بایگانی برچسب: s

جف بزوس از آمازون تا واشنگتن پست

نوشته‌شده در توسط .

3

در سال ۲۰۰۰ واشنگتن پست در مطلبی جف بزوس را فرد مصممی توصیف کرد که قصد دارد آمازون را از طریق فرمول مخصوص شغلی خودش به سمت پیشرفت ببرد: “آنچه در دسترس است را در اختیار بگیر و آن را تا بینهایت پیش ببر”. شاید آن روزها کسی در واشنگتن پست فکر نمی‌کرد که بیش از یک دهه بعد بزوس مالکیت آن را به دست آورد. اتفاقی که همین دیروز افتاد و بزوس با پرداخت ۲۵۰ میلیون دلار – با کمتر از یک درصد ثروتش – صاحب جدید این روزنامه شد.

واشنگتن پست از آیکن‌های اصلی در روزنامه‌نگاری آمریکا محسوب می‌شود، روزنامه‌ای با ۱۳۶ سال قدمت که برای چهار نسل در مالکیت خانواده‌ی گراهام بود و نقش افسانه واری در عرصه خبری آمریکا داشت. در یک مورد خیلی مشهور، می‌توان به ماجرای واترگیت در دهه‌ی هفتاد میلادی که باعث استعفای نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا شد اشاره کرد، در آن ماجرا باب وود وارد یکی از دو خبرنگاری بود که نقش اساسی ایفا کرد کسی که امروز اظهار داشت از این اتفاق خشنود نیست اما شاید بزوس تنها کسی بود که می‌توانست واشنگتن پست را نجات دهد.

اما آن‌چه به این خبر اهمیتی بیش از بسیاری از معمالات مشابه دیگر داد، شهرت و برند واشنگتن پست به عنوان یکی از تاریخی‌ترین و تاثیرگذارترین رسانه‌های آمریکا از یک طرف و از سوی دیگر شخصیت جف بزوس به عنوان یک کارآفرین بود، شخصیتی که به بردباری‌های طولانی برای رسیدن به سود و همچنین توجه ویژه‌اش به بخش مشتریان و تاکیدش بر کارایی معروف است. از طرف دیگر این‌که بزوس واشنگتن پست را به عنوان معامله‌ای در زیر مجموعه‌ی آمازون انجام نداد و آن را با دارایی شخصی و خارج از چارچوب آمازون خرید – پرسش‌هایی را درباره انگیزه‌ها و دلایل او برای مالکیت روزنامه و آینده واشنگتن پست بوجود آورد. آیا این تصمیمی بر خلاف عقایدش بود؟ یا فواید اجتماعی گسترده باعث شده که او بطرف روزنامه‌نگاری برود، یا شاید اصلا این خرید برایش یک نوع بازی مثل خرید یک تیم بیس‌بال است.

انجام این انتقال و انتقال‌های مشابه دیگر از نظر برخی تحلیل‌گران بیان‌گر یک علامت مشخص از چرخش در کسب و کار رسانه‌های سنتی مشهور تفسیر شد، یعنی کاهش مالکیت تجاری شرکت‌های خبری عام و افزایش نقش مالکان ثروتمند منفرد.

بزوس بی‌نظمی اینترنت را می‌شناسد

واشنگتن پست در هفت سال گذشته نه تنها سودی نداشت که با ضرر و زیان نیز دست به گریبان بود. البته همان‌طور که جیمز فالوز در آتلانتیک می‌نویسد روزنامه‌نگاری جدی هیچوقت یک کسب و کار خوب نبوده است و همواره نیاز دارد که کنار یک مجموعه سودآور باشد. اکنون نه فقط شکلی که مردم با رسانه‌ها ارتباط برقرار می‌کنند تغییر کرده است، بلکه همراه با آن شاهد تغییر ساختار مسیری که آگهی‌ها هم کار می‌ کردند هستیم: دوره‌‌ی مخاطب توده‌ای به پایان رسیده، و بیش از پیش هدف‌گیری گروه‌های مشخص  یا دموگرافی اهمیت یافته‌اند. این تغییر جهت یکی از چالش‌های اصلی روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌های سنتی است که مجبور به روبرو شدن با آن هستند. مواردی که در نامه بزوس به کارکنان واشنگتن پست هم به آن‌ها اذعان شده است:

اینترنت تقریبا همه‌ی اجزاء کسب و کار خبر را تغییر داده است: کوتاه شدن چرخه خبر، تحلیل بردن منابع درآمدی بلند مدت قابل اعتماد، و بوجود آوردن نوع جدیدی از رقابت، که در آن برخی از تازه واردهای کوچک بدون هزینه مشغول گردآوری خبر هستند. این‌جا هیچ نقشه‌ای وجود ندارد، و ترسیم مسیر آینده به سادگی نخواهد بود. ما نیازمند نوآوری خواهیم بود، در این معنی ما  نیازمند تجربه‌ایم.

آینده واشنگتن پست چه خواهد شد؟

یک سوال اساسی این است که با آمدن بزوس چه چیزی به مجموعه واشنگتن پست اضافه خواهد شد که از توانایی مالکان قبلی خارج بود، جدا از میلیون‌ها دلار منابع مالی؟ آشکارترین مورد شناخت بزوس از جهان آن‌لاین است. شاید هیچ‌کس در حال حاضر بهتر از او با طبیعت کسب و کار آن‌لاین آشنا نباشد، او دست‌کم در برخی موارد رسانه‌ای دیگر مانند کتاب و موسیقی نشان داده که بهتر از هر مدیر اجرایی در رسانه‌‌ها این کار را بلد است.

در پایان بد نیست به نقل قول طعنه‌آمیز امیلی بل استاد روزنامه‌نگاری در دانشگاه کلمبیا اشاره کنیم: یکی از بزرگترین موسسات آمریکا توسط یک کارآفرین اینترنتی خریده می‌شود، یکی از الیت‌های سیلیکون ولی، که توانایی مالی و ثروتش در یک شرایط خاص منطبق شده با انفجار کهکشانی نفوذ برندهایی که پیش از عصر میکروپروسسرها متولد شده‌اند.

کدام روزنامه‌نگاری لانس آرمسترانگ را رسوا کرد؟

نوشته‌شده در توسط .

شاید خیلی‌ها اخبار مربوط به دوچرخه سواری حرفه‌ای را دنبال نکنند، اما احتمالا آن‌ها هم اسم لانس آرمسترانگ را شنیده‌اند. آرمسترانگ هفت بار قهرمان مسابقات تور دو فرانس شده بود. اما هر چه شما بالاتر رفته باشید سقوط‌‌تان هم پرهیاهوتر است. آرمسترانگ هم سقوط کرد، بدون این‌که  عدد هفت هم کمکی به بخت و اقبال افول کرده‌اش بکند. زندگی دوباره برای او به یک نقطه‌ی پایان رسید وقتی مدتی پیش بالاخره ثابت شد ‌که عملکرد حماسی‌اش در مسابقات، نه با قدرت طبیعی، بلکه با استفاده از داروهای ممنوعه بدست آمده – و در نتیجه همه‌ی عناوین قهرمانی خود را از دست داد.

اما سقوط این قهرمان افسانه‌ای فقط دنیای ورزش و قهرمانان حرفه‌ای را تکان نداد بلکه باعث مطرح شدن پرسش‌هایی جدی درباره‌ی روزنامه‌نگاری هم بود: آیا این یک گزارش تحقیقی از یک مجله‌ی ورزشی سطح بالا مربوط به جریان اصلی روزنامه‌نگاری بود که در نهایت باعث رسوایی این سوپر قهرمان شد؟ در واقع باید گفت متاسفانه جواب این سوال یک “نه” بزرگ است. دیوید کاتر در نیویرک تایمز اشاره می‌کند که این موفقیت در واقع حاصل کار روزنامه‌نگاری آماتور، یا روزنامه‌نگاری شهروندی است. توییتر و وبلاگ‌های کوچک و کم‌تر شناخته شده‌ پلت‌فرم‌هایی بودند که بیشترین سهم و نقش را در روشن کردن این ماجرا داشتند.

موضوع ابعاد جالب مختلفی داشت از جمله این‌که برخی از رسانه‌ها که به طور اختصاصی به پوشش مسابقات دوچرخه سواری می‌پردازند تازه بعد از تصمیم مقامات مسابقات دوچرخه سواری به پس گرفتن عناوین قهرمانی آرمسترانگ و محروم شدن مادام العمر او به فکرشان رسید اعتراف کنند که از سال‌ها پیش نسبت به عملکردش در مسابقات مشکوک بوده‌اند، و چون دلیلی برای اثبات آن نداشته‌اند بالطبع مطلبی هم ننوشته‌اند، به همین سادگی. اما جنجال‌های بعد از رسوایی نشان می‌دهند که احتمالا دانسته‌های روزنامه‌نگاران در این مورد بیشتر از حدس و گمان و فرضیه‌ها بوده و برای سکوت‌ آن‌ها باید به دنبال دلایل و سرنخ‌های دیگری رفت. بیشتر بخوانید

رکود در صنعت مطبوعات

نوشته‌شده در توسط .

Paper Cuts یک وب‌سایت است که رکود در صنعت مطبوعات آمریکا را دنبال می‌کند. به‌طوری که در گزارش‌های آن‌ آمده است از سال ۲۰۰۸ تاکنون بیش از ۱۶۶ روزنامه در آمریکا تعطیل شده‌ یا اینکه انتشار نسخه‌های چاپی خودشان را متوقف کرده‌اند.
این تعطیلی‌ها در سال ۲۰۰۸ بیش از ۳۹ عنوان روزنامه را در بر می‌گیرد، ۱۰۹ روزنامه را در سال ۲۰۰۹، و در سال ۲۰۱۰ تاکنون بیش از ۱۸ روزنامه ناپدید شده‌اند. درهمین حال از مارس سال ۲۰۰۷ تاکنون بیش از ۳۵۰۰۰ هزار شغل در این صنعت از دست رفته است.
این گزارش و نمونه‌های مشابه آن نشان می‌دهند که آینده‌ی مطبوعات چاپی در خطر جدی قرار دارد. درست است که بخشی از این ماجرا به رکود اقتصادی در سال‌های اخیر بر‌می‌گردد اما تغییر ذائقه‌ی مصرف رسانه‌ای خوانندگان از رسانه‌های چاپی به سمت اینترنت را نیز باید به این مسئله اضافه کرد.

کیوسک‌های مطبوعاتی مدرن

نوشته‌شده در توسط .

نیویورک می‌خواهد به یک پیشگام در ارائه نسل جدیدی از کیوسک‌های مطبوعاتی در جهان تبدیل شود. طرح آنها مبتنی بر تغییر کیوسک‌های سنتی با همین شکل و شمایل به کیوسک‌های کاملا مدرن و مجهز به تکنولوژی دیجیتال است. انگیزه اصلی این طرح به مسئله‌‌ی تبلیغات برمی‌گردد. آنها به این فکر می‌کنند که به جای پوسترهای تبلیغاتی فعلی که نمای بیرونی این کیوسک‌ها را پوشش می‌دهد، از ال سی دی‌های دیجیتالی استفاده کنند که شرایط مدیریت محتوا را برای آن‌ها فراهم کند. هدف آن‌ها رسیدن به نوعی تبلیغات هوشمند است تا بتوانند با توجه به مکان کیوسک و یا حتی ساعات روز محتوا را تغییر دهند. البته با اجرای این طرح امکان گرفتن آگهی بیشتر را نیز خواهند داشت، مسئله‌ای که حتما به آن فکر شده است.

برای اجرای این پروژه چند شرکت تبلیغاتی و فن‌آوری دیجیتال با یکدیگر همکاری خواهند داشت.