بایگانی برچسب: s

رسانه‌های اجتماعی کاخ سفید چگونه به رئیس جمهور جدید منتقل می‌شوند؟

نوشته‌شده در توسط .

1478290761-cb7b29937857dc3d2edfbb5bfaba972a-1170x550

از اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور “رسانه‌های اجتماعی” آمریکا نیزیاد می‌شود، او اولین رئیس جمهور آمریکا بود که توییت کردن را آغاز کرد، در live فیس‌بوک حاضر شد و یا از اسنپ‌چت استفاده کرد.

اما به نظر می‌رسد اکنون زمان خداحافظی او و تیم رسانه‌ای‌اش در کاخ سفید با این اکانت‌های رسمی نزدیک می‌شود – همان‌طور که بخش‌های مختلف کاخ سفید برای انتقال قدرت از اوباما به ترامپ در تکاپو هستند –اکانت‌های رسانه‌های اجتماعی ریاست جمهوری نیز باید در یک چرخش تاریخی دست به دست بشوند. مسئله‌ای که شاید برای میلیون‌ها دنبال کننده‌ی این اکانت‌ها عجیب و حتی آزار دهنده باشد – بخصوص عده‌ی زیادی که احتمالا این اکانت‌ها را نه بخاطر ماهیت حقوقی‌شان بلکه به خاطر علاقه به شخص و رئیس جمهور مورد نظرشان دنبال می‌کردند. به هر حال اکانت اوباما، معاون رئیس جمهور، بانوی اول و اکانت رسمی کاخ سفید از جمله رسانه‌هایی بودند که در هشت سال گذشته وسیله ارتباطی دولت اوباما با شهروندان آمریکا و دیگر مردم در نقاط مختلف جهان محسوب می‌شدند – رسانه‌هایی که در موضوعات مهم متنوعی برای پیام‌رسانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

 شاید هشت سال پیش که اوباما در کاخ سفید کارش را آغاز کرد و در ابتدای آن رسانه‌های اجتماعی اهمیت امروز را نداشتند – اما تحول رسانه‌ها در طی این زمان به‌گونه ای بود و پیش رفت که اکنون – نه تنها روزنامه‌نگاران – بلکه مردم عادی نیز در سراسر جهان بخش زیادی از اخبار و اطلاعات مورد نیازشان در زمینه‌های مختلف از سیاست گرفته تا تغییرات آب و هوایی را از طریق سایت‌هایی مثل فیس‌بوک و تویتر دنبال می‌کنند.

مجموعه دولت اوباما در این مدت تلاش زیادی برای ارتباط با شهروندان با استفاده از رسانه‌های اجتماعی داشت تا امروز که زمان تغییر فرا رسیده و آن‌ها به دنبال آرشیو محتواهای تولید شده و تحویل اکانت‌ها به دوران ترامپ هستند.

در این مرحله قرار است تمام محتواهای رسانه‌های اجتماعی در National Archives and Records Administration  که به اختصار NARA نامیده می‌شوند ذخیره شوند، از تمام توئیت‌ها گرفته تا اسنپ‌ها و همه‌ی آن‌چه به صورت محتوای آن‌لاین تولید شده است – مانند همان اتفاقی که برای دست‌نوشته‌ها، فکس‌ها و ایمیل‌ها اتفاق می‌افتد. اما تیم رسانه‌ای به دنبال نوع دیگری از آرشیو هم هست و آن آرشیو آن‌لاین محتواهای تولید شده‌ی این هشت سال است – آرشیوی که باعث شود همه محتواها به صورت قابل دسترس ماندگار شوند.

در این خصوص تصمیم بر این است که محتواهای اکانت‌ها به اکانت‌های دیگری منتقل شوند – به طور مثال محتوای اکانت @POTUS  دوران اوباما با ۱۱ میلیون دنبال‌کننده در ۲۰ ژانویه باید تحویل تیم جدید شود اما این شروع تازه به گونه‌ای خواهد بود که در آن هیچ توئیتی از قبل وجود ندارد و همه‌ی توییت‌های قبل که دیگر تاریخی و مربوط  به دوران اوباما محسوب می‌شوند در اکانت @POTUS44 قابل دسترس خواهند بود – همان‌طور که آن‌ها در NARA ذخیره شده و در دسترس عموم هستند.

همین رویه اکانت‌های دیگر دوران اوباما در توئیتر و اکانت‌ها دیگر در فیس‌بوک، اینستاگرام و دیگر رسانه‌های اجتماعی را نیز شامل می‌شود – اکانت‌های قبلی به شکل خالی و با دنبال کننده‌ها تحویل تیم رئیس جمهور جدید می‌شوند و محتواهای قبلی به اکانت‌های دیگری برای دسترس آن‌لاین منتقل می‌شوند.

شاید پست‌های رسانه‌های اجتماعی هیچ‌گاه اهمیت اسناد رسمی دولتی را پیدا نکنند اما ضبط و آرشیو آن‌ها در نوع خود می‌تواند اتفاقی تاریخی محسوب شود، چه به عنوان مدارکی از یک دوره برای تاریخ‌نویسان و روزنامه‌نگاران و چه به لحاظ اهمیتی که از این پس رسانه‌های اجتماعی در نزد مقامات رسمی خواهد داشت – احتمالا رئیس جمهورهای آینده احساس اهمیت بیشتری در مورد رسانه‌های اجتماعی خواهند داشت؛ و با این آگاهی از آن استفاده می کنند که همه‌ی پست‌های رسانه‌های اجتماعی ماندگارند و ضبط و آرشیو می‌شوند.

چگونه رسانه‌های اجتماعی ارتباطات بحران در خطوط هوایی را به اوج می‌رسانند

نوشته‌شده در توسط .

0 (1)

با گذشت بیش از یک هفته – جهان همچنان از سرنوشت پرواز MH370 خطوط هواپیمایی مالزی که از کوالالامپور به مقصد پکن در حرکت بود بی‌خبر است. هواپیمایی که روز شنبه ۸ مارس با ۲۲۷ مسافر و ۱۲ خدمه ناپدید شد و سؤالات بی‌شمار بی پاسخی را بوجود آورد.

از طرف دیگر پاسخ‌های خطوط هواپیمایی مالزی در مورد بحران MH370 به طور حتم در آینده بلند مدت شرکت تاثیر گذار خواهد بود. این در حالی است که ورود آن‌ها از طریق روابط عمومی و رسانه‌های اجتماعی با بسیاری از اظهارات‌‌ مرموز و سردرگم کننده همراه بود. پاسخ‌‌های نامنظم آن‌ها در واقع راه را برای حدس و گمان‌های بی‌شمار در سراسر رسانه‌های خبری، وبلاگ‌ها و رسانه‌های اجتماعی باز کرد.

اشتباه آسیانا

آیا شرکت هواپیمایی مالزی گام‌های بعدیش در ارتباطات بحران را در نظر داشت، شاید منطقی بود رهبران ایرلاین از اشتباهات یک مورد مشابه نزدیک، یعنی آسیانا ایرلاین، و مورد سقوط سان فرانسیسکو در سال گذشته درس می‌‌گرفتند.

در ۶ جولای ۲۰۱۳، پرواز ۲۱۴ شرکت هواپیمایی آسیانا در فرودگاه سان فراسیسکو آمریکا  دچار حادثه شد، اولین حادثه مرگبار برای  یک خط هواپیمایی مسافربری بعد از ۴ سال در ایالات متحده. بلافاصله بعد از این فاجعه، آسیانا برای بیش از ۴ ساعت خاموش و در سکوت بود، در نهایت کانال‌‌های ارتباطی با توییتی ساده باز شدند.

AsianaTweet

اما باید گفت که این عکس‌العملی دیر هنگام  بود، در حالی که ماجرا منعکس شده و افکار  عمومی شکل گرفته بود.

بسیاری از مسافران نجات یافته تلفن‌های هوشمندشان را چند ثانیه بعد از تکان‌های هواپیما بیرون آورده، و عکس‌های حادثه در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده بود. David Eun رئیس مرکز نوآوری آزاد سامسونگ یکی از سرنشینان زنده هواپیما بود که ماجرا را توییت می‌کرد. یکی از تصاویر او از هواپیما بیش از ۳۲۰۰۰ بار باز توییت شد.

DavidEunTweet

مشابه وضعیت شرکت هواپیمایی مالزی، آسیانا هم هیچ کنترلی بر موقعیت نداشت. حقایق با شایعه درهم آمیخته و در این فرایند آسیب‌زا  و ویرانگر، بیش از  همه ضربه به خود شرکت و نام  تجاری آن تحمیل می‌شود.

هواپیمایی سات‌وست هم بهترین نبود

در موردی مثبت، می‌توان به عملکرد شرکت سات‌وست اشاره کرد. در ۲۳ جولای ۲۰۱۳، چرخ‌های دماغه پرواز ۳۴۵ متلاشی شدند و یک فرود کنترل نشده و سخت در فرودگاه لی‌گاردیا را رقم زدند. هواپیما بیش از ۲۱۷۵ فیت سر خورد – بیش از مساحت هفت زمین فوتبال – قبل از این‌که در لبه‌ی باند فرودگاه متوقف شود. ده مسافر آسیب دیده بودند، و  شش تن از آن‌ها برای درمان جزئی به بیمارستان نیاز داشتند.

تنها نیم ساعت بعد از حادثه، سات‌وست برای ارتباط با مردم فعال شد، اختصاص یک هشتگ رسمی و نقش‌های علاقه‌مند‌انه‌ی اطمینان بخشش نشان داد که ایرلاین می‌خواهد در اطلاع رسانی به عموم درباره آنچه اتفاق افتاده نقش فعال را بازی کرده و داشته باشد.

SouthwestTweet

اگرچه اطلاع رسانی و پاسخگویی دیجیتال سات‌وست چندان برای آن‌ها غیر معمول نبود، با این حال آن‌‌ها بهترین نبودند – بخصوص وقتی پای ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی در میان باشد. آن‌طور که استیون فریشلینگ، یک مشاور رسانه‌های اجتماعی در امور مسافرت و هوا – فضا می‌گوید ” اگر اتفاقی بیافتد، ایرلاین بلافاصله در صدر موضوع است. آن‌ها یا  می‌گویند که “اتفاقی روی داده است” یا می‌گویند ” ما در حال بررسی آن هستیم”، اما این‌ها خودشان بخشی از گفتگو هستند”.

مکالمه آغاز شده است

فریشلینگ که طرح‌های بحران برای خطوط هواپیمایی متعددی را در سراسر جهان بسط داده است، نشان می‌دهد که چطور و به آسانی می‌شود کنترل بحران در عصر دیجیتالی امروز را از دست داد.

“شش دقیقه بعد از آن‌که هواپیمای سات‌وست سقوط کرد، من بیش از ۴۰ توییت درباره‌ی آن دیدم. بیش از ده پیام داشتم و شخصی را در فیس‌بوک پی‌گیری می‌کردم که درباره حضورش در فرودگاه و مشاهده سر خوردن هواپیما می‌نوشت. گفتگو آغاز شده بود. مردم درباره آن آگاه شده بودند. شخصی از هواپیما پیاده شده و عکسی را به اینستاگرام پست کرده بود، و اکانتش توسط CBS, CNN و یاهو نیوز دنبال شده و گسترش می‌یافت.

توانایی رسانه‌های اجتماعی به عنوان پلتفرم‌هایی برای شنیدن و مشاهده – راه‌های جدید و متنوعی را برای بررسی گزارش‌‌ها و اقدام  سریع فراهم می‌کنند. مورگان جوهانستن، مدیر ارتباطات شرکت‌ها و استراتژیست رسانه‌های اجتماعی در   jetBlue Airways می‌گوید “قبل از رسانه‌های اجتماعی، گاهی بیش از یک ساعت طول می‌کشید تا حتی بتوان تایید کرد که یکی از هواپیماهای‌تان دچار حادثه شده‌اند؛ حالا شما می‌توانید ۱۴ عکس متفاوت، از ۱۴ زاویه تقریبا متفاوت از یک صحنه را ببینید و ناگهان حس کنید و مطمئن ‌شوید که بله این یکی از  هواپیماهای شما است.

گفت و شنود خودتان را داشته باشید

رسانه‌های اجتماعی درحالی که برای گوش دادن حیاتی هستند، می‌توانند برای شکل دادن و پخش اخبار حتی مهم‌تر و قدرتمندتر باشند. آن‌طور که فریشلینگ می‌گوید: رسانه‌های اجتماعی نخستین جایی است که شما باید بروید. شما نیاز دارید به این‌که بگویید حادثه‌ای رخ  داده است – شماره پرواز را اعلام کنید، فرودگاه – و اطلاعات را گردآوری کرده و مردم را مطلع نگه دارید. بعد، هر ده دقیقه، حتی اگر خبر جدیدی نیست، بگویید “ما همچنان پیگیر هستیم”. همه‌ی این‌ها مسائلی است که شما با آن روبرو هستید، و به همان سرعت اگر مطلب جدیدی دارید آن را منتشر کنید.

SouthwestPost-640x368

اما وقتی همه چیز  بر روی خط است و شما ذخیره دومی ندارید دقیقا کجا باید پیامتان را منتشر کنید ؟

جانستون از جت بلوم به یک مسیر نامشخص اشاره می‌کند. ” مشکل با چند کانال این است که چند مکان بوجود می‌آید که مردم فکر می‌کنند برای اطلاعات تازه‌تر باید به آن‌ها سر بزنند. اما واقعا شما چه کاری می‌خواهید در یک سناریو بحران که محدود به تعدادی مکان است که مردم فکر می‌کنند نیاز به نگاه کردن به آن‌ها دارند انجام دهید. اگر می‌توانید اطلاعات را متمرکز کنید و برای همه‌ی کانال‌های متفاوت از یک دیتابیس مرکزی اطلاعات استفاده کنید.

طرح بحران رسانه‌های اجتماعی به طور مرتب در حال تحول است

اما آیا یک شرکت به یک طرح بحران پیش از شروع پیام‌رسانی در رسانه‌های اجتماعی نیاز ندارد؟

قطعا، اما هیچ طرحی نمی‌تواند کاملا با اتفاقات آینده همخوانی داشته باشد – یا حتی برای بیشتر – مواقع. همان‌طور که ریچل رنسینک، مدیر استراتژی بازاریابی در دلتا ایر توضیح  می‌دهد “نباید یک طرح بنویسید و آن را در قفسه بگذارید تا وقتی که واقعا به آن نیاز دارید – طرح، آزمایش، تمرین، توسعه، آزمون دوباره، تکمیل کردن – رسانه‌های اجتماعی به سرعت گسترش یافته و تغییر می‌کنند، و شما نیاز دارید به همراه آن‌‌ها خودتان را کامل کنید.

در ضمن بحران‌ها به ندرت کوتاه مدت هستند، و شما باید افراد جایگزین داشته باشید تا به دیگر افراد استراحت بدهید. یک بحران لزوما در ساعات مرسوم اداری اتفاق نمی‌افتد. شما نیاز دارید در طرح‌تان موقعیت‌های اضطراری را برای پاسخگویی در نظر بگیرید – زیرا بحران ممکن است برای روزها، هفته‌ها و یا حتی ماه‌ها ادامه داشته باشد.

ایجاد هشتگ#

در حالی که توییت سات‌وست بعد از حادثه پرواز ۳۴۵ شامل هیچ جزئیاتی از آن‌چه رخ داده بود – نبود، اما آن به ایرلاین برای این‌که مکالمه‌ی خودش را داشته باشد کمک بزرگی کرد. توییت سات‌وست به هشتگ Flight345# ختم می‌شد، که ایجاد هشتگ رسمی ایرلاین برای حادثه بود.

پیشنهاد فریشلینگ مشاور رسانه‌های اجتماعی این است که هشتگ خودتان را ایجاد کنید. “اگر هشتگ خودتان را داشته باشید و بلافاصله آن را ایجاد کنید – آن هشتگ اصلی خواهد بود، و رسانه‌ها هم مجبور می‌شوند که از آن استفاده کنند.

در حادثه ایرلاین آسیانا وقتی در نهایت آن‌ها بعد از ساعت‌ها به حادثه سان‌فرانسیسکو اشاره کردند، از هشتگ SFO# استفاده شد. این خودش یک مشکل بود، زیرا تا آن وقت بیشتر گفتگو‌ها در هشتگ OZ214# و #Asiana دنبال می‌شد.

در مورد خطوط هواپیمایی مالزی و پروزاز MH370 هزاران نفر در سرتاسر دنیا به تصاویر ماهواره‌ای برای یافتن پاسخ سؤالات‌شان روی آورده‌اند، هنگامی‌که زمان نتیجه‌گیری نهایی فرا برسد، خیلی بعید است که نام تجاری پشت آن باشد. حالا زمان گوش دادن، توانمندسازی  و هدایت است.

عصر صرفا واکنش در ارتباطات بحران تمام شده است. رسانه‌های اجتماعی‌ها به صحنه وارد شده‌اند.

چرا عکس خود گرفت (Selfie) مجری مراسم اسکار ویروسی شد؟

نوشته‌شده در توسط .

Ellen Degeneres breaks Obama's Twitter record with 2014 Oscars selfie - Your Community

برای نوشتن درباره‌ی سِلفی (Selfie) اولین مسئله نداشتن معادل مناسب فارسی است، ناچار باید مثلا از همین – خود گرفت – استفاده کرد که یک معادل دو کلمه‌ای برای یک تک واژه انگلیسی‌ست، و دوم این‌که اگر کلمه‌ی عکس را هم به آن اضافه نکنیم تقریبا معنای مورد نظر را نمی‌رساند و معنای کلی‌تری را متبادر می‌کند. بنابراین در واقع می‌شود گفت که ما برای ترجمه‌ی این واژه‌ی انگلیسی مجبوریم از سه کلمه استفاده کنیم که اصلا جالب نیست.

اما در مراسم اسکار دیروز الن دی‌جنرس که مجری برنامه بود این عکس سِلفی را با دیگر ستاره‌های هالیوود، مریل استریپ، برد پیت، آنجلینا جولی و … گرفت که در حدود یک ساعت بعد به رکورد یک میلیون ری‌توییت رسید و بعد از آن با شکست رکورد قبلی توییتر که مربوط به عکس باراک اوباما بعد از برنده شدن در انتخابات ۲۰۱۲ بود – یک رکورد تاریخی جدید را ثبت کرد.

اما چرا این توییت به سرعت تبدیل به یک پیام ویروسی شد – شیوع پیدا کرد – و بارها و بارها ری‌توییت می‌شود؟ اگر بخواهیم قبل از کهنه شدن ماجرا به مواردی اشاره کنیم – این‌ها به نظر می‌رسند:

۱- وقتی تقویمی برای رویدادهای سرگرم‌کننده در نظر بگیریم – مراسم اسکار در سطح جهانی یکی از بزرگ‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود که هر ساله از مدت‌ها قبل در مورد آن حرف و بحث زیاد است – به گونه‌ای که حتی آن‌ها که به این مراسم علاقه‌ای هم ندارند از زمان برگزاری آن با خبر می‌شوند. علاوه بر این کلمه سِلفی (Selfie) به عنوان کلمه سال (۲۰۱۳ ) به ایده‌ی عکس گرفتن از خود یک ارزش اجتماعی داد. بنابراین می‌شود گفت زمینه مناسب اجتماعی برای این پیام فراهم بود.

۲- عکس ثبت یک لحظه شاد و همراه با شوخی است، آن هم در مراسمی طولانی و پر طمطراق مثل اسکار، بیرون کشیدن و درآوردن چنین لحظه‌های پر از خوشی – اهمیت حسی برای حرکت‌ پیام‌ها در اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین دارند. به طور کلی آن‌چه ما را خوشحال می‌کند احتمال بیشتری برای اشتراک‌گذاری دارد تا آن‌هایی که ما را ناراحت می‌کنند، که این به آگاهی ما از واکنش دیگران به ری‌توییت یا اشتراک‌گذاری‌های ما هم بر می‌گردد.

۳- ری‌توییت این سِلفی در واقع یک نوع خود بیانگری (self-representation) هم در خودش داشت. به این معنی که بازتوییت آن به نوعی مشارکت در مراسم اسکار بود، و مثل خیلی از فعالیت‌های دیگر در رسانه‌های اجتماعی راهی بود که به ساخته شدن شخصیت آن‌لاین افراد کمک می‌کرد.

تا زمان انتشار این مطلب توییت Ellen DeGeneres رکورد ۳,۱۰۳,۵۱۵ ری‌توییت را نشان می‌دهد.

استفاده از رسانه‌های اجتماعی در حوادث

نوشته‌شده در توسط .

www.start.umd.edu sites default files files publications START_SocialMediaUseduringDisasters_LitReview.pdf (600 x 196)

دانشگاه مریلند گزارشی تحقیقی دارد که در آن به استفاده از رسانه‌های اجتماعی در خلال حوادث می‌پردازد (پی دی اف گزاش) گزارش خلاصه‌ای است از آن‌چه به طور تجربی شناخته‌‌ شده‌اند و درعین حال به طور معین به استفاده از رسانه‌های اجتماعی در حوادث اشاره دارد. یافته‌های گزارش استفاده‌های متفاوت افراد از رسانه‌های اجتماعی در جریان حوادث را بیان می‌کند، که در آن به این موارد اشاره شده است:

  • به خاطر دسترسی آسان
  • بر اساس هنجارهای اجتماعی
  • بر اساس توصیه‌های شخصی
  • برای شوخ طبعی و سبکسری
  • برای جستجوی اطلاعات
  • برای کسب اطلاعات به موقع
  • برای کسب اطلاعات فیلتر نشده
  • برای آگاهی از میزان فاجعه
  • برای با خبر شدن از وضعیت فامیل و دوستان
  • برای تجهیز خود
  • برای حفظ حس اجتماعی
  • به دنبال حمایت عاطفی و درمان

از طرف دیگر تحقیق همچنین دلایلی را مشخص می‌کند که به چرایی بی میلی افراد در استفاده از رسانه‌های اجتماعی در جریان حوادث می‌پردازد و از جمله به این موارد اشاره می‌شود: ۱) ترس‌های مربوط به حریم خصوصی و امنیت، ۲) نگرانی از درستی اطلاعات، ۳) مسائل مربوط به دسترسی، و ۴) کمبود دانش.

در توضیحی بر گزارش دانشگاه مریلند باید اشاره کرد که با وجود سر و صداها و بحث‌های زیادی که درباره‌ی رسانه‌های اجتماعی و نقش آن‌ها در جوامع امروز وجود دارد، امکانات و قدرت رسانه‌های اجتماعی برای کمک در حوادث همچنان از جنبه‌های کمتر مورد توجه است. در ایران همچنان بحث اصلی بر سر خوب یا بد بودن آن‌هاست و در سطح جهانی هم جنبه‌ی استفاده تجاری از رسانه‌های اجتماعی دیدگاه غالب است. رسانه‌های اجتماعی همان‌طور که در موارد مختلفی مثل کمپین‌های تبلیغاتی و رویدادهای اجتماعی قدرت خودشان را نشان داده‌اند – می‌توانند در جریان حوادثی مثل زلزله – در صورت فراهم بودن دسترسی و آموزش‌های لازم – نقش کمک‌ کننده‌ی موثری در اطلاع رسانی و نجات جان انسان‌ها بازی کنند.

چهره‌ای که خودش را مشهور کرد

نوشته‌شده در توسط .

mrpimpgoodgam

حالا که در دوران رسانه‌های اجتماعی هستیم داشتن یک رسانه برای همه کار ساده‌ای‌ست و هر فردی در اندک زمانی می‌تواند رسانه‌ی خودش را راه اندازی کند. اگر این شروع ساده است، ادامه ماجرا چندان ساده نیست، چون شما برای خواننده یا بیننده داشتن و در نهایت تاثیر گذاری باید به مرزهایی فراتر از چند دوست و آشنا برسید. داستان Benny Winfield در اینستاگرام ماجرای یکی از همین فراتر رفتن‌هاست، داستان مردی معمولی که با ترفندی ساده به شهرت می‌رسد. کلمه Selfie را که خاطرتان هست، اصطلاحی که در سال ۲۰۱۳ در لغت‌نامه آکسفورد هم پذیرفته شد، واژه‌ای که به عکسی اشاره دارد که شخص از خودش گرفته باشد. حالا آقای Benny Winfield با همین عکس‌نگاری‌های هر روزه از خودش و در حالی که همواره لبخندی بر لب دارد با اکانت mrpimpgoodgame در اینستاگرام مورد توجه واقع شده است.

Benny Winfield اهل هوستن تگزاس است. او اکانتش را در ۲۲ جولای ۲۰۱۳ با یک عکس از خودش راه اندازی کرد که در طی دو ماه به بیش از ۴۶۰ لایک و تعداد زیادی کامنت رسید، تا سپتامبر ۱۰۴ عکس دیگر از خودش در این اکانت منتشر کرد و ۲۸۴۰۰ دنبال کننده به دست آورد، رقمی که تا امروز به ۴۲۰ عکس و حدود ۱۴۵۸۸۰ دنبال کننده رسیده است. در این مدت کارش در رسانه‌ها بازتاب پیدا کرد و چند مصاحبه هم با او انجام شد.

بنی که حالا مشهور شده و با اعتماد به نفس به نظر می‌رسد  هدف خودش را راه اندازی یک جنبش Selfie  (خودگرف) معرفی می‌کند و در تعریف آن می‌گوید جنبش Selfie  یعنی عشق‌ورزی به چهره‌تان به همان صورتی که به نظر می‌رسد، حتی اگر یک روز موهای نامرتب دارید یا اصلا خوب به نظر نمی‌رسید.

Benny Winfield درمیان انبوه اکانت‌های رسانه‌های اجتماعی روش متفاوتی را برای تولید محتوا برگزیده است، او مورد توجه واقع می‌شود چون شیوه‌ای که برگزیده به نوعی خصوصیت سرگرم‌کننده دارد، محتوایش جدی نیست – در عکس‌ها همواره لبخند می‌زند – و البته نشان داده که چندان دغدغه‌ای در مورد این که در آن‌ها چطور به نظر می‌رسد ندارد. از طرف دیگر با دنبال کننده‌ها و مخاطبانش وارد تعامل و گفتگو شده و از توجهی که به او می‌کنند قدردانی می‌کند. شاید یکی از مواردی که خیلی به شهرت بنی کمک کرد اشاره‌ی  Julia Beverly از مجله Ozone به او بود که در توییتی او را یک لجوج غیر عادی نامید. حرفی که ابتدا باعث ناراحتی بنی شد اما در عوض باعث شد تعداد زیادی دنبال کننده‌ی جدید پیدا کند، تا جایی که بعدا خود بنی به این نتیجه رسید که باید بخاطرش از جولیا تشکر کند. و بالاخره این‌که بنی می‌گوید قصد دارد تا زمانی که مردم او را دنبال می‌کنند و به عکس‌هایش واکنش نشان می‌دهند به کارش ادامه دهد. او این روزها به چاپ عکسش بر روی تی‌شرت و احتمالا کسب درآمد از این راه فکر می‌کند.

رسانه‌های اجتماعی در مقابل شبکه‌های اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

2

رسانه‌های اجتماعی را می‌توان استفاده از فن‌آوری وب و تکنولوژی موبایل برای تبدیل ارتباط به یک گفتگوی تعاملی تعریف کرد. در مقابل، شبکه‌های اجتماعی ساختاری اجتماعی از افراد است که بر اساس علاقه‌های مشترک به یکدیگر وصل شده‌اند.

البته این تعریف از رسانه‌های اجتماعی بسیار ساده شده به نظر می‌رسد. در چند سال گذشته، تکنولوژی ما را به جایی خیلی دورتر از نقطه‌ی آغاز برده‌ است و رسانه‌های اجتماعی حالا تقریبا موجودی کاملا متفاوت به نظر می‌رسند. رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی ابزار رویدادهای بزرگی در گوشه و کنار جهان بوده‌اند. این منصفانه است که بگوییم شبکه‌های اجتماعی زیر مجموعه‌ای از رسانه‌های اجتماعی هستند. تعداد زیادی از مردم فکر می‌کنند که رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی یکی و یکسان‌اند و بنابراین می‌شود آن‌ها را به جای یکدیگر به کار برد. این یک تصور اشتباه است. ایده‌ی بدی نیست که نگاهی بیاندازیم به تفاوت‌های این دو تا درک روشن‌تری از آن‌ها بدست آوریم.

شبکه‌های اجتماعی

هدف اصلی شبکه‌های اجتماعی ارتباط با دیگر افراد است. نتایج دیگری نیز نهایتا از این ارتباطات در موقعیت‌های مختلف بدست می‌آید، مانند درآمد. عده‌ای بر این باورند که شبکه‌های اجتماعی پیش از رسانه‌های اجتماعی وجود داشته‌اند و برخی دیگر هم معتقدند که قضیه برعکس است. پایه و اساس شبکه‌های اجتماعی انسان است. شما پروفایل‌تان را در کانال‌های رسانه‌های اجتماعی پر می‌کنید و افراد بر اساس اطلاعاتی که از شما می‌خوانند با شما وارد تعامل می‌شوند. البته، شما می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی برای کار یا تفریح استفاده کنید. ارتباطات قدرتمندی وجود دارند که حاصل شبکه‌های اجتماعی آن‌لاین‌اند. شبکه‌های اجتماعی درباره‌ی ارتباطات متقابل است.

رسانه‌های اجتماعی

اگر درک‌مان از رسانه‌ها پیش از اینترنت را در نظر بگیریم، یعنی درباره تلویزیون، روزنامه‌ها، مجله‌ها و غیره. باید بگوییم زمانی‌که رسانه‌ها از طریق تارنمای جهانی وب در دسترس قرار گرفتند برای مدتی طولانی ایستا و راکد نماندند. قابلیت‌های شگفت‌انگیز تعاملی برای همه قابل دسترس شد و احساس شخصی بودن بیشتر را به همراه آورد، و ارتباط شخص با شخص را بیش از هر وسیله‌ی دیگری ممکن کرد. رسانه‌های اجتماعی یک واژه گسترده است و در واقع شامل انواع مختلفی از رسانه‌ها مانند ویدیو، وبلاگ و غیره می‌شود. رسانه‌های اجتماعی یک مکان است که شما می‌توانید اطلاعات را به افراد دیگر منتقل کنید. رسانه‌های اجتماعی یک وسیله برای ارتباط با دیگران است. رسانه‌های اجتماعی به همه اجازه می‌دهد تا محتوا را با دیگر افراد به اشتراک بگذارند که افراد دیگر هم می‌توانند به نوبه‌ی خود، بار دیگر آن را با افراد مرتبط خودشان به اشتراک بگذارند. رسانه‌های اجتماعی امکان بازاریابی و شهرت را برای شما فراهم می‌کنند.

رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی چه اشتراکی دارند

یک راه ساده برای نگاه کردن به تفاوت رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی این است که رسانه‌های اجتماعی به مردم برای ساختن ارتباط کمک می‌کنند و شبکه‌های اجتماعی ارتباطات را در دسترس قرار می‌دهند. مردم دور هم جمع می‌شوند چون علاقه‌، اشتیاق، و دلایل مشترک دارند و به مرور روابط با شناخت بیشتر افراد نسبت به یکدیگر و بواسطه تعاملی که در طول زمان بدست آمده است تقویت می‌شوند. مسلئه مشترک در رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی نوع موفقیت کسب و کار در آن‌ها است که هر دو مبتنی بر بازاریابی ویروسی هستند. اگر ارتباطات ویروسی باشند، افراد بیشتر و بیشتری توجه نشان خواهند داد و ترافیک آن‌لاین بیشتری خواهید داشت و شانس بهتری برای رونق کسب و کار شما بوجود خواهد آمد.

نتیجه‌

این بسیار با اهمیت است که بدانیم رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی یکی و یکسان نیستند اما آن‌ها هر دو از اهمیت حیاتی برای کسب و کار برخوردارند و شما برای موفقیت‌های بزرگ‌تر در کسب و کار باید از همه‌ی مزایای آن‌ها بهره ببرید.

چرا محتوای ویروسی از محتوای پُرطرفدار متفاوت است؟

نوشته‌شده در توسط .

در بحث‌های مربوط به رسانه‌های اجتماعی تمایزها قابل توجه‌اند، چه آن‌جا که صحبت از تفاوت بین شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های اجتماعی می‌شود، چه در این مورد که مسئله تمایز و تشخیص محتوای ویروسی از محتوای پرطرفدار و محبوب است.

تمایز بین پرطرفدار بودن و ویروسی بودن

اگر بدنبال تولید یک محتوای ویروسی (از متن گرفته تا ویدیو…) هستیم دقیقا منظورمان چیست؟ یا وقتی می‌گویم به دنبال تولید محتوای پرطرفداری هستیم که تعداد زیادی از مخاطبان هدف‌مان آن را ببینند یا بخوانند، به چه چیزی فکر می‌کنیم؟

به تازگی یک تیم تحقیقی در مایکروسافت پژوهشی را به رهبری Jake Hofman به پایان رساند که دست‌آورد‌های تازه‌ای در تشخیص این تمایز داشت. این گروه تمام توییت‌هایی که در بردارنده یک لینک به یکی از ۴۰ وبسایت برتر جهان برای موسیقی، خبر و ویدیو بود را در یک دوره ۱۸ ماهه ضبط کردند؛ آن‌ها سپس مجموعه‌ای از داده‌هایی بوجود آوردند که بیش از ۱۰۰ بار به آن‌ها لینک داده شده بود. این مجموعه از داده‌ها شامل لینک به حدود ۳۰۰۰۰۰ قطعه محتوا در بیش از ۱٫۴ میلیارد توییت بود.

محتوای پرطرفدار

  • برخی محتواها مانند بسیاری از گزارش‌های خبری بزرگ یا محتوای برند‌ها، معولا ابتدا توسط رسانه‌‌های رسمی یا اکانت برندها به میلیون‌ها دنبال کننده توییت می‌شوند. در بین این‌ها شاید چند صدتایی باشند که لینکی را با دنبال کننده‌های‌شان به اشتراک می‌گذارند واحتمالا تعداد کمتری از آن‌ها مجددا لینک را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. هیچ شکی نیست که این محتوا محبوب و پرطرفدار است، و احتمالا تعداد زیادی از مردم آن را می‌بینند.
  • اما در یک نگاه نکته‌سنجانه باید این مسئله را مورد توجه قرار داد که این محتوا یکی دو روزی در دید خواهد بود و بعد محو می‌شود. پس پرطرفدار هست اما ویروسی نیست.

محتوای ویروسی

  • مطالب دیگری هستند که به گونه‌ای متفاوت پخش می‌شوند، نقطه شروع برای این مطالب ممکن است یک فید نه چندان معروف باشد، که توسط تعداد کمی از افراد دنبال می‌شود. در چند روز نخست، آن‌ها نمی‌توانند به محبوبیت یک “محتوای پرطرفدار” برسند اما در شبکه‌ها جدید زیادی پخش می‌شوند – هر بار اشتراک‌گذاری با دنبال‌کنندهای‌شان – و این اشتراک‌گذاری‌ها به سرعت به یک حرکت تبدیل می‌شود.
  • روی هم رفته، ممکن است محتوا‌های ویروسی در یک دوره کوتاه یا متوسط مخاطب زیادی بدست نیاورند، اما آن‌ها می‌توانند به سطحی از حرکت برسند، به این معنی است که مخاطب‌شان به آرامی بیشتر و بیشتر می‌شود – قبل از این‌که در نهایت از صحنه محو شوند.

بنابراین وقتی از محتوای ویروسی حرف می‌زنیم یا به تولید یک محتوای ویروسی فکر می‌کنیم نباید آن را با تعداد افرادی که آن را می‌بینند تعریف کنیم، بلکه روش گسترش مطلب و سرعت آن را باید در نظر گرفت.

دانش تولید محتوای ویروسی

نوشته‌شده در توسط .

viral content

رسانه‌ها همواره درگیر مسئله جذب مخاطب بوده‌اند. حالا در عصر رسانه‌های اجتماعی و در حالی که تک تک افراد کم و بیش می‌توانند به عنوان تولید کننده‌ی محتوا و یک رسانه مطرح شوند این تب دامنه‌ی گسترده‌تری پیدا کرده تا جایی که میلیون‌ها و شاید میلیارد‌ها کاربر در رسانه‌های اجتماعی به دنبال جذب مخاطب بیشتر برای نوشته‌ها، عکس‌ها و فیلم‌های خودشان هستند. اما آیا واقعا فرمولی برای جذب مخاطب بیشتر وجود دارد؟ در سال‌های اخیر و با رونق روز افزون رسانه‌های اجتماعی عنوان “محتوای ویروسی” از اصطلاحاتی بود که مطرح شد. عنوان محتوای ویروسی معمولا به مطالبی داده می‌شود که بصورت گسترده در فضای وب مورد توجه قرار می‌گیرند، یعنی با اشتراک‌گذاری‌ها، کامنت‌ها و لایک‌های متعدد کاربران مواجه شده و از این طریق مثل یک ویروس دست به دست در سطح اینترنت می‌چرخند. این محتواها می‌تواند نوشته، عکس یا فیلم باشند.

دانش محتوای ویروسی

مطالعات تحقیقی درباره‌ی این‌که چه چیزی یک محتوای ویروسی را می‌سازد به این موارد اشاره دارند:

طول یک مطلب. تمایل برای اشتراک‌گذاری مقالات بلند‌تر اغلب بیشتر از مقالات کوتاه است.

مسئله احساسات. شما ممکن است بیشتر مطلبی را به اشتراک بگذارید که باعث نگرانی، ترس و خشم در شما شده‌اند تا مطلبی که شما را غمگین کرده است.

مسائل مناقشه برانگیز. وبلاگ‌ها وقتی به یک مسئله بحث‌برانگیز می‌پردازند معمولا دو برابر هر زمان دیگری کامنت دریافت می‌کنند.

مطلب مفید. محتواهایی که جالبند و کاربرد فوری دارند اشتراک‌گذاری بیشتری خواهند داشت.

موضوعات طنز و خنده‌دار. طنزها فراوان‌ترین عنصر مشترک در بیشتر محتواها و آگهی‌های ویروسی هستند.

چک لیستی برای محتوای ویروسی

آیا شما به اندازه کافی موضوع را پوشش داده‌اید؟ آیا مطلب به اندازه کافی طولانی و بلند هست؟

آیا محتوا الهام بخش انرژی زیادی برای احساساتی مثل ترس، خشم یا نگرانی هست؟

آیا لحن شما انتقال دهنده احساس هست؟

آیا محتوای شما عملا مفید است؟

آیا محتوای شما جالب است؟

آیا محتوا تعجب برانگیز و غافلگیر کننده است؟

آیا نویسنده مشهور یا صاحب اعتبار است؟

اگر حدس زده می‌شود که مطلب طنزآمیز است، آیا واقعا هم این‌طور هست؟ آیا شما مطمئن‌اید که آن فقط مورد پسند دوستان‌تان نخواهد بود؟

البته باید توجه داشت که محتواها معمولا با فرهنگ‌ها و اولویت‌های جامعه‌های مختلف ارتباط دارند. بنابراین لزوما تحقیقاتی که نشان دهنده‌ی ویروسی بودن مطالب در یک فرهنگ و زبان است نمی‌تواند در فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر هم درست باشد. به طور مثال در رسانه‌ها اجتماعی فارسی معمولا مطالب بلند چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرند. بنابراین برای بحث دقیق و علمی‌تر برای پیشنهاد‌های محتوای ویروسی در وب فارسی باید منتظر تحقیقات علمی در این زمینه بود.

دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

smday_todaymedia

به دنبال برگزاری موفق اولین همایش “روز رسانه های اجتماعی” در سال گذشته، دومین همایش با موضوع “رسانه های اجتماعی برای سازمان ها” همزمان با روز جهانی رسانه‌های اجتماعی در سراسر جهان ۹ تیرماه جاری در تالار ایوان شمس تهران برگزار می‌شود.

محورهای همایش :

  •  کارکردهای رسانه‌های اجتماعی برای سازمان‌ها
  • طراحی، توسعه و کاربرد رسانه‌های اجتماعی سازمانی
  •  فرهنگ سازمانی، آموزش و رسانه‌های اجتماعی
  •  تبلیغات و بازاریابی با رسانه‌‏های اجتماعی برای رونق کسب‌‏وکارها
  •  بررسی علل و موانع بکارگیری رسانه‌های اجتماعی در سازمان‌های ایرانی
  • استراتژی و سیاست سازمان‌ها در ایجاد و یا مواجهه با رسانه‌های اجتماعی
  • روش‌های ترویج رسانه‌های اجتماعی سازمانی در دستگاه‌های همراه
  • تجارب عملیاتی و پیشینه عملی سازمان‌های ایرانی و خارجی
  • راه‌های بررسی اثربخشی و تحلیل بازخورد سازمان‌ها در رسانه‌های اجتماعی

برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت همایش مراجعه کنید.

ده برداشت کلیدی از پسا ژورنالیسم

نوشته‌شده در توسط .

Post-Industrial Journalism'

درباره‌ی آینده‌ی روزنامه‌نگاری و ژورنالیسم حرف‌ها و گفته‌های ضد و نقیض متعددی وجود دارد. برخی از صاحب نظران تغییرات تکنولوژیکی اتفاق افتاده را که باعث دگرگونی کلی در ساختار تولید، توزیع و حتی تفسیر خبر شده برای آینده ژورنالیسم مثبت می‌بینند و برخی تا آن حد بدبین‌اند که دوره‌ی روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و سازمان‌های خبری بزرگ را رو به انقراض می‌دانند. گزارش The Tow Center for Digital Journalism یک تحقیق مفصل درباره‌ی آینده ژورنالیسم است، درباره‌ی این‌که روزنامه‌نگاری و ژورنالیسم به کدام سمت و سو در حال حرکت‌اند. این ده مورد برداشتی خیلی کوتاه از این گزارش قابل توجه است:

۱- چگونه نقش روزنامه‌نگاری در حال تغییر است

جایگاه روزنامه‌نگار از دست نرفته  اما زنجیره‌ی سردبیری از مراقبت و مشاهده‌ی اولیه‌ به موقعیت کاری بالاتر یعنی به نقش برجسته شده‌ی تفسیر و تایید، آوردن منطق به جریان متن، صدا، عکس و ویدیو‌های تولید شده توسط مردم تغییر کرده است.

۲- به خبر نمی‌توان به عنوان یک محصول تمام شده و نه بیشتر از آن فکر کرد

درمصاحبه‌هایی که با روزنامه‌نگاران انجام شد، موضوع تحت تاثیر قرار دهنده میزان و اندازه‌ای بود که کل سازمان‌های خبری در دام گردش کار اولیه‌ی اتاق‌های خبر باقی مانده‌اند، که در آن هدف نهایی کار ژورنالیستی به عنوان یک تولید منفرد و تمام شده در نظر گرفته می‌شود. مؤسسه‌های خبری که بازسازی شده‌اند گردش کارشان را در حول و حوش حقایق اساسی جدیدی طراحی می‌کنند: خبر هرگز یک محصول تمام شده نیست، و دیگر هرگز یک روزنامه یا یک برنامه‌ی خبری عصرانه برای جمع‌بندی کل کار روز وجود ندارد.

۳- چه چیزی در حال از بین رفتن است

اهمیت خبر از بین نرفته است. اهمیتی که به حرفه‌ای‌ها داده می‌شد از بین نرفته است. آن‌چه در حال تمام شدن است تک خطی بودن فرایند و انفعال مخاطبان است. آن‌چه در حال ناپدید شدن است جهانی است که در آن خبر فقط توسط حرفه‌ای‌ها تولید می‌شد و فقط توسط آماتورهایی مصرف می‌شد که نمی‌توانستند کار زیادی در تولید خبر برای خودشان انجام دهند یا آن را پخش کنند یا همه با هم کنشی بر روی آن انجام دهند.

۴- روش قدیمی کسب و کار به تاریخ پیوسته است

سازمان‌های خبری باید به طور واضح هر کاری که می‌توانند برای کسب درآمد انجام دهند، اما درآمد قابل اعتماد، سود بالا و قاعده‌ی فرهنگی کسب و کار خبر در قرن بیستم تمام شده و اکوسیستمی که محصول قابل اعتمادی با چنان تاثیراتی داشته باشد هم وجود ندارد.

۵- خبرهای فوری حالا اول در پلتفرم‌ها هستند

تغییر در اکوسیستم این‌جا به این معنی است که ساختارهای قبلی اجرایی رقابت بین سازمان‌های خبری، و بخصوص برای ارائه‌ی خبرهای دست اول و فوری حالا بر روی پلت‌فرم‌ها انجام می‌شود. هر سازمان معین خبری  ممکن است مجموعه‌ی خودش را برای سریع‌تر بودن در اخبار ورزشی ازDeadspin  سازماندهی کند، یا سریع‌تر بودن در خبرهای فوری تکنولوژی از Scoblezer، اما هیچ سازمانی امروز نمی‌تواند به طور ثابت فیس‌بوک یا توییتر را در سرعت یا پخش خبر پشت سر بگذارد.

۶- تغییر تازه آغاز شده است

داستان “پایان یک عصر” ، به هر حال، خودش هم در حال تمام شدن است. ما در حال زندگی در عصر کمترین تمایزها، کمترین محیط رسانه‌ای فراگیر هستیم؛ ما در دوره‌ای هستیم که آینده غیر قابل پیش‌بینی است. می‌توان گفت اکوسیستمی که در اطراف ما شکل می‌گیرد شامل بازیگران و فعالیت‌های بیشتری از امروز خواهد بود.

۷- توصیه به روزنامه‌نگاران

اگر شما به دنبال یک “ذکر” یا “وِرد” ایده‌آل برای یک ژورنالیست، نویسنده، تحلیلگر، هنرمند رسانه‌ای، کاوشگر داده‌ها یا هر نقش یا وظیفه‌ی دیگری که امروز مهم است هستید، “ادامه دادن تا رسیدن” یک توصیه درست است. همان‌طور که مدیر اجرایی NPR به اندی کاروین در خلال ابتکارش برای گزینش اخبار در فید توییتر گفت، ” من نمی‌دانم تو داری چه کاری انجام می‌دهی، اما لطفا به آن ادامه بده”.

۸- توصیه به سازمان‌های خبری

روی هم رفته پیشنهادات ما به سازمان‌های خبری حتی از توصیه‌های‌مان به روزنامه‌نگاران یا سازمان‌های موروثی راحت‌تر است:

زنده باشید.

۹- تولید خبر

تولید خبر از مجموعه‌ای از شغل‌ها به طرف مجموعه‌ای از فعالیت‌ها حرکت کرده است؛ همیشه هسته‌ای تمام وقت از افرادی که در این زمینه کار می‌کنند وجود خواهد داشت، اما با افزایش تعداد افرادی که به طور پاره وقت در این زمینه فعالیت خواهند داشت مواجه خواهیم بود، اغلب به عنوان داوطلبان، توزیع‌کننده‌هایی که  کمتر سوال‌شان به این بر می‌گردد که چه چیزی خبر هست و چه چیزی نیست و بیشتر سوالات‌شان از این قبیل است که “آیا دوستان من یا دنبال‌کننده‌هایم این را می‌پسندند؟” افزایش همپوشانی و همکاری بین افراد تمام وقت و پاره وقت فعال در این زمینه، و بین کارمندان و داوطلب‌ها، هسته‌ی چالش در دهه‌ی آینده خواهد بود.

۱۰- تعهد به تطبیق

بیش از هر استراتژی یا قابلیت، کانون مزیت و امتیاز در این محیط تعهد به تطبیق است، به همان صورت که حقایق مسلم قدیمی فرو می‌ریزند و قابلیت‌هایی جدیدی که ما هنوز فقط بخشی از آن را درک کرده‌ایم مورد پذیرش واقع می‌شوند. به یاد داشته باشیم که تنها دلیل هر کدام از این موضوعات بیش از کارمندان کنونی آن‌ چیزی است که ما عادت داریم آن را صنعت خبر یعنی ژورنالیسم بنامیم –  گزارشگری واقعیت، درباره‌ی هر آن‌چه هر کس در هر جایی نمی‌خواهد منتشر شود – – که این یک ضرورت عام‌المنفعه است.