک خیمه را در مغولستان اجاره کنید. به وب‌سایت Airbnb رفته و برای آن ثبت نام می‌کنید و پول را با کردیت کارت می‌پردازید. آن‌ها ۶ تا ۱۲ درصد از مهمان و ۳ درصد از میزبان برای خودشان برمی‌دارند. پول میزبان بعد از شب اول پرداخت می‌شود. از طریق Airbnb، مهمان و میزبان می‌توانند مدارکی مثل گواهی‌نامه رانندگی یا پاسپورت و آدرس‌های ایمیل، شماره تلفن و پروفایل فیس‌بوک یکدیگر را مورد بررسی و تایید قرار دهند، تا هیچکس ناشناس باقی نماند. در نهایت کلید‌ها رد و بدل می‌شوند.

بعد از این‌که مهمان و میزبان یکدیگر را به صورت آن‌لاین شناختند، انگیزه‌های مختلفی برای ارائه‌ی یک تجربه‌ی خوب وجود دارد، زیرا شما برای ادامه‌ی این راه (چه به عنوان مهمان چه به عنوان میزبان) به ریویوهای خوب و دوری از شهرت بد نیازمندید. Airbnb همچنین به طور خودکار یک میلیون دلار بیمه در مورد خسارت یا دزدی برای تقریبا همه‌ی میزبان‌ها فراهم کرده که البته به ندرت ادعایی داشته است. این چارچوب برای اعتماد باعث شده تا  قفل اتاق‌های زیادی که بدون استفاده بوده‌اند بر روی افراد دیگر باز شوند. Chesky می‌گوید در ۱۲ ماه گذشته فقط در پاریس آن‌ها ۲۴۰ میلیون دلار از فعالیت اقتصادی‌شان درآمد داشته‌اند.

فریدمن در مقاله‌اش جمله‌ای از Chesky نقل می‌کند به این مضمون که در حال حاضر ۸۰ میلیون مته‌ در آمریکا وجود دارد که به طور متوسط ۱۳ دقیقه کار کرده‌اند، سپس Chesky می‌پرسد که آیا واقعا لازم است که همه‌ مته‌ی خودشان را داشته باشند؟ جمله‌ و نوشته‌ای که بعدا مورد نقد نویسندگانی قرار گرفت که معتقد بودند انگار فریدمن فراموش کرده‌ است که چرخ‌های اقتصاد آمریکا بر اساس مصرف‌گرایی می‌چرخند.

آیا اینترنت ما را تغییر می‌دهد یا فقط آنچه هستیم را آشکار می‌کند؟

نوشته‌شده در توسط .

digital-detox-camp-grounded

وارد شدن به روابط بیشتر، انگار ما را به قطع رابطه‌ها حریص‌تر می‌کند. ابزارها و سرویس‌های بیشتری که استفاده می‌کنیم، رویاهای بیشتری درباره‌ی این‌که آن‌ها چطور می‌توانند زندگی ما را بهتر کنند بوجود می‌آورند – یا آرزوهایی مثل این: که ای کاش فقط می‌توانستیم همه‌ی آن‌ها را از زندگی خودمان بیرون کنیم و به یک جهان ساده‌تر و کم ارتباط‌‌‌‌تر برگردیم.

با همین ایده‌ها‌ست که گروهی به نام Digital Detox فضایی مثل کمپ Grounded در جنوب کالیفرنیا را پیشنهاد می‌کند. جایی که در آن خبری از کامپیوتر و تلفن نیست، بدون اینترنت، و بدون حتی استفاده از ساعت یا نام‌های واقعی.

Alexis Madrigal در یادداشت اخیرش برای آتلانتیک می‌نویسد که پیدایش این نوع رویدادها نتیجه نگرانی‌های مشخصی درباره‌ی زندگی مدرن است – با این احساس که تکنولوژی در همه‌ی ناراحتی‌های رو به افزایش مقصر است، برای آن‌چه  فقدان روابط “واقعی” قابل اعتماد ذکر می‌کنیم، برای ناتوانی ما در ارتباط با دیگران به جز از طریق وسایل الکترونیکی. همین‌ها تمایلی را در افرادی دامن می‌زند تا به ما از اهمیت شکستن این مرزها بگویند. او به یک جریان منظم در مجلات اشاره دارد، که از قابل اعتماد و معتبر بودن جهان آفلاین حرف می‌زنند و دنیای آنلاین را به مثابه یک حفره، یک اشتباه و غیر واقعی معرفی می‌کنند. از نظر Madrigal این یک تمایز کاذب و آن‌طور که ناتان یورگنسن می‌نامد یک دوآلیسم دیجیتال است، اما آن را واکنشی به در دسترس قرار گرفتن و همه‌جایی شدن تکنولوژی می‌داند. در واقع آن‌چه زمانی یک راه هیجان‌انگیز برای ارتباط و دوستی محسوب می‌شد حالا کم کم دارد احساس بیش از حد مهندسی شده بودن را القا می‌کند.

بازگرداندن زندگی به مدینه فاضله

پیشنهاد‌هایی مانند کمپ Grounded که در آن همه‌ی موانع تکنولوژیکی برداشته شده‌اند، تا در وضعیتی طبیعی “حقیقت”‌مان خودش را بر ما آشکار‌کند و فرصتی شود برای ارتباط صمیمی‌تر با دیگران – Madrigal را به یاد جنبش محبوب “بازگشت به طبیعت” در دهه‌ی ۱۹۶۰ می‌اندازد (جنبشی که البته برای خیلی از آن‌هایی که درگیرش شدند چندان خوش‌یمن نبود).

در رویای پیشنهادی – این دوری از مظاهر زندگی مدرن – برای رسیدن به جایی است که انسان به طور طبیعی در روابط صمیمی‌تر با دیگران باشد، در این چشم انداز گفته می‌شود – اگر به خاطر همه‌ی این چیزهای لعنتی نبود (مثل ساعت) ما کنار یکدیگر می‌نشستیم و بخش‌هایی از وجودمان را با یکدیگر قسمت می‌کردیم که از آن شرمنده‌ایم، دیگران را در کوشش‌های معنادارشان حمایت می‌کردیم، و ذهن‌مان فقط درگیر مسائل با ارزش می‌شد.

همه‌ی این‌ها از نظر Mathew Ingram یادآور یک پروژه مشابه دیگر است که نویسنده‌ی تکنولوژی پائول میلر وقتی تصمیم گرفت برای یک سال از اینترنت استفاده نکند آن را تجربه کرد. از نظر نویسنده Verge این کار کوششی بود برای او تا پریشانی‌های زندگی مدرن را پاک کند و زمان کافی برای انجام همه‌ی کارهایی پیدا کند که در غیر این صورت نمی‌توانست انجام دهد.

اینترنت منبع مشکلات نیست

متاسفانه برای میلر این پروژه یک تجربه‌ی شکست خورده شد: در پایان یک سال او در یادداشتی نوشت، که به جای این‌که همه‌ی وقت آزادی را که بدست آوردم صرف خواندن کتاب‌های کلاسیک ادبی یا روابط عمیق و وقت‌گذرانی با کیفیت با دوستان و آشنایان کنم، فقط به انواع قدیمی‌تر هدر دادن زمان برگشتم – تماشای تلوزیون، ویدیو گیم و مانند آن…

آن‌چه  میلر به آن پی برد مسئله‌ای است که شاید خیلی از ما در سطح عمیق‌تر به آن پی برده باشیم: یعنی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و وب منبع شکلی مشکلات ما در روابط “واقعی” یا استفاده بهتر از زمان نیستند– در واقع مهمترین نقصی که ما را از انجام این کارها باز می‌دارد اصلا خارجی نیست. در این معنا، جهان آن‌لاین غیر واقعی‌تر یا غیر قابل اعتماد‌تر از جهان آفلاین نیست.

پس آیا خوب است که ما هر چند وقت یک‌بار جهان آنلاین را ترک کنیم؟ البته. در این هیچ بحثی نیست که سرعت زندگی مدرن در دهه‌ی گذشته شتاب بیشتری گرفته است. با بسیاری از منابع فعالیت‌هایی که ما احساس می‌کنیم مجبور به مشارکت در آن هستیم، یا بخاطر دوستان و آشنایان یا بخاطر شغل‌مان که به آن نیازمند است. اما باید به یاد داشته باشیم که قطع ارتباط از همه‌ی این چیزها ما را به طور جادویی تبدیل به شخص دیگر یا بهتری نخواهد کرد – همه‌ی آن‌چه ما انجام می‌دهیم در واقع آن چیزی را که ما هستیم آشکار می‌کند.

کدام روزنامه‌نگاری لانس آرمسترانگ را رسوا کرد؟

نوشته‌شده در توسط .

شاید خیلی‌ها اخبار مربوط به دوچرخه سواری حرفه‌ای را دنبال نکنند، اما احتمالا آن‌ها هم اسم لانس آرمسترانگ را شنیده‌اند. آرمسترانگ هفت بار قهرمان مسابقات تور دو فرانس شده بود. اما هر چه شما بالاتر رفته باشید سقوط‌‌تان هم پرهیاهوتر است. آرمسترانگ هم سقوط کرد، بدون این‌که  عدد هفت هم کمکی به بخت و اقبال افول کرده‌اش بکند. زندگی دوباره برای او به یک نقطه‌ی پایان رسید وقتی مدتی پیش بالاخره ثابت شد ‌که عملکرد حماسی‌اش در مسابقات، نه با قدرت طبیعی، بلکه با استفاده از داروهای ممنوعه بدست آمده – و در نتیجه همه‌ی عناوین قهرمانی خود را از دست داد.

اما سقوط این قهرمان افسانه‌ای فقط دنیای ورزش و قهرمانان حرفه‌ای را تکان نداد بلکه باعث مطرح شدن پرسش‌هایی جدی درباره‌ی روزنامه‌نگاری هم بود: آیا این یک گزارش تحقیقی از یک مجله‌ی ورزشی سطح بالا مربوط به جریان اصلی روزنامه‌نگاری بود که در نهایت باعث رسوایی این سوپر قهرمان شد؟ در واقع باید گفت متاسفانه جواب این سوال یک “نه” بزرگ است. دیوید کاتر در نیویرک تایمز اشاره می‌کند که این موفقیت در واقع حاصل کار روزنامه‌نگاری آماتور، یا روزنامه‌نگاری شهروندی است. توییتر و وبلاگ‌های کوچک و کم‌تر شناخته شده‌ پلت‌فرم‌هایی بودند که بیشترین سهم و نقش را در روشن کردن این ماجرا داشتند.

موضوع ابعاد جالب مختلفی داشت از جمله این‌که برخی از رسانه‌ها که به طور اختصاصی به پوشش مسابقات دوچرخه سواری می‌پردازند تازه بعد از تصمیم مقامات مسابقات دوچرخه سواری به پس گرفتن عناوین قهرمانی آرمسترانگ و محروم شدن مادام العمر او به فکرشان رسید اعتراف کنند که از سال‌ها پیش نسبت به عملکردش در مسابقات مشکوک بوده‌اند، و چون دلیلی برای اثبات آن نداشته‌اند بالطبع مطلبی هم ننوشته‌اند، به همین سادگی. اما جنجال‌های بعد از رسوایی نشان می‌دهند که احتمالا دانسته‌های روزنامه‌نگاران در این مورد بیشتر از حدس و گمان و فرضیه‌ها بوده و برای سکوت‌ آن‌ها باید به دنبال دلایل و سرنخ‌های دیگری رفت. بیشتر بخوانید

ارزش دارایی‌های مجانی اینترنت چقدر است؟

نوشته‌شده در توسط .

بر مبنای تحقیق Erik Brynjolfsson از مرکز کسب و کار دیجیتال MIT که آن را هفته گذشته در کنفرانس Techonomy 2012 ارائه کرد؛ اندازه‌گیری رشد تولید ناخالص داخلی به طور قابل ملاحظه‌ای به خاطر کوتاهی در اندازه‌گیری ارزش کالاهای آن‌لاین مانند ویکی‌پدیا، یوتیوب، موتورهای جستجو… و وبلاگ‌ها نادرست است.

تولید ناخالص داخلی در برگیرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک دوران معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید می‌شود. در این تعریف منظور از کالاها و خدمات نهایی، کالا و خدماتی است که در انتهای زنجیر تولید قرار گرفته‌اند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمی‌شوند. Erik Brynjolfsson می‌گوید که در روش اندازه‌گیری کنونی ارزش خدمات رایگان نادیده گرفته شده و سهم اقتصادی آن‌ها صفر در نظر گرفته می‌شود. برای مثال او اشاره می‌کند که مصرف‌کنندگان امروزی نسبت به قبل موسیقی‌های بیشتری در دسترس‌شان قرار دارد، اما در تولید ناخالص داخلی فقط به آمار صنعت موسیقی اکتفا می‌شود.

پژوهش‌گران این تحقیق ادعا می‌کنند که در بیش از ده سال گذشته  به طور میانگین سود اجتماعی این ارزش نادیده گرفته شده باید بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار یا در حدود ۱۴۰۰ دلار برای هر فرد باشد. ارزشی که حدس زده می‌شود برابر با یک چهارم همه‌ی رشد بهره‌وری اقتصادی و نزدیک به نیمی از همه‌ی رشد بهره‌وری است.

Brynjolfsson می‌گوید از همین مدل برای بررسی تلوزیون هم استفاده کرده و یافته‌هایش ارزش بیشتری را برای مصرف‌کنندگان آن نشان می‌دهد. افراد ۳۰ ساعت در ماه را صرف اینترنت می‌کنند، در حالی که این میزان برای تلوزیون ۳۰ ساعت در هفته است.

در نهایت و بر مبنای این تحقیق ارزش کالاهای مجانی اینترنت در سال ۲۰۱۱ حدود ۳۰۰ میلیارد دلار بوده، و بر این میزان حدود ۴۰ میلیارد دلار هر سال افزوده خواهد شد –  در حالی که بر تعداد کاربران و همچنین بر میزان ساعات مصرف افزوده می‌شود مقدار این ارزش نیز بیشتر خواهد شد.

  • منابع: + +

روان‌شناسی اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین

نوشته‌شده در توسط .

تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی در سراسر جهان رو به افزایش است، و بزرگ‌ترین این شبکه‌ها یعنی فیس‌بوک به تازگی مرز یک میلیارد عضو را پشت سر گذاشت. از این رو مسئله شناخت الگوهای رفتاری کاربران این شبکه‌ها با توجه به دامنه‌ی نفوذ روز افزون و تاثیر‌گذاری‌شان اکنون به یکی از موضوعات جذاب تحقیقی بدل شده‌اند. تحقیقی که توسط نیویورک تایمز به تازگی انجام شد یکی از همین موارد است. این مطالعه یک پژوهش آن‌لاین بود که ۲۵۰۰ اشتراک گذارنده مطالب در شبکه‌های اجتماعی را در بر می‌گرفت و البته محدود به خوانندگان نیویورک تایمز هم نمی‌شد. یافته‌های این تحقیق پنج انگیزه اصلی برای این‌که چرا اطلاعات به اشتراک گذاشته می‌شوند و یک دسته‌بندی شخصیتی از افراد به اشتراک گذارنده را نشان داده و معرفی می‌کند:

پنج انگیزه اصلی در به اشتراک‌گذاری اطلاعات

۱- نوع‌دوستی: ما با اشتراگ‌گذاری باعث تقسیم محتوای با ارزش و سرگرم‌کننده با دیگران می‌شویم. پس به آن‌چه دوستانمان می‌خواهند بدانند فکر می‌کنیم، و سعی داریم به آن‌ها کمک کنیم.

۲- تعریف خود: ما از طریق اشتراک‌گذاری خودمان را برای دیگران تعریف می‌کنیم، به تعبیر بهتر شاید ” شما همان هستید که به اشتراک می‌گذارید”. مردم آگاهانه شخصیت آن‌لاین‌شان را از طریق اشتراک‌گذاری شکل می‌دهند.

۳- همدلی: اشتراک گذاری ما باعث تقویت و تحکیم روابط‌مان با دیگران است. اشتراک گذاری به دیگران نشان می‌دهد که ما به آن‌ها فکر کرده و توجه داریم.

۴- ارتباط: ما از طریق اشتراک‌گذاری به دنبال به دست آوردن اعتبار و بازخورد هستیم، تا به عنوان یک اشتراک‌گذار خوب معرفی شده و در نظر دیگران با ارزش باشیم.

۵- مبلغ: ما بدون قصد حرف یا برندی را تبلیغ نکرده و به اشتراک نمی‌گذاریم، مگر این‌که به آن باور داشته باشیم.

موضوع مشترک در اشتراک‌گذاری محتوا مسئله روابط است. آن‌چه ما را به سمت اشتراک‌گذاری سوق می‌دهد تمایل به شکل دادن و نگه داشتن روابط با دیگران است که به طور خلاصه می‌شود گفت ” کوشش اشتراک‌گذاری درباره‌ی ایجاد محتوا برای پذیرایی و ارتباط با یک فرد دیگر است”.

این مطالعه‌ی پژوهشی از این انگیزه‌ها و دیگر نتایج، به دسته‌بندی شش نوع شخصیت اشترا‌ک‌گذار می‌رسد. این‌ها البته به طور متقابل اختصاصی نیستند و تعدادی از افراد ممکن است در دسته‌های مختلف قرار بگیرند:

شش نوع شخصیت اشتراک‌گذار

۱- یک نوعدوستی که گرایش به زنانگی‌ دارد: می‌خواهد به دیگران کمک کند و به گسترش گفتار با مقاصد نیک می‌پردازد. انگیزه‌اش البته نوعدوستی‌، ارتباط و تبلیغ است. آن‌ها معمولا برای اشتراک‌گذاری از ایمیل و فیس‌بوک استفاده می‌کنند.

۲- دنبال کننده‌های شغلی که حرفه‌ای‌هایی با شبکه‌های قوی هستند: آن‌ها مطالب جدی به اشتراک می‌گذارند، محتواهایی کاربردی که باعث شهرت برای کارشان می‌شود. انگیزه‌‌شان تعریف خود و ارتباط است. بیشتر از ایمیل و شبکه‌ی اجتماعی لینکدین استفاده می‌کنند.

۳- Hipster ها (جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله‌ که سعی می‌کنند مستفل باشند) با گرایش به جوانی و مردانگی: آن‌ها دوست دارند یک گفتگو را شروع کنند و می‌خواهند خودشان را از طریق اشتراک‌گذاری نشان دهند. بیشتر از توییتر و فیس‌بوک استفاده می‌کنند.

۴- بومرنگی‌ها به دنبال واکنش هستند: دوست دارند استارت یک بحث را بزنند و باعث مقدار زیادی کامنت و اظهار نظر مثبت یا منفی بشوند. نیروی محرکه‌‌شان ارتباط است. آن‌ها از پلتفرم‌های مختلف مثل فیس‌بوک، توییتر، ایمیل یا وبلاگ برای اشتراک‌گذاری استفاده می‌کنند.

۵- ارتباط‌گرانی که بیشتر زن هستند: و از طریق اشتراک‌گذاری می‌خواهند پیوند نزدیکی با دوستان‌شان داشته باشند. انگیزه‌‌های آن‌ها بیشتر شامل همدلی و ارتباط می‌شود و گرایش اشتراک‌گذاری‌شان بیشتر متمایل به ایمیل و فیس‌بوک است.

۶- برگزیدگانی که مسن‌تر و سنتی‌تر هستند: آن‌ها اطلاعات کمی که دارای ارزش خاصی‌ست را با افرادی مشخص به اشتراک می‌گذارند. گرایش انگیزه‌ای آن‌ها بیشتر نوعدوستی و ارتباط است، و استفاده از ایمیل را ترجیح می‌دهند.

کدام کشورها موثرتر از اینترنت استفاده می‌کنند؟

نوشته‌شده در توسط .

استفاده موثر از اینترنت به بهبود زندگی مردم کمک می‌کند، و در این زمینه سوئد پیشتاز است. بر پایه‌ی یک تحقیق جهانی که توسط تیم برنرز- لی مخترع وب ارائه شده، سوئد بالاتر از آمریکا و بریتانیا دیده می‌شود.

در تحقیق بنیاد برنزلی وب ایندکس تاثیرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اینترنت در ۶۱ کشور مطالعه شده‌اند. معیارهای این پژوهش طیفی از فقیرترین افراد آن‌لاین تا دسترسی داشتن به مفیدترین محتوا را در بر داشته است.

برنرز- لی در تشریح این تحقیق می‌گوید:

  • این پژوهش نیاز به داده‌های یکنواخت و عام در دسترس را کامل کرده و اجازه مقایسه بین کشورها و نواحی تعیین شده برای اصلاح را می‌دهد.
  • در یک سطح زیربنایی، (پرسیدیم) آیا مردم واقعا به اینترنت متصل هستند؟ آیا آن‌ها وسیله‌ای مثل تلفن دارند که از طریق آن به وب دسترسی داشته باشند؟
  • در سطح میانی، محتوا قرار دارد. در صدر، مسئله این است که آیا اینترنت در زندگی مردم تاثیر گذار هست؟ آیا آن‌ها می‌توانند از طریق اینترنت یک شغل پیدا کنند؟ آیا شما از آن برای سلامتی‌ و تحصیل استفاده می‌کنید؟ آیا اینترنت در شیوه‌ای که کشور اداره می‌شود تاثیری دارد؟
  • دسترسی به اینترنت هنوز در بخش‌هایی از جهان موضوعی لوکس به حساب می‌آید. در واقع تنها یک نفر از سه نفر در سطح جهان از آن استفاده می‌کنند و فقط یک نفر از ۶ نفر در آفریقا به آن دسترسی دارند.
  • هزینه‌ی زیاد متصل شدن به اینترنت میلیاردها انسان را از دسترسی به حق دانستن و مشارکت بازداشته است. این هزینه باید به طور قابل ملاحظه‌ای کم شود.
  • هفت کشور از ۱۰ کشوری که در پایین‌ترین رده قرار گرفته‌اند آفریقایی هستند، که بازتاب دهنده‌ی سطح نفوذ اندک است. زیمبابوه کشور یکی مانده به آخر و پایین‌تر از بورکینافسو قرار دارد.
  • آخرین رده متعلق به کشور یمن است که زیرساخت‌های بنیادی ضعیف، به همراه سانسور و تاثیر پایین اینترنت در کسب و کار، اقتصاد، سلامتی، آموزش و فعالیت اجتماعی آن را در این جایگاه قرار داده است.
  • تقریبا ۳۰ درصد کشورهای فهرست با میانه روی دولت‌ها در سختگیری برای محدود کردن دسترسی به وب‌سایت‌ها روبرو هستند، در حالی که نیمی از آن‌ها با افزایش تهدید آزادی بیان مواجه‌اند.

از نظر برنرز- لی وب یک گفتگوی جهانی‌ست. افزایش مانع برای گفتگوی آزادانه چه به صورت آن‌لاین باشد و چه آف‌لاین، احتمالا به تنهایی بزرگترین چالش پیش روی وب در آینده به حساب می‌آید.

پنج کشور بالای فهرست استفاده‌ی موثر از اینترنت:

۱- سوئد
۲- آمریکا
۳- بریتانیا
۴- کانادا
۵- فنلاند

فهرست پنج کشور آخر:

۵۷- اتیوپی
۵۸- بنین
۵۹- بورکینافاسو
۶۰- زیمبابوه
۶۱- یمن

پیام در وبلاگ

نوشته‌شده در توسط .

 پیام را می‌شود خیلی علمی تعریف کرد یا به زبان ساده نوشت منظور از آن هر چیزی است که بین فرستنده و گیرنده رد و بدل می‌شود.

گاهی فاصله بین فرستنده و گیرنده طولانی‌ست، مثل این پیام کاپیتان C.H Hunter Brown که در سال ۱۹۱۴ در یک بطری به دریا انداخته شد و برای سال‌های سال‌ در آب‌ها سرگردان بود، تا همین چند روز پیش که یک ماهیگیر استکاتلندی آن را پیدا کرد.

اینترنت هم بی شباهت به اقیانوس نیست. وبلاگ‌ها چطور، آیا آن‌ها را می‌شود با این بطری‌های به آب انداخته شده مقایسه کرد، و پرسید در داستان کاپیتان Brown کدام نقش مهم‌تر است، پیام کاپیتان، بطری که برای ۹۸ سال از پیام محافظت کرد، یا ماهیگیری که پیام را از دریا گرفت؟

الگوی پیام در بطری همواره به شانس و اقبال ربط دارد. این یکی از مهمترین تفاوت‌های ارتباطات دیروز و امروز است. دنیای پیام‌های دیروز، جهان پیام‌هایی بود که در آن هر کسی می‌توانست مخاطب باشد. اما در اقیانوس اطلاعاتی امروز که در کمتر از یک ثانیه میلیون‌ها پیام تولید می‌شود، اگر فرستنده بخواهد به بخت و اقبال برای رسیدن پیامش به مقصد امید داشته باشد – باید گفت نتیجه‌اش احتمالا جز ناامیدی نخواهد بود.

بنابراین اگر می‌بینیم که در سال‌های اخیر گرایش به وبلاگ نویسی تخصصی بیشتر می‌شود، در واقع این نتیجه‌ی طبیعی فضایی‌ست که در آن آدم‌ها سعی می‌کنند تا در میان انبوه بی پایان پیام‌ها به یک نقشه‌ی راه برسند. نقشه‌ای که مانع از گم شدن خودشان و خواننده‌ها بشود.

رضایت کاربران: گوگل پلاس بالاتر از فیس‌بوک

نوشته‌شده در توسط .

در یک سال گذشته انتقادهای متعددی متوجه گوگل و سرویس اجتماعی آن گوگل پلاس بوده و هست. از جمله‌ی این انتقاد‌ها که همچنان در مورد آن بحث می‌شود – به معنای تعریف کاربر فعال برای گوگل پلاس بر می‌گردد، که به نظر می‌رسد گوگل همچنان تمایل چندانی برای شفاف کردن آن ندارد. با این وجود حالا آن‌ها حداقل در یک مورد مشخص – یعنی رضایت کاربران – آمار بهتری نسبت به رقیب اصلی‌شان فیس‌بوک بدست آورده‌اند.

بر اساس فهرست رضایت مصرف‌کنندگان آمریکا (ACSI) گوگل پلاس در نخستین سال فعالیتش در صدر فهرست شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته و با ۷۸ امتیاز در کنار ویکی‌پدیا قرار دارد.

این گزارش شرکت‌ها را در فهرستی ۱۰۰ امتیازی رتبه‌بندی می‌کند، که در آن به فیس‌بوک ۶۱ امتیاز داده شده، نمره‌ی پایینی که  بخشی از آن می‌تواند نتیجه‌ی انتقاداتی باشد که راه اندازی تایم‌لاین فیس‌بوک در سال گذشته به همراه داشت. فیس بوک در سال قبل ۶۶ و در سال ۲۰۱۰ امتیاز آن‌ها ۶۴ بود. پس این پایین‌ترین رتبه‌ای است که آن‌ها در این گزارش سالانه تاکنون کسب کرده‌اند، و از این نظر در بین ۵ شرکتی بوده‌اند که پایین‌ترین امتیاز را در بین ۲۳۰ کمپانی مورد سنجش قرار گرفته‌ی (ACSI) داشته‌ است.

به هر حال امتیاز بالای گوگل پلاس در اولین سال فعالیتش تعجب‌برانگیز است. هر چند آن‌ها علی‌رغم این‌که بیشتر از یک سال از فعالیت‌شان نمی‌گذرد طراحی قابل‌قبولی دارند، اپلیکیشن‌ها می‌توانند مثال خوبی باشند از این‌که آن‌ها تا چه اندازه در موبایل خوب عمل کرده‌ و در مسیر درست قرار گرفته‌اند. هر چند شک و تردیدها درباره‌ی میزان فعالیت پاسخگویان تحقیق و این‌‌که آن‌ها واقعا به چه میزان از گوگل پلاس استفاده می‌کنند – پرسش‌هایی هستند که همچنان می‌شود مطرح کرد.

برای امتیاز پایین فیس‌بوک در این رتبه‌بندی هم البته می شود دلایلی را ذکر کرد. از جمله این‌که تعداد کاربران آن بیشتر است و به طور طبیعی هم راضی کردن تعداد بیشتری از افراد کار سخت‌تری‌ست و می‌‌شود انتظار داشت تعداد کاربرانی هم که با آن مشکل پیدا می‌کنند بیشتر خواهد بود. از طرف دیگر هر بار فیس‌بوک یک تغییر اساسی را بوجود می‌آورد، با موج بزرگی از نارضایتی روبرو می‌شود که معمولا هم پس از مدتی کوتاه مثلا چند ماه فراموش می‌شود و کم و بیش همه با آن سازگار می‌شوند. هر چند در این مورد ممکن است تاثیرش را بر روی این گزارش سالانه گذاشته باشد.

درباره وضعیت دیگر شبکه‌های اجتماعی در این گزارش هم باید بگوییم که  توییتر ۶۴ امتیاز دارد، لینکدین ۶۳ امتیاز، و این در حالی است که پینترست که مدت زیادی از راه‌ اندازی آن نمی‌گذرد شرایط بهتری داشته و ۶۹ امتیاز بدست آورده است. البته مانند گوگل پلاس که یک تازه وارد به این فهرست محسوب می‌شود، توییتر، لینکدین و پینترست هم از جمله‌ی تازه واردها به این رده‌بندی هستند.

گزارش سالانه رضایت مصرف کنندگان آمریکا (ACSI) تلفیق ۷۰۰۰۰ مصاحبه با ترکیبی از داده‌‌هاست -برای سنجس میزان رضایت مصرف‌کنندگان، که ۴۷ صنعت و ۱۰ بخش اقتصادی را شامل می‌شود.

سه مشکل بزرگ اینترنت از نگاه اریک اشمیت

نوشته‌شده در توسط .

اریک اشمیت مدیر عامل سابق و رئیس هیات مدیره گوگل در یک سخنرانی کوتاه سعی می‌کند تصور از اینترنت به عنوان یک آرمان‌شهر را مورد پرسش قرار دهد، و به سه مورد خاص که از نظر او مشکلات پیش روی اینترنت هستند به طور مشخص اشاره می‌کند:

۱- هکرها و جنایت‌کاران سایبر، اشمیت می‌گوید که ایده‌ی اینترنت به خودی خود شامل افکار بزهکارانه و جنایت نیست و در زمان تولد آن هم کسی فکر نمی‌کرد که روزی محل ظهور چنین افکار و اعمالی باشد. از نظر او این مسئله اکنون تبدیل به یک آسیب‌پذیری ذاتی در اینترنت شده که از چالش‌های مهم حداقل یک دهه‌ی آینده هم خواهد بود، و راه مقابله با آن با ارتقا همه چیز به تکنولوژی‌های جدید برای دفاع از اینترنت در مقابل کسانی که خواهان نابودی آن هستند میسر است. مسئله‌ای که به ما یادآوری می‌کند صنعت امنیت سایبری بخش با اهمیتی است که همچنان به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.

۲- نبودن دکمه حذف در اینترنت، مسئله بعدی که اشمیت به آن می‌پردازد دشواری تعیین یک سیاست کلی است که بتواند تعادلی بین حق عمومی برای دانستن و آگاهی و حفظ حریم خصوصی افراد بر قرار کند. رئیس هیات مدیره گوگل معتقد است که در این مورد قوانین همواره راه‌گشا نیستند، و به مواردی اشاره می‌کند که مثلا فردی در جوانی مورد تهمت یا افترایی قرار می‌گیرد و متاسفانه در ادامه‌ی زندگی نیز مرتب بر اساس ارجاع به همان‌ها قضاوت می‌شود. او می‌گوید امیداوار است که نظام رتبه‌بندی و موارد مشابهی که با آن ترکیب می‌شوند در آینده این امکان را فراهم کنند که حقیقت و دروغ از یکدیگر قابل تشخیص باشند، و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا روزی خواهد رسید که نظام رتبه‌بندی صفحات بر این مبنا به الگوریتم جستجوی گوگل اضافه شود؟

۳- سانسور، سومین مسئله و دشواری بعدی که اریک اشمیت در این سخنرانی به آن اشاره دارد مسئله سانسور در اینترنت است. او می‌گوید که این موضوع برای گوگل از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که اغلب آن‌هایی که خواهان سانسور اینترنت هستند موتورهای جستجو از نظرشان یک مجرم تلقی می‌شوند، زیرا مسیر دسترسی به محتوایی را نشان می‌دهند که از دید آن‌ها مجرمانه است.

او به دولت‌ها اشاره می‌کند که سعی در دیوار کشی و حذف اطلاعاتی دارند که از آن می‌ترسند، و مردمی که از آن‌چه سانسور می‌شود مطلع نمی‌شوند. او می‌گوید ما در آینده شرایطی کاملا واقعی خواهیم داشت که نرم‌افزارها به طور نامرئی و در سکوت افکار، صداها و فرهنگ ما را حذف می‌کنند.

هر چند در پایان این بدبینی‌ها اریک اشمیت نقطه‌ای هم برای امیدواری باقی می‌گذارد ” اینترنت و تکنولوژی شبیه آب هستند” آن‌ها همیشه راهی برای شکستن سدها و نفوذ پیدا می‌کنند. (هر چند این مزیت شامل حال خرابکاران و جنایتکاران هم می‌شود).

البته اشمیت در این سخنرانی به مشکلاتی که کاربران با خود این غول‌های اینترنتی مثل گوگل یا فیس‌بوک دارند اشاره نمی‌کند، مثل مواقعی که حریم خصوصی‌شان توسط آن‌ها نقض شده یا تصمیم‌گیری‌هایی که بدون توجه به سلیقه و علاقه‌های کاربران گرفته می‌شوند، شبیه آن‌چه خود گوگل در مورد گوگل‌ریدر انجام داد و بدون هیچ توجهی به نظر کاربران تغییرات خود را در آن اعمال کرد.