بایگانی برچسب: s

از پیامک تا پیامپ

نوشته‌شده در توسط .

PayamapLogo

درهر ارتباطی مسئله‌ی ساده اما اصلی رسیدن پیام به مخاطب است. چه یک کلمه، چه هزاران صفحه، اگر پیام شما بدون نقشه و طرح ارسال شود هیچوقت به مقصد نخواهد رسید و شما برای آن پاسخی دریافت نخواهید کرد. پیام‌ها در فضای رقابتی امروز بیش از هر زمانی به مخاطب‌شناسی و هدف‌گیری نیازمندند تا تولید و ارسال انبوه.

موبایل مارکتینگ

 تلفن‌‌های همراه یکی از راه‌های دسترسی سریع به دامنه‌ی وسیعی از مخاطبان به شمار می‌روند که همین مسئله باعث بوجود آمدن مفهومی به نام موبایل مارکتینگ شده است. در بین انواع زیر مجموعه‌های موبایل مارکتینگ – SMS مارکتینگ در کشور ما بیشتر مورد توجه است.

‌‌در اس ام  اس مارکتینگ باید به موارد مختلفی توجه داشت، از جمله وسواس در انتخاب کلمات درست، و همچنین ارسال پیام در زمان و به مکان مناسب. بی توجهی و ارسال پیام‌های انبوه در زمان‌ها و مکان‌های نامناسب نه تنها کمکی به کسب و کار یا فعالیت تجاری شما نمی‌کند – بلکه برعکس می‌تواند خودش به یک ضد تبلیغ هم تبدیل شود.

پیامپ

سایت پیامپ به دنبال این است که پیام‌ شما را به  دست مخاطب مورد نظرتان برساند، و این کار قرار است بر اساس نقشه انجام  بگیرد. به این صورت که شما از طریق این سایت می‌توانید با انتخاب منطقه یا مناطق مختلف از روی نقشه – پیامک (SMS) مورد نظر را برای همان نقاط ارسال کنید. مثلا در مورد شهرهای بزرگ این امکان در پیامپ هست که از روی نقشه به مناطق دلخواه و مورد نظر همان شهر پیامک را ارسال کنید.

مراحل کار در پیامپ، یعنی انتخاب شهر، نوشتن متن و انتخاب تاریخ ساده است. پیامپ امکان ارسال پیامک در ۱۹ شهر بزرگ کشور (از جمله تهران، مشهد، کرج، اصفهان، تبریز، شیراز و …) را از روی نقشه در دسترس قرار داده است.

برای آشنایی بیشتر و استفاده از امکانات پیامپ به این آدرس بروید: payamap.ir

ده اسطوره خلاقیت که باور به آن‌ها را باید رها کرد

نوشته‌شده در توسط .

10-myths-about-creativity-need-stop-believing

بیشتر مردم خلاقیت را الهامی غیبی، غیر قابل پیش‌بینی و بخشیده شده به اندکی از افراد خوش شانس می‌دانند. اسطوره‌های زیادی درباره‌ی خلاقیت در کسب و کار وجود دارد، اما هیچکدام از آن‌ها شواهد علمی ندارند. مطالعه‌‌ای جدید بر مبنای آخرین پژوهش “اسطوره‌های خلاقیت”  توسط David Burkus – به رفع ابهام از نیروهای پشت پرده فرایندی که به خلاقیت می‌انجامد کمک می‌کند.

پژوهش Burkus دیدگاهی را تقویت می‌کند – که در آن هر فرد با آموزش مناسب و با طرز فکری مبتنی بر عقل سلیم در واقع می‌تواند ایده‌ها، پروژه‌ها، فرایندها، برنامه‌های جدید، خلاقانه و نوآورانه ارائه کند.

اولین مسئله این است که فکر خودتان را محدود نکنید – به این معنی که این ۱۰ اسطوره دور و دراز درباره‌ی تفکر خلاق را دنبال نکنید:

۱- اسطوره یافتم یافتم. گاهی به نظر می‌رسد ایده‌های جدید مانند جرقه‌ای در دانایی هستند. اما تحقیق نشان می‌دهد که در واقع این جرقه‌ها نتیجه‌ی کار سخت بر روی مسائل قبلی بوده‌اند. تفکرات در ناخودآگاه ذهن ما به خواب می‌روند و ما از پیش از این‌که این ایده‌ها ناگهان مانند یک کشف خلاقانه ظاهر شوند با آن‌ها در ارتباط هستیم.

۲- اسطوره تولد. بسیاری از مردم باور دارند که توانایی خلاقیت یک خصیصه موروثی در نسل یا ژن است. در واقع، شواهد خلاف آن را نشان می‌دهند. هیچ چیزی شبیه نژاد خلاق وجود ندارد. افرادی که به خودشان باور دارند و به سختی بر روی یک مسئله کار می‌کنند همان‌هایی هستند که به احتمال زیاد با یک راه حل خلاقانه نام‌شان مطرح می‌شود.

۳- اسطوره اصالت. افسانه دور و درازی درباره مالکیت معنوی وجود دارد – این ایده که ایده‌های خلاقانه متعلق به آن شخصی هستند که به آن فکر کرده است. اما تحقیقات تاریخی و تجربی نشان داده‌اند که ایده‌های جدید در واقع ترکیبی از ایده‌های قدیمی‌تر هستند و همین تسهیم و  اشتراک است که در بوجود آمدن خلاقیت بیشتر کمک می‌کند.

۴- اسطوره کارشناس. شرکت‌های زیادی تکیه‌‌شان بر کارشناس فنی یا تیمی از کارشناسان برای بوجود آوردن یک جریان خلاق است. حتی در مسائل سخت‌تر کارشناسان خبره‌تر فراخوانده می‌شوند. در مقابل، پژوهش‌ نشان می‌دهد که بخصوص در مورد مسائل سخت‌تر اغلب نیاز به یک نگاه از منظر خارجی است کسی که بواسطه دانش دچار محدودیتی نباشد که کاری را عملی نداند.

۵- اسطوره تشویق. اسطوره کارشناس اغلب به اسطوره دیگری منتهی می‌شود، که استدلالش انگیزه‌های بزرگ‌تر، مالی و یا غیره است، که باعث افزایش بهره‌وری و نوآوری می‌شوند. تشویق‌ها کمک کننده‌اند، اما اغلب آن‌ها بیشتر آسیب می‌زنند تا خوب باشند، همان‌طور که افراد بازی با سیستم را یاد می‌گیرند.

۶- اسطوره خالق تنها. این بازتاب گرایش ما به بازنویسی تاریخ برای نسبت دادن پیشرفت خلاقیت و چسباندن کارهای نوآورنه به یک شخص و نادیده گرفتن حمایت و تلاش‌های اولیه مشترک است. خلاقیت اغلب کوششی گروهی است. و پژوهش اخیر در تیم‌های خلاق می‌تواند به رهبران برای ساختن نیروهای خلاق کارآمد کمک کند.

۷- اسطوره توفان فکری. بسیاری از مشاوران امروزه درباره‌ی مفهوم توفان مغزی یا گروه‌های خودانگیز بحث برای کشف همه رویکردهای ممکن موعظه می‌کنند،متاسفانه، هیچ مدرکی وجود ندارد که فقط “پرتاب ایده‌ها به اطراف” به طور مستمر می‌تواند باعث پیشرفت بشود.

۸- اسطوره چسبناکی. مومنان به این افسانه می‌خواهند همه با هم و خوشحال در کنار یکدیگر برای پیشرفت و نوآوری سریع‌تر حرکت کنند. از همین رو است که تعداد زیادی شرکت‌های مسخره‌ را می‌بینیم که در آن‌ها کارمندان بازی روی میز و لذت بردن از نهار رایگان را با یکدیگر تجربه می‌کنند. در حقیقت، بسیاری از خلاق‌ترین شرکت‌ها به روش‌هایی رسیده‌اند که سازماندهی‌شان بر مبنای گونه‌ای تعارض و تضاد در فرایند برای حرکت دادن کارمندان‌ برای غلبه بر محدودیت‌های خلاقیت طراحی شده‌ است.

۹- اسطوره محدودیت. یکی دیگر از تصورات پر طرفدار این است که محدودیت مانع خلاقیت است و بیشتر نوآوری‌‌ها توسط افرادی بدست می‌آید که منابع نامحدود دارند. با این حال، پژوهش نشان می‌دهد،که محدودیت خلاقیت را دوست دارد. شاید شرکت‌ها باید خلاف آن عمل کنند – عمدا محدودیت بوجود بیاورند تا پتانسیل خلاقیت را در افراد ایجاد کنند.

۱۰-اسطوره تله موش. عده‌ای به اشتباه فکر می‌کنند که زمانی‌که ما یک ایده‌ی جدید داریم، کار تمام شده است. اما برای یک ایده‌ یا یک تله موش بهتر جهان به طرف ما حرکت نمی‌کند و دری را نخواهد زد و اصلا آن را پیدا هم نخواهد کرد، مگر اینکه با آن ارتباط برقرار کنیم. آن را درست کنیم و مشتری مناسب آن را پیدا کنیم. همه‌ی ما دست‌کم یک تله موش بهتر را می‌شناسیم که هنوز پنهان است.

اگر این‌ها به راستی افسانه‌های خلاقیت در کسب و کار باشند، پس مؤلفه‌های واقعی چه چیزهایی هستند؟ ترسا آمبیل، مدیر پژوهش در هاروارد، معتقد است خلاقیت بر اساس چهار مؤلفه جداگانه شکل می‌گیرد: دامنه تخصص، یک تعریف از روش‌شناسی خلاقیت، افرادی که برای شرکت و پذیرش ایده‌های جدید تعامل دارند. وقتی این موئلفه‌ها همپوشانی دارند جایی است که خلاقیت واقعی اتفاق می‌افتد.

باور به این‌که استارت آپ شما موفق خواهد بود بستگی به این دارد که شرکت خلاقیت و نوآوری بیشتری نسبت به رقیبانتان داشته باشد. به طور کورکورانه به دنبال اسطوره‌های تاریخی نروید. در عوض زمان‌تان را برای دانستن و پرورش مؤلفه‌های خلاقیت در محیط کار صرف کنید.

بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد

نوشته‌شده در توسط .

Communication

ما بارها شاهد بوده‌ایم که افراد  موفق در کسب و کار یا حرفه‌شان لزوما باهوش‌ترین‌ها نیستند، یا کسانی که سخت‌تر کار می‌کنند.

در واقع، افرادی که در کسب و کار یا حرفه‌شان به موفقیت می‌رسند توانایی‌های متعددی دارند اما ابزاری هست که کمک می‌کند تا آن‌ها به بالاترین کیفیت دست پیدا کنند؛ این ابزار ارتباطات است.

بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد؛ شرکت‌های بزرگ فقط ایده‌هایی بوده‌اند که بطور مناسب با مخاطبان‌شان ارتباط برقرار کرده‌اند. در طول زمان و با تداوم استراتژی‌ این کمپانی‌ها حالا تبدیل به  شرکت‌هایی بزرگ شده‌اند.

گاهی کارآفرینان پیشگامان فوق‌العاده‌ای هستند اما نمی‌دانند چگونه ارتباطات این ابتکارها را به یک مخاطب ارجاع می‌دهد، یا این‌که نمی‌دانند چه کسی مخاطب آن‌هاست یا چه کسی از آن‌ها حمایت می‌کند.

همین شرایط برای حرفه‌ای‌ها هم وجود دارد، کسانی که به رتبه‌ها و درآمد‌های بالا رسیده‌اند، آن‌ها موفق‌اند زیرا فواید کارشان را ارتقا داده‌اند و می‌دانند چه وقت و با چه کسی از ارتباطات‌شان نتیجه‌گیری کنند. آن‌ها تا زمانی که نتیجه‌گیری و ارتباطات‌‌شان در زمان درست و با افراد مناسب است افرادی غیر قابل چشم‌پوشی برای شرکت‌ها هستند.

اگر شما یک کارآفرین یا یک حرفه‌ای با آرزوهای بزرگ هستید، بهتر است درباره‌ی استراتژی‌های ارتباطی که می‌توانند شما را در رسیدن به اهداف‌تان حمایت کنند تحقیق کرده و با یک متخصص ارتباطات گفتگو کنید. شما نیاز به یادگیری آن دارید اگر چه ارتباطات در رویدادها، تبلیغات یا پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی منعکس شده، اما این فقط نوک یک کوه یخ است، ارتباطات یک علم است و شما برای رسیدن به اهداف‌تان به آن نیاز دارید، به یاد داشته باشید که بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد.

هدف وبسایت شما چیست؟

نوشته‌شده در توسط .

website

هدف وبسایت شرکت شما چیست؟ اگر نتوانید به این پرسش به طور شفاف پاسخ دهید، به احتمال زیاد فرصت داشتن یک دستیار آن‌لاین خوب را  به هدر داده‌اید. و حتی اگر بتوانید به این سوال جواب دهید، اما نه یک جواب دقیق – نهایتا به همان نتیجه می‌رسید – یعنی یک سایت ضعیف و مایوس کننده.

شرکت‌های تاسیس شده و مستقر اغلب دچار بی‌هدفی شدند زیرا سایت‌های‌شان را زمانی راه اندازی کردند که اینترنت نو و جدید بود، و بعد از آن هم هرگز برای آن یک فکر استراتژیک نداشته‌اند. با گذشت زمان، این سایت‌‌ها تبدیل به هیولاهای فرانکینشتن‌ واری از تکنیک‌های وصله پینه شدند: کمی تجارت الکترونیک، کمی کسب و تولید لید (سرنخ‌‌های تجاری)، مقدار زیادی “به من نگاه کنید!” با محتوایی که در همه جا پراکنده است.

در مقابل، مشکل شرکت‌های نوپا در هدف‌ به دلایلی برعکس است: افکار استراتژیک بیش از حد. این روزها کمتر پیش می‌آید که مرورگرتان را باز کنید و با انبوه پست‌های وبلاگ‌ها درباره‌ی این‌که چطور این کار را برای سایت‌تان انجام دهید و چطور آن کار را برای سایت‌تان انجام دهید روبرو نشوید. یک کسب و کار می‌تواند به آسانی جلب توجه کند اگر سایت مجموعه‌ای از کد نویسی‌های پیچیده در نظر گرفته نشود، که نتیجه یک ابزار نامناسب غم انگیز خواهد شد.

اما چگونه طراحی یک سایت هدفمند را برای یک شرکت شروع کنیم؟ قدیم یا جدید، بهترین گزینه ساده‌گی است. به طور کلی شما سه انتخاب استراتژیک پیش رو دارید:

۱- فروش محصول و خدمات

۲- تولید و کسب لید (سرنخ‌های تجاری)

۳- ایجاد اعتبار

گزینه ۱، یک سایت تجارت الکترونیک، نیازمند بیشترین بودجه برای توسعه و بازاریابی است. البته بطور مستقیم درآمد ایجاد می‌کند و سودش هم قابل محاسبه است. مانند لید‌های فروش.

گزینه ۲، یک سایت تولید و کسب لید (سرنخ تجاری)، می‌تواند کمتر توسعه یافته و مشخص باشد (در گفتگو‌های عمومی)، اما نیازمند یک سرمایه‌گذاری هنگفت است. این‌گونه سایت‌ها توصیف کننده محصول‌اند. به اضافه‌ی این‌که لیدها یا سرنخ‌های فروش در آن‌ها قابل پیگیری‌ است.

گزینه ۳، یک سایت کسب اعتبار، ساده‌ترین و ارزانترین گزینه است. این‌گونه سایت‌ها می‌توانند تاثیر خوبی بر افرادی که می‌خواهند شما را بشناسند بگذارند، اما کمکی به شما برای پیدا کردن لید یا سرنخ تجاری یا مشتری جدید نمی‌کنند.

 چگونه شما می‌توانید تشخیص دهید که کدام گزینه مناسب است؟ فاکتورهای زیادی در تصمیم‌گیری تاثیر گذار هستند، که بودجه یکی از مهمترین آن‌ها است. در حال حاضر، برآورد‌ها نشان می‌دهند که شرکت‌های زیادی جاه‌طلبی یک سایت تولید و کسب لید (سرنخ تجاری) را در سر می‌پرورانده‌اند اما فقط بودجه‌ی یک سایت اعتباری را داشته‌اند.

عوامل مهم دیگری که باید در نظر گرفت:

  • ماهیت کسب و کار شما. یک شرکت حقوقی متخصص در موارد ضد تراست احتمالا نمی‌تواند لیدی از جستجوی گوگل یا آگهی‌های پرداخت در برابر کلیک کسب کند. از طرف دیگر، شرکت نیاز به ایجاد یک حس اعتماد بر روی مشتریان بالقوه‌ای که احتمالا درباره‌اش شنیده‌اند دارد. در مقابل، یک شرکت حقوقی متخصص در موارد صدمات شخصی قطعا می‌تواند بر روی کسب و تولید لید در جستجوی گوگل حساب کند. شرکت حقوقی آنتی تراست می‌تواند کارهای بهتری انجام دهد تا این‌که پولش را صرف یک سایت کسب و تولید لید کند؛ در حالی که برای شرکت حقوقی صدمات شخصی، یک چنین سایتی می‌تواند تمایزها را در سطحی جهانی نشان دهد.
  • گستره‌ی جغرافیایی کسب و کار شما. یک سایت ایجاد اعتبار حس مشترکی را برای یک گالری هنری بوجود می‌آورد. اما فرض کنید گالری به دنبال بازاریابی محلی، ملی یا بین المللی باشد. حالا، هم تجارت الکترونیک و هم کسب و تولید لید (سرنخ تجاری) می‌توانند مد نظر باشند، و روی هم رفته این طرح کسب و کار تجاری است که می‌تواند سمت و سوی تصمیم‌گیری را برای قابلیت‌هایی که باید برای سایت بوجود آورد مشخص کند و البته بودجه بازاریابی که بیشتر تعیین کننده است.
  • حمایت از ساختار کسب وکار. متاسفانه، سایت‌هایی که در زمینه کسب و تولید لید (سرنخ تجاری) هم خوب عمل کرده‌اند گاهی شکست می‌خورند زیرا شرکت فاقد یک دپارتمان فروش توانا برای دنبال کردن سرنخ‌ها و نزدیکی به آن‌ها است. سایت‌های تجارت الکترونیک زمانی که منابع فناوری اطلاعات شرکت با فشار تقاضا مواجه می‌شوند به مرز انفجار می‌رسند، یا زمانی که زیر ساخت‌های در نظر گرفته شده برای آن‌ها با حجم اضافی درخواست روبرو شده است. استراتژی وب‌سایت همواره باید در بافت کلی توانایی‌های کسب و کار شما در نظر گرفته شود.

هر نوع سایت مجموعه‌ای از ویژگی‌های خاص خودش را دارد. از همین رو است که ترکیب یا  مطابقت‌ها سخت می‌شوند. برای مثال، به چند آیتم که احتمالا می‌توانند باعث از هم پاشیدگی یک سایت که با هدف کسب اعتبار راه اندازی شده است بشود اشاره می‌کنیم:

  • دامنه‌ی دید کم یا خام دستی موقعیت‌ها بر روی صفحه
  • یک تجربه کاربری ضعیف به لحاظ فهم پیشنهاد و تکمیل داد و ستد
  • اثر گیج‌کننده بر بازدید کنندگان در خصوص هدف سایت و ماهیت کسب و کار شرکت

به طور خلاصه، ترکیب و مطابقت هدف‌ها بیشتر باعث آسیب‌پذیری می‌شوند تا نتیجه‌ی خوب. همان‌طوری که در بسیاری از فعالیت‌های کسب و کار، استراتژی‌های کسب و کار اینترنت نمی‌تواند دستکاری یا اجرای اتفاقی داشته باشند. سایت‌های موفق نیز بر مبنای یک هدف واحد ساخته و ارائه شده‌اند.

خوشامد گویی به “اقتصاد اشتراکی” در داستان یک کسب و کار آن‌لاین

نوشته‌شده در توسط .

Airbnb (600 x 337)

توماس فریدمن مدتی پیش مقاله‌ای در نیویورک تایمز نوشت با عنوان “خوشامد گویی به اقتصاد اشتراکی” که داستان جالبی از شکل‌گیری یک ایده و سرانجام موفقیت آمیز آن داشت، خلاصه ای از مقاله‌ی او را در این‌جا نقل می‌کنم:

پدر و مادر Chesky بعد از فارق التحصیلیش از مدرسه‌ی طراحی رود آیلند یک آرزو بیشتر برایش نداشتند – که بتواند شغلی با بیمه درمانی داشته باشد. او هم مدتی در شرکت‌های طراحی لس‌آنجلس بدنبال چنین شغلی گشت، اما بالاخره حوصله‌اش سر رفت و راهی سانفرانسیسکو شد، جایی که با شریک و رفیقش Joe Gebbia برخورد کرد، کسی که پیشنهاد داد که Chesky در اجاره خانه با او شریک شود. اما یک مسئله وجود داشت، سهم او از این این اشتراک ۱۱۵۰ دلار بود در حالی که موجودی بانک  Chesky هزار دلار بیشتر نبود و کاری هم نداشت. اما خیلی زود آن‌ها برای حل این مشکل  به یک ایده رسیدند. در اکتبر ۲۰۰۷  یعنی همان هفته‌ای که Chesky به سانفرانسیسکو رفته بود شهر میزبان جامعه‌ی طراحان صنعتی آمریکا بود، و همه‌ی اتاق‌های هتل‌ها در وب‌سایت کنفرانس پر شده بودند. بنابراین Chesky  و Gebbia به این تصمیم رسیدند که چرا خانه را تبدیل به یک محل خواب و صبحانه برای حاضران در کنفرانس نکنند؟

در این راه آن‌ها یک مشکل اساسی داشتند و آن هم نداشتن تخت بود، اما Gebbia به یاد سه تشک بادی‌اش افتاد – تشک‌ها باد شدند تا این مشکل هم حل شود، و خودشان را “تخت بادی و صبحانه” نامیدند. سه نفر به آن‌ها مراجعه کردند و برای هر شب ۸۰ دلار پرداختند. Chesky  و Gebbia برای‌شان صبحانه آماده کردند و راهنمای محلی هم شدند. از این طریق آن‌ها به اندازه کافی پول برای اجاره‌ی خانه بدست آوردند. اما از آن مهم‌تر، بذر ایده‌ی بزرگ‌تری بود که جرقه زد و آن‌ها را صاحب یک شرکت چند میلیون دلاری کرد و یک راه کاملا جدید بوجود آورد  که از طریق آن هر کس در هر جایی می‌توانست یک اتاق به صرفه را در خانه‌اش برای دریافت پول به اجاره بگذارد. آن‌ها شرکت‌شان را Airbnb نامیدند، که خیلی سریع رشد کرد و بزرگ شد، آنقدر که حالا برابر با هتل‌های بزرگ زنجیره‌ای است.

در نگاه اول این‌طور به نظر می‌رسید که با ایده‌ای زیرکانه روبرو هستیم که شاید کشش کمی در نزد مسافران ایجاد کند. به این معنی که، واقعا چند نفر مثلا در پاریس حاضر بودند اتاق‌شان را به چند فرد کاملا غریبه که از طریق اینترنت به سراغ‌شان می‌آمدند اجاره دهند؟ و اصلا چند غریبه پیدا می‌شدند که بخواهند چنین اتاق‌هایی را کرایه کنند؟ اما این تصور اشتباه بود. در ۲ جولای Chesky به فریدمن می‌گوید که امشب ۱۴۰۰۰۰  نفر در سراسر جهان در اتاق‌های Airbnb هستند. هتل‌های هیلتون حدود ۶۰۰۰۰۰۰ اتاق دارند. ما در نقطه اوج تابستان به ۲۰۰۰۰۰ نفر در هر شب خواهیم رسید. آن‌ها ۲۳۰۰۰ اتاق و خانه فهرست شده فقط در شهر نیویورک دارند، و ۲۴۰۰۰ در پاریس. آن‌ها در سراسر جهان، ۳۴۰۰۰ هزار شهر و ۱۹۲ کشور را فهرست کرده‌اند.

در حالی که کسب و کار آن‌ها یک نوع آژانس کرایه در مقیاس بزرگ‌تر به نظر می‌رسد، این‌جا مسئله‌ی قابل توجه‌تری در حال اتفاق افتادن است. Airbnb تنها یک نوآوری آن‌لاین برای اجاره نیست، بلکه مسئله‌ی اصلی “اعتماد” است. آن‌ها چارچوبی برای اعتماد ایجاد کرده‌اند که ده‌ها هزار نفر از مردم را برای اجاره‌ی اتاق‌های‌شان با خیال راحت به غریبه‌ها قانع کرده است.

اما روش کار، فرض کنید قصد دارید یک خیمه را در مغولستان اجاره کنید. به وب‌سایت Airbnb رفته و برای آن ثبت نام می‌کنید و پول را با کردیت کارت می‌پردازید. آن‌ها ۶ تا ۱۲ درصد از مهمان و ۳ درصد از میزبان برای خودشان برمی‌دارند. پول میزبان بعد از شب اول پرداخت می‌شود. از طریق Airbnb، مهمان و میزبان می‌توانند مدارکی مثل گواهی‌نامه رانندگی یا پاسپورت و آدرس‌های ایمیل، شماره تلفن و پروفایل فیس‌بوک یکدیگر را مورد بررسی و تایید قرار دهند، تا هیچکس ناشناس باقی نماند. در نهایت کلید‌ها رد و بدل می‌شوند.

بعد از این‌که مهمان و میزبان یکدیگر را به صورت آن‌لاین شناختند، انگیزه‌های مختلفی برای ارائه‌ی یک تجربه‌ی خوب وجود دارد، زیرا شما برای ادامه‌ی این راه (چه به عنوان مهمان چه به عنوان میزبان) به ریویوهای خوب و دوری از شهرت بد نیازمندید. Airbnb همچنین به طور خودکار یک میلیون دلار بیمه در مورد خسارت یا دزدی برای تقریبا همه‌ی میزبان‌ها فراهم کرده که البته به ندرت ادعایی داشته است. این چارچوب برای اعتماد باعث شده تا  قفل اتاق‌های زیادی که بدون استفاده بوده‌اند بر روی افراد دیگر باز شوند. Chesky می‌گوید در ۱۲ ماه گذشته فقط در پاریس آن‌ها ۲۴۰ میلیون دلار از فعالیت اقتصادی‌شان درآمد داشته‌اند.

فریدمن در مقاله‌اش جمله‌ای از Chesky نقل می‌کند به این مضمون که در حال حاضر ۸۰ میلیون مته‌ در آمریکا وجود دارد که به طور متوسط ۱۳ دقیقه کار کرده‌اند، سپس Chesky می‌پرسد که آیا واقعا لازم است که همه‌ مته‌ی خودشان را داشته باشند؟ جمله‌ و نوشته‌ای که بعدا مورد نقد نویسندگانی قرار گرفت که معتقد بودند انگار فریدمن فراموش کرده‌ است که چرخ‌های اقتصاد آمریکا بر اساس مصرف‌گرایی می‌چرخند.

وقتی درباره‌ی “اجتماعی” صحبت می‌کنیم درباره چه حرف می‌زنیم

نوشته‌شده در توسط .

Social Era

کسب و کار ۲، رسانه‌های اجتماعی، کسب و کار اجتماعی، نوآوری اجتماعی، دوران اجتماعی – آیا همه‌ی این اصطلاحات یکی هستند یا متفاوتند؟

Nilofer Merchant در مقاله‌اش ابتدا به اهمیت کاربرد دقیق اصطلاحات اشاره دارد و به این نکته می‌پردازد که همان‌طور که یک گرامر ضعیف باعث بد فهمی از یک متن است کاربرد غلط اصطلاحات هم می‌توانند در یک چارچوب اشتباه باعث سردرگمی شوند. او بخصوص تاکید دارد که استفاده‌ی غیر دقیق از اصطلاحات در کسب و کار می‌تواند دلیلی باشد تا استراتژی و مسیر اجرایی یک کسب و کار بر پایه‌ای از ابهام شکل بگیرد خطری که نمی‌توان آن را دست‌کم گرفت.

در ادامه او به ریشه‌یابی و کاربرد برخی از اصطلاحات مطرح این روزها می‌پردازد تا نشان دهد که بیشتر آن‌ها در عمل باعث ابهام‌هایی هستند که اگر به آن‌ها توجه نکنیم باعث سردگرمی خواهند شد. در مثال‌ها او به اصطلاح Social media/ رسانه‌های اجتماعی هم اشاره می‌کند و ضمن بیان این‌که این اصطلاح را Chris Shipley در سال ۲۰۰۴ برای نشان دادن تاثیر بیشتر نفوذگران و وبلاگ‌نویس‌ها نسبت به رسانه‌های سنتی برای پذیرش محصولات بر سر زبان‌ها انداخت – معتقد است که کلمه media در آن و ریشه گرفتن اصطلاح از بازاریابی باعث شده که بیشتر افراد ماهیت آن را در مدیریت بازاریابی در نظر بگیرند. او در نقد این اصطلاح می‌نویسند که کاربرد آن مثل این است که الکتریسته را با ارتباط دادنش به گذشته شرح دهیم و بگوییم “شمع الکتریکی” که اگر چه اشاره‌ای جدید به حساب می‌آید اما هنوز به گذشته وابسته است. او همین دیدگاه انتقادی را درباره اصطلاح‌های دیگری مانند Enterprise 2/ کسب و کار ۲، و Social Business/ کسب وکار اجتماعی نیز به کار می‌برد و می‌گوید که اصطلاح رسانه‌های اجتماعی بخاطر ارتباطش با بازاریابی و ارتباطات دچار محدودیت است، کسب و کار ۲ بیش از حد درگیر تکنولوژی است و کسب و کار اجتماعی هم پوششی بر چارچوب‌های کاری موجود است به جای این‌که توضیحی بر چالش‌های یک سازمان باشد.

از این رو او اصطلاح Social Era/ دوران اجتماعی را پیشنهاد می‌کند و در دفاع از آن به تابع بودن آن از دو تغییر مشخص در قدرت اشاره دارد که قابل توجه و تعمل هستند:

۱- سازماندهی – او می‌نویسد ارتباطات جداگانه و مجزایی که امروزه امکان پذیر شده‌اند زمانی فقط از طریق سازمان‌های بزرگ قابل انجام بود که همین تغییر به طور زیربنایی هسته‌ی ساختار و نقش “شرکت”  و کار افراد را تغییر می‌دهد. همان‌طور که فری لنسرها و کارآفرین‌های تنها وارد بازار کار می‌شوند، کار به طور روز افزونی از شغل بودن متفاوت می‌شود تا باعث شود که شاهد تغییری از “زنجیره ارزش” به “جریان ارزش” باشیم.

۲- فردی – هر شخصی از طریق استفاده از قدرت ایده‌هایش می‌تواند باعث یک تحول شود. اکنون دیگر لازم نیست قدرتی افراد را از پیش تایید یا انتخاب کند. در حالی که صداهای ناشنیده زیادی برای حل مشکلات جدید مورد نیاز است و مشکلات قدیمی نیز به راه حل‌های تازه نیاز دارند. بدون اهمیت دادن به آن‌چه یک فرد می‌تواند پیشنهاد دهد افراد مهره‌های ساده‌ای در یک ماشین بیش نیستند که ارزش و اهمیت چندانی ندارند. اما حالا با ارزشی که هر فرد پیدا می‌کند و ارزش کاری که فقط او می‌تواند انجام دهد – به نوعی از قدرت اقتصادی قفل‌گشایی می‌شود. البته ما می‌دانیم که همه نخواهند توانست در این مسیر حرکت کنند اما همین‌که همه امکان آن را خواهند داشت اهمیت دارد و چشم انداز تازه‌ای را نشان می‌دهد.

ده عنوان شغلی رسانه‌های اجتماعی

نوشته‌شده در توسط .

جهان حرفه‌ای در استخدام و توسعه‌ی موقعیت‌های شغلی برای مسؤلیت اکانت‌ رسانه‌های اجتماعی قانع شده است. این‌جا ۱۰ عنوان شغلی همراه با شرحی کوتاه خواهد آمد، با توجه به نوپا بودن موضوع نمی‌توان انتظار زیادی داشت که دامنه‌ی عنوان‌ها‌ و تعریف‌ها جامع و مانع باشند:

۱- مدیر رسانه‌های اجتماعی: متمرکز بر توسعه و نظارت ابداعات رسانه‌های اجتماعی و چگونگی عملکرد آن‌ها برای ادغام با کل استراتژی کسب و کار.

۲- مدیر اکانت‌ رسانه‌های اجتماعی: برای مجموعه‌ای از اکانت پروفایل‌هایی که در جامعه‌های اجتماعی مختلف ساخته شده‌اند.

۳- متخصص رسانه‌های اجتماعی: ایجاد و پیاده سازی استراتژی‌ها و جهت‌گیری‌هایی که شرکت دنبال خواهد کرد. فعالیت‌ها‌ بر شبکه‌های اجتماعی موجود متمرکز است. این کار از طریق توسعه‌ی جداگانه اجتماعات یا ایجاد امکانات اختصاصی در چارچوب ساختار کسب و کار فراهم می‌شود.

۴- برنامه‌ریز رسانه‌های اجتماعی: توسعه پیشنهادات برای تبلیغ کنندگان دیجیتال، هماهنگ کننده با تیم موجودی (کالا)، و احتمالا هدایت و مدیریت کردن رسانه‌ها در پلتفرم‌های موبایل، وب و ایمیل.

۵- وبلاگ‌نویس: در مفهوم حرفه‌ای (وب‌نوشت شرکت‌ها، وبلاگ نویسی برای کسب درآمد، وغیره…)، وبلاگ‌نویس‌ باید به طور مرتب محتوایی ایجاد کند که تقویت کننده‌ی پیام  مارکتینگ باشد یا تمرکزش بر دیگر موضوعاتی شود که باعث پیشرفت شرکت خواهند بود.

۶- مدیر پروژه‌های تعاملی: به عنوان فردی چند وجهی در نظر گرفته می‌شود (یک همه کاره)، او دانش عمیق و تجربه در پلتفرم‌ها و رابط‌های کاربری مختلف را دارست. بیشتر مدیران پروژه‌های تعاملی پروتکل‌های مختلف را درک کرده و دارای ارتباطات و مهارت‌های سازمانی عالی هستند.

۷- تحلیل‌گر رسانه‌های اجتماعی: تحلیل‌گر با نتایج و روند کارزار بازاریابی برای آژانس‌ها سر و کار دارد و ممکن است با خود مشتری نیز به طور مستقیم در ارتباط باشد. آن‌ها بینشی کلی برای اندازه‌گیری فراهم می‌کنند تا بر مبنای آن بینش رسیدن به اهداف را تحقق بخشند.

۸- هماهنگ کننده رسانه‌های اجتماعی: هماهنگی رویدادهای بازاریابی با فعالیت‌های آن‌لاین از یک سو و دنبال کردن تجزیه و تحلیل نفوذ رسانه‌های اجتماعی از طرف دیگر، معمولا در ارتباط با توییتر و دیگر کانال‌های رسانه‌های اجتماعی است.

۹- پادکستر: همواره به عنوان یک موقعیت شغلی در رسانه‌های اجتماعی در نظر گرفته نمی‌شود اما رابطه‌ی تنگاتنگی با بیشتر شبکه‌های اجتماعی دارد، با فراهم کردن محتوا برای مخاطبان وسیع تشنه‌ی تولیدات چند رسانه‌ای و انتشارشان از طریق پادکست.

۱۰- مدیر انجمن: تمام زمانش صرف تسهیل مکالماتی که همه‌ی جوامع کسب و کار در آن مشارکت دارند می‌شود. تولید محتوا و حضور در این روند باید به خوبی بخش بزرگی از کار او باشد.

ده مهارت شغلی برای آینده

نوشته‌شده در توسط .

پرسش‌ها درباره‌ی آینده به سادگی ممکن است با پاسخ‌هایی فانتزی و تخیلی روبرو شوند، که هر چند در جای خود جذابند اما برای شکل دادن به یک برنامه‌ریزی بلند مدت چندان کار‌آمد نیستند. اما گزارش مرکز تحقیقاتی پالو آلتو (Palo Alto) با عنوان “مهارت‌های شغلی آینده ۲۰۲۰ ” مبنایی تحلیلی دارد که در آن نقش رسانه‌های اجتماعی، ارتباطات نوین جهانی، ماشین‌های هوشمند، و … در نظر گرفته شده‌اند (متن کامل گزارش را می‌توانید از این‌جا دریافت کنید). این گزارش ده مورد زیر را به عنوان مهارت‌های ضروری کار برای یک دهه‌ی آینده تشخیص می‌دهد:

۱- معناسازی: توانایی تشخیص معنای ژرف‌تر یا تعیین اهمیت آن‌چه بیان می‌شود.

۲- هوش اجتماعی: توانایی ارتباط به شیوه‌ای پر رنگ  و مستقیم با دیگران به منظور برانگیختن واکنش و رسیدن به تعامل.

۳- تفکرات نو و تطبیقی: مهارت در اندیشیدن و رسیدن به پاسخی فراتر از آن‌چه معمول قاعده است.

۴- توانایی میان فرهنگی: توانایی کار کردن در شرایط متفاوت فرهنگی.

۵- قدرت تفکر کامپیوتری: توانایی ترجمه‌ی مقدار زیادی از داده‌ها به مفاهیم انتزاعی و درک مبنای استدلالی آن‌ها.

۶- سواد رسانه‌ای: توانایی ارزیابی انتقادی و توسعه‌ی محتوایی که در فرم‌های رسانه‌ای نوین مورد استفاده قرار می‌گیرد، به منظور به کارگیری قدرت نفوذ آن‌ها در ارتباطات اقناعی.

۷- توانایی‌های فرا رشته‌ای: دانش و توانایی لازم برای درک مفاهیم در گستره‌ی رشته‌های متعدد.

۸- زمینه‌ی ذهنی منظم: توان بیان و توسعه‌ی وظایف و فرایند کار به منظور رسیدن به نتیجه.

۹- شناخت و مدیریت مسئولیت: توانایی تفکیک و پالایش اطلاعات بر اساس اهمیت، و  قدرت تشخیص با حداکثر شناخت برای استفاده‌ی کاربردی از از انواع ابزار و تکنیک‌ها.

۱۰- همکاری مجازی: توانایی برای کار مؤثر، هدایت کار و حضور قدرتمند به عنوان عضو یک تیم مجازی.