بایگانی دسته: شبکه‌های اجتماعی

رسانه‌های اجتماعی کاخ سفید چگونه به رئیس جمهور جدید منتقل می‌شوند؟

نوشته‌شده در توسط .

1478290761-cb7b29937857dc3d2edfbb5bfaba972a-1170x550

از اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور “رسانه‌های اجتماعی” آمریکا نیزیاد می‌شود، او اولین رئیس جمهور آمریکا بود که توییت کردن را آغاز کرد، در live فیس‌بوک حاضر شد و یا از اسنپ‌چت استفاده کرد.

اما به نظر می‌رسد اکنون زمان خداحافظی او و تیم رسانه‌ای‌اش در کاخ سفید با این اکانت‌های رسمی نزدیک می‌شود – همان‌طور که بخش‌های مختلف کاخ سفید برای انتقال قدرت از اوباما به ترامپ در تکاپو هستند –اکانت‌های رسانه‌های اجتماعی ریاست جمهوری نیز باید در یک چرخش تاریخی دست به دست بشوند. مسئله‌ای که شاید برای میلیون‌ها دنبال کننده‌ی این اکانت‌ها عجیب و حتی آزار دهنده باشد – بخصوص عده‌ی زیادی که احتمالا این اکانت‌ها را نه بخاطر ماهیت حقوقی‌شان بلکه به خاطر علاقه به شخص و رئیس جمهور مورد نظرشان دنبال می‌کردند. به هر حال اکانت اوباما، معاون رئیس جمهور، بانوی اول و اکانت رسمی کاخ سفید از جمله رسانه‌هایی بودند که در هشت سال گذشته وسیله ارتباطی دولت اوباما با شهروندان آمریکا و دیگر مردم در نقاط مختلف جهان محسوب می‌شدند – رسانه‌هایی که در موضوعات مهم متنوعی برای پیام‌رسانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

 شاید هشت سال پیش که اوباما در کاخ سفید کارش را آغاز کرد و در ابتدای آن رسانه‌های اجتماعی اهمیت امروز را نداشتند – اما تحول رسانه‌ها در طی این زمان به‌گونه ای بود و پیش رفت که اکنون – نه تنها روزنامه‌نگاران – بلکه مردم عادی نیز در سراسر جهان بخش زیادی از اخبار و اطلاعات مورد نیازشان در زمینه‌های مختلف از سیاست گرفته تا تغییرات آب و هوایی را از طریق سایت‌هایی مثل فیس‌بوک و تویتر دنبال می‌کنند.

مجموعه دولت اوباما در این مدت تلاش زیادی برای ارتباط با شهروندان با استفاده از رسانه‌های اجتماعی داشت تا امروز که زمان تغییر فرا رسیده و آن‌ها به دنبال آرشیو محتواهای تولید شده و تحویل اکانت‌ها به دوران ترامپ هستند.

در این مرحله قرار است تمام محتواهای رسانه‌های اجتماعی در National Archives and Records Administration  که به اختصار NARA نامیده می‌شوند ذخیره شوند، از تمام توئیت‌ها گرفته تا اسنپ‌ها و همه‌ی آن‌چه به صورت محتوای آن‌لاین تولید شده است – مانند همان اتفاقی که برای دست‌نوشته‌ها، فکس‌ها و ایمیل‌ها اتفاق می‌افتد. اما تیم رسانه‌ای به دنبال نوع دیگری از آرشیو هم هست و آن آرشیو آن‌لاین محتواهای تولید شده‌ی این هشت سال است – آرشیوی که باعث شود همه محتواها به صورت قابل دسترس ماندگار شوند.

در این خصوص تصمیم بر این است که محتواهای اکانت‌ها به اکانت‌های دیگری منتقل شوند – به طور مثال محتوای اکانت @POTUS  دوران اوباما با ۱۱ میلیون دنبال‌کننده در ۲۰ ژانویه باید تحویل تیم جدید شود اما این شروع تازه به گونه‌ای خواهد بود که در آن هیچ توئیتی از قبل وجود ندارد و همه‌ی توییت‌های قبل که دیگر تاریخی و مربوط  به دوران اوباما محسوب می‌شوند در اکانت @POTUS44 قابل دسترس خواهند بود – همان‌طور که آن‌ها در NARA ذخیره شده و در دسترس عموم هستند.

همین رویه اکانت‌های دیگر دوران اوباما در توئیتر و اکانت‌ها دیگر در فیس‌بوک، اینستاگرام و دیگر رسانه‌های اجتماعی را نیز شامل می‌شود – اکانت‌های قبلی به شکل خالی و با دنبال کننده‌ها تحویل تیم رئیس جمهور جدید می‌شوند و محتواهای قبلی به اکانت‌های دیگری برای دسترس آن‌لاین منتقل می‌شوند.

شاید پست‌های رسانه‌های اجتماعی هیچ‌گاه اهمیت اسناد رسمی دولتی را پیدا نکنند اما ضبط و آرشیو آن‌ها در نوع خود می‌تواند اتفاقی تاریخی محسوب شود، چه به عنوان مدارکی از یک دوره برای تاریخ‌نویسان و روزنامه‌نگاران و چه به لحاظ اهمیتی که از این پس رسانه‌های اجتماعی در نزد مقامات رسمی خواهد داشت – احتمالا رئیس جمهورهای آینده احساس اهمیت بیشتری در مورد رسانه‌های اجتماعی خواهند داشت؛ و با این آگاهی از آن استفاده می کنند که همه‌ی پست‌های رسانه‌های اجتماعی ماندگارند و ضبط و آرشیو می‌شوند.

چگونه رسانه‌های اجتماعی ارتباطات بحران در خطوط هوایی را به اوج می‌رسانند

نوشته‌شده در توسط .

0 (1)

با گذشت بیش از یک هفته – جهان همچنان از سرنوشت پرواز MH370 خطوط هواپیمایی مالزی که از کوالالامپور به مقصد پکن در حرکت بود بی‌خبر است. هواپیمایی که روز شنبه ۸ مارس با ۲۲۷ مسافر و ۱۲ خدمه ناپدید شد و سؤالات بی‌شمار بی پاسخی را بوجود آورد.

از طرف دیگر پاسخ‌های خطوط هواپیمایی مالزی در مورد بحران MH370 به طور حتم در آینده بلند مدت شرکت تاثیر گذار خواهد بود. این در حالی است که ورود آن‌ها از طریق روابط عمومی و رسانه‌های اجتماعی با بسیاری از اظهارات‌‌ مرموز و سردرگم کننده همراه بود. پاسخ‌‌های نامنظم آن‌ها در واقع راه را برای حدس و گمان‌های بی‌شمار در سراسر رسانه‌های خبری، وبلاگ‌ها و رسانه‌های اجتماعی باز کرد.

اشتباه آسیانا

آیا شرکت هواپیمایی مالزی گام‌های بعدیش در ارتباطات بحران را در نظر داشت، شاید منطقی بود رهبران ایرلاین از اشتباهات یک مورد مشابه نزدیک، یعنی آسیانا ایرلاین، و مورد سقوط سان فرانسیسکو در سال گذشته درس می‌‌گرفتند.

در ۶ جولای ۲۰۱۳، پرواز ۲۱۴ شرکت هواپیمایی آسیانا در فرودگاه سان فراسیسکو آمریکا  دچار حادثه شد، اولین حادثه مرگبار برای  یک خط هواپیمایی مسافربری بعد از ۴ سال در ایالات متحده. بلافاصله بعد از این فاجعه، آسیانا برای بیش از ۴ ساعت خاموش و در سکوت بود، در نهایت کانال‌‌های ارتباطی با توییتی ساده باز شدند.

AsianaTweet

اما باید گفت که این عکس‌العملی دیر هنگام  بود، در حالی که ماجرا منعکس شده و افکار  عمومی شکل گرفته بود.

بسیاری از مسافران نجات یافته تلفن‌های هوشمندشان را چند ثانیه بعد از تکان‌های هواپیما بیرون آورده، و عکس‌های حادثه در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده بود. David Eun رئیس مرکز نوآوری آزاد سامسونگ یکی از سرنشینان زنده هواپیما بود که ماجرا را توییت می‌کرد. یکی از تصاویر او از هواپیما بیش از ۳۲۰۰۰ بار باز توییت شد.

DavidEunTweet

مشابه وضعیت شرکت هواپیمایی مالزی، آسیانا هم هیچ کنترلی بر موقعیت نداشت. حقایق با شایعه درهم آمیخته و در این فرایند آسیب‌زا  و ویرانگر، بیش از  همه ضربه به خود شرکت و نام  تجاری آن تحمیل می‌شود.

هواپیمایی سات‌وست هم بهترین نبود

در موردی مثبت، می‌توان به عملکرد شرکت سات‌وست اشاره کرد. در ۲۳ جولای ۲۰۱۳، چرخ‌های دماغه پرواز ۳۴۵ متلاشی شدند و یک فرود کنترل نشده و سخت در فرودگاه لی‌گاردیا را رقم زدند. هواپیما بیش از ۲۱۷۵ فیت سر خورد – بیش از مساحت هفت زمین فوتبال – قبل از این‌که در لبه‌ی باند فرودگاه متوقف شود. ده مسافر آسیب دیده بودند، و  شش تن از آن‌ها برای درمان جزئی به بیمارستان نیاز داشتند.

تنها نیم ساعت بعد از حادثه، سات‌وست برای ارتباط با مردم فعال شد، اختصاص یک هشتگ رسمی و نقش‌های علاقه‌مند‌انه‌ی اطمینان بخشش نشان داد که ایرلاین می‌خواهد در اطلاع رسانی به عموم درباره آنچه اتفاق افتاده نقش فعال را بازی کرده و داشته باشد.

SouthwestTweet

اگرچه اطلاع رسانی و پاسخگویی دیجیتال سات‌وست چندان برای آن‌ها غیر معمول نبود، با این حال آن‌‌ها بهترین نبودند – بخصوص وقتی پای ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی در میان باشد. آن‌طور که استیون فریشلینگ، یک مشاور رسانه‌های اجتماعی در امور مسافرت و هوا – فضا می‌گوید ” اگر اتفاقی بیافتد، ایرلاین بلافاصله در صدر موضوع است. آن‌ها یا  می‌گویند که “اتفاقی روی داده است” یا می‌گویند ” ما در حال بررسی آن هستیم”، اما این‌ها خودشان بخشی از گفتگو هستند”.

مکالمه آغاز شده است

فریشلینگ که طرح‌های بحران برای خطوط هواپیمایی متعددی را در سراسر جهان بسط داده است، نشان می‌دهد که چطور و به آسانی می‌شود کنترل بحران در عصر دیجیتالی امروز را از دست داد.

“شش دقیقه بعد از آن‌که هواپیمای سات‌وست سقوط کرد، من بیش از ۴۰ توییت درباره‌ی آن دیدم. بیش از ده پیام داشتم و شخصی را در فیس‌بوک پی‌گیری می‌کردم که درباره حضورش در فرودگاه و مشاهده سر خوردن هواپیما می‌نوشت. گفتگو آغاز شده بود. مردم درباره آن آگاه شده بودند. شخصی از هواپیما پیاده شده و عکسی را به اینستاگرام پست کرده بود، و اکانتش توسط CBS, CNN و یاهو نیوز دنبال شده و گسترش می‌یافت.

توانایی رسانه‌های اجتماعی به عنوان پلتفرم‌هایی برای شنیدن و مشاهده – راه‌های جدید و متنوعی را برای بررسی گزارش‌‌ها و اقدام  سریع فراهم می‌کنند. مورگان جوهانستن، مدیر ارتباطات شرکت‌ها و استراتژیست رسانه‌های اجتماعی در   jetBlue Airways می‌گوید “قبل از رسانه‌های اجتماعی، گاهی بیش از یک ساعت طول می‌کشید تا حتی بتوان تایید کرد که یکی از هواپیماهای‌تان دچار حادثه شده‌اند؛ حالا شما می‌توانید ۱۴ عکس متفاوت، از ۱۴ زاویه تقریبا متفاوت از یک صحنه را ببینید و ناگهان حس کنید و مطمئن ‌شوید که بله این یکی از  هواپیماهای شما است.

گفت و شنود خودتان را داشته باشید

رسانه‌های اجتماعی درحالی که برای گوش دادن حیاتی هستند، می‌توانند برای شکل دادن و پخش اخبار حتی مهم‌تر و قدرتمندتر باشند. آن‌طور که فریشلینگ می‌گوید: رسانه‌های اجتماعی نخستین جایی است که شما باید بروید. شما نیاز دارید به این‌که بگویید حادثه‌ای رخ  داده است – شماره پرواز را اعلام کنید، فرودگاه – و اطلاعات را گردآوری کرده و مردم را مطلع نگه دارید. بعد، هر ده دقیقه، حتی اگر خبر جدیدی نیست، بگویید “ما همچنان پیگیر هستیم”. همه‌ی این‌ها مسائلی است که شما با آن روبرو هستید، و به همان سرعت اگر مطلب جدیدی دارید آن را منتشر کنید.

SouthwestPost-640x368

اما وقتی همه چیز  بر روی خط است و شما ذخیره دومی ندارید دقیقا کجا باید پیامتان را منتشر کنید ؟

جانستون از جت بلوم به یک مسیر نامشخص اشاره می‌کند. ” مشکل با چند کانال این است که چند مکان بوجود می‌آید که مردم فکر می‌کنند برای اطلاعات تازه‌تر باید به آن‌ها سر بزنند. اما واقعا شما چه کاری می‌خواهید در یک سناریو بحران که محدود به تعدادی مکان است که مردم فکر می‌کنند نیاز به نگاه کردن به آن‌ها دارند انجام دهید. اگر می‌توانید اطلاعات را متمرکز کنید و برای همه‌ی کانال‌های متفاوت از یک دیتابیس مرکزی اطلاعات استفاده کنید.

طرح بحران رسانه‌های اجتماعی به طور مرتب در حال تحول است

اما آیا یک شرکت به یک طرح بحران پیش از شروع پیام‌رسانی در رسانه‌های اجتماعی نیاز ندارد؟

قطعا، اما هیچ طرحی نمی‌تواند کاملا با اتفاقات آینده همخوانی داشته باشد – یا حتی برای بیشتر – مواقع. همان‌طور که ریچل رنسینک، مدیر استراتژی بازاریابی در دلتا ایر توضیح  می‌دهد “نباید یک طرح بنویسید و آن را در قفسه بگذارید تا وقتی که واقعا به آن نیاز دارید – طرح، آزمایش، تمرین، توسعه، آزمون دوباره، تکمیل کردن – رسانه‌های اجتماعی به سرعت گسترش یافته و تغییر می‌کنند، و شما نیاز دارید به همراه آن‌‌ها خودتان را کامل کنید.

در ضمن بحران‌ها به ندرت کوتاه مدت هستند، و شما باید افراد جایگزین داشته باشید تا به دیگر افراد استراحت بدهید. یک بحران لزوما در ساعات مرسوم اداری اتفاق نمی‌افتد. شما نیاز دارید در طرح‌تان موقعیت‌های اضطراری را برای پاسخگویی در نظر بگیرید – زیرا بحران ممکن است برای روزها، هفته‌ها و یا حتی ماه‌ها ادامه داشته باشد.

ایجاد هشتگ#

در حالی که توییت سات‌وست بعد از حادثه پرواز ۳۴۵ شامل هیچ جزئیاتی از آن‌چه رخ داده بود – نبود، اما آن به ایرلاین برای این‌که مکالمه‌ی خودش را داشته باشد کمک بزرگی کرد. توییت سات‌وست به هشتگ Flight345# ختم می‌شد، که ایجاد هشتگ رسمی ایرلاین برای حادثه بود.

پیشنهاد فریشلینگ مشاور رسانه‌های اجتماعی این است که هشتگ خودتان را ایجاد کنید. “اگر هشتگ خودتان را داشته باشید و بلافاصله آن را ایجاد کنید – آن هشتگ اصلی خواهد بود، و رسانه‌ها هم مجبور می‌شوند که از آن استفاده کنند.

در حادثه ایرلاین آسیانا وقتی در نهایت آن‌ها بعد از ساعت‌ها به حادثه سان‌فرانسیسکو اشاره کردند، از هشتگ SFO# استفاده شد. این خودش یک مشکل بود، زیرا تا آن وقت بیشتر گفتگو‌ها در هشتگ OZ214# و #Asiana دنبال می‌شد.

در مورد خطوط هواپیمایی مالزی و پروزاز MH370 هزاران نفر در سرتاسر دنیا به تصاویر ماهواره‌ای برای یافتن پاسخ سؤالات‌شان روی آورده‌اند، هنگامی‌که زمان نتیجه‌گیری نهایی فرا برسد، خیلی بعید است که نام تجاری پشت آن باشد. حالا زمان گوش دادن، توانمندسازی  و هدایت است.

عصر صرفا واکنش در ارتباطات بحران تمام شده است. رسانه‌های اجتماعی‌ها به صحنه وارد شده‌اند.

چرا عکس خود گرفت (Selfie) مجری مراسم اسکار ویروسی شد؟

نوشته‌شده در توسط .

Ellen Degeneres breaks Obama's Twitter record with 2014 Oscars selfie - Your Community

برای نوشتن درباره‌ی سِلفی (Selfie) اولین مسئله نداشتن معادل مناسب فارسی است، ناچار باید مثلا از همین – خود گرفت – استفاده کرد که یک معادل دو کلمه‌ای برای یک تک واژه انگلیسی‌ست، و دوم این‌که اگر کلمه‌ی عکس را هم به آن اضافه نکنیم تقریبا معنای مورد نظر را نمی‌رساند و معنای کلی‌تری را متبادر می‌کند. بنابراین در واقع می‌شود گفت که ما برای ترجمه‌ی این واژه‌ی انگلیسی مجبوریم از سه کلمه استفاده کنیم که اصلا جالب نیست.

اما در مراسم اسکار دیروز الن دی‌جنرس که مجری برنامه بود این عکس سِلفی را با دیگر ستاره‌های هالیوود، مریل استریپ، برد پیت، آنجلینا جولی و … گرفت که در حدود یک ساعت بعد به رکورد یک میلیون ری‌توییت رسید و بعد از آن با شکست رکورد قبلی توییتر که مربوط به عکس باراک اوباما بعد از برنده شدن در انتخابات ۲۰۱۲ بود – یک رکورد تاریخی جدید را ثبت کرد.

اما چرا این توییت به سرعت تبدیل به یک پیام ویروسی شد – شیوع پیدا کرد – و بارها و بارها ری‌توییت می‌شود؟ اگر بخواهیم قبل از کهنه شدن ماجرا به مواردی اشاره کنیم – این‌ها به نظر می‌رسند:

۱- وقتی تقویمی برای رویدادهای سرگرم‌کننده در نظر بگیریم – مراسم اسکار در سطح جهانی یکی از بزرگ‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود که هر ساله از مدت‌ها قبل در مورد آن حرف و بحث زیاد است – به گونه‌ای که حتی آن‌ها که به این مراسم علاقه‌ای هم ندارند از زمان برگزاری آن با خبر می‌شوند. علاوه بر این کلمه سِلفی (Selfie) به عنوان کلمه سال (۲۰۱۳ ) به ایده‌ی عکس گرفتن از خود یک ارزش اجتماعی داد. بنابراین می‌شود گفت زمینه مناسب اجتماعی برای این پیام فراهم بود.

۲- عکس ثبت یک لحظه شاد و همراه با شوخی است، آن هم در مراسمی طولانی و پر طمطراق مثل اسکار، بیرون کشیدن و درآوردن چنین لحظه‌های پر از خوشی – اهمیت حسی برای حرکت‌ پیام‌ها در اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین دارند. به طور کلی آن‌چه ما را خوشحال می‌کند احتمال بیشتری برای اشتراک‌گذاری دارد تا آن‌هایی که ما را ناراحت می‌کنند، که این به آگاهی ما از واکنش دیگران به ری‌توییت یا اشتراک‌گذاری‌های ما هم بر می‌گردد.

۳- ری‌توییت این سِلفی در واقع یک نوع خود بیانگری (self-representation) هم در خودش داشت. به این معنی که بازتوییت آن به نوعی مشارکت در مراسم اسکار بود، و مثل خیلی از فعالیت‌های دیگر در رسانه‌های اجتماعی راهی بود که به ساخته شدن شخصیت آن‌لاین افراد کمک می‌کرد.

تا زمان انتشار این مطلب توییت Ellen DeGeneres رکورد ۳,۱۰۳,۵۱۵ ری‌توییت را نشان می‌دهد.

استفاده از رسانه‌های اجتماعی در حوادث

نوشته‌شده در توسط .

www.start.umd.edu sites default files files publications START_SocialMediaUseduringDisasters_LitReview.pdf (600 x 196)

دانشگاه مریلند گزارشی تحقیقی دارد که در آن به استفاده از رسانه‌های اجتماعی در خلال حوادث می‌پردازد (پی دی اف گزاش) گزارش خلاصه‌ای است از آن‌چه به طور تجربی شناخته‌‌ شده‌اند و درعین حال به طور معین به استفاده از رسانه‌های اجتماعی در حوادث اشاره دارد. یافته‌های گزارش استفاده‌های متفاوت افراد از رسانه‌های اجتماعی در جریان حوادث را بیان می‌کند، که در آن به این موارد اشاره شده است:

  • به خاطر دسترسی آسان
  • بر اساس هنجارهای اجتماعی
  • بر اساس توصیه‌های شخصی
  • برای شوخ طبعی و سبکسری
  • برای جستجوی اطلاعات
  • برای کسب اطلاعات به موقع
  • برای کسب اطلاعات فیلتر نشده
  • برای آگاهی از میزان فاجعه
  • برای با خبر شدن از وضعیت فامیل و دوستان
  • برای تجهیز خود
  • برای حفظ حس اجتماعی
  • به دنبال حمایت عاطفی و درمان

از طرف دیگر تحقیق همچنین دلایلی را مشخص می‌کند که به چرایی بی میلی افراد در استفاده از رسانه‌های اجتماعی در جریان حوادث می‌پردازد و از جمله به این موارد اشاره می‌شود: ۱) ترس‌های مربوط به حریم خصوصی و امنیت، ۲) نگرانی از درستی اطلاعات، ۳) مسائل مربوط به دسترسی، و ۴) کمبود دانش.

در توضیحی بر گزارش دانشگاه مریلند باید اشاره کرد که با وجود سر و صداها و بحث‌های زیادی که درباره‌ی رسانه‌های اجتماعی و نقش آن‌ها در جوامع امروز وجود دارد، امکانات و قدرت رسانه‌های اجتماعی برای کمک در حوادث همچنان از جنبه‌های کمتر مورد توجه است. در ایران همچنان بحث اصلی بر سر خوب یا بد بودن آن‌هاست و در سطح جهانی هم جنبه‌ی استفاده تجاری از رسانه‌های اجتماعی دیدگاه غالب است. رسانه‌های اجتماعی همان‌طور که در موارد مختلفی مثل کمپین‌های تبلیغاتی و رویدادهای اجتماعی قدرت خودشان را نشان داده‌اند – می‌توانند در جریان حوادثی مثل زلزله – در صورت فراهم بودن دسترسی و آموزش‌های لازم – نقش کمک‌ کننده‌ی موثری در اطلاع رسانی و نجات جان انسان‌ها بازی کنند.

رسانه‌های اجتماعی در مقابل شبکه‌های اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

2

رسانه‌های اجتماعی را می‌توان استفاده از فن‌آوری وب و تکنولوژی موبایل برای تبدیل ارتباط به یک گفتگوی تعاملی تعریف کرد. در مقابل، شبکه‌های اجتماعی ساختاری اجتماعی از افراد است که بر اساس علاقه‌های مشترک به یکدیگر وصل شده‌اند.

البته این تعریف از رسانه‌های اجتماعی بسیار ساده شده به نظر می‌رسد. در چند سال گذشته، تکنولوژی ما را به جایی خیلی دورتر از نقطه‌ی آغاز برده‌ است و رسانه‌های اجتماعی حالا تقریبا موجودی کاملا متفاوت به نظر می‌رسند. رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی ابزار رویدادهای بزرگی در گوشه و کنار جهان بوده‌اند. این منصفانه است که بگوییم شبکه‌های اجتماعی زیر مجموعه‌ای از رسانه‌های اجتماعی هستند. تعداد زیادی از مردم فکر می‌کنند که رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی یکی و یکسان‌اند و بنابراین می‌شود آن‌ها را به جای یکدیگر به کار برد. این یک تصور اشتباه است. ایده‌ی بدی نیست که نگاهی بیاندازیم به تفاوت‌های این دو تا درک روشن‌تری از آن‌ها بدست آوریم.

شبکه‌های اجتماعی

هدف اصلی شبکه‌های اجتماعی ارتباط با دیگر افراد است. نتایج دیگری نیز نهایتا از این ارتباطات در موقعیت‌های مختلف بدست می‌آید، مانند درآمد. عده‌ای بر این باورند که شبکه‌های اجتماعی پیش از رسانه‌های اجتماعی وجود داشته‌اند و برخی دیگر هم معتقدند که قضیه برعکس است. پایه و اساس شبکه‌های اجتماعی انسان است. شما پروفایل‌تان را در کانال‌های رسانه‌های اجتماعی پر می‌کنید و افراد بر اساس اطلاعاتی که از شما می‌خوانند با شما وارد تعامل می‌شوند. البته، شما می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی برای کار یا تفریح استفاده کنید. ارتباطات قدرتمندی وجود دارند که حاصل شبکه‌های اجتماعی آن‌لاین‌اند. شبکه‌های اجتماعی درباره‌ی ارتباطات متقابل است.

رسانه‌های اجتماعی

اگر درک‌مان از رسانه‌ها پیش از اینترنت را در نظر بگیریم، یعنی درباره تلویزیون، روزنامه‌ها، مجله‌ها و غیره. باید بگوییم زمانی‌که رسانه‌ها از طریق تارنمای جهانی وب در دسترس قرار گرفتند برای مدتی طولانی ایستا و راکد نماندند. قابلیت‌های شگفت‌انگیز تعاملی برای همه قابل دسترس شد و احساس شخصی بودن بیشتر را به همراه آورد، و ارتباط شخص با شخص را بیش از هر وسیله‌ی دیگری ممکن کرد. رسانه‌های اجتماعی یک واژه گسترده است و در واقع شامل انواع مختلفی از رسانه‌ها مانند ویدیو، وبلاگ و غیره می‌شود. رسانه‌های اجتماعی یک مکان است که شما می‌توانید اطلاعات را به افراد دیگر منتقل کنید. رسانه‌های اجتماعی یک وسیله برای ارتباط با دیگران است. رسانه‌های اجتماعی به همه اجازه می‌دهد تا محتوا را با دیگر افراد به اشتراک بگذارند که افراد دیگر هم می‌توانند به نوبه‌ی خود، بار دیگر آن را با افراد مرتبط خودشان به اشتراک بگذارند. رسانه‌های اجتماعی امکان بازاریابی و شهرت را برای شما فراهم می‌کنند.

رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی چه اشتراکی دارند

یک راه ساده برای نگاه کردن به تفاوت رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی این است که رسانه‌های اجتماعی به مردم برای ساختن ارتباط کمک می‌کنند و شبکه‌های اجتماعی ارتباطات را در دسترس قرار می‌دهند. مردم دور هم جمع می‌شوند چون علاقه‌، اشتیاق، و دلایل مشترک دارند و به مرور روابط با شناخت بیشتر افراد نسبت به یکدیگر و بواسطه تعاملی که در طول زمان بدست آمده است تقویت می‌شوند. مسلئه مشترک در رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی نوع موفقیت کسب و کار در آن‌ها است که هر دو مبتنی بر بازاریابی ویروسی هستند. اگر ارتباطات ویروسی باشند، افراد بیشتر و بیشتری توجه نشان خواهند داد و ترافیک آن‌لاین بیشتری خواهید داشت و شانس بهتری برای رونق کسب و کار شما بوجود خواهد آمد.

نتیجه‌

این بسیار با اهمیت است که بدانیم رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی یکی و یکسان نیستند اما آن‌ها هر دو از اهمیت حیاتی برای کسب و کار برخوردارند و شما برای موفقیت‌های بزرگ‌تر در کسب و کار باید از همه‌ی مزایای آن‌ها بهره ببرید.

دانش تولید محتوای ویروسی

نوشته‌شده در توسط .

viral content

رسانه‌ها همواره درگیر مسئله جذب مخاطب بوده‌اند. حالا در عصر رسانه‌های اجتماعی و در حالی که تک تک افراد کم و بیش می‌توانند به عنوان تولید کننده‌ی محتوا و یک رسانه مطرح شوند این تب دامنه‌ی گسترده‌تری پیدا کرده تا جایی که میلیون‌ها و شاید میلیارد‌ها کاربر در رسانه‌های اجتماعی به دنبال جذب مخاطب بیشتر برای نوشته‌ها، عکس‌ها و فیلم‌های خودشان هستند. اما آیا واقعا فرمولی برای جذب مخاطب بیشتر وجود دارد؟ در سال‌های اخیر و با رونق روز افزون رسانه‌های اجتماعی عنوان “محتوای ویروسی” از اصطلاحاتی بود که مطرح شد. عنوان محتوای ویروسی معمولا به مطالبی داده می‌شود که بصورت گسترده در فضای وب مورد توجه قرار می‌گیرند، یعنی با اشتراک‌گذاری‌ها، کامنت‌ها و لایک‌های متعدد کاربران مواجه شده و از این طریق مثل یک ویروس دست به دست در سطح اینترنت می‌چرخند. این محتواها می‌تواند نوشته، عکس یا فیلم باشند.

دانش محتوای ویروسی

مطالعات تحقیقی درباره‌ی این‌که چه چیزی یک محتوای ویروسی را می‌سازد به این موارد اشاره دارند:

طول یک مطلب. تمایل برای اشتراک‌گذاری مقالات بلند‌تر اغلب بیشتر از مقالات کوتاه است.

مسئله احساسات. شما ممکن است بیشتر مطلبی را به اشتراک بگذارید که باعث نگرانی، ترس و خشم در شما شده‌اند تا مطلبی که شما را غمگین کرده است.

مسائل مناقشه برانگیز. وبلاگ‌ها وقتی به یک مسئله بحث‌برانگیز می‌پردازند معمولا دو برابر هر زمان دیگری کامنت دریافت می‌کنند.

مطلب مفید. محتواهایی که جالبند و کاربرد فوری دارند اشتراک‌گذاری بیشتری خواهند داشت.

موضوعات طنز و خنده‌دار. طنزها فراوان‌ترین عنصر مشترک در بیشتر محتواها و آگهی‌های ویروسی هستند.

چک لیستی برای محتوای ویروسی

آیا شما به اندازه کافی موضوع را پوشش داده‌اید؟ آیا مطلب به اندازه کافی طولانی و بلند هست؟

آیا محتوا الهام بخش انرژی زیادی برای احساساتی مثل ترس، خشم یا نگرانی هست؟

آیا لحن شما انتقال دهنده احساس هست؟

آیا محتوای شما عملا مفید است؟

آیا محتوای شما جالب است؟

آیا محتوا تعجب برانگیز و غافلگیر کننده است؟

آیا نویسنده مشهور یا صاحب اعتبار است؟

اگر حدس زده می‌شود که مطلب طنزآمیز است، آیا واقعا هم این‌طور هست؟ آیا شما مطمئن‌اید که آن فقط مورد پسند دوستان‌تان نخواهد بود؟

البته باید توجه داشت که محتواها معمولا با فرهنگ‌ها و اولویت‌های جامعه‌های مختلف ارتباط دارند. بنابراین لزوما تحقیقاتی که نشان دهنده‌ی ویروسی بودن مطالب در یک فرهنگ و زبان است نمی‌تواند در فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر هم درست باشد. به طور مثال در رسانه‌ها اجتماعی فارسی معمولا مطالب بلند چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرند. بنابراین برای بحث دقیق و علمی‌تر برای پیشنهاد‌های محتوای ویروسی در وب فارسی باید منتظر تحقیقات علمی در این زمینه بود.

طعم استارباکس در رسانه‌های اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

facebook-blog-full

اغلب از استراتژی با ارزش استارباکس در رسانه‌های اجتماعی برای تور کردن مشتری‌ها یاد می‌شود. بنابراین بررسی چگونگی استفاده آن‌ها به عنوان یک برند از شبکه‌های اصلی اجتماعی نمی‌تواند بی‌فایده باشد:

فیس‌بوک

گذشته از خود فیس‌بوک که تقریبا ۹۰ میلیون هوادار دارد، استارباکس با بیش از ۳۴ میلیون لایک یکی از پرطرفدارترین برندها دراین شبکه اجتماعی است. در همین رده می‌توان آن را با وال مارت Walmart مقایسه کرد که ۲۷ میلیون هوادار دارد، اما دو شرکت استراتژی‌های اجتماعی متفاوتی را دنبال می‌کنند.

وال‌مارت معمولا صفحه‌اش را در روز چند بار با پیشنهاد محصولات، تعقیب و تیتر مسابقات، و چت ورزشی به روز می‌کند. به روزرسانی‌های مکرر معمولا به عنوان بهترین روش در جذب هوادار در نظر گرفته می‌شوند، با این وجود استارباکس ممکن است برای هفته‌ها پست جدیدی در صفحه‌اش قرار ندهد.

اگرچه پست‌هایش اغلب فقط تصویرهای جذابی از محصول هستند می‌توانند هزاران لایک و کامنت بدست آورند.

برای مثال، یک تصویر بدیع از کافی شاپ استارباکس با این تیتر که “همه از کجا شروع می‌کنند” بیش از ۱۵۰۰۰۰ لایک و ۲۱۰۰ کامنت بدست می‌آورد.

تیم رسانه‌های اجتماعی استارباکس به نظر نمی‌رسد که به بیشتر این کامنت‌ها جواب بدهد و شاید هم به هیچکدام جواب ندهند.

احتمالا بخشی از موفقیت استارباکس در بدست آوردن هواداران انبوه و جذب بالای تعامل را باید به حساب زمانی گذاشت که آن‌ها پا به رسانه‌های اجتماعی گذاشتند. وقتی که کار کمتر سخت بود و نفوذ سریع‌تر ممکن می‌شد.

بنابراین جای تعجب نیست که وقتی به صفحه‌ی دیگر برندها در فیس‌بوک نظری بیاندازید، به روز رسانی‌های مکرر و پاسخگویی‌های محجوبانه‌ی کامنت‌ها را ببینید .

استارباکس بر خلاف جریان شنا می‌کند اما در عمل موفق‌تر از بیشتر برندهاست.

توییتر

twitter-blog-full

رفتار استارباکس در توییتر تا حدی راحت‌تر است. آن‌ها به طور متوسط کمتر از ۱۰ بار در روز توییت می‌کنند. محتوای این توییت‌ها اکثرا پاسخ و رونوشت است. اما توییت‌هایی که تصویر محصول یا لینک دارند هم هستند. توئیت‌ها چندان شوق‌انگیز نیستند و اغلب بازآفرینی‌شده‌ای از محتوای فیس‌بوک‌اند، با این وجود فید استارباکس در توییتر ۳٫۵ میلیون دنبال کننده دارد.

در حالی که دیگر برند‌ها معمولا به تیم رسانه‌های اجتماعی‌شان آزادی عمل برای وارد شدن به بحث با دنبال کننده‌ها را می‌دهند و همچنین اجازه‌ی شخصی شدن را به فید توییترشان، در استارباکس محتوا در واقع کاملا بی روح است. که آشکارا حکایت از آن دارد که آن‌ها از هر موضوع بحث‌برانگیزی دوری می‌کنند – که تا اندازه‌ای غیر جاه‌طلبانه به نظر می‌رسد.

پینترست

pinterest-blog-full

در حالی که صفحات فیس‌بوک و توییتر استارباکس عمیقا شوق‌برانگیز نیستند اما صفحه‌ی آن‌ها در پینترست شاید یکی از بهترین اکانت‌ها در این شبکه اجتماعی باشد.

آن‌ها در این‌جا فقط ۷ بُرد دارند که بیش از ۹۰۰ پین در بین آن‌هاست، و موفق شده‌اند بیش از ۷۶۰۰۰ دنبال کننده را جذب کنند. مقایسه کنید با وال‌مارت که ۶۵ برد دارد اما فقط ۱۲۰۰۰ دنبال کننده را جذب کرده است.

بُردهای آن‌ها پر از عکس‌های جذاب است که تقریبا منبع همه‌ی آن‌ها سایت‌های دیگری به غیر از خودشان است. روشی که به نظر می‌رسد قسمت موفقی از یک استراتژی در پینترست باشد. مسئله‌ای که ازچشم بعضی برندها دور مانده است.

گوگل پلاس

g_-blog-full

معمولا وقتی برندها در مورد صفحات گوگل پلاس خود غفلت می‌کنند آن را می‌شود نشانه‌ای از این حقیقت در نظر گرفت که هیچ‌کس از آن استفاده نمی‌کند، اما دراین مورد در واقع باید آن را در چارچوب کلی استراتژی اجتماعی استارباکس نگاه کرد.

آن‌ها بیش از یک میلیون دنبال‌کننده در این  شبکه دارند و پست‌های هر از چند روزشان با محتوای صفحه‌ی فیس‌بوک و توییتر پر می‌شود، که نمی‌شود اشتباه قابل توجهی در آن دید.

هر به روزرسانی در حدود صدها +۱ و بیش از ۱۰۰ کامنت به همراه دارد که در مجموع بهتر از بیشتر برندهای دیگر است.

اینستاگرام

starbucks-blog-third (1)

همان‌طور که تا حالا گفته شد استارباکس تا جای که می‌شود بیشتر محتوایش را در کانال‌های اجتماعی مختلف مورد استفاده دوباره قرار می‌دهد، و در مورد اینستاگرام هم مسئله متفاوت نیست.

اکانت‌ها آن‌ها با بیش از یک میلیون دنبال‌کننده با ارزش است، اما همه محتوا به طور مشخصی آشنا به نظر می‌رسد.

خط حمله آدیداس در اینستاگرام

نوشته‌شده در توسط .

adidas

هر روز بیشتر از صدها و شاید هزارها مقاله و مطلب درباره‌ی رسانه‌های اجتماعی در اینترنت منتشر می‌شود. نمی‌دانم آیا رسانه‌های دیگر هم چنین شانسی داشته‌اند که تا این اندازه در وصف خودشان قلم‌فرسایی کنند یا نه؟ اولین رسانه‌های تصویری مانند نقاشی‌‌های انسان‌های اولیه در غارها اصلا نوعی مونولوگ بود؛ پیامی در یک نسخه بر روی یک دیوار و بدون امکان اشتراک گذاری و پخش. اما امروز پیام‌هایی که قابلیت اشتراک‌‌گذاری نداشته باشند در حال منزوی شدن هستند، و در مقابل هر قدر پیام قابلیت گسترش ویروسی بیشتری داشته باشد موفق‌تر است. فضایی که برندها خیلی زود آن را درک کردند و حالا بر امواج آن سوار شده‌اند.

با رسانه‌های اجتماعی ارتباط کالا و مخاطب که پیش از این بیشتر بر محور نیاز شکل می‌گرفت حالا با تحول و چرخش رسانه‌ها به بستر شبکه‌های اجتماعی در حال تبدیل شدن به ارتباطی عاطفی، دوستانه و چه بسا عاشقانه است. در واقع هیچکدام از رسانه‌های پیشین این شرایط را برای برندها فراهم نمی‌کردند که با مخاطب زندگی کنند. صفحات روزنامه‌ها، بیلبوردها، و حتی تلوزیون بیشتر فضایی برای آشنایی هستند تا دوستی و زندگی، فضایی که در آن برند و مخاطب بیشتر بر اساس نیاز به یکدیگر می‌رسند و کمتر به دلیل علاقه و اعتیاد. شاید از همین رو بود که برای برندهایی مثل آدیداس، مثلا مسابقات جام جهانی فرصتی استثنایی فراهم می‌کرد تا از طریق آن بین خودشان، فوتبالیست‌ها، تیم‌ها و مسابقات رابطه‌ای از جنس داستان ایجاد کنند، داستانی که مخاطب را برای چهار سال به آن‌ها ربط بدهد.

اما حالا تجربه‌ی موفقیت برند‌ها در شبکه‌های اجتماعی به ما یادآوری می‌کنند که به عصری پا گذاشته‌ایم که در آن‌ برندها دیگر فقط کالا یا خدمات نیستند، بلکه در حال تبدیل شدن به یک روایت و شخصیت در زندگی روزمره‌ی آدم‌ها هستند. تجربه‌ای که ممکن است با شیفتگی یا حسرت همراه باشد، تجربه‌‌ای که البته در آن عکس‌ همچنان نقش مهمی دارد – تا حتی در غیاب خود کالا ذهن مخاطب را پر از فانتزی‌ و خیال‌بافی‌های دور و دراز و رنگی کند.

با آدیداس در اینستاگرام

موفقیت آدیداس در اینستاگرام تا حدی غافلگیر کننده است، از این نظر که آن‌ها در طی سه ماه موفق شده‌اند تقریبا دنبال کننده‌های خودشان را در این شبکه‌ی اشتراک‌گذاری عکس دو برابر کنند و به عدد ۱۴۳۴۹۸ (در زمان تحقیق) برسند.

در شبکه‌های اجتماعی کم و بیش همه چیز واضح و روشن است، آن‌ها در سه ماه گذشته ۴۹ پست داشته‌اند با میانگین ۵۲۹۲۴ لایک و کامنت بر روی هر عکس. در یک ماه آخر پست‌های بیشتری می‌گذارند، یعنی به طور میانگین ۶-۵ پست در هر هفته تا شاهد روند افزایش فعالیت روی پست‌ها باشند. تا جایی که بیش از ۵۰۰۰۰ لایک و کامنت در هر پست  بدست می‌آورند.

FOT

 بخشی از موفقیت آدیداس در اینستاگرام ممکن است مربوط به ترکیب مثلث اشتراک‌گذاری در فیس‌بوک، توییتر و اینستاگرام باشد. در واقع از ۴۹ عکسی که آن‌ها در اینستاگرام قرار دادند به جز یک مورد بقیه در فیس‌بوک و توییتر هم به اشتراک گذاشته شده‌اند. البته مثل دیگر برند‌ها میزان فعالیت بر روی پست‌های آن‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای در توییتر کمتر از فیس‌بوک است. آدیداس به طور متوسط ۱۰٫۱ توییت برای هر عکس دارد در مقابل ۲۶۹ لایک در فیس‌بوک.

آدیداس در اینستاگرام روندی مشابه با دیگر برندها را دنبال می‌کند: آن‌ها از فیلتر برای عکس‌ها استفاده نمی‌کنند. از ۱۸۳  عکسی که در فید اینستاگرام هست ۱۰۷ عکس بدون فیلتر است و جالب اینکه فعالیت حول و حوش این عکس‌ها از طرف کاربران بیشتراز عکس‌هایی است که فیلتر داشته‌اند. اما نکته‌ی قابل توجه‌تر این است که در واقع بخش عمده‌ای از محتوای آن‌ها متقارن با مارکتینگ‌شان است که برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی بازآفرینی می‌شود. در حالی که طبیعی است که وقتی شما عکاس، ادیتور و گرافیست حرفه‌ای در اختیار دارید احتیاجی به اضافه کردن ماسک‌ها بر روی عکس‌ها  نداشته باشید. همان‌طور که آدیداس هم خیلی کم از آن‌ها استفاده می‌کند.

موفقیت آدیداس در اینستاگرام یک مثال خوب است از این‌که چگونه برندها می‌توانند به آسانی از محصولات‌شان به عنوان محتوای اجتماعی در شبکه‌ها استفاده کنند. در استراتژی آن‌ها حداقل زمان و انرژی صرف می‌شود در حالی که هر روز مخاطبان جدیدی با آن تغذیه می‌شوند.

استراتژی در رسانه‌های اجتماعی و پرسش‌هایی که باید پاسخ داد

نوشته‌شده در توسط .

-Social-media

شاید کم و بیش همچنان نگاه تفریحی به رسانه‌های اجتماعی دید غالبی باشد که با آن روبرو هستیم. اما باید توجه کرد که رسانه‌های اجتماعی به عنوان ابزارهای ارتباطی این قرن به سرعت در حال ترکیب شدن با بخش‌های مختلف فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هستند‌‌. از این رو داشتن یک استراتژی فعالیتی مشخص در این رسانه‌ها امروزه در بسیاری از شرکت‌ها و موسسات کوچک و بزرگ جهان به مسئله‌ای اجتناب ناپذیر تبدیل شده و قابل چشم‌پوشی نیست. در این شرایط است که شما به عنوان یک کسب و کار یا سازمان باید از خودتان بپرسید که تاکنون چه گام‌هایی در این زمینه برداشته‌اید؟ آیا اصلا توجه به رسانه‌های اجتماعی را جدی گرفته‌اید؟ اگر در این زمینه فعال هستید آیا سازمان شما یک استراتژی رسانه‌های اجتماعی صحیح را دنبال می‌کند؟  در یک استراتژی رسانه‌های اجتماعی درست و هوشمندانه پاسخ به این سوالات را کم و بیش باید در نظر گرفت:

۱- اهداف‌تان چه هستند؟ باید یک هدف روشن و مشخص در استفاده از فیس‌بوک، توییتر، وبلاگ و دیگر ابزارهای رسانه‌های اجتماعی داشته باشید. بهترین کار برای صرفه‌جویی در وقت این است که به نتایج کار نگاه کنید تا آگاه شوید که آیا استراتژی شما عملکرد خوبی داشته است یا نه.

۲- هواداران‌تان واقعا چه کسانی هستند؟ چه چیزی باعث می‌شود که مردم درباره‌ی شما حرف بزنند؟ چه میزان کوشش و تلاش عاطفی برای داشتن حمایت آن‌ها مورد نیاز است؟ چگونه به این آگاهی رسیده‌اید که به درستی دارید آن‌ها را درک می‌کنید؟

۳- چه چیزی سازمان شما را جذاب می‌کند؟ دلیل وجود سازمان‌تان چیست؟ آیا شما چیزی را پیشنهاد می‌کنید که سازمان‌های دیگر آن را ارائه نمی‌دهند؟ اگر سازمان‌تان یک شخصیت در “جنگ ستارگان” بود، چه کسی می‌توانست باشد؟

۴-  تیم شما چه کسانی هستند؟ آیا آن‌ها به کارشان علاقه دارند و به آن اهمیت می‌دهند؟ آیا آن‌ها دوست داشتنی هستند؟ آیا سیاست مشخص و گردش‌کار روشن و مشارکت تشویقی وجود دارد؟ کارمندان اجرایی و دیگر بخش‌ها چگونه از رسانه‌های اجتماعی حمایت می‌کنند؟

۵- چطور با کانال‌های دیگر ترکیب می‌شوید؟ در کجا به طور طبیعی بیشترین توجه را جلب می‌کنید؟ در رویداد‌ها؟ ایمیل؟ چگونه می‌توانید رسانه‌های اجتماعی را به گونه‌ای در حول و حوش کارهای‌تان قرار بدهید که از دید مردم کاملا عادی، جدید و خلاقانه به نظر برسد؟

۶- اجرای کارها توسط شما چگونه است؟  چه گام‌هایی در برنامه‌ریزی، آمادگی، متحد‌سازی هواداران، و بهره‌گیری از اثرات روند( وبلاگ‌نویسی امدادی، چت‌های تویتر، و تبلیغات فیس‌بوک) برداشته شده‌اند؟ چه کسی رهبری این اُرکست را به عهده دارد و چه وقت هر کدام از بخش‌ها نقش خودش را ایفا می‌کند؟

۷- چه‌گونه مردم را علاقه‌مند نگه می‌دارید؟ از چه طریق مردم را به اندازه کافی علاقه‌مند برای واکنش نگه می‌دارید، بدون این‌که آن‌ها متوجه بشوند که همه کارها در واقع برای سازمان انجام می‌شود؟ از چه روش‌های متفاوتی برای ایجاد ارزش( و معنا سازی ) در میان هواداران‌ در طول و بعد از کمپین‌تان استفاده می‌کنید؟ چگونه قدرت نفوذ حرکت کمپین را به طرف مبارزات تبلیغاتی بعدی سوق می‌دهید؟

۸- چطور به خودتان اثبات می‌کنید که در مسیر رسیدن به اهداف‌تان قرار دارید؟ چه چیزی را اندازه‌گیری می‌کنید، و چطور آن را اندازه‌گیری می‌کنید؟ توجه کنید که تاکید بر اندازه‌گیری به عنوان فرایندی در جهت رسیدن به هدف است نه مرحله‌ نهایی در یک کمپین.

چگونه رسانه‌های اجتماعی می‌توانند شهرت شما را زیر سوال ببرند

نوشته‌شده در توسط .

overworked businessman

سایت‌های رسانه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، گوگل پلاس و توییتر برای شما امکان ارتباطات مختلفی را فراهم می‌کنند، اما در عین حال اگر از آن‌ها به درستی استفاده نشود خیلی راحت می‌توانند تبدیل به پلت‌فرمی خطرناک برای لطمه و از بین رفتن شهرت شما نیز بشوند.

برای اجتناب از چنین وضعیتی در نظر گرفتن موارد زیر می‌تواند یک راهنما و کمک کننده به حساب آید:

۱- نوشته‌های خسته کنند: یک پست خسته کننده را می‌شود  هر پستی تعریف کرد که شخصیت و دیدگاه شما در آن وجود ندارد. ارائه یک دیدگاه تازه بر روی یک موضوع قدیمی یا موضعی متفاوت با دیگران چیزهایی هستند که جلب توجه می‌کنند. باید از خودتان بپرسید که چطور می‌توانید شخصیت یا حس‌ طبیعی‌تان را در هر پست ارائه کنید. دقیقا همان چیزی که می‌تواند جوهره‌ی هر برندی از جمله برند شخصی شما باشد، آخرین چیزی که حاضرید آن را ببخشید.

۲- توهین به دیگران: رسانه‌های اجتماعی جایی نیست که بخواهید مشکلات‌تان را بر سر دیگران بریزید. تفاوتی بین توهین به اشخاص در فضای عمومی یا بلند کردن صدای‌تان بر سر کارمند یک فروشگاه نیست. بله شما به این شکل هم می‌توانید توجه مردم را جلب ‌کنید، اما این توجه با آن‌ توجهی که شما لازم دارید خیلی فرق می‌کند.

متاسفانه، هر چه شما در رسانه‌های اجتماعی بیشتر صعود کنید مردم بیشتر دوست دارند به شما سنگ بزنند. اما به هیچ وجه سعی نکنید به طور علنی تلافی کنید. خیلی ساده کامنت‌های ناراحت کننده را پاک کنید، شخص مزاحم را بلاک کرده و بعد تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید مسئله به صورت خصوصی دنبال شود یا ترجیح می‌دهید از آن بگذرید.

۳-  کوتاهی در تشویق و پشتیبانی از دیگران: شما برای بوجود آوردن و توسعه‌ی یک شبکه‌ی توانمند نیاز دارید تا به عنوان شخصی شهرت پیدا کنید که به ارتقاء دیگران کمک می‌کند. نه این‌که فقط اعتبارتان را در جایی خرج کنید که لازم است یا مجبورید خرج کنید. در واقع ارتباطات تضمین کننده‌ی موفقیت شما هستند و این توانایی را به شما می‌دهند که برای تشویق و ارتقاء دیگران از آن‌ها استفاده کنید.

۴- پاسخ ندادن به کامنت‌ها: پاسخ ندادن به کامنت‌ها در وبلاگ یا دیگر رسانه‌های اجتماعی تفاوتی با این ندارد که شما یک بحث را با کسی شروع کنید و بعد پاسخ او را نادیده بگیرید. درست است که به طور فعال مانیتور کردن کامنت‌ها و پرسش‌ها بر روی هر پست می‌تواند زمان زیادی را به خودش اختصاص دهد. اما حتی پاسخ به یک کامنت در هر پست هم می‌تواند بیان کننده توجه و تعهد شما باشد.

۵- تگ شدن بر روی عکس‌های مسئله دار: عکس‌ها می‌توانند به دردسری بزرگ برای شما در رسانه‌های اجتماعی تبدیل شوند، کافی‌ست در مورد انتخاب و انتشار عکس‌ها دقت کافی به خرج ندهید. همان‌قدر که یک عکس می‌تواند باعث تفریح و شوخی بشود، به همان اندازه هم ممکن است شهرت شما را نزد خانواده، دوستان و همکاران یا در ارتباطات شغلی‌تان به خطر بیاندازد. بنابراین در مورد انتشار هر عکس سعی کنید دو بار فکر کنید، چه وقتی می‌خواهید دوستی را در عکسی تگ کنید چه زمانی که می‌خواهید عکسی از خودتان منتشر کنید. بخصوص اگر شما  فردی صاحب کسب و کار هستید باید همواره در مورد این‌که چگونه نزد عموم به نظر می‌رسید مراقب باشید. پس بهتر است هر عکس مشکوکی را که ممکن است به شهرت شما لطمه بزند پاک کنید یا تگ آن را از روی خودتان بردارید.