بایگانی دسته: تغییرات اجتماعی

کدام کشورها موثرتر از اینترنت استفاده می‌کنند؟

نوشته‌شده در توسط .

استفاده موثر از اینترنت به بهبود زندگی مردم کمک می‌کند، و در این زمینه سوئد پیشتاز است. بر پایه‌ی یک تحقیق جهانی که توسط تیم برنرز- لی مخترع وب ارائه شده، سوئد بالاتر از آمریکا و بریتانیا دیده می‌شود.

در تحقیق بنیاد برنزلی وب ایندکس تاثیرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اینترنت در ۶۱ کشور مطالعه شده‌اند. معیارهای این پژوهش طیفی از فقیرترین افراد آن‌لاین تا دسترسی داشتن به مفیدترین محتوا را در بر داشته است.

برنرز- لی در تشریح این تحقیق می‌گوید:

  • این پژوهش نیاز به داده‌های یکنواخت و عام در دسترس را کامل کرده و اجازه مقایسه بین کشورها و نواحی تعیین شده برای اصلاح را می‌دهد.
  • در یک سطح زیربنایی، (پرسیدیم) آیا مردم واقعا به اینترنت متصل هستند؟ آیا آن‌ها وسیله‌ای مثل تلفن دارند که از طریق آن به وب دسترسی داشته باشند؟
  • در سطح میانی، محتوا قرار دارد. در صدر، مسئله این است که آیا اینترنت در زندگی مردم تاثیر گذار هست؟ آیا آن‌ها می‌توانند از طریق اینترنت یک شغل پیدا کنند؟ آیا شما از آن برای سلامتی‌ و تحصیل استفاده می‌کنید؟ آیا اینترنت در شیوه‌ای که کشور اداره می‌شود تاثیری دارد؟
  • دسترسی به اینترنت هنوز در بخش‌هایی از جهان موضوعی لوکس به حساب می‌آید. در واقع تنها یک نفر از سه نفر در سطح جهان از آن استفاده می‌کنند و فقط یک نفر از ۶ نفر در آفریقا به آن دسترسی دارند.
  • هزینه‌ی زیاد متصل شدن به اینترنت میلیاردها انسان را از دسترسی به حق دانستن و مشارکت بازداشته است. این هزینه باید به طور قابل ملاحظه‌ای کم شود.
  • هفت کشور از ۱۰ کشوری که در پایین‌ترین رده قرار گرفته‌اند آفریقایی هستند، که بازتاب دهنده‌ی سطح نفوذ اندک است. زیمبابوه کشور یکی مانده به آخر و پایین‌تر از بورکینافسو قرار دارد.
  • آخرین رده متعلق به کشور یمن است که زیرساخت‌های بنیادی ضعیف، به همراه سانسور و تاثیر پایین اینترنت در کسب و کار، اقتصاد، سلامتی، آموزش و فعالیت اجتماعی آن را در این جایگاه قرار داده است.
  • تقریبا ۳۰ درصد کشورهای فهرست با میانه روی دولت‌ها در سختگیری برای محدود کردن دسترسی به وب‌سایت‌ها روبرو هستند، در حالی که نیمی از آن‌ها با افزایش تهدید آزادی بیان مواجه‌اند.

از نظر برنرز- لی وب یک گفتگوی جهانی‌ست. افزایش مانع برای گفتگوی آزادانه چه به صورت آن‌لاین باشد و چه آف‌لاین، احتمالا به تنهایی بزرگترین چالش پیش روی وب در آینده به حساب می‌آید.

پنج کشور بالای فهرست استفاده‌ی موثر از اینترنت:

۱- سوئد
۲- آمریکا
۳- بریتانیا
۴- کانادا
۵- فنلاند

فهرست پنج کشور آخر:

۵۷- اتیوپی
۵۸- بنین
۵۹- بورکینافاسو
۶۰- زیمبابوه
۶۱- یمن

تاثیر شبکه‌های مجازی بر روابط اجتماعی و تعداد دوستان

نوشته‌شده در توسط .

پروفسور رابین دانبار استاد انسان‌شناسی در دانشگاه آکسفورد است. دانبار در سال ۱۹۹۳ نظریه تعداد دوستان مورد نیاز بشر را مطرح کرد. او بر اساس یافته‌ها در تحقیقاتش به یک عدد رسید، که با نام “عدد جادویی دانبار” ثبت شده است، این عدد ۱۵۰ بود.

با گسترش دامنه‌ی نفوذ شبکه‌های اجتماعی در اینترنت، بحث‌ درباره‌ی حد و حدود و نقاط مثبت و منفی دوستی‌ها دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. دکتر دانبار برای پاسخگویی به این ضرورت کتاب “هر انسان، چند دوست باید داشته باشد؟” را منتشر کرد. او در این کتاب بازگشت دوباره‌ای دارد به عدد ۱۵۰ که به اعتقاد او نمره جادویی برای داشتن تعداد دوستانی است که مغز بشر می‌تواند در درازمدت با آن‌ها رابطه‌ی جدی و مفید داشته باشد.

 رایین دانبار مدتی پیش در گفتگو با Technology Review به سه پرسش پاسخ داد:

۱- در پاسخ به سؤال اول در مورد این‌که شما به این نظریه شناخته شده‌اید که گنجایش روابط اجتماعی پایدار در انسان حدود ۱۵۰ است، ابزارهایی مثل فیس‌بوک چطور می‌توانند باعث تغییر در این ارتباطات اجتماعی بشوند می‌گوید:

عدد ۱۵۰ فقط به یک لایه از مجموعه‌ای از سری لایه‌های آشنایی که ما در آن قرار گرفته‌ایم اشاره دارد. فراتر از ۱۵۰ دست‌کم دو لایه‌ی دیگر ۵۰۰ و ۱۵۰۰ تایی قرار دارد. که مربوط  به کسانی می‌شوند که ما با آن‌ها آشنایی مختصر داریم و همچنین چهره‌هایی که ما آن‌ها را می‌شناسیم. او می‌گوید ما نمی‌توانیم بگوییم که شبکه‌های اجتماعی در تعامل ما با دوستان‌مان ابزارهای مؤثر و کمک کننده‌ای نیستند، اما به نظر نمی‌رسد که باعث بشوند که تعداد دوستان واقعی ما بیشتر شوند.

۲- از او درباره‌ی این پرسیده می‌شود که آیا “دانبار نامبر” یا همان عدد ۱۵۰ تا چه اندازه می‌تواند باعث محدود شدن گسترش فیس‌بوک بشود، و این‌که فیس‌بوک در این مورد چه کاری می‌تواند انجام بدهد؟

 در پاسخ او می‌گوید شما نمی‌توانید فیس‌بوک را به عنوان روشی برای گسترش حلقه‌ی اجتماعی‌تان در نظر بگیرید. اگرچه نمی‌شود گفت امکان اتفاق افتادن آن وجود ندارد اما این مسئله‌ای است که خیلی به ندرت پیش می‌آید، و شما همچنان برای ساختن یا تقویت رابطه نیازمند این هستنید که با افراد باشید. ساختار فیس‌بوک به نظر می‌رسد بیشتر در سطحی قرار دارد که این توانایی را برای ما ایجاد می‌کند که در رابطه‌ی دوستی بر محدودیت زمان و مکان غلبه کنیم، مسائلی که در دوستی می‌توانند به سرعت باعث سستی رابطه بشوند.

۳- آیا ابزارهای شبکه‌ اجتماعی می‌توانند رفتار اجتماعی غیر آن‌لاین ما را شکل بدهند؟ آیا می‌توانند باعث پیامد‌های منفی بشوند، مسائلی که ما انتظارشان را نداشته‌ایم؟

از نظر دانبار پاسخ به این پرسش با توجه به عمر کوتاه این شبکه‌ها ساده نیست. اما معتقد است دو امکان در این مورد وجود دارد. اول، زمانی که شما صرف این می‌کنید تا رابطه‌های قدیمی را در فیس‌بوک حفظ کنید، همان زمانی است که شما برای رابطه‌های جدید از دست می‌دهید. دوم، که شاید بیشتر جدی باشد. مهارت‌هایی که به ما اجازه می‌دهند که جهان پیچیده‌ی اجتماعی‌مان را مدیریت کنیم تا حدی از طریق تجربه کسب می‌شوند، اگر بخش وسیعی از تجربه‌ی شما آن‌لاین است (موردی که در کودکان در حال افزایش است)، پس شما ممکن نیست این مهارت‌های اجتماعی را به اندازه ای که نیاز دارید فرا بگیرید.

منابع: (+) (+)

ده مهارت شغلی برای آینده

نوشته‌شده در توسط .

پرسش‌ها درباره‌ی آینده به سادگی ممکن است با پاسخ‌هایی فانتزی و تخیلی روبرو شوند، که هر چند در جای خود جذابند اما برای شکل دادن به یک برنامه‌ریزی بلند مدت چندان کار‌آمد نیستند. اما گزارش مرکز تحقیقاتی پالو آلتو (Palo Alto) با عنوان “مهارت‌های شغلی آینده ۲۰۲۰ ” مبنایی تحلیلی دارد که در آن نقش رسانه‌های اجتماعی، ارتباطات نوین جهانی، ماشین‌های هوشمند، و … در نظر گرفته شده‌اند (متن کامل گزارش را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید). این گزارش ده مورد زیر را به عنوان مهارت‌های ضروری کار برای یک دهه‌ی آینده تشخیص می‌دهد:

۱- معناسازی: توانایی تشخیص معنای ژرف‌تر یا تعیین اهمیت آن‌چه بیان می‌شود.

۲- هوش اجتماعی: توانایی ارتباط به شیوه‌ای پر رنگ  و مستقیم با دیگران به منظور برانگیختن واکنش و رسیدن به تعامل.

۳- تفکرات نو و تطبیقی: مهارت در اندیشیدن و رسیدن به پاسخی فراتر از آن‌چه معمول قاعده است.

۴- توانایی میان فرهنگی: توانایی کار کردن در شرایط متفاوت فرهنگی.

۵- قدرت تفکر کامپیوتری: توانایی ترجمه‌ی مقدار زیادی از داده‌ها به مفاهیم انتزاعی و درک مبنای استدلالی آن‌ها.

۶- سواد رسانه‌ای: توانایی ارزیابی انتقادی و توسعه‌ی محتوایی که در فرم‌های رسانه‌ای نوین مورد استفاده قرار می‌گیرد، به منظور به کارگیری قدرت نفوذ آن‌ها در ارتباطات اقناعی.

۷- توانایی‌های فرا رشته‌ای: دانش و توانایی لازم برای درک مفاهیم در گستره‌ی رشته‌های متعدد.

۸- زمینه‌ی ذهنی منظم: توان بیان و توسعه‌ی وظایف و فرایند کار به منظور رسیدن به نتیجه.

۹- شناخت و مدیریت مسئولیت: توانایی تفکیک و پالایش اطلاعات بر اساس اهمیت، و  قدرت تشخیص با حداکثر شناخت برای استفاده‌ی کاربردی از از انواع ابزار و تکنیک‌ها.

۱۰- همکاری مجازی: توانایی برای کار مؤثر، هدایت کار و حضور قدرتمند به عنوان عضو یک تیم مجازی.

از قاهره تا وال‌ استریت با تغییرات اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

۱- یکی از داستان‌های میدان التحریر قاهره در آن روزهای پر حادثه‌ی مصر جوکی بود درباره‌ی زندگی پس از مرگ حسنی مبارک، و زمانی که او با دو رئیس جمهور سابق این کشور جمال عبدالناصر و انور سادات روبرو می‌شد، آن‌ها از او درباره‌ی چگونگی مرگش می‌پرسند، و این‌که آیا مرگش بر اثر مسمومیت بوده یا به وسیله‌ی شلیک گلوله او را ترور کرده‌اند، و مبارک نهایتا با بی میلی جواب می‌دهد که مرگش بوسیله‌ی “فیس‌بوک” اتفاق افتاده است.

۲- “یک چرخش در تاکتیک‌های انقلابی اکنون به گونه‌ای سراسری همه‌ی دنیا را فراگرفته که این یک نشانه‌ی خوب برای آینده‌ است.” این جمله در ابتدای این آگهی آمده که در ۲۲ تیر منتشر شد و دعوتی بود به جنبشی که امروز در وال استریت در حال اتفاق افتادن است.
۳- آیا نوآوری‌های اجتماعی برابر با تغییر اجتماعی هستند؟ بِن راتی موسس change. Org معتقد است که نباید “نوآوری” را تا حد بخشی از تکنولوژی کوچک کرد، به نظر او تغییر اجتماعی کمتر مربوط به ابزار است و بیشتر مربوط به نحوه‌ی استفاده از آن‌هاست. جرمی هیمنس هم با او موافق است ” نباید همه‌ی توجه ما به ابزارها معطوف باشد، بلکه مسئله بیشتر درباره‌ی مردم باهوشی است که از این ابزارها بهترین استفاده را می‌کنند، آن‌ها هستند که اجتماع مردم را شکل می‌دهند.

البته بِن راتی در بخش پایانی حرف‌هایش می‌گوید: در شهری مثل نیویورک بهترین وسیله‌ای که شما می‌توانید با آن مردم را از پای کامپیوترهایشان بلند کرده و به خیابان بکشید در واقع خود کامپیوتر است، وگرنه شما به هیچ وسیله‌ی دیگری نمی‌توانید هزاران نفر را در این شهر برای یک برنامه مثل اشغال خیابان وال استریت سازماندهی کنید.

۴- جنبش اشغال خیابان وال استریت از نیمه‌های شهریور با تعداد کمی از افراد که در میدان Liberty نیویورک تجمع کردند آغاز شد. آن‌ها خودشان را ۹۹ درصد نامیدند، عنوانی که در واقع بیانگر این بود که آن‌ها جزء آن یک درصد ثروتمندان کشور نیستند. در همین حال که سایت آن‌ها بیان می‌کرد که این یک حرکت بدون رهبری است اما آن‌ها در حال سازماندهی شدن بودند. جالب این بود که الگوی آن‌ها وقایع بهار عرب بود از انتخاب میدان Liberty  گرفته که قرار بود جایگزین التحریر شود تا نحوه‌ی استفاده از شبکه‌های اجتماعی.
۵- وقایعی مثل آن‌چه اکنون در وال استریت در حال اتفاق افتادن است شاید این شوخی یکی از شرکت کنندگان در میزگرد “تغییرات اجتماعی” را بیشتر قابل توجه‌ کند: او از شرکت کنندگان در میزگرد خواست که در تمام مدت بحث نباید اسمی از “توئیتر” ببرند.

  • بیشتر در همین‌باره:

سایت اصلی اشغال وال استریت
وبلاگ ۹۹ درصد که به بازتاب شکایت‌های مردم می‌پردازد

زوال محبوبیت عمومی کاپیتالیزم

نوشته‌شده در توسط .

افزایش بدهی‌ها و کاهش درآمد، مقایس مشترک هزینه‌های بحران اقتصادی محسوب می‌شوند. اما یک نظرسنجی جدید که در سطح جهانی انجام شده نشان دهنده‌ی مسئله دیگریست که شاید خسارتش زیان‌بارتر باشد: یعنی کاهش حمایت از کاپیتالیزم. این بیشتر در کشورهایی مشخص است که به طور معمول تجسم سیستم بازار آزاد بوده‌اند. در سال ۲۰۰۲ ، ۸۰٪ آمریکایی‌ها کاملا مطمئن بودند که سیستم بازار آزاد در جهان بهترین است. اما در ۲۰۱۰ این حمایت به ۵۹٪ کاهش یافته، فقط اندکی بالاتر از۵۴٪ متوسط ۲۵ کشوری که نظرسنجی در آن‌ها انجام شده است. چین ظاهرا کمونیست، با ۶۸٪ یکی از قویترین حمایت کنندگان از کاپیتالیزم در جهان را دارد که این رقم بالاتر از ۶۶٪ سال ۲۰۰۲ است. نمره برزیل هم ۶۸٪ است، و آلمان با ۶۹٪ در بالاترین مکان قرار دارد.

فرانسه، یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان، به روند ضد کاپیتالیستی خود در جایگاهی مجزا ادامه داد. فقط ۶٪ فرانسوی‌ها “قویا” حامی بازار آزاد هستند، یعنی پایین‌تر از حمایت اندک ۸٪ در سال ۲۰۰۲٫ علاوه بر این کسانی که “تا حدودی” موافق برتری کاپیتالیزم بوده‌اند رقم ۳۰٪ را نشان می‌دهد، که پایین‌تر از ۴۲٪ سال ۲۰۰۲ است. ترکیه (یکی از بازارهای آزاد با سابقه‌ای موفق) همان سطح پیشین از حمایت کننده را حفظ کرده است، البته با اندکی کاهش، یعنی با ۲۷٪. در اروپا فقط به نظر می‌رسد تنها اسپانیا حامیان بیشتری را جمع کرده است، با افزایش گرایش از ۳۷٪ در سال ۲۰۰۲ به ۵۱٪. هندی‌ها روی کاغذ برندگان بزرگ اصلاحات بازار آزاد محسوب می شوند، که تاثیرش را نمی‌شود دید: حمایت از ۵۸٪ به ۷۳٪ کاهش داشته است.

زوال طالع سرمایه‌داری در بین آمریکاییان با درآمد کمتر از ۲۰،۰۰۰‌هزار دلار مشخص است. حمایت آن‌ها از بازار آزاد از ۷۶٪ به ۴۴٪ فقط طی یک سال کاهش داشته است. این تحقیق توسط مؤسسه GlobeScan یک شرکت نظر سنجی انجام شده که رئیس آن Doug Miller می‌گوید بازار کسب و کار آمریکا در آستانه از دست دادن توافق اجتماعیش با طبقه متوسط است.