بایگانی برچسب: s

چگونه مثل یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو فکر کنیم

نوشته‌شده در توسط .

 

۱- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو یک ماجرا را به مثابه یک فرایند مورد مطالعه قرار می‌دهد، نه یک محصول.

۲- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو دوست دارد در بیان یک گزارش یا عقیده اولین باشد، اما اگر این‌گونه نشد از لینک دادن استفاده می‌کند.

۳- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو جامعه را به مثابه همکارانش می‌بیند که اگر از آن‌ها درخواست کند می‌توانند اطلاعات مهمی را در اختیارش بگذارند (همان‌طور که ممکن است درحال حاضر هم این اطلاعات در وبلاگ‌ها یا توییت‌ها فراهم باشد).

۴- وقتی یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو نقل قولی ارزشمند یا حقیقتی قابل توجه را می‌شنود ، او فکر می‌کند “بهتر است آن را توییت کنم”.

۵- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو از Retweet‌ های زیاد یا ممتاز شدن لینک یک گزارش بیشتر هیجان زده می‌شود تا از قرار گرفتن بر روی صفحه‌ی اول روزنامه‌..

۶- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو موانع را به عنوان جزئیات پیکاری برای گزارش بعدیش در نظر می‌گیرد، نه به عنوان بهانه‌ای که کارش را انجام ندهد.

۷- زمانی‌که یک روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو کار با گجتی جدید یا ابزاری اجتماعی را یاد می‌گیرد، شروع می‌کند به بررسی این‌که چطور می‌شود از آن برای بهتر کرد ژورنالیسم استفاده کرد.

۸- در زمان خبرهای فوری، روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو به خوبی از جستجوی واژه‌ها در توییت‌ها استفاده می‌کند تا از تجربه‌ی افراد یا شاهدان خبر بهره‌مند شود.

۹- روزنامه‌نگار دیجتال پیشرو فکر می‌کند که ژورنالیسم یک آینده درخشان و بی حد و مرز را خواهد داشت.

۱۰- روزنامه‌نگار دیجیتال پیشرو مخالف پیشگویی کردن و حاشیه‌هایی از این دست است، بلکه به موضوعات ، ایده‌ها و راه حل‌هایی فکر می‌کند که پیش از این آزموده نشده‌اند.

کدام روزنامه‌نگاری لانس آرمسترانگ را رسوا کرد؟

نوشته‌شده در توسط .

شاید خیلی‌ها اخبار مربوط به دوچرخه سواری حرفه‌ای را دنبال نکنند، اما احتمالا آن‌ها هم اسم لانس آرمسترانگ را شنیده‌اند. آرمسترانگ هفت بار قهرمان مسابقات تور دو فرانس شده بود. اما هر چه شما بالاتر رفته باشید سقوط‌‌تان هم پرهیاهوتر است. آرمسترانگ هم سقوط کرد، بدون این‌که  عدد هفت هم کمکی به بخت و اقبال افول کرده‌اش بکند. زندگی دوباره برای او به یک نقطه‌ی پایان رسید وقتی مدتی پیش بالاخره ثابت شد ‌که عملکرد حماسی‌اش در مسابقات، نه با قدرت طبیعی، بلکه با استفاده از داروهای ممنوعه بدست آمده – و در نتیجه همه‌ی عناوین قهرمانی خود را از دست داد.

اما سقوط این قهرمان افسانه‌ای فقط دنیای ورزش و قهرمانان حرفه‌ای را تکان نداد بلکه باعث مطرح شدن پرسش‌هایی جدی درباره‌ی روزنامه‌نگاری هم بود: آیا این یک گزارش تحقیقی از یک مجله‌ی ورزشی سطح بالا مربوط به جریان اصلی روزنامه‌نگاری بود که در نهایت باعث رسوایی این سوپر قهرمان شد؟ در واقع باید گفت متاسفانه جواب این سوال یک “نه” بزرگ است. دیوید کاتر در نیویرک تایمز اشاره می‌کند که این موفقیت در واقع حاصل کار روزنامه‌نگاری آماتور، یا روزنامه‌نگاری شهروندی است. توییتر و وبلاگ‌های کوچک و کم‌تر شناخته شده‌ پلت‌فرم‌هایی بودند که بیشترین سهم و نقش را در روشن کردن این ماجرا داشتند.

موضوع ابعاد جالب مختلفی داشت از جمله این‌که برخی از رسانه‌ها که به طور اختصاصی به پوشش مسابقات دوچرخه سواری می‌پردازند تازه بعد از تصمیم مقامات مسابقات دوچرخه سواری به پس گرفتن عناوین قهرمانی آرمسترانگ و محروم شدن مادام العمر او به فکرشان رسید اعتراف کنند که از سال‌ها پیش نسبت به عملکردش در مسابقات مشکوک بوده‌اند، و چون دلیلی برای اثبات آن نداشته‌اند بالطبع مطلبی هم ننوشته‌اند، به همین سادگی. اما جنجال‌های بعد از رسوایی نشان می‌دهند که احتمالا دانسته‌های روزنامه‌نگاران در این مورد بیشتر از حدس و گمان و فرضیه‌ها بوده و برای سکوت‌ آن‌ها باید به دنبال دلایل و سرنخ‌های دیگری رفت. بیشتر بخوانید

قانون‌های کورت ونه‌گات برای نوشتن

نوشته‌شده در توسط .

کورت ونه‌گات بیشتر از همه با سلاخ‌خانه‌ شماره پنج شناخته شده – توصیه‌های او برای نوشتن از دل حرفه و سبک کاری‌ش یعنی ادبیات داستانی آمده‌اند، و البته کم وبیش می‌شود از آن‌ها در سبک‌های دیگر نوشتن هم استفاده کرد:

 ۱- زمان را کلاً غریب وارانه به کار ببرید، به گونه‌ای که خواننده متوجه نشود اوقاتش چگونه سپری شده‌اند.

۲- به خواننده دست کم یک کارکتر بدهید تا او بتواند هواخواهش بشود.

۳- هر کارکتر باید چیزی بخواهد، حتی اگر آن فقط یک لیوان آب است.

۴- همه‌ی جمله‌ها باید یکی از این دو کارکرد را داشته باشند – کارکتر را مشخص‌تر کنند یا ماجرا را پیش ببرند.

۵- از همان شروع تا جایی که ممکن است نقطه‌ی پایان را درنظر بگیرید.

۶- سادیستی باشید. مهم نیست که کارکتر شما چقدر بی‌گناه و محبوب شده است – بدترین اتفاقات را برایش رقم بزنید. از این طریق  – خواننده ممکن است آن‌چه را که می‌تواند باعثش بشود ببیند.

۷- برای خوشنود کردن فقط یک نفر بنویسید. اگر پنجره‌ای باز کردید و خواستید عشقتان را به کل جهان نشان دهید، حرف‌تان و داستان‌تان ذات الریه خواهد گرفت.

۸- تا جایی که می‌توانید به خواننده بیشتر و سریع‌تر اطلاعات بدهید. برای نگه داشتن تعلیق، خواننده باید نسبت به آن‌چه در حال اتفاق افتادن است و از مکان و چرایی آن آگاه باشد، به این طریق آن‌ها خودشان می‌توانند داستان را تمام کنند. باید کاری بکنید که خواننده در صفحات آخر سوسک‌‌ها را هم ببلعد.

قانون‌‌های جورج اورول برای نوشتن

نوشته‌شده در توسط .

۱- هرگز از استعاره، تشبیه یا دیگر شکل‌های بیانی که عادت کرده‌اید در مطبوعات ببینید استفاده نکنید.

۲- هرگز از یک لغت بلند در جایی که کلمه‌ای کوتاه‌تر برای آن هست استفاده نکنید.

۳- اگر امکان حذف کلمه‌ای را دارید، همیشه این کار را انجام دهید.

۴- هرگز از شکل مفعولی استفاده نکنید، در حالی که می‌توانید صورت فاعلی آن را به کار بگیرید.

۵- هرگز از یک عبارت خارجی استفاده نکنید، کلمه‌ی‌ای علمی یا اصطلاحی تخصصی، اگر شما می‌توانید به معادل آن در زبان روزمره‌ انگلیسی (فارسی) فکر کنید.

۶- همه‌ی این قوانین را زیر پا بگذارید پیش از آن‌که حرفی بزنید که به صراحت غیر متمدنانه باشد.

در توضیح قانون ششم باید گفت که اورول معتقد است – این اصول را زمانی که شما به دنبال یک شیوه‌ی بیانی مناسب‌تر هستید می‌شود نادیده گرفت، او در مقاله‌ی” زبان انگلیسی و سیاست” این موضوع را بیان می‌کند که نویسنده نباید زمینه‌ی فریب خواننده را فراهم کند.

بازگشت به گذشته – رسانه‌های خاطره‌انگیز و فرم‌های واسطه در نوستالژی

نوشته‌شده در توسط .

رسانه‌ها ماشین زمان‌اند. آن‌ها به یاد می‌آورند و فراموش می‌کنند. رسانه‌ها پرده‌ی نمایشند، همانطور که بخشی از خاطرات و تاریخ را برای ما ثبت می‌کنند، همان‌طور که مجموعه‌ای از خاطرات را برای ما زنده نگه می‌دارند و یا از طریق دوباره شکل دادن به رویدادها، اتفاقات و وقایع در آن سهیم می‌شوند. آن‌ها همچنین تمایل دارند گذشته‌ی خودشان را با استفاده از تصاویر آرشیوی زنده کنند. در واقع به نظر می‌رسد رسانه‌ها همان‌طور که نگاهی نوستالژیک به گذشته دارند – به گذشته‌ی خودشان هم چنین نگاهی را تعمیم می‌دهند.

مفهوم “نوستالژیک”  اشاره‌ایست به احساس یا حالتی که تازه نیست. میلی که اول بار توسط یک پزشک سوئیسی در قرن ۱۷ برای تشریح پدیده “غربت‌زدگی” به کار رفت. از مفاهیم نزدیک به آن می‌توان به مالیخولیا اشاره کرد یا حسرت و آرزو (yearning). اما این روزها به نظر می‌رسد گاهی با  رونق روزافزون این مفهوم روبرو می‌شویم: یک نمونه از این دست فیلم آرتیست بود که بازگشت و جان‌بخشی دوباره به سینمای صامت را در خود داشت.

نوستالژیک بودن و یادآوری بخش‌هایی از گذشته می‌تواند شامل فراموشی هم بشود. پس می‌شود پرسید چه نوع از خاطرات متمایزند؟ آیا رسانه‌ها واقعا می‌توانند نوستالژیک بشوند یا باشند؟ کدام فرم مشخص از نوستالژی در جامعه‌ی امروزی نمایان می‌شوند و چرا؟ آیا افراد می‌توانند نوستالژیک باشند یا این‌گونه وانموده شوند -بدون این‌که تجربه‌ای از آن‌ها در گذشته وجود داشته باشد؟ چه نوع از نوستالژی سیاسی قابل تشخیص است؟ تاثیر نوستالژی بر مارکتینگ رسانه‌ای و نفوذ اقتصادیش تا کجاست؟ و در نهایت آیا استفاده از گذشته در همه‌ی گونه‌های قابل تصورش و در نظام‌های مختلف فرهنگی امری به دلخواه و اختیاری‌ست؟

کنفرانسی که قرار است ۱۳ و ۱۴ سپتامبر امسال توسط انستیتو مطالعات ارتباطات، رسانه‌ها و ژورنالیسم در دانشگاه ژنو سوئیس برگزار شود قصد دارد به این موضوعات در زیر عنوان “بازگشت به گذشته – رسانه‌های خاطره‌انگیز و فرم‌های واسطه در نوستالژی” بپردازد. خلاصه‌ای تیترگونه از موضوعات مورد توجه این کنفرانس جالب از این قرار است:

نوستالژی و رسانه‌ (های همگانی)

عمومیت، وب و گروه‌های حامی

روایت‌های سمعی و بصری، نمایش

برنامه‌های سریالی‌ و بازگشت‌های به گذشته

اخبار، ژورنالیسم، مطبوعات چاپی

بازآفرینی برنامه‌های رادیو و تلوزیونی، کشف آرشیوها

سیاست گذشته، نظام‌های سیاسی، نوستالژی

برنامه‌های مشخص رادیو و تلوزیونی

عکس، کمدی، بازی‌های ویدیوئی و تکنولوژی‌های جدید

معماری، طراحی محصولات و مد

روانشناسی و تاریخ نوستالژی

مهاجرت، تازه واردها، غربت‌زدگی

نقشه‌های جغرافیایی، چشم‌اندازهای توریستی و روستاها

فولکلور، سنت‌ها، نوستالژی‌های محلی

موزها، نمایشگاه‌ها و هنر مدرن

اقتصاد، مارکتینگ و نوستالژی

تئوری‌ها و روش‌شناسی

مطالعات رسانه‌ای نوستالژی و رویکردهای انتقادی

تجدید حیات فلاسفه و متفکران گذشته در علم، هنر و دیگر قلمروهای پژوهش

عکس آن چیزی که می‌بینیم، نیست

نوشته‌شده در توسط .

هر چه که یک عکس در اختیار دید ما قرار می‌دهد و به هر شیوه‌ای که عمل می‌کند، باز عکس، همواره نادیدنی است: عکس، آن چیزی که می‌بینیم، نیست (رولان بارت، اتاق روشن، برگردان فرشید آذرنگ).

اما شاید بعضی عکس‌ها به چیزی فراتر از یک عکس تبدیل می‌شوند، تا مرز همه‌ی تعریف‌ها را هم به چالش بکشند، این عکس Damir Sagolj را می‌شود از جمله‌ی همین استثناها دید، وقتی که قاب عکس به اندازه‌ی سرنوشت یک مردمی وسیع می‌شود.

این عکس را Damir Sagolj در سفرش به کره‌ شمالی که برای گزارش قحطی ناشی از سیل به آن‌جا داشت گرفته‌است. در این مسافرت او این فرصت را پیدا کرد که تا حدی بتواند خارج از کنترل همیشگی مقامات این کشور در آن به عکاسی بپردازد.

عکس ساختمان‌های بی‌شکلی را نشان می‌دهد، با دیوارهایی قلعه مانند که در فضای سرد آن فقط شعاعی از نور به تصویر کیم ایل سونگ رهبر سابق این کشور تابیده است.

Damir Sagolj برای این عکس جوایز متعددی را برنده شد، و عکس او بارها در فهرست برترین‌های سال ۲۰۱۱ قرار گرفت. مانند جایزه World Press 2011  یا در رویترز که به عنوان بهترین عکس سال انتخاب شد.

روزنامه‌نگاری در تاریخ سینما: ده فیلم برتر

نوشته‌شده در توسط .

موضوع روزنامه‌نگاری تقریبا همواره برای سینما جذاب بوده و کم و بیش می‌شود در آثار بهترین کارگردان‌ها هم رد پای آن را به گونه‌های مختلف پیدا کرد. مدتی بود که در فکر تهیه‌ی فهرستی از بهترین آثار در این زمینه بودم که به طور اتفاقی به فهرستی در این‌جا برخوردم و تصمیم گرفتم فعلا آن را جانشین ده فیلم مورد نظر خودم کنم که برای آماده کردن لیست آن احتیاج به وقت بیشتری دارم.

۱۰ – همشهری کین

همشهری کین فیلم ناشناخته‌ای نیست، فیلمی که بارها صدرنشین فهرست بهترین‌ها در تاریخ سینما شده، شاهکاری از اورسن ولز درباره زندگی یکی از غول‌های رسانه‌ای آمریکا ویلیام راندولف هرست درعصر روزنامه‌های زرد.

بیشتر بخوانید

Hamsterization ژورنالیسم

نوشته‌شده در توسط .

اگر بخواهیم به جبرگرایی متهم نشویم، کم و بیش باید درباره‌ی تاثیرات تکنولوژی با احتیاط بیشتری سخن گفت، هر چند خوش‌بینی و بدیینی نسبت به رابطه‌ی انسان و تکنولوژی می‌تواند همواره یکی از چشم‌اندازهای مورد نظر در فلسفه و علوم اجتماعی باقی بماند، از جمله در مطالعات رسانه‌ای که حالا به نوعی در خط مقدم این رابطه قرار گرفته‌اند. امروز تغییرات گسترده و سریع در ساختار تکنولوژی‌های ارتباطی به گونه‌ای‌ست که گاهی برای توصیف برخی پدیده‌های نو واژه‌سازی‌های جدید ضروری می‌شوند.

یکی از همین موارد واژه‌ای است که به تازگی کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا برای توصیف وضعیتی تازه در روزنامه‌نگاری برگزید: “Hamsterization” که برای توصیف یک آسیب جدی در شغل روزنامه‌نگاری انتخاب شده است، و علت آن افزایش وظایف کاری همراه با رشد و تغییر سریع پدید آمده در جریان اطلاعات دیجیتال است، آن‌ها در تعریف این واژه می‌گویند: ” در حالی که اتاق‌های خبر هر روز کوچک‌تر می‌شوند، وضعیت شغلی گزارشگران باقیمانده نیز در حال تغییر است. به طور معمول آن‌ها با یک چرخه‌ی ضرب الاجلی مواجهند از یک طرف باید مطالب را برای وب‌سایت روزنامه بفرستند و از طرف دیگر نسخه‌ی چاپی آن را آماده کنند. ریشه این واژه‌سازی البته به مقاله‌ی دَن استارکمن بر می‌گردد “Hamster Wheel” در Columbia Journalism Review.

پدیده Hmsterized News فقط مربوط به روزنامه‌نگارن نیست بلکه تاثیر آن را بر مصرف کنندگان خبرها هم می‌توان دید. وقتی روزنامه‌نگاران زمان کافی برای تهیه گزارش‌ها ندارند به طور طبیعی کیفیت اخبار و گزارش‌ها پایین‌تر خواهد بود و کیفیت در اولویت کمتری نسبت به سرعت قرار می‌گیرد. ما شاهد گزارش‌های کمتری خواهیم بود که قبلا توسط گزارش‌گران روزنامه با دنبال کردن ماجرا در خیابان، گفتگو با افراد و کاووش در ادارات دولتی به دست می‌آمدند. در حالی که امروز در بیشتر موارد جستجو و دنبال کردن اینترنتی مطلب جای آن را گرفته‌اند، پس خیلی عجیب نیست اگر شاهد گزارش‌های متعددی هستیم که تا حدود زیادی به یکدیگر شبیه می‌شوند.

سرعت در تولید اخبار حتی ممکن است سوالات اخلاقی زیادی را نیز به دنبال داشته باشد، همان‌طور که گزارش‌گر سابق نیویورک تایمز Zachery Kouwe به خاطر تقلب در کار مجبور به استعفا شد.

قتل روزنامه‌نگاران، مصونیت قاتلین

نوشته‌شده در توسط .
کمیته دفاع از روزنامه‌نگاران گزارش می‌کند که در یک دهه‌ی گذشته در حالی شاهد قتل ۲۵۱ ژورنالیست در ۱۳ کشور بوده‌ایم که قاتلین از مصونیت برخوردار بوده‌اند.
در گوشه و کنار جهان مصونیت قاتلین در واقع باعث خودسانسوری و سکوت شده است.
گزارش کمیته در این‌باره بر روی مورد عراق، سومالی، فیلیپین و سریلانکا به عنوان بدترین فضا برای روزنامه‌نگاران اشاره می‌کند.
در گزارش جدید این گروه شرایط روزنامه‌نگاران در مکزیک رو به وخامت گذاشته در حالی که وضعیت روسیه در سال ۲۰۱۰ پیشرفت‌هایی را نشان می‌دهد.
آن‌طوری که جول سیمون مدیر اجرایی کمیته می‌گوید، هدف مرگ قرار دادن روزنامه‌نگاران در واقع به عنوان یک پیام خاموش به دیگران است، برای مجاب ساختن این‌که موضوعات حساسیت‌برانگیز نباید در معرض بررسی دقیق عمومی قرار گرفته و دنبال شوند.
بیشتر روزنامه‌نگارانی که به قتل رسیده‌اند پیش از آن تهدید شده‌اند اما همچنان بدون دفاع بوده‌اند. دولت‌ها باید به خشونت گروه‌های مخالف مطبوعات واکنش نشان دهند یا همچانان شاهد ادامه قتل روزنامه‌نگاران و فضای خود سانسوری خواهیم بود.
این گزارش یک روز بعد از آن منتشر می‌شود که جسد سالم شاهزاد روزنامه‌نگار پاکستانی پیدا شد، شاهزاد درباره‌ی نفوذ القاعده در نیروی دریایی پاکستان نوشته بود.
قتل روزنامه‌نگاران محلی متشکل از موارد زیادی از پرونده‌های حل نشده است، و همچنین فساد و اختلال در اجرای قانون برای پشتیبانی از روزنامه‌نگاران، در حالی که قاتلان به دست عدالت سپرده نمی‌شوند.
بر مبنای یافته‌های این کمیته، اجتناب از پرداختن به موضوعات حساس، ترک شغل و فرار برای دور شدن از خشونت، پیامدهای قتل روزنامه‌نگاران است.
در سال ۲۰۱۰ روسیه در فهرست «شاخص کشورهای مصونیت از مجازات روزنامه‌نگاران» وضعیت بهتری پیدا کرد، درحالی که هیچ روزنامه‌نگاری در آن به قتل نرسید ومقامات در دو مورد موفق به مجازات قاتلین شدند.
برای سومین سال متوالی است که مکزیک وضعیت بدتری در این فهرست دارد، بخصوص با قتل عکاس خبری لوئیس کارلوس سانتیگو که با شلیک گلوله در پارکینگ یک مرکز خرید عمومی آن هم در وسط روز به قتل رسید.
گزارش کمیته ۱۳ کشور را در بر می‌گیرد، که در آن‌ها حداقل پنج مورد قتل روزنامه‌نگاران حل نشده در یک دهه‌ی گذشته باقی مانده باشد. رتبه‌بندی متناسب با تعداد موارد قتل و همچنین تعداد موارد حل نشده است:
• عراق. ۹۲ مورد
• سومالی.۱۰
• فیلیپین. ۵۶، «شامل قتل عام ۳۲ ژورنالیست و کارکنان رسانه‌ای در سال ۲۰۰۹»
• سریلانکا.۹
• کلمبیا.۱۱
• افغانستان. ۷، «با در نظر گرفتن قتل عبدالصمد رهامی، خبرنگار پشتوی بی بی سی که گزارش‌های او بیشتر در رابطه با ارتباط قاچاقچیان مواد مخدر و مقامات دولتی بود»
• نپال. شش مورد
• مکزیک.۱۳
• روسیه.۱۶
• پاکستان.۱۶
• بنگلادش. پنج مورد
• برزیل. پنج
• هند. هفت مورد

 

پنچ افسانه درباره‌ی آینده‌ ژورنالیسم

نوشته‌شده در توسط .
روزهاست که پیش‌گویی درباره‌ی آینده روزنامه‌نگاری و سرنوشت روزنامه‌های چاپی در بین کارشناسان مطالعات رسانه‌‌ای در دنیا بازار گرمی دارد. تام روزنستیل مدیر مرکز تحقیقاتی پیو در پروژه برتری روزنامه‌نگاری پیشنهادش یک نقد غیر شهودیست که با نگاه به وضعیت روزنامه‌ها، پنچ افسانه پیشگویی شده درباره‌ی آینده روزنامه‌نگاری را به چالش می‌کشد:
۱- رسانه‌های خبری سنتی در حال از دست دادن مخاطبانشان هستند
خیر. جریان غالب سازمان‌های رسانه‌ای علی‌رغم آن‌لاین شدن مردم خوانندگان و بینندگانشان را از دست نداده‌اند، از ۲۵ وب‌سایت پرطرفدار خبری آمریکا، همه به جز دو مورد “میراث‌دار”منابع رسانه‌ای هستند ، مانند نیویورک تایمز یا سی ان ان، یا گردآورنده اخبارند از رسانه‌های سنتی، مثل گوگل یا یاهو.
پس بحرانی که رسانه‌های سنتی با آن روبرو هستند درباره‌ی مخاطب نیست، بلکه بحران در‌آمد است.

۲- با رسیدن درآمد آگهی‌ها وضعیت اخبار آن‌لاین خوب خواهد شد
چنین امیدهایی فقط برداشت‌هایی اشتباه هستند. در سال ۲۰۱۰، درآمد آگهی وب در آمریکا از آگهی چاپی بیشتر شد، و به ۲۶ میلیارد دلار رسید. اما فقط بخش اندکی از آن، شاید کمتر از یک پنجم، به سازمان‌های رسانه‌ای رسید.
صنایع روزنامه‌ای آمریکا سال گذشته ۲۲٫۸ میلیارد دلار در‌آمد از آگهی‌های چاپی داشتند در حالی که فقط ۳ میلیارد دلار از طریق وب نصیبشان شد.

۳- برتری محتوا همیشگی خواهد بود
در واقع خیر. کلید رسانه‌ها در قرن بیست و یکم احتمالا در دست کسانی است که دانش بیشتری از رفتار مخاطبان دارند، نه کسانی که محتوای پرطرفدارتری را تولید می‌کنند.
دانستن اینکه چه سایت‌هایی را مردم بازدید می‌کنند، کدام محتوا را می‌بینند. کدام تولیدات را می‌خرند و حتی مختصات جغرافیایشان، به آگهی دهندگان اجازه خواهد داد که هدف‌گیری بهتری را بر روی مصرف کنندگان متفاوت داشته باشند. و البته بیشتر این دانش نزد شرکت‌های تولید کننده تکنولوژی است نه با تولید کنندگان محتوا.

۴- در دنیا تعداد روزنامه‌ها در حال کم شدن است
تیراژ مطبوعات چاپی در سطح جهانی ۵٪ در پنج سال گذشته افزایش داشته است. همچنین تعداد روزنامه‌ها. رسانه‌های چاپی در کشورهای در حال توسعه با رشد روبرو هستند و خسران آن‌ها مربوط به کشورهای ثروتمند است.
عوامل تعیین‌کنند در رشد صنعت روزنامه‌ شامل، بالا رفتن سواد، افزایش جمعیت، رشد اقتصادی و محدودیت در نفوذ پهنای باند اینترنتی است.
برای مثال در هند، جمعیت در حال افزایش است و تعداد با سوادها بیشتر شده، اما بخش قابل توجهی همچنان آن‌لاین نیستند.

۵- راه حل در تمرکز بر اخبار محلی است
خوب، مشکل محتوای محلی خودش یک نوع بازگشت به محدودیت است. بدون داشتن بازار وسیع، با تعداد اندکی آگهی و البته درآمد کم. چگونگی تولید محتوای محلی خودش به صورت معمایی باقی مانده است. آیا شما می‌توانید چنین محتوایی را در وب پولی کنید؟ آیا شما می‌توانید یک مدل از مسابقه بین حرفه‌ای‌ها و آماتورها بگذارید در جایی که ژورنالیست‌های حرفه‌ای با آماتورهای کم بها داده شده برای تولید یک گزارش جامع کار کنند؟
در واقع تاکنون هیچکس قفل تولید اخبار محلی سود‌آور را نشکسته است.