بایگانی برچسب: s

بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد

نوشته‌شده در توسط .

Communication

ما بارها شاهد بوده‌ایم که افراد  موفق در کسب و کار یا حرفه‌شان لزوما باهوش‌ترین‌ها نیستند، یا کسانی که سخت‌تر کار می‌کنند.

در واقع، افرادی که در کسب و کار یا حرفه‌شان به موفقیت می‌رسند توانایی‌های متعددی دارند اما ابزاری هست که کمک می‌کند تا آن‌ها به بالاترین کیفیت دست پیدا کنند؛ این ابزار ارتباطات است.

بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد؛ شرکت‌های بزرگ فقط ایده‌هایی بوده‌اند که بطور مناسب با مخاطبان‌شان ارتباط برقرار کرده‌اند. در طول زمان و با تداوم استراتژی‌ این کمپانی‌ها حالا تبدیل به  شرکت‌هایی بزرگ شده‌اند.

گاهی کارآفرینان پیشگامان فوق‌العاده‌ای هستند اما نمی‌دانند چگونه ارتباطات این ابتکارها را به یک مخاطب ارجاع می‌دهد، یا این‌که نمی‌دانند چه کسی مخاطب آن‌هاست یا چه کسی از آن‌ها حمایت می‌کند.

همین شرایط برای حرفه‌ای‌ها هم وجود دارد، کسانی که به رتبه‌ها و درآمد‌های بالا رسیده‌اند، آن‌ها موفق‌اند زیرا فواید کارشان را ارتقا داده‌اند و می‌دانند چه وقت و با چه کسی از ارتباطات‌شان نتیجه‌گیری کنند. آن‌ها تا زمانی که نتیجه‌گیری و ارتباطات‌‌شان در زمان درست و با افراد مناسب است افرادی غیر قابل چشم‌پوشی برای شرکت‌ها هستند.

اگر شما یک کارآفرین یا یک حرفه‌ای با آرزوهای بزرگ هستید، بهتر است درباره‌ی استراتژی‌های ارتباطی که می‌توانند شما را در رسیدن به اهداف‌تان حمایت کنند تحقیق کرده و با یک متخصص ارتباطات گفتگو کنید. شما نیاز به یادگیری آن دارید اگر چه ارتباطات در رویدادها، تبلیغات یا پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی منعکس شده، اما این فقط نوک یک کوه یخ است، ارتباطات یک علم است و شما برای رسیدن به اهداف‌تان به آن نیاز دارید، به یاد داشته باشید که بدون ارتباطات موفقیت وجود ندارد.

آیا اینترنت ما را تغییر می‌دهد یا فقط آنچه هستیم را آشکار می‌کند؟

نوشته‌شده در توسط .

digital-detox-camp-grounded

وارد شدن به روابط بیشتر، انگار ما را به قطع رابطه‌ها حریص‌تر می‌کند. ابزارها و سرویس‌های بیشتری که استفاده می‌کنیم، رویاهای بیشتری درباره‌ی این‌که آن‌ها چطور می‌توانند زندگی ما را بهتر کنند بوجود می‌آورند – یا آرزوهایی مثل این: که ای کاش فقط می‌توانستیم همه‌ی آن‌ها را از زندگی خودمان بیرون کنیم و به یک جهان ساده‌تر و کم ارتباط‌‌‌‌تر برگردیم.

با همین ایده‌ها‌ست که گروهی به نام Digital Detox فضایی مثل کمپ Grounded در جنوب کالیفرنیا را پیشنهاد می‌کند. جایی که در آن خبری از کامپیوتر و تلفن نیست، بدون اینترنت، و بدون حتی استفاده از ساعت یا نام‌های واقعی.

Alexis Madrigal در یادداشت اخیرش برای آتلانتیک می‌نویسد که پیدایش این نوع رویدادها نتیجه نگرانی‌های مشخصی درباره‌ی زندگی مدرن است – با این احساس که تکنولوژی در همه‌ی ناراحتی‌های رو به افزایش مقصر است، برای آن‌چه  فقدان روابط “واقعی” قابل اعتماد ذکر می‌کنیم، برای ناتوانی ما در ارتباط با دیگران به جز از طریق وسایل الکترونیکی. همین‌ها تمایلی را در افرادی دامن می‌زند تا به ما از اهمیت شکستن این مرزها بگویند. او به یک جریان منظم در مجلات اشاره دارد، که از قابل اعتماد و معتبر بودن جهان آفلاین حرف می‌زنند و دنیای آنلاین را به مثابه یک حفره، یک اشتباه و غیر واقعی معرفی می‌کنند. از نظر Madrigal این یک تمایز کاذب و آن‌طور که ناتان یورگنسن می‌نامد یک دوآلیسم دیجیتال است، اما آن را واکنشی به در دسترس قرار گرفتن و همه‌جایی شدن تکنولوژی می‌داند. در واقع آن‌چه زمانی یک راه هیجان‌انگیز برای ارتباط و دوستی محسوب می‌شد حالا کم کم دارد احساس بیش از حد مهندسی شده بودن را القا می‌کند.

بازگرداندن زندگی به مدینه فاضله

پیشنهاد‌هایی مانند کمپ Grounded که در آن همه‌ی موانع تکنولوژیکی برداشته شده‌اند، تا در وضعیتی طبیعی “حقیقت”‌مان خودش را بر ما آشکار‌کند و فرصتی شود برای ارتباط صمیمی‌تر با دیگران – Madrigal را به یاد جنبش محبوب “بازگشت به طبیعت” در دهه‌ی ۱۹۶۰ می‌اندازد (جنبشی که البته برای خیلی از آن‌هایی که درگیرش شدند چندان خوش‌یمن نبود).

در رویای پیشنهادی – این دوری از مظاهر زندگی مدرن – برای رسیدن به جایی است که انسان به طور طبیعی در روابط صمیمی‌تر با دیگران باشد، در این چشم انداز گفته می‌شود – اگر به خاطر همه‌ی این چیزهای لعنتی نبود (مثل ساعت) ما کنار یکدیگر می‌نشستیم و بخش‌هایی از وجودمان را با یکدیگر قسمت می‌کردیم که از آن شرمنده‌ایم، دیگران را در کوشش‌های معنادارشان حمایت می‌کردیم، و ذهن‌مان فقط درگیر مسائل با ارزش می‌شد.

همه‌ی این‌ها از نظر Mathew Ingram یادآور یک پروژه مشابه دیگر است که نویسنده‌ی تکنولوژی پائول میلر وقتی تصمیم گرفت برای یک سال از اینترنت استفاده نکند آن را تجربه کرد. از نظر نویسنده Verge این کار کوششی بود برای او تا پریشانی‌های زندگی مدرن را پاک کند و زمان کافی برای انجام همه‌ی کارهایی پیدا کند که در غیر این صورت نمی‌توانست انجام دهد.

اینترنت منبع مشکلات نیست

متاسفانه برای میلر این پروژه یک تجربه‌ی شکست خورده شد: در پایان یک سال او در یادداشتی نوشت، که به جای این‌که همه‌ی وقت آزادی را که بدست آوردم صرف خواندن کتاب‌های کلاسیک ادبی یا روابط عمیق و وقت‌گذرانی با کیفیت با دوستان و آشنایان کنم، فقط به انواع قدیمی‌تر هدر دادن زمان برگشتم – تماشای تلوزیون، ویدیو گیم و مانند آن…

آن‌چه  میلر به آن پی برد مسئله‌ای است که شاید خیلی از ما در سطح عمیق‌تر به آن پی برده باشیم: یعنی، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و وب منبع شکلی مشکلات ما در روابط “واقعی” یا استفاده بهتر از زمان نیستند– در واقع مهمترین نقصی که ما را از انجام این کارها باز می‌دارد اصلا خارجی نیست. در این معنا، جهان آن‌لاین غیر واقعی‌تر یا غیر قابل اعتماد‌تر از جهان آفلاین نیست.

پس آیا خوب است که ما هر چند وقت یک‌بار جهان آنلاین را ترک کنیم؟ البته. در این هیچ بحثی نیست که سرعت زندگی مدرن در دهه‌ی گذشته شتاب بیشتری گرفته است. با بسیاری از منابع فعالیت‌هایی که ما احساس می‌کنیم مجبور به مشارکت در آن هستیم، یا بخاطر دوستان و آشنایان یا بخاطر شغل‌مان که به آن نیازمند است. اما باید به یاد داشته باشیم که قطع ارتباط از همه‌ی این چیزها ما را به طور جادویی تبدیل به شخص دیگر یا بهتری نخواهد کرد – همه‌ی آن‌چه ما انجام می‌دهیم در واقع آن چیزی را که ما هستیم آشکار می‌کند.

وقتی درباره‌ی “اجتماعی” صحبت می‌کنیم درباره چه حرف می‌زنیم

نوشته‌شده در توسط .

Social Era

کسب و کار ۲، رسانه‌های اجتماعی، کسب و کار اجتماعی، نوآوری اجتماعی، دوران اجتماعی – آیا همه‌ی این اصطلاحات یکی هستند یا متفاوتند؟

Nilofer Merchant در مقاله‌اش ابتدا به اهمیت کاربرد دقیق اصطلاحات اشاره دارد و به این نکته می‌پردازد که همان‌طور که یک گرامر ضعیف باعث بد فهمی از یک متن است کاربرد غلط اصطلاحات هم می‌توانند در یک چارچوب اشتباه باعث سردرگمی شوند. او بخصوص تاکید دارد که استفاده‌ی غیر دقیق از اصطلاحات در کسب و کار می‌تواند دلیلی باشد تا استراتژی و مسیر اجرایی یک کسب و کار بر پایه‌ای از ابهام شکل بگیرد خطری که نمی‌توان آن را دست‌کم گرفت.

در ادامه او به ریشه‌یابی و کاربرد برخی از اصطلاحات مطرح این روزها می‌پردازد تا نشان دهد که بیشتر آن‌ها در عمل باعث ابهام‌هایی هستند که اگر به آن‌ها توجه نکنیم باعث سردگرمی خواهند شد. در مثال‌ها او به اصطلاح Social media/ رسانه‌های اجتماعی هم اشاره می‌کند و ضمن بیان این‌که این اصطلاح را Chris Shipley در سال ۲۰۰۴ برای نشان دادن تاثیر بیشتر نفوذگران و وبلاگ‌نویس‌ها نسبت به رسانه‌های سنتی برای پذیرش محصولات بر سر زبان‌ها انداخت – معتقد است که کلمه media در آن و ریشه گرفتن اصطلاح از بازاریابی باعث شده که بیشتر افراد ماهیت آن را در مدیریت بازاریابی در نظر بگیرند. او در نقد این اصطلاح می‌نویسند که کاربرد آن مثل این است که الکتریسته را با ارتباط دادنش به گذشته شرح دهیم و بگوییم “شمع الکتریکی” که اگر چه اشاره‌ای جدید به حساب می‌آید اما هنوز به گذشته وابسته است. او همین دیدگاه انتقادی را درباره اصطلاح‌های دیگری مانند Enterprise 2/ کسب و کار ۲، و Social Business/ کسب وکار اجتماعی نیز به کار می‌برد و می‌گوید که اصطلاح رسانه‌های اجتماعی بخاطر ارتباطش با بازاریابی و ارتباطات دچار محدودیت است، کسب و کار ۲ بیش از حد درگیر تکنولوژی است و کسب و کار اجتماعی هم پوششی بر چارچوب‌های کاری موجود است به جای این‌که توضیحی بر چالش‌های یک سازمان باشد.

از این رو او اصطلاح Social Era/ دوران اجتماعی را پیشنهاد می‌کند و در دفاع از آن به تابع بودن آن از دو تغییر مشخص در قدرت اشاره دارد که قابل توجه و تعمل هستند:

۱- سازماندهی – او می‌نویسد ارتباطات جداگانه و مجزایی که امروزه امکان پذیر شده‌اند زمانی فقط از طریق سازمان‌های بزرگ قابل انجام بود که همین تغییر به طور زیربنایی هسته‌ی ساختار و نقش “شرکت”  و کار افراد را تغییر می‌دهد. همان‌طور که فری لنسرها و کارآفرین‌های تنها وارد بازار کار می‌شوند، کار به طور روز افزونی از شغل بودن متفاوت می‌شود تا باعث شود که شاهد تغییری از “زنجیره ارزش” به “جریان ارزش” باشیم.

۲- فردی – هر شخصی از طریق استفاده از قدرت ایده‌هایش می‌تواند باعث یک تحول شود. اکنون دیگر لازم نیست قدرتی افراد را از پیش تایید یا انتخاب کند. در حالی که صداهای ناشنیده زیادی برای حل مشکلات جدید مورد نیاز است و مشکلات قدیمی نیز به راه حل‌های تازه نیاز دارند. بدون اهمیت دادن به آن‌چه یک فرد می‌تواند پیشنهاد دهد افراد مهره‌های ساده‌ای در یک ماشین بیش نیستند که ارزش و اهمیت چندانی ندارند. اما حالا با ارزشی که هر فرد پیدا می‌کند و ارزش کاری که فقط او می‌تواند انجام دهد – به نوعی از قدرت اقتصادی قفل‌گشایی می‌شود. البته ما می‌دانیم که همه نخواهند توانست در این مسیر حرکت کنند اما همین‌که همه امکان آن را خواهند داشت اهمیت دارد و چشم انداز تازه‌ای را نشان می‌دهد.

پیام در وبلاگ

نوشته‌شده در توسط .

 پیام را می‌شود خیلی علمی تعریف کرد یا به زبان ساده نوشت منظور از آن هر چیزی است که بین فرستنده و گیرنده رد و بدل می‌شود.

گاهی فاصله بین فرستنده و گیرنده طولانی‌ست، مثل این پیام کاپیتان C.H Hunter Brown که در سال ۱۹۱۴ در یک بطری به دریا انداخته شد و برای سال‌های سال‌ در آب‌ها سرگردان بود، تا همین چند روز پیش که یک ماهیگیر استکاتلندی آن را پیدا کرد.

اینترنت هم بی شباهت به اقیانوس نیست. وبلاگ‌ها چطور، آیا آن‌ها را می‌شود با این بطری‌های به آب انداخته شده مقایسه کرد، و پرسید در داستان کاپیتان Brown کدام نقش مهم‌تر است، پیام کاپیتان، بطری که برای ۹۸ سال از پیام محافظت کرد، یا ماهیگیری که پیام را از دریا گرفت؟

الگوی پیام در بطری همواره به شانس و اقبال ربط دارد. این یکی از مهمترین تفاوت‌های ارتباطات دیروز و امروز است. دنیای پیام‌های دیروز، جهان پیام‌هایی بود که در آن هر کسی می‌توانست مخاطب باشد. اما در اقیانوس اطلاعاتی امروز که در کمتر از یک ثانیه میلیون‌ها پیام تولید می‌شود، اگر فرستنده بخواهد به بخت و اقبال برای رسیدن پیامش به مقصد امید داشته باشد – باید گفت نتیجه‌اش احتمالا جز ناامیدی نخواهد بود.

بنابراین اگر می‌بینیم که در سال‌های اخیر گرایش به وبلاگ نویسی تخصصی بیشتر می‌شود، در واقع این نتیجه‌ی طبیعی فضایی‌ست که در آن آدم‌ها سعی می‌کنند تا در میان انبوه بی پایان پیام‌ها به یک نقشه‌ی راه برسند. نقشه‌ای که مانع از گم شدن خودشان و خواننده‌ها بشود.

بازگشت به گذشته – رسانه‌های خاطره‌انگیز و فرم‌های واسطه در نوستالژی

نوشته‌شده در توسط .

رسانه‌ها ماشین زمان‌اند. آن‌ها به یاد می‌آورند و فراموش می‌کنند. رسانه‌ها پرده‌ی نمایشند، همانطور که بخشی از خاطرات و تاریخ را برای ما ثبت می‌کنند، همان‌طور که مجموعه‌ای از خاطرات را برای ما زنده نگه می‌دارند و یا از طریق دوباره شکل دادن به رویدادها، اتفاقات و وقایع در آن سهیم می‌شوند. آن‌ها همچنین تمایل دارند گذشته‌ی خودشان را با استفاده از تصاویر آرشیوی زنده کنند. در واقع به نظر می‌رسد رسانه‌ها همان‌طور که نگاهی نوستالژیک به گذشته دارند – به گذشته‌ی خودشان هم چنین نگاهی را تعمیم می‌دهند.

مفهوم “نوستالژیک”  اشاره‌ایست به احساس یا حالتی که تازه نیست. میلی که اول بار توسط یک پزشک سوئیسی در قرن ۱۷ برای تشریح پدیده “غربت‌زدگی” به کار رفت. از مفاهیم نزدیک به آن می‌توان به مالیخولیا اشاره کرد یا حسرت و آرزو (yearning). اما این روزها به نظر می‌رسد گاهی با  رونق روزافزون این مفهوم روبرو می‌شویم: یک نمونه از این دست فیلم آرتیست بود که بازگشت و جان‌بخشی دوباره به سینمای صامت را در خود داشت.

نوستالژیک بودن و یادآوری بخش‌هایی از گذشته می‌تواند شامل فراموشی هم بشود. پس می‌شود پرسید چه نوع از خاطرات متمایزند؟ آیا رسانه‌ها واقعا می‌توانند نوستالژیک بشوند یا باشند؟ کدام فرم مشخص از نوستالژی در جامعه‌ی امروزی نمایان می‌شوند و چرا؟ آیا افراد می‌توانند نوستالژیک باشند یا این‌گونه وانموده شوند -بدون این‌که تجربه‌ای از آن‌ها در گذشته وجود داشته باشد؟ چه نوع از نوستالژی سیاسی قابل تشخیص است؟ تاثیر نوستالژی بر مارکتینگ رسانه‌ای و نفوذ اقتصادیش تا کجاست؟ و در نهایت آیا استفاده از گذشته در همه‌ی گونه‌های قابل تصورش و در نظام‌های مختلف فرهنگی امری به دلخواه و اختیاری‌ست؟

کنفرانسی که قرار است ۱۳ و ۱۴ سپتامبر امسال توسط انستیتو مطالعات ارتباطات، رسانه‌ها و ژورنالیسم در دانشگاه ژنو سوئیس برگزار شود قصد دارد به این موضوعات در زیر عنوان “بازگشت به گذشته – رسانه‌های خاطره‌انگیز و فرم‌های واسطه در نوستالژی” بپردازد. خلاصه‌ای تیترگونه از موضوعات مورد توجه این کنفرانس جالب از این قرار است:

نوستالژی و رسانه‌ (های همگانی)

عمومیت، وب و گروه‌های حامی

روایت‌های سمعی و بصری، نمایش

برنامه‌های سریالی‌ و بازگشت‌های به گذشته

اخبار، ژورنالیسم، مطبوعات چاپی

بازآفرینی برنامه‌های رادیو و تلوزیونی، کشف آرشیوها

سیاست گذشته، نظام‌های سیاسی، نوستالژی

برنامه‌های مشخص رادیو و تلوزیونی

عکس، کمدی، بازی‌های ویدیوئی و تکنولوژی‌های جدید

معماری، طراحی محصولات و مد

روانشناسی و تاریخ نوستالژی

مهاجرت، تازه واردها، غربت‌زدگی

نقشه‌های جغرافیایی، چشم‌اندازهای توریستی و روستاها

فولکلور، سنت‌ها، نوستالژی‌های محلی

موزها، نمایشگاه‌ها و هنر مدرن

اقتصاد، مارکتینگ و نوستالژی

تئوری‌ها و روش‌شناسی

مطالعات رسانه‌ای نوستالژی و رویکردهای انتقادی

تجدید حیات فلاسفه و متفکران گذشته در علم، هنر و دیگر قلمروهای پژوهش

رسانه‌های اجتماعی و مدرک دانشگاهی

نوشته‌شده در توسط .

رسانه‌های اجتماعی در سطح جهانی هر روز بیشتر با فعالیت‌های اقتصادی و فضای کسب و کار ادغام می‌شوند. بنگاه‌های تجاری مختلف علاقه‌مندی خودشان را به رسانه‌های اجتماعی برای تقویت کسب و کار از این راه به طور گسترده نشان داده‌اند، چه از طریق آگهی و چه با استفاده از بکارگیری ابزارهای مختلف آن در عمل.

یکی از مسائلی که این فضای جدید بوجود آورده به رابطه‌ی بین مارکتینگ، روابط عمومی، ارتباطات و روزنامه‌نگاری با کالج‌ها و دانشگاه‌ها بر می‌گردد. بیشتر دانشگاه‌ها در این مورد با دو انتخاب مختلف روبرو شده‌اند، یکی ترکیب کردن رسانه‌های اجتماعی در برنامه‌های درسی کنونی‌شان، و یا تدریس آن به طور جداگانه به عنوان یک تخصص که مدرک خاص خودش را داشته باشد.

از طرفی شک و تردید‌های مختلفی نیز وجود دارد که آیا رسانه‌های اجتماعی گنجایش تبدیل شدن به یک حوزه‌ی تخصصی با مدرک مشخص خودش را دارد یا نه؟، و یا این‌که آیا نمی‌شود به آموختن آن در طی کار بسنده کرد؟

با وجود این پرسش‌ها و سوال‌های بیشتر درباره‌ی آینده‌ی شغلی افرادی که احتمالا در این رشته به تحصیل بپردازند، دانشگاه مرکزی میشیگان در آمریکا به تازگی تصمیم گرفت که یک دوره‌ی رسانه‌های اجتماعی را در دپارتمان روزنامه‌نگاریش راه اندازی کند. آن‌ها در این دوره به تدریس ویژگی‌های مختلف رسانه‌های اجتماعی در یک محیط حرفه‌ای می‌پردازند.

 Ben LaMothe از کارشناسان رسانه‌های اجتماعی و مشاوران این دوره معتقد است که در ابتدا فضای مدیریتی رسانه‌های اجتماعی در دست افرادی بود که از قبل، و پیش از این‌که هنوز اصطلاح “رسانه‌های اجتماعی” مرسوم شود در این فضا فعالیت می‌کردند و بیشتر این وبلاگ‌‌نویس‌ها یا فعالان آن‌لاین توسط آژانس‌ها و کمپانی‌های مختلف به کار گرفته شدند. اما به نظر او، این یک منبع محدود بود از افرادی که در ابتدا شغل‌های این حوزه‌ی کاری را به دست آوردند. اما اکنون این بازار کار گسترده‌تر شده و تقاضا برای آن زیاد است. اما این تقاضا برای افرادی‌ست که هم درک درستی از کار با رسانه‌های اجتماعی داشته باشند و هم فضای کسب و کار را بشناسند، نه برای اشخاصی که فقط یک کاربر فعال در فیس‌بوک یا توئیتر هستند.

بنابراین وجود یک مدرک دانشگاهی تا حدی می‌تواند این اطمینان را به کارفرمایان بدهد  که فردی که به کار می‌گیرند – قابلیت تجزیه و تحلیل این فضا را دارد و توانا به هدایت ارتباطات مناسب و متناسب با موقعیت مختلف هست و از پیش زمینه‌ی دانشی کافی در این باره برخوردار شده، و در واقع بیشتر از یک کاربر فعال محسوب می‌شود.

با گرفتن چنین مدرکی شخص یک زمینه‌ی تجزیه و تحلیلی خواهد داشت و دانش ترسیم یک چشم‌انداز، همان‌طور که شناخت کافی از موضوع حریم خصوصی دارد یا می‌تواند برای هر پلت‌فرم رسانه‌های اجتماعی سیاست جداگانه‌ای را طراحی کند.

در نهایت باید گفت همان‌طور که رسانه‌های اجتماعی در حال رشد هستند و هر روز بیش از قبل با بخش‌‌های مختلف اقتصادی و کسب و کار  متصل می‌شوند، ضرورت همین رشد در فرایند تحصیلی هم قابل چشم‌پوشی نیست.

عصر محتوای کوانتم

نوشته‌شده در توسط .

گاهی از دوران حاضر با عنوان عصر “انفجار اطلاعات ” هم یاد می‌شود، جهانی فرا ارتباطی شده و بدون ساختار و قاعده که در مقابل انبوهی از داده‌ها “داده‌های بزرگ” قرار گرفته است.

در پانزده سال گذشته هر فرد آمریکایی روزانه هدف ۳۰۰۰ پیام قرار‌ می‌گیرد، که این رقم در سال ۲۰۰۷ به طور تقریبی ۵۰۰۰ برآورد شده – که شامل عکس، ویدئو، ایمیل و انواع مختلف دیگری از محتواهایی است که قابل در نظر گرفته شدن به صورت اطلاعات را دارند.

اما جوامع امروزی در حال گذر از مرحله‌ای هستند که در آن افراد تنها مصرف کننده و هدف پیام‌ها بودند، جوامعی که در آن رسانه‌ها تولید کننده و سازنده‌ی اصلی محتوا محسوب می‌شدند. اکنون به طور متوسط هر کاربر فیس‌بوک بیش از ۹۰ قطعه محتوا در هر ماه تولید می‌کند، در حالی که در فیس‌بوک هر ماه بیش از ۳۰ میلیارد قطعه محتوا به اشتراک گذاشته می‌شود.

در چنین دنیایی از هرج و مرج اطلاعات – رسیدن به موفقیت به هیچ وجه ساده یا قابل پیش‌بینی نیست. با این حال چالش تمایز محتوای با ارزش از محتوای فاقد ارزش در مقیاسی به این بزرگی خودش می‌تواند فرصت جالبی را ایجاد کند، بخصوص اگر کسب و کار شما بتواند پیامش را اختصاصی و شخصی شده انتقال دهد، یعنی رسیدن به بسته‌ای از محتوا که ارزش منحصر به فردی برای هر کاربر داشته باشد.

این فرصت ویژگی دورانی است که ما در آن زندگی می‌کنیم یعنی عصر محتوای کوانتم.

آن‌طور که Christos Cotsakos در مقاله‌اش می‌نویسد محتوای کوانتم به طور کلی عبارت است از ارسال پیام درست به شخص درست در زمان مناسب با ابزار درست. محتوای کوانتم مستلزم درک درست محتوا و بافتی است که محتوا در آن به اشتراک گذاشته می‌شود، و همچنین نگاه کردن به اطلاعات از منظری چند بعدی. محتوای کوانتم در یک تعریف ساده  بیانگر چرخش از حجم و تولید انبوه به سمت ارزش است.

از دیدگاه Christos Cotsakos کسب و کارهایی می‌توانند در این دوره موفق باشند و پیشرفت کنند که به درک محتوای کوانتم و تابعیتش از داده‌های بزرگ رسیده باشند، شالوده‌ای که از طریق خرد کردن اطلاعات، ترکیب و ارتباطش با یک محتوای امروزی قابل دستیابی‌ست. محتوایی که خاص بودنش هم حاصل خوش اقبالی و جنب و جوشش است و هم دستاورد تعامل برای تولید یک محصول چند بعدی.

موفقیت در عصر محتوای کوانتم مستلزم یک درک قوی اجتماعی متمرکز برای تعیین نقطه‌ی مناسب در هر مدل کسب و کار است: یعنی رسیدن به نقطه‌ی مشترک آن‌چه که هم برای کسب و کار شما و هم برای مشتری ارزشمند است.

فهرست‌ها چگونه به ما کمک می‌کنند

نوشته‌شده در توسط .

معمولا در آخر سال‌ شما فهرست‌های متنوعی از برترین‌های مختلف را می‌بینید، از فهرست ده کتاب برتر سال گرفته تا فهرست بهترین ورزشکاران یا بازیگران، و حتی ممکن است به فهرستی برسید که ترکیبی از بهترین بهترین‌ها باشد. به هر حال این فهرست‌ها هم محبوب روزنامه‌نگاران هستند و هم خوانندگان، اما چرا؟

آن‌ها ما را باهوش‌تر می‌کنند

همه‌ی ما علاقه‌هایی داریم که در طول سال کمتر فرصت پیدا می‌شود به آن‌ها بپردازیم، فهرست‌ها امکان این را فراهم می‌کنند که ما به راحت‌ترین و سریع‌ترین شکل دانسته‌های‌مان را درباره‌ی این علاقه‌ها بیشتر کنیم. مثلا شما با یک نگاه به فهرستی از بهترین‌‌ مجموعه‌های شعر سال می‌توانید اطلاعات مختصری از وضعیت شعر در یک سال گذشته بدست بیاورید و همین اندازه هم می‌تواند به شما در دنبال کردن بحث‌های مربوط به آن کمک‌تان کند.

در واقع فهرست‌ها تحلیل کوچکی از اتفاقات سال هستند، درباره‌ی آن چیزها یا افرادی که مهم شده‌اند یا سقوط کرده‌اند، تازه آمده‌ها، یا از دور خارج شده‌‌ها، برنده‌های سال، یا بازنده‌های آن و  …

به زبان ساده آن‌ها یک‌جور غدای فکری برای ما فراهم می‌کنند، در حالی که زندگی امروز فرصت کمی به ما می‌دهد که در جریان خیلی از علاقه‌های‌مان باشیم، اگر‌چه درباره‌ی آن‌ها حریص هستیم و دوست داریم اطلاعات‌مان به روز باشد.

بیشتر بخوانید

اتاق پژواک در رسانه‌ها (Echo chamber media)

نوشته‌شده در توسط .

تاثیر “اتاق پژواک” اشاره‌ای است به هر موقعیتی که در آن اطلاعات، عقاید یا باورها از طریق انتقال در یک فضای بسته گسترش یافته یا تقویت می‌شوند.

اتاق پژواک چگونه عمل می‌کند

کارشناسان روزنامه‌نگاری در رسانه‌های جمعی تاثیر “اتاق پژواک” را در قالب گفتمان تشریح می‌کنند. یک تولید کننده‌ی اطلاعات ادعایی را مطرح می‌کند، که ممکن است افرادی با افکار مشابه بعدا آن را تکرار کنند، دیگرانی نیز آن را می‌شنوند، و این تکرار ادامه پیدا می‌کند (که اغلب این تکرارها همراه با بزرگ‌نمایی یا با تغییر شکل اولیه پیام همراه است) تا جایی که بیشتر مردم حدس می‌زنند که شکل نهایی داستانی که به گوش آن‌ها رسیده همان واقعیت ماجراست. در این بین شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ که دارای خروجی‌های متعدد در قالب‌های گوناگون هستند با تولید یک داستان در شکل‌های متفاوت، این پندار اشتباه را در مصرف کنندگان خود ایجاد می‌کنند که گویا آن‌ها در حال دریافت این خبر از منابع مختلفند.

چرخه‌ی اطلاعات اشتباه

به طور مشابه، این اصطلاح همچنین به تاثیر رسانه‌ها در مورد اخبار نادرست اشاره دارد(اغلب مانند “لکه‌ای” که ابتدا در محدوده یک رسانه‌ی جدید ظاهر می‌شود) گزارشی از طریق شبکه‌های همسو تکرار، و باعث ساخته شدن یک جنجال رسانه‌ای می‌شوند، که بعد داستان آن در جریان اصلی مشهورتری از رسانه‌ها ادامه پیدا می‌کند. جریان‌های عمده‌ی رسانه‌ای در این گزارش‌ها اغلب از منابع واسطه استفاده می‌کنند و به جای ارزیابی حقایق، به تفسیر، اشاره‌ و تاکید‌هایی در حول و حوش داستان مناقشه‌برانگیز اولیه می‌پردازند. روی هم رفته تاثیرگذاری اغلب برای موجه جلوه دادن ادعایی دروغ با کمک حجم بالایی از گزارش و اشاره به منابع متعدد برای منحرف کردن افکار عمومی‌ست. حتی اگر بخش عمده‌ی این گزارش‌ها اذعانی بر نادرستی حقیقت امر در داستان اولیه باشد.

اتاق پژواک چگونه بر فضای آن‌لاین تاثیر می‌گذارد

کاربران جامعه‌ی آن‌لاین ممکن است مشاهده کنند که عقایدشان پیوسته به خود آن‌ها بازتاب پیدا می‌کند، این باعث تقویت مجموعه‌ای از باورهای خاص می‌شود. موضوعی که می‌تواند به طور مؤثری مانع گفتمان انتقادی در یک رسانه‌ی آن‌لاین شود. تاثیر “اتاق پژواک” ممکن است باعث عدم شناخت بخش بزرگی از تغییرات دموگرافی در زبان و فرهنگ اینترنت باشد، اگر این هویت‌های جدا تنها سازنده‌ی تجربه‌ها و راهبر فضای آن‌لاینی باشند که فقط دیدگاه جهان ذهنی مشخصی را تقویت کنند.

یک اصطلاح مرتبط دیگر که به تاثیر این پژواک و یکدست شدن در فضای اجتماعی اینترنت می‌پردازد و آن را تشریح می‌کند” فرهنگ قبیله‌ای” است. اینترنت ممکن است همچنین به عنوان یک سیستم پیچیده شناخته شود (غیر قابل پیش‌بینی، در حال تغییر و تکامل) به همین لحاظ، گرایش سیستم زمان‌هایی به حذف تاثیر چرخه‌ی بازخورد مثبت۱ از آن است (تاثیر “اتاق پژواک”) درجایی که فقدان نگرانی برای وسعت شبکه مانع موازنه در سیستم می‌شود. البته در سیستم‌های پیچیده‌ای که مشخصه‌ی آن‌ها چرخه‌ی بازخورد منفی‌۲ست، ما شاهد ایجاد پایداری و توازن بیشتری در خلال رفتارهای نوظهور و پویا هستیم.

  1.  اگر عملیاتی موجب افزایش برون داد شود آن‌را بازخورد مثبت می‌نامیم. اگر بازخورد مثبت به شکل مهار نشده‌ای ادامه پیدا کند، سیستم از کنترل خارج می‌شود. احتمالا می‌دانید که وقتی به یک ایستگاه رادیویی تلفن می‌کنید باید رادیوی خودتان را خاموش کنید. در غیر این صورت تلفن صدای آن را می‌گیرد و آن را به ایستگاه رادیویی بازخورد می‌دهد، و در آن‌جا این صدا به صداهای یا علامت‌هایی که باید پخش شوند افزوده می‌شود. ممکن است به شکل فزاینده‌ای به حجم اطلاعات افزوده شود تا نهایتا به یک صدای گوش خراش منتهی شود ( الفبای ارتباطات، دیوید گیل و بریجت اَدمز، ترجمه‌ی رامین کریمیان. مهران مهاجر. محمد نبوی، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها،۱۳۸۴).
  2. اگر عملیات به نحوی انجام بگیرد که مانع ظهور برون داد گردد و یا آن را تقلیل دهد، ما با بازخورد منفی مواجه هستیم. در کارکرد ترموستات‌ها، وقتی دمای مطلوب حاصل می‌شود مثلا یک اتصال الکتریکی قطع می‌شود  و گرم‌کنی خاموش می‌شود زیرا دما قرار نیست از یک حد مشخص بیش‌تر شود (همان منبع).

وقایع‌نگاری رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۱

نوشته‌شده در توسط .

اول ژانویه: ژاپنی‌ها با ارسال ۷,۰۰۰ توئیت در هر ثانیه سال نو را با یک رکورد شکنی آغاز کردند.

۲۲ فوریه: به پاس یادآوری نقش مهم فیس‌بوک و دیگر رسانه‌های اجتماعی در انقلاب مصر یک نوزاد در این کشور  “فیس‌بوک” نام گرفت.

۱۲ مارس: تنها در این روز ۵۷۲,۰۰۰ اکانت جدید در توئیتر ایجاد شد.

۱۱ آوریل: FritoLay با ۱,۵۷۵,۱۶۱ لایک فیس‌بوک در ۲۴ ساعت رکورد جدیدی به نام خود ثبت کرد.

اول می: خبر مرگ اسامه بن‌لادن بالاترین سطح تداوم توئیت در یک موضوع با میانگین ۳,۴۴۰ توئیت در ثاینه را داشت.

۲۰ ژوئن: شبکه اجتماعی Forsquare به مرز ۱۰ میلیون کاربر رسید.

۳۰ ژوئن: فیس‌بوک به یک تریلیون بازدید کننده رسید که آن را به پُربازدید شده‌ترین سایت در جهان تبدیل کرد.

اول جولای: تعداد کاربران فیس‌بوک از مرز ۸۰۰ میلیون گذشت.

۶ جولای: فیس‌بوک در یک همکاری مشترک با اسکایپ سرویس چت تصویری را راه‌اندازی کرد.

۱۲ جولای: هشتگ “اشغال وال استریت” ( OccupyWallStreet #) برای اولین‌ بار استفاده شد.

۱۷ جولای: شکست ژاپن از آمریکا در جام جهانی فوتبال زنان ۷,۱۹۶ توئیت در هر ثانیه به دنبال داشت.

۲۴ جولای: گوگل پلاس با رسیدن به ۱۰ میلیون کاربر در ۱۶ روز در این زمینه سریع‌ترین شد. توئیتر در ۷۸۰ روز و فیس‌بوک در ۸۵۲ روز به این تعداد کاربر رسیده بودند.

اول آگوست: کاربران شبکه اجتماعی لینکدین به مرز ۱۱۵٫۸ میلیون رسید.

۲۸ آگوست: وقتی بیانسه خواننده‌ی آمریکایی بر روی صحنه جوایز MTV موضوع بارداریش را اعلام کرد ۸,۸۶۹ توئیت در این‌باره ارسال شد.

۷ سپتامبر: توئیتر اعلام کرد که حداقل ۱۰۰ میلیون کاربر فعال در ماه و ۵۰ میلیون کاربر فعال در روز دارد.

۱۱ اکتبر: شروع استفاده از کد QR برای پیدا کردن حیوانات خانگی و چمدان‌های گمشده

۲۶ اکتبر: Klout  الگوریتم محاسبه‌ی امتیاز به کاربران را بعد از یک جنجال تغییر داد. ( Klout سایتی است که با امتیاز دادن به کاربران رسانه‌های اجتماعی عضو آن سعی دارد دامنه‌ی نفوذ آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک یا توئیترتعیین کند).

۱۸ نوامبر: اینستاگرام به ۱۳ میلیون کاربر در ۱۳ ماه رسید.

اول دسامبر: برنامه ریزی مجدد سایت یوتیوب، بزرگ‌ترین بازسازی در این سایت بعد از خرید آن به قیمت ۱٫۷۶ میلیارد دلار در ۵ سال قبل به وسیله‌ی گوگل بود.

۵ دسامبر: فیس‌بوک سرویس موقعیت یاب Gowalla را خریداری کرد.

۶ دسامبر: در آمریکا بیش از نیمی از افراد بالای ۱۳ سال با مجموع ۱۵۵,۹۸۱,۴۶۰ عضو فیس‌بوک هستند.