بایگانی برچسب: s

هفت قانون اصلی برای سخنرانی

نوشته‌شده در توسط .

images

برای یک سخنرانی خوب, اعتماد به نفس و نداشتن استرس و اضطراب نکته‌های مهمی هستند که در اینجا به هفت نکته اشاره می شود که می توانند کمک کننده باشند:

  1. عذرخواهی نکنید – افراد معمولا وقتی اشتباه‌های شما را متوجه می‌شوند که خود شما به آن‌ها اشاره می‌کنید. به آن‌ها نگویید که چیزی را فراموش کردید … آن‌ها از آن خبر ندارند. چند لحظه مکث کنید، کمی آب بخورید و ادامه بدهید.
  2. آرام صحبت کنید – به طور عادی شما ممکن است تقریبا تند صحبت کنید. کندتر صحبت کنید و بازهم کمی کندتر
  3. اگر شما برنامه‌ریزی کردید که در انتهای سالن هم صدای شما شنیده شود، توجه داشته باشید که اگر افراد نیاز داشته باشند که حتی کمی هم به خودشان زحمت بدهند برای شنیدن، احتمالا به سرعت توجه آن‌ها را از دست می‌دهید.
  4. مکث – مکث کردن یکی از مؤثرترین ابزار در سخنرانی است. بخصوص وقتی می‌خواهید بر نکته‌ای تاکید داشته باشید. مکث به مخاطب شما در تحلیل و دریافت اطلاعات کمک می‌کند و باعث جلب توجه افراد می‌شود – یک مکث کوتاه همچنین باعث می‌شود فرصتی برای تجدید قوا و یادآوری برنامه بعدی برای خودتان داشته باشید. از مکث کردن نترسید … حتی برای ۱۰ یا ۱۵ ثانیه – مکث‌ها معمولا برای شما خیلی بیشتر از مخاطب به نظر می‌رسد.
  5. به مخاطب نگاه کنید – به اسلاید پشت سرتان نگاه نکنید – یک کپی از آن روبروی شما هست پس لازم نیست شما برگردید. به زمین و دیوار نگاه نکنید. سعی کنید به‌طور منظم با هر شخصی که در سالن هست تماس چشمی داشته باشید – حتی اگر یک‌بار هم با هر شخصی تماس چشمی داشته باشید – مخاطب این احساس را خواهد داشت که شما به طور مستقیم با او صحبت می‌کنید
  6. به یاد داشته باشید که مخاطب انتظار دارد که شما خوب کارتان را انجام دهید – آن‌ها در سالن هستند زیرا می‌خواهند که یاد بگیرند و آموزش ببینند. حتی اگر برای حضور در این جلسه مجبور هم باشند، آن‌ها می‌خواهند که با بیشترین دستاورد از آن خارج شوند، پس آن‌ها هم می‌خواهند شما بهترین باشید و در واقع طرف شما هستند … حتی اگر حس جلسه این‌طور به نظر نرسد.
  7. تمرین – ما معمولا فقط برای مخاطبان در مراحل مهم و پر از استرس زندگی‌مان سخنرانی می‌کنیم، پس زمان تمرین را در موقعیت‌های قرار بدهید که کمتر تحت فشار هستید: تمرین با گروهی از همکاران – یا خودتان را در سناریوهای مختلف قرار داده و تمرین کنید – در تمرین خودتان را در موقعیت‌های مختلف قرار دهید و سعی کنید مشکلات را حل کنید – تمرین باعث خواهد شد که شما بتوانید در شرایط که اتفاقات غیرمنتظره می‌افتد هم آماده مقابله با آن باشید.

منبع

روش‌های استفاده از فضا در پرزنتیشن

نوشته‌شده در توسط .

شاید خیلی‌ از ما معلم‌ها یا استاد‌هایی را در کلاس‌های درس مدرسه و دانشگاه به یاد داشته باشیم که با حرکت زیاد در کلاس و بالا و پایین رفتن از یک طرف به آن طرف خاطره‌ی بدی از خودشان در ذهن‌‌مان باقی گذاشته باشند، آن‌ها با این رفتار باعث به هم خوردن تمرکز و آشفتگی ذهنی مخاطبان‌شان می‌شدند. اما از این خاطره‌ها گذشته – استفاده درست از حرکت در پرزنتیشن می‌تواند مزایای قابل توجهی برای یک سخنران به همراه داشته باشد، از جمله این‌که:

  • باعث اضافه شدن انرژی و تنوع به پرزنتیشن می‌شود.
  • شما را با اعتماد به نفس بیشتر نشان می‌دهد – بخاطر این‌که افراد پریشان و با دلشوره بیشتر بر روی یک نقطه از صحنه منجمد شده و هیچ حرکتی ندارند
  • و به عنوان یک پاداش، اگر حرکت داشته باشید، ممکن است در شروع اعتماد به نفس بیشتری احساس کنید. که بخشی ازآن بخاطر این است که حرکت به افزایش آدرنالین در سیستم بدن کمک می‌کند.

حرکت در پرزنتیشن را برای موقعیت‌های مختلف صحنه‌ای که می‌خواهید در آن ارائه داشته باشید طراحی و با آن ترکیب کنید. در تئاتر. به آن بلوک‌بندی می‌گویند. بلوک‌بندی در موقعیت و حرکت کارکترها – همان‌طور که در حین بازی حرکت می‌کنند – تعیین کننده است. شما می‌توانید پرزنتیشن‌تان را بلوک‌بندی کنید. چند ایده در این‌باره را این‌جا با هم مرور می‌کنیم:

۱- پیام اصلی را از بهترین موقعیت بیان کنید

stage-power-position

پیام اصلی هسته و جان کلام شما است. نقطه‌ای را انتخاب کنید جایی که می‌ایستید و پیام اصلی را بیان می‌کنید، آن نقطه باید کاملا در مرکز و نزدیک به مخاطبان باشد. بیشتر بخوانید

راهنمای‌ سخنرانی برای افراد خجالتی

نوشته‌شده در توسط .

public-speakingقرار است  یک پرزنتیشن کاری ارائه کنید و همین مسئله شما را دچار احساس نگرانی و دلشوره می‌کند، تا حدی که ممکن است فکر کنید بیمار هستید. در حالی که دلیلش می‌تواند کمی خجالتی بودن‌تان باشد. وضعیتی که قابل تغییراست.

۱- احساس اعتماد به نفس به میزان آگاهی شما از مطلبی که می‌خواهید ارائه کنید بستگی دارد. چند دقیقه وقت بگذارید و مطالب را قبل از پرزنتیشن مرور کنید. آماده‌سازی به شما اعتماد به نفس می‌دهد.

۲- همچنین دانستن این‌که چه چیزی می‌خواهید بگویید به احساس آرامش‌تان کمک می‌کند. داشتن احساس آرامش جزء مهمی در برقراری ارتباطات موثر است. افراد بیشتری برای گوش کردن جلب می‌شوند اگر شما آرام به نظر برسید.

۳- با رئیس و همکاران‌تان ارتباط چشمی برقرار کنید. لازم نیست وارد یک رقابت برای خیره شدن بشوید، اما از تکان دادن زیاد سر و یا نگاه کردن به دور دست هم پرهیز کنید.

۴- از حرکات سر و دست برای کمک به ارتباط استفاده کنید. گاهی، صدای افراد خجالتی خیلی آهسته و حتی لرزان است. حرکات دست و سر ارتباطات غیر کلامی هستند و استفاده از آن‌ها به شما در انتقال پیام‌ کمک می‌کند.

۵- از تُن صدای گرم استفاده کنید. استفاده از یک تُن صدای گرم و حمایت‌گرانه در ارتباطات کاری علامت رهبری است. یک تُن صدای گرم باعث احساس رضایت، تعهد و همکاری در بین اعضای دیگر گروه می‌شود.

۶- اختصار دوست شما است. سخنرانان برجسته از لغات کمتری برای رساندن پیام‌شان استفاده می‌کنند. اگر شما بتوانید شرح مسائل را به روشی مختصر بیان کنید، بعید است افراد خسته شده یا گوش دادن را متوقف کنند.

رمز و رازهای انتخاب موضوع برای یک سخنرانی موفق

نوشته‌شده در توسط .

نویسنده: Andrew Dlugan

ترجمه‌ی: مهران نصر

تصور کنید در حال برنامه ریزی برای یک سخنرانی در دو هفته دیگر هستید. در ابتدا، به خاطر فرصتی که دارید هیجان‌زده‌اید. با وجود این، خیلی زود، یک احساس ترس شما را در بر می‌گیرد – موضوع سخنرانی چه باشد؟

venn-select-speech-topics

خرد متعارف می‌گوید که درباره‌ی آن‌چه می‌دانید صحبت کنید، اما خرد متعارف فقط تا اندازه‌ای حق دارد و درست می‌گوید.

این مقاله سه پرسش که باید قبل از انتخاب موضوع بپرسید، و این‌که چطور جواب دادن به آن ها باعث انتخاب موضوعی قابل توجه برای شما و مخاطبان‌تان می‌شود را ارائه می‌کند.

رمز و راز سه پرسش

پیش از این‌که موضوعی برای سخنرانی انتخاب کنید، این سه پرسش را بپرسید:

  1. آیا من در این زمینه کارشناس هستم؟

لازم نیست که از همه مسائل موضوعی آگاه باشید، اما لازم است که بیشتر از مخاطبان‌تان درباره‌ی آن بدانید تا به عنوان یک سخنران معتبر دیده شوید. دانش شما نباید فقط آن‌چه را که برای گفتن طراحی کرده‌اید پوشش بدهد، بلکه باید فراتر از آن باشد تا بتوانید با آرامش به پرسش‌های بعد از آن نیز پاسخ دهید.

  1. آیا من نسبت به موضوع علاقه دارم؟

اشتیاق برای ارائه دانش‌تان درباره‌ی یک موضوع حکم سوختی را دارد که به ارائه سخنرانی شما قدرت می‌دهد. ژست، رفتار، چشمان‌تان، حالت چهره‌ و سطح انرژی شما همه وقتی دارید درباره‌ی موضوعی که از آن لذت می‌برید حرف می‌زنید ارتقا پیدا می‌کنند. به همین ترتیب، همه آن‌ها وقتی شما موضوعی پیش پا افتاده و عادی را انتخاب ‌کنید افت می‌کنند.

  1. آیا مخاطبان من دغدغه این موضوع را دارند؟

اگر مخاطب ارزش‌های خودش را در موضوع شما نبیند، دو امکان وجود دارد. یا آن‌ را نشان نمی‌دهد، یا نشان داده و بی‌اعتنایی می‌کند. در هر دو مورد، شما وقت‌تان را تلف می‌کنید. هر سخنرانی موفقی باید ارزشی صریح و روشن برای مخاطب داشته باشد.

تصور کنید دایره المعارفی از موضوعات بالقوه برای سخنرانی در اختیار دارید. بر اساس پاسخ‌ها به سه سوال بالا، شما می‌توانید هر یک از آن‌ها را در ۸ منطقه موضوع سخنرانی دسته‌بندی کنید. بیشتر بخوانید

۶ نکته درباره‌ی زبان بدن

نوشته‌شده در توسط .

Top_Ten_Body_Language

۱- اکثرافراد میزان انرژی‌شان را دست بالا می‌گیرند: اگر شما بخواهید به انرژی خودتان در یک مصاحبه یا سخنرانی در مقیاسی از ۱ تا ۱۰ نمره بدهید، چه نمره‌ای برای خودتان در نظر می‌گیرد و در مقابل شنوندگان یا مصاحبه‌کننده به شما چه نمره‌ای خواهند داد؟ Brad Phillips می‌گوید که در پایان یک مصاحبه‌ی آزمایشی از کارآموز می‌‌خواهد که به میزان انرژی‌اش در طول مصاحبه نمره بدهد و کارآموز حدس می‌زند که نمره‌اش حول و حوش ۷ یا ۸ باشد. فیلیپس می‌گوید بعد همین سوال را از افراد دیگری که در اتاق بوده‌اند در مورد انرژی همکارشان می‌پرسد و آن‌ها معمولا برآوردشان ۴ تا ۵ است. پس می‌شود حدس زد که ما از نظر انرژی در چشم دیگران کمتر از آنچه که خودمان فکر می‌کنیم به نظر می‌رسیم، و بیشترین مزیت برای افراد از یک تقویت ۱۰ تا ۱۵ درصدی در انرژی بدست می‌آید.

۲- فکر کردن را متوقف کنید و نگاهتان به من باشد: ما ارتباط چشمی را فقط در۴۰ تا ۶۰ درصد مواقع حفظ می‌کنیم. زیرا مشغول تلاش برای دسترسی به اطلاعات از مغزمان هستیم – که البته وابسته به این که بخواهیم چه اطلاعاتی را بازیابی کنیم، به بالا، چپ، راست یا پایین نگاه می‌کنیم. اما در بافت یک مصاحبه‌ی رسانه‌ای یا سخنرانی، نداشتن ارتباط چشمی می‌تواند نشانه‌ای از حالت عصبی و طفره رفتن باشد. شما با یک مکث کوتاه قبل از پاسخ به سوال می‌توانید به نگه داشتن بهتر تماس چشمی کمک کنید، همین مکث به شما اجازه می‌دهد که به اطلاعات مورد نیازتان در مغز قبل از شروع صحبت دسترسی پیدا کنید.

۳- با حرکت‌ها و اشاره‌ها کلمات بهتر می‌شوند: هر گاه ما یک سخنران را به ترکیب حرکت‌ها و اشاره‌ها در ارائه‌اش تشویق کنیم، به طور ثابت پی خواهیم برد که کلمات نیز بهتر می‌شوند. این فعالیت‌های فیزیکی کمک می‌کنند تا سخنران روشن‌تر فکر کند و با آراستگی و زبانی مثبت‌تر جمله‌ها را بیان کند. بنابراین بار بعد که در یک سخنرانی یا مصاحبه هستید (یا با رئیس یا مشتری) صحبت می‌کنید، از حرکت‌ها و اشاره‌ها به طور طبیعی و همان‌گونه که در زندگی روزمره هست استفاده کنید – کلمات شما قدرتمند‌تر خواهند بود.

۴- وقتی در حالت دفاعی هستید، کمتر به یاد می‌آورید: آلن و باربارا پیس نویسندگان کتاب The Definitive Book of Body Language گزارش جالبی از یکی از یافته‌های‌شان ارائه می‌کنند. زمانی که گروهی از داوطلب‌ها در یک سخنرانی حاضر می‌شدند در حالی که بازوها و پاهای‌شان حالت غیر جمع شده (گشوده) را نشان می‌داد، ۳۸ درصد بیشتر از گروهی که همان سخنرانی را با بازوها و پاهای جمع شده شنیده بودند مطالب را به یاد می‌آوردند. اگر شما می‌بینید که زبان بدن مخاطبان‌تان حالت دفاعی دارد، روش‌تان را عوض کنید – و سعی نکنید که آن‌ها را در مورد دیدگاه مورد نظرتان قانع کنید تا زمانی که زبان بدن آن‌ها به حالت گشوده قرار بگیرد.

۵- پاها مسیر را نشان می دهند: پاها ناخوآگاه می‌گویند که به کجا می‌خواهید بروید. دفعه‌ی بعد وقتی مشغول گفتگویی هستید که آرزو دارید هر چه زودتر از آن خلاص شوید به پاهایتان نگاه کنید. ممکن است متعجب شوید که آن‌ها به طور مستقیم در طرف شخصی که  با شما صحبت می‌کند نیستند. همین موضوع در مورد دیگران هم صدق می‌کند، پس اگر مطمئن نیستید که آیا شخصی که با آن صحبت می‌کنید علاقه‌مند به گفتگو هست، فقط به پاهایش نگاه کنید.

۶- اگر بخندید، آن‌ها هم می‌خندند: ما ناخودآگاه از چیزهایی که می‌بینیم تقلید می‌کنیم. زمانی که به شخصی نگاه کنید و بخندید، آن‌ها هم تمایل پیدا می‌کنند لبخند بزنند. وقتی به فردی با سر اشاره می‌کنید متقابلا با سر به شما اشاره می‌شود. برخی از نوروساینس‌ها می‌گویند که حالت آیینه‌گی در رفتار به علت “نورون‌های آیینه‌ای” است. اطلاعاتی که مهمند، زیرا مخاطبانی که لبخند می‌زنند و یا سر تکان می‌دهند بیشتر پذیرای ایده‌های شما هستند. بنابراین در لحظه‌های مناسب لبخند بزنید و سرتان را تکان دهید تا بیشتر به اهداف‌تان نزدیک شوید.

پنج گام در سخنرانی برای کارآفرینان

نوشته‌شده در توسط .

PublicSpeaking (1)

برای بیشتر ما یک سخنرانی عمومی می‌تواند به طور غیر قابل باوری تبدیل به موضوعی اعصاب خرد کن بشود. مثلا فکر می‌کنیم ،اگر افتضاح شد چی؟ اگر هیچ‌کس برای‌مان دست نزند؟ اگر کسی سؤالی بپرسد که نتوانیم به آن پاسخ دهیم؟

اما با یک آمادگی صحیح، سخنرانی می‌تواند چنین تجربه‌ی فرساینده و دلهره‌آوری نباشد. در مقابل یک شانس خوب است برای این‌که با نشان دادن هوشمندی‌ –  آگاهی درباره‌ی برندتان را افزایش دهید، بخصوص اگر شما یک شرکت نوپا باشید که به دنبال معرفی تخصص – و پیشنهادش – به دنیاست.

در این‌جا به پنج نکته خواهیم پرداخت که کمک می‌کنند تا پیش از آن که پا بر روی صحنه بگذارید در مورد این‌که می‌توانید با مخاطبان ارتباط برقرار کنید مطمئن شوید. در این بحث انتقال پیام در زمانی که به شما اختصاص داده شده و خارج نشدن از چارچوب آن اهمیت زیادی دارد.

۱-  تمرین، تمرین، تمرین

سودمندی این ضرب المثل قدیمی دو جنبه دارد اول، احساس راحتی با موضوع سخنرانی و آسان شدن آن باعث می‌شود که از اضطراب‌تان کم شود – بعد از این که آن را برای خانواده و شش نفر از دوستان نزدیک‌ خواندید کمتر از بابتش احساس تهدید و ترس به شما دست می‌دهد.

دوم، به نحو قابل توجهی انتقال‌تان پیشرفت خواهد کرد. مخاطبان می‌خواهند با افرادی که در حال سخنرانی یا ارائه می‌بینند ارتباط برقرار کنند، و اگر شما فقط ۲۰ دقیقه‌ی تمام از روی کاغذ در حال خواندن باشید، بنابراین آن‌ها چنین فرصتی برای ارتباط نخواهند داشت. هر چه شما از مطلبی که می‌خواهید ارائه کنید مطلع‌تر باشید فرصت بیشتری بدست می‌آورید تا با آن‌ها ارتباط چشمی داشته یا به یک شوخی بپردازید، البته مطمئن شوید که همه‌ی موارد تعیین‌کننده را تا قبل از پایان وقت مطرح کرده‌اید.

 ۲-  فضا را بشناسید

اگر فرصتی در اختیار شماست – چه در یک مهمانی غیر رسمی و چه در یک کنفرانس – بررسی کنید کجا قرار است سخنرانی ارائه شود. آیا از یک میکروفن استفاده خواهید کرد؟ آیا ابزارهای صوتی و تصویری در اختیار دارید؟ هر چه بیشتر محیط اطراف‌تان را بشناسید، بیشتر می‌توانید بر خود موضوع سخنرانی تمرکز کنید.

 ۳-  مخاطب‌ را بشناسید

در همه‌ی انواع ارتباط شناختن مخاطب اهمیت دارد. اما این حساسیت مسلما در ارتباط فردی بیشتر است. هدف شماره یک شما در هر فرصت سخنرانی ارتباط با مخاطب است. صرف نظر از این‌که نشان می‌دهید چقدر موضوع خوب دردستتان است، اگر مخاطب آن را نگیرد، هیچ انعکاسی نخواهد داشت. و اگر نتوانید پیام‌تان را به طرف مقابل انتقال دهید، دست‌آورد شما چیست؟

در مورد برنامه از قبل تحقیق کرده و با هماهنگ کننده بررسی‌ها را زودتر انجام دهید تا بدانید که باید منتظر چه باشید، و بعد گفته‌های‌تان را بر اساس آن تنظیم کنید. برای مثال، شرح چشم‌اندازی از رسانه‌های اجتماعی برای یک اتاق مملو از شهروندان عالی رتبه متفاوت است از ارائه‌ی آن برای دانش‌آموزان یک کالج. بنابراین به سخنرانی‌های متفاوتی نیاز دارید، این‌طور نیست؟ (جواب: بله)

دیگر موردی که باید در نظر گرفته شود – با تشکر از دنیایی که هر روز بیشتر دیجیتال می‌شود – این است که آیا مخاطبان دیجیتال هم در برنامه مشارکت دارند، آیا پرزنتیشن شما به طور زنده از این طریق هم منتشر می‌شود؟ در حال توییت شدن است؟ این مهم است که چنین فضا و جامعه‌ای را بشناسید. بپرسید کدام پلت‌فرم محتوا را منتشر می‌کند. تا بتوانید بیشتر سخنرانی‌تان را متناسب با این مخاطبان اصلاح کنید.

 ۴-  تعادل را پیدا کنید

اگر کسب و کاری که پایه‌گذاری کرده‌اید در زمینه‌ی تولید محتواست، و سخنرانی شما مثلا در کارگاه‌های Content Production 101 ارائه می‌شود، این خیلی منطقی‌ست که درباره‌ی شرکت‌ و تجربه‌ی کاری‌تان در این صنعت صحبت کنید. اما در خیلی از زمان‌ها، ارتباط بین آن‌چه انجام می‌دهید و آن‌چه درباره‌اش صحبت می‌کنید تا این حد مستقیم نیست. و در این موارد، به یاد داشته باشید که شما می‌خواهید از این فرصت سخنرانی برای جلب توجه در جهت کسب و کارتان استفاده کنید. شما همچنین نمی‌خواهید خیلی فروشنده‌ مسلک به نظر برسید.

بنابراین تعادل در کجاست و چطور به آن می‌رسید؟ به یاد داشته باشید که شما نشانگر برندتان هستید، لذا اگر یک سخنرانی عالی انجام دهید مردم می‌خواهند که بیشتر درباره‌ی‌تان بدانند. پس تا جایی که می‌توانید راه‌های دسترسی را آسان کنید تا راحت شما را پیدا کرده و درباره‌تان آن‌چه را می‌خواهند بدانند بدست آورند ( مطمئن شوید که نام شرکت و وبسایت و توییتر شما در اسلاید‌ها و برنامه‌ی رویداد قرار دارند)، ارتباط باید طبیعی ساخته و برقرار شود – نه سخت، و از طریق وارد کردن غیر ضروری نام برندتان در سخنرانی.

گفتن‌یست خیلی خوب خواهد شد اگر یکی دو مکان را پیدا کنید که بدون هیچ مشکلی بین آن‌چه شما انجام می‌دهید با موضوع مورد بحث‌تان مرتبط باشند تا شما مهارت خودتان را نشان دهید.

در نهایت، به شبکه‌سازی در برنامه‌ها توجه کنید. یکی از مهمترین دست‌آورد‌های سخنرانی فرصتی است که برای قرار دادن خودتان درموقعیت یک کارشناس پیدا می‌کنید. پس برای سوالات، ملاقات و احوال‌پرسی قبل و بعد از سخنرانی در دسترس باشید و تا حد ممکن خودتان را نشان دهید.

 ۵- نفس کشیدن

بله، نفس کشیدن را فراموش نکنید، شما فوق‌العاده خواهید بود.

چهار پیشنهاد برای نمایش اسلاید‌‌های پاورپوینت

نوشته‌شده در توسط .

PowerPoint

هر روز پرزنتیشن‌های مختلفی ارائه می‌شوند که در بیشتر موارد سخنران‌ها به یک روش اسلایدها را نشان می‌دهند. اغلب گفتار آن‌ها با ارائه‌ی اطلاعات هر اسلاید تمام می‌شود و با کلیک به سراغ اسلاید بعدی می‌روند، در حالی که کلمه به کلمه‌ی آن را برای مخاطب می‌خوانند.

این روش به چند دلیل نامناسب است

اول، سخنران‌ فرصتی به مخاطب برای گرفتن اطلاعات نمی‌دهد و او را مجبور می‌کند تا بین جذب مطلب اسلاید یا گوش کردن به گوینده یکی را انتخاب کند.

دوم، مخاطب می‌تواند پنج بار سریع‌تر از سخنران مطلب را بخواند، به این معنی که مخاطب جلوتر است. پس آن‌ها نیازی ندارند که سخنران مطلب اسلاید را کلمه به کلمه برای‌شان بخواند.

سوم، با کلیک کردن برای اسلاید بعدی و قبل از معرفی آن، مخاطب ممکن است نتیجه‌گیری کند که سخنران برای به یادآوردن آن‌چه باید بگوید به دیدن اسلاید بعدی نیاز دارد.

در این‌جا چهار نکته را برای وارد شدن به یک اسلاید جدید در پاورپوینت پیشنهاد می‌کنیم:

۱- آماده کردن

قبل از کلیک کردن برای اسلاید بعدی، ابتدا با ارائه‌ی یک مقدمه از مفهوم اسلاید شنونده را آماده کنید، برای مثال شما ممکن است بگویید:

“تا حالا از طرح ما برای هزاران دلار صرفه‌جویی در بخش حمل و نقل برای سال آینده آگاه شده‌اید، حالا می‌خواهم با شما درباره‌ی کارهای جالبی که با آن پول اضافی می‌شود انجام داد صحبت کنم.”

۲- نشان دادن

وقتی به سراغ اسلاید بعدی بروید که مقدمه‌ی شما برای آماده شدن شنونده‌ها تمام شده است.

۳- سکوت

این بخش سخت‌ترین کار برای سخنران‌ها‌ست. بعد از این‌که به اسلاید بعدی وارد شدید، برای چند لحظه سکوت کنید تا برای مخاطب فرصت گرفتن اطلاعات قبل از این‌که شما دوباره شروع به صحبت کنید فراهم شود – اگر زودتر و قبل از آن‌که آن‌ها شانس برداشت کاملی از اطلاعات اسلاید را داشته باشند صحبت را شروع کنید، مخاطب به هر حال حرف شما را نخواهد شنید. یک مطالعه که در کتاب تعریف زبان بدن نقل شده نشان می‌دهد که وقتی نبردی بین چشم و گوش اتفاق بیافتد، چشم در ۷۰ درصد مواقع برنده است.

بیشتر سخنرانان با سکوت راحت نیستند، بنابراین خیلی زود صحبت را شروع می‌کنند، با این وسوسه بجنگید، شما از زمان مناسب برای شروع دوباره، وقتی چشم‌ها از صفحه برداشته شده و به سمت شما می‌چرخند آگاه می‌شوید.

۴- تکمیل کردن

به طور کلی خواندن یک اسلاید برای مخاطب ارزش چندانی برای او ندارد. چون آن‌ها خودشان این کار را انجام می‌دهند، شما باید کمک کنید که مخاطب آن‌چه را که می‌بیند احساس کند. این کار با افزودن  خلاصه‌‌ای آماده از نکات، یا استفاده از اسلاید به عنوان نقطه‌ی پرشی برای بدست آوردن یک امتیاز بزرگتر امکان‌پذیر است.

برای مثال، در نظر بگیرید که شما بر روی اسلایدی کلیک می‌کنید که در آن خوانده می‌شود:

” با طرح حمل و نقل جدید ۴۲۵۰۰۰ دلار در سال ۲۰۱۳ صرفه‌جویی خواهد شد”

به جای این‌که آن را برای مخاطب بخوانید، می‌توانید بگویید:

” چه کاری با این ثروت بادآورده‌ی جدید می‌توانیم انجام دهیم؟ ما سه پیشنهاد مختلف برای آن داریم. آن‌ها…

با این امید که این نکات برای پرزنتیشن بعدی شما مفید باشد.

روانشناسی رنگ‌ها در پاورپوینت پرزنتیشن

نوشته‌شده در توسط .

رنگ‌هایی که برای پاورپوینت پرزنتیشن‌تان انتخاب می‌کنید می‌توانند به عنوان راهنمایی برای واکنش حسی مخاطبان نیز درک شوند.

اگر از رنگ‌ها به درستی استفاده کنیم، آن‌ها می‌توانند کمک کنند تا مخاطب خودش را با جزئیات مختلف اسلاید ما هماهنگ کند. اما قدرت رنگ‌ها از این فراتر است. در واقع رنگی که شما برای تصاویر انتخاب می‌کنید راهنمای واکنش حسی مخاطب‌تان می‌شود.

آبی

محبوب‌ترین رنگ زمینه برای اسلایدهای پرزنتیشن

آبی یکی از رایج‌ترین رنگ‌های پس زمینه است. رنگی آرام و محافظه کار، از همین رو محبوب ارائه کنندگان کسب و کار و همین‌طور مربیان است. مطالعات نشان داده‌اند که رنگ آبی می‌تواند سرعت تنفس و ضربان قلب ما را کم کند. زمینه‌ی آبی تیره با متن روشن برای شرکت‌های محافظه کار که پرزنتیشنی جدی و سر راست می‌خواهند عالی است. آبی روشن که به تازگی بیشتر مرسوم شده برای محیط‌های آرام با چراغ‌های روشن به خوبی کار می‌کند و باعث تعامل بیشتر می‌شود.

سبز

محرک تعامل

سبز محرک تعامل است. رنگی گرم و فوق‌العاده برای اشتیاق و احساسات. سبز معمولا در پاورپوینت پرزنتیشن مربیان، معلمان و آن‌هایی که پرزنتیشن‌های‌شان وابسته به ایجاد بحث و گفتگوست مورد استفاده قرار می‌گیرد. سبز همچنین رنگ مناسب برای مباحث زیست محیطی و زمین محور است.

قرمز

احتیاط در کار با قرمز

قرمز را باید با احتیاط به کار گرفت. قرمز یکی از مؤثرترین رنگ‌ها در پالت نرم افزار شماست – – اما باری منفی هم با خودش دارد، پس باید در کاربرد آن با احتیاط عمل کرد. قرمز همچنین رنگ فوق‌العاده‌ای برای انتقال شور و اشتیاق است، یا صحبت درباره‌ی رقابت. از قرمز در ارائه اطلاعات مالی، جدول و چارت‌ها استفاده نکنید.

بنفش

تمثیلی و عاطفی

بنفش اغلب به خانواده‌های سلطنتی و ثروت ربط داده می‌شود. آن همچنین بیانگر عقل و معنویت است. بنفش کمتر در طبیعت ظاهر می‌شود، و پدیدار شدنش گاهی غریب و مصنوعی به نظر می‌رسد. اغلب زنان از رنگ بنفش و بنفش کم رنگ دربخش اصلی پرزنتیشن‌های‌شان استفاده می‌کنند. آن را می‌شود یک رنگ زنانه در نظر گرفت و یک رنگ مناسب برای یک پرزنتیشن با موضوعی احساسی و معنوی.

زرد، نارنجی و طلائی

رنگ زرد می‌تواند احساس سرخوردگی و خشم را بوجود آورد. هر چند از آن به عنوان یک رنگ شاد یاد می‌شود. با این حال احتمال این که آدم‌ها آرامش‌شان را در یک اتاق زرد از دست بدهند بیشتر است، همانطور که نوزادان هم دراتاق زرد بیشتر گریه می‌کنند

از آن جا که رنگ زرد قابل روئیت‌ترین رنگ است، بیشترین توجه را به خود جلب می‌کند. می‌توان به مقدار کم برای جلب توجه از آن استفاده کرد، مانند کلمات کلیدی، یا هایلایت‌ها و البته نه برای پس زمینه‌ی یکدست. به جای استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه، بیشتر رنگ طلائی یا نارنجی را در نظر داشته باشید. همچنین به سادگی با اضافه کردن یک بافت یا درج یک عکس (در فتوشاپ) با روشنایی کم در زمینه می‌توانید غنای بیشتری را به آن اضافه کرده و از آن به عنوان پس زمینه استفاده کنید.

سیاه

قوی و قاطع، اما اغلب نادیده گرفته شده!

رنگ اصلی سیاه را فراموش نکنید. اغلب آن را نادیده می‌گیریم. سیاه یک رنگ پس زمینه با مایه‌های روانشناسانه‌ی مفید است. بی‌طرفی آن باعث می‌شود که یک پس زمینه خوب برای اطلاعات مالی باشد. سیاه متضمن قطعیت است و همچنین به عنوان یک رنگ انتقالی می‌تواند به خوبی عمل کند – که نشان می‌دهد چرا فید شدن به سیاه برای انتقال مناسب است، همان‌طور که احساس شروعی تازه را نشان می‌دهد.

سفید

خالص، تازه و پاک. اما خسته کننده

سفید رنگ آرامش‌ و خنثی در پرزنتیشن است. برای انتقال به یک شروع تازه فوق‌العاده عمل می‌کند مانند فید شدن به سفید. سفید بیانگر اصالت یا بیگناهی است. مناسب برای اطلاعات مثبت در جایی که می‌خواهید تمرکز کاملا بر پیام باشد، و نه مقایسه با یک برند تصویری دیگر. سفید پاک/ نمایان وجذب کننده است و می‌تواند حسی از فضا بوجود آورد یا هایلاتی را اضافه کند. اما همچنین می‌تواند به عنوان رنگی سبک، تخت (رنگ پیش فرض اسلایدهای پاور پوینت است) و نامطلوب برای چشم‌ به نظر برسد. خاکستری رنگ بهتری برای پس زمینه است.

خاکستری و نقره‌ای

یک رنگ محافظه‌کار، مناسب برای وقتی که سیاه یا سفید به کار نمی‌آیند

در گفته‌های روانشناسان، خاکستری اغلب رنگی منفی در نظر گرفته می‌شود. این می‌تواند ناشی از طفره رفتن و عدم تعهد این رنگ به هیچکدام از رنگ‌های سیاه و سفید باشد.

برخی می‌گویند که خاکستری رنگ استقلال و اعتماد به نفس است. چند سال پیش نقره‌ای محبوب‌ترین رنگ برای ماشین‌ها بود. و در دنیای پرزنتیشن، این رنگ آرام در حال بازگشت است. خاکستری (یا “نقره‌ای”) یک رنگ نرم‌تر برای پس زمینه نسبت به رنگ سفید که پیش فرض پاور پوینت است به نظر می‌رسد، و تقریبا به خوبی در همه‌ی پرزنتیشن‌ها کار می‌کند. یک پس زمینه از خاکستری تیره با متنی روشن … یا خاکستری روشن پس زمینه با متنی تیره … انتخاب اشتباهی نیست.

برای چه مدت می‌توان توجه مخاطب را همراه داشت؟

نوشته‌شده در توسط .

فرض کنیم در همایشی هستید و شخص سخنران پانزده دقیقه است که نمودارهای فروش را ارائه می‌کند. فکر می‌کنید او برای چه مدت می‌تواند توجه شما را داشته باشد؟ اگر موضوع جالب است و سخنران هم یک ارائه کننده‌ی موفق باشد، حداکثر می‌توانید بین ۷ تا ۱۰ دقیقه بر پرزنتیشن تمرکز کنید. اگر به موضوع علاقه نداشته باشید یا شیوه‌ی ارائه خسته‌کننده باشد توجه‌تان را خیلی سریع‌تر از دست می‌دهید – حتی به جای دقیقه ممکن است شما بعد از ۷ ثانیه دیگر به مطلب گوش ندهید.

یک پرزنتیشن عادی معمولا بیش از ۷ یا ۱۰ دقیقه طول می‌کشد. پرزنتیشن‌ها اغلب یک ساعت هستند. این بدین معنی است که شما باید راه‌هایی پیدا کنید که دست‌کم هر ۷ دقیقه از طریق آن توجه افراد را جذب کنید. برای این کار می‌شود از شیوه‌های مختلفی استفاده کرد، روش‌هایی که می‌توانند ظریف و زیرکانه باشند. در این‌جا به چند روش اشاره می شود و البته شما ممکن است تجربه یا ایده‌های متفاوتی به نظرتان برسد:

۱- یک وقفه کوتاه داشته باشید. اگر جلسه طولانی‌تر از ۶۰ دقیقه است، نیاز به چند مکث‌ با ایده‌های مختلف دارید و این توقف‌ها نباید از ۲۰ دقیقه بیشتر شوند. شما می‌توانید از وقفه‌های ۵ دقیقه‌ای استفاده کنید.

۲- یک فعالیت تعاملی انجام دهید. تمرین‌های کوچکی هستند که می‌شود به صورت گروهی انجام داد در حالی که تعداد حاضران جلسه هم در آن چندان اهمیتی ندارد. برای مثال به ایده‌‌ای از یک سخنران اشاره می‌کنیم که عکسی از یک شیر آب قدیمی را به مخاطبان نشان داد که بر روی آن دو دسته، یکی برای آب گرم و یکی برای آب سرد وجود داشت. او از حاظران خواست بنویسند که از چه طریق می‌توانند دسته‌ها را بچرخانند تا آب ولرم از آن خارج شود. بعد همه‌ی راه‌های ممکن بررسی شدند (چهار روش برای چرخاندن دسته‌ها وجود داشت) سپس او از مخاطبان ‌می‌خواست تا با نشان دادن دست پاسخ‌شان را در هر مورد ارائه دهند و در نهایت سخنران از نتیجه بدست آمده به منزله‌ی یک مقدمه‌ برای موضوع صحبت بعدی خودش که درباره‌ی مدل‌های ذهنی بود استفاده کرد.

۳- برای مخاطبان یک سوال مطرح کنید. اگر یک دقیقه وقت می‌گذارید که سوالی را از مخاطبان بپرسید همان به منزله‌ی یک توقف عمل می‌کند. در جمع‌های بزرگ می‌توانید از حاضران بخواهید تنها با نشان داد دست به شما پاسخ دهند.

۴- محل قرار گرفتن‌تان را تغییر دهید. به جای قدم زدن در جلوی اتاق یا صحنه، برای مدتی در محلی بایستید و بعد به طرف محل دیگری رفته و از آن‌جا مطلب را ادامه دهید. می‌توانید این کار را بیش از هر ۷ دقیقه یک بار انجام دهید، البته نه به اندازه‌ای که به نظر برسد مدام در حال حرکت از یک طرف به طرف دیگر هستید (این حالت شما را عصبی نشان می‌دهد.)

۵- موضوع را تغییر دهید. بایستید و بگویید خب حالا می‌خواهم درباره‌ی یک مسئله‌ی کاملا متفاوت صحبت کنم.

۶- یک داستان تعریف کنید. داستان توجه را به سرعت جذب می‌کند، از آن‌ها خیلی با دقت و غیر محسوس در طول پرزنتیشن استفاده کنید. مطمئن شوید که داستان‌ها کوتاه و مربوط به موضوعی است که برای ارائه در دست دارید.

مسیر پرزنتیشن

نوشته‌شده در توسط .

ارائه‌ی یک پرزنتیشن مانند همراهی مخاطب از شروع تا پایان یک سفر است. در شروع، مخاطب نیازمند مقداری اطلاعات اساسی‌ست قبل از این‌که با شما در این مسافرت همراه شود. وقتی اطلاعات کافی باشد، مخاطب با توجه، دقت و حضور ذهن بهتری در هر گام از مسیر تا پیام نهایی به شما گوش خواهد داد.

چه کسی

ابتدا باید خودتان را به روشنی معرفی کنید، میزان اطلاعاتی که شما درباره‌ی خودتان و کارتان و سطح تشریفاتی که رعایت می‌کنید کاملا بستگی به پرزنتیشنی دارد که قصد ارائه‌اش را دارید؛ برای مثال در پرزنتیشنی که همکاران‌تان مخاطب هستند شاید نیاز نباشد اسم و سابقه کاری بیان کنید، و می‌توانید زبان غیر رسمی‌تری را برای ارائه مطلب داشته باشید.

در مقابل پرزنتیشن برای یک مشتری جدید نیازمند جزئیات بیشتر ازسوابق کاری و تجربه‌ی شماست، و باید از زبان رسمی‌تری در آن استفاده کرد. بهتر است به مرحله‌‌ای از اطمینان خاطر برسید که در آن کاملا راحت درباره‌ی گذشته و تجارب اکنون‌تان حرف بزنید.

چرا

مقصد را برای مخاطب مشخص کنید. دلیل این‌که آن‌ها برای گوش دادن به شما این‌جا هستند و هدف خودتان از پرزنتیشن را بیان کنید. اگر مخاطب نداند چرا باید گوش بدهد، چندان دلیل قانع کننده‌ای برای همراهی شما در تمام مسیر نخواهد داشت. چرایی، ارتباط مستقیم با نتیجه‌گیری و پیام نهایی که احتمالا مهمترین بخش پرزنتیشن شماست دارد.

چه

تشریح نقشه‌ی راه – نکته‌های اساسی که شما تصمیم دارید نشان داده و ترتیبی که علاقه دارید آن‌ها را بسط دهید. وقتی مخاطب چشم‌اندازی روشن از مسیری که شما می‌خواهید او را ببرید دارد – می‌تواند راحت‌تر شما را دنبال ‌کند، و ضمن داشتن شمایی کلی از طرح‌ متوجه می‌شود که با آمادگی و نظم کاری مشخص پرزنتیشن‌تان را ارائه می‌کنید. دلایل خوبی برای ارائه یک نقشه‌ی راه وجود دارد. همان‌طور که پژوهش‌ها نشان داده‌اند، وقتی مخاطب از ساختار و شکل پرزنتیشن آگاه است، بهتر گوش می‌دهد و بهتر به یاد می‌آورد.

روشی که برای ارائه نقشه راه پیشنهاد می‌شود “سکانس‌بندی” ست که سادگی و کاربرد هر روزه‌اش در زندگی روزمره ممکن است شما را در اهمیت آن مشکوک کند مانند، یک، دو، سه یا اولین، دومین و سومین که همه جا گفته و شنیده می‌شود. با این وجود کارایی آن همچنان در سطح بالایی از تاثیر قرار دارد. تا جایی که گاهی از سکانس‌بندی یا شماره‌گذاری به عنوان یک اصل یادآوری که ما از طریق آن اطلاعات را دوباره فرا می‌خوانیم یاد شده است.

چگونه

خودتان را به جای مخاطب بگذارید، نشانی‌هایی را که نیاز دارد به او بدهید. اگر می‌خواهید مخاطب در بخش اصلی پرزنتیشن همراه شما باشد نگرانی‌هایش را بر طرف کنید. آن‌ها ممکن است مثلا در این فکرها باشند، چه مدت باید این‌جا بنشینند؟ آیا من باید یادداشت برداری کنم؟ چه وقت می‌توانم سوالاتم را بپرسم؟ آیا در این‌جا قهوه یا چای در دسترس است؟ بنابراین خیلی موثر خواهد بود که چنین مسائلی را در همان ابتدا پاسخ داده تا مخاطب کاملا آماده و حاضر برای شنیدن همراه‌تان شود.

یک شروع باید شامل همه‌ی این موارد باشد اما درعین حال نباید خیلی هم طولانی شود. ۹۰ ثانیه، تا جایی که شواهد بیان می‌کنند سرمشق خوبی‌ست –  طولانی‌ شدن آن ممکن است باعث از دست رفتن مخاطب بشود.

اما در این ۹۰ ثانیه مخاطب هر لغت و هر حس شما را لمس می‌کند. یک شروع درست کمک بزرگی‌ست به ساختن یک احساس خوب، پس هدف‌تان باید این باشد که قاعده‌مندی درستی در این زمان داشته باشید.

  • منبع: Presentations in English, Erica J.Williams