بایگانی برچسب: s

چرا عکس خود گرفت (Selfie) مجری مراسم اسکار ویروسی شد؟

نوشته‌شده در توسط .

Ellen Degeneres breaks Obama's Twitter record with 2014 Oscars selfie - Your Community

برای نوشتن درباره‌ی سِلفی (Selfie) اولین مسئله نداشتن معادل مناسب فارسی است، ناچار باید مثلا از همین – خود گرفت – استفاده کرد که یک معادل دو کلمه‌ای برای یک تک واژه انگلیسی‌ست، و دوم این‌که اگر کلمه‌ی عکس را هم به آن اضافه نکنیم تقریبا معنای مورد نظر را نمی‌رساند و معنای کلی‌تری را متبادر می‌کند. بنابراین در واقع می‌شود گفت که ما برای ترجمه‌ی این واژه‌ی انگلیسی مجبوریم از سه کلمه استفاده کنیم که اصلا جالب نیست.

اما در مراسم اسکار دیروز الن دی‌جنرس که مجری برنامه بود این عکس سِلفی را با دیگر ستاره‌های هالیوود، مریل استریپ، برد پیت، آنجلینا جولی و … گرفت که در حدود یک ساعت بعد به رکورد یک میلیون ری‌توییت رسید و بعد از آن با شکست رکورد قبلی توییتر که مربوط به عکس باراک اوباما بعد از برنده شدن در انتخابات ۲۰۱۲ بود – یک رکورد تاریخی جدید را ثبت کرد.

اما چرا این توییت به سرعت تبدیل به یک پیام ویروسی شد – شیوع پیدا کرد – و بارها و بارها ری‌توییت می‌شود؟ اگر بخواهیم قبل از کهنه شدن ماجرا به مواردی اشاره کنیم – این‌ها به نظر می‌رسند:

۱- وقتی تقویمی برای رویدادهای سرگرم‌کننده در نظر بگیریم – مراسم اسکار در سطح جهانی یکی از بزرگ‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود که هر ساله از مدت‌ها قبل در مورد آن حرف و بحث زیاد است – به گونه‌ای که حتی آن‌ها که به این مراسم علاقه‌ای هم ندارند از زمان برگزاری آن با خبر می‌شوند. علاوه بر این کلمه سِلفی (Selfie) به عنوان کلمه سال (۲۰۱۳ ) به ایده‌ی عکس گرفتن از خود یک ارزش اجتماعی داد. بنابراین می‌شود گفت زمینه مناسب اجتماعی برای این پیام فراهم بود.

۲- عکس ثبت یک لحظه شاد و همراه با شوخی است، آن هم در مراسمی طولانی و پر طمطراق مثل اسکار، بیرون کشیدن و درآوردن چنین لحظه‌های پر از خوشی – اهمیت حسی برای حرکت‌ پیام‌ها در اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین دارند. به طور کلی آن‌چه ما را خوشحال می‌کند احتمال بیشتری برای اشتراک‌گذاری دارد تا آن‌هایی که ما را ناراحت می‌کنند، که این به آگاهی ما از واکنش دیگران به ری‌توییت یا اشتراک‌گذاری‌های ما هم بر می‌گردد.

۳- ری‌توییت این سِلفی در واقع یک نوع خود بیانگری (self-representation) هم در خودش داشت. به این معنی که بازتوییت آن به نوعی مشارکت در مراسم اسکار بود، و مثل خیلی از فعالیت‌های دیگر در رسانه‌های اجتماعی راهی بود که به ساخته شدن شخصیت آن‌لاین افراد کمک می‌کرد.

تا زمان انتشار این مطلب توییت Ellen DeGeneres رکورد ۳,۱۰۳,۵۱۵ ری‌توییت را نشان می‌دهد.

چهره‌ای که خودش را مشهور کرد

نوشته‌شده در توسط .

mrpimpgoodgam

حالا که در دوران رسانه‌های اجتماعی هستیم داشتن یک رسانه برای همه کار ساده‌ای‌ست و هر فردی در اندک زمانی می‌تواند رسانه‌ی خودش را راه اندازی کند. اگر این شروع ساده است، ادامه ماجرا چندان ساده نیست، چون شما برای خواننده یا بیننده داشتن و در نهایت تاثیر گذاری باید به مرزهایی فراتر از چند دوست و آشنا برسید. داستان Benny Winfield در اینستاگرام ماجرای یکی از همین فراتر رفتن‌هاست، داستان مردی معمولی که با ترفندی ساده به شهرت می‌رسد. کلمه Selfie را که خاطرتان هست، اصطلاحی که در سال ۲۰۱۳ در لغت‌نامه آکسفورد هم پذیرفته شد، واژه‌ای که به عکسی اشاره دارد که شخص از خودش گرفته باشد. حالا آقای Benny Winfield با همین عکس‌نگاری‌های هر روزه از خودش و در حالی که همواره لبخندی بر لب دارد با اکانت mrpimpgoodgame در اینستاگرام مورد توجه واقع شده است.

Benny Winfield اهل هوستن تگزاس است. او اکانتش را در ۲۲ جولای ۲۰۱۳ با یک عکس از خودش راه اندازی کرد که در طی دو ماه به بیش از ۴۶۰ لایک و تعداد زیادی کامنت رسید، تا سپتامبر ۱۰۴ عکس دیگر از خودش در این اکانت منتشر کرد و ۲۸۴۰۰ دنبال کننده به دست آورد، رقمی که تا امروز به ۴۲۰ عکس و حدود ۱۴۵۸۸۰ دنبال کننده رسیده است. در این مدت کارش در رسانه‌ها بازتاب پیدا کرد و چند مصاحبه هم با او انجام شد.

بنی که حالا مشهور شده و با اعتماد به نفس به نظر می‌رسد  هدف خودش را راه اندازی یک جنبش Selfie  (خودگرف) معرفی می‌کند و در تعریف آن می‌گوید جنبش Selfie  یعنی عشق‌ورزی به چهره‌تان به همان صورتی که به نظر می‌رسد، حتی اگر یک روز موهای نامرتب دارید یا اصلا خوب به نظر نمی‌رسید.

Benny Winfield درمیان انبوه اکانت‌های رسانه‌های اجتماعی روش متفاوتی را برای تولید محتوا برگزیده است، او مورد توجه واقع می‌شود چون شیوه‌ای که برگزیده به نوعی خصوصیت سرگرم‌کننده دارد، محتوایش جدی نیست – در عکس‌ها همواره لبخند می‌زند – و البته نشان داده که چندان دغدغه‌ای در مورد این که در آن‌ها چطور به نظر می‌رسد ندارد. از طرف دیگر با دنبال کننده‌ها و مخاطبانش وارد تعامل و گفتگو شده و از توجهی که به او می‌کنند قدردانی می‌کند. شاید یکی از مواردی که خیلی به شهرت بنی کمک کرد اشاره‌ی  Julia Beverly از مجله Ozone به او بود که در توییتی او را یک لجوج غیر عادی نامید. حرفی که ابتدا باعث ناراحتی بنی شد اما در عوض باعث شد تعداد زیادی دنبال کننده‌ی جدید پیدا کند، تا جایی که بعدا خود بنی به این نتیجه رسید که باید بخاطرش از جولیا تشکر کند. و بالاخره این‌که بنی می‌گوید قصد دارد تا زمانی که مردم او را دنبال می‌کنند و به عکس‌هایش واکنش نشان می‌دهند به کارش ادامه دهد. او این روزها به چاپ عکسش بر روی تی‌شرت و احتمالا کسب درآمد از این راه فکر می‌کند.

خط حمله آدیداس در اینستاگرام

نوشته‌شده در توسط .

adidas

هر روز بیشتر از صدها و شاید هزارها مقاله و مطلب درباره‌ی رسانه‌های اجتماعی در اینترنت منتشر می‌شود. نمی‌دانم آیا رسانه‌های دیگر هم چنین شانسی داشته‌اند که تا این اندازه در وصف خودشان قلم‌فرسایی کنند یا نه؟ اولین رسانه‌های تصویری مانند نقاشی‌‌های انسان‌های اولیه در غارها اصلا نوعی مونولوگ بود؛ پیامی در یک نسخه بر روی یک دیوار و بدون امکان اشتراک گذاری و پخش. اما امروز پیام‌هایی که قابلیت اشتراک‌‌گذاری نداشته باشند در حال منزوی شدن هستند، و در مقابل هر قدر پیام قابلیت گسترش ویروسی بیشتری داشته باشد موفق‌تر است. فضایی که برندها خیلی زود آن را درک کردند و حالا بر امواج آن سوار شده‌اند.

با رسانه‌های اجتماعی ارتباط کالا و مخاطب که پیش از این بیشتر بر محور نیاز شکل می‌گرفت حالا با تحول و چرخش رسانه‌ها به بستر شبکه‌های اجتماعی در حال تبدیل شدن به ارتباطی عاطفی، دوستانه و چه بسا عاشقانه است. در واقع هیچکدام از رسانه‌های پیشین این شرایط را برای برندها فراهم نمی‌کردند که با مخاطب زندگی کنند. صفحات روزنامه‌ها، بیلبوردها، و حتی تلوزیون بیشتر فضایی برای آشنایی هستند تا دوستی و زندگی، فضایی که در آن برند و مخاطب بیشتر بر اساس نیاز به یکدیگر می‌رسند و کمتر به دلیل علاقه و اعتیاد. شاید از همین رو بود که برای برندهایی مثل آدیداس، مثلا مسابقات جام جهانی فرصتی استثنایی فراهم می‌کرد تا از طریق آن بین خودشان، فوتبالیست‌ها، تیم‌ها و مسابقات رابطه‌ای از جنس داستان ایجاد کنند، داستانی که مخاطب را برای چهار سال به آن‌ها ربط بدهد.

اما حالا تجربه‌ی موفقیت برند‌ها در شبکه‌های اجتماعی به ما یادآوری می‌کنند که به عصری پا گذاشته‌ایم که در آن‌ برندها دیگر فقط کالا یا خدمات نیستند، بلکه در حال تبدیل شدن به یک روایت و شخصیت در زندگی روزمره‌ی آدم‌ها هستند. تجربه‌ای که ممکن است با شیفتگی یا حسرت همراه باشد، تجربه‌‌ای که البته در آن عکس‌ همچنان نقش مهمی دارد – تا حتی در غیاب خود کالا ذهن مخاطب را پر از فانتزی‌ و خیال‌بافی‌های دور و دراز و رنگی کند.

با آدیداس در اینستاگرام

موفقیت آدیداس در اینستاگرام تا حدی غافلگیر کننده است، از این نظر که آن‌ها در طی سه ماه موفق شده‌اند تقریبا دنبال کننده‌های خودشان را در این شبکه‌ی اشتراک‌گذاری عکس دو برابر کنند و به عدد ۱۴۳۴۹۸ (در زمان تحقیق) برسند.

در شبکه‌های اجتماعی کم و بیش همه چیز واضح و روشن است، آن‌ها در سه ماه گذشته ۴۹ پست داشته‌اند با میانگین ۵۲۹۲۴ لایک و کامنت بر روی هر عکس. در یک ماه آخر پست‌های بیشتری می‌گذارند، یعنی به طور میانگین ۶-۵ پست در هر هفته تا شاهد روند افزایش فعالیت روی پست‌ها باشند. تا جایی که بیش از ۵۰۰۰۰ لایک و کامنت در هر پست  بدست می‌آورند.

FOT

 بخشی از موفقیت آدیداس در اینستاگرام ممکن است مربوط به ترکیب مثلث اشتراک‌گذاری در فیس‌بوک، توییتر و اینستاگرام باشد. در واقع از ۴۹ عکسی که آن‌ها در اینستاگرام قرار دادند به جز یک مورد بقیه در فیس‌بوک و توییتر هم به اشتراک گذاشته شده‌اند. البته مثل دیگر برند‌ها میزان فعالیت بر روی پست‌های آن‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای در توییتر کمتر از فیس‌بوک است. آدیداس به طور متوسط ۱۰٫۱ توییت برای هر عکس دارد در مقابل ۲۶۹ لایک در فیس‌بوک.

آدیداس در اینستاگرام روندی مشابه با دیگر برندها را دنبال می‌کند: آن‌ها از فیلتر برای عکس‌ها استفاده نمی‌کنند. از ۱۸۳  عکسی که در فید اینستاگرام هست ۱۰۷ عکس بدون فیلتر است و جالب اینکه فعالیت حول و حوش این عکس‌ها از طرف کاربران بیشتراز عکس‌هایی است که فیلتر داشته‌اند. اما نکته‌ی قابل توجه‌تر این است که در واقع بخش عمده‌ای از محتوای آن‌ها متقارن با مارکتینگ‌شان است که برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی بازآفرینی می‌شود. در حالی که طبیعی است که وقتی شما عکاس، ادیتور و گرافیست حرفه‌ای در اختیار دارید احتیاجی به اضافه کردن ماسک‌ها بر روی عکس‌ها  نداشته باشید. همان‌طور که آدیداس هم خیلی کم از آن‌ها استفاده می‌کند.

موفقیت آدیداس در اینستاگرام یک مثال خوب است از این‌که چگونه برندها می‌توانند به آسانی از محصولات‌شان به عنوان محتوای اجتماعی در شبکه‌ها استفاده کنند. در استراتژی آن‌ها حداقل زمان و انرژی صرف می‌شود در حالی که هر روز مخاطبان جدیدی با آن تغذیه می‌شوند.

عکس آن چیزی که می‌بینیم، نیست

نوشته‌شده در توسط .

هر چه که یک عکس در اختیار دید ما قرار می‌دهد و به هر شیوه‌ای که عمل می‌کند، باز عکس، همواره نادیدنی است: عکس، آن چیزی که می‌بینیم، نیست (رولان بارت، اتاق روشن، برگردان فرشید آذرنگ).

اما شاید بعضی عکس‌ها به چیزی فراتر از یک عکس تبدیل می‌شوند، تا مرز همه‌ی تعریف‌ها را هم به چالش بکشند، این عکس Damir Sagolj را می‌شود از جمله‌ی همین استثناها دید، وقتی که قاب عکس به اندازه‌ی سرنوشت یک مردمی وسیع می‌شود.

این عکس را Damir Sagolj در سفرش به کره‌ شمالی که برای گزارش قحطی ناشی از سیل به آن‌جا داشت گرفته‌است. در این مسافرت او این فرصت را پیدا کرد که تا حدی بتواند خارج از کنترل همیشگی مقامات این کشور در آن به عکاسی بپردازد.

عکس ساختمان‌های بی‌شکلی را نشان می‌دهد، با دیوارهایی قلعه مانند که در فضای سرد آن فقط شعاعی از نور به تصویر کیم ایل سونگ رهبر سابق این کشور تابیده است.

Damir Sagolj برای این عکس جوایز متعددی را برنده شد، و عکس او بارها در فهرست برترین‌های سال ۲۰۱۱ قرار گرفت. مانند جایزه World Press 2011  یا در رویترز که به عنوان بهترین عکس سال انتخاب شد.

کپنهاگ

نوشته‌شده در توسط .
این عکس را چند روز پیش روزنامه فیگارو منتشر کرد تا در آستانه اجلاس تغییرات آب و هوایی کپنهاگ خوانندگانش را بیش از پیش درباره‌ی نتایج گرمایش زمین نگران کند.
عکس احساس اضطراب، ترس و ناامنی را به خواننده القا می‌کند. احساساتی که بسیاری از مردم سیاره زمین روزانه با آن زندگی می‌کنند. فقر، جنگ، سانسور، تبعیض و پایمال شدن حقوق اولیه انسان‌ها مسائلی است که همچنان میلیون‌ها انسان در کشورهای مختلف با آن روبرو هستند و حالا بلایای ناشی از گرم شدن کره زمین هم به آن اضافه شده و بیشتر نیز خواهد شد.
اجلاس کپنهاگ برای دو هفته طول خواهد کشید و شاید بتوان آن را بزرگترین گردهمایی زیست محیطی در طول تاریخ نامید که در آن علاوه بر وزیران محیط زیست ۱۹۷ کشور، سران ۶۰ کشور جهان نیز حضور دارند.
در ایران موضوع محیط زیست دارای اولویت چندانی در افکار عمومی و حتا افکار خصوصی هم نیست. هر چند خشونت علیه طبیعت نمی‌تواند چندان بی ارتباط با خشونت در جامعه باشد. به هر حال در کشوری که همه چیز سیاسی است و با توجه به خبر حضور محمود احمدی نژاد در این اجلاس، احتمالا برای چند روزی ایرانی‌ها هم گرم شدن زمین را بیشتر احساس خواهند کرد.