بایگانی دسته: رسانه

رسانه‌های اجتماعی کاخ سفید چگونه به رئیس جمهور جدید منتقل می‌شوند؟

نوشته‌شده در توسط .

1478290761-cb7b29937857dc3d2edfbb5bfaba972a-1170x550

از اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور “رسانه‌های اجتماعی” آمریکا نیزیاد می‌شود، او اولین رئیس جمهور آمریکا بود که توییت کردن را آغاز کرد، در live فیس‌بوک حاضر شد و یا از اسنپ‌چت استفاده کرد.

اما به نظر می‌رسد اکنون زمان خداحافظی او و تیم رسانه‌ای‌اش در کاخ سفید با این اکانت‌های رسمی نزدیک می‌شود – همان‌طور که بخش‌های مختلف کاخ سفید برای انتقال قدرت از اوباما به ترامپ در تکاپو هستند –اکانت‌های رسانه‌های اجتماعی ریاست جمهوری نیز باید در یک چرخش تاریخی دست به دست بشوند. مسئله‌ای که شاید برای میلیون‌ها دنبال کننده‌ی این اکانت‌ها عجیب و حتی آزار دهنده باشد – بخصوص عده‌ی زیادی که احتمالا این اکانت‌ها را نه بخاطر ماهیت حقوقی‌شان بلکه به خاطر علاقه به شخص و رئیس جمهور مورد نظرشان دنبال می‌کردند. به هر حال اکانت اوباما، معاون رئیس جمهور، بانوی اول و اکانت رسمی کاخ سفید از جمله رسانه‌هایی بودند که در هشت سال گذشته وسیله ارتباطی دولت اوباما با شهروندان آمریکا و دیگر مردم در نقاط مختلف جهان محسوب می‌شدند – رسانه‌هایی که در موضوعات مهم متنوعی برای پیام‌رسانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

 شاید هشت سال پیش که اوباما در کاخ سفید کارش را آغاز کرد و در ابتدای آن رسانه‌های اجتماعی اهمیت امروز را نداشتند – اما تحول رسانه‌ها در طی این زمان به‌گونه ای بود و پیش رفت که اکنون – نه تنها روزنامه‌نگاران – بلکه مردم عادی نیز در سراسر جهان بخش زیادی از اخبار و اطلاعات مورد نیازشان در زمینه‌های مختلف از سیاست گرفته تا تغییرات آب و هوایی را از طریق سایت‌هایی مثل فیس‌بوک و تویتر دنبال می‌کنند.

مجموعه دولت اوباما در این مدت تلاش زیادی برای ارتباط با شهروندان با استفاده از رسانه‌های اجتماعی داشت تا امروز که زمان تغییر فرا رسیده و آن‌ها به دنبال آرشیو محتواهای تولید شده و تحویل اکانت‌ها به دوران ترامپ هستند.

در این مرحله قرار است تمام محتواهای رسانه‌های اجتماعی در National Archives and Records Administration  که به اختصار NARA نامیده می‌شوند ذخیره شوند، از تمام توئیت‌ها گرفته تا اسنپ‌ها و همه‌ی آن‌چه به صورت محتوای آن‌لاین تولید شده است – مانند همان اتفاقی که برای دست‌نوشته‌ها، فکس‌ها و ایمیل‌ها اتفاق می‌افتد. اما تیم رسانه‌ای به دنبال نوع دیگری از آرشیو هم هست و آن آرشیو آن‌لاین محتواهای تولید شده‌ی این هشت سال است – آرشیوی که باعث شود همه محتواها به صورت قابل دسترس ماندگار شوند.

در این خصوص تصمیم بر این است که محتواهای اکانت‌ها به اکانت‌های دیگری منتقل شوند – به طور مثال محتوای اکانت @POTUS  دوران اوباما با ۱۱ میلیون دنبال‌کننده در ۲۰ ژانویه باید تحویل تیم جدید شود اما این شروع تازه به گونه‌ای خواهد بود که در آن هیچ توئیتی از قبل وجود ندارد و همه‌ی توییت‌های قبل که دیگر تاریخی و مربوط  به دوران اوباما محسوب می‌شوند در اکانت @POTUS44 قابل دسترس خواهند بود – همان‌طور که آن‌ها در NARA ذخیره شده و در دسترس عموم هستند.

همین رویه اکانت‌های دیگر دوران اوباما در توئیتر و اکانت‌ها دیگر در فیس‌بوک، اینستاگرام و دیگر رسانه‌های اجتماعی را نیز شامل می‌شود – اکانت‌های قبلی به شکل خالی و با دنبال کننده‌ها تحویل تیم رئیس جمهور جدید می‌شوند و محتواهای قبلی به اکانت‌های دیگری برای دسترس آن‌لاین منتقل می‌شوند.

شاید پست‌های رسانه‌های اجتماعی هیچ‌گاه اهمیت اسناد رسمی دولتی را پیدا نکنند اما ضبط و آرشیو آن‌ها در نوع خود می‌تواند اتفاقی تاریخی محسوب شود، چه به عنوان مدارکی از یک دوره برای تاریخ‌نویسان و روزنامه‌نگاران و چه به لحاظ اهمیتی که از این پس رسانه‌های اجتماعی در نزد مقامات رسمی خواهد داشت – احتمالا رئیس جمهورهای آینده احساس اهمیت بیشتری در مورد رسانه‌های اجتماعی خواهند داشت؛ و با این آگاهی از آن استفاده می کنند که همه‌ی پست‌های رسانه‌های اجتماعی ماندگارند و ضبط و آرشیو می‌شوند.

جف بزوس از آمازون تا واشنگتن پست

نوشته‌شده در توسط .

3

در سال ۲۰۰۰ واشنگتن پست در مطلبی جف بزوس را فرد مصممی توصیف کرد که قصد دارد آمازون را از طریق فرمول مخصوص شغلی خودش به سمت پیشرفت ببرد: “آنچه در دسترس است را در اختیار بگیر و آن را تا بینهایت پیش ببر”. شاید آن روزها کسی در واشنگتن پست فکر نمی‌کرد که بیش از یک دهه بعد بزوس مالکیت آن را به دست آورد. اتفاقی که همین دیروز افتاد و بزوس با پرداخت ۲۵۰ میلیون دلار – با کمتر از یک درصد ثروتش – صاحب جدید این روزنامه شد.

واشنگتن پست از آیکن‌های اصلی در روزنامه‌نگاری آمریکا محسوب می‌شود، روزنامه‌ای با ۱۳۶ سال قدمت که برای چهار نسل در مالکیت خانواده‌ی گراهام بود و نقش افسانه واری در عرصه خبری آمریکا داشت. در یک مورد خیلی مشهور، می‌توان به ماجرای واترگیت در دهه‌ی هفتاد میلادی که باعث استعفای نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا شد اشاره کرد، در آن ماجرا باب وود وارد یکی از دو خبرنگاری بود که نقش اساسی ایفا کرد کسی که امروز اظهار داشت از این اتفاق خشنود نیست اما شاید بزوس تنها کسی بود که می‌توانست واشنگتن پست را نجات دهد.

اما آن‌چه به این خبر اهمیتی بیش از بسیاری از معمالات مشابه دیگر داد، شهرت و برند واشنگتن پست به عنوان یکی از تاریخی‌ترین و تاثیرگذارترین رسانه‌های آمریکا از یک طرف و از سوی دیگر شخصیت جف بزوس به عنوان یک کارآفرین بود، شخصیتی که به بردباری‌های طولانی برای رسیدن به سود و همچنین توجه ویژه‌اش به بخش مشتریان و تاکیدش بر کارایی معروف است. از طرف دیگر این‌که بزوس واشنگتن پست را به عنوان معامله‌ای در زیر مجموعه‌ی آمازون انجام نداد و آن را با دارایی شخصی و خارج از چارچوب آمازون خرید – پرسش‌هایی را درباره انگیزه‌ها و دلایل او برای مالکیت روزنامه و آینده واشنگتن پست بوجود آورد. آیا این تصمیمی بر خلاف عقایدش بود؟ یا فواید اجتماعی گسترده باعث شده که او بطرف روزنامه‌نگاری برود، یا شاید اصلا این خرید برایش یک نوع بازی مثل خرید یک تیم بیس‌بال است.

انجام این انتقال و انتقال‌های مشابه دیگر از نظر برخی تحلیل‌گران بیان‌گر یک علامت مشخص از چرخش در کسب و کار رسانه‌های سنتی مشهور تفسیر شد، یعنی کاهش مالکیت تجاری شرکت‌های خبری عام و افزایش نقش مالکان ثروتمند منفرد.

بزوس بی‌نظمی اینترنت را می‌شناسد

واشنگتن پست در هفت سال گذشته نه تنها سودی نداشت که با ضرر و زیان نیز دست به گریبان بود. البته همان‌طور که جیمز فالوز در آتلانتیک می‌نویسد روزنامه‌نگاری جدی هیچوقت یک کسب و کار خوب نبوده است و همواره نیاز دارد که کنار یک مجموعه سودآور باشد. اکنون نه فقط شکلی که مردم با رسانه‌ها ارتباط برقرار می‌کنند تغییر کرده است، بلکه همراه با آن شاهد تغییر ساختار مسیری که آگهی‌ها هم کار می‌ کردند هستیم: دوره‌‌ی مخاطب توده‌ای به پایان رسیده، و بیش از پیش هدف‌گیری گروه‌های مشخص  یا دموگرافی اهمیت یافته‌اند. این تغییر جهت یکی از چالش‌های اصلی روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌های سنتی است که مجبور به روبرو شدن با آن هستند. مواردی که در نامه بزوس به کارکنان واشنگتن پست هم به آن‌ها اذعان شده است:

اینترنت تقریبا همه‌ی اجزاء کسب و کار خبر را تغییر داده است: کوتاه شدن چرخه خبر، تحلیل بردن منابع درآمدی بلند مدت قابل اعتماد، و بوجود آوردن نوع جدیدی از رقابت، که در آن برخی از تازه واردهای کوچک بدون هزینه مشغول گردآوری خبر هستند. این‌جا هیچ نقشه‌ای وجود ندارد، و ترسیم مسیر آینده به سادگی نخواهد بود. ما نیازمند نوآوری خواهیم بود، در این معنی ما  نیازمند تجربه‌ایم.

آینده واشنگتن پست چه خواهد شد؟

یک سوال اساسی این است که با آمدن بزوس چه چیزی به مجموعه واشنگتن پست اضافه خواهد شد که از توانایی مالکان قبلی خارج بود، جدا از میلیون‌ها دلار منابع مالی؟ آشکارترین مورد شناخت بزوس از جهان آن‌لاین است. شاید هیچ‌کس در حال حاضر بهتر از او با طبیعت کسب و کار آن‌لاین آشنا نباشد، او دست‌کم در برخی موارد رسانه‌ای دیگر مانند کتاب و موسیقی نشان داده که بهتر از هر مدیر اجرایی در رسانه‌‌ها این کار را بلد است.

در پایان بد نیست به نقل قول طعنه‌آمیز امیلی بل استاد روزنامه‌نگاری در دانشگاه کلمبیا اشاره کنیم: یکی از بزرگترین موسسات آمریکا توسط یک کارآفرین اینترنتی خریده می‌شود، یکی از الیت‌های سیلیکون ولی، که توانایی مالی و ثروتش در یک شرایط خاص منطبق شده با انفجار کهکشانی نفوذ برندهایی که پیش از عصر میکروپروسسرها متولد شده‌اند.

ده برداشت کلیدی از پسا ژورنالیسم

نوشته‌شده در توسط .

Post-Industrial Journalism'

درباره‌ی آینده‌ی روزنامه‌نگاری و ژورنالیسم حرف‌ها و گفته‌های ضد و نقیض متعددی وجود دارد. برخی از صاحب نظران تغییرات تکنولوژیکی اتفاق افتاده را که باعث دگرگونی کلی در ساختار تولید، توزیع و حتی تفسیر خبر شده برای آینده ژورنالیسم مثبت می‌بینند و برخی تا آن حد بدبین‌اند که دوره‌ی روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و سازمان‌های خبری بزرگ را رو به انقراض می‌دانند. گزارش The Tow Center for Digital Journalism یک تحقیق مفصل درباره‌ی آینده ژورنالیسم است، درباره‌ی این‌که روزنامه‌نگاری و ژورنالیسم به کدام سمت و سو در حال حرکت‌اند. این ده مورد برداشتی خیلی کوتاه از این گزارش قابل توجه است:

۱- چگونه نقش روزنامه‌نگاری در حال تغییر است

جایگاه روزنامه‌نگار از دست نرفته  اما زنجیره‌ی سردبیری از مراقبت و مشاهده‌ی اولیه‌ به موقعیت کاری بالاتر یعنی به نقش برجسته شده‌ی تفسیر و تایید، آوردن منطق به جریان متن، صدا، عکس و ویدیو‌های تولید شده توسط مردم تغییر کرده است.

۲- به خبر نمی‌توان به عنوان یک محصول تمام شده و نه بیشتر از آن فکر کرد

درمصاحبه‌هایی که با روزنامه‌نگاران انجام شد، موضوع تحت تاثیر قرار دهنده میزان و اندازه‌ای بود که کل سازمان‌های خبری در دام گردش کار اولیه‌ی اتاق‌های خبر باقی مانده‌اند، که در آن هدف نهایی کار ژورنالیستی به عنوان یک تولید منفرد و تمام شده در نظر گرفته می‌شود. مؤسسه‌های خبری که بازسازی شده‌اند گردش کارشان را در حول و حوش حقایق اساسی جدیدی طراحی می‌کنند: خبر هرگز یک محصول تمام شده نیست، و دیگر هرگز یک روزنامه یا یک برنامه‌ی خبری عصرانه برای جمع‌بندی کل کار روز وجود ندارد.

۳- چه چیزی در حال از بین رفتن است

اهمیت خبر از بین نرفته است. اهمیتی که به حرفه‌ای‌ها داده می‌شد از بین نرفته است. آن‌چه در حال تمام شدن است تک خطی بودن فرایند و انفعال مخاطبان است. آن‌چه در حال ناپدید شدن است جهانی است که در آن خبر فقط توسط حرفه‌ای‌ها تولید می‌شد و فقط توسط آماتورهایی مصرف می‌شد که نمی‌توانستند کار زیادی در تولید خبر برای خودشان انجام دهند یا آن را پخش کنند یا همه با هم کنشی بر روی آن انجام دهند.

۴- روش قدیمی کسب و کار به تاریخ پیوسته است

سازمان‌های خبری باید به طور واضح هر کاری که می‌توانند برای کسب درآمد انجام دهند، اما درآمد قابل اعتماد، سود بالا و قاعده‌ی فرهنگی کسب و کار خبر در قرن بیستم تمام شده و اکوسیستمی که محصول قابل اعتمادی با چنان تاثیراتی داشته باشد هم وجود ندارد.

۵- خبرهای فوری حالا اول در پلتفرم‌ها هستند

تغییر در اکوسیستم این‌جا به این معنی است که ساختارهای قبلی اجرایی رقابت بین سازمان‌های خبری، و بخصوص برای ارائه‌ی خبرهای دست اول و فوری حالا بر روی پلت‌فرم‌ها انجام می‌شود. هر سازمان معین خبری  ممکن است مجموعه‌ی خودش را برای سریع‌تر بودن در اخبار ورزشی ازDeadspin  سازماندهی کند، یا سریع‌تر بودن در خبرهای فوری تکنولوژی از Scoblezer، اما هیچ سازمانی امروز نمی‌تواند به طور ثابت فیس‌بوک یا توییتر را در سرعت یا پخش خبر پشت سر بگذارد.

۶- تغییر تازه آغاز شده است

داستان “پایان یک عصر” ، به هر حال، خودش هم در حال تمام شدن است. ما در حال زندگی در عصر کمترین تمایزها، کمترین محیط رسانه‌ای فراگیر هستیم؛ ما در دوره‌ای هستیم که آینده غیر قابل پیش‌بینی است. می‌توان گفت اکوسیستمی که در اطراف ما شکل می‌گیرد شامل بازیگران و فعالیت‌های بیشتری از امروز خواهد بود.

۷- توصیه به روزنامه‌نگاران

اگر شما به دنبال یک “ذکر” یا “وِرد” ایده‌آل برای یک ژورنالیست، نویسنده، تحلیلگر، هنرمند رسانه‌ای، کاوشگر داده‌ها یا هر نقش یا وظیفه‌ی دیگری که امروز مهم است هستید، “ادامه دادن تا رسیدن” یک توصیه درست است. همان‌طور که مدیر اجرایی NPR به اندی کاروین در خلال ابتکارش برای گزینش اخبار در فید توییتر گفت، ” من نمی‌دانم تو داری چه کاری انجام می‌دهی، اما لطفا به آن ادامه بده”.

۸- توصیه به سازمان‌های خبری

روی هم رفته پیشنهادات ما به سازمان‌های خبری حتی از توصیه‌های‌مان به روزنامه‌نگاران یا سازمان‌های موروثی راحت‌تر است:

زنده باشید.

۹- تولید خبر

تولید خبر از مجموعه‌ای از شغل‌ها به طرف مجموعه‌ای از فعالیت‌ها حرکت کرده است؛ همیشه هسته‌ای تمام وقت از افرادی که در این زمینه کار می‌کنند وجود خواهد داشت، اما با افزایش تعداد افرادی که به طور پاره وقت در این زمینه فعالیت خواهند داشت مواجه خواهیم بود، اغلب به عنوان داوطلبان، توزیع‌کننده‌هایی که  کمتر سوال‌شان به این بر می‌گردد که چه چیزی خبر هست و چه چیزی نیست و بیشتر سوالات‌شان از این قبیل است که “آیا دوستان من یا دنبال‌کننده‌هایم این را می‌پسندند؟” افزایش همپوشانی و همکاری بین افراد تمام وقت و پاره وقت فعال در این زمینه، و بین کارمندان و داوطلب‌ها، هسته‌ی چالش در دهه‌ی آینده خواهد بود.

۱۰- تعهد به تطبیق

بیش از هر استراتژی یا قابلیت، کانون مزیت و امتیاز در این محیط تعهد به تطبیق است، به همان صورت که حقایق مسلم قدیمی فرو می‌ریزند و قابلیت‌هایی جدیدی که ما هنوز فقط بخشی از آن را درک کرده‌ایم مورد پذیرش واقع می‌شوند. به یاد داشته باشیم که تنها دلیل هر کدام از این موضوعات بیش از کارمندان کنونی آن‌ چیزی است که ما عادت داریم آن را صنعت خبر یعنی ژورنالیسم بنامیم –  گزارشگری واقعیت، درباره‌ی هر آن‌چه هر کس در هر جایی نمی‌خواهد منتشر شود – – که این یک ضرورت عام‌المنفعه است.

چگونه رسانه‌ها به کمک موبایل و نقشه‌های بحران می‌توانند به زلزله‌زدگان کمک کنند

نوشته‌شده در توسط .

 در مواقعی که یک بحران و مصیبت مانند زلزله اتفاق می‌افتد، دسترسی به اطلاعات  کم و بیش به اندازه‌ی دسترسی به آب و غذا اهمیت دارد. از همین روست که ارتباط و رابطه‌ی بین اطلاعات و کمک و واکنش به فجایعی از این دست توسط سازمان جهانی صلیب سرخ و هلال احمر از چندین سال پیش به رسمیت شناخته شده است ( ۲۰۰۵ World Disasters Report).

در چند سالی که از انتشار این گزارش می‌گذرد، وقایع تلخ متعددی اتفاق افتاده‌اند – اما در همین مدت نقش تکنولوژی موبایل در فراهم کردن اطلاعات اولیه، به اشتراک گذاری و تولید مقدار زیادی از داده‌ها افزایش قابل توجهی داشته و توانسته امکان کمک به تعداد زیادی از مصیبت‌زدگان را فراهم کند.

برای مثال در زلزله ۲۰۱۰ هائیتی یک کد کوتاه SMS برای جمع‌سپاری اطلاعات و نیازهای فوری جمعیت مصیب زده در نظر گرفته شد. این کد کوتاه ارتباط مجانی را فراهم می‌کرد و به همه این امکان را می‌داد تا نیازها و مکانی را که در آن قرار داشتند – اطلاع رسانی کنند. نتیجه‌ی آن یک نقشه‌ی بحران زنده بود که اطلاعات جامع و کاملا دست اولی را برای کمک‌های بشردوستانه فراهم می‌کرد، و باعث نجات زندگی صدها نفر درعملیات جستجو و نجات شد.

نقش این اطلاعات به اندازه‌ای بود که امروزه در عملیات نجات استفاده از این نقشه‌های بحران به یک ضرورت برای واکنش سریع به یک فاجعه‌ تبدیل شده‌اند.

اما نباید فکر کنیم که این تنها سازمان‌های بشر دوستانه  هستند که از تکنولوژی موبایل و نقشه‌های بحران برای واکنش استفاده می‌کنند. رسانه‌ها بزرگ نیز نقشی کلیدی در این مواقع دارند و با برخورد صحیح و سریع می‌توانند نقش مهمی را بازی کنند. توانایی و امکانات آن‌ها برای پوشش گسترده و وسیع اخبار و اطلاعات فاجعه می‌تواند برای کمک به آسیب‌دیدگان کاملا ضروری باشد، در حالی که آن‌ها می‌توانند به همین منظور از نقشه‌های بحران بهترین استفاده را داشته باشند. مانند این نقشه‌‌ای که شبکه‌ی الجزیره برای طوفان برف در بالکان استفاده کرد.

این نقشه چندین هفته پر بیننده‌ترین صفحه در وب‌سایت بالکان شبکه‌ی الجزیره بود، که به خوبی نیاز به چنین اطلاعاتی را نشان می‌دهد. البته این برای اولین بار نبود که شبکه‌ی الجزیره از تکنولوژی موبایل برای ایجاد نقشه‌ی بحران استفاده می‌کرد. قبل از آن نیز در مورد سومالی و با استفاده از یک کد مجانی SMS این کار انجام شده بود.

امروز دیگر هیچ شکی نیست که در مواقع بحران ارزش اطلاعات برابر با آب و غذا است، در حقیقت گاهی اطلاعات تنها راه برای کمک است، بخصوص در زمان‌هایی که شیوه‌های سنتی کمک‌رسانی جوابگو نیستند و جمعیتی از مردم دور از دسترس و در تنهایی خودشان محاصره شده‌اند. بنابراین همان‌گونه که ما در این مواقع درباره‌ی انواع کمک‌رسانی‌ها صحبت می‌کنیم – ضروری است که درباره‌ی امداد و کمک اطلاعاتی نیز صحبت کنیم.

اتاق پژواک در رسانه‌ها (Echo chamber media)

نوشته‌شده در توسط .

تاثیر “اتاق پژواک” اشاره‌ای است به هر موقعیتی که در آن اطلاعات، عقاید یا باورها از طریق انتقال در یک فضای بسته گسترش یافته یا تقویت می‌شوند.

اتاق پژواک چگونه عمل می‌کند

کارشناسان روزنامه‌نگاری در رسانه‌های جمعی تاثیر “اتاق پژواک” را در قالب گفتمان تشریح می‌کنند. یک تولید کننده‌ی اطلاعات ادعایی را مطرح می‌کند، که ممکن است افرادی با افکار مشابه بعدا آن را تکرار کنند، دیگرانی نیز آن را می‌شنوند، و این تکرار ادامه پیدا می‌کند (که اغلب این تکرارها همراه با بزرگ‌نمایی یا با تغییر شکل اولیه پیام همراه است) تا جایی که بیشتر مردم حدس می‌زنند که شکل نهایی داستانی که به گوش آن‌ها رسیده همان واقعیت ماجراست. در این بین شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ که دارای خروجی‌های متعدد در قالب‌های گوناگون هستند با تولید یک داستان در شکل‌های متفاوت، این پندار اشتباه را در مصرف کنندگان خود ایجاد می‌کنند که گویا آن‌ها در حال دریافت این خبر از منابع مختلفند.

چرخه‌ی اطلاعات اشتباه

به طور مشابه، این اصطلاح همچنین به تاثیر رسانه‌ها در مورد اخبار نادرست اشاره دارد(اغلب مانند “لکه‌ای” که ابتدا در محدوده یک رسانه‌ی جدید ظاهر می‌شود) گزارشی از طریق شبکه‌های همسو تکرار، و باعث ساخته شدن یک جنجال رسانه‌ای می‌شوند، که بعد داستان آن در جریان اصلی مشهورتری از رسانه‌ها ادامه پیدا می‌کند. جریان‌های عمده‌ی رسانه‌ای در این گزارش‌ها اغلب از منابع واسطه استفاده می‌کنند و به جای ارزیابی حقایق، به تفسیر، اشاره‌ و تاکید‌هایی در حول و حوش داستان مناقشه‌برانگیز اولیه می‌پردازند. روی هم رفته تاثیرگذاری اغلب برای موجه جلوه دادن ادعایی دروغ با کمک حجم بالایی از گزارش و اشاره به منابع متعدد برای منحرف کردن افکار عمومی‌ست. حتی اگر بخش عمده‌ی این گزارش‌ها اذعانی بر نادرستی حقیقت امر در داستان اولیه باشد.

اتاق پژواک چگونه بر فضای آن‌لاین تاثیر می‌گذارد

کاربران جامعه‌ی آن‌لاین ممکن است مشاهده کنند که عقایدشان پیوسته به خود آن‌ها بازتاب پیدا می‌کند، این باعث تقویت مجموعه‌ای از باورهای خاص می‌شود. موضوعی که می‌تواند به طور مؤثری مانع گفتمان انتقادی در یک رسانه‌ی آن‌لاین شود. تاثیر “اتاق پژواک” ممکن است باعث عدم شناخت بخش بزرگی از تغییرات دموگرافی در زبان و فرهنگ اینترنت باشد، اگر این هویت‌های جدا تنها سازنده‌ی تجربه‌ها و راهبر فضای آن‌لاینی باشند که فقط دیدگاه جهان ذهنی مشخصی را تقویت کنند.

یک اصطلاح مرتبط دیگر که به تاثیر این پژواک و یکدست شدن در فضای اجتماعی اینترنت می‌پردازد و آن را تشریح می‌کند” فرهنگ قبیله‌ای” است. اینترنت ممکن است همچنین به عنوان یک سیستم پیچیده شناخته شود (غیر قابل پیش‌بینی، در حال تغییر و تکامل) به همین لحاظ، گرایش سیستم زمان‌هایی به حذف تاثیر چرخه‌ی بازخورد مثبت۱ از آن است (تاثیر “اتاق پژواک”) درجایی که فقدان نگرانی برای وسعت شبکه مانع موازنه در سیستم می‌شود. البته در سیستم‌های پیچیده‌ای که مشخصه‌ی آن‌ها چرخه‌ی بازخورد منفی‌۲ست، ما شاهد ایجاد پایداری و توازن بیشتری در خلال رفتارهای نوظهور و پویا هستیم.

  1.  اگر عملیاتی موجب افزایش برون داد شود آن‌را بازخورد مثبت می‌نامیم. اگر بازخورد مثبت به شکل مهار نشده‌ای ادامه پیدا کند، سیستم از کنترل خارج می‌شود. احتمالا می‌دانید که وقتی به یک ایستگاه رادیویی تلفن می‌کنید باید رادیوی خودتان را خاموش کنید. در غیر این صورت تلفن صدای آن را می‌گیرد و آن را به ایستگاه رادیویی بازخورد می‌دهد، و در آن‌جا این صدا به صداهای یا علامت‌هایی که باید پخش شوند افزوده می‌شود. ممکن است به شکل فزاینده‌ای به حجم اطلاعات افزوده شود تا نهایتا به یک صدای گوش خراش منتهی شود ( الفبای ارتباطات، دیوید گیل و بریجت اَدمز، ترجمه‌ی رامین کریمیان. مهران مهاجر. محمد نبوی، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها،۱۳۸۴).
  2. اگر عملیات به نحوی انجام بگیرد که مانع ظهور برون داد گردد و یا آن را تقلیل دهد، ما با بازخورد منفی مواجه هستیم. در کارکرد ترموستات‌ها، وقتی دمای مطلوب حاصل می‌شود مثلا یک اتصال الکتریکی قطع می‌شود  و گرم‌کنی خاموش می‌شود زیرا دما قرار نیست از یک حد مشخص بیش‌تر شود (همان منبع).

رابطه‌ی کالا، خبر و خرگوش

نوشته‌شده در توسط .

۱- کالاها را می‌شود لمس کرد، پوشید، نوشید، واکس زد، راند یا خواند. در ظاهر بین ما و کالاها رابطه‌ای خوشایند برقرار است. اما اگر از مارکس بپرسید به شما می‌گوید در پس این رخ نمایی معصومانه و دلربا، چیزهایی معماوار و جادویی نیز پنهان است، مثل یک امر فرا حسی. او به طعنه می‌گوید: روی سرش می ایستد و از مغز چوبی خود ایده‌های مضحکی بیرون می‌دهد، بسیار شگفت‌تر از آن که با اراده‌ی خود به رقص در آید، شاید جرقه‌ی این استعاره یک عروسک باشد. به هر حال مارکس به کالاها بدبین بود. نظریه شیئ‌وارگی اوج این بدبینی است.

۲- اگر فرویدی به کالاها نگاه کنیم، آنها این امکان را برای مصرف کننده فراهم می‌آورند تا برملا شدن امیال شهوانی را تجربه کند. مجذوب شدن در موسیقی mp3 player ها، لطافت روغن استحمام بر سرتاسر بدن و راحتی تمام و کمال حوله‌ی پالتویی از مواردی است که یک محقق فرویدی از آن اسم می‌برد.

۳- تبلیغات محل برخورد رسانه‌ها و کالاهاست. رابطه‌ای همراه با عشق و نفرت. بیشتر رسانه‌ها با پول تبلیغات زنده‌اند و از طرف دیگر به واسطه‌ی همین تبلیغات آزادی عمل خود را در بسیاری از موارد از دست می‌دهند. رسانه‌ها بدون تبلیغات و تبلیغات بدون رسانه‌ها، گزاره‌هایی کمتر قابل تصور هستند.

۴- ارزش خود خبر به عنوان کالا سابقه‌ای طولانی‌تر از عصر اطلاعات و این سال‌ها دارد. اما در این زمان است که آنها با کمک تکنولوژی‌های نوین ارتباطی، لباس نامرئی به تن کردند تا به شکل امواج و صفر و یک‌های دیجیجتال خودشان را تبدیل به موجوداتی فضایی و بی زمان و مکان کنند. خبرها را حالا پشت هیچ دری نمی‌توان پنهان کرد.

۵- بدبینی مارکس در مورد کالاها را می‌شود به خبرها هم تعمیم داد. به طور مثال در تبلیغات سیاسی گاهی فاصله‌ی بین خبر و تبلیغات در حد صفر است و خبر همان تبلیغ می‌شود، در تبلیغات تجاری، روانکاوی فرویدی می‌تواند انواع ترفند‌های نامرئیی را بر ما آشکار کند که برای دستکاری و تاثیر گذاری بر ناخودآگاه مصرف کننده در نظر گرفته شده اند.

۶- باید توجه کنیم که رسانه‌های ایدئولوژیک و انحصارگرا از بیشتر قاعده‌ها مستثنا هستند. دست آنها آنچنان رو است که برای کشف رمزهایشان احتیاج به هیچ کلیدی نیست. این‌گونه رسانه‌ها به شعبده‌بازانی می‌مانند که به جای ظاهر کردن خرگوش با کلاهشان، خودشان از کلاه خرگوش بیرون می‌آیند.