بایگانی برچسب: s

نگاهی دیگر به تغییر استراتژی گوگل در سال‌های اخیر

نوشته‌شده در توسط .

 این مطلب در گزاره‌ها باعث شد دوباره به مقاله‌ای که چند ماه پیش خوانده بودم و به نوعی توضیحی بر استراتژی گوگل در دوران مدیریت لری پیج بود رجوع کنم. اما قبل از این‌که به آن بپردازم – بد نیست پاراگرافی از کتاب بیوگرافی استیو جابز را که به دیدار با لری پیج اشاره دارد و به هفته‌ها و روزهای آخر زندگی جابز مربوط می‌شود بخوانیم:

پیج آمد، در اتاق نشیمن خانه‌ی جابز نشست، و به ایده‌های او برای ساختن محصولات عالی و شرکت‌های ماندگار، گوش کرد. جابز آن روز را خوب به خاطر می‌آورد:

«خیلی راجع به تمرکز صحبت کردیم، و همین‌طور راجع به انتخاب افراد. این‌که چطور افراد قابل اعتماد را شناسایی کند و تیمی از معاونین قابل اتکا بسازد. راجع به حذف‌ها و ممانعت‌هایی گفتم که ناچار از انجام‌شان بود تا شرکتش را از وادادگی یا انباشته شدن از بازیکن‌های درجه دو، حفاظت کند. بحث اصلی من تمرکز بود. تعیین این‌ که گوگل می‌خواهد در دوران بلوغ خود چگونه باشد. همه چیز را پیش چشمش آوردم. بعد گفتم: “کدام پنچ محصول هستند که می‌خواهی روی آن‌ها متمرکز شوی؟ باقی را دور بریز، چون گوگل را غرق و بدل به مایکروسافتی دیگر می‌کنند و محصولاتی بیرون می‌دهید که مؤثرند، ولی عالی نیستند.» (استیو جابز، والتر ایزآکسن، ترجمه‌ی ناصر دادگستر).

اما مقاله فرهاد مانجو در واقع شرح دیدار و گفتگو با دیوید لاوی‌ رئیس دپارتمان تملک و توسعه‌ی سازمانی در گوگل است، یعنی همان بخشی که درباره‌ی خرید یک شرکت یا ایده در گوگل مسئول مستقیم بوده و تصمیم می‌گیرد. لاوی با ایده‌پردازان جدید، مدیران شرکت‌های تازه تاسیس و جوان‌هایی که با آرزوی استیو جابز، بیل گیتس یا زاکربرگ شدن به سیلیکون ولی می‌آیند دیدار می‌کند، آن‌ها در این دیدارها باید با پرسش‌های سخت او روبرو شوند، اما برای این تازه واردها به دنیای تکنولوژی این ملاقات‌ها بهترین فرصت برای معرفی ایده‌های‌شان است، بخصوص وقتی آن شخص دیوید لاوی است و این امید وجود داشته باشد که آن‌ها یک شبه به آرزوی‌شان برسند و بتوانند بخشی از یک اتحاد بزرگ با گوگل بشوند. بیشتر بخوانید

رضایت کاربران: گوگل پلاس بالاتر از فیس‌بوک

نوشته‌شده در توسط .

در یک سال گذشته انتقادهای متعددی متوجه گوگل و سرویس اجتماعی آن گوگل پلاس بوده و هست. از جمله‌ی این انتقاد‌ها که همچنان در مورد آن بحث می‌شود – به معنای تعریف کاربر فعال برای گوگل پلاس بر می‌گردد، که به نظر می‌رسد گوگل همچنان تمایل چندانی برای شفاف کردن آن ندارد. با این وجود حالا آن‌ها حداقل در یک مورد مشخص – یعنی رضایت کاربران – آمار بهتری نسبت به رقیب اصلی‌شان فیس‌بوک بدست آورده‌اند.

بر اساس فهرست رضایت مصرف‌کنندگان آمریکا (ACSI) گوگل پلاس در نخستین سال فعالیتش در صدر فهرست شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته و با ۷۸ امتیاز در کنار ویکی‌پدیا قرار دارد.

این گزارش شرکت‌ها را در فهرستی ۱۰۰ امتیازی رتبه‌بندی می‌کند، که در آن به فیس‌بوک ۶۱ امتیاز داده شده، نمره‌ی پایینی که  بخشی از آن می‌تواند نتیجه‌ی انتقاداتی باشد که راه اندازی تایم‌لاین فیس‌بوک در سال گذشته به همراه داشت. فیس بوک در سال قبل ۶۶ و در سال ۲۰۱۰ امتیاز آن‌ها ۶۴ بود. پس این پایین‌ترین رتبه‌ای است که آن‌ها در این گزارش سالانه تاکنون کسب کرده‌اند، و از این نظر در بین ۵ شرکتی بوده‌اند که پایین‌ترین امتیاز را در بین ۲۳۰ کمپانی مورد سنجش قرار گرفته‌ی (ACSI) داشته‌ است.

به هر حال امتیاز بالای گوگل پلاس در اولین سال فعالیتش تعجب‌برانگیز است. هر چند آن‌ها علی‌رغم این‌که بیشتر از یک سال از فعالیت‌شان نمی‌گذرد طراحی قابل‌قبولی دارند، اپلیکیشن‌ها می‌توانند مثال خوبی باشند از این‌که آن‌ها تا چه اندازه در موبایل خوب عمل کرده‌ و در مسیر درست قرار گرفته‌اند. هر چند شک و تردیدها درباره‌ی میزان فعالیت پاسخگویان تحقیق و این‌‌که آن‌ها واقعا به چه میزان از گوگل پلاس استفاده می‌کنند – پرسش‌هایی هستند که همچنان می‌شود مطرح کرد.

برای امتیاز پایین فیس‌بوک در این رتبه‌بندی هم البته می شود دلایلی را ذکر کرد. از جمله این‌که تعداد کاربران آن بیشتر است و به طور طبیعی هم راضی کردن تعداد بیشتری از افراد کار سخت‌تری‌ست و می‌‌شود انتظار داشت تعداد کاربرانی هم که با آن مشکل پیدا می‌کنند بیشتر خواهد بود. از طرف دیگر هر بار فیس‌بوک یک تغییر اساسی را بوجود می‌آورد، با موج بزرگی از نارضایتی روبرو می‌شود که معمولا هم پس از مدتی کوتاه مثلا چند ماه فراموش می‌شود و کم و بیش همه با آن سازگار می‌شوند. هر چند در این مورد ممکن است تاثیرش را بر روی این گزارش سالانه گذاشته باشد.

درباره وضعیت دیگر شبکه‌های اجتماعی در این گزارش هم باید بگوییم که  توییتر ۶۴ امتیاز دارد، لینکدین ۶۳ امتیاز، و این در حالی است که پینترست که مدت زیادی از راه‌ اندازی آن نمی‌گذرد شرایط بهتری داشته و ۶۹ امتیاز بدست آورده است. البته مانند گوگل پلاس که یک تازه وارد به این فهرست محسوب می‌شود، توییتر، لینکدین و پینترست هم از جمله‌ی تازه واردها به این رده‌بندی هستند.

گزارش سالانه رضایت مصرف کنندگان آمریکا (ACSI) تلفیق ۷۰۰۰۰ مصاحبه با ترکیبی از داده‌‌هاست -برای سنجس میزان رضایت مصرف‌کنندگان، که ۴۷ صنعت و ۱۰ بخش اقتصادی را شامل می‌شود.

صرف زمان بیشتر یا کمتر، کدام مهم‌تر است؟

نوشته‌شده در توسط .

تیم اوریلی را بیش از هر چیز با مفهوم و تعاریف وب ۲ می‌شناسیم، و البته دیدگاه‌های او به عنوان یکی از کارشناسان برجسته‌ی تکنولوژی و نظریه‌پردازان وب همواره قابل توجه است.

به تازگی او یادداشتی نوشت که فکر می‌کنم اهمیت کافی برای مورد توجه قرارگرفتن و بازخوانی را داشته باشد، زیرا می‌تواند تا حد زیادی ملاک‌‌ها و معیارهای ارزش‌گذاری در وب و بخصوص درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی را مورد پرسش قرار دهد.

اوریلی در این یادداشت می‌گوید مدتی‌ست با انبوه تیتر‌هایی مواجه می‌شویم ‌که جار می‌زنند مردم وقت بیشتری را در فیس‌بوک در مقایسه با گوگل صرف می‌کنند؛ و اضافه می‌کند در این داستان نقش گوگل را هم نمی‌شود نادیده گرفت – در واقع آن‌ها خودشان را در موقعیت یک جایگزین اجتماعی برای فیس‌بوک قرار داده‌اند.

از نظر اوریلی این مسئله‌ باعث تاسف است. زیرا افتخار گوگل همواره بر این بوده که می‌تواند به سرعت در یافتن اطلاعات مورد نیازتان به شما کمک کند، بنابراین در نظر گرفتن معیار “زمان صرف شده در سایت” مقیاس ترسناکی برای سودمندی اطلاعات است.

اوریلی سپس به یک مقایسه می‌پردازد و می‌نویسد که ممکن است گوگل در همان تله‌ای بیافتد که یاهو در آن گرفتار شد. یاهو سایتی بود که ترافیکی مبتنی بر محتوا داشت، و آن را زمانی از دست داد که  خواست تبدیل به یک موتور جستجو بشود، حالا ممکن است گوگل هم در چنین مسیری باشد، در حالی که آن‌ها می‌خواهند اجتماعی بشوند.

البته اوریلی مخالف ‌این‌ نیست که اجتماعی شدن باید بخشی مهمی از استراتژی گوگل باشد، و حتی می‌گوید تحت تاثیر این روند در انواع محصولات گوگل قرار گرفته است. اما پیشنهادش به آن‌ها این است که در رقابت با فیس‌بوک بر روی سودمندی بیشتر داده‌های اجتماعی تمرکز کنند – که احتمالا می‌تواند این معنی را داشته باشد که کاربر وقت کمتری صرف آن کند به جای این‌که وقت بیشتری را در آن بگذراند.

از طرف دیگر همان‌طور که او اشاره می‌کند چه فیس‌بوک و چه گوگل وقتی پای مقایسه درباره‌ی وقتی که مردم صرف آن‌ها می‌کنند پیش بیاید در مقابل اعداد و ارقام‌ تلوزیون رکوردشان چندان قابل توجه نیست. در جایی که به نظر اوریلی تلوزیون بزرگترین سرزمین بی‌حاصل مصرف کنندگان منفعل است، حقیقتی که از نظر او می‌تواند همه چیز را درباره‌ی ابلهانه بودن معیار صرف وقت در  یک سایت بگوید.

در نتیجه او معتقد است که سرویسی برای ما سودمندتر است که وقت کمتری از ما بگیرد، نه سرویسی که بیشتر و بیشتر ما را از جهان واقعی دور می‌کند.

وقتی گوگل به جنگ می‌رود

نوشته‌شده در توسط .

برای آن‌ها که گوگل نماد بهترین‌هاست شاید ارائه‌ی هر محصول جدید از آن یک خبر خوب باشد، بخصوص وقتی بشود در حلقه‌ی آن‌ها یک دنیای دیجیتالی کامل داشت.

گوگل در جستجو و آگهی همچنان برترین است، و البته در آندروید هم آن‌ها شروع خوبی داشته‌اند، هر چند هیچوقت به روشنی درباره‌ی تاثیر اقتصادی آن در کل بیزینس گوگل صحبتی نشده‌ است. گوگل‌مپ یک مارکت موفق برای آن‌هاست و هنوز یوتیوب عرصه‌ا‌ی بی‌رقیب محسوب می‌شود، اما نگاهی به فهرست مهمترین نبردهایی که گوگل در آن‌ها درگیر شده است شاید متعصب‌ترین طرفداران‌شان را هم تا حدی نگران کند:

گوگل در مقابل اپل

  • آندروید گوگل در مقابل پلتفرم IOS اپل. گفته شده که روزانه یک میلیون ابزار آندروید فعال می‌شوند که تاکنون تعداد آن‌ها به ۴۰۰ میلیون رسیده است.
  • گوگل به تازگی تبلت Nexus 7 را معرفی کرد که رقیب آی‌پد اپل در بازار خواهد بود.
  • گوگل TV در مقابل اپل TV ، و البته هر دو در پی درآمد و توجه بیشتر هستند.
  • گوگل درایو در مقابل iCloud اپل.
  • گوگل‌مپ در مقابل اپل‌مپ.
  • گوگل Wallet/Play در مقابل آی‌تونز اپل.
  • گوگل بوک، سرویس موسیقی گوگل و دیگر رسانه‌های گوگل در مقابل آی‌تونز و آی‌بوک اپل.

گوگل در مقابل مایکروسافت

  • سیستم عامل کروم گوگل در مقابل سیستم عامل مایکروسافت.
  • گوگل App در مقابل مایکروسافت Office App.
  • آندروید گوگل در مقابل ویندوز ۸ مایکروسافت.
  • تبلت Nexus 7 گوگل در مقابل تبلت Surface مایکروسافت.
  • Google Cloud در مقابل Azure مایکروسافت.
  • گوگل درایو در مقابل اسکای درایو مایکروسافت.
  • سرچ گوگل در مقابل بینگ مایکروسافت.

گوگل در مقابل آمازون

  • تبلت Nexus 7 گوگل در مقابل تبلت کیندل فایر آمازون.
  • پلتفرم آندروید گوگل در مقابل Fork ‌ آمازون.
  • چالش گوگل Cloud با وب سرویس‌های آمازون.
  • گوگل Wallet درمقابل سیستم پرداخت آمازون.
  • گوگل بوک، سرویس موسیقی گوگل و دیگر محصولات رسانه‌ای گوگل در مقابل  موزیک، کتاب و دیگر رسانه‌های آمازون.

گوگل درمقابل فیس‌بوک

  • گوگل پلاس در مقابل فیس‌بوک.
  • سیستم پیام‌رسان گوگل در مقابل پیام‌رسان فیس‌بوک.
  • گوگل picasa  درمقابل Facebook Photos.
  • آگهی گوگل (Google Ad)در مقابل پلتفرم آگهی فیس‌بوک.
  • جستجوی گوگل در مقابل جستجوی اجتماعی فیس‌بوک (Facebook Social Discovery).

و البته چند شرکت دیگر که گوگل با آن‌ها نیز در نزاع است:

  • گوگل درایو در مقابل دراپ‌باکس.
  • گوگل Wallet در مقابل Paypal و Square.
  • جستجوی گوگل در مقابل توییتر.
  • گوگل پلاس در مقابل توییتر.
  • یوتیوب گوگل در مقابل امثال Hulu.
  • Google Local در مقابل Yelp.

ورود گوگل به همه‌ی این جبهه‌ها باعث شده که منتقدینی گوگل را از سرنوشت ناپلئون بناپارتی بترسانند که با گشایش جبهه‌های متعدد جنگی در نهایت شکست و نابودی خودش را رقم زد. از نظر این منتقدین، گوگل به جای این‌که هر روز وارد قلمروی تازه‌ای شود بهتر است تمرکزش را بر تخصص‌هایش بیشتر کند. آن‌ها طرفدار گوگل قدیم هستند، گوگلی که در آن‌چه انجام می‌داد، بهترین بود.

سه مشکل بزرگ اینترنت از نگاه اریک اشمیت

نوشته‌شده در توسط .

اریک اشمیت مدیر عامل سابق و رئیس هیات مدیره گوگل در یک سخنرانی کوتاه سعی می‌کند تصور از اینترنت به عنوان یک آرمان‌شهر را مورد پرسش قرار دهد، و به سه مورد خاص که از نظر او مشکلات پیش روی اینترنت هستند به طور مشخص اشاره می‌کند:

۱- هکرها و جنایت‌کاران سایبر، اشمیت می‌گوید که ایده‌ی اینترنت به خودی خود شامل افکار بزهکارانه و جنایت نیست و در زمان تولد آن هم کسی فکر نمی‌کرد که روزی محل ظهور چنین افکار و اعمالی باشد. از نظر او این مسئله اکنون تبدیل به یک آسیب‌پذیری ذاتی در اینترنت شده که از چالش‌های مهم حداقل یک دهه‌ی آینده هم خواهد بود، و راه مقابله با آن با ارتقا همه چیز به تکنولوژی‌های جدید برای دفاع از اینترنت در مقابل کسانی که خواهان نابودی آن هستند میسر است. مسئله‌ای که به ما یادآوری می‌کند صنعت امنیت سایبری بخش با اهمیتی است که همچنان به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.

۲- نبودن دکمه حذف در اینترنت، مسئله بعدی که اشمیت به آن می‌پردازد دشواری تعیین یک سیاست کلی است که بتواند تعادلی بین حق عمومی برای دانستن و آگاهی و حفظ حریم خصوصی افراد بر قرار کند. رئیس هیات مدیره گوگل معتقد است که در این مورد قوانین همواره راه‌گشا نیستند، و به مواردی اشاره می‌کند که مثلا فردی در جوانی مورد تهمت یا افترایی قرار می‌گیرد و متاسفانه در ادامه‌ی زندگی نیز مرتب بر اساس ارجاع به همان‌ها قضاوت می‌شود. او می‌گوید امیداوار است که نظام رتبه‌بندی و موارد مشابهی که با آن ترکیب می‌شوند در آینده این امکان را فراهم کنند که حقیقت و دروغ از یکدیگر قابل تشخیص باشند، و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا روزی خواهد رسید که نظام رتبه‌بندی صفحات بر این مبنا به الگوریتم جستجوی گوگل اضافه شود؟

۳- سانسور، سومین مسئله و دشواری بعدی که اریک اشمیت در این سخنرانی به آن اشاره دارد مسئله سانسور در اینترنت است. او می‌گوید که این موضوع برای گوگل از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که اغلب آن‌هایی که خواهان سانسور اینترنت هستند موتورهای جستجو از نظرشان یک مجرم تلقی می‌شوند، زیرا مسیر دسترسی به محتوایی را نشان می‌دهند که از دید آن‌ها مجرمانه است.

او به دولت‌ها اشاره می‌کند که سعی در دیوار کشی و حذف اطلاعاتی دارند که از آن می‌ترسند، و مردمی که از آن‌چه سانسور می‌شود مطلع نمی‌شوند. او می‌گوید ما در آینده شرایطی کاملا واقعی خواهیم داشت که نرم‌افزارها به طور نامرئی و در سکوت افکار، صداها و فرهنگ ما را حذف می‌کنند.

هر چند در پایان این بدبینی‌ها اریک اشمیت نقطه‌ای هم برای امیدواری باقی می‌گذارد ” اینترنت و تکنولوژی شبیه آب هستند” آن‌ها همیشه راهی برای شکستن سدها و نفوذ پیدا می‌کنند. (هر چند این مزیت شامل حال خرابکاران و جنایتکاران هم می‌شود).

البته اشمیت در این سخنرانی به مشکلاتی که کاربران با خود این غول‌های اینترنتی مثل گوگل یا فیس‌بوک دارند اشاره نمی‌کند، مثل مواقعی که حریم خصوصی‌شان توسط آن‌ها نقض شده یا تصمیم‌گیری‌هایی که بدون توجه به سلیقه و علاقه‌های کاربران گرفته می‌شوند، شبیه آن‌چه خود گوگل در مورد گوگل‌ریدر انجام داد و بدون هیچ توجهی به نظر کاربران تغییرات خود را در آن اعمال کرد.

وقایع‌نگاری رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۱

نوشته‌شده در توسط .

اول ژانویه: ژاپنی‌ها با ارسال ۷,۰۰۰ توئیت در هر ثانیه سال نو را با یک رکورد شکنی آغاز کردند.

۲۲ فوریه: به پاس یادآوری نقش مهم فیس‌بوک و دیگر رسانه‌های اجتماعی در انقلاب مصر یک نوزاد در این کشور  “فیس‌بوک” نام گرفت.

۱۲ مارس: تنها در این روز ۵۷۲,۰۰۰ اکانت جدید در توئیتر ایجاد شد.

۱۱ آوریل: FritoLay با ۱,۵۷۵,۱۶۱ لایک فیس‌بوک در ۲۴ ساعت رکورد جدیدی به نام خود ثبت کرد.

اول می: خبر مرگ اسامه بن‌لادن بالاترین سطح تداوم توئیت در یک موضوع با میانگین ۳,۴۴۰ توئیت در ثاینه را داشت.

۲۰ ژوئن: شبکه اجتماعی Forsquare به مرز ۱۰ میلیون کاربر رسید.

۳۰ ژوئن: فیس‌بوک به یک تریلیون بازدید کننده رسید که آن را به پُربازدید شده‌ترین سایت در جهان تبدیل کرد.

اول جولای: تعداد کاربران فیس‌بوک از مرز ۸۰۰ میلیون گذشت.

۶ جولای: فیس‌بوک در یک همکاری مشترک با اسکایپ سرویس چت تصویری را راه‌اندازی کرد.

۱۲ جولای: هشتگ “اشغال وال استریت” ( OccupyWallStreet #) برای اولین‌ بار استفاده شد.

۱۷ جولای: شکست ژاپن از آمریکا در جام جهانی فوتبال زنان ۷,۱۹۶ توئیت در هر ثانیه به دنبال داشت.

۲۴ جولای: گوگل پلاس با رسیدن به ۱۰ میلیون کاربر در ۱۶ روز در این زمینه سریع‌ترین شد. توئیتر در ۷۸۰ روز و فیس‌بوک در ۸۵۲ روز به این تعداد کاربر رسیده بودند.

اول آگوست: کاربران شبکه اجتماعی لینکدین به مرز ۱۱۵٫۸ میلیون رسید.

۲۸ آگوست: وقتی بیانسه خواننده‌ی آمریکایی بر روی صحنه جوایز MTV موضوع بارداریش را اعلام کرد ۸,۸۶۹ توئیت در این‌باره ارسال شد.

۷ سپتامبر: توئیتر اعلام کرد که حداقل ۱۰۰ میلیون کاربر فعال در ماه و ۵۰ میلیون کاربر فعال در روز دارد.

۱۱ اکتبر: شروع استفاده از کد QR برای پیدا کردن حیوانات خانگی و چمدان‌های گمشده

۲۶ اکتبر: Klout  الگوریتم محاسبه‌ی امتیاز به کاربران را بعد از یک جنجال تغییر داد. ( Klout سایتی است که با امتیاز دادن به کاربران رسانه‌های اجتماعی عضو آن سعی دارد دامنه‌ی نفوذ آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک یا توئیترتعیین کند).

۱۸ نوامبر: اینستاگرام به ۱۳ میلیون کاربر در ۱۳ ماه رسید.

اول دسامبر: برنامه ریزی مجدد سایت یوتیوب، بزرگ‌ترین بازسازی در این سایت بعد از خرید آن به قیمت ۱٫۷۶ میلیارد دلار در ۵ سال قبل به وسیله‌ی گوگل بود.

۵ دسامبر: فیس‌بوک سرویس موقعیت یاب Gowalla را خریداری کرد.

۶ دسامبر: در آمریکا بیش از نیمی از افراد بالای ۱۳ سال با مجموع ۱۵۵,۹۸۱,۴۶۰ عضو فیس‌بوک هستند.

دو مکتب فکری: تفاوت اپل و گوگل از کجا شروع می‌شود

نوشته‌شده در توسط .

در شروع باید بگوییم که این دو شرکت بر پایه دو ساختار کاملا متفاوت بنا شده‌اند. سرگئی برین و لری پیج پایه‌گذاران گوگل سرسختانه به قدرت داده‌ها و اعداد باور دارند و تکیه‌ی آن‌ها بر این معیارها سنگ بنای هر تصمیمی مهمی برای آن‌هاست. باید گفت اطلاعات بزرگترین اهرم در گوگل محسوب می‌شود.

در مقابل استیو جابز به قدرت طراحی باور داشت و اغلب نسبت به اطلاعات کم‌توجه بود. او در یکی از  نقل قول‌های مشهورش می‌گوید: “بیشتر وقت‌ها مردم آن‌چه را می‌خواهند نمی‌دانند مگر این‌که شما آن را نشان‌شان دهید”.

گوگل: داده‌ها پادشاهی می کنند

در کتاب In the Plex که درباره‌ی گوگل است کلمه‌ی “داده‌ها” تقریبا ۳۱۹ بار تکرار می‌شود. در مقابل کلمه “طراحی” را کمتر از ۶۰ بار می‌بینیم. لوی در آغاز کتابش درباره‌ی لری پیج و سرگئی برین می‌نویسد:

آن‌ها احساس آسوده خاطری کاملی در بین شایسته‌ترین افراد دانشگاهی داشتند، آن‌هم در جایی که نخبه‌ها هر چیزی را تحت‌الشعاع قرارمی‌دهند، آن دو به عنوان دانشجویان علم کامپیوتر از آگاهی ذاتیشان به فرا ارتباطات جهانی لذت می‌بردند و در فکر چگونگی گسترش آن به سراسر جامعه بودند. در این راه اولویت داده‌ها نقطه‌ی اشتراک باور هر دوی آن‌ها شد.

نتیجه‌ی آن امروز یک شرکت با فضای عمدتا دانشگاهی است. جایی که شایسته‌سالاری نیرومندی حکم‌فرماست، جایی که مهندسان در آن پادشاهند و بیشتر از همه جایی‌ست که احترام بخصوصی برای داده‌ها قائلند.

شاید برای همین است که گوگل همیشه یک صفحه‌ی وب ساده را ترجیح می‌دهد آن‌ها از صفحه‌های زیبایی که در پشت آن اطلاعاتی نباشد رویگردانند. محصولات گوگل بیشتر ابزارهای ماشینی هستند، مثل این‌که بوسیله‌ی ماشین‌ها طراحی شده باشند، و البته از نظر آن‌ها این همان چیزی است که  محصولات گوگل را بهترین می‌سازد.

اپل: طراحی در ژن آن‌هاست

اپل در انتهای طیف مقابل قرار دارد. کلمه‌ی “طراحی” و مشتقات آن ۴۳۲ بار در کتاب زندگی‌نامه‌ی استیو جابز تکرار می شوند، در حالی که فقط ۲۶ بار به کلمه‌ی “داده‌ها” بر می‌خوریم.

” من عاشق طراحیم بخصوص وقتی شما می‌توانید یک طرح واقعا فوق‌العاده با قابلیت‌های ساده داشته باشید و آن را به چیزی تبدیل کنید که هزینه چندانی هم نداشته باشد”.

از نظر او این چشم‌انداز اصلی برای اپل بود. همان راهی که برای اولین Mac ها و بعدها برای دیگر محصولات اپل طی شد.

این تاکید بر طراحی تجربه‌ای است که از دوره‌ی کودکی با استیو جابز بود، بعد‌هاست که با سفر به آسیا و گرایش به بودیسم در روند تلاش او برای کمال، آن‌ها به تدریج تبدیل به ترکیبی شدند که امروز بخش اساسی همه‌ی محصولات اپل را شکل می‌دهند.

نتیجه‌گیری

ایمان گوگلی‌ها به داده‌هاست، در حالی که اپلی‌ها طراحی را می‌پرستند. این مغایرت دو غول متضاد بوجود آورده‌اند. اپل تلفن و کامپیوتر طراحی می‌کند در حالی که گوگل نقشه، موتور جستجو، یو تیوپ و دیگر ابزارهای وب را دارد. در واقع رابطه‌ی آن‌ها قبل از این‌که گوگل تصمیم بگیرد وارد بازار موبایل بشود دوستانه بود اما پس از آن به سرعت تبدیل به رقبای سرسخت یکدیگر شدند.

اما ما چه چیزی می‌توانیم از دوستی‌ها و دشمنی‌های گوگل و اپل یاد بگیریم؟

۱- گوگل و اپل هر دو شرکت‌های موفق و سودآوری هستند که توانسته‌اند جهان ما را تغییر بدهند، باید بدانیم که بوجود آوردن چنین شرکت‌های موفقی با قرض گرفتن عقاید دیگران ساخته نمی‌شوند، بلکه با پافشاری بر عقاید خود شما درباره‌ی جهان و درس گرفتن از اشتباهاتی که در این راه اتفاق می‌افتند ممکن است.

۲- یک شرکت که تمرکزش بر طراحی است درگیر دشواری‌های متفاوتی می‌شود نسبت به شرکتی که تمرکزش بر اطلاعات است. شرکتی مثل اپل با تمرکز بر طراحی همیشه بدنبال خلاقیت‌های انقلابی در محصولات است، چیزهایی که قبلا وجود نداشته‌اند، زیرا داده‌ها چندان برای پیش‌بینی تحولات سریع بازارهای آینده کارایی ندارند. اما شرکتی مثل گوگل با تمرکز بر داده‌ها در مقابل شانس بهتری در تغییرات سریع بازارهای موجود دارد بخاطر این‌که محصولاتش ساده‌ و مؤثرترند. موتورهای جستجو قبل از گوگل هم  وجود داشتند، اما آن‌ها از داده‌ها بهتر استفاده کردند و تبدیل به بهترین در جهان شدند. در مقابل اپل اعتبار خودش را از انقلاب‌های متعددی دارد که با طراحی کامپیوترهای شخصی آغاز شدند.

در نهایت نباید فراموش کنیم که اگرچه  اطلاعات و طراحی اغلب دو نیروی مقابل هم هستند اما آن‌ها از یکدیگر نیز بی‌نیاز نیستند.

گوگل پلاس و اهمیت استراتژیک آن برای گوگل

نوشته‌شده در توسط .

داگ ادوارد کارمند سابق گوگل  که خودش را کارمند شماره ۵۹ می‌خواند و به تازگی کتاب خاطراتش را منتشر کرد در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی وال استریت ژورنال درباره‌ی ایده‌ی راه اندازی گوگل پلاس می‌گوید:

راستش را بخواهید گوگل یک شبکه‌ی اجتماعی راه‌اندازی نکرد چون مثلا آن‌ها خیلی علاقه‌مند به تعامل‌های اجتماعی گرم هستند، در واقع آن‌چه برای گوگل در اجتماع این حلقه‌ی دوستان اهمیت دارد و هر روز با ارزش‌تر می‌شود اطلاعاتی است که می‌شود از این راه بدست آورد. اگر آن‌ها نتوانند به این داده‌ها دسترسی داشته باشند، آن ‌وقت است که گوگل ارزشش را به عنوان یک منبع اصلی اطلاعات از دست خواهد داد.

پس گوگل بخوبی می‌داند که تمام فعالیت‌ها از به اشتراک گذاشتن لینک، پست‌ها، عکس‌ها و حتی کامنت‌ها در بردارنده‌ی اطلاعات مهمی از رفتار آن‌لاین کاربران و علاقه‌مندی‌‌های آن‌هاست که اگر گوگل می‌خواهد همچنان در قله‌ باقی بماند نیازمند دسترسی داشتن به این داده‌هاست. قدرت اصلی گوگل در ساختاری از وب که مبتنی بر Page لینک‌ها بود بر موتورهای جستجو بنا شده و پاسخ دادن به نیازهای کاربران، اما اکنون موتورهای جستجو و بقیه‌ی وب در حال حرکت به سمت سیگنال‌های اجتماعی هستند.

بنابراین در چنین روندی طبیعی ا‌ست که آینده‌ی موتورهای جستجو وابستگی زیادی به اطلاعاتی خواهد داشت که از شبکه‌های اجتماعی جمع‌آوری می‌شود، یعنی از دست رفتن داشتن یک شبکه اجتماعی قوی برای گوگل فقط باخت در این موضوع نیست بلکه در دراز مدت حتی جایگاه آن را به عنوان یک غول جمع‌آوری اطلاعات هم به خطر خواهد انداخت، مسئله‌ای که به شدت بر روابط گوگل با شرکای تجاری و البته منابع درآمدی آن تاثیر خواهد گذاشت.

ادامه‌ی داستان با فیس‌بوک

فیس‌بوک اکنون موفق‌ترین شبکه اجتماعی‌ست، اما چه چیزی در فیس‌بوک بیش از همه گوگل را آزار می‌داد؟

در جواب باید گفت به احتمال خیلی زیاد دکمه “لایک” فیس‌بوک از همه برای گوگل‌ نگران کننده‌تر بود، اطلاعاتی که فیس‌بوک از علاقه‌مندی کاربران به وسیله‌ی این دکمه‌ی جادویی بدست می‌آورد بشدت باعث ترس گوگل است، اطلاعاتی که شرکای تجاری و درآمد آگهی بهتری را به سمت فیس‌بوک می‌کشاند. از طرف دیگر فیس‌بوک از اهمیت لایک و نگرانی گوگل آگاه است. آن‌ها به تازگی تغییراتی در استراتژی قبلی خود که گسترش لایک به همه‌ی وب بود ایجاد کردند، برای نمونه فیس‌بوک با راه انداختن سرویس جدید Timeline اکنون بدنبال آن است که  کاربران کمتر برای خواسته‌هایشان مجبور به ترک فضای فیس‌بوک شوند. Timeline این اجازه را به کاربران می‌دهد که با کمک اپلیکیشن‌ها مثلا مقاله‌های مورد علاقه‌ی خودشان از روزنامه‌ها یا سایت‌های خبری را در همان فضا مطالعه کنند. برای نمونه گاردین از اولین روزنامه‌هایی است که این امکان را برای خوانندگانش در دسترس قرار داد. طرحی نو از فیس‌بوک که باعث می‌شود اطلاعات بیشتری از دسترس گوگل خارج ‌شود.

در نگاه به چنین فضای رقابتی فشرده‌ای است که شاید بشود به رفتار غیر متعارف این روزهای گوگل در بی توجهیش به خواسته‌های کاربران، و البته اهمیت فوق‌العاده گوگل پلاس و دکمه پلاس وان برای آن‌ها پی برد.

تغییرات لوگو برای تقویت یک برند

نوشته‌شده در توسط .

در آخر این مطلب ‌می‌خوانیم: گوگل بیشتر از اینکه بخاطر طراحی‌های خلاقانه اش معروف باشد به استفاده از الگوریتم‌های مفید و کارآمد معروف است، پس چرا باید تیمی را استخدام کند که یک صفحه را هر چند وقت دچار تغییری دهند که هم وقت مهندسان برنامه را بگیرد و هم باعث ایجاد بازخوردهای گاه منفی در مورد شرکت گوگل شود؟

جنیفر هام در این مورد می‌گوید: “شرکت گوگل ابزارها و چیزهای بسیاری را در عرصه فناوری معرفی و منتشر می‌کند، ولی گاهی اوقات کاربران از یاد می‌برند که ما انسان‌های معمولی هستیم. من فکر می‌کنم دلیل اصلی وجود Doodleها این است که با ایجاد تغییرات در طول زمان به کاربران یادآوری کنیم که ما هنوز هم زنده‌ایم”.

آیا می‌شود به پاسخ زیرکانه‌ی جنیفر هام حرف‌های بیشتری درباره‌ی ارزش Doodle‌ها برای گوگل اضافه کرد؟


در نگاه اول شاید این طور به نظر برسد که آن‌ها فقط باعث می‌شوند جستجو کردن برای کاربران در سراسر جهان با نوعی لذت و تفریح همراه شود، اما امروز ارزش Doodleها برای  گوگل بیش از این حرف‌هاست. در واقع آن‌ها اکنون یک روش مؤثر برای تقویت برند گوگل محسوب می‌شوند. اما دلایل ما برای این ادعا چیست: بیشتر بخوانید

معرفی Google Refine

نوشته‌شده در توسط .

هنگام کار با داده‌ها و اطلاعات باید بگوییم که گوگل ابزاری توانا و نیرومند است. ما پیش‌تر درباره‌ی گوگل چارت و کاوشگر داده‌های گوگل صحبت کردیم. اما یکی دیگر از ابزارهای قدرتمند گوگل در این خصوص Google Refine است (ظاهرا امکان دسترسی آزاد به این ابزار برای ایران امکان‌پذیر نیست)، که قابلیت کار با مجموعه‌‌ای از داده‌های “نامنظم” و تغییر آن‌ها را به کاربران می‌دهد.

بر خلاف دیگر برنامه‌های داده‌ها در گوگل که مبتنی بر وب هستند Google Refine یک برنامه کاربردی مستقل و دسک‌تاپی است، که قبلا با عنوان Freebase Gridworks شناخته می‌شد. Google Refine تاکنون به وسیله شیکاگو تریبیون، data.gov.uk و شاید از همه مشهورتر توسط ProPublica برای یک سری تحقیق با عنوان “Dollars for Docs” از اکتبر ۲۰۱۰ مورد استفاده قرار گرفته است.

زمانی که شما برنامه را دانلود و نصب کردید به وسیله‌ی مرورگرتان با آن وارد ارتباط می‌شوید. برای شروع می‌توانید با ایجاد یک پروژه جدید آغاز کنید، یا مجموعه‌ا‌ی از داده‌ها را از طریق فایل‌های ذخیره شده بر روی کامپیوتر‌تان به آن وارد کنید. داده‌ها که وارد شدند آنوقت قدرت واقعی این ابزار خودش را نشان خواهد داد.

امکان فاکت‌ها و فیلترها برای ساخت زیر مجموعه‌های اطلاعاتی استفاده‌ می‌شوند. مثل ردیف‌هایی از داده‌ها که در پژوهش شما در هم ادغام می‌شوند، فرض کنید شما اصطلاح “as soon as possible” را دارید و همچنین “ASAP” را با مجموعه‌ای از داده‌های مشابه، می‌توانید آن‌ها را در یک مجموعه جدید ادغام کنید. برای نمایش داده‌های پیچیده‌تر شما می‌توانید از Google Refine Expression Language یا همان (JREL) استفاده کنید. این ابزار امکان ایجاد زیر مجموعه‌های جدا و ارائه منظم داده‌ها را به کاربر می‌دهد.

هنگامی که شما قالب‌بندی داده‌ها را تمام کردید، Google Refine اجازه می‌دهد که شما کارتان را در تعداد مختلفی از فرم‌ها ارائه کنید، مثل یک فایل اکسل، کد Html یا به صورت داده‌های JSON ، که قابلیت آن را دارند که برای فرمت wiki-style مورد استفاده قرار گیرند. Google Refine این امکان را نیز به شما می‌دهد که به سرویس‌های همگانی وب مانند Google’s Language Detection Service یا یک سرویس نقشه‌ی عمومی مثل Nominatim متصل شوید.

Google Refine را می‌توانید از این‌جا دانلود کنید، البته گوگل نباید پی ببرد که شما از ایران این کار را انجام می‌دهید.