بایگانی دسته: اخلاق روزنامه‌نگاری

خودفریبی با نوشته‌های دیگران

نوشته‌شده در توسط .

قبلا در این‌جا دست‌کم دو بار به موضوع سرقت از نوشته‌های دیگران پرداخته‌ام، یک‌بار در ترجمه‌ی اخلاق روزنامه‌نگاری آن‌لاین که بند اول آن اشاره‌ی مستقیمی به این موضوع است:

سرقت ادبی ممنوع

تا امروز حتما متوجه شده‌اید که نوشتن کار آسانی نیست. مطمئنا دوست ندارید کسی نتیجه زحمات شما را بردارد و به نام خودش ارائه بدهد.
پس به یک نتیجه‌گیری ساده می‌رسیم: شما هم کارهای دیگران را ندزدید.
اما چه چیزهایی سرقت ادبی هستند؟ شاید شما فقط کپی و پیست کردن کامل یک مقاله یا مطلب را سرقت ادبی در نظر می‌گیرید، اما در واقع موضوع وسیع‌تر است و شامل کپی کردن عکس، گرافیک، ویدیو، و حتی استفاده‌ی انتخاب شده از بخشی بزرگی از یک متن، و نقل آن در صفحه‌ی وب شما هم می‌شود.
در واقع راه درست برای ارجاع دادن به نوشته‌های دیگر وب سایت‌ها استفاده از لینک است.
اگر نگران هستید که صفحه مورد نظری که به آن لینک داده‌اید بعد از مدتی ناپدید شده یا از دسترس خارج شود، به خوانندگان مشخصات ناشر آن صفحه، به همراه تاریخ انتشار مطلب مورد نظر و همچنین خلاصه‌ای از محتوای آن را ارائه کنید. همان‌طور که گزارش‌گران در رسانه‌های چاپی این کار را انجام می‌دهند.
به طور مثال: “در اول تیر ماه روزنامه‌ی شرق گزارش کرد”
وقتی در شک هستید که کدام کار مطمئن‌تر است از هر دو روش استفاده کنید. هیچکس از اطلاعات زیاد ضرر نمی‌کند.

مورد دیگری که به این موضوع مربوط می‌شد داستان‌ آقای یوهان هری روزنامه‌نگار ایندیپندت بود که اگر چه پیشیمان اما همچنان با مشکلات سرقت ادبی‌ش دست به گریبان است و شاید از نظر حرفه‌ای برای همیشه بشود او را از دست رفته حساب کرد.

اما به هر حال هر روز کسانی پیدا می‌شوند که احتمالا به دلایل مختلف دست به این عمل می‌زنند. هدف آن‌ها ممکن است فریب دیگران در مورد توانایی‌های خودشان باشد یا شاید مثلا میان‌بر زدن در راهی طولانی، اما معمولا چیزی که به آن توجه ندارند این است که با این کار اولین کسی را که فریب می‌دهند شخص خودشان است. چون با تقلب ممکن است آن‌ها قهرمان کوچه یا محله‌ی‌شان بشوند اما خیلی بعید است که آوازه‌‌‌شان دورتر از این‌ها برود و توانایی‌های اندکشان بیشتر شود، هر چند به وقت رسوایی همه‌ی شهر آن‌ها را خواهند شناخت. بنابراین شاید بیش از آن‌که این‌گونه افراد نگران‌‌مان کنند، بهتر است برای‌شان متاسف شویم که راه بدی را برای رسیدن به هدف‌هایشان انتخاب کرده‌اند.

سرقت ادبی یوهان هری

نوشته‌شده در توسط .

گفته‌اند سه چیز برای مدت طولانی پنهان نمی‌مانند، خورشید، ماه و حقیقت. داستان آقای یوهان هری هم در نهایت چنین سرنوشتی پیدا کرد. او برای مدت ۹ سال در روزنامه‌ی ایندیپندنت مشغول به کار بود و تقریبا مقاله‌نویسی موفق به حساب می‌آمد، هر چند کم و بیش انتقاداتی نسبت به روش کار او وجود داشت.

اما ۲۱۲ روز پیش بود که سرانجام بعد از افشاگری‌های پیگیرانه‌ی چند وبلاگ‌نویس مجبور شد که اشتباهاتش را بپذیرد، و آشکارا انگ سرقت ادبی به او چسبید. این‌گونه شد که دوره‌ی جدیدی در زندگیش رقم خورد. اول از همه  اعتبارش را از دست داد، و البته دیگر به کارش در روزنامه هم نمی‌توانست ادامه دهد.

او متهم بود که از آثار دیگر نویسندگان در کارهایش استفاده می‌کند بدون این‌که به منابع در مقاله‌هایش اشاره کند. در دو مورد مشخص، در متن مصاحبه‌ای با گیدئون لوی، حرف‌هایی را به نقل از او در متن آورد که نه مربوط به مصاحبه‌ خودش با او، بلکه از جای دیگری و بدون هیچ اشاره‌ای به منبع نقل شده بود، همین مسئله در مصاحبه‌ای با هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا هم تکرار می‌شود.

او همچنین متهم شد که محتوای مدخل نام خودش در ویکی‌پدیا را نیز تغییر داده است.

با این‌وجود مدتی پیش ایندیپندنت حاضر شد که یک همکاری تازه را با او آغاز کند، درخواستی که هری آن را رد کرد، و در سایت شخصیش نوشت که می‌خواهد تاوان اشتباهاتش را خودش بدهد: وقتی شما خطایی مرتکب می‌شوید باید هزینه‌اش را هم بپردازید. من مایل نیستم ببینم افراد دیگری که هیچ نقشی در این اشتباهات نداشته‌اند، بی‌گناهند و قابل سرزنش نیستند، بخاطر من مورد انتقاد قرار بگیرند. این ظلمی در حق آن‌هاست.

در واقع این تصمیم ایندیپندنت مورد انتقاد رسانه‌ها قرار گرفته بود و به نظر می‌رسید بازگشت او از اعتبار و شهرت روزنامه خواهد کاست.

یوهان هری می‌گوید که به نوشتن مقاله‌هایش ادامه خواهد داد، و هر جا که بشود آن‌ها را چاپ می‌کند، همچنین علاقه‌مند است که بطور جدی تحقیق درباره‌ی کتابی که قصد دارد بنویسد را دنبال کند.

او یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای‌ست که می‌خواهد همچنان در شغلش باقی بماند و برای آن بجنگد، اما بیهوده است اگر فکر کنیم خوانندگان هم مجبور هستند دوباره به او اعتماد کنند.

وقتی توییت‌ها باعث اخراج می‌شوند

نوشته‌شده در توسط .

برای روزنامه‌نگاران کار با توئیتر می‌تواند مثل راه رفتن روی یک خط باریک باشد. در حالی که بیشتر سازمان‌های خبری اجازه ساخت اکانت و فعالیت در آن را می‌دهند، فقط تعداد کمی از آن‌ها مرامنامه‌ی مشخصی برای فعالیت درشبکه‌های اجتماعی تهیه  کرده‌اند. بنابراین حتی زمانی که شما در مرخصی هم هستید، یک نوشته‌ی ۱۴۰ کارکتری یا کمتر ممکن است حسابی باعث دردسرتان بشود. این‌جا ما به داستان هشت ژورنالیستی می‌پردازیم که بهتر بود قبل از فشردن دکمه توئیت یک بار دیگر هم فکر می‌کردند.

۱- اکتاویا نصر

یکی از شناخته شده‌ترین افرادی که شغلش را به خاطر یک توئیت از دست داد اکتاویا نصر بود، سردبیر سابق بخش خاورمیانه در سی ان ان که در جولای ۲۰۱۰ توئیتی برای درگذشت سید محمد فضل‌الله رهبر معنوی حزب‌الله لبنان داشت، و در آن هم به ناراحتیش از این خبر اشاره کرد و هم به احترامی که برای او قائل بود. مسئله‌ای که خشم گروه‌های حامی اسرائیل را به دنبال داشت، و اگر چه او بعدا از این بابت عذر خواهی کرد، اما در نهایت از طرف مقامات بالاتر سی ان ان اخراج شد، چون از نظر آن‌ها او به عنوان سردبیر ارشد در بخش خاورمیانه باید سیاست میانه‌روی را در پیش می‌گرفت.

۲- برایان پدرسن

مقامات آریزنا دیلی استار در سپتامر ۲۰۱۰ برایان پدرسن را به خاطر رفتار نامناسب و غیر حرفه‌ای اخراج کردند. او در چند توئیت از روزنامه‌ای که در آن کار می‌کرد به انتقاد پرداخت، اداره کار آمریکا هم بعدا طرف روزنامه را گرفت و به قانونی بودن این اخراج رأی داد.

۳- گاوین میلر

گاوین میلر گوینده‌ی سابق رادیو در استرالیا بود که به خاطر آن‌چه پافشاری بر نقض سیاست رسانه‌های اجتماعی سازمانش خوانده شد کارش را از دست داد. او در یک توئیت به یک گروه فشار مسیحی توهین کرد، این اتقاق در روز تجلیل از سربازان جنگ جهانی اول در استرالیا و نیوزلند رخ داد. بعد از آن‌که این گروه فشار مسیحی در توئیتی نوشتند که این سربازان برای کشوری نجنگیده بودند که از اسلام حمایت می‌کند. میلر که نظر دیگری داشت در اشاره‌اش به آن‌ها “کثافت” خطابشان کرد.

۴- دامیان گودارد

یک خبرنگار ورزشی کانادایی که برای Rogers Sportsnet  کار می‌کرد هم یکی از روزنامه‌نگارانی است که شغلش را بخاطر یک توئیت از دست داد، توئیت او علیه ازدواج همجنس‌گراها بود. او در توئیتی به حمایت از تاد رینولدز پرداخت و نوشت که او هم از سنت‌ها و معنای واقعی ازدواج حمایت می‌کند، اشاره‌ی او به توئیت قبلی رینولدز بود که در آن این کارگزار هاکی به طور علنی از یک بازیکن نیویورک رنجرز که در یک آگهی حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان ظاهر شده بود انتقاد می‌کرد.

twitter

۵- دیوید شوستر

اخراج او یک افتضاح توئیتری نبود، اما او مورد توبیخ رسمی رئیسش در MSNBC قرار گرفت. در ژانویه ۲۰۱۰ شوستر یک پاسخ مرسوم را برای جیمز او ک‌ِفی، یک فعال و روزنامه‌نگار محافظه‌کار فرستاد. از نظر MSNBC این توئیت نامناسب بود و اکانت او برای هفته‌ها غیر فعال شد، آیا مقامات MSNBC از او خواسته بودند که آن را خاموش کند؟ قضیه هیچوقت کاملا روشن نشد، اما می‌شود حدس زد که ماجرا این‌گونه بوده است.

۶- کاترین دِوِنی

او کار حرفه‌ایش به عنوان یک ستون‌نویس روزنامه استرالیایی The Age را از دست داد، بعد از چند اظهار نظر عجیب و غریب در توئیتر، مشکل‌دارترین آن‌ها وقتی رخ داد که او برای پوشش خبری یک مراسم اهدای جوایز در آگوست ۲۰۱۰ شرکت داشت. او توئیتی نوشت که برای دختر مورد بحث او که فقط ۱۱ سال داشت توهین‌آمیز بود، بر همین اساس سردبیر The Age گفت که دیدگاه‌های او با استاندارهای که ما می‌خواهیم هماهنگ نیست.

۷- رنه گُرک

در آگوست ۲۰۱۰ همان‌ وقت که او شغلش را در رادیو آرکانساس از دست داد شایعات شروع شدند، بیشتر  به خاطر این‌که او در یک کنفرانس خبری تیم آرکانساس کلاه  Florida Gators ها را بر سر گذاشته بود، و بابی پترینو مربی تیم دانشگاه آرکانساس آشکارا از این حرکت انتقاد کرد و او و شنوندگانش را مورد سرزنش قرار داد. اما از قرار معلوم گناه به گردن یک توئیت افتاد، زیرا دان استور که رئیس او بود در یک مصاحبه گفت، گُرک در توئیتی نوشته که ترجیح می‌دهد مسابقات Gators را گزارش کند تا آرکانساس را ، و ما نمی‌توانیم به کارمندان‌مان اجازه دهیم که مسابقات دیگری را گزارش کنند در حالی که در توئیتر از ترجیح خودشان می‌نویسند.

۸- مارک مُلیستن

او به طور موقت در سال ۲۰۱۰ از همکاری با MSNBC کنار گذاشته شد، بخاطر توئیت‌های دشمنانه اش علیه جو اسکاربورگ. ماجرا از آن‌جا شروع شد که اسکاربورگ در مصاحبه‌ای گفت که رسانه‌ها بعضی خبرهای بخصوص را نادیده می‌گیرند، و مُلیستن از طریق توئیتر پاسخش را داد، با اشاره‌ای که به داستان مرگ یکی از کارمندان او داشت، بعد از این دعوا بین آن‌ها حسابی بالا گرفت. در نتیجه:  فیل گریفین رئیس MSNBC ایمیلی برای مُلیستن فرستاد و نوشت “من از کارهای زشتت بر علیه جو در توئیتر آگاه شدم و از همکارانم خواستم یک استراحت طولانی به تو بدهند. به نظر من شیوه ی اظهار نظرهایت ضعیف و برای یک گفتگوی مدنی کاملا غیر ضروری بود.”

Gotcha ژورنالیسم چیست؟

نوشته‌شده در توسط .

مدتی پیش وقتی ژنرال استنلی مک کریستال فرمانده نیروهای آمریکایی و ائتلاف در افغانستان به خاطر اظهاراتش در مصاحبه با مجله‌ی رولینگ استون به آمریکا فراخوانده و درنهایت از کار بر کنار شد، یکی از بحث‌های حاشیه‌ای که در رابطه با این رویداد پیش آمد به روش مصاحبه مایکل هاستینگز بر می‌گشت و این پرسش مطرح بود که آیا روش هاستینگز در این مصاحبه ارتباطی هم با “Gotcha ژورنالیسم” داشته است یا نه؟ در آن زمان جستجوی من در منابع فارسی روزنامه‌نگاری که در دسترس داشتم از جمله دو کتاب واژه‌نامه روزنامه‌نگاری و ارتباطات به نتیجه‌ای نرسید و اثری از این اصطلاح در آن‌ها نیافتم.

آن‌چه در پی می‌آید برگردانی از روایت فعلی ویکی‌پدیا درباره‌ی این اصطلاح کمتر شناخته‌ شده‌ی روزنامه‌نگاری است.

Gotcha ژورنالیسم
اصطلاح Gotcha ژورنالیسم برای تشریح شیوه‌هایی از مصاحبه به کار می‌رود که طراحی می‌شوند برای به دام انداختن مصاحبه شونده و فراهم کردن زمینه‌ی اظهار نظری از او که در نهایت آسیب‌زننده و رسوایی‌آور است برای شخصیت، صداقت یا شهرت فرد. هدف ساختن فیلم یا ضبط صدای مصاحبه است که می‌تواند به طور گزینشی ویرایش، گردآوری و در نهایت برای نشان دادن سوژه در وضعیتی نامطلوب پخش یا منتشر شود.

تکنیک‌ها
منحرف شدن از عنوان مصاحبه، سپس چرخاندن آن به طرف یک موضوع مناقشه‌برانگیز، پیش بردن مصاحبه شونده به طرف پذیرفتن یک جواب خاص، همچنین مواجه کردن او با مطالب از پیش آماده و طراحی شده برای متناقض‌نمایی و بی‌اعتبار کردن موقعیت شخص، حمله‌ی مداوم برای برهم زدن تمرکز تا سپر انداختن آن‌ها و رسیدن به پاسخ دردسرساز، از جمله تکنیک‌های Gotcha ژورنالیسم محسوب می‌شوند. یک تکنیک دیگر سکوت بعد از پاسخ مصاحبه شونده است که معمولا باعث می‌شود شخص برای پر کردن آن چیزی بگوید. طراحی Gotcha ژورنالیسم معمولا برای نگه داشتن مصاحبه شونده به روش‌های مختلف در وضعیت دفاعی است، به طور مثال: با درخواست از مصاحبه شونده برای توضیح برخی اظهارات که از بافت اصلی دیگر متن‌ها خارج شده‌ و می‌توانند به طور مؤثری مانع شوند تا مصاحبه شونده بتواند بحث‌های مورد نظر خودش را دنبال کند.
هدف Gotcha ژورنالیسم همیشه از پیش برنامه‌ریزی شده و برای رسوا ساختن یا بی‌اعتبار کردن مصاحبه شونده بوسیله شکل دادن تصویری متناقض‌نما، بد نهاد، فاقد صلاحیت یا غیراخلاقی از شخص است. این تاثیر از طریق تکرار نمایش گزینش شده‌ای از گفته‌های شخص در سخنرانی عمومی و در ادامه دستچین کردن صحنه یا تصاویری که برای تقویت کردن ذهنیتی منفی از مصاحبه شونده ترتیب داده شده به دست می‌آید.
البته برخی از این روش‌ها می‌توانند برای بررسی موضوعاتی که موارد واقعا رسوایی‌آوری در آن‌ها پنهان است بکار روند یا آشکار کردن کاری اشتباه که انجام شده، در واقع خط تمایز ظریفی بین روزنامه‌نگاری سالم و Gotcha ژورنالیسم وجود دارد.
نمونه‌ای از Gotcha ژورنالیسم: شهرداری را در نظر بگیرید که در یک سخنرانی ادعا می کند وضعیت اشتغال در دوران تصدی او به بالاترین میزان رسیده است. از طرف دیگر رسانه‌های خبری ممکن است تکرار و پیگیری این سخنرانی را با نمایش صف‌هایی از مردان و زنان ناامیدی همراه کنند که به اداره کار مراجعه کرده‌اند، و حتی پخش مصاحبه‌ای که در آن از یکی از این اشخاص خواسته می‌شود که نظرش را درباره‌ی این سخنرانی شهردار بیان کند. مصاحبه شونده در این وضعیت ممکن است طعمه‌ی سوال‌هایی قرار بگیرد که جوابی کاملا آشکار دارند، مثل این سوال: شهردار می‌گوید که میزان بیکاری در پایین‌ترین حد است، شما چه پاسخی دارید؟
یکی دیگر از روش‌ها در Gotcha ژورنالیسم به مسیر غلط بردن مصاحبه است با پخش بخش‌هایی از اظهارات قبلی خود شخص یا گمراه کردن مخاطب درخصوص این‌که عقاید کارشناسی چگونه بدست آمده‌اند. برای نمونه: فیچر (feature) بخصوصی را در نظر بگیرید که درباره‌ی مصرف مواد مخدر در مدارس تهیه شده است. در این‌جا ممکن است “کارشناس” برای اضافه کردن بار احساسی گزارش آماری مصنوعی ارائه کند که اشاره دارد به افزایش سه برابری استفاده از مواد مخدر در مدارس حومه شهر، و این پرسش را مطرح کند که چه می‌توان درباره‌ی این آمار گفت اگر واقعی بود. متخصصی ممکن است درباره این موضوع چنین بگوید، ” اگر این مسئله در حال اتفاق افتادن است، این روند نگران کننده خواهد بود، اما خدا را شکر که این‌طور نیست” برای بی‌اعتبار کردن نظر این متخصص شکل نهایی کلیپ ممکن است به این صورت ارائه شود ” ما از آقای دکتر اسمیت خواستیم تا نظرشان را درباره‌ی استفاده از مواد مخدر در مدارس بیان کنند” و در ادامه کلیپ قسمتی از نقل قول آورده می‌شود که در آن این‌گونه به نظر می‌رسد که دکتر اسمیت در پی انکار هر گونه استفاده از مواد مخدر در مدارس است.
در حالت دیگر نقل قول دکتر در قالبی قرار می‌گیرد که به خواسته‌های گزارش‌گر تحقق می‌بخشد، در این حالت در گزارش گفته می‌شود، “ما از دکتر اسمیت درباره افزایش استفاده از مواد مخدر سوال کردیم” گزارش با این گفته دکتر اسمیت دنبال می‌شود ” این روند نگران کننده خواهد بود”.
دست‌کاری نقل قول‌ها، تصاویر و صحنه‌های آرشیوی در هنگام ویرایش معمولا عادی است بخصوص برای مجلات خبری و نمی‌توان آن‌ها را Gotcha ژورنالیسم محسوب کرد تا زمانی که یک کوشش عمدی برای گمراه کردن مصاحبه شونده، کارشناس یا مخاطبان در آن دیده نشود.
یک شیوه‌ی رایج دیگر پیدا کردن موارد استثنایی و تعمیم دادن عمومی آن است که از طریق یک گوینده یا مصاحبه شوند ارائه می‌شود. مثلا وقتی در هفته‌های بعد از توفان کاترینا مقامات دولتی آمریکا اظهاراتی در ساماندهی و پیشرفت امور داشتند، تعدادی از رسانه‌ها به دنبال مخابره‌ی این گفته‌ها، فیلم‌هایی از آب‌گرفتگی خانه‌ها، فرار مردم، به همراه مصاحبه‌ با افرادی پخش می‌کردند که همچنان متاثر از فاجعه بودند. اظهارات مقامات می‌توانست درست یا دروغ باشد اما نشان دادن برخی از مشکلات که وجود داشتند نمی‌توانست به طور کلی عدم پیشرفت را اثبات کند.

تاریخچه
اصطلاح Gotcha ژورنالیسم از یک تیتر خبری سال ۱۹۸۲ روزنامه سان انگلیس می‌آید. در این تیتر برجسته “GOTCHA” اشاره داشت به رویداد جنگ فالکند. ( این تیتر در حقیقت اظهار غروری بود برای موفقیت‌آمیز بودن حمله‌ی انگلیسی‌ها و ربطی به آن‌چه بعد “Gotcha ژورنالیسم” نامیده شد نداشت).
یکی از اولین نقل قول‌ها که در آن به عبارت “Gotcha ژورنالیسم” اشاره شده، کاربرد آن توسط استارت کی اسپنسر در روزنامه لس‌آنجلس تایمز در سال ۱۹۸۷ است.
شرح کاملی از آن نیز در در کتاب Stick It Up Your Punter نوشته‌ی کریس هری وجود دارد. این عنوان همچنین در فیلمی که در سال ۱۹۹۴ درباره‌ی شغل روزنامه‌نگاری با عنوان The Paper تهیه شد به‌کار رفته است، فیلمی که بر اساس بخشی از کتاب هریس تهیه شد.
معاون سابق رئیس جمهوری آمریکا دن کوایل اشاره داشت به اصطلاح ” Gotcha ژورنالیسم” در سال ۱۹۹۹ در جریان یک مصاحبه talk-show به میزبانی دیوید لترمن.
در خلال انتخابات رئیس جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۴، ستون‌نویس روزنامه وال استریت ژورنال، Gordon Crovitz پیشنهاد داد که اصطلاح ” Gotcha ژورنالیسم” به شدت از سوی مدیران مبارزات انتخاباتی جمهوری‌خواهان برای کاستن از اعتبار مصاحبه‌های روزنامه‌نگاران درباره جنگ عراق به کار رود.

اصول اخلاقی روزنامه‌نگاری آن‌لاین

نوشته‌شده در توسط .
اصول اخلاقی روزنامه‌نگاری آن‌لاین در نهایت با اصول اخلاقی روزنامه‌نگاری به‌طور عام تفاوتی ندارد. اما جامعه‌ی روزنامه‌نگاران حرفه‌ای یک خط مشی اخلاقی فراگیر را در این‌باره تدوین کرده است که می‌تواند راهنما و کمک همه‌ی نویسندگان‌‌ِ وظیفه‌شناس باشد.این‌جا چند اصل کیفی اساسی وجود دارد که هر نویسنده‌ی متعهدی باید در عمل پایبندی خود را به آن‌ها نشان دهد:
سرقت ادبی ممنوع
تا امروز حتما متوجه شده‌اید که نوشتن کار آسانی نیست. مطمئنا دوست ندارید کسی نتیجه زحمات شما را بردارد و به نام خودش ارائه بدهد.
پس به یک نتیجه‌گیری ساده می‌رسیم: شما هم کارهای دیگران را ندزدید.
اما چه چیزهایی سرقت ادبی هستند؟ شاید شما فقط کپی و پیست کردن کامل یک مقاله یا مطلب را سرقت ادبی در نظر می‌گیرید، اما در واقع موضوع وسیع‌تر است و شامل کپی کردن عکس، گرافیک، ویدیو، و حتی استفاده‌ی انتخاب شده از بخشی بزرگی از یک متن، و نقل آن در صفحه‌ی وب شما هم می‌شود.
در واقع راه درست برای ارجاع دادن به نوشته‌های دیگر وب سایت‌ها استفاده از لینک است.
اگر نگران هستید که صفحه مورد نظری که به آن لینک داده‌اید بعد از مدتی ناپدید شده یا از دسترس خارج شود، به خوانندگان مشخصات ناشر آن صفحه، به همراه تاریخ انتشار مطلب مورد نظر و همچنین خلاصه‌ای از محتوای آن را ارائه کنید. همان‌طور که گزارش‌گران در رسانه‌های چاپی این کار را انجام می‌دهند.
به طور مثال: “در اول تیر ماه روزنامه‌ی شرق گزارش کرد”
وقتی در شک هستید که کدام کار مطمئن‌تر است از هر دو روش استفاده کنید. هیچکس از اطلاعات زیاد ضرر نمی‌کند.
شفافیت، شفافیت، شفافیت
بهتر است بگویید که اطلاعات‌تان را چگونه بدست می‌آورید، و همچنین چه دلایلی باعث شده‌ که به انتشار آن‌ها اقدام کنید. اگر شما با افراد یا گروه‌هایی که درباره‌شان می‌نویسید رابطه‌ای خاص و شخصی دارید، مسئله را برای خوانندگان شرح بدهید. آن‌ها حق دارند بدانند چه چیزهایی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهند و همچنین روش گزارش‌ یا نوشته شدن یک ماجرا چگونه بوده است.

از پذیرفتن هدیه و پول برای پوشش خبری پرهیز کنید

یک شیوه‌ی معمول روزنامه‌نگارن برای اجتناب از مشکلات و برخورد سلیقه‌ای با موضوعات، رد کردن هدیه‌ یا پولی است که توسط منابع برای پوشش اخبار پیشنهاد می‌شود.

نویسندگانی که هدیه‌، پول یا حق‌الزحمه‌ای از گروه یا افرادی برای پوشش خبری بپذیرند در واقع خودشان را در معرض این اتهام قرار داده‌اند که کارشان یک‌جور تبلیغات برای آن منبع تلقی شود، چون در کمترین حالت نیز، آن‌ها نویسندگانی به حساب می‌آیند که رابطه‌ی خیلی نزدیکی با این منابع دارند، و کار آن‌ها را صادقانه پوشش می‌دهند. شما می‌توانید از مجادله بپرهیزد و در عین حال نیز مؤدبانه چنین پیشنهادهایی را رد ‌کنید.
بیشتر سازمان‌های خبری به منظور نوشتن یک فیچر (feature) و یا ریویو (review) به روزنامه‌نگاران اجازه حضور در مراسم‌ و رویدادهای رایگان را می‌دهند. در حالی که بیشتر همین سازمان‌ها آن‌ها را از رفتن به میهمانی‌ها بر حذر می‌دارند، یعنی مراسم‌هایی که حضور در آن‌ها شامل بلیط، و اتاق مجانی هتل نیز می‌شود.

ابتدا بررسی کنید و سپس حقیقت را بگویید

فقط چون فلان شخص چنین چیزی گفته است، نمی‌توان حرفی را درست تلقی کرد. با انتشار اطلاعات صحیح به خوانندگان‌تان احترام بگذارید‌. جدی باشید و موضوع را با نویسندگان دیگر بررسی کنید. این بررسی‌ها را حتما قبل از انتشار مطلب انجام دهید.

حقایق را پیدا کنید، فقط بدنبال دلایلی برای تقویت مواضع خودتان نباشید. سعی کنید روش بدست آوردن اطلاعات صحیح را بیاموزید. نه این‌که فقط دور خودتان بچرخید. مطمئن شوید آنچه می‌نویسید در حقیقت بیان و تکرار یک شایعه‌ نباشد.
اگر نوشته‌ی شما درباره‌ی اشخاص است، با تلفن یا ایمیل با آن‌ها تماس بگیرید تا از نظرشان قبل از انتشار مطلب آگاه شوید. اگر موضوع مورد بحث شما مربوط به یک وبلاگ دیگر است به آن مطلب لینک بدهید، از این طریق مشخص می‌شود مسئله‌ای که به آن پرداخته‌اید درباره‌ی آن‌‌هاست، به علاوه خوانندگان نیز با کلیک کردن بر روی آن می‌توانند از مواضع دو طرف ماجرا با خبر شوند.
ممکن است بخواهید یک طنز یا مطایبه بنویسید، اشکالی ندارد، اما مطمئن شوید که خوانندگان متوجه این مسئله هستند و فکر نمی‌کنند که نوشته‌ی شما کلمه به کلمه جدی یا حقیقت است. گول زدن خوانندگان کمکی به بالا رفتن احترام واعتبار شما نزد آن‌ها نخواهد داشت، در حالی که همه، نویسندگان صادق را ترجیح می‌دهند، یعنی نویسندگانی که قابل اطمینان هستند.

رو راست باشید

با خوانندگان خود‌ رو راست باشید و در مورد کارتان تا حد ممکن شفاف. اگر حتی برای لحظه‌ای هم آن‌ها در صداقت یا انگیزه‌ی شما شک کنند اعتبارتان را به خطر انداخته‌اید. پس نگذارید چنین وضعیتی پیش بیاید، پاسخ همه‌ی پرسش‌ها را بدهید، قبل از این‌که آن‌ها سوال کنند.

و بالاخره مهمترین نکته، هرگز از قدرت مطبوعاتی خود برای بدست آوردن نفع شخصی یا آزار دیگران سوء استفاده نکنید.