بایگانی برچسب: s

کتاب‌خوانی الکترونیک در چند نما

نوشته‌شده در توسط .

-kindle

 آمازون و بازار کتاب‌های دست دوم الکترونیک

آمازون از مدت‌ها پیش نشان داده که علاقه‌مند است بازار کتاب‌های الکترونیک را تا حد ممکن در انحصار خودش نگه دارد. حالا آن‌ها با در اختیار گرفتن امتیاز یک پتنت به بدنبال آن هستند تا زندگی بعد از فروش کتاب‌ها را هم در دست بگیرند.

کتاب‌های دست دوم و کهنه و قدیمی همیشه برای دوست‌داران کتاب جذابیت‌های پنهان خودشان را داشته‌اند، چاپ اول کتابی که آن را کتاب زندگی‌تان می‌دانید، کتابی که آنقدر به آن علاقه دارید که حاضرید نسخه‌های مختلفی از آن را داشته باشید. کتابی که شاید یک چاپ بیشتر از آن موجود نباشد و یا کیفیت برخی چاپ‌‌های قدیمی که به هر دلیل ممکن است اغوا کننده‌تر از یک نسخه‌ی نو از همان کتاب باشند، یا خرید کتاب‌های دست دومی که هزینه‌ی کمتری را به شما تحمیل می‌کنند. نایاب بودن یا تمام شدن چاپ یک کتاب هم می‌تواند از دلایل دیگری باشد که شما یک کتاب دست دوم را به یک کتاب نو ترجیح دهید. اما در مورد کتاب‌های الکترونیک چطور؟ نه خبری از تفاوت در کاغذ و چاپ کتاب هست و نه می‌شود به نوستالژی زندگی فیزیکی آن‌ها فکر کرد. نسخه‌ای از کتاب در دستگاه شماست که با هزاران نسخه‌ی دیگر آن هیچ تفاوتی ندارد. با این وجود حالا آمازون برای همین نسخه‌ی دست دوم کتاب شما هم برنامه دارد. آن‌طور که تک‌کرانچ می‌نویسد آمازون قصد دارد این امکان را به خریداران کتاب بدهد تا هر زمان که دیگر نیازی به کتابی نداشتند آن را از طریق سایت آمازون به دیگران بفروشند. پیش از این دارندگان کتاب این امکان را داشتند تا کتابی را به دوست‌شان قرض بدهند و بدنبال آن کتاب از روی دستگاه خودشان ناپدید می‌شد. جالب‌تر این‌‌که یک استارت‌آپ به نام ReDigi از حدود یک سال و نیم پیش فعالیت در این زمینه را آغاز کرده و اشاره می‌کند که روشش برای این جا به جایی و فروش با آن‌چه آمازون می‌خواهد انجام بدهد متفاوت و حتی از نظر خودشان شاید اصیل‌تر هم هست. زیرا در روش آن‌ها یک نسخه کپی از کتاب نیست که به دستگاه دوم منتقل می‌شود، بلکه خود نسخه اصلی است که از روی دستگاه اول برداشته شده و به سرور آن‌ها منتقل و در نهایت به دستگاه مشتری بعدی می‌رود. اما در مورد کتاب‌های الکترونیکی نمی‌شود چندان به چنین اصالت‌هایی دلخوش بود و شاید از همین حالا بشود حدس زد که این استارت‌آپ شانس چندانی برای رقابت با آمازون نداشته باشد.

 کتاب‌خوان‌ها در مقابل تبلت‌ها

کتاب‌خوان‌های الکترونیکی مدت زیادی نیست که متولد شده‌اند اما به همین زودی زمزمه‌هایی درباره‌ی پایان عمر آن‌ها به گوش می‌رسد. در واقع با رونق گرفتن بازار تبلت‌ها به نظر می‌رسد بیشتر افراد ترجیح می‌دهند با کمی پول بیشتر یک گجت همه کاره داشته باشند تا وسیله‌ای که فقط برای کتابخوانی می‌شود از آن استفاده کرد. شاید از همین روست که آمار‌ها و نظرسنجی‌هایی که به تازگی انجام شده‌ نشان می‌دهند که اگرچه فروش کتاب‌های الکترونیکی روندی صعودی داشته و دارند اما آمار فروش بوک ریدرها با افت قابل توجهی‌ روبرو شده‌اند. آمار فروش برای کتاب‌خوان‌های الکترونیک در سال ۲۰۱۱ به نقطه‌ی اوج خودش رسید و این در حالی است که بازار آن‌ها در سال ۲۰۱۲ با افت قابل توجهی مواجه شد، و این علی رغم کاهش قیمت این دستگاه‌ها و همچنین تنوع و مدل‌های جدیدتری از آن‌ها اتقاق افتاد.

با‌ این وجود نباید کار کتاب‌خوان‌های الکترونیک را تمام شده در نظر گرفت، آن‌ها همچنان امتیاز‌های ویژه‌ای دارند که به راحتی می‌توانند هر کتاب‌خوان حرفه‌ای را به خود جذب کنند. اول از همه این‌که شما وقتی یک وسیله چند کاره مثل تبلت داشته باشید شاید برای کتاب‌خوانی آن تمرکزی را که با یک دستگاه یک منظوره بر این کار خواهید داشت به دست نیاورید. کتاب‌خوان الکترونیک فضای یک اتاق ساکت و آرام برای کتاب‌خوانی را به شما هدیه می‌کند، در حالی که یک تبلت با انواع امکانات دیگری که در اختیارتان می‌گذارد به راحتی می‌تواند باعث حواس‌پرتی شما به سمت فعالیت‌های دیگر بشود. کتاب‌خوان‌های دیجتال کماکان امتیاز مهم جوهر الکترونیک را هم با خود دارند. امتیازی که در کتاب ‌خواندن‌های طولانی به واقع یک مزیت اساسی به شمار می‌آید، زیرا بر خلاف تبلت‌‌ها که با نورشان چشم را خسته و باعث آسیب به آن می‌شوند در مورد جوهر الکترونیک چنین مشکلی وجود ندارد. ضمن این‌که با اضافه شدن رنگ و نوری ملایم به صفحه در نسل جدید کتاب‌خوان‌ها – تبلت‌ها امکان مطالعه در تاریکی را به عنوان امتیازی ویژه از دست خواهند داد. نکته‌ی دیگر در مورد کتاب‌خوان‌های الکترونیکی وزن آن‌هاست که به طور معمول پایین‌تر از تبلت‌ها بوده و خستگی کمتر و مطالعه‌ی بیشتر را امکان‌پذیر می‌کنند. با این همه باید پذیرفت که جذابیت تبلت‌ها موقعیت کتاب‌خوان‌های الکترونیکی را به شدت تهدید می‌کنند. بیشتر بخوانید

آیا آمازون می‌خواهد “نوشتن” را هم مانند “خواندن” تغییر دهد؟

نوشته‌شده در توسط .

در طول تاریخ ۱۷ ساله‌اش آمازون کمک کرد تا شیوه ی فروش کتاب، فرمتی که در آن کتاب‌ها منتشر می‌شدند و همین‌طور نحوه‌ی انتشارشان متحول شود. اکنون به زمانی رسیده‌ایم که آمازون این توانایی را دارد که چگونگی نوشتن را هم مشخص کند.

در اواسط شهریور وقتی آمازون کیندل فایر HD و کیندل Paperwhite را ارائه کرد در کنارش نوع جدیدی از اشتراک کتاب را هم معرفی کرد که آن‌ها را کیندل سریالز نامید. کتاب‌هایی که نه به صورت کامل بلکه بخش بخش منتشر می‌شوند و فصل‌های جدید به طور خودکار و بعد از نوشته شدن یا انتشار بدون هزینه‌ی اضافی به کتاب افزوده می‌شوند.

اگر به گذشته برگردیم چارلز دیکنز محبوبیت گسترده‌اش را بیش از ۱۰۰ سال پیش مدیون سبک مشابهی از همین روش انتشار بود. وقتی او بیشتر کارهایش را به صورت هفتگی منتشر می‌کرد. بزوس در کنفرانس آمازون استنادش در معرفی این قابلیت‌های جدید به او بود، و البته تعدادی از کارهای دیکنز مثل الیور تویست به همین صورت قرار است دوباره در کیندل سریالز منتشر شوند.

مشخص است که دیکنز اینترنت نداشت یا داده‌هایی درباره‌ی این‌که خوانندگان چگونه به هر فصل از کتاب‌هایش واکنش نشان می‌دهند.

بزوس گفت در کیندل سریال نویسندگان می‌توانند واکنش خوانندگان را دنبال کنند و با آن همراه باشند و با در نظر گرفتن آن بخش بعدی کتاب را منتشر کنند.

آمازون همچنین یک فضا و بُرد مشخص برای بحث درباره‌ی هر کیندل سریالز فراهم کرده که متفاوت با بیشتر بُردهای گفتگوی کتاب آن‌ها می‌توانند بر خروجی نهایی اثر تاثیرگذار باشند، و بر خلاف عصر دیکنز هر خواننده‌ای می‌تواند در آن مشارکت داشته باشد.

داستان‌های سریالی برای این فرهنگ جدید کتاب فوق‌العاده‌اند. جایی که نویسندگان به طور مستقیم با خوانندگان وارد تعامل شده و همان‌طور که نل پولاک یک نویسنده‌ که از این قابلیت جدید آمازون برای انتشار داستانش استفاده کرده می‌گوید، کتاب‌ها با سرعتی باور نکردنی به دست خوانندگان می‌رسد که در شکل قدیمی آن برای نویسندگان قابل تصور نبود.

انتشار هر بار یک بخش نویسندگان را قادر می‌سازد که مانند توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌ها تصمیم‌گیری‌شان مبتنی بر فعالیت کاربران باشد. آنالیز داده‌های آماری هم باعث ارتقا در سطحی دیگری می‌شوند. آیا خوانندگان بعد از ورود یک شخصیت خاص به داستان دچار احساس خواب‌آلودگی شده‌اند؟ شاید بهتر باشد نقش او در فصل بعد کم شود. آیا آن‌ها یک ایده‌ی خاص را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته‌اند؟ شاید آن ایده بهتر است دوباره مطرح شود.

از طرفی وضعیت انتشاراتی‌ها با آمازون درباره‌ی داده‌ها چندان هم بهتر از زمان دیکنز نیست، زیرا فقط آمار مربوط به فروش و حق تالیف در اختیارشان گذاشته می‌شود. اما اکنون استارت‌آپ‌های مختلفی هستند که برنامه‌ریزی آنالیز کتاب را انجام داده و در یک مجموعه چشم‌اندازی از نحوه‌ی کاربری خوانندگان بر روی کیندل و دیگر کتاب‌خوان‌ها ارائه می‌کنند.

از جمله‌ی این شرکت‌ها Hiptype است. افزونه‌ی این شرکت به ناشران نشان می‌دهد کجای کتاب خوانندگان علاقه‌شان کم شده، کجا را با علاقه‌ی زیاد خوانده‌اند، و کدام کتاب‌ نمونه‌ی خوبی برای پر فروش شدن است. همچنین Kobo که رقیب آمازون محسوب می‌شود یک امکان آنالیز با قابلیت‌های مانیتور و اندازه‌گیری دارد که به طور مثال امکان تشخیص مکان جغرافیایی خواننده را نیز فراهم می‌کند.

به نوعی می‌توانیم بگوییم که ما در آغاز راه کتاب‌های دیجیتال هستیم، و تغییرات زیادی در راه است. مثل ویژگی‌هایی اجتماعی و صدا که می‌توانند تجربه‌ی خواندن را بیش از پیش متحول کنند. اما آن‌چه خود کتاب‌ها را تغییر خواهد داد در اختیار نویسندگان است، و آمازون با فرمت سریالز جدیدش، در ترکیب با افزایش امکان آنالیز داده‌ها در هر زمینه، به طور بالقوه اسلوب تغییر را به نویسندگان نشان می‌دهد.

کتاب‌هایی که برای محو شدن متولد می‌شوند

نوشته‌شده در توسط .
ویلیام گیبسون

ویلیام گیبسون نویسنده‌ی علمی تخیلی

در سال ۱۹۹۲ ویلیام گیبسون که برای رمان کلاسیک سایبر پانکش Neuromancer مشهور است، اثری به نام Agrippa (کتابی از مرگ) با همکاری هنرمند تصویرگر Dennis Ashbaugh منتشر کرد. کتاب آن‌ها با جوهر حساس به نور انتشار یافت که به مرور زمان و در معرض نور ناپدید می‌شد، گیبسون مجموعه‌‌ای ۳۰۰ سطری از اشعارش را هم بر روی یک فلاپی دیسک نشر داد که فقط یک‌بار قابل خواندن بود (هر چند در نهایت این متن جان سالم به در برد و در اینترنت پخش شد). حالا یک تیم در انستیتو تکنولوژی مریلند رقابتی را برای مهندسی معکوس آغاز کرده‌اند که هدفشان رمزگذاری کتاب‌ برای ناپدید کردن و محو آن است.

از طرفی اگر رمزگذاری دیجیتال تاکنون برای مخفی کردن یک کتاب برای همیشه کافی نبوده و موفقیتی نداشته است، در عوض جوهرها هنوز موفق به انجام این کار هستند. یک ناشر مستقل آرژانتینی Eterna Cadencia به تازگی EL libro que no pude esperar  (کتابی که نمی‌تواند صبر کند) را منتشر کرد. این اثر یک آنتولوژی از نویسندگان جدید است که با جوهری منتشر شده که بعد از دو ماه ناپدید می‌شود. این ناشر می‌گوید کتاب‌ها بردبارند و صبر می‌کنند تا ما آن‌ها را بخوانیم: که برای ما خوب است، نه برای نویسندگان جدیدی که نیازمند توجه هستند. البته بیشتر بازخورد‌های این تجربه منفی بوده‌اند، دست‌کم به خاطر این‌که  پیشنهادی‌ست که چرخشی اساسی در کیفیت کتاب‌های فیزیکی ایجاد می‌کند: که استمرارشان همواره خارج از محدوده‌ی زمانی بوده، در حالی که برای کتاب‌های الکترونیک اغلب ویژگی‌ سبکی و ناپایداری ذکر شده است. حالا استمرار کتاب‌ها یک افسانه به نظر می رسد: کاغدهای اسید دار، آب و هوا، و زمانه‌ای که در آن حوادث دست به دست هم می‌دهند تا میراث‌های ادبی را مبتذل کنند.

اما اگر اینترنت را رسانه‌ی حافظه‌دار در نظر بگیریم، معنای به فراموشی سپردن یک کتاب چیست؟ یکی از امتیازات کتاب‌های الکترونیک در حقیقت ممکن است این باشد که آن‌ها را به آسانی می‌شود از جایی به جای دیگر انتقال داد، پاک کرد، به فراموشی سپرد، همه‌ی آن‌چه باعث می‌شود ما از غرق شدن در باتلاق کتاب‌های بد و سوء سابقه‌شان نجات پیدا کنیم. در واقع ایده‌ی Eerna Cadencia ناشر آرژانتینی هم از همین قرار است. حرکتی تازه برای کشف چیزها و حس‌های نو.

کتاب‌خوانی الکترونیکی

نوشته‌شده در توسط .
آیا همان‌طور که خیلی از تکنولوژی‌ها یا اشیائی که می‌شناختیم در این سال‌ها کم کم ناپدید شدند و به خاطره‌ها پیوستند، کتاب‌ها هم به همین سرنوشت دچار خواهند شد و دیر یا زود جای خودشان را به کتاب‌خوان‌های الکترونیکی خواهند داد؟ شاید برای خیلی‌ها تکنولوژی‌های جدید همیشه جذاب و اغواگر باشند و راحت‌تر با آن کنار بیایند، از طرفی آدم‌هایی را هم می‌شناسم که دچار یک‌جور تکنوفوبیا یا همان تکنولوژی هراسی هستند، اما برای علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی موضوع از چه قرار است آیا آن‌ها حاضرند حس خوب در دست گرفتن یک کتاب، بوی کاغذ و ورق‌هایی که دوست داشتند موقع خواندن آن زیر انگشهایشان لمس‌ کنند را با این کتاب‌خوان‌های دیجیتالی عوض کنند، یا اصلا همین عادت وقت‌گذرانی در کتاب‌فروشی‌ها را کنار بگذارند و کتاب‌های مورد علاقه‌شان را در فروشگاه‌های اینترنتی پیدا کنند و بخرند؟
باید باور کنیم در دنیای امروز که جهان به سرعت تغییر می‌کند و دیجیتالیسم سکانش را به دست گرفته، عصر همه چیز به همان سرعتی به پایان می‌رسد که خاطره‌های ما شروع می‌شوند، تازه شاید بشود کتاب را یک موجود خوشبخت به حساب آورد که در این سال‌ها که دیر آمده‌های نو، مثل نوارهای کاست یا ویدیو خیلی زودتر میدان را واگذار کردند، این پدیده عصر گوتنبرگ همچنان برای ماندن می‌جنگد و بعید هم هست که به این زودی‌ها عشاقش دست از سرش بردارند.
اما اگر می‌خواهیم غافگیر نشویم، نمی‌شود به کمی دورتر فکر نکرد، پس شاید بد نباشد نگاهی بیاندازیم به فهرستی از مزایای کتاب‌های دیجتیال بر انواع کاغذی‌شان، همان مزایایی که برخی را بر آن داشته که از پایان عصر کتاب‌های چاپی دم بزنند:
• کتاب‌خوان‌های الکترونیکی کیفیت کتاب‌خوانی را بالا می‌برند بخاطر این‌که خوانندگان قادر خواهند بود مثلا اندازه و نوع فونت حروف را خودشان انتخاب کنند کاری که در شکل کتاب‌های فعلی امکان‌پذیر نیست.
• حمل و نقل ساده‌تر کتاب که می‌تواند باعث شود شما به عنوان یک علاقه‌مند به کتاب‌خوانی احساس خیلی بهتری در سفر و جابه‌جایی‌ها داشته باشید. به کمک کتاب‌خوان‌های الکترونیکی می‌توانید چندین کتاب را بدون این‌که جا یا وزن بیشتری اشغال کنند همراه خودتان به این‌ طرف و آن‌ طرف ببرید.
• هر کجا که باشید و فقط با دسترسی داشتن به اینترنت امکان خرید کتاب مورد علاقه‌تان را در هر ساعت از شبانه روز و هر مکانی دارید و لازم نیست حتما به کتاب‌فروشی رجوع کنید.
• کتاب‌های الکترونیکی ارزان‌تر از کتاب‌های کاغذی هستند، پس پول بیشتری را صرفه‌جویی می‌کنید.
• برای کتاب‌های الکترونیکی نیازی به کتابخانه در خانه‌تان ندارید و به این ترتیب جای بیشتری خواهید داشت و موقع اسباب‌کشی هم دردسر کمتری.
• کتاب‌های الکترونیکی این قابلیت را دارند که به راحتی با انواع مختلف دستگاه‌های دیجیتال هماهنگ شوند، به شرطی که شما ترجیح دهید می‌توانید آن‌ها را در موبایل، لپ‌تاپ یا کامپیوتر خانگی هم بخوانید.کتاب را می‌شود در همین شکل کتاب بودنش یک موجود زنده به حساب آورد، وقتی بوی باران تمام نشدنی ازلابه لای سطرهای صد سال تنهایی مارکز بیرون می‌زند یا سرمای سخت روسیه را در کنارت حس می‌کنی با ابله داستایوفسکی یا آناکارنینای تولستوی توی دستت. نمی‌دانم کتاب‌های دیجیتال همین حس‌ها را به ما خواهند داد یا نه، اما آمار فروش سایت آمازون که بزرگترین کتاب فروشی آن‌لاین دنیا به حساب می‌آید به ما می‌گوید که این روزها در مقابل هر ۱۰۰ کتاب گالینگور ۱۴۳ کتاب دیجیتال می‌فروشد و این یعنی این‌که دنیای کتاب و کتاب‌خوانی احتمالا بیشتر از هر وقت دیگری در حال تغییر است.