بایگانی دسته: ژورنالیسم

جف بزوس از آمازون تا واشنگتن پست

نوشته‌شده در توسط .

3

در سال ۲۰۰۰ واشنگتن پست در مطلبی جف بزوس را فرد مصممی توصیف کرد که قصد دارد آمازون را از طریق فرمول مخصوص شغلی خودش به سمت پیشرفت ببرد: “آنچه در دسترس است را در اختیار بگیر و آن را تا بینهایت پیش ببر”. شاید آن روزها کسی در واشنگتن پست فکر نمی‌کرد که بیش از یک دهه بعد بزوس مالکیت آن را به دست آورد. اتفاقی که همین دیروز افتاد و بزوس با پرداخت ۲۵۰ میلیون دلار – با کمتر از یک درصد ثروتش – صاحب جدید این روزنامه شد.

واشنگتن پست از آیکن‌های اصلی در روزنامه‌نگاری آمریکا محسوب می‌شود، روزنامه‌ای با ۱۳۶ سال قدمت که برای چهار نسل در مالکیت خانواده‌ی گراهام بود و نقش افسانه واری در عرصه خبری آمریکا داشت. در یک مورد خیلی مشهور، می‌توان به ماجرای واترگیت در دهه‌ی هفتاد میلادی که باعث استعفای نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا شد اشاره کرد، در آن ماجرا باب وود وارد یکی از دو خبرنگاری بود که نقش اساسی ایفا کرد کسی که امروز اظهار داشت از این اتفاق خشنود نیست اما شاید بزوس تنها کسی بود که می‌توانست واشنگتن پست را نجات دهد.

اما آن‌چه به این خبر اهمیتی بیش از بسیاری از معمالات مشابه دیگر داد، شهرت و برند واشنگتن پست به عنوان یکی از تاریخی‌ترین و تاثیرگذارترین رسانه‌های آمریکا از یک طرف و از سوی دیگر شخصیت جف بزوس به عنوان یک کارآفرین بود، شخصیتی که به بردباری‌های طولانی برای رسیدن به سود و همچنین توجه ویژه‌اش به بخش مشتریان و تاکیدش بر کارایی معروف است. از طرف دیگر این‌که بزوس واشنگتن پست را به عنوان معامله‌ای در زیر مجموعه‌ی آمازون انجام نداد و آن را با دارایی شخصی و خارج از چارچوب آمازون خرید – پرسش‌هایی را درباره انگیزه‌ها و دلایل او برای مالکیت روزنامه و آینده واشنگتن پست بوجود آورد. آیا این تصمیمی بر خلاف عقایدش بود؟ یا فواید اجتماعی گسترده باعث شده که او بطرف روزنامه‌نگاری برود، یا شاید اصلا این خرید برایش یک نوع بازی مثل خرید یک تیم بیس‌بال است.

انجام این انتقال و انتقال‌های مشابه دیگر از نظر برخی تحلیل‌گران بیان‌گر یک علامت مشخص از چرخش در کسب و کار رسانه‌های سنتی مشهور تفسیر شد، یعنی کاهش مالکیت تجاری شرکت‌های خبری عام و افزایش نقش مالکان ثروتمند منفرد.

بزوس بی‌نظمی اینترنت را می‌شناسد

واشنگتن پست در هفت سال گذشته نه تنها سودی نداشت که با ضرر و زیان نیز دست به گریبان بود. البته همان‌طور که جیمز فالوز در آتلانتیک می‌نویسد روزنامه‌نگاری جدی هیچوقت یک کسب و کار خوب نبوده است و همواره نیاز دارد که کنار یک مجموعه سودآور باشد. اکنون نه فقط شکلی که مردم با رسانه‌ها ارتباط برقرار می‌کنند تغییر کرده است، بلکه همراه با آن شاهد تغییر ساختار مسیری که آگهی‌ها هم کار می‌ کردند هستیم: دوره‌‌ی مخاطب توده‌ای به پایان رسیده، و بیش از پیش هدف‌گیری گروه‌های مشخص  یا دموگرافی اهمیت یافته‌اند. این تغییر جهت یکی از چالش‌های اصلی روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌های سنتی است که مجبور به روبرو شدن با آن هستند. مواردی که در نامه بزوس به کارکنان واشنگتن پست هم به آن‌ها اذعان شده است:

اینترنت تقریبا همه‌ی اجزاء کسب و کار خبر را تغییر داده است: کوتاه شدن چرخه خبر، تحلیل بردن منابع درآمدی بلند مدت قابل اعتماد، و بوجود آوردن نوع جدیدی از رقابت، که در آن برخی از تازه واردهای کوچک بدون هزینه مشغول گردآوری خبر هستند. این‌جا هیچ نقشه‌ای وجود ندارد، و ترسیم مسیر آینده به سادگی نخواهد بود. ما نیازمند نوآوری خواهیم بود، در این معنی ما  نیازمند تجربه‌ایم.

آینده واشنگتن پست چه خواهد شد؟

یک سوال اساسی این است که با آمدن بزوس چه چیزی به مجموعه واشنگتن پست اضافه خواهد شد که از توانایی مالکان قبلی خارج بود، جدا از میلیون‌ها دلار منابع مالی؟ آشکارترین مورد شناخت بزوس از جهان آن‌لاین است. شاید هیچ‌کس در حال حاضر بهتر از او با طبیعت کسب و کار آن‌لاین آشنا نباشد، او دست‌کم در برخی موارد رسانه‌ای دیگر مانند کتاب و موسیقی نشان داده که بهتر از هر مدیر اجرایی در رسانه‌‌ها این کار را بلد است.

در پایان بد نیست به نقل قول طعنه‌آمیز امیلی بل استاد روزنامه‌نگاری در دانشگاه کلمبیا اشاره کنیم: یکی از بزرگترین موسسات آمریکا توسط یک کارآفرین اینترنتی خریده می‌شود، یکی از الیت‌های سیلیکون ولی، که توانایی مالی و ثروتش در یک شرایط خاص منطبق شده با انفجار کهکشانی نفوذ برندهایی که پیش از عصر میکروپروسسرها متولد شده‌اند.

ده برداشت کلیدی از پسا ژورنالیسم

نوشته‌شده در توسط .

Post-Industrial Journalism'

درباره‌ی آینده‌ی روزنامه‌نگاری و ژورنالیسم حرف‌ها و گفته‌های ضد و نقیض متعددی وجود دارد. برخی از صاحب نظران تغییرات تکنولوژیکی اتفاق افتاده را که باعث دگرگونی کلی در ساختار تولید، توزیع و حتی تفسیر خبر شده برای آینده ژورنالیسم مثبت می‌بینند و برخی تا آن حد بدبین‌اند که دوره‌ی روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و سازمان‌های خبری بزرگ را رو به انقراض می‌دانند. گزارش The Tow Center for Digital Journalism یک تحقیق مفصل درباره‌ی آینده ژورنالیسم است، درباره‌ی این‌که روزنامه‌نگاری و ژورنالیسم به کدام سمت و سو در حال حرکت‌اند. این ده مورد برداشتی خیلی کوتاه از این گزارش قابل توجه است:

۱- چگونه نقش روزنامه‌نگاری در حال تغییر است

جایگاه روزنامه‌نگار از دست نرفته  اما زنجیره‌ی سردبیری از مراقبت و مشاهده‌ی اولیه‌ به موقعیت کاری بالاتر یعنی به نقش برجسته شده‌ی تفسیر و تایید، آوردن منطق به جریان متن، صدا، عکس و ویدیو‌های تولید شده توسط مردم تغییر کرده است.

۲- به خبر نمی‌توان به عنوان یک محصول تمام شده و نه بیشتر از آن فکر کرد

درمصاحبه‌هایی که با روزنامه‌نگاران انجام شد، موضوع تحت تاثیر قرار دهنده میزان و اندازه‌ای بود که کل سازمان‌های خبری در دام گردش کار اولیه‌ی اتاق‌های خبر باقی مانده‌اند، که در آن هدف نهایی کار ژورنالیستی به عنوان یک تولید منفرد و تمام شده در نظر گرفته می‌شود. مؤسسه‌های خبری که بازسازی شده‌اند گردش کارشان را در حول و حوش حقایق اساسی جدیدی طراحی می‌کنند: خبر هرگز یک محصول تمام شده نیست، و دیگر هرگز یک روزنامه یا یک برنامه‌ی خبری عصرانه برای جمع‌بندی کل کار روز وجود ندارد.

۳- چه چیزی در حال از بین رفتن است

اهمیت خبر از بین نرفته است. اهمیتی که به حرفه‌ای‌ها داده می‌شد از بین نرفته است. آن‌چه در حال تمام شدن است تک خطی بودن فرایند و انفعال مخاطبان است. آن‌چه در حال ناپدید شدن است جهانی است که در آن خبر فقط توسط حرفه‌ای‌ها تولید می‌شد و فقط توسط آماتورهایی مصرف می‌شد که نمی‌توانستند کار زیادی در تولید خبر برای خودشان انجام دهند یا آن را پخش کنند یا همه با هم کنشی بر روی آن انجام دهند.

۴- روش قدیمی کسب و کار به تاریخ پیوسته است

سازمان‌های خبری باید به طور واضح هر کاری که می‌توانند برای کسب درآمد انجام دهند، اما درآمد قابل اعتماد، سود بالا و قاعده‌ی فرهنگی کسب و کار خبر در قرن بیستم تمام شده و اکوسیستمی که محصول قابل اعتمادی با چنان تاثیراتی داشته باشد هم وجود ندارد.

۵- خبرهای فوری حالا اول در پلتفرم‌ها هستند

تغییر در اکوسیستم این‌جا به این معنی است که ساختارهای قبلی اجرایی رقابت بین سازمان‌های خبری، و بخصوص برای ارائه‌ی خبرهای دست اول و فوری حالا بر روی پلت‌فرم‌ها انجام می‌شود. هر سازمان معین خبری  ممکن است مجموعه‌ی خودش را برای سریع‌تر بودن در اخبار ورزشی ازDeadspin  سازماندهی کند، یا سریع‌تر بودن در خبرهای فوری تکنولوژی از Scoblezer، اما هیچ سازمانی امروز نمی‌تواند به طور ثابت فیس‌بوک یا توییتر را در سرعت یا پخش خبر پشت سر بگذارد.

۶- تغییر تازه آغاز شده است

داستان “پایان یک عصر” ، به هر حال، خودش هم در حال تمام شدن است. ما در حال زندگی در عصر کمترین تمایزها، کمترین محیط رسانه‌ای فراگیر هستیم؛ ما در دوره‌ای هستیم که آینده غیر قابل پیش‌بینی است. می‌توان گفت اکوسیستمی که در اطراف ما شکل می‌گیرد شامل بازیگران و فعالیت‌های بیشتری از امروز خواهد بود.

۷- توصیه به روزنامه‌نگاران

اگر شما به دنبال یک “ذکر” یا “وِرد” ایده‌آل برای یک ژورنالیست، نویسنده، تحلیلگر، هنرمند رسانه‌ای، کاوشگر داده‌ها یا هر نقش یا وظیفه‌ی دیگری که امروز مهم است هستید، “ادامه دادن تا رسیدن” یک توصیه درست است. همان‌طور که مدیر اجرایی NPR به اندی کاروین در خلال ابتکارش برای گزینش اخبار در فید توییتر گفت، ” من نمی‌دانم تو داری چه کاری انجام می‌دهی، اما لطفا به آن ادامه بده”.

۸- توصیه به سازمان‌های خبری

روی هم رفته پیشنهادات ما به سازمان‌های خبری حتی از توصیه‌های‌مان به روزنامه‌نگاران یا سازمان‌های موروثی راحت‌تر است:

زنده باشید.

۹- تولید خبر

تولید خبر از مجموعه‌ای از شغل‌ها به طرف مجموعه‌ای از فعالیت‌ها حرکت کرده است؛ همیشه هسته‌ای تمام وقت از افرادی که در این زمینه کار می‌کنند وجود خواهد داشت، اما با افزایش تعداد افرادی که به طور پاره وقت در این زمینه فعالیت خواهند داشت مواجه خواهیم بود، اغلب به عنوان داوطلبان، توزیع‌کننده‌هایی که  کمتر سوال‌شان به این بر می‌گردد که چه چیزی خبر هست و چه چیزی نیست و بیشتر سوالات‌شان از این قبیل است که “آیا دوستان من یا دنبال‌کننده‌هایم این را می‌پسندند؟” افزایش همپوشانی و همکاری بین افراد تمام وقت و پاره وقت فعال در این زمینه، و بین کارمندان و داوطلب‌ها، هسته‌ی چالش در دهه‌ی آینده خواهد بود.

۱۰- تعهد به تطبیق

بیش از هر استراتژی یا قابلیت، کانون مزیت و امتیاز در این محیط تعهد به تطبیق است، به همان صورت که حقایق مسلم قدیمی فرو می‌ریزند و قابلیت‌هایی جدیدی که ما هنوز فقط بخشی از آن را درک کرده‌ایم مورد پذیرش واقع می‌شوند. به یاد داشته باشیم که تنها دلیل هر کدام از این موضوعات بیش از کارمندان کنونی آن‌ چیزی است که ما عادت داریم آن را صنعت خبر یعنی ژورنالیسم بنامیم –  گزارشگری واقعیت، درباره‌ی هر آن‌چه هر کس در هر جایی نمی‌خواهد منتشر شود – – که این یک ضرورت عام‌المنفعه است.

چگونه مثل یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو فکر کنیم

نوشته‌شده در توسط .

 

۱- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو یک ماجرا را به مثابه یک فرایند مورد مطالعه قرار می‌دهد، نه یک محصول.

۲- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو دوست دارد در بیان یک گزارش یا عقیده اولین باشد، اما اگر این‌گونه نشد از لینک دادن استفاده می‌کند.

۳- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو جامعه را به مثابه همکارانش می‌بیند که اگر از آن‌ها درخواست کند می‌توانند اطلاعات مهمی را در اختیارش بگذارند (همان‌طور که ممکن است درحال حاضر هم این اطلاعات در وبلاگ‌ها یا توییت‌ها فراهم باشد).

۴- وقتی یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو نقل قولی ارزشمند یا حقیقتی قابل توجه را می‌شنود ، او فکر می‌کند “بهتر است آن را توییت کنم”.

۵- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو از Retweet‌ های زیاد یا ممتاز شدن لینک یک گزارش بیشتر هیجان زده می‌شود تا از قرار گرفتن بر روی صفحه‌ی اول روزنامه‌..

۶- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو موانع را به عنوان جزئیات پیکاری برای گزارش بعدیش در نظر می‌گیرد، نه به عنوان بهانه‌ای که کارش را انجام ندهد.

۷- زمانی‌که یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو کار با گجتی جدید یا ابزاری اجتماعی را یاد می‌گیرد، شروع می‌کند به بررسی این‌که چطور می‌شود از آن برای بهتر کرد ژورنالیسم استفاده کرد.

۸- در زمان خبرهای فوری، روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو به خوبی از جستجوی واژه‌ها در توییت‌ها استفاده می‌کند تا از تجربه‌ی افراد یا شاهدان خبر بهره‌مند شود.

۹- روزنامه‌نگار دیجتال پیشرو فکر می‌کند که ژورنالیسم یک آینده درخشان و بی حد و مرز را خواهد داشت.

۱۰- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو مخالف پیشگویی کردن و حاشیه‌هایی از این دست است، بلکه به موضوعات ، ایده‌ها و راه حل‌هایی فکر می‌کند که پیش از این آزموده نشده‌اند.

کدام روزنامه‌نگاری لانس آرمسترانگ را رسوا کرد؟

نوشته‌شده در توسط .

شاید خیلی‌ها اخبار مربوط به دوچرخه سواری حرفه‌ای را دنبال نکنند، اما احتمالا آن‌ها هم اسم لانس آرمسترانگ را شنیده‌اند. آرمسترانگ هفت بار قهرمان مسابقات تور دو فرانس شده بود. اما هر چه شما بالاتر رفته باشید سقوط‌‌تان هم پرهیاهوتر است. آرمسترانگ هم سقوط کرد، بدون این‌که  عدد هفت هم کمکی به بخت و اقبال افول کرده‌اش بکند. زندگی دوباره برای او به یک نقطه‌ی پایان رسید وقتی مدتی پیش بالاخره ثابت شد ‌که عملکرد حماسی‌اش در مسابقات، نه با قدرت طبیعی، بلکه با استفاده از داروهای ممنوعه بدست آمده – و در نتیجه همه‌ی عناوین قهرمانی خود را از دست داد.

اما سقوط این قهرمان افسانه‌ای فقط دنیای ورزش و قهرمانان حرفه‌ای را تکان نداد بلکه باعث مطرح شدن پرسش‌هایی جدی درباره‌ی روزنامه‌نگاری هم بود: آیا این یک گزارش تحقیقی از یک مجله‌ی ورزشی سطح بالا مربوط به جریان اصلی روزنامه‌نگاری بود که در نهایت باعث رسوایی این سوپر قهرمان شد؟ در واقع باید گفت متاسفانه جواب این سوال یک “نه” بزرگ است. دیوید کاتر در نیویرک تایمز اشاره می‌کند که این موفقیت در واقع حاصل کار روزنامه‌نگاری آماتور، یا روزنامه‌نگاری شهروندی است. توییتر و وبلاگ‌های کوچک و کم‌تر شناخته شده‌ پلت‌فرم‌هایی بودند که بیشترین سهم و نقش را در روشن کردن این ماجرا داشتند.

موضوع ابعاد جالب مختلفی داشت از جمله این‌که برخی از رسانه‌ها که به طور اختصاصی به پوشش مسابقات دوچرخه سواری می‌پردازند تازه بعد از تصمیم مقامات مسابقات دوچرخه سواری به پس گرفتن عناوین قهرمانی آرمسترانگ و محروم شدن مادام العمر او به فکرشان رسید اعتراف کنند که از سال‌ها پیش نسبت به عملکردش در مسابقات مشکوک بوده‌اند، و چون دلیلی برای اثبات آن نداشته‌اند بالطبع مطلبی هم ننوشته‌اند، به همین سادگی. اما جنجال‌های بعد از رسوایی نشان می‌دهند که احتمالا دانسته‌های روزنامه‌نگاران در این مورد بیشتر از حدس و گمان و فرضیه‌ها بوده و برای سکوت‌ آن‌ها باید به دنبال دلایل و سرنخ‌های دیگری رفت. بیشتر بخوانید

بازگشت به گذشته – رسانه‌های خاطره‌انگیز و فرم‌های واسطه در نوستالژی

نوشته‌شده در توسط .

رسانه‌ها ماشین زمان‌اند. آن‌ها به یاد می‌آورند و فراموش می‌کنند. رسانه‌ها پرده‌ی نمایشند، همانطور که بخشی از خاطرات و تاریخ را برای ما ثبت می‌کنند، همان‌طور که مجموعه‌ای از خاطرات را برای ما زنده نگه می‌دارند و یا از طریق دوباره شکل دادن به رویدادها، اتفاقات و وقایع در آن سهیم می‌شوند. آن‌ها همچنین تمایل دارند گذشته‌ی خودشان را با استفاده از تصاویر آرشیوی زنده کنند. در واقع به نظر می‌رسد رسانه‌ها همان‌طور که نگاهی نوستالژیک به گذشته دارند – به گذشته‌ی خودشان هم چنین نگاهی را تعمیم می‌دهند.

مفهوم “نوستالژیک”  اشاره‌ایست به احساس یا حالتی که تازه نیست. میلی که اول بار توسط یک پزشک سوئیسی در قرن ۱۷ برای تشریح پدیده “غربت‌زدگی” به کار رفت. از مفاهیم نزدیک به آن می‌توان به مالیخولیا اشاره کرد یا حسرت و آرزو (yearning). اما این روزها به نظر می‌رسد گاهی با  رونق روزافزون این مفهوم روبرو می‌شویم: یک نمونه از این دست فیلم آرتیست بود که بازگشت و جان‌بخشی دوباره به سینمای صامت را در خود داشت.

نوستالژیک بودن و یادآوری بخش‌هایی از گذشته می‌تواند شامل فراموشی هم بشود. پس می‌شود پرسید چه نوع از خاطرات متمایزند؟ آیا رسانه‌ها واقعا می‌توانند نوستالژیک بشوند یا باشند؟ کدام فرم مشخص از نوستالژی در جامعه‌ی امروزی نمایان می‌شوند و چرا؟ آیا افراد می‌توانند نوستالژیک باشند یا این‌گونه وانموده شوند -بدون این‌که تجربه‌ای از آن‌ها در گذشته وجود داشته باشد؟ چه نوع از نوستالژی سیاسی قابل تشخیص است؟ تاثیر نوستالژی بر مارکتینگ رسانه‌ای و نفوذ اقتصادیش تا کجاست؟ و در نهایت آیا استفاده از گذشته در همه‌ی گونه‌های قابل تصورش و در نظام‌های مختلف فرهنگی امری به دلخواه و اختیاری‌ست؟

کنفرانسی که قرار است ۱۳ و ۱۴ سپتامبر امسال توسط انستیتو مطالعات ارتباطات، رسانه‌ها و ژورنالیسم در دانشگاه ژنو سوئیس برگزار شود قصد دارد به این موضوعات در زیر عنوان “بازگشت به گذشته – رسانه‌های خاطره‌انگیز و فرم‌های واسطه در نوستالژی” بپردازد. خلاصه‌ای تیترگونه از موضوعات مورد توجه این کنفرانس جالب از این قرار است:

نوستالژی و رسانه‌ (های همگانی)

عمومیت، وب و گروه‌های حامی

روایت‌های سمعی و بصری، نمایش

برنامه‌های سریالی‌ و بازگشت‌های به گذشته

اخبار، ژورنالیسم، مطبوعات چاپی

بازآفرینی برنامه‌های رادیو و تلوزیونی، کشف آرشیوها

سیاست گذشته، نظام‌های سیاسی، نوستالژی

برنامه‌های مشخص رادیو و تلوزیونی

عکس، کمدی، بازی‌های ویدیوئی و تکنولوژی‌های جدید

معماری، طراحی محصولات و مد

روانشناسی و تاریخ نوستالژی

مهاجرت، تازه واردها، غربت‌زدگی

نقشه‌های جغرافیایی، چشم‌اندازهای توریستی و روستاها

فولکلور، سنت‌ها، نوستالژی‌های محلی

موزها، نمایشگاه‌ها و هنر مدرن

اقتصاد، مارکتینگ و نوستالژی

تئوری‌ها و روش‌شناسی

مطالعات رسانه‌ای نوستالژی و رویکردهای انتقادی

تجدید حیات فلاسفه و متفکران گذشته در علم، هنر و دیگر قلمروهای پژوهش

عکس آن چیزی که می‌بینیم، نیست

نوشته‌شده در توسط .

هر چه که یک عکس در اختیار دید ما قرار می‌دهد و به هر شیوه‌ای که عمل می‌کند، باز عکس، همواره نادیدنی است: عکس، آن چیزی که می‌بینیم، نیست (رولان بارت، اتاق روشن، برگردان فرشید آذرنگ).

اما شاید بعضی عکس‌ها به چیزی فراتر از یک عکس تبدیل می‌شوند، تا مرز همه‌ی تعریف‌ها را هم به چالش بکشند، این عکس Damir Sagolj را می‌شود از جمله‌ی همین استثناها دید، وقتی که قاب عکس به اندازه‌ی سرنوشت یک مردمی وسیع می‌شود.

این عکس را Damir Sagolj در سفرش به کره‌ شمالی که برای گزارش قحطی ناشی از سیل به آن‌جا داشت گرفته‌است. در این مسافرت او این فرصت را پیدا کرد که تا حدی بتواند خارج از کنترل همیشگی مقامات این کشور در آن به عکاسی بپردازد.

عکس ساختمان‌های بی‌شکلی را نشان می‌دهد، با دیوارهایی قلعه مانند که در فضای سرد آن فقط شعاعی از نور به تصویر کیم ایل سونگ رهبر سابق این کشور تابیده است.

Damir Sagolj برای این عکس جوایز متعددی را برنده شد، و عکس او بارها در فهرست برترین‌های سال ۲۰۱۱ قرار گرفت. مانند جایزه World Press 2011  یا در رویترز که به عنوان بهترین عکس سال انتخاب شد.

روزنامه‌نگاری در تاریخ سینما: ده فیلم برتر

نوشته‌شده در توسط .

موضوع روزنامه‌نگاری تقریبا همواره برای سینما جذاب بوده و کم و بیش می‌شود در آثار بهترین کارگردان‌ها هم رد پای آن را به گونه‌های مختلف پیدا کرد. مدتی بود که در فکر تهیه‌ی فهرستی از بهترین آثار در این زمینه بودم که به طور اتفاقی به فهرستی در این‌جا برخوردم و تصمیم گرفتم فعلا آن را جانشین ده فیلم مورد نظر خودم کنم که برای آماده کردن لیست آن احتیاج به وقت بیشتری دارم.

۱۰ – همشهری کین

همشهری کین فیلم ناشناخته‌ای نیست، فیلمی که بارها صدرنشین فهرست بهترین‌ها در تاریخ سینما شده، شاهکاری از اورسن ولز درباره زندگی یکی از غول‌های رسانه‌ای آمریکا ویلیام راندولف هرست درعصر روزنامه‌های زرد.

بیشتر بخوانید

ده کلید موفقیت برای دانشجویان روزنامه‌‌نگاری

نوشته‌شده در توسط .

آدام وست بروک معتقد است اگر چه چشم‌اندازهای کاری روزنامه‌نگاری چندان امیدوار کننده نیستند اما این مانع از آن نمی‌شود که هر ساله تعداد زیادی دانشجو با امید و آرزوهای بزرگ وارد این رشته نشوند. او به صد مرکز آموزش روزنامه‌نگاری در بریتانیا اشاره می‌کند و دانشجویانی که مدت‌هاست از مسائل وب ۲ عبور کرده‌اند و بیشترشان به راحتی با رسانه‌های اجتماعی کار می‌کنند، برای نمونه از دانشجویان جدیدش در دانشگاه کینگزستون یاد می‌کند و تجربه‌های شخصی که آن‌ها با ابزارهای چند رسانه‌ای دارند (اگرچه این تجربه‌ها به نظر کافی نمی‌رسند).

در چنین شرایطی است که رقابت در بازار کارسخت‌تر خواهد شد. پس داشتن یک مدرک کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری، یک وبلاگ، گذراندن درسی درباره‌ی درست کردن ویدئوها، یا حتی سر و صدا به پا کردن در توئیتر یا فیس‌بوک هم نمی‌توانند چندان مهم به حساب بیایند. در واقع این کارها را خیلی ها انجام می‌دهند که بیشترشان هم دانشجو یا فارغ التحصیل روزنامه‌نگاری نیستند.

بنابراین اگر شما می‌خواهید در بیین یک جمعیت زیاد متفاوت باشید، باید راه دیگر را در پیش بگیرید، آدام وست‌بروک در همین رابطه ۱۰ پیشنهاد کاربردی برای موفقیت به دانشجویان تازه وارد ارائه می‌کند که با هم آن‌ها را مرور می‌کنیم:

  1. هر روز بنویسید: شما به عنوان دانشجوی روزنامه‌نگاری باید عاشق نوشتن باشید، پس بنویسید، بنویسید و بنویسید. خود نوشتن مهم است لازم نیست خیلی در این‌باره فکر کنید. بیشتر بخوانید

Hamsterization ژورنالیسم

نوشته‌شده در توسط .

اگر بخواهیم به جبرگرایی متهم نشویم، کم و بیش باید درباره‌ی تاثیرات تکنولوژی با احتیاط بیشتری سخن گفت، هر چند خوش‌بینی و بدیینی نسبت به رابطه‌ی انسان و تکنولوژی می‌تواند همواره یکی از چشم‌اندازهای مورد نظر در فلسفه و علوم اجتماعی باقی بماند، از جمله در مطالعات رسانه‌ای که حالا به نوعی در خط مقدم این رابطه قرار گرفته‌اند. امروز تغییرات گسترده و سریع در ساختار تکنولوژی‌های ارتباطی به گونه‌ای‌ست که گاهی برای توصیف برخی پدیده‌های نو واژه‌سازی‌های جدید ضروری می‌شوند.

یکی از همین موارد واژه‌ای است که به تازگی کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا برای توصیف وضعیتی تازه در روزنامه‌نگاری برگزید: “Hamsterization” که برای توصیف یک آسیب جدی در شغل روزنامه‌نگاری انتخاب شده است، و علت آن افزایش وظایف کاری همراه با رشد و تغییر سریع پدید آمده در جریان اطلاعات دیجیتال است، آن‌ها در تعریف این واژه می‌گویند: ” در حالی که اتاق‌های خبر هر روز کوچک‌تر می‌شوند، وضعیت شغلی گزارشگران باقیمانده نیز در حال تغییر است. به طور معمول آن‌ها با یک چرخه‌ی ضرب الاجلی مواجهند از یک طرف باید مطالب را برای وب‌سایت روزنامه بفرستند و از طرف دیگر نسخه‌ی چاپی آن را آماده کنند. ریشه این واژه‌سازی البته به مقاله‌ی دَن استارکمن بر می‌گردد “Hamster Wheel” در Columbia Journalism Review.

پدیده Hmsterized News فقط مربوط به روزنامه‌نگارن نیست بلکه تاثیر آن را بر مصرف کنندگان خبرها هم می‌توان دید. وقتی روزنامه‌نگاران زمان کافی برای تهیه گزارش‌ها ندارند به طور طبیعی کیفیت اخبار و گزارش‌ها پایین‌تر خواهد بود و کیفیت در اولویت کمتری نسبت به سرعت قرار می‌گیرد. ما شاهد گزارش‌های کمتری خواهیم بود که قبلا توسط گزارش‌گران روزنامه با دنبال کردن ماجرا در خیابان، گفتگو با افراد و کاووش در ادارات دولتی به دست می‌آمدند. در حالی که امروز در بیشتر موارد جستجو و دنبال کردن اینترنتی مطلب جای آن را گرفته‌اند، پس خیلی عجیب نیست اگر شاهد گزارش‌های متعددی هستیم که تا حدود زیادی به یکدیگر شبیه می‌شوند.

سرعت در تولید اخبار حتی ممکن است سوالات اخلاقی زیادی را نیز به دنبال داشته باشد، همان‌طور که گزارش‌گر سابق نیویورک تایمز Zachery Kouwe به خاطر تقلب در کار مجبور به استعفا شد.

قتل روزنامه‌نگاران، مصونیت قاتلین

نوشته‌شده در توسط .
کمیته دفاع از روزنامه‌نگاران گزارش می‌کند که در یک دهه‌ی گذشته در حالی شاهد قتل ۲۵۱ ژورنالیست در ۱۳ کشور بوده‌ایم که قاتلین از مصونیت برخوردار بوده‌اند.
در گوشه و کنار جهان مصونیت قاتلین در واقع باعث خودسانسوری و سکوت شده است.
گزارش کمیته در این‌باره بر روی مورد عراق، سومالی، فیلیپین و سریلانکا به عنوان بدترین فضا برای روزنامه‌نگاران اشاره می‌کند.
در گزارش جدید این گروه شرایط روزنامه‌نگاران در مکزیک رو به وخامت گذاشته در حالی که وضعیت روسیه در سال ۲۰۱۰ پیشرفت‌هایی را نشان می‌دهد.
آن‌طوری که جول سیمون مدیر اجرایی کمیته می‌گوید، هدف مرگ قرار دادن روزنامه‌نگاران در واقع به عنوان یک پیام خاموش به دیگران است، برای مجاب ساختن این‌که موضوعات حساسیت‌برانگیز نباید در معرض بررسی دقیق عمومی قرار گرفته و دنبال شوند.
بیشتر روزنامه‌نگارانی که به قتل رسیده‌اند پیش از آن تهدید شده‌اند اما همچنان بدون دفاع بوده‌اند. دولت‌ها باید به خشونت گروه‌های مخالف مطبوعات واکنش نشان دهند یا همچانان شاهد ادامه قتل روزنامه‌نگاران و فضای خود سانسوری خواهیم بود.
این گزارش یک روز بعد از آن منتشر می‌شود که جسد سالم شاهزاد روزنامه‌نگار پاکستانی پیدا شد، شاهزاد درباره‌ی نفوذ القاعده در نیروی دریایی پاکستان نوشته بود.
قتل روزنامه‌نگاران محلی متشکل از موارد زیادی از پرونده‌های حل نشده است، و همچنین فساد و اختلال در اجرای قانون برای پشتیبانی از روزنامه‌نگاران، در حالی که قاتلان به دست عدالت سپرده نمی‌شوند.
بر مبنای یافته‌های این کمیته، اجتناب از پرداختن به موضوعات حساس، ترک شغل و فرار برای دور شدن از خشونت، پیامدهای قتل روزنامه‌نگاران است.
در سال ۲۰۱۰ روسیه در فهرست «شاخص کشورهای مصونیت از مجازات روزنامه‌نگاران» وضعیت بهتری پیدا کرد، درحالی که هیچ روزنامه‌نگاری در آن به قتل نرسید ومقامات در دو مورد موفق به مجازات قاتلین شدند.
برای سومین سال متوالی است که مکزیک وضعیت بدتری در این فهرست دارد، بخصوص با قتل عکاس خبری لوئیس کارلوس سانتیگو که با شلیک گلوله در پارکینگ یک مرکز خرید عمومی آن هم در وسط روز به قتل رسید.
گزارش کمیته ۱۳ کشور را در بر می‌گیرد، که در آن‌ها حداقل پنج مورد قتل روزنامه‌نگاران حل نشده در یک دهه‌ی گذشته باقی مانده باشد. رتبه‌بندی متناسب با تعداد موارد قتل و همچنین تعداد موارد حل نشده است:
• عراق. ۹۲ مورد
• سومالی.۱۰
• فیلیپین. ۵۶، «شامل قتل عام ۳۲ ژورنالیست و کارکنان رسانه‌ای در سال ۲۰۰۹»
• سریلانکا.۹
• کلمبیا.۱۱
• افغانستان. ۷، «با در نظر گرفتن قتل عبدالصمد رهامی، خبرنگار پشتوی بی بی سی که گزارش‌های او بیشتر در رابطه با ارتباط قاچاقچیان مواد مخدر و مقامات دولتی بود»
• نپال. شش مورد
• مکزیک.۱۳
• روسیه.۱۶
• پاکستان.۱۶
• بنگلادش. پنج مورد
• برزیل. پنج
• هند. هفت مورد