بایگانی برچسب: s

هفت قانون اصلی برای سخنرانی

نوشته‌شده در توسط .

images

برای یک سخنرانی خوب, اعتماد به نفس و نداشتن استرس و اضطراب نکته‌های مهمی هستند که در اینجا به هفت نکته اشاره می شود که می توانند کمک کننده باشند:

  1. عذرخواهی نکنید – افراد معمولا وقتی اشتباه‌های شما را متوجه می‌شوند که خود شما به آن‌ها اشاره می‌کنید. به آن‌ها نگویید که چیزی را فراموش کردید … آن‌ها از آن خبر ندارند. چند لحظه مکث کنید، کمی آب بخورید و ادامه بدهید.
  2. آرام صحبت کنید – به طور عادی شما ممکن است تقریبا تند صحبت کنید. کندتر صحبت کنید و بازهم کمی کندتر
  3. اگر شما برنامه‌ریزی کردید که در انتهای سالن هم صدای شما شنیده شود، توجه داشته باشید که اگر افراد نیاز داشته باشند که حتی کمی هم به خودشان زحمت بدهند برای شنیدن، احتمالا به سرعت توجه آن‌ها را از دست می‌دهید.
  4. مکث – مکث کردن یکی از مؤثرترین ابزار در سخنرانی است. بخصوص وقتی می‌خواهید بر نکته‌ای تاکید داشته باشید. مکث به مخاطب شما در تحلیل و دریافت اطلاعات کمک می‌کند و باعث جلب توجه افراد می‌شود – یک مکث کوتاه همچنین باعث می‌شود فرصتی برای تجدید قوا و یادآوری برنامه بعدی برای خودتان داشته باشید. از مکث کردن نترسید … حتی برای ۱۰ یا ۱۵ ثانیه – مکث‌ها معمولا برای شما خیلی بیشتر از مخاطب به نظر می‌رسد.
  5. به مخاطب نگاه کنید – به اسلاید پشت سرتان نگاه نکنید – یک کپی از آن روبروی شما هست پس لازم نیست شما برگردید. به زمین و دیوار نگاه نکنید. سعی کنید به‌طور منظم با هر شخصی که در سالن هست تماس چشمی داشته باشید – حتی اگر یک‌بار هم با هر شخصی تماس چشمی داشته باشید – مخاطب این احساس را خواهد داشت که شما به طور مستقیم با او صحبت می‌کنید
  6. به یاد داشته باشید که مخاطب انتظار دارد که شما خوب کارتان را انجام دهید – آن‌ها در سالن هستند زیرا می‌خواهند که یاد بگیرند و آموزش ببینند. حتی اگر برای حضور در این جلسه مجبور هم باشند، آن‌ها می‌خواهند که با بیشترین دستاورد از آن خارج شوند، پس آن‌ها هم می‌خواهند شما بهترین باشید و در واقع طرف شما هستند … حتی اگر حس جلسه این‌طور به نظر نرسد.
  7. تمرین – ما معمولا فقط برای مخاطبان در مراحل مهم و پر از استرس زندگی‌مان سخنرانی می‌کنیم، پس زمان تمرین را در موقعیت‌های قرار بدهید که کمتر تحت فشار هستید: تمرین با گروهی از همکاران – یا خودتان را در سناریوهای مختلف قرار داده و تمرین کنید – در تمرین خودتان را در موقعیت‌های مختلف قرار دهید و سعی کنید مشکلات را حل کنید – تمرین باعث خواهد شد که شما بتوانید در شرایط که اتفاقات غیرمنتظره می‌افتد هم آماده مقابله با آن باشید.

منبع

راهنمای‌ سخنرانی برای افراد خجالتی

نوشته‌شده در توسط .

public-speakingقرار است  یک پرزنتیشن کاری ارائه کنید و همین مسئله شما را دچار احساس نگرانی و دلشوره می‌کند، تا حدی که ممکن است فکر کنید بیمار هستید. در حالی که دلیلش می‌تواند کمی خجالتی بودن‌تان باشد. وضعیتی که قابل تغییراست.

۱- احساس اعتماد به نفس به میزان آگاهی شما از مطلبی که می‌خواهید ارائه کنید بستگی دارد. چند دقیقه وقت بگذارید و مطالب را قبل از پرزنتیشن مرور کنید. آماده‌سازی به شما اعتماد به نفس می‌دهد.

۲- همچنین دانستن این‌که چه چیزی می‌خواهید بگویید به احساس آرامش‌تان کمک می‌کند. داشتن احساس آرامش جزء مهمی در برقراری ارتباطات موثر است. افراد بیشتری برای گوش کردن جلب می‌شوند اگر شما آرام به نظر برسید.

۳- با رئیس و همکاران‌تان ارتباط چشمی برقرار کنید. لازم نیست وارد یک رقابت برای خیره شدن بشوید، اما از تکان دادن زیاد سر و یا نگاه کردن به دور دست هم پرهیز کنید.

۴- از حرکات سر و دست برای کمک به ارتباط استفاده کنید. گاهی، صدای افراد خجالتی خیلی آهسته و حتی لرزان است. حرکات دست و سر ارتباطات غیر کلامی هستند و استفاده از آن‌ها به شما در انتقال پیام‌ کمک می‌کند.

۵- از تُن صدای گرم استفاده کنید. استفاده از یک تُن صدای گرم و حمایت‌گرانه در ارتباطات کاری علامت رهبری است. یک تُن صدای گرم باعث احساس رضایت، تعهد و همکاری در بین اعضای دیگر گروه می‌شود.

۶- اختصار دوست شما است. سخنرانان برجسته از لغات کمتری برای رساندن پیام‌شان استفاده می‌کنند. اگر شما بتوانید شرح مسائل را به روشی مختصر بیان کنید، بعید است افراد خسته شده یا گوش دادن را متوقف کنند.

بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد

نوشته‌شده در توسط .

Communication

ما بارها شاهد بوده‌ایم که افراد  موفق در کسب و کار یا حرفه‌شان لزوما باهوش‌ترین‌ها نیستند، یا کسانی که سخت‌تر کار می‌کنند.

در واقع، افرادی که در کسب و کار یا حرفه‌شان به موفقیت می‌رسند توانایی‌های متعددی دارند اما ابزاری هست که کمک می‌کند تا آن‌ها به بالاترین کیفیت دست پیدا کنند؛ این ابزار ارتباطات است.

بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد؛ شرکت‌های بزرگ فقط ایده‌هایی بوده‌اند که بطور مناسب با مخاطبان‌شان ارتباط برقرار کرده‌اند. در طول زمان و با تداوم استراتژی‌ این کمپانی‌ها حالا تبدیل به  شرکت‌هایی بزرگ شده‌اند.

گاهی کارآفرینان پیشگامان فوق‌العاده‌ای هستند اما نمی‌دانند چگونه ارتباطات این ابتکارها را به یک مخاطب ارجاع می‌دهد، یا این‌که نمی‌دانند چه کسی مخاطب آن‌هاست یا چه کسی از آن‌ها حمایت می‌کند.

همین شرایط برای حرفه‌ای‌ها هم وجود دارد، کسانی که به رتبه‌ها و درآمد‌های بالا رسیده‌اند، آن‌ها موفق‌اند زیرا فواید کارشان را ارتقا داده‌اند و می‌دانند چه وقت و با چه کسی از ارتباطات‌شان نتیجه‌گیری کنند. آن‌ها تا زمانی که نتیجه‌گیری و ارتباطات‌‌شان در زمان درست و با افراد مناسب است افرادی غیر قابل چشم‌پوشی برای شرکت‌ها هستند.

اگر شما یک کارآفرین یا یک حرفه‌ای با آرزوهای بزرگ هستید، بهتر است درباره‌ی استراتژی‌های ارتباطی که می‌توانند شما را در رسیدن به اهداف‌تان حمایت کنند تحقیق کرده و با یک متخصص ارتباطات گفتگو کنید. شما نیاز به یادگیری آن دارید اگر چه ارتباطات در رویدادها، تبلیغات یا پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی منعکس شده، اما این فقط نوک یک کوه یخ است، ارتباطات یک علم است و شما برای رسیدن به اهداف‌تان به آن نیاز دارید، به یاد داشته باشید که بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد.

رمز و رازهای انتخاب موضوع برای یک سخنرانی موفق

نوشته‌شده در توسط .

نویسنده: Andrew Dlugan

ترجمه‌ی: مهران نصر

تصور کنید در حال برنامه ریزی برای یک سخنرانی در دو هفته دیگر هستید. در ابتدا، به خاطر فرصتی که دارید هیجان‌زده‌اید. با وجود این، خیلی زود، یک احساس ترس شما را در بر می‌گیرد – موضوع سخنرانی چه باشد؟

venn-select-speech-topics

خرد متعارف می‌گوید که درباره‌ی آن‌چه می‌دانید صحبت کنید، اما خرد متعارف فقط تا اندازه‌ای حق دارد و درست می‌گوید.

این مقاله سه پرسش که باید قبل از انتخاب موضوع بپرسید، و این‌که چطور جواب دادن به آن ها باعث انتخاب موضوعی قابل توجه برای شما و مخاطبان‌تان می‌شود را ارائه می‌کند.

رمز و راز سه پرسش

پیش از این‌که موضوعی برای سخنرانی انتخاب کنید، این سه پرسش را بپرسید:

  1. آیا من در این زمینه کارشناس هستم؟

لازم نیست که از همه مسائل موضوعی آگاه باشید، اما لازم است که بیشتر از مخاطبان‌تان درباره‌ی آن بدانید تا به عنوان یک سخنران معتبر دیده شوید. دانش شما نباید فقط آن‌چه را که برای گفتن طراحی کرده‌اید پوشش بدهد، بلکه باید فراتر از آن باشد تا بتوانید با آرامش به پرسش‌های بعد از آن نیز پاسخ دهید.

  1. آیا من نسبت به موضوع علاقه دارم؟

اشتیاق برای ارائه دانش‌تان درباره‌ی یک موضوع حکم سوختی را دارد که به ارائه سخنرانی شما قدرت می‌دهد. ژست، رفتار، چشمان‌تان، حالت چهره‌ و سطح انرژی شما همه وقتی دارید درباره‌ی موضوعی که از آن لذت می‌برید حرف می‌زنید ارتقا پیدا می‌کنند. به همین ترتیب، همه آن‌ها وقتی شما موضوعی پیش پا افتاده و عادی را انتخاب ‌کنید افت می‌کنند.

  1. آیا مخاطبان من دغدغه این موضوع را دارند؟

اگر مخاطب ارزش‌های خودش را در موضوع شما نبیند، دو امکان وجود دارد. یا آن‌ را نشان نمی‌دهد، یا نشان داده و بی‌اعتنایی می‌کند. در هر دو مورد، شما وقت‌تان را تلف می‌کنید. هر سخنرانی موفقی باید ارزشی صریح و روشن برای مخاطب داشته باشد.

تصور کنید دایره المعارفی از موضوعات بالقوه برای سخنرانی در اختیار دارید. بر اساس پاسخ‌ها به سه سوال بالا، شما می‌توانید هر یک از آن‌ها را در ۸ منطقه موضوع سخنرانی دسته‌بندی کنید. بیشتر بخوانید

۶ نکته درباره‌ی زبان بدن

نوشته‌شده در توسط .

Top_Ten_Body_Language

۱- اکثرافراد میزان انرژی‌شان را دست بالا می‌گیرند: اگر شما بخواهید به انرژی خودتان در یک مصاحبه یا سخنرانی در مقیاسی از ۱ تا ۱۰ نمره بدهید، چه نمره‌ای برای خودتان در نظر می‌گیرد و در مقابل شنوندگان یا مصاحبه‌کننده به شما چه نمره‌ای خواهند داد؟ Brad Phillips می‌گوید که در پایان یک مصاحبه‌ی آزمایشی از کارآموز می‌‌خواهد که به میزان انرژی‌اش در طول مصاحبه نمره بدهد و کارآموز حدس می‌زند که نمره‌اش حول و حوش ۷ یا ۸ باشد. فیلیپس می‌گوید بعد همین سوال را از افراد دیگری که در اتاق بوده‌اند در مورد انرژی همکارشان می‌پرسد و آن‌ها معمولا برآوردشان ۴ تا ۵ است. پس می‌شود حدس زد که ما از نظر انرژی در چشم دیگران کمتر از آنچه که خودمان فکر می‌کنیم به نظر می‌رسیم، و بیشترین مزیت برای افراد از یک تقویت ۱۰ تا ۱۵ درصدی در انرژی بدست می‌آید.

۲- فکر کردن را متوقف کنید و نگاهتان به من باشد: ما ارتباط چشمی را فقط در۴۰ تا ۶۰ درصد مواقع حفظ می‌کنیم. زیرا مشغول تلاش برای دسترسی به اطلاعات از مغزمان هستیم – که البته وابسته به این که بخواهیم چه اطلاعاتی را بازیابی کنیم، به بالا، چپ، راست یا پایین نگاه می‌کنیم. اما در بافت یک مصاحبه‌ی رسانه‌ای یا سخنرانی، نداشتن ارتباط چشمی می‌تواند نشانه‌ای از حالت عصبی و طفره رفتن باشد. شما با یک مکث کوتاه قبل از پاسخ به سوال می‌توانید به نگه داشتن بهتر تماس چشمی کمک کنید، همین مکث به شما اجازه می‌دهد که به اطلاعات مورد نیازتان در مغز قبل از شروع صحبت دسترسی پیدا کنید.

۳- با حرکت‌ها و اشاره‌ها کلمات بهتر می‌شوند: هر گاه ما یک سخنران را به ترکیب حرکت‌ها و اشاره‌ها در ارائه‌اش تشویق کنیم، به طور ثابت پی خواهیم برد که کلمات نیز بهتر می‌شوند. این فعالیت‌های فیزیکی کمک می‌کنند تا سخنران روشن‌تر فکر کند و با آراستگی و زبانی مثبت‌تر جمله‌ها را بیان کند. بنابراین بار بعد که در یک سخنرانی یا مصاحبه هستید (یا با رئیس یا مشتری) صحبت می‌کنید، از حرکت‌ها و اشاره‌ها به طور طبیعی و همان‌گونه که در زندگی روزمره هست استفاده کنید – کلمات شما قدرتمند‌تر خواهند بود.

۴- وقتی در حالت دفاعی هستید، کمتر به یاد می‌آورید: آلن و باربارا پیس نویسندگان کتاب The Definitive Book of Body Language گزارش جالبی از یکی از یافته‌های‌شان ارائه می‌کنند. زمانی که گروهی از داوطلب‌ها در یک سخنرانی حاضر می‌شدند در حالی که بازوها و پاهای‌شان حالت غیر جمع شده (گشوده) را نشان می‌داد، ۳۸ درصد بیشتر از گروهی که همان سخنرانی را با بازوها و پاهای جمع شده شنیده بودند مطالب را به یاد می‌آوردند. اگر شما می‌بینید که زبان بدن مخاطبان‌تان حالت دفاعی دارد، روش‌تان را عوض کنید – و سعی نکنید که آن‌ها را در مورد دیدگاه مورد نظرتان قانع کنید تا زمانی که زبان بدن آن‌ها به حالت گشوده قرار بگیرد.

۵- پاها مسیر را نشان می دهند: پاها ناخوآگاه می‌گویند که به کجا می‌خواهید بروید. دفعه‌ی بعد وقتی مشغول گفتگویی هستید که آرزو دارید هر چه زودتر از آن خلاص شوید به پاهایتان نگاه کنید. ممکن است متعجب شوید که آن‌ها به طور مستقیم در طرف شخصی که  با شما صحبت می‌کند نیستند. همین موضوع در مورد دیگران هم صدق می‌کند، پس اگر مطمئن نیستید که آیا شخصی که با آن صحبت می‌کنید علاقه‌مند به گفتگو هست، فقط به پاهایش نگاه کنید.

۶- اگر بخندید، آن‌ها هم می‌خندند: ما ناخودآگاه از چیزهایی که می‌بینیم تقلید می‌کنیم. زمانی که به شخصی نگاه کنید و بخندید، آن‌ها هم تمایل پیدا می‌کنند لبخند بزنند. وقتی به فردی با سر اشاره می‌کنید متقابلا با سر به شما اشاره می‌شود. برخی از نوروساینس‌ها می‌گویند که حالت آیینه‌گی در رفتار به علت “نورون‌های آیینه‌ای” است. اطلاعاتی که مهمند، زیرا مخاطبانی که لبخند می‌زنند و یا سر تکان می‌دهند بیشتر پذیرای ایده‌های شما هستند. بنابراین در لحظه‌های مناسب لبخند بزنید و سرتان را تکان دهید تا بیشتر به اهداف‌تان نزدیک شوید.

چهار روش برای متعجب ساختن مخاطب در سخنرانی

نوشته‌شده در توسط .

آزمایش جورج برنز (۲۰۰۱) نشان داد که مغز انسان نه فقط به دنبال غیر منتظره‌هاست، بلکه در واقع آرزوی غافلگیر شدن را نیز دارد. برنز از ابزاری که توسط کامپیوتر کنترل می‌شد برای پاشیدن آب یا آب میوه بر دهان افراد استفاده می‌کرد، در حالی که مغز افراد توسط ابزار fMRI اسکن می‌شد. گاهی داوطلب‌ها می‌توانستند حدس بزنند که چه وقت آن‌ها قصد این حرکت را دارند، اما مرتبه‌ی بعد قابل پیش‌بینی نبود.

قصد پژوهش‌گران مشاهده‌ی فعل و انفعالات بر مبنای علاقه‌‌ی افراد بود. برای مثال، اگر یک داوطلب آب میوه دوست داشت، هسته‌ی اکومبنس مغز (هسته پاداش)، فعال می‌شد، بخشی از مغز که وقتی افراد یک رویداد خوشایند را تجربه می‌کنند فعال است. با این حال، این همه آن‌چه اتفاق افتاده نیست. هسته‌ی اکومبنس مغز وقتی عمل پاشیدن غیر منتظره بود فعالیت بیشتری داشت. این غافلگیری بود که فعل و انفعالات را باعث می‌شد و نه علاقه یا ترجیح نوشیدنی‌ها برای افراد.

تعجب خوشایند در مقابل تعجب ناخوشایند

همه‌ی غافلگیر شدن‌ها یکسان نیستند. اگر وقتی شما وارد خانه شده و چراغ را روشن می‌کنید دوستان شما هلهله کنند “سورپرایز”! ، شما به خاطر یک مهمانی تولد متعجب شده‌اید که کاملا متفاوت است از نوعی غافلگیری که بعد از پیدا کردن یک دزد در خانه‌تان با آن روبرو می‌شوید.

در سال ۲۰۰۷ Marina Belova  و تیمش تحقیق کردند که آیا پردازش مغزی این دو نوع متفاوت از غافلگیری در محل‌های مختلف انجام می‌شود.

پژوهش‌گران با میمون‌ها و آمیگدال کار کردند، بخشی از مغز که محل پردازش احساسات است. در این پژوهش، فعالیت‌های الکتریکی نورون‌های آمیگدال ضبط می‌شد. در آزمایش از نوشاندن آب به عنوان امری خوشایند در مقابل فوت کردن هوا بر روی صورت که میمون‌ها دوست نداشتند استفاده شد.

آن‌ها به این نتیجه رسیدند که برخی نورون‌ها به آب پاسخ می‌دهند و برخی دیگر به فوت کردن هوا، اما یک نورون مشخص به هر دو پاسخ نمی‌دهد.

چهار روش برای ایجاد غافلگیری‌های کوچک

 شما برای علافه‌مند نگه داشتن مخاطب به پرزنتیشن می‌توانید از غافلگیری‌های کوچکی مثل موارد زیر استفاده کنید:

  1. نمایش محصول، وب‌سایت یا اصولی که درباره‌ی آن حرف می‌زنید.
  2. رسانه‌های جدید: اگر به طور معمول از اسلاید‌ها استفاده می کنید. آن را خاموش کرده و یک ویدیو کلیپ نشان دهید، کلیپی صوتی را اجرا کنید، یا فقط برای مخاطبان حرف بزنید.
  3. فعالیت: حرف زدن را متوقف کرده و تمرینی را اجرا کنید. (به صورت جداگانه، با هم، یا در گروه‌های کوچک).
  4. همه چیز را در طرح کلی برنامه‌ اعلام نکنید: همه‌ی کارهایی را که می‌خواهید انجام دهید به مخاطبان اعلام نکنید و این‌که هر کدام چه موقع برگزار خواهند شد، از یک خلاصه مطالب سطح بالا که همه جزئیات پرزنتیشن را آشکار نمی‌کند استفاده کنید.

منبع

چگونه از ذهن مخاطب مخالف عبور کنیم

نوشته‌شده در توسط .

مردم معمولا اطلاعات و نشانه‌هایی را دنبال می‌کنند که باورهای آن‌ها را تایید ‌کند.

در حقیقت آن‌ها نه تنها از اطلاعاتی که با باورهای‌شان مشابه نیست پشتیبانی نمی‌کنند، بلکه آن‌ها را کم ارزش و بی‌مقدار هم جلوه می‌دهند.

پالایش اطلاعات اغلب کاری مفید است، وقتی‌ که این کاهش ما را مجبور به توجه بیشتر بر موضوعی در یک زمان مشخص می‌کند.

اما همین فرایند پالایش اطلاعات می‌تواند باعث انتخاب‌های بد و بی‌عملی هم بشود.

روانشناسان این‌گونه پالایش و فیلتر اطلاعات را سوگیری تثبیت شده می‌نامند. افراد به اطلاعاتی توجه و تمایل نشان می‌دهند که باورهای موجودشان را تایید می‌کند. آن‌ها تمایل به گردآوری مدارک و یادآوری اطلاعات به صورت گزینشی دارند تا با قدرت بیشتری مسئله‌ای را باور کنند.

اما چگونه می‌شود این مکانیسم پالایشی افراد را متوقف کرد؟

زمانی که شما مشغول یک پرزنتیشن یا سخنرانی هستید –  توقع دارید ایده‌هایی که ارائه می‌کنید با ذهن باز مورد قضاوت قرار گیرد. اما اگر مخاطب درگیر فیلتر‌های ذهنی مختلف باشد، عقاید شما شانس چندانی برای شنیده شدن نخواهند داشت. برای عبور از فیلترهای اتوماتیکی که  مخاطب‌تان ممکن است داشته باشد شما نیاز دارید:

۱- با آنچه می‌دانید آن‌ها باور دارند آغاز کنید. اگر شما ارائه‌تان را در مخالفت با باور مخاطب شروع کنید این احتمال وجود دارد که آن‌ها خیلی زود از شما دلزده و رویگردان شوند. فرض کنید پرزنتیشنی را با تعریف و تمجید از تلفن‌های اندرویید شروع کنید یا بگویید که گوشی‌های اندروید برتر از آی‌فون‌ها هستند، به این ترتیب این احتمال وجود دارد که شما هواداران محصولات اپل را که در جلسه  حاضرند از دست بدهید. اما شما می‌توانید در آغاز با ستایش پیشرو بودن اپل و آی‌فون شروع کنید تا شانس همراهی افراد بیشتری را داشته باشید.

۲- غافلگیر کردن مخاطب. یک روش برای عبور از ذهن پالایشگر افراد، روبرو کردن‌شان با اطلاعات یا تجربه‌ای است که انتظارش را ندارند، برای مثال: اگر به آن‌ها بگویید که بیش از ۵۰ درصد از اسمارت‌فون‌هایی که فروخته می‌شوند اندروید هستند و فقط ۳۳ درصد آن‌ها آی‌فون است. امکان دارد غافلگیرشان کنید یا حداقل فکرشان درگیر بشود و پیش خودشان بگویند “بهتر است بیشتر درباره‌ی تلفن‌های اندرویید اطلاعات کسب کنم”.

۳- ایجاد یک موقعیت ناسازگاری شناختی. در سال ۱۹۵۶ فستینگر کتابی نوشت به نام “وقتی پیشگویی شکست می‌خورد” او در این کتاب به تشریح موضوع ناسازگاری شناختی پرداخت، آن‌چه باعث می‌شود افراد وقتی با دو ایده‌ای روبرو می‌گردند که فکر می‌کنند ممکن است هر دوی آن‌ها درست باشد دچار احساس ناراحتی می‌شوند. برای مثال فردی را در نظر بگیرید که خود را شخصی می‌داند که باور دارد به فکر دیگران است، اما هیچ پولی برای کمک به موسسات خیریه اختصاص نمی‌دهد، بنابراین او دچار یک ناسازگاری شناختی‌ست و دو عقیده متضاد در او به جنگ یکدیگر رفته‌اند. این ناسازگاری شناختی باعث ناراحتی می‌شود. پس او باید به کنار گذاشتن یکی از این عقاید فکر کند (برای مثال می‌تواند نپذیرد که شخصی بوده که به فکر دیگران است یا این‌که انکار کند که امسال پولی را برای کمک به دیگران اختصاص نداده است) یا رفتارش را برای فرار از این ناسازگاری تغییر دهد (برای مثال این شخص ممکن است با شنیدن یک سخنرانی برای کمک به یک موسسه خیریه علاقه‌مند بشود).

چگونه درباره‌ی یک موضوع خسته‌کننده حرف بزنیم

نوشته‌شده در توسط .

آیا می‌شود درباره‌ی یک موضوع کسالت‌آور سخنرانی جالبی ارائه کرد؟

برای بیشتر ما کلاس‌های درس مدرسه و بعد دانشگاه اولین تجربه‌های گوش دادن به سخنرانی یک شخص درباره‌ی یک موضوع بوده‌اند، از این سخنرانی‌ها همه‌ی ما خاطرات متفاوتی داریم اما شاید در مورد نحوه‌ی ارائه‌ی موضوع بشود به یک توافق جمعی رسید، جایی که گاهی معلمی را به یاد می‌آوریم که سخت‌ترین موضوعات را به گونه‌ای بیان می‌کرد که تا سال‌‌ها بعد هم می‌شود از خاطره‌‌ی کلاس‌های او به خوشی یاد کرد، و درمقابل استادها یا معلم‌هایی هم بودند که شیرین‌ترین درس‌ها هم پای صحبت آن‌ها تلخ و سخت می شد.

این یک حقیقت است که برخی موضوعات از بعضی دیگر جذاب‌تر هستند، اما همیشه سخنران‌های باهوشی هستند که حتی خسته‌ کننده‌ترین موضوعات را هم به نحوی ارائه می‌کنند که می‌توانند مخاطب‌شان را به خنده، گریه و یا هر دو وادار کند.

این‌جا پنج نکته هست که با رعایت آن‌ها می‌شود سخنرانی درباره‌ی یک موضوع خسته‌کننده را تبدیل به یک ارائه‌ی جذاب‌تر کرد:

۱- با یک داستان شروع کنید: مسئله تنها این نیست که داستان‌ها ذاتا جذاب هستند، در واقع علوم اجتماعی این را تایید می‌کند  که داستان‌ها یادآوردی نکات کلیدی را برای مردم آسان می‌کنند.

۲- مطالب را در یک چارچوب بیان کنید: با داشتن یک داستان در شروع، شما بهتر است چارچوبی بزرگ‌تر برای بحث انتخاب کنید، مثلا شاید حرف زدن طولانی درباره‌ی محصولات بیمه خسته کننده باشد اما بحث درباره‌ی این‌که بیمه چه کمکی به زندگی مردم می‌کند فرق دارد و می‌تواند جالب‌تر به نظر برسد.

۳- زمان را در دست داشته باشید: خیلی از سخنران‌ها اگر هم بخواهند داستانی در ابتدا تعریف کنند، سعی می‌کنند بیش از چهار دقیقه طول نکشد، چون از این ترس دارند که یک داستان بلند در ابتدای سخنرانی یک جور سهل‌انگاری به نظر برسد، یا خیلی دراماتیک، یا حتی مخاطب فکر کند وقتش در حال تلف شدن است. اما شما باید اثبات کنید که چطور می‌شود به طور مؤثر با یک داستان شروع کرد، و سپس آن را به آرامی به مطلب اصلی سخنرانی رساند در حالی که موفق می‌شوید از این طریق توجه مخاطب را از همان لحظه‌ی اول جلب کنید.

۴- به مخاطبان یک نقشه‌ی راه بدهید: شاید این روزها خیلی از سخنران‌ها ترجیح می‌دهند که محتوای سخنرانی را از طریق چند خطی که در صفحه‌ی اول پاورپوینت برجسته کرده‌اند برای مخاطب بیان کنند اما این‌گونه ارائه‌ها معمولا یک نقشه‌ی راه به ما نمی‌دهند. شما می‌توانید بعد از پایان داستانی که تعریف می‌کنید به سمت مخاطبان برگردید و به آن‌ها بگویید که امروز می‌خواهید درباره‌ی چه چیزی حرف بزنید…

۵- در سخنرانی وابسته به پاورپوینت نباشید: بخصوص در شروع سخنرانی از پاورپوینت استفاده نکنید، بعد از مدتی شما می‌توانید به سراغ پاورپوینت بروید و کار با آن را شروع کنید.