بایگانی دسته: روزنامه‌نگاری آن‌لاین

ده برداشت کلیدی از پسا ژورنالیسم

نوشته‌شده در توسط .

Post-Industrial Journalism'

درباره‌ی آینده‌ی روزنامه‌نگاری و ژورنالیسم حرف‌ها و گفته‌های ضد و نقیض متعددی وجود دارد. برخی از صاحب نظران تغییرات تکنولوژیکی اتفاق افتاده را که باعث دگرگونی کلی در ساختار تولید، توزیع و حتی تفسیر خبر شده برای آینده ژورنالیسم مثبت می‌بینند و برخی تا آن حد بدبین‌اند که دوره‌ی روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و سازمان‌های خبری بزرگ را رو به انقراض می‌دانند. گزارش The Tow Center for Digital Journalism یک تحقیق مفصل درباره‌ی آینده ژورنالیسم است، درباره‌ی این‌که روزنامه‌نگاری و ژورنالیسم به کدام سمت و سو در حال حرکت‌اند. این ده مورد برداشتی خیلی کوتاه از این گزارش قابل توجه است:

۱- چگونه نقش روزنامه‌نگاری در حال تغییر است

جایگاه روزنامه‌نگار از دست نرفته  اما زنجیره‌ی سردبیری از مراقبت و مشاهده‌ی اولیه‌ به موقعیت کاری بالاتر یعنی به نقش برجسته شده‌ی تفسیر و تایید، آوردن منطق به جریان متن، صدا، عکس و ویدیو‌های تولید شده توسط مردم تغییر کرده است.

۲- به خبر نمی‌توان به عنوان یک محصول تمام شده و نه بیشتر از آن فکر کرد

درمصاحبه‌هایی که با روزنامه‌نگاران انجام شد، موضوع تحت تاثیر قرار دهنده میزان و اندازه‌ای بود که کل سازمان‌های خبری در دام گردش کار اولیه‌ی اتاق‌های خبر باقی مانده‌اند، که در آن هدف نهایی کار ژورنالیستی به عنوان یک تولید منفرد و تمام شده در نظر گرفته می‌شود. مؤسسه‌های خبری که بازسازی شده‌اند گردش کارشان را در حول و حوش حقایق اساسی جدیدی طراحی می‌کنند: خبر هرگز یک محصول تمام شده نیست، و دیگر هرگز یک روزنامه یا یک برنامه‌ی خبری عصرانه برای جمع‌بندی کل کار روز وجود ندارد.

۳- چه چیزی در حال از بین رفتن است

اهمیت خبر از بین نرفته است. اهمیتی که به حرفه‌ای‌ها داده می‌شد از بین نرفته است. آن‌چه در حال تمام شدن است تک خطی بودن فرایند و انفعال مخاطبان است. آن‌چه در حال ناپدید شدن است جهانی است که در آن خبر فقط توسط حرفه‌ای‌ها تولید می‌شد و فقط توسط آماتورهایی مصرف می‌شد که نمی‌توانستند کار زیادی در تولید خبر برای خودشان انجام دهند یا آن را پخش کنند یا همه با هم کنشی بر روی آن انجام دهند.

۴- روش قدیمی کسب و کار به تاریخ پیوسته است

سازمان‌های خبری باید به طور واضح هر کاری که می‌توانند برای کسب درآمد انجام دهند، اما درآمد قابل اعتماد، سود بالا و قاعده‌ی فرهنگی کسب و کار خبر در قرن بیستم تمام شده و اکوسیستمی که محصول قابل اعتمادی با چنان تاثیراتی داشته باشد هم وجود ندارد.

۵- خبرهای فوری حالا اول در پلتفرم‌ها هستند

تغییر در اکوسیستم این‌جا به این معنی است که ساختارهای قبلی اجرایی رقابت بین سازمان‌های خبری، و بخصوص برای ارائه‌ی خبرهای دست اول و فوری حالا بر روی پلت‌فرم‌ها انجام می‌شود. هر سازمان معین خبری  ممکن است مجموعه‌ی خودش را برای سریع‌تر بودن در اخبار ورزشی ازDeadspin  سازماندهی کند، یا سریع‌تر بودن در خبرهای فوری تکنولوژی از Scoblezer، اما هیچ سازمانی امروز نمی‌تواند به طور ثابت فیس‌بوک یا توییتر را در سرعت یا پخش خبر پشت سر بگذارد.

۶- تغییر تازه آغاز شده است

داستان “پایان یک عصر” ، به هر حال، خودش هم در حال تمام شدن است. ما در حال زندگی در عصر کمترین تمایزها، کمترین محیط رسانه‌ای فراگیر هستیم؛ ما در دوره‌ای هستیم که آینده غیر قابل پیش‌بینی است. می‌توان گفت اکوسیستمی که در اطراف ما شکل می‌گیرد شامل بازیگران و فعالیت‌های بیشتری از امروز خواهد بود.

۷- توصیه به روزنامه‌نگاران

اگر شما به دنبال یک “ذکر” یا “وِرد” ایده‌آل برای یک ژورنالیست، نویسنده، تحلیلگر، هنرمند رسانه‌ای، کاوشگر داده‌ها یا هر نقش یا وظیفه‌ی دیگری که امروز مهم است هستید، “ادامه دادن تا رسیدن” یک توصیه درست است. همان‌طور که مدیر اجرایی NPR به اندی کاروین در خلال ابتکارش برای گزینش اخبار در فید توییتر گفت، ” من نمی‌دانم تو داری چه کاری انجام می‌دهی، اما لطفا به آن ادامه بده”.

۸- توصیه به سازمان‌های خبری

روی هم رفته پیشنهادات ما به سازمان‌های خبری حتی از توصیه‌های‌مان به روزنامه‌نگاران یا سازمان‌های موروثی راحت‌تر است:

زنده باشید.

۹- تولید خبر

تولید خبر از مجموعه‌ای از شغل‌ها به طرف مجموعه‌ای از فعالیت‌ها حرکت کرده است؛ همیشه هسته‌ای تمام وقت از افرادی که در این زمینه کار می‌کنند وجود خواهد داشت، اما با افزایش تعداد افرادی که به طور پاره وقت در این زمینه فعالیت خواهند داشت مواجه خواهیم بود، اغلب به عنوان داوطلبان، توزیع‌کننده‌هایی که  کمتر سوال‌شان به این بر می‌گردد که چه چیزی خبر هست و چه چیزی نیست و بیشتر سوالات‌شان از این قبیل است که “آیا دوستان من یا دنبال‌کننده‌هایم این را می‌پسندند؟” افزایش همپوشانی و همکاری بین افراد تمام وقت و پاره وقت فعال در این زمینه، و بین کارمندان و داوطلب‌ها، هسته‌ی چالش در دهه‌ی آینده خواهد بود.

۱۰- تعهد به تطبیق

بیش از هر استراتژی یا قابلیت، کانون مزیت و امتیاز در این محیط تعهد به تطبیق است، به همان صورت که حقایق مسلم قدیمی فرو می‌ریزند و قابلیت‌هایی جدیدی که ما هنوز فقط بخشی از آن را درک کرده‌ایم مورد پذیرش واقع می‌شوند. به یاد داشته باشیم که تنها دلیل هر کدام از این موضوعات بیش از کارمندان کنونی آن‌ چیزی است که ما عادت داریم آن را صنعت خبر یعنی ژورنالیسم بنامیم –  گزارشگری واقعیت، درباره‌ی هر آن‌چه هر کس در هر جایی نمی‌خواهد منتشر شود – – که این یک ضرورت عام‌المنفعه است.

چگونه مثل یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو فکر کنیم

نوشته‌شده در توسط .

 

۱- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو یک ماجرا را به مثابه یک فرایند مورد مطالعه قرار می‌دهد، نه یک محصول.

۲- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو دوست دارد در بیان یک گزارش یا عقیده اولین باشد، اما اگر این‌گونه نشد از لینک دادن استفاده می‌کند.

۳- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو جامعه را به مثابه همکارانش می‌بیند که اگر از آن‌ها درخواست کند می‌توانند اطلاعات مهمی را در اختیارش بگذارند (همان‌طور که ممکن است درحال حاضر هم این اطلاعات در وبلاگ‌ها یا توییت‌ها فراهم باشد).

۴- وقتی یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو نقل قولی ارزشمند یا حقیقتی قابل توجه را می‌شنود ، او فکر می‌کند “بهتر است آن را توییت کنم”.

۵- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو از Retweet‌ های زیاد یا ممتاز شدن لینک یک گزارش بیشتر هیجان زده می‌شود تا از قرار گرفتن بر روی صفحه‌ی اول روزنامه‌..

۶- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو موانع را به عنوان جزئیات پیکاری برای گزارش بعدیش در نظر می‌گیرد، نه به عنوان بهانه‌ای که کارش را انجام ندهد.

۷- زمانی‌که یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو کار با گجتی جدید یا ابزاری اجتماعی را یاد می‌گیرد، شروع می‌کند به بررسی این‌که چطور می‌شود از آن برای بهتر کرد ژورنالیسم استفاده کرد.

۸- در زمان خبرهای فوری، روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو به خوبی از جستجوی واژه‌ها در توییت‌ها استفاده می‌کند تا از تجربه‌ی افراد یا شاهدان خبر بهره‌مند شود.

۹- روزنامه‌نگار دیجتال پیشرو فکر می‌کند که ژورنالیسم یک آینده درخشان و بی حد و مرز را خواهد داشت.

۱۰- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو مخالف پیشگویی کردن و حاشیه‌هایی از این دست است، بلکه به موضوعات ، ایده‌ها و راه حل‌هایی فکر می‌کند که پیش از این آزموده نشده‌اند.

کدام روزنامه‌نگاری لانس آرمسترانگ را رسوا کرد؟

نوشته‌شده در توسط .

شاید خیلی‌ها اخبار مربوط به دوچرخه سواری حرفه‌ای را دنبال نکنند، اما احتمالا آن‌ها هم اسم لانس آرمسترانگ را شنیده‌اند. آرمسترانگ هفت بار قهرمان مسابقات تور دو فرانس شده بود. اما هر چه شما بالاتر رفته باشید سقوط‌‌تان هم پرهیاهوتر است. آرمسترانگ هم سقوط کرد، بدون این‌که  عدد هفت هم کمکی به بخت و اقبال افول کرده‌اش بکند. زندگی دوباره برای او به یک نقطه‌ی پایان رسید وقتی مدتی پیش بالاخره ثابت شد ‌که عملکرد حماسی‌اش در مسابقات، نه با قدرت طبیعی، بلکه با استفاده از داروهای ممنوعه بدست آمده – و در نتیجه همه‌ی عناوین قهرمانی خود را از دست داد.

اما سقوط این قهرمان افسانه‌ای فقط دنیای ورزش و قهرمانان حرفه‌ای را تکان نداد بلکه باعث مطرح شدن پرسش‌هایی جدی درباره‌ی روزنامه‌نگاری هم بود: آیا این یک گزارش تحقیقی از یک مجله‌ی ورزشی سطح بالا مربوط به جریان اصلی روزنامه‌نگاری بود که در نهایت باعث رسوایی این سوپر قهرمان شد؟ در واقع باید گفت متاسفانه جواب این سوال یک “نه” بزرگ است. دیوید کاتر در نیویرک تایمز اشاره می‌کند که این موفقیت در واقع حاصل کار روزنامه‌نگاری آماتور، یا روزنامه‌نگاری شهروندی است. توییتر و وبلاگ‌های کوچک و کم‌تر شناخته شده‌ پلت‌فرم‌هایی بودند که بیشترین سهم و نقش را در روشن کردن این ماجرا داشتند.

موضوع ابعاد جالب مختلفی داشت از جمله این‌که برخی از رسانه‌ها که به طور اختصاصی به پوشش مسابقات دوچرخه سواری می‌پردازند تازه بعد از تصمیم مقامات مسابقات دوچرخه سواری به پس گرفتن عناوین قهرمانی آرمسترانگ و محروم شدن مادام العمر او به فکرشان رسید اعتراف کنند که از سال‌ها پیش نسبت به عملکردش در مسابقات مشکوک بوده‌اند، و چون دلیلی برای اثبات آن نداشته‌اند بالطبع مطلبی هم ننوشته‌اند، به همین سادگی. اما جنجال‌های بعد از رسوایی نشان می‌دهند که احتمالا دانسته‌های روزنامه‌نگاران در این مورد بیشتر از حدس و گمان و فرضیه‌ها بوده و برای سکوت‌ آن‌ها باید به دنبال دلایل و سرنخ‌های دیگری رفت. بیشتر بخوانید

ده کلید موفقیت برای دانشجویان روزنامه‌‌نگاری

نوشته‌شده در توسط .

آدام وست بروک معتقد است اگر چه چشم‌اندازهای کاری روزنامه‌نگاری چندان امیدوار کننده نیستند اما این مانع از آن نمی‌شود که هر ساله تعداد زیادی دانشجو با امید و آرزوهای بزرگ وارد این رشته نشوند. او به صد مرکز آموزش روزنامه‌نگاری در بریتانیا اشاره می‌کند و دانشجویانی که مدت‌هاست از مسائل وب ۲ عبور کرده‌اند و بیشترشان به راحتی با رسانه‌های اجتماعی کار می‌کنند، برای نمونه از دانشجویان جدیدش در دانشگاه کینگزستون یاد می‌کند و تجربه‌های شخصی که آن‌ها با ابزارهای چند رسانه‌ای دارند (اگرچه این تجربه‌ها به نظر کافی نمی‌رسند).

در چنین شرایطی است که رقابت در بازار کارسخت‌تر خواهد شد. پس داشتن یک مدرک کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری، یک وبلاگ، گذراندن درسی درباره‌ی درست کردن ویدئوها، یا حتی سر و صدا به پا کردن در توئیتر یا فیس‌بوک هم نمی‌توانند چندان مهم به حساب بیایند. در واقع این کارها را خیلی ها انجام می‌دهند که بیشترشان هم دانشجو یا فارغ التحصیل روزنامه‌نگاری نیستند.

بنابراین اگر شما می‌خواهید در بیین یک جمعیت زیاد متفاوت باشید، باید راه دیگر را در پیش بگیرید، آدام وست‌بروک در همین رابطه ۱۰ پیشنهاد کاربردی برای موفقیت به دانشجویان تازه وارد ارائه می‌کند که با هم آن‌ها را مرور می‌کنیم:

  1. هر روز بنویسید: شما به عنوان دانشجوی روزنامه‌نگاری باید عاشق نوشتن باشید، پس بنویسید، بنویسید و بنویسید. خود نوشتن مهم است لازم نیست خیلی در این‌باره فکر کنید. بیشتر بخوانید

وقتی توییت‌ها باعث اخراج می‌شوند

نوشته‌شده در توسط .

برای روزنامه‌نگاران کار با توئیتر می‌تواند مثل راه رفتن روی یک خط باریک باشد. در حالی که بیشتر سازمان‌های خبری اجازه ساخت اکانت و فعالیت در آن را می‌دهند، فقط تعداد کمی از آن‌ها مرامنامه‌ی مشخصی برای فعالیت درشبکه‌های اجتماعی تهیه  کرده‌اند. بنابراین حتی زمانی که شما در مرخصی هم هستید، یک نوشته‌ی ۱۴۰ کارکتری یا کمتر ممکن است حسابی باعث دردسرتان بشود. این‌جا ما به داستان هشت ژورنالیستی می‌پردازیم که بهتر بود قبل از فشردن دکمه توئیت یک بار دیگر هم فکر می‌کردند.

۱- اکتاویا نصر

یکی از شناخته شده‌ترین افرادی که شغلش را به خاطر یک توئیت از دست داد اکتاویا نصر بود، سردبیر سابق بخش خاورمیانه در سی ان ان که در جولای ۲۰۱۰ توئیتی برای درگذشت سید محمد فضل‌الله رهبر معنوی حزب‌الله لبنان داشت، و در آن هم به ناراحتیش از این خبر اشاره کرد و هم به احترامی که برای او قائل بود. مسئله‌ای که خشم گروه‌های حامی اسرائیل را به دنبال داشت، و اگر چه او بعدا از این بابت عذر خواهی کرد، اما در نهایت از طرف مقامات بالاتر سی ان ان اخراج شد، چون از نظر آن‌ها او به عنوان سردبیر ارشد در بخش خاورمیانه باید سیاست میانه‌روی را در پیش می‌گرفت.

۲- برایان پدرسن

مقامات آریزنا دیلی استار در سپتامر ۲۰۱۰ برایان پدرسن را به خاطر رفتار نامناسب و غیر حرفه‌ای اخراج کردند. او در چند توئیت از روزنامه‌ای که در آن کار می‌کرد به انتقاد پرداخت، اداره کار آمریکا هم بعدا طرف روزنامه را گرفت و به قانونی بودن این اخراج رأی داد.

۳- گاوین میلر

گاوین میلر گوینده‌ی سابق رادیو در استرالیا بود که به خاطر آن‌چه پافشاری بر نقض سیاست رسانه‌های اجتماعی سازمانش خوانده شد کارش را از دست داد. او در یک توئیت به یک گروه فشار مسیحی توهین کرد، این اتقاق در روز تجلیل از سربازان جنگ جهانی اول در استرالیا و نیوزلند رخ داد. بعد از آن‌که این گروه فشار مسیحی در توئیتی نوشتند که این سربازان برای کشوری نجنگیده بودند که از اسلام حمایت می‌کند. میلر که نظر دیگری داشت در اشاره‌اش به آن‌ها “کثافت” خطابشان کرد.

۴- دامیان گودارد

یک خبرنگار ورزشی کانادایی که برای Rogers Sportsnet  کار می‌کرد هم یکی از روزنامه‌نگارانی است که شغلش را بخاطر یک توئیت از دست داد، توئیت او علیه ازدواج همجنس‌گراها بود. او در توئیتی به حمایت از تاد رینولدز پرداخت و نوشت که او هم از سنت‌ها و معنای واقعی ازدواج حمایت می‌کند، اشاره‌ی او به توئیت قبلی رینولدز بود که در آن این کارگزار هاکی به طور علنی از یک بازیکن نیویورک رنجرز که در یک آگهی حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان ظاهر شده بود انتقاد می‌کرد.

twitter

۵- دیوید شوستر

اخراج او یک افتضاح توئیتری نبود، اما او مورد توبیخ رسمی رئیسش در MSNBC قرار گرفت. در ژانویه ۲۰۱۰ شوستر یک پاسخ مرسوم را برای جیمز او ک‌ِفی، یک فعال و روزنامه‌نگار محافظه‌کار فرستاد. از نظر MSNBC این توئیت نامناسب بود و اکانت او برای هفته‌ها غیر فعال شد، آیا مقامات MSNBC از او خواسته بودند که آن را خاموش کند؟ قضیه هیچوقت کاملا روشن نشد، اما می‌شود حدس زد که ماجرا این‌گونه بوده است.

۶- کاترین دِوِنی

او کار حرفه‌ایش به عنوان یک ستون‌نویس روزنامه استرالیایی The Age را از دست داد، بعد از چند اظهار نظر عجیب و غریب در توئیتر، مشکل‌دارترین آن‌ها وقتی رخ داد که او برای پوشش خبری یک مراسم اهدای جوایز در آگوست ۲۰۱۰ شرکت داشت. او توئیتی نوشت که برای دختر مورد بحث او که فقط ۱۱ سال داشت توهین‌آمیز بود، بر همین اساس سردبیر The Age گفت که دیدگاه‌های او با استاندارهای که ما می‌خواهیم هماهنگ نیست.

۷- رنه گُرک

در آگوست ۲۰۱۰ همان‌ وقت که او شغلش را در رادیو آرکانساس از دست داد شایعات شروع شدند، بیشتر  به خاطر این‌که او در یک کنفرانس خبری تیم آرکانساس کلاه  Florida Gators ها را بر سر گذاشته بود، و بابی پترینو مربی تیم دانشگاه آرکانساس آشکارا از این حرکت انتقاد کرد و او و شنوندگانش را مورد سرزنش قرار داد. اما از قرار معلوم گناه به گردن یک توئیت افتاد، زیرا دان استور که رئیس او بود در یک مصاحبه گفت، گُرک در توئیتی نوشته که ترجیح می‌دهد مسابقات Gators را گزارش کند تا آرکانساس را ، و ما نمی‌توانیم به کارمندان‌مان اجازه دهیم که مسابقات دیگری را گزارش کنند در حالی که در توئیتر از ترجیح خودشان می‌نویسند.

۸- مارک مُلیستن

او به طور موقت در سال ۲۰۱۰ از همکاری با MSNBC کنار گذاشته شد، بخاطر توئیت‌های دشمنانه اش علیه جو اسکاربورگ. ماجرا از آن‌جا شروع شد که اسکاربورگ در مصاحبه‌ای گفت که رسانه‌ها بعضی خبرهای بخصوص را نادیده می‌گیرند، و مُلیستن از طریق توئیتر پاسخش را داد، با اشاره‌ای که به داستان مرگ یکی از کارمندان او داشت، بعد از این دعوا بین آن‌ها حسابی بالا گرفت. در نتیجه:  فیل گریفین رئیس MSNBC ایمیلی برای مُلیستن فرستاد و نوشت “من از کارهای زشتت بر علیه جو در توئیتر آگاه شدم و از همکارانم خواستم یک استراحت طولانی به تو بدهند. به نظر من شیوه ی اظهار نظرهایت ضعیف و برای یک گفتگوی مدنی کاملا غیر ضروری بود.”

پنچ افسانه درباره‌ی آینده‌ ژورنالیسم

نوشته‌شده در توسط .
روزهاست که پیش‌گویی درباره‌ی آینده روزنامه‌نگاری و سرنوشت روزنامه‌های چاپی در بین کارشناسان مطالعات رسانه‌‌ای در دنیا بازار گرمی دارد. تام روزنستیل مدیر مرکز تحقیقاتی پیو در پروژه برتری روزنامه‌نگاری پیشنهادش یک نقد غیر شهودیست که با نگاه به وضعیت روزنامه‌ها، پنچ افسانه پیشگویی شده درباره‌ی آینده روزنامه‌نگاری را به چالش می‌کشد:
۱- رسانه‌های خبری سنتی در حال از دست دادن مخاطبانشان هستند
خیر. جریان غالب سازمان‌های رسانه‌ای علی‌رغم آن‌لاین شدن مردم خوانندگان و بینندگانشان را از دست نداده‌اند، از ۲۵ وب‌سایت پرطرفدار خبری آمریکا، همه به جز دو مورد “میراث‌دار”منابع رسانه‌ای هستند ، مانند نیویورک تایمز یا سی ان ان، یا گردآورنده اخبارند از رسانه‌های سنتی، مثل گوگل یا یاهو.
پس بحرانی که رسانه‌های سنتی با آن روبرو هستند درباره‌ی مخاطب نیست، بلکه بحران در‌آمد است.

۲- با رسیدن درآمد آگهی‌ها وضعیت اخبار آن‌لاین خوب خواهد شد
چنین امیدهایی فقط برداشت‌هایی اشتباه هستند. در سال ۲۰۱۰، درآمد آگهی وب در آمریکا از آگهی چاپی بیشتر شد، و به ۲۶ میلیارد دلار رسید. اما فقط بخش اندکی از آن، شاید کمتر از یک پنجم، به سازمان‌های رسانه‌ای رسید.
صنایع روزنامه‌ای آمریکا سال گذشته ۲۲٫۸ میلیارد دلار در‌آمد از آگهی‌های چاپی داشتند در حالی که فقط ۳ میلیارد دلار از طریق وب نصیبشان شد.

۳- برتری محتوا همیشگی خواهد بود
در واقع خیر. کلید رسانه‌ها در قرن بیست و یکم احتمالا در دست کسانی است که دانش بیشتری از رفتار مخاطبان دارند، نه کسانی که محتوای پرطرفدارتری را تولید می‌کنند.
دانستن اینکه چه سایت‌هایی را مردم بازدید می‌کنند، کدام محتوا را می‌بینند. کدام تولیدات را می‌خرند و حتی مختصات جغرافیایشان، به آگهی دهندگان اجازه خواهد داد که هدف‌گیری بهتری را بر روی مصرف کنندگان متفاوت داشته باشند. و البته بیشتر این دانش نزد شرکت‌های تولید کننده تکنولوژی است نه با تولید کنندگان محتوا.

۴- در دنیا تعداد روزنامه‌ها در حال کم شدن است
تیراژ مطبوعات چاپی در سطح جهانی ۵٪ در پنج سال گذشته افزایش داشته است. همچنین تعداد روزنامه‌ها. رسانه‌های چاپی در کشورهای در حال توسعه با رشد روبرو هستند و خسران آن‌ها مربوط به کشورهای ثروتمند است.
عوامل تعیین‌کنند در رشد صنعت روزنامه‌ شامل، بالا رفتن سواد، افزایش جمعیت، رشد اقتصادی و محدودیت در نفوذ پهنای باند اینترنتی است.
برای مثال در هند، جمعیت در حال افزایش است و تعداد با سوادها بیشتر شده، اما بخش قابل توجهی همچنان آن‌لاین نیستند.

۵- راه حل در تمرکز بر اخبار محلی است
خوب، مشکل محتوای محلی خودش یک نوع بازگشت به محدودیت است. بدون داشتن بازار وسیع، با تعداد اندکی آگهی و البته درآمد کم. چگونگی تولید محتوای محلی خودش به صورت معمایی باقی مانده است. آیا شما می‌توانید چنین محتوایی را در وب پولی کنید؟ آیا شما می‌توانید یک مدل از مسابقه بین حرفه‌ای‌ها و آماتورها بگذارید در جایی که ژورنالیست‌های حرفه‌ای با آماتورهای کم بها داده شده برای تولید یک گزارش جامع کار کنند؟
در واقع تاکنون هیچکس قفل تولید اخبار محلی سود‌آور را نشکسته است.