بایگانی برچسب: s

چگونه رسانه‌های اجتماعی می‌توانند شهرت شما را زیر سوال ببرند

نوشته‌شده در توسط .

overworked businessman

سایت‌های رسانه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، گوگل پلاس و توییتر برای شما امکان ارتباطات مختلفی را فراهم می‌کنند، اما در عین حال اگر از آن‌ها به درستی استفاده نشود خیلی راحت می‌توانند تبدیل به پلت‌فرمی خطرناک برای لطمه و از بین رفتن شهرت شما نیز بشوند.

برای اجتناب از چنین وضعیتی در نظر گرفتن موارد زیر می‌تواند یک راهنما و کمک کننده به حساب آید:

۱- نوشته‌های خسته کنند: یک پست خسته کننده را می‌شود  هر پستی تعریف کرد که شخصیت و دیدگاه شما در آن وجود ندارد. ارائه یک دیدگاه تازه بر روی یک موضوع قدیمی یا موضعی متفاوت با دیگران چیزهایی هستند که جلب توجه می‌کنند. باید از خودتان بپرسید که چطور می‌توانید شخصیت یا حس‌ طبیعی‌تان را در هر پست ارائه کنید. دقیقا همان چیزی که می‌تواند جوهره‌ی هر برندی از جمله برند شخصی شما باشد، آخرین چیزی که حاضرید آن را ببخشید.

۲- توهین به دیگران: رسانه‌های اجتماعی جایی نیست که بخواهید مشکلات‌تان را بر سر دیگران بریزید. تفاوتی بین توهین به اشخاص در فضای عمومی یا بلند کردن صدای‌تان بر سر کارمند یک فروشگاه نیست. بله شما به این شکل هم می‌توانید توجه مردم را جلب ‌کنید، اما این توجه با آن‌ توجهی که شما لازم دارید خیلی فرق می‌کند.

متاسفانه، هر چه شما در رسانه‌های اجتماعی بیشتر صعود کنید مردم بیشتر دوست دارند به شما سنگ بزنند. اما به هیچ وجه سعی نکنید به طور علنی تلافی کنید. خیلی ساده کامنت‌های ناراحت کننده را پاک کنید، شخص مزاحم را بلاک کرده و بعد تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید مسئله به صورت خصوصی دنبال شود یا ترجیح می‌دهید از آن بگذرید.

۳-  کوتاهی در تشویق و پشتیبانی از دیگران: شما برای بوجود آوردن و توسعه‌ی یک شبکه‌ی توانمند نیاز دارید تا به عنوان شخصی شهرت پیدا کنید که به ارتقاء دیگران کمک می‌کند. نه این‌که فقط اعتبارتان را در جایی خرج کنید که لازم است یا مجبورید خرج کنید. در واقع ارتباطات تضمین کننده‌ی موفقیت شما هستند و این توانایی را به شما می‌دهند که برای تشویق و ارتقاء دیگران از آن‌ها استفاده کنید.

۴- پاسخ ندادن به کامنت‌ها: پاسخ ندادن به کامنت‌ها در وبلاگ یا دیگر رسانه‌های اجتماعی تفاوتی با این ندارد که شما یک بحث را با کسی شروع کنید و بعد پاسخ او را نادیده بگیرید. درست است که به طور فعال مانیتور کردن کامنت‌ها و پرسش‌ها بر روی هر پست می‌تواند زمان زیادی را به خودش اختصاص دهد. اما حتی پاسخ به یک کامنت در هر پست هم می‌تواند بیان کننده توجه و تعهد شما باشد.

۵- تگ شدن بر روی عکس‌های مسئله دار: عکس‌ها می‌توانند به دردسری بزرگ برای شما در رسانه‌های اجتماعی تبدیل شوند، کافی‌ست در مورد انتخاب و انتشار عکس‌ها دقت کافی به خرج ندهید. همان‌قدر که یک عکس می‌تواند باعث تفریح و شوخی بشود، به همان اندازه هم ممکن است شهرت شما را نزد خانواده، دوستان و همکاران یا در ارتباطات شغلی‌تان به خطر بیاندازد. بنابراین در مورد انتشار هر عکس سعی کنید دو بار فکر کنید، چه وقتی می‌خواهید دوستی را در عکسی تگ کنید چه زمانی که می‌خواهید عکسی از خودتان منتشر کنید. بخصوص اگر شما  فردی صاحب کسب و کار هستید باید همواره در مورد این‌که چگونه نزد عموم به نظر می‌رسید مراقب باشید. پس بهتر است هر عکس مشکوکی را که ممکن است به شهرت شما لطمه بزند پاک کنید یا تگ آن را از روی خودتان بردارید.

روان‌شناسی اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین

نوشته‌شده در توسط .

تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی در سراسر جهان رو به افزایش است، و بزرگ‌ترین این شبکه‌ها یعنی فیس‌بوک به تازگی مرز یک میلیارد عضو را پشت سر گذاشت. از این رو مسئله شناخت الگوهای رفتاری کاربران این شبکه‌ها با توجه به دامنه‌ی نفوذ روز افزون و تاثیر‌گذاری‌شان اکنون به یکی از موضوعات جذاب تحقیقی بدل شده‌اند. تحقیقی که توسط نیویورک تایمز به تازگی انجام شد یکی از همین موارد است. این مطالعه یک پژوهش آن‌لاین بود که ۲۵۰۰ اشتراک گذارنده مطالب در شبکه‌های اجتماعی را در بر می‌گرفت و البته محدود به خوانندگان نیویورک تایمز هم نمی‌شد. یافته‌های این تحقیق پنج انگیزه اصلی برای این‌که چرا اطلاعات به اشتراک گذاشته می‌شوند و یک دسته‌بندی شخصیتی از افراد به اشتراک گذارنده را نشان داده و معرفی می‌کند:

پنج انگیزه اصلی در به اشتراک‌گذاری اطلاعات

۱- نوع‌دوستی: ما با اشتراگ‌گذاری باعث تقسیم محتوای با ارزش و سرگرم‌کننده با دیگران می‌شویم. پس به آن‌چه دوستانمان می‌خواهند بدانند فکر می‌کنیم، و سعی داریم به آن‌ها کمک کنیم.

۲- تعریف خود: ما از طریق اشتراک‌گذاری خودمان را برای دیگران تعریف می‌کنیم، به تعبیر بهتر شاید ” شما همان هستید که به اشتراک می‌گذارید”. مردم آگاهانه شخصیت آن‌لاین‌شان را از طریق اشتراک‌گذاری شکل می‌دهند.

۳- همدلی: اشتراک گذاری ما باعث تقویت و تحکیم روابط‌مان با دیگران است. اشتراک گذاری به دیگران نشان می‌دهد که ما به آن‌ها فکر کرده و توجه داریم.

۴- ارتباط: ما از طریق اشتراک‌گذاری به دنبال به دست آوردن اعتبار و بازخورد هستیم، تا به عنوان یک اشتراک‌گذار خوب معرفی شده و در نظر دیگران با ارزش باشیم.

۵- مبلغ: ما بدون قصد حرف یا برندی را تبلیغ نکرده و به اشتراک نمی‌گذاریم، مگر این‌که به آن باور داشته باشیم.

موضوع مشترک در اشتراک‌گذاری محتوا مسئله روابط است. آن‌چه ما را به سمت اشتراک‌گذاری سوق می‌دهد تمایل به شکل دادن و نگه داشتن روابط با دیگران است که به طور خلاصه می‌شود گفت ” کوشش اشتراک‌گذاری درباره‌ی ایجاد محتوا برای پذیرایی و ارتباط با یک فرد دیگر است”.

این مطالعه‌ی پژوهشی از این انگیزه‌ها و دیگر نتایج، به دسته‌بندی شش نوع شخصیت اشترا‌ک‌گذار می‌رسد. این‌ها البته به طور متقابل اختصاصی نیستند و تعدادی از افراد ممکن است در دسته‌های مختلف قرار بگیرند:

شش نوع شخصیت اشتراک‌گذار

۱- یک نوعدوستی که گرایش به زنانگی‌ دارد: می‌خواهد به دیگران کمک کند و به گسترش گفتار با مقاصد نیک می‌پردازد. انگیزه‌اش البته نوعدوستی‌، ارتباط و تبلیغ است. آن‌ها معمولا برای اشتراک‌گذاری از ایمیل و فیس‌بوک استفاده می‌کنند.

۲- دنبال کننده‌های شغلی که حرفه‌ای‌هایی با شبکه‌های قوی هستند: آن‌ها مطالب جدی به اشتراک می‌گذارند، محتواهایی کاربردی که باعث شهرت برای کارشان می‌شود. انگیزه‌‌شان تعریف خود و ارتباط است. بیشتر از ایمیل و شبکه‌ی اجتماعی لینکدین استفاده می‌کنند.

۳- Hipster ها (جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله‌ که سعی می‌کنند مستفل باشند) با گرایش به جوانی و مردانگی: آن‌ها دوست دارند یک گفتگو را شروع کنند و می‌خواهند خودشان را از طریق اشتراک‌گذاری نشان دهند. بیشتر از توییتر و فیس‌بوک استفاده می‌کنند.

۴- بومرنگی‌ها به دنبال واکنش هستند: دوست دارند استارت یک بحث را بزنند و باعث مقدار زیادی کامنت و اظهار نظر مثبت یا منفی بشوند. نیروی محرکه‌‌شان ارتباط است. آن‌ها از پلتفرم‌های مختلف مثل فیس‌بوک، توییتر، ایمیل یا وبلاگ برای اشتراک‌گذاری استفاده می‌کنند.

۵- ارتباط‌گرانی که بیشتر زن هستند: و از طریق اشتراک‌گذاری می‌خواهند پیوند نزدیکی با دوستان‌شان داشته باشند. انگیزه‌‌های آن‌ها بیشتر شامل همدلی و ارتباط می‌شود و گرایش اشتراک‌گذاری‌شان بیشتر متمایل به ایمیل و فیس‌بوک است.

۶- برگزیدگانی که مسن‌تر و سنتی‌تر هستند: آن‌ها اطلاعات کمی که دارای ارزش خاصی‌ست را با افرادی مشخص به اشتراک می‌گذارند. گرایش انگیزه‌ای آن‌ها بیشتر نوعدوستی و ارتباط است، و استفاده از ایمیل را ترجیح می‌دهند.

تاثیر شبکه‌های مجازی بر روابط اجتماعی و تعداد دوستان

نوشته‌شده در توسط .

پروفسور رابین دانبار استاد انسان‌شناسی در دانشگاه آکسفورد است. دانبار در سال ۱۹۹۳ نظریه تعداد دوستان مورد نیاز بشر را مطرح کرد. او بر اساس یافته‌ها در تحقیقاتش به یک عدد رسید، که با نام “عدد جادویی دانبار” ثبت شده است، این عدد ۱۵۰ بود.

با گسترش دامنه‌ی نفوذ شبکه‌های اجتماعی در اینترنت، بحث‌ درباره‌ی حد و حدود و نقاط مثبت و منفی دوستی‌ها دوباره بر سر زبان‌ها افتاد. دکتر دانبار برای پاسخگویی به این ضرورت کتاب “هر انسان، چند دوست باید داشته باشد؟” را منتشر کرد. او در این کتاب بازگشت دوباره‌ای دارد به عدد ۱۵۰ که به اعتقاد او نمره جادویی برای داشتن تعداد دوستانی است که مغز بشر می‌تواند در درازمدت با آن‌ها رابطه‌ی جدی و مفید داشته باشد.

 رایین دانبار مدتی پیش در گفتگو با Technology Review به سه پرسش پاسخ داد:

۱- در پاسخ به سؤال اول در مورد این‌که شما به این نظریه شناخته شده‌اید که گنجایش روابط اجتماعی پایدار در انسان حدود ۱۵۰ است، ابزارهایی مثل فیس‌بوک چطور می‌توانند باعث تغییر در این ارتباطات اجتماعی بشوند می‌گوید:

عدد ۱۵۰ فقط به یک لایه از مجموعه‌ای از سری لایه‌های آشنایی که ما در آن قرار گرفته‌ایم اشاره دارد. فراتر از ۱۵۰ دست‌کم دو لایه‌ی دیگر ۵۰۰ و ۱۵۰۰ تایی قرار دارد. که مربوط  به کسانی می‌شوند که ما با آن‌ها آشنایی مختصر داریم و همچنین چهره‌هایی که ما آن‌ها را می‌شناسیم. او می‌گوید ما نمی‌توانیم بگوییم که شبکه‌های اجتماعی در تعامل ما با دوستان‌مان ابزارهای مؤثر و کمک کننده‌ای نیستند، اما به نظر نمی‌رسد که باعث بشوند که تعداد دوستان واقعی ما بیشتر شوند.

۲- از او درباره‌ی این پرسیده می‌شود که آیا “دانبار نامبر” یا همان عدد ۱۵۰ تا چه اندازه می‌تواند باعث محدود شدن گسترش فیس‌بوک بشود، و این‌که فیس‌بوک در این مورد چه کاری می‌تواند انجام بدهد؟

 در پاسخ او می‌گوید شما نمی‌توانید فیس‌بوک را به عنوان روشی برای گسترش حلقه‌ی اجتماعی‌تان در نظر بگیرید. اگرچه نمی‌شود گفت امکان اتفاق افتادن آن وجود ندارد اما این مسئله‌ای است که خیلی به ندرت پیش می‌آید، و شما همچنان برای ساختن یا تقویت رابطه نیازمند این هستنید که با افراد باشید. ساختار فیس‌بوک به نظر می‌رسد بیشتر در سطحی قرار دارد که این توانایی را برای ما ایجاد می‌کند که در رابطه‌ی دوستی بر محدودیت زمان و مکان غلبه کنیم، مسائلی که در دوستی می‌توانند به سرعت باعث سستی رابطه بشوند.

۳- آیا ابزارهای شبکه‌ اجتماعی می‌توانند رفتار اجتماعی غیر آن‌لاین ما را شکل بدهند؟ آیا می‌توانند باعث پیامد‌های منفی بشوند، مسائلی که ما انتظارشان را نداشته‌ایم؟

از نظر دانبار پاسخ به این پرسش با توجه به عمر کوتاه این شبکه‌ها ساده نیست. اما معتقد است دو امکان در این مورد وجود دارد. اول، زمانی که شما صرف این می‌کنید تا رابطه‌های قدیمی را در فیس‌بوک حفظ کنید، همان زمانی است که شما برای رابطه‌های جدید از دست می‌دهید. دوم، که شاید بیشتر جدی باشد. مهارت‌هایی که به ما اجازه می‌دهند که جهان پیچیده‌ی اجتماعی‌مان را مدیریت کنیم تا حدی از طریق تجربه کسب می‌شوند، اگر بخش وسیعی از تجربه‌ی شما آن‌لاین است (موردی که در کودکان در حال افزایش است)، پس شما ممکن نیست این مهارت‌های اجتماعی را به اندازه ای که نیاز دارید فرا بگیرید.

منابع: (+) (+)

آیا رسانه‌های اجتماعی فرد جامعه‌ستیز را لو می‌دهند؟

نوشته‌شده در توسط .

احتمالا در لیست دوستان‌تان در فیس‌بوک یا توییتر کسانی باشند که شما آن‌ها را “دیوانه” در نظر بگیرید، نکته جالب این‌که تحقیقی جدید نشان می‌دهد که شاید شما اشتباه نکرده باشید.

قضیه ساده است، استفاده از یک سری کلمات مشخص در توییت‌های روزانه ممکن است کفایت کنند تا شما به عنوان فردی ضد اجتماعی در نظر گرفته شوید. این تحقیق بر مطابقت تکرار کلمات مشخصی مثل “دفن”، “مرگ” و “کشتن” و میزانی که بر علیه دیگران به کار برده شده، و نشانه‌های هشدار دهنده‌ی مشخص نشده‌ای پرداخته است. آن‌ها ۳۰۰۰ داوطلب را از این فیلتر‌ها عبور داده‌اند –  و با هر کدام به طور جداگانه مصاحبه می‌کنند –  پژوهش‌گران به این نتیجه رسیدند که ۱٫۴ درصد افراد مشکوک می‌توانند ضد اجتماعی‌های مخفی و پنهان باشند.

البته داشتن کلمات مشخصی در توییت‌‌‌ها قطعا روش سستی برای کمک به تشخیص دادن یک مسئله‌ی جدی مثل گرایش جامعه‌ستیزانه به نظر می‌رسد، و شاید از همین روست که دانشمندان بلافاصله اشاره می‌کنند که نتایج ممکن است بی‌عیب نباشد. بنابراین فعلا می‌شود آن را دست‌کم گرفت.

رضایت کاربران: گوگل پلاس بالاتر از فیس‌بوک

نوشته‌شده در توسط .

در یک سال گذشته انتقادهای متعددی متوجه گوگل و سرویس اجتماعی آن گوگل پلاس بوده و هست. از جمله‌ی این انتقاد‌ها که همچنان در مورد آن بحث می‌شود – به معنای تعریف کاربر فعال برای گوگل پلاس بر می‌گردد، که به نظر می‌رسد گوگل همچنان تمایل چندانی برای شفاف کردن آن ندارد. با این وجود حالا آن‌ها حداقل در یک مورد مشخص – یعنی رضایت کاربران – آمار بهتری نسبت به رقیب اصلی‌شان فیس‌بوک بدست آورده‌اند.

بر اساس فهرست رضایت مصرف‌کنندگان آمریکا (ACSI) گوگل پلاس در نخستین سال فعالیتش در صدر فهرست شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته و با ۷۸ امتیاز در کنار ویکی‌پدیا قرار دارد.

این گزارش شرکت‌ها را در فهرستی ۱۰۰ امتیازی رتبه‌بندی می‌کند، که در آن به فیس‌بوک ۶۱ امتیاز داده شده، نمره‌ی پایینی که  بخشی از آن می‌تواند نتیجه‌ی انتقاداتی باشد که راه اندازی تایم‌لاین فیس‌بوک در سال گذشته به همراه داشت. فیس بوک در سال قبل ۶۶ و در سال ۲۰۱۰ امتیاز آن‌ها ۶۴ بود. پس این پایین‌ترین رتبه‌ای است که آن‌ها در این گزارش سالانه تاکنون کسب کرده‌اند، و از این نظر در بین ۵ شرکتی بوده‌اند که پایین‌ترین امتیاز را در بین ۲۳۰ کمپانی مورد سنجش قرار گرفته‌ی (ACSI) داشته‌ است.

به هر حال امتیاز بالای گوگل پلاس در اولین سال فعالیتش تعجب‌برانگیز است. هر چند آن‌ها علی‌رغم این‌که بیشتر از یک سال از فعالیت‌شان نمی‌گذرد طراحی قابل‌قبولی دارند، اپلیکیشن‌ها می‌توانند مثال خوبی باشند از این‌که آن‌ها تا چه اندازه در موبایل خوب عمل کرده‌ و در مسیر درست قرار گرفته‌اند. هر چند شک و تردیدها درباره‌ی میزان فعالیت پاسخگویان تحقیق و این‌‌که آن‌ها واقعا به چه میزان از گوگل پلاس استفاده می‌کنند – پرسش‌هایی هستند که همچنان می‌شود مطرح کرد.

برای امتیاز پایین فیس‌بوک در این رتبه‌بندی هم البته می شود دلایلی را ذکر کرد. از جمله این‌که تعداد کاربران آن بیشتر است و به طور طبیعی هم راضی کردن تعداد بیشتری از افراد کار سخت‌تری‌ست و می‌‌شود انتظار داشت تعداد کاربرانی هم که با آن مشکل پیدا می‌کنند بیشتر خواهد بود. از طرف دیگر هر بار فیس‌بوک یک تغییر اساسی را بوجود می‌آورد، با موج بزرگی از نارضایتی روبرو می‌شود که معمولا هم پس از مدتی کوتاه مثلا چند ماه فراموش می‌شود و کم و بیش همه با آن سازگار می‌شوند. هر چند در این مورد ممکن است تاثیرش را بر روی این گزارش سالانه گذاشته باشد.

درباره وضعیت دیگر شبکه‌های اجتماعی در این گزارش هم باید بگوییم که  توییتر ۶۴ امتیاز دارد، لینکدین ۶۳ امتیاز، و این در حالی است که پینترست که مدت زیادی از راه‌ اندازی آن نمی‌گذرد شرایط بهتری داشته و ۶۹ امتیاز بدست آورده است. البته مانند گوگل پلاس که یک تازه وارد به این فهرست محسوب می‌شود، توییتر، لینکدین و پینترست هم از جمله‌ی تازه واردها به این رده‌بندی هستند.

گزارش سالانه رضایت مصرف کنندگان آمریکا (ACSI) تلفیق ۷۰۰۰۰ مصاحبه با ترکیبی از داده‌‌هاست -برای سنجس میزان رضایت مصرف‌کنندگان، که ۴۷ صنعت و ۱۰ بخش اقتصادی را شامل می‌شود.

خبر و رسانه‌های اجتماعی در یک تحقیق

نوشته‌شده در توسط .

گزارش جدیدی از انستیتو مطالعات روزنامه‌نگاری رویترز شواهد تازه‌ای از چگونگی تاثیر رسانه‌های اجتماعی بر مصرف اخبار ارائه می‌کند.

این گزارش پژوهشی که مصرف ‌کنندگان خبر در پنج کشور انگلستان، آمریکا، آلمان، فرانسه و دانمارک را مورد سنجش قرار داده است – نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی در حال به چالش کشیدن نقش موتورهای جستجو به عنوان شیوه‌ی غالب یافتن اخبار هستند.

بر مبنای این گزارش در انگلیس، ٪۳۰ اخبار از طریق جستجو حاصل شده، در مقایسه با ٪۲۰ کسانی که اخبار را از طریق فیس‌بوک و توییتر بدست آورده‌اند.

گزارش همچنین یک تفاوت نسلی مشخص را در این زمینه آشکار می‌کند، که بر اساس آن ٪۴۳ جوانان احتمالا بیشتر اخبار مورد نیاز خود را از طریق حلقه‌های اجتماعی‌شان دریافت می‌کنند.

 از نکات جالب دیگر در این پژوهش شواهدی است که نشان می‌دهد، افراد معمولا تمایل بیشتری دارند تا بر روی لینک‌هایی کلیک کنند که از دوستان، همکاران یا آشنایان‌شان دریافت می‌کنند، در مقایسه با دیگر لینک‌هایی که احتمالا از هر جای دیگر وب به آن‌ها می‌رسد.

فیس‌بوک در این پژوهش مهمترین شبکه‌ی اجتماعی در به اشتراک‌گذاری خبر شناخته شده است، در حالی که بیشتر از نیمی از اخبار به اشتراک گذاشته شده در انگلیس (٪۵۵) از طریق فیس‌بوک انجام شده، و ایمیل و توییتر در رتبه‌های بعد از آن قرار داشته‌اند.

در مورد نقش فیس‌بوک در به اشتراک‌گذاری خبر این نکته را باید یادآوری کرد که رسانه‌های برجسته‌ای مثل روزنامه‌ی گاردین یا واشنگتن پست با راه‌اندازی اپلیکیشن‌های مخصوص خود در این شبکه‌‌ی اجتماعی از دلایل پر رنگ‌تر شدن بیشتر این نقش برای فیس‌بوک شده‌اند، زیرا به کمک این اپلیکیشن‌ها به اشتراک‌گذاری خبر در این شبکه‌ی اجتماعی بیش از پیش ساده شده است.

صرف زمان بیشتر یا کمتر، کدام مهم‌تر است؟

نوشته‌شده در توسط .

تیم اوریلی را بیش از هر چیز با مفهوم و تعاریف وب ۲ می‌شناسیم، و البته دیدگاه‌های او به عنوان یکی از کارشناسان برجسته‌ی تکنولوژی و نظریه‌پردازان وب همواره قابل توجه است.

به تازگی او یادداشتی نوشت که فکر می‌کنم اهمیت کافی برای مورد توجه قرارگرفتن و بازخوانی را داشته باشد، زیرا می‌تواند تا حد زیادی ملاک‌‌ها و معیارهای ارزش‌گذاری در وب و بخصوص درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی را مورد پرسش قرار دهد.

اوریلی در این یادداشت می‌گوید مدتی‌ست با انبوه تیتر‌هایی مواجه می‌شویم ‌که جار می‌زنند مردم وقت بیشتری را در فیس‌بوک در مقایسه با گوگل صرف می‌کنند؛ و اضافه می‌کند در این داستان نقش گوگل را هم نمی‌شود نادیده گرفت – در واقع آن‌ها خودشان را در موقعیت یک جایگزین اجتماعی برای فیس‌بوک قرار داده‌اند.

از نظر اوریلی این مسئله‌ باعث تاسف است. زیرا افتخار گوگل همواره بر این بوده که می‌تواند به سرعت در یافتن اطلاعات مورد نیازتان به شما کمک کند، بنابراین در نظر گرفتن معیار “زمان صرف شده در سایت” مقیاس ترسناکی برای سودمندی اطلاعات است.

اوریلی سپس به یک مقایسه می‌پردازد و می‌نویسد که ممکن است گوگل در همان تله‌ای بیافتد که یاهو در آن گرفتار شد. یاهو سایتی بود که ترافیکی مبتنی بر محتوا داشت، و آن را زمانی از دست داد که  خواست تبدیل به یک موتور جستجو بشود، حالا ممکن است گوگل هم در چنین مسیری باشد، در حالی که آن‌ها می‌خواهند اجتماعی بشوند.

البته اوریلی مخالف ‌این‌ نیست که اجتماعی شدن باید بخشی مهمی از استراتژی گوگل باشد، و حتی می‌گوید تحت تاثیر این روند در انواع محصولات گوگل قرار گرفته است. اما پیشنهادش به آن‌ها این است که در رقابت با فیس‌بوک بر روی سودمندی بیشتر داده‌های اجتماعی تمرکز کنند – که احتمالا می‌تواند این معنی را داشته باشد که کاربر وقت کمتری صرف آن کند به جای این‌که وقت بیشتری را در آن بگذراند.

از طرف دیگر همان‌طور که او اشاره می‌کند چه فیس‌بوک و چه گوگل وقتی پای مقایسه درباره‌ی وقتی که مردم صرف آن‌ها می‌کنند پیش بیاید در مقابل اعداد و ارقام‌ تلوزیون رکوردشان چندان قابل توجه نیست. در جایی که به نظر اوریلی تلوزیون بزرگترین سرزمین بی‌حاصل مصرف کنندگان منفعل است، حقیقتی که از نظر او می‌تواند همه چیز را درباره‌ی ابلهانه بودن معیار صرف وقت در  یک سایت بگوید.

در نتیجه او معتقد است که سرویسی برای ما سودمندتر است که وقت کمتری از ما بگیرد، نه سرویسی که بیشتر و بیشتر ما را از جهان واقعی دور می‌کند.

ویژگی‌هایی که باعث موفقیت زاکربرگ شدند

نوشته‌شده در توسط .

۱- جاه‌طلبی

جاه‌طلبی اصل و پایه و اساس هر موفقیت یا میل به پیروزی‌های شخصی است.

مردم جذب موفقیت، شناخته شدن، احترام، پول، قدرت یا شهرت می‌شوند. هر چند تعریف موفقیت نسبی، ذهنی و سیال است؛ اما در مورد مارک تعریف او از موفقیت در بیشتر زمان‌ها با ابتکارهای شخصیش هماهنگ شده است.

اگر جاه‌طلبی‌تان را پنهان کنید احتمالا حرکت رو به جلوی شما کند می‌شود. چون جاه‌طلبی تشنه موفقیت است؛ چالش‌ها در این مسیر می‌توانند همه‌ی آن‌چه باشند که هیجان‌ها و احساس‌ها را در اطراف جاه‌طلبی‌تان نظم می‌دهند. زمانی که دوقلوهای وینکلووس اول بار مارک را برای ساختن سایت‌ شبکه اجتماعی‌شان استخدام کردند، مارک هرگز جاه‌طلبیش را برای ساختن سایت شخصی خودش آشکار نکرد. بعدا – خیلی دیر برای برادران وینکلووس – بود که مارک جاه‌طلبی واقعیش را نشان داد.

۲- بینش

یک طراحی نه چندان خوب به کاربران MySpace اجازه شخصی‌سازی پروفایل‌شان را می‌داد. اما این موهبت پیچیده بوجود آورنده‌ی یک ساختار نابهنجار شده بود که باعث شد کاربران به رابط کاربری ساده‌ی فیس‌بوک خوشامد بگویند.

فیس‌بوک را به معنای واقعی کلمه نمی‌توان یک الهام انقلابی به حساب آورد. مارک و همکارنش اعتبارشان را از جای دیگری بدست می‌آورند. مهم‌تر از همه شناخت نیاز به یک دایرکتوری واقعی از افراد، و نه فقط کاربران بود. قبل از فیس‌بوک، در واقع این تقریبا نزدیک به غیر ممکن بود که بشود افراد را پیدا کرد، شما می‌توانستید در “گوگل” برای یافتن فردی که به دنبالش بودید اقدام کنید، هر چند جستجوی گوگل چندان راه‌گشا نمی‌شد. اما حالا ما آن را بدست آورده‌ایم، بنابراین گسترش جستجو به افراد و مرتبط کردن آن‌ها به یکدیگر در حقیقت یک تکامل بود، و این را می‌دانیم که بیشتر موفقیت‌ها به طور کامل جدید نبوده‌اند و گسترش یافته یا پیشرفتی در پارادایم‌های موجود هستند.

منتقدان ممکن است به این اشاره کنند که شخصیت مارک چندان کاریزماتیک نیست. در این متن، برای ما کاریزما زیر مجموعه‌ای از بینش است: که اجازه می‌دهد دیگران را قانع کنید تا بر روی دیدگاه‌های شما سرمایه‌گذاری کنند، اما کاریزما  خودش یک عامل مورد نیاز برای موفقیت نیست، بیشتر یک تسریع کننده یا تقویت کننده است. در مورد مارک باید گفت او شانس خوبی داشت، برای این‌که فیس‌بوک امروز به آن اندازه بزرگ شده است که همه درباره‌ی او حرف بزنند. بیشتر بخوانید

نتایج یک تحقیق درباره‌ی دوستی و لغو دوستی در فیس‌بوک

نوشته‌شده در توسط .

بر اساس نتایج یک تحقیق،۸۲ درصد از کاربران فیس‌بوک دلیل اصلی درخواست‌های دوستی‌‌شان را آشنایی با افراد مورد نظرشان در زندگی واقعی‌ دانسته‌اند. دلیل بعدی که برای اضافه کردن یک شخص به عنوان  دوست آمده، تعداد زیاد دوستان مشترک بوده که توسط ۶۰ درصد از کاربران مورد نظر قرار گرفته است.

شبکه‌های شغلی، بخش‌های ظاهری پروفایل فیس‌بوک افراد، مانند جذابیت فیزیکی یا تعداد دوستان دلایل دیگری است که شرکت کنندگان در این نظرسنجی برای دوستی به آن اشاره کرده‌اند. البته جای تعجب نیست که کاربران کمتر مواردی مانند پست‌ها یا کامنت‌ها را در نظر گرفته باشند، چون معمولا فقط دوستان به این بخش‌ها دسترسی دارند.

اما در مورد دلایل لغو دوستی‌ها، ۵۵ درصد از کاربران فیس‌بوک  کامنت‌ توهین‌آمیز را علت حذف افراد از فهرست شبکه دوستان‌شان ذکر کرده‌اند. ۴۱ درصد، بخوبی نشناختن یک فرد را دلیلی برای حذف یک رابطه‌ی دوستی دیده‌اند، و ۳۹ درصد درخواست‌های فروش کالا یا خدمات را علت حذف فردی از فهرست دوستان‌شان بیان کرده‌اند.

در این تحقیق ۱۸۹۵ کاربر مورد پرسش قرار گرفته‌اند که به صورت آن‌لاین بین ۳۱ مارس تا ۱۴ آوریل ۲۰۱۱ از طریق فروم‌ها، وبلاگ‌ها و دیگر پلات‌فرم‌های اجتماعی انتخاب شده بودند.

وقایع‌نگاری رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۱

نوشته‌شده در توسط .

اول ژانویه: ژاپنی‌ها با ارسال ۷,۰۰۰ توئیت در هر ثانیه سال نو را با یک رکورد شکنی آغاز کردند.

۲۲ فوریه: به پاس یادآوری نقش مهم فیس‌بوک و دیگر رسانه‌های اجتماعی در انقلاب مصر یک نوزاد در این کشور  “فیس‌بوک” نام گرفت.

۱۲ مارس: تنها در این روز ۵۷۲,۰۰۰ اکانت جدید در توئیتر ایجاد شد.

۱۱ آوریل: FritoLay با ۱,۵۷۵,۱۶۱ لایک فیس‌بوک در ۲۴ ساعت رکورد جدیدی به نام خود ثبت کرد.

اول می: خبر مرگ اسامه بن‌لادن بالاترین سطح تداوم توئیت در یک موضوع با میانگین ۳,۴۴۰ توئیت در ثاینه را داشت.

۲۰ ژوئن: شبکه اجتماعی Forsquare به مرز ۱۰ میلیون کاربر رسید.

۳۰ ژوئن: فیس‌بوک به یک تریلیون بازدید کننده رسید که آن را به پُربازدید شده‌ترین سایت در جهان تبدیل کرد.

اول جولای: تعداد کاربران فیس‌بوک از مرز ۸۰۰ میلیون گذشت.

۶ جولای: فیس‌بوک در یک همکاری مشترک با اسکایپ سرویس چت تصویری را راه‌اندازی کرد.

۱۲ جولای: هشتگ “اشغال وال استریت” ( OccupyWallStreet #) برای اولین‌ بار استفاده شد.

۱۷ جولای: شکست ژاپن از آمریکا در جام جهانی فوتبال زنان ۷,۱۹۶ توئیت در هر ثانیه به دنبال داشت.

۲۴ جولای: گوگل پلاس با رسیدن به ۱۰ میلیون کاربر در ۱۶ روز در این زمینه سریع‌ترین شد. توئیتر در ۷۸۰ روز و فیس‌بوک در ۸۵۲ روز به این تعداد کاربر رسیده بودند.

اول آگوست: کاربران شبکه اجتماعی لینکدین به مرز ۱۱۵٫۸ میلیون رسید.

۲۸ آگوست: وقتی بیانسه خواننده‌ی آمریکایی بر روی صحنه جوایز MTV موضوع بارداریش را اعلام کرد ۸,۸۶۹ توئیت در این‌باره ارسال شد.

۷ سپتامبر: توئیتر اعلام کرد که حداقل ۱۰۰ میلیون کاربر فعال در ماه و ۵۰ میلیون کاربر فعال در روز دارد.

۱۱ اکتبر: شروع استفاده از کد QR برای پیدا کردن حیوانات خانگی و چمدان‌های گمشده

۲۶ اکتبر: Klout  الگوریتم محاسبه‌ی امتیاز به کاربران را بعد از یک جنجال تغییر داد. ( Klout سایتی است که با امتیاز دادن به کاربران رسانه‌های اجتماعی عضو آن سعی دارد دامنه‌ی نفوذ آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک یا توئیترتعیین کند).

۱۸ نوامبر: اینستاگرام به ۱۳ میلیون کاربر در ۱۳ ماه رسید.

اول دسامبر: برنامه ریزی مجدد سایت یوتیوب، بزرگ‌ترین بازسازی در این سایت بعد از خرید آن به قیمت ۱٫۷۶ میلیارد دلار در ۵ سال قبل به وسیله‌ی گوگل بود.

۵ دسامبر: فیس‌بوک سرویس موقعیت یاب Gowalla را خریداری کرد.

۶ دسامبر: در آمریکا بیش از نیمی از افراد بالای ۱۳ سال با مجموع ۱۵۵,۹۸۱,۴۶۰ عضو فیس‌بوک هستند.