بایگانی برچسب: s

چگونه “داده‌های بزرگ” جهان را تغییر می‌دهند

نوشته‌شده در توسط .

Big data

برخورد اولیه‌ی ما با پدیده‌های جدید و ناآشنا متفاوت است. بعضی وقت‌ها خیلی زود کنجکاو می‌‌شویم و تا همه‌ی موضوع دستگیرمان نشود دست بردار نیستم، گاهی هم ترجیح می‌دهیم بی‌توجهی کنیم، یک جور لجبازی از سر بی‌حوصلگی یا کم اهمیت دیدن مسئله‌ای که برایمان اولویتی نداشته یا ندارد.

اصطلاح Big Data که می‌شود آن را به داده‌های بزرگ یا بزرگ داده‌ها ترجمه کرد ممکن است الان برای شما آشنا یا غربیه باشد، ممکن است باعث کنجکاوی‌تان بشود یا نشود، شاید هم اصلا ترجیح بدهید نسبت به آن بی‌اعتنا باشید. اما از همین الان می‌شود گفت که با پدیده‌ای سمج سر و کار داریم، که می‌خواهد به هرطریق وارد زندگی‌تان بشود حتی اگر شما اهل هیچ عدد و رقم و داده‌ای هم نباشید.

پیدایش آن‌چه امروز به ” داده‌های بزرگ” معروف شده به این معنی است که  شرکت‌ها، دولت‌ها و سازمان‌‌ها می‌توانند از طریق جمع‌آوری، تحلیل و بکارگیری با مهارت اطلاعات به نتیجه‌گیری‌هایی غیر قابل باور و شگفت انگیز برسند. در این‌جا نگاهی داریم به پنج موردی که از طریق آن داده‌های بزرگ باعث تغییر جهان شده یا می‌شوند:

۱- داده‌های بزرگ به عنوان سلاحی مرگبار: میدان‌ نبردهای سنتی حالا در باریکه‌ای از هوا حل شده‌اند. در عصر داده‌های بزرگ، اطلاعات مرگبارترین سلاح است و قدرت نفوذ برای داشتن مقدار بیشتری از آن رقابت نظامی امروز را تحت تاثیر قرار داده است. از این رو تکنولوژی نظامی بیش از هر زمانی تحت شعاع وزن اطلاعاتی است که از طریق ماهواره‌ها، هواپیماهای بدون سرنشین و مهارت‌های سنتی بدست می‌آیند.

برای نمونه دولت اوباما “طرح اولیه‌ی داده‌های بزرگ” را در وزارت دفاع با برنامه‌ای به نام XDATA راه اندازی کرد. این برنامه که برای آن ۲۵ میلیون دلار سرمایه‌گذاری شده به تجزیه و تحلیل مجموعه‌های بزرگ داده‌ها در زمان ضبط می‌پردازد. پردازش‌های موثرتر اطلاعات به آن‌ها در ساخت تسلیحات پیشرفته‌تر کمک می‌کند، مانند ساختن هواپیماهای بدون سرنشینی که هم هوشمند‌تر باشند و هم مرگبارتر.

۲- حفظ زمین: فراتر از قدرت بخشیدن به خشونت هواپیماهای بدون سرنشین و افزایش درآمد خرده فروشی‌ها، داده‌های بزرگ می‌توانند کارهای خوبی هم برای جهان انجام دهند. به گوگل ارت نگاه کنید، یک پلت‌فرم اوپن سورس از داده‌های بزرگ که به پژوهش‌گران این امکان را داد تا برای اولین بار یک نقشه با کیفیت و با رزولوشن بالا از جنگل‌های مکزیک ترسیم کنند. ترسیم چنین نقشه‌ای با استفاده از کامپیوترهای قدیمی ممکن بود بیش از سه سال طول بکشد، اما با استفاده از اطلاعات گسترده‌ی موتور گوگل ارت در کمتر از یک روز انجام شد.

۳- تماشای خرید شما: داده‌های بزرگ می‌توانند به معنای سود بیشتر باشند. از طریق فهمیدن آن‌چه شما می‌خواهید امروز بخرید، شرکت‌های بزرگ و کوچک می‌توانند به ترسیم آن‌چه بپردازند که شما فردا قصد خریدش را دارید – در واقع حتی پیش از آن‌که شما انجامش دهید.

خرده فروشی‌های آن‌لاین مثل آمازون اطلاعات خرید و عادات خرید ما را در مقیاس وسیع ضبط می‌کنند، جالب این‌که امروز حتی خرده فروشان آجر و ملات هم شروع به ضبط این اطلاعات کرده‌اند. یک کمپانی هوشمند به نام RitailNext به شرکت‌هایی مثل Brookstone و American Apparel در ضبط ویدیو از مشتری‌ها وقتی که آن‌ها درحال جستجو و خرید هستند کمک می‌کند.

با تبدیل سیگنال مسیر یک خریدار به ۱۰۰۰۰ نقطه‌ی اطلاعاتی، کمپانی می‌تواند ببیند که چطور آن‌ها در مسیر فروشگاه حرکت کرده‌اند، کجاها ایستاده‌اند و چطور این مسیر به خرید منجر شده است.

۴- تحقیقات علمی در اوردرایو: داده‌ها برای مدت‌های طولانی سنگ بنای اکتشافات علمی بوده‌اند، و با داده‌های بزرگ – و توان پردازشی عظیمی که برای فرایند آن مورد نیاز است – تحقیقات می‌توانند به یک نمود حرکتی سریع‌تر برسند.

پروژه ژن‌های انسانی، به گونه‌ای قابل توجه به عنوان یکی از دستاورد‌های علمی و نقطه عطفی در تاریخ انسان در نظر گرفته می‌شود. در بخشی از یک پروژه‌ای ۳ میلیارد دلاری، محققان تقریبا ۲۵۰۰۰ هزار ژنی که سازنده ژنوم انسان است را در ۱۳ سال مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و تعیین کردند. با روش‌های پیشرفته‌ی امروزی در جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن‌ها، همه‌ی آن فرایند می‌تواند در چند ساعت کامل شود – همه از طریق ابزاری به اندازه یک حافظه USB و با هزینه‌ای کمتر از ۱۰۰۰ دلار.

۵- داده‌های بزرگ و نگرانی‌های بیشتر برای حریم خصوصی: شما ممکن است فقط یک شماره در طرح بزرگی از چیزها باشید، اما این مسئله نمی‌تواند برای همیشه شما را بیمه کند. درست است که داده‌های بزرگ بیشتر در گستردگی‌شان معنا یافته‌اند، اما آن‌ها همچنین درباره‌ی عمق هم هستند.

شرکت‌های بزرگی مثل فیس‌بوک و گوگل فقط داده‌های تعداد وسیعی از کاربران را جمع آوری نمی‌کنند – بلکه آن‌ها عمق غیر قابل باوری از داده‌ها را در اختیار دارند. از آن‌چه شما جستجو می‌کنید و جایی که کلیک می‌کنید تا کسانی که می‌شناسید ( و کسانی که شما را می‌شناسند، و کسانی که آن‌ها می‌شناسند)، بدین ترتیب بازیگران بزرگ وب مالک ذخایر ارزشمندی‌اند که آن‌ها را در مرز دانای مطلق قرار می‌دهد.

براستی تقاطع توانایی تکنولوژیکی، پیشرفت فرهنگی و منافع کجاست، یک چیز مسلم است: داده‌های بزرگ  مسؤلیت‌های بزرگ‌تری را بوجود می‌آورند.

کتاب‌هایی که برای محو شدن متولد می‌شوند

نوشته‌شده در توسط .
ویلیام گیبسون

ویلیام گیبسون نویسنده‌ی علمی تخیلی

در سال ۱۹۹۲ ویلیام گیبسون که برای رمان کلاسیک سایبر پانکش Neuromancer مشهور است، اثری به نام Agrippa (کتابی از مرگ) با همکاری هنرمند تصویرگر Dennis Ashbaugh منتشر کرد. کتاب آن‌ها با جوهر حساس به نور انتشار یافت که به مرور زمان و در معرض نور ناپدید می‌شد، گیبسون مجموعه‌‌ای ۳۰۰ سطری از اشعارش را هم بر روی یک فلاپی دیسک نشر داد که فقط یک‌بار قابل خواندن بود (هر چند در نهایت این متن جان سالم به در برد و در اینترنت پخش شد). حالا یک تیم در انستیتو تکنولوژی مریلند رقابتی را برای مهندسی معکوس آغاز کرده‌اند که هدفشان رمزگذاری کتاب‌ برای ناپدید کردن و محو آن است.

از طرفی اگر رمزگذاری دیجیتال تاکنون برای مخفی کردن یک کتاب برای همیشه کافی نبوده و موفقیتی نداشته است، در عوض جوهرها هنوز موفق به انجام این کار هستند. یک ناشر مستقل آرژانتینی Eterna Cadencia به تازگی EL libro que no pude esperar  (کتابی که نمی‌تواند صبر کند) را منتشر کرد. این اثر یک آنتولوژی از نویسندگان جدید است که با جوهری منتشر شده که بعد از دو ماه ناپدید می‌شود. این ناشر می‌گوید کتاب‌ها بردبارند و صبر می‌کنند تا ما آن‌ها را بخوانیم: که برای ما خوب است، نه برای نویسندگان جدیدی که نیازمند توجه هستند. البته بیشتر بازخورد‌های این تجربه منفی بوده‌اند، دست‌کم به خاطر این‌که  پیشنهادی‌ست که چرخشی اساسی در کیفیت کتاب‌های فیزیکی ایجاد می‌کند: که استمرارشان همواره خارج از محدوده‌ی زمانی بوده، در حالی که برای کتاب‌های الکترونیک اغلب ویژگی‌ سبکی و ناپایداری ذکر شده است. حالا استمرار کتاب‌ها یک افسانه به نظر می رسد: کاغدهای اسید دار، آب و هوا، و زمانه‌ای که در آن حوادث دست به دست هم می‌دهند تا میراث‌های ادبی را مبتذل کنند.

اما اگر اینترنت را رسانه‌ی حافظه‌دار در نظر بگیریم، معنای به فراموشی سپردن یک کتاب چیست؟ یکی از امتیازات کتاب‌های الکترونیک در حقیقت ممکن است این باشد که آن‌ها را به آسانی می‌شود از جایی به جای دیگر انتقال داد، پاک کرد، به فراموشی سپرد، همه‌ی آن‌چه باعث می‌شود ما از غرق شدن در باتلاق کتاب‌های بد و سوء سابقه‌شان نجات پیدا کنیم. در واقع ایده‌ی Eerna Cadencia ناشر آرژانتینی هم از همین قرار است. حرکتی تازه برای کشف چیزها و حس‌های نو.

نقل قول ۱۹۹۶…

نوشته‌شده در توسط .

از دی وارد هوک به عنوان پایه‌گذار ویزا کارت یاد می‌شود، در واقع او بود که در سال ۱۹۶۸ بانک آمریکا را قانع کرد که دست از کنترل و مالکیت انحصاری کارت‌های اعتباری بردارد. روندی که درنهایت باعث بوجود آمدن شرکت و مجموعه‌ی جدیدی شد که از سال ۱۹۷۶ به بعد کارت‌های اعتباریش به نام ویزا مشهور شده‌اند.

او در سال ۱۹۸۴ از مقام مدیریت در شرکت ویزا استعفا داد تا به کار در مزرعه‌اش مشغول شود.

در دهه‌ی نود – بعد از یک دوره‌ی تقریبا ده ساله از انزوا خارج شد و به عنوان یکی از مشاهیر کسب و کار آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت و سخنرانی‌های مختلفی هم انجام داد. دی وارد هوک شهرت دیگری هم دارد که به نقل قول‌هایی مربوط می‌شود که برخی از آن‌ها در مدیریت و کسب و کار به جملاتی قصار تبدیل شده‌اند.

 موضوع نقل قول زیر از او را می‌شود در رابطه‌ی انسان و تکنولوژی دید، این که چگونه تکنولوژی به تکامل ما کمک می‌کند، و انسان چگونه باعث پیشرفت تکنولوژی می‌شود، و بالاخره این‌که چگونه هر دوی آن‌ها باعث تکامل فرهنگ می‌شوند.

نقل قول ۱۹۹۶ دی وارد هوک

  • نویز (اختلال، پارازیت) وقتی به داده (Data) تبدیل می‌شود که دارای یک الگوی شناخته شده باشد.
  • داده‌های وقتی تبدیل به اطلاعات (Information) می‌شوند که در یک وابستگی کامل گرد‌آوری شده باشند، تا امکان ارتباط با دیگر اطلاعات در آن‌ها وجود داشته باشد.
  • اطلاعات زمانی تبدیل به دانش (Knowledge) می‌شود که در ترکیب با دیگر اطلاعات در یک شکل مؤثر باعث تصمیم‌سازی و عمل بشود.
  • دانش زمانی به ادراک (Understanding) تبدیل می‌شود که در ارتباط با دیگر دانش‌ها در رفتاری مؤثر باعث پیش‌بینی، قضاوت و عمل بشود.
  • ادراک زمانی به معرفت (Wisdom) تبدیل می‌شود که در تجسمی از اهداف، اخلاق، اصول، خاطره و چشم‌انداز آینده باشد.

تایم لاینی بر مبنای نقل قول دی هوک به این صورت ارائه شده:

از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۵

حرکت از نویز به طرف داده‌ها

از ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۵

حرکت از داده‌ها به سمت اطلاعات

از ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۵

حرکت از اطلاعات به سمت دانش

از ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵

حرکت از دانش به سمت ادراک

از سال ۲۰۲۵ تا ۲۰۴۵

حرکت از ادراک به طرف معرفت

درس‌های یک تجربه‌ از رسانه‌های اجتماعی در بحران

نوشته‌شده در توسط .

رسانه‌‌های اجتماعی و زلزله‌ی آذربایجان دو عبارتی بودند که در روزهای گذشته به طور مکرر در کنار هم قرار گرفتند. نوشته‌های متعددی انتشار یافت که هر کدام به نوعی بازتاب این رابطه بودند، رسانه‌های اجتماعی دوباره تعریف شدند، کارکردها و قابلیت‌های تازه‌ای در آن‌ها کشف و نمایش داده شد. آن‌ها خودشان را به رخ رسانه‌های جمعی کشیدند و مغرورانه پیروزی‌شان را نشان دادند تا در کنار درد و غم و اندوه تلخ روزهای بعد از زلزله یک تجربه‌ی خوب هم رقم زده شود.

تجربه‌ی استفاده از تکنولوژی‌های نوین ارتباطی مثل موبایل و رسانه‌های اجتماعی در بحران‌ها از جمله‌ زلزله، با توجه به تاریخ رسانه‌‌های اجتماعی چندان طولانی نیست اما قدرت آن‌ها در همین مدت اندک هم در موارد مشخصی مثل زلزله هائیتی، سونامی سهمگین ژاپن یا توفان‌های ‌آمریکا قابل توجه بوده است. آن‌ها نشان داده‌اند در مواجه  با بحران ظرفیت‌های متعددی دارند که نباید برجسته شدن برخی از آن‌ها در تجربه‌ی اخیر زلزله‌ی آذربایجان مانع دیده شدن دیگر قابلیت‌های بالقوه‌ی این رسانه‌ها شود.

رسانه‌های اجتماعی و آموزش‌های پیش از بحران

در حالی که استفاده از رسانه‌های اجتماعی هر روز فراگیرتر می‌شود و استفاده از آن کم کم به عنوان بخشی از زندگی روزانه‌ی افراد جای خودش را در زندگی نوین اجتماعی نشان داده است. استفاده از آن در آموزش عمومی برای مقابله با بحران‌های طبیعی در کشور زلزله خیزی مثل ایران را نمی‌توان نادیده گرفت. نهادهای که به طور مستقیم با اطلاع رسانی و مسئله‌ی امداد و نجات در ارتباطند مثل هلال احمر نباید ظرفیت این رسانه‌ها را نادیده بگیرند و بسته‌های آموزشی خودشان را از این طریق ارائه نکنند. هر چند عدم حضور آن‌ها در این زمینه نیز نباید باعث خالی ماندن این ظرفیت بشود.

رسانه‌های اجتماعی و اطلاع رسانی در زمان بحران

رسانه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که از نظر سرعت خبر رسانی گوی سبقت را از رسانه‌های دیگر ربوده‌اند. در حالی که در گذشته برای گزارش یک رویداد وجود خبرنگاران و رسانه‌های حرفه‌ای لازم به نظر می‌رسید امروز این شهروندان هستند که تبدیل به اولین گزارش‌گران شده‌اند. اما در شرایط بحران این اطلاع رسانی را می‌شود به دو بخش مجزا تقسیم کرد:

۱- اطلاع رسانی در مورد خود رویداد و ابعاد آن: در این بخش مردم اولین خبرها را در این زمینه از طریق پیام‌، تصویر و فیلم در رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند، پیش از آن که پای اطلاع رسان‌های حرفه‌ای به صحنه‌ی رویداد باز شود. این‌ گزارش‌ها معمولا محتوای اولیه‌ی خبری شبکه‌ها و رسانه‌های حرفه‌ای را نیز می‌سازند.

۲- اطلاع رسانی برای دریافت کمک: در این بخش اگر زیر ساخت‌های قابل اعتمادی از ارتباطات که بتواند در شرایط بحران هم همچنان به فعالیتش ادامه دهد و همچنین آموزش و سواد رسانه‌ای کافی برای استفاده از آن وجود داشته باشد – موبایل و رسانه‌های اجتماعی می‌توانند کمک مؤثری برای آسیب دیدگان باشند. آن‌ها می‌توانند از طریق شبکه‌ی تلفن همراه یا اینترنت مکان و وضعیت خودشان را اعلام کرده و درخواست‌های کمک‌شان را بیان کنند.

رسانه‌های اجتماعی و دولت‌ها

 با توجه به این‌که بخش زیاد و اصلی توان کمک رسانی در اختیار دولت‌ها قرار دارد، باید ببینیم نهاد‌هایی مثل هلال احمر یا سازمان انتقال خون چگونه از ظرفیت‌های رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، و یا اصلا برنامه‌ای برای استفاده از این رسانه‌ها در عملیات امداد و نجات دارند یا خیر؟ تا جایی که به مورد اخیر بر می‌گردد این نهادها تقریبا هیچ برنامه‌ای برای استفاده از ظرفیت رسانه‌های اجتماعی از خود نشان ندادند، در حالی که آن‌ها از این طریق می‌توانند هم با اطلاع رسانی نیازهای خودشان را اعلام کنند و هم با بهره‌گیری از اطلاعات مردمی در امداد و نجات کمک رسانی بهتری داشته باشند.

رسانه‌های اجتماعی و روزنامه‌نگاری

خبر رسانی  در شرایط بحران همان‌قدر که توسط شهروندان و غیر حرفه‌ای‌ها ممکن است تابعی از احساسات و هیجان باشد در شکل حرفه‌ای خودش باید از منطق و اعتبار‌سنجی بیشتری بهره ببرد. رسانه‌های اجتماعی در کنار همه‌ی مزایایی که در اطلاع رسانی دارند در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگر احتیاج به چشم‌های هشیاری دارند که درست را از نادرست، شایعه را از خبر و معتبر را از نامعتبر در هجوم انبوهی از خبر تشخیص دهند و با اعتبار سنجی و اطلاع رسانی قابل اعتماد امکان کمک مؤثر به آسیب دیدگان را فراهم کنند. روزنامه‌نگاران حرفه‌ای در کنار چهره‌های شناخته شده و فعال رسانه‌های اجتماعی در شرایط بحران می‌توانند مهمترین راهنمای کاربران برای اعتماد و اطمینان به گزارش‌ها و خبرهای متعدد و گاه متضاد باشند.

چگونه رسانه‌ها به کمک موبایل و نقشه‌های بحران می‌توانند به زلزله‌زدگان کمک کنند

نوشته‌شده در توسط .

 در مواقعی که یک بحران و مصیبت مانند زلزله اتفاق می‌افتد، دسترسی به اطلاعات  کم و بیش به اندازه‌ی دسترسی به آب و غذا اهمیت دارد. از همین روست که ارتباط و رابطه‌ی بین اطلاعات و کمک و واکنش به فجایعی از این دست توسط سازمان جهانی صلیب سرخ و هلال احمر از چندین سال پیش به رسمیت شناخته شده است ( ۲۰۰۵ World Disasters Report).

در چند سالی که از انتشار این گزارش می‌گذرد، وقایع تلخ متعددی اتفاق افتاده‌اند – اما در همین مدت نقش تکنولوژی موبایل در فراهم کردن اطلاعات اولیه، به اشتراک گذاری و تولید مقدار زیادی از داده‌ها افزایش قابل توجهی داشته و توانسته امکان کمک به تعداد زیادی از مصیبت‌زدگان را فراهم کند.

برای مثال در زلزله ۲۰۱۰ هائیتی یک کد کوتاه SMS برای جمع‌سپاری اطلاعات و نیازهای فوری جمعیت مصیب زده در نظر گرفته شد. این کد کوتاه ارتباط مجانی را فراهم می‌کرد و به همه این امکان را می‌داد تا نیازها و مکانی را که در آن قرار داشتند – اطلاع رسانی کنند. نتیجه‌ی آن یک نقشه‌ی بحران زنده بود که اطلاعات جامع و کاملا دست اولی را برای کمک‌های بشردوستانه فراهم می‌کرد، و باعث نجات زندگی صدها نفر درعملیات جستجو و نجات شد.

نقش این اطلاعات به اندازه‌ای بود که امروزه در عملیات نجات استفاده از این نقشه‌های بحران به یک ضرورت برای واکنش سریع به یک فاجعه‌ تبدیل شده‌اند.

اما نباید فکر کنیم که این تنها سازمان‌های بشر دوستانه  هستند که از تکنولوژی موبایل و نقشه‌های بحران برای واکنش استفاده می‌کنند. رسانه‌ها بزرگ نیز نقشی کلیدی در این مواقع دارند و با برخورد صحیح و سریع می‌توانند نقش مهمی را بازی کنند. توانایی و امکانات آن‌ها برای پوشش گسترده و وسیع اخبار و اطلاعات فاجعه می‌تواند برای کمک به آسیب‌دیدگان کاملا ضروری باشد، در حالی که آن‌ها می‌توانند به همین منظور از نقشه‌های بحران بهترین استفاده را داشته باشند. مانند این نقشه‌‌ای که شبکه‌ی الجزیره برای طوفان برف در بالکان استفاده کرد.

این نقشه چندین هفته پر بیننده‌ترین صفحه در وب‌سایت بالکان شبکه‌ی الجزیره بود، که به خوبی نیاز به چنین اطلاعاتی را نشان می‌دهد. البته این برای اولین بار نبود که شبکه‌ی الجزیره از تکنولوژی موبایل برای ایجاد نقشه‌ی بحران استفاده می‌کرد. قبل از آن نیز در مورد سومالی و با استفاده از یک کد مجانی SMS این کار انجام شده بود.

امروز دیگر هیچ شکی نیست که در مواقع بحران ارزش اطلاعات برابر با آب و غذا است، در حقیقت گاهی اطلاعات تنها راه برای کمک است، بخصوص در زمان‌هایی که شیوه‌های سنتی کمک‌رسانی جوابگو نیستند و جمعیتی از مردم دور از دسترس و در تنهایی خودشان محاصره شده‌اند. بنابراین همان‌گونه که ما در این مواقع درباره‌ی انواع کمک‌رسانی‌ها صحبت می‌کنیم – ضروری است که درباره‌ی امداد و کمک اطلاعاتی نیز صحبت کنیم.

پنج اشتباه ناموجه در ارتباط با تکنولوژی

نوشته‌شده در توسط .

در مورد تکنولوژی و نقشش در زندگی ایده‌های مختلفی وجود دارد، اما در یک تعریف ساده می‌شود تکنولوژی را فقط از جنبه‌ی ابزاری در نظر گرفت و نه بیشتر. به عنوان ابزار، تکنولوژی جادو نمی‌کند – معجزه‌ای در خودش ندارد و اسرارآمیز هم نیست. با این وجود بیشتر تکنولوژی‌های جدید تا مدتی حداقل برای بخشی از مردم همه‌ی این خصوصیات را دارند، مبهم‌ا‌ند، و استفاده از آن‌ها کاری طاقت‌فرسا و نشدنی به نظر می‌رسد. از طرف دیگر قدرت کار کردن با تکنولوژی‌های نوین امروزه یک توانایی محسوب می‌شود که می‌تواند امتیازی برای برخی افراد در مقابل آن‌هایی به حساب بیاید که به نوعی از قافله‌ی آن عقب مانده‌اند.

ابزارهای اجتماعی، گجت‌ها، وسایل جدید، اپلیکیشن‌ها یا سیستم‌ عامل‌ها فرقی نمی‌کنند، یا شما باید با یک طرح مشخص توانایی کار کردن با آن‌ها را بدست آورید یا این‌که آن‌ها خودشان دیر یا زود شما را دور خواهند زد.

اجتناب از این پنج اشتباه می‌تواند یک راه حل در این ارتباط باشد:

۱- ناتوانی در صرف زمان کافی برای یادگیری

در واقع  بیشتر وقت‌ها مشکل در یادگیری و استفاده  و کار با تکنولوژی‌های جدید نیست، بلکه دشواری در زمان مورد نیازی است که شما باید صرف آن کنید. شما باید میل به آن را در خودتان بوجود بیاورید. این یک‌ نوع سرمایه‌گذاری است که به خوبی می‌توانید انتظار داشته باشید که نتیجه‌اش به شما بر می‌گردد. پس با خودتان رو راست باشید، آیا زمان کافی برای استفاده از تکنولوژی‌های نوین را برای خودتان بوجود آورده‌اید؟

بیشتر بخوانید

درس‌هایی که می‌شود از ورشکستگی “کداک” گرفت

نوشته‌شده در توسط .

شرکت کداک بعد از ۱۳۳ سال فعالیت اعلام ورشکستگی کرد. کداک برای سال‌ها در دنیای دوربین و عکاسی یک برند نام آشنا بود، یک برند خاطره‌ساز برای ثبت لحظه‌های تلخ و شیرین زندگی میلیون‌ها انسان در سراسر کره زمین، شاید ۱۳۳ سال آنقدر طولانی بود که به یک کمپانی بزرگ مثل کداک احساس جاودانگی دست بدهد و ابدی بودن، اما سرعت تغییرات در دنیای تکنولوژی بی‌رحم‌تر از این حرف‌هاست. کداک شکست خورد، چون چشم‌هایش را بست، آن‌ هم در عصری که خلاقیت‌ها و نوآوری‌های تازه همان‌قدر که برای مردم جذاب و دلربا هستند می‌توانند برای رقیبان خطرناک و کشنده‌ باشند،  و یک غفلت نتیجه‌اش مساوی‌ست با سرنوشتی که امروز کداک با آن روبرو شد، یعنی تمام شدن تاریخ برای برندی که حالا از اسبش به زیر افتاده و دیگر خریداری ندارد.

اما چه عواملی این شکست کداک را رقم زدند؟ در این‌جا شاید بشود به دلایل مختلفی اشاره کرد:

  • کداک بیشتر پول‌سازیش را مدیون فروش فیلم‌های عکاسی بود، و همه‌ی ما می‌دانیم که با دیجیتال شدن دوربین‌های عکاسی چه خسارت جبران‌ناپذیری ممکن است به کداک وارد شده باشد. اما نباید موضوع را فقط به یک داستان تغییر تکنولوژیکی محدود کرد، در واقع اتفاق بزرگ‌تر تغییری بود که در الگوهای رفتاری مردم ایجاد شد، حالا مردم دوست داشتند وسیله‌ای داشته باشند که همیشه همراه آن‌ها باشد و به ارتباطات هر روزه‌ی آن‌ها کمک کند، و این‌گونه بود که دوربین‌های تلفن‌های همراه وارد زندگی هر روزه‌ی ما شدند. طنز بازی روزگار را وقتی می‌شود حس کرد که یک بار دیگر به شعارهای برند کداک برگردیم “لحظه‌های کمیاب زندگی را با یک عکس جاودانه کنید” و حالا این لحظه‌ی تاریخی یعنی پایان کداک باید با دوربین‌های دیجیتال ثبت شود، همان دوربین‌های کوچکی که هر روز مردم در گوشی‌های موبایل خود آن‌ها را به این سو آن سو می‌برند.
  • کداک در دیدن خطر تصویر دیجیتال، گوشی‌های موبایل، ارتباط آن‌ها و تغییر عادت‌های مردم شکست خورد، اما چرا آن‌ها هیچ واکنش درستی نشان ندادند؟
  • اول این‌که  کیفیت پایین دوربین‌های ابتدایی موبایل آن‌ها را قانع کرده بود که خطری از این لحاظ متوجه آن‌ها نیست، در واقع آن‌ها ارزش نوآوری‌های تازه را دست‌کم گرفتند، تحلیل آن‌ها از بازار اشتباه بود. پیشنهاد‌های آن‌ها کمتر از انتظار مشتریان بود و به ندرت آغاز کننده بودند. پکیج‌هایی که از طرف آن‌ها پیشنهاد می‌شد معمولا از جریان اصلی بازار دور و غیرمهم تشخیص داده شد.
  • کداک بر اساس تحلیل‌های اشتباه دوربین‌های دیجیتال و تلفن‌های موبایل را به عنوان رقیب یا خطری برای هسته‌ی مرکزی کسب و کارش به شمار نیاورد. این هسته‌ی مرکزی برای آن‌ها فیلم‌های دوربین بود، و فیلم دوربین برای مشتریانی بود که خواستار کیفیت خوب بودند. اما آن‌ها این درس تاریخ تکنولوژی را گویا فراموش کرده بودند که محصولات اولیه معمولا چندان کیفیت بالایی ندارند اما با گذشت زمان محصولات با کیفیت‌تر وارد بازار خواهند شد و خودشان را به عنوان محصول و خدمات غالب تحمیل خواهند کرد، همین‌ داستانی که برای دوربین‌های دیجیتال هم اتفاق افتاد.

مدیران معمولا برای سرمایه‌گذاری بر روی تکنولوژی‌هایی که ممکن است بازار یا مشتری‌های فعلی‌شان را آشفته کند بی‌میل هستند، چون چنین سرمایه‌گذاری‌هایی حداقل در ابتدا کمتر سودآورند. اما ظهور و سقوط کداک از این لحاظ نمونه‌ای‌ست که چگونه یک شرکت باید بین نوآوری‌های تثبیت شده‌ در بازار موجودی که او را سرپا نگه داشته‌اند، مشتریان، و نوآوری‌های چالش برانگیزی که از راه می‌رسند – تصمیم ‌های درست را پیدا کند؛ و در این مسیر چندان هم نباید محافظه‌کار بود، چون گاهی بدون تجدید نظر بنیادی در استراتژی‌ها نتیجه‌ای بدست نخواهد آمد.

سر ریز داده‌ها چیست و چگونه اتفاق می‌افتد

نوشته‌شده در توسط .

این پست امیر مهرانی اگرچه به طور مستقیم اشاره‌ای به اصطلاح سر ریز داده‌ها ندارد اما با کمک گرفتن از استعاره‌ی یک دیس برنج به خوبی همین مفهوم را نشان می‌دهد. سر ریز داده‌ها “Information overload” در واقع اصطلاحی است که سابقه‌اش به قبل از اینترنت بر می‌گردد اما در عصر جهانی شدن و فراگیری اینترنت بود که خطر آن بیش از هر زمان دیگری در زندگی انسان‌ها قابل لمس شده است.

فراگیری این اصطلاح را باید به حساب الوین تافلر و یکی از کتاب‌های پر فروشش در دهه‌ی ۷۰ میلادی یعنی “شوک آینده” گذاشت، اشاره تافلر در این کتاب به افرادی بود که به دلیل روبرو شدن با هجوم انبوهی از اطلاعات به آن‌ها از تصمیم‌گیری عاجز می‌شوند.

اما امروزه که اینترنت توانایی تولید داده‌ها را به هر کاربر می‌دهد، افراد بیشتری هر روز در شمار کاربران فعال قرار می‌گیرند و وبلاگ‌ها یا سایت‌های شخصی خود را برای تولید اطلاعات راه‌اندازی می‌کنند، به اضافه‌ی انواع کانال‌های مختلف ارتباطی دیگر و رسانه‌های متفاوتی که به طور شبانه‌روزی در حال تولید اطلاعات هستند. همه‌ی این‌ها ما را با سیلی از اطلاعات روبرو می‌کنند، سرعت تولید این داده‌ها از یک طرف و همچنین نامشخص بودن اعتبار آن‌ها از طرف دیگر یکی از مهمترین دشواری‌ها و خطرها برای زندگی انسان امروزی عصر اطلاعات است.

معمولا ما با شیوه‌های مختلف با مشکل سر ریز داده‌ها روبرو می شویم، گاهی این شامل انواعی از اطلاعات پراکنده و غیر منظم مختلفی می‌شود که بخشی از آن ممکن است با خواست خود ما اتفاق افتاده باشد و بخشی هم مثل ایمیل‌های اسپمی که هر روزه دریافت می‌کنیم یا پیام‌های تبلیغاتی در تلفن‌های همراه ناخواسته به سراغ ما می‌آیند. به هر حال همه‌ی آن‌ها باعث اتلاف وقت و انرژی هستند، برای مثال در تحقیقی که در مورد اثرات منفی این‌گونه اطلاعات بر روی کارمندان انجام شده، مشاهده می‌شود که بعد از خواندن یک ایمیل ممکن است ۲۵ دقیقه طول بکشد تا یک کارمند به انجام وظایف معمولش باز گردد.

اما چه مواردی باعث این سر ریز داده‌ها هستند:

  • افزایش سرعت تولید اطلاعات جدید
  • آسانی کپی و انتقال اطلاعات در اینترنت
  • افزایش کانال‌های در دسترس دریافت اطلاعات ” مثل تلفن، ایمیل، پیامک‌ها و آر اس اس”
  • مقدار زیادی اطلاعات تاریخی و قدیمی
  • تناقض‌ها و اشتباه‌هایی موجود در اطلاعات در دسترس
  • عدم تناسب بین نویز‌ها یا اطلاعات غیر مفید با سیگنال‌ها یا اطلاعت مفید
  • نبودن یک روش مناسب برای مقایسه و پردازش  انواع مختلف اطلاعات

چند سال پیش مصاحبه‌ای از امبرتو اکو می‌خواندم که از او درباره‌ی تاثیر تکنولوژی‌های جدید بر کار نویسندگی‌ش پرسش شده بود، واکو در پاسخ می‌گفت که زمانی برای تحقیق مجبور بود کتاب‌های مختلف را برای پیدا کردن ریشه یک لغت یا موارد کاربرد آن زیر و رو کند، و این تلاش او در نهایت منجر به این می‌شد که مثلا متوجه شود که فلان لغت مثلا ۳۰ بار در کتاب‌های مورد نظرش به کار رفته یا مثلا سه یا چهار معنی مختلف دارد اما با وارد شدن کامپیوتر به این ماجرا، او بعد از وارد کردن لغت مورد نظرش با حجم بزرگی از داده‌ها روبرو می‌شود مثلا ۶۰۰۰ مدخل برای یک لغت یا ۵۰ یا ۶۰ معنی متفاوت یا  چندین برابر کاربردهای مختلف برای آن، او اشاره می‌کرد که همین مسئله باعث می‌شود که اصلا گاهی از ادامه تحقیق در آن زمینه منصرف شود.

پس خیلی عجیب نیست که روبرو شدن با انبوهی از اطلاعات به همان اندازه زندگی ما را در چاه بی تصمیمی و خطر قرار دهند که نداشتن اطلاعات.

  • منبع اصلی این نوشته ویکی‌پدیاست.

از قاهره تا وال‌ استریت با تغییرات اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

۱- یکی از داستان‌های میدان التحریر قاهره در آن روزهای پر حادثه‌ی مصر جوکی بود درباره‌ی زندگی پس از مرگ حسنی مبارک، و زمانی که او با دو رئیس جمهور سابق این کشور جمال عبدالناصر و انور سادات روبرو می‌شد، آن‌ها از او درباره‌ی چگونگی مرگش می‌پرسند، و این‌که آیا مرگش بر اثر مسمومیت بوده یا به وسیله‌ی شلیک گلوله او را ترور کرده‌اند، و مبارک نهایتا با بی میلی جواب می‌دهد که مرگش بوسیله‌ی “فیس‌بوک” اتفاق افتاده است.

۲- “یک چرخش در تاکتیک‌های انقلابی اکنون به گونه‌ای سراسری همه‌ی دنیا را فراگرفته که این یک نشانه‌ی خوب برای آینده‌ است.” این جمله در ابتدای این آگهی آمده که در ۲۲ تیر منتشر شد و دعوتی بود به جنبشی که امروز در وال استریت در حال اتفاق افتادن است.
۳- آیا نوآوری‌های اجتماعی برابر با تغییر اجتماعی هستند؟ بِن راتی موسس change. Org معتقد است که نباید “نوآوری” را تا حد بخشی از تکنولوژی کوچک کرد، به نظر او تغییر اجتماعی کمتر مربوط به ابزار است و بیشتر مربوط به نحوه‌ی استفاده از آن‌هاست. جرمی هیمنس هم با او موافق است ” نباید همه‌ی توجه ما به ابزارها معطوف باشد، بلکه مسئله بیشتر درباره‌ی مردم باهوشی است که از این ابزارها بهترین استفاده را می‌کنند، آن‌ها هستند که اجتماع مردم را شکل می‌دهند.

البته بِن راتی در بخش پایانی حرف‌هایش می‌گوید: در شهری مثل نیویورک بهترین وسیله‌ای که شما می‌توانید با آن مردم را از پای کامپیوترهایشان بلند کرده و به خیابان بکشید در واقع خود کامپیوتر است، وگرنه شما به هیچ وسیله‌ی دیگری نمی‌توانید هزاران نفر را در این شهر برای یک برنامه مثل اشغال خیابان وال استریت سازماندهی کنید.

۴- جنبش اشغال خیابان وال استریت از نیمه‌های شهریور با تعداد کمی از افراد که در میدان Liberty نیویورک تجمع کردند آغاز شد. آن‌ها خودشان را ۹۹ درصد نامیدند، عنوانی که در واقع بیانگر این بود که آن‌ها جزء آن یک درصد ثروتمندان کشور نیستند. در همین حال که سایت آن‌ها بیان می‌کرد که این یک حرکت بدون رهبری است اما آن‌ها در حال سازماندهی شدن بودند. جالب این بود که الگوی آن‌ها وقایع بهار عرب بود از انتخاب میدان Liberty  گرفته که قرار بود جایگزین التحریر شود تا نحوه‌ی استفاده از شبکه‌های اجتماعی.
۵- وقایعی مثل آن‌چه اکنون در وال استریت در حال اتفاق افتادن است شاید این شوخی یکی از شرکت کنندگان در میزگرد “تغییرات اجتماعی” را بیشتر قابل توجه‌ کند: او از شرکت کنندگان در میزگرد خواست که در تمام مدت بحث نباید اسمی از “توئیتر” ببرند.

  • بیشتر در همین‌باره:

سایت اصلی اشغال وال استریت
وبلاگ ۹۹ درصد که به بازتاب شکایت‌های مردم می‌پردازد

رسانه همان زندگی‌ست

نوشته‌شده در توسط .
شاید این کاریکاتور را تا حالا دیده باشید؟ البته از دیروز تا حالا، و بعد هم گفته باشید شبیه زندگی ما که نیست. اصلا به ما چه که بعضی‌ها ۱۵ سال پیش چه جوری زندگی می‌کردند امروز این‌طوری. خوب اگر هم شباهتی پیدا کردید خیلی نترسید چون شاید تا چند وقت دیگه مثل داستان کرگدن یونسکو احتمالا آن‌هایی که شبیه نباشند بیشتر باید بترسند!
راستی جمله‌ی آخر داستان چی بود؟”دیگر جرات نکردم به خودم نگاه کنم. از خودم شرم داشتم. و با این همه، نمی‌توانستم. نه، نمی‌توانستم.”
  • این کارتون دیروز یکی از موضوعات پر طرفدار توی توییتر بوده، البته در گودر هم به قول غیر معروف “هم‌خوان” شده بود، اما شاید خیلی بهش توجه نشد.
  • این مطلب گاردین هم هست که با اشاره به همین کاریکاتور شروع شده و در ادامه با تحلیل اطلاعات تحقیقی مؤسسه pew درباره‌ی رسانه‌های اجتماعی دنبال می شود.