بایگانی برچسب: s

رسانه‌های اجتماعی کاخ سفید چگونه به رئیس جمهور جدید منتقل می‌شوند؟

نوشته‌شده در توسط .

1478290761-cb7b29937857dc3d2edfbb5bfaba972a-1170x550

از اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور “رسانه‌های اجتماعی” آمریکا نیزیاد می‌شود، او اولین رئیس جمهور آمریکا بود که توییت کردن را آغاز کرد، در live فیس‌بوک حاضر شد و یا از اسنپ‌چت استفاده کرد.

اما به نظر می‌رسد اکنون زمان خداحافظی او و تیم رسانه‌ای‌اش در کاخ سفید با این اکانت‌های رسمی نزدیک می‌شود – همان‌طور که بخش‌های مختلف کاخ سفید برای انتقال قدرت از اوباما به ترامپ در تکاپو هستند –اکانت‌های رسانه‌های اجتماعی ریاست جمهوری نیز باید در یک چرخش تاریخی دست به دست بشوند. مسئله‌ای که شاید برای میلیون‌ها دنبال کننده‌ی این اکانت‌ها عجیب و حتی آزار دهنده باشد – بخصوص عده‌ی زیادی که احتمالا این اکانت‌ها را نه بخاطر ماهیت حقوقی‌شان بلکه به خاطر علاقه به شخص و رئیس جمهور مورد نظرشان دنبال می‌کردند. به هر حال اکانت اوباما، معاون رئیس جمهور، بانوی اول و اکانت رسمی کاخ سفید از جمله رسانه‌هایی بودند که در هشت سال گذشته وسیله ارتباطی دولت اوباما با شهروندان آمریکا و دیگر مردم در نقاط مختلف جهان محسوب می‌شدند – رسانه‌هایی که در موضوعات مهم متنوعی برای پیام‌رسانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

 شاید هشت سال پیش که اوباما در کاخ سفید کارش را آغاز کرد و در ابتدای آن رسانه‌های اجتماعی اهمیت امروز را نداشتند – اما تحول رسانه‌ها در طی این زمان به‌گونه ای بود و پیش رفت که اکنون – نه تنها روزنامه‌نگاران – بلکه مردم عادی نیز در سراسر جهان بخش زیادی از اخبار و اطلاعات مورد نیازشان در زمینه‌های مختلف از سیاست گرفته تا تغییرات آب و هوایی را از طریق سایت‌هایی مثل فیس‌بوک و تویتر دنبال می‌کنند.

مجموعه دولت اوباما در این مدت تلاش زیادی برای ارتباط با شهروندان با استفاده از رسانه‌های اجتماعی داشت تا امروز که زمان تغییر فرا رسیده و آن‌ها به دنبال آرشیو محتواهای تولید شده و تحویل اکانت‌ها به دوران ترامپ هستند.

در این مرحله قرار است تمام محتواهای رسانه‌های اجتماعی در National Archives and Records Administration  که به اختصار NARA نامیده می‌شوند ذخیره شوند، از تمام توئیت‌ها گرفته تا اسنپ‌ها و همه‌ی آن‌چه به صورت محتوای آن‌لاین تولید شده است – مانند همان اتفاقی که برای دست‌نوشته‌ها، فکس‌ها و ایمیل‌ها اتفاق می‌افتد. اما تیم رسانه‌ای به دنبال نوع دیگری از آرشیو هم هست و آن آرشیو آن‌لاین محتواهای تولید شده‌ی این هشت سال است – آرشیوی که باعث شود همه محتواها به صورت قابل دسترس ماندگار شوند.

در این خصوص تصمیم بر این است که محتواهای اکانت‌ها به اکانت‌های دیگری منتقل شوند – به طور مثال محتوای اکانت @POTUS  دوران اوباما با ۱۱ میلیون دنبال‌کننده در ۲۰ ژانویه باید تحویل تیم جدید شود اما این شروع تازه به گونه‌ای خواهد بود که در آن هیچ توئیتی از قبل وجود ندارد و همه‌ی توییت‌های قبل که دیگر تاریخی و مربوط  به دوران اوباما محسوب می‌شوند در اکانت @POTUS44 قابل دسترس خواهند بود – همان‌طور که آن‌ها در NARA ذخیره شده و در دسترس عموم هستند.

همین رویه اکانت‌های دیگر دوران اوباما در توئیتر و اکانت‌ها دیگر در فیس‌بوک، اینستاگرام و دیگر رسانه‌های اجتماعی را نیز شامل می‌شود – اکانت‌های قبلی به شکل خالی و با دنبال کننده‌ها تحویل تیم رئیس جمهور جدید می‌شوند و محتواهای قبلی به اکانت‌های دیگری برای دسترس آن‌لاین منتقل می‌شوند.

شاید پست‌های رسانه‌های اجتماعی هیچ‌گاه اهمیت اسناد رسمی دولتی را پیدا نکنند اما ضبط و آرشیو آن‌ها در نوع خود می‌تواند اتفاقی تاریخی محسوب شود، چه به عنوان مدارکی از یک دوره برای تاریخ‌نویسان و روزنامه‌نگاران و چه به لحاظ اهمیتی که از این پس رسانه‌های اجتماعی در نزد مقامات رسمی خواهد داشت – احتمالا رئیس جمهورهای آینده احساس اهمیت بیشتری در مورد رسانه‌های اجتماعی خواهند داشت؛ و با این آگاهی از آن استفاده می کنند که همه‌ی پست‌های رسانه‌های اجتماعی ماندگارند و ضبط و آرشیو می‌شوند.

چگونه رسانه‌های اجتماعی ارتباطات بحران در خطوط هوایی را به اوج می‌رسانند

نوشته‌شده در توسط .

0 (1)

با گذشت بیش از یک هفته – جهان همچنان از سرنوشت پرواز MH370 خطوط هواپیمایی مالزی که از کوالالامپور به مقصد پکن در حرکت بود بی‌خبر است. هواپیمایی که روز شنبه ۸ مارس با ۲۲۷ مسافر و ۱۲ خدمه ناپدید شد و سؤالات بی‌شمار بی پاسخی را بوجود آورد.

از طرف دیگر پاسخ‌های خطوط هواپیمایی مالزی در مورد بحران MH370 به طور حتم در آینده بلند مدت شرکت تاثیر گذار خواهد بود. این در حالی است که ورود آن‌ها از طریق روابط عمومی و رسانه‌های اجتماعی با بسیاری از اظهارات‌‌ مرموز و سردرگم کننده همراه بود. پاسخ‌‌های نامنظم آن‌ها در واقع راه را برای حدس و گمان‌های بی‌شمار در سراسر رسانه‌های خبری، وبلاگ‌ها و رسانه‌های اجتماعی باز کرد.

اشتباه آسیانا

آیا شرکت هواپیمایی مالزی گام‌های بعدیش در ارتباطات بحران را در نظر داشت، شاید منطقی بود رهبران ایرلاین از اشتباهات یک مورد مشابه نزدیک، یعنی آسیانا ایرلاین، و مورد سقوط سان فرانسیسکو در سال گذشته درس می‌‌گرفتند.

در ۶ جولای ۲۰۱۳، پرواز ۲۱۴ شرکت هواپیمایی آسیانا در فرودگاه سان فراسیسکو آمریکا  دچار حادثه شد، اولین حادثه مرگبار برای  یک خط هواپیمایی مسافربری بعد از ۴ سال در ایالات متحده. بلافاصله بعد از این فاجعه، آسیانا برای بیش از ۴ ساعت خاموش و در سکوت بود، در نهایت کانال‌‌های ارتباطی با توییتی ساده باز شدند.

AsianaTweet

اما باید گفت که این عکس‌العملی دیر هنگام  بود، در حالی که ماجرا منعکس شده و افکار  عمومی شکل گرفته بود.

بسیاری از مسافران نجات یافته تلفن‌های هوشمندشان را چند ثانیه بعد از تکان‌های هواپیما بیرون آورده، و عکس‌های حادثه در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده بود. David Eun رئیس مرکز نوآوری آزاد سامسونگ یکی از سرنشینان زنده هواپیما بود که ماجرا را توییت می‌کرد. یکی از تصاویر او از هواپیما بیش از ۳۲۰۰۰ بار باز توییت شد.

DavidEunTweet

مشابه وضعیت شرکت هواپیمایی مالزی، آسیانا هم هیچ کنترلی بر موقعیت نداشت. حقایق با شایعه درهم آمیخته و در این فرایند آسیب‌زا  و ویرانگر، بیش از  همه ضربه به خود شرکت و نام  تجاری آن تحمیل می‌شود.

هواپیمایی سات‌وست هم بهترین نبود

در موردی مثبت، می‌توان به عملکرد شرکت سات‌وست اشاره کرد. در ۲۳ جولای ۲۰۱۳، چرخ‌های دماغه پرواز ۳۴۵ متلاشی شدند و یک فرود کنترل نشده و سخت در فرودگاه لی‌گاردیا را رقم زدند. هواپیما بیش از ۲۱۷۵ فیت سر خورد – بیش از مساحت هفت زمین فوتبال – قبل از این‌که در لبه‌ی باند فرودگاه متوقف شود. ده مسافر آسیب دیده بودند، و  شش تن از آن‌ها برای درمان جزئی به بیمارستان نیاز داشتند.

تنها نیم ساعت بعد از حادثه، سات‌وست برای ارتباط با مردم فعال شد، اختصاص یک هشتگ رسمی و نقش‌های علاقه‌مند‌انه‌ی اطمینان بخشش نشان داد که ایرلاین می‌خواهد در اطلاع رسانی به عموم درباره آنچه اتفاق افتاده نقش فعال را بازی کرده و داشته باشد.

SouthwestTweet

اگرچه اطلاع رسانی و پاسخگویی دیجیتال سات‌وست چندان برای آن‌ها غیر معمول نبود، با این حال آن‌‌ها بهترین نبودند – بخصوص وقتی پای ارتباطات بحران در رسانه‌های اجتماعی در میان باشد. آن‌طور که استیون فریشلینگ، یک مشاور رسانه‌های اجتماعی در امور مسافرت و هوا – فضا می‌گوید ” اگر اتفاقی بیافتد، ایرلاین بلافاصله در صدر موضوع است. آن‌ها یا  می‌گویند که “اتفاقی روی داده است” یا می‌گویند ” ما در حال بررسی آن هستیم”، اما این‌ها خودشان بخشی از گفتگو هستند”.

مکالمه آغاز شده است

فریشلینگ که طرح‌های بحران برای خطوط هواپیمایی متعددی را در سراسر جهان بسط داده است، نشان می‌دهد که چطور و به آسانی می‌شود کنترل بحران در عصر دیجیتالی امروز را از دست داد.

“شش دقیقه بعد از آن‌که هواپیمای سات‌وست سقوط کرد، من بیش از ۴۰ توییت درباره‌ی آن دیدم. بیش از ده پیام داشتم و شخصی را در فیس‌بوک پی‌گیری می‌کردم که درباره حضورش در فرودگاه و مشاهده سر خوردن هواپیما می‌نوشت. گفتگو آغاز شده بود. مردم درباره آن آگاه شده بودند. شخصی از هواپیما پیاده شده و عکسی را به اینستاگرام پست کرده بود، و اکانتش توسط CBS, CNN و یاهو نیوز دنبال شده و گسترش می‌یافت.

توانایی رسانه‌های اجتماعی به عنوان پلتفرم‌هایی برای شنیدن و مشاهده – راه‌های جدید و متنوعی را برای بررسی گزارش‌‌ها و اقدام  سریع فراهم می‌کنند. مورگان جوهانستن، مدیر ارتباطات شرکت‌ها و استراتژیست رسانه‌های اجتماعی در   jetBlue Airways می‌گوید “قبل از رسانه‌های اجتماعی، گاهی بیش از یک ساعت طول می‌کشید تا حتی بتوان تایید کرد که یکی از هواپیماهای‌تان دچار حادثه شده‌اند؛ حالا شما می‌توانید ۱۴ عکس متفاوت، از ۱۴ زاویه تقریبا متفاوت از یک صحنه را ببینید و ناگهان حس کنید و مطمئن ‌شوید که بله این یکی از  هواپیماهای شما است.

گفت و شنود خودتان را داشته باشید

رسانه‌های اجتماعی درحالی که برای گوش دادن حیاتی هستند، می‌توانند برای شکل دادن و پخش اخبار حتی مهم‌تر و قدرتمندتر باشند. آن‌طور که فریشلینگ می‌گوید: رسانه‌های اجتماعی نخستین جایی است که شما باید بروید. شما نیاز دارید به این‌که بگویید حادثه‌ای رخ  داده است – شماره پرواز را اعلام کنید، فرودگاه – و اطلاعات را گردآوری کرده و مردم را مطلع نگه دارید. بعد، هر ده دقیقه، حتی اگر خبر جدیدی نیست، بگویید “ما همچنان پیگیر هستیم”. همه‌ی این‌ها مسائلی است که شما با آن روبرو هستید، و به همان سرعت اگر مطلب جدیدی دارید آن را منتشر کنید.

SouthwestPost-640x368

اما وقتی همه چیز  بر روی خط است و شما ذخیره دومی ندارید دقیقا کجا باید پیامتان را منتشر کنید ؟

جانستون از جت بلوم به یک مسیر نامشخص اشاره می‌کند. ” مشکل با چند کانال این است که چند مکان بوجود می‌آید که مردم فکر می‌کنند برای اطلاعات تازه‌تر باید به آن‌ها سر بزنند. اما واقعا شما چه کاری می‌خواهید در یک سناریو بحران که محدود به تعدادی مکان است که مردم فکر می‌کنند نیاز به نگاه کردن به آن‌ها دارند انجام دهید. اگر می‌توانید اطلاعات را متمرکز کنید و برای همه‌ی کانال‌های متفاوت از یک دیتابیس مرکزی اطلاعات استفاده کنید.

طرح بحران رسانه‌های اجتماعی به طور مرتب در حال تحول است

اما آیا یک شرکت به یک طرح بحران پیش از شروع پیام‌رسانی در رسانه‌های اجتماعی نیاز ندارد؟

قطعا، اما هیچ طرحی نمی‌تواند کاملا با اتفاقات آینده همخوانی داشته باشد – یا حتی برای بیشتر – مواقع. همان‌طور که ریچل رنسینک، مدیر استراتژی بازاریابی در دلتا ایر توضیح  می‌دهد “نباید یک طرح بنویسید و آن را در قفسه بگذارید تا وقتی که واقعا به آن نیاز دارید – طرح، آزمایش، تمرین، توسعه، آزمون دوباره، تکمیل کردن – رسانه‌های اجتماعی به سرعت گسترش یافته و تغییر می‌کنند، و شما نیاز دارید به همراه آن‌‌ها خودتان را کامل کنید.

در ضمن بحران‌ها به ندرت کوتاه مدت هستند، و شما باید افراد جایگزین داشته باشید تا به دیگر افراد استراحت بدهید. یک بحران لزوما در ساعات مرسوم اداری اتفاق نمی‌افتد. شما نیاز دارید در طرح‌تان موقعیت‌های اضطراری را برای پاسخگویی در نظر بگیرید – زیرا بحران ممکن است برای روزها، هفته‌ها و یا حتی ماه‌ها ادامه داشته باشد.

ایجاد هشتگ#

در حالی که توییت سات‌وست بعد از حادثه پرواز ۳۴۵ شامل هیچ جزئیاتی از آن‌چه رخ داده بود – نبود، اما آن به ایرلاین برای این‌که مکالمه‌ی خودش را داشته باشد کمک بزرگی کرد. توییت سات‌وست به هشتگ Flight345# ختم می‌شد، که ایجاد هشتگ رسمی ایرلاین برای حادثه بود.

پیشنهاد فریشلینگ مشاور رسانه‌های اجتماعی این است که هشتگ خودتان را ایجاد کنید. “اگر هشتگ خودتان را داشته باشید و بلافاصله آن را ایجاد کنید – آن هشتگ اصلی خواهد بود، و رسانه‌ها هم مجبور می‌شوند که از آن استفاده کنند.

در حادثه ایرلاین آسیانا وقتی در نهایت آن‌ها بعد از ساعت‌ها به حادثه سان‌فرانسیسکو اشاره کردند، از هشتگ SFO# استفاده شد. این خودش یک مشکل بود، زیرا تا آن وقت بیشتر گفتگو‌ها در هشتگ OZ214# و #Asiana دنبال می‌شد.

در مورد خطوط هواپیمایی مالزی و پروزاز MH370 هزاران نفر در سرتاسر دنیا به تصاویر ماهواره‌ای برای یافتن پاسخ سؤالات‌شان روی آورده‌اند، هنگامی‌که زمان نتیجه‌گیری نهایی فرا برسد، خیلی بعید است که نام تجاری پشت آن باشد. حالا زمان گوش دادن، توانمندسازی  و هدایت است.

عصر صرفا واکنش در ارتباطات بحران تمام شده است. رسانه‌های اجتماعی‌ها به صحنه وارد شده‌اند.

چرا عکس خود گرفت (Selfie) مجری مراسم اسکار ویروسی شد؟

نوشته‌شده در توسط .

Ellen Degeneres breaks Obama's Twitter record with 2014 Oscars selfie - Your Community

برای نوشتن درباره‌ی سِلفی (Selfie) اولین مسئله نداشتن معادل مناسب فارسی است، ناچار باید مثلا از همین – خود گرفت – استفاده کرد که یک معادل دو کلمه‌ای برای یک تک واژه انگلیسی‌ست، و دوم این‌که اگر کلمه‌ی عکس را هم به آن اضافه نکنیم تقریبا معنای مورد نظر را نمی‌رساند و معنای کلی‌تری را متبادر می‌کند. بنابراین در واقع می‌شود گفت که ما برای ترجمه‌ی این واژه‌ی انگلیسی مجبوریم از سه کلمه استفاده کنیم که اصلا جالب نیست.

اما در مراسم اسکار دیروز الن دی‌جنرس که مجری برنامه بود این عکس سِلفی را با دیگر ستاره‌های هالیوود، مریل استریپ، برد پیت، آنجلینا جولی و … گرفت که در حدود یک ساعت بعد به رکورد یک میلیون ری‌توییت رسید و بعد از آن با شکست رکورد قبلی توییتر که مربوط به عکس باراک اوباما بعد از برنده شدن در انتخابات ۲۰۱۲ بود – یک رکورد تاریخی جدید را ثبت کرد.

اما چرا این توییت به سرعت تبدیل به یک پیام ویروسی شد – شیوع پیدا کرد – و بارها و بارها ری‌توییت می‌شود؟ اگر بخواهیم قبل از کهنه شدن ماجرا به مواردی اشاره کنیم – این‌ها به نظر می‌رسند:

۱- وقتی تقویمی برای رویدادهای سرگرم‌کننده در نظر بگیریم – مراسم اسکار در سطح جهانی یکی از بزرگ‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود که هر ساله از مدت‌ها قبل در مورد آن حرف و بحث زیاد است – به گونه‌ای که حتی آن‌ها که به این مراسم علاقه‌ای هم ندارند از زمان برگزاری آن با خبر می‌شوند. علاوه بر این کلمه سِلفی (Selfie) به عنوان کلمه سال (۲۰۱۳ ) به ایده‌ی عکس گرفتن از خود یک ارزش اجتماعی داد. بنابراین می‌شود گفت زمینه مناسب اجتماعی برای این پیام فراهم بود.

۲- عکس ثبت یک لحظه شاد و همراه با شوخی است، آن هم در مراسمی طولانی و پر طمطراق مثل اسکار، بیرون کشیدن و درآوردن چنین لحظه‌های پر از خوشی – اهمیت حسی برای حرکت‌ پیام‌ها در اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین دارند. به طور کلی آن‌چه ما را خوشحال می‌کند احتمال بیشتری برای اشتراک‌گذاری دارد تا آن‌هایی که ما را ناراحت می‌کنند، که این به آگاهی ما از واکنش دیگران به ری‌توییت یا اشتراک‌گذاری‌های ما هم بر می‌گردد.

۳- ری‌توییت این سِلفی در واقع یک نوع خود بیانگری (self-representation) هم در خودش داشت. به این معنی که بازتوییت آن به نوعی مشارکت در مراسم اسکار بود، و مثل خیلی از فعالیت‌های دیگر در رسانه‌های اجتماعی راهی بود که به ساخته شدن شخصیت آن‌لاین افراد کمک می‌کرد.

تا زمان انتشار این مطلب توییت Ellen DeGeneres رکورد ۳,۱۰۳,۵۱۵ ری‌توییت را نشان می‌دهد.

چرا محتوای ویروسی از محتوای پُرطرفدار متفاوت است؟

نوشته‌شده در توسط .

در بحث‌های مربوط به رسانه‌های اجتماعی تمایزها قابل توجه‌اند، چه آن‌جا که صحبت از تفاوت بین شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های اجتماعی می‌شود، چه در این مورد که مسئله تمایز و تشخیص محتوای ویروسی از محتوای پرطرفدار و محبوب است.

تمایز بین پرطرفدار بودن و ویروسی بودن

اگر بدنبال تولید یک محتوای ویروسی (از متن گرفته تا ویدیو…) هستیم دقیقا منظورمان چیست؟ یا وقتی می‌گویم به دنبال تولید محتوای پرطرفداری هستیم که تعداد زیادی از مخاطبان هدف‌مان آن را ببینند یا بخوانند، به چه چیزی فکر می‌کنیم؟

به تازگی یک تیم تحقیقی در مایکروسافت پژوهشی را به رهبری Jake Hofman به پایان رساند که دست‌آورد‌های تازه‌ای در تشخیص این تمایز داشت. این گروه تمام توییت‌هایی که در بردارنده یک لینک به یکی از ۴۰ وبسایت برتر جهان برای موسیقی، خبر و ویدیو بود را در یک دوره ۱۸ ماهه ضبط کردند؛ آن‌ها سپس مجموعه‌ای از داده‌هایی بوجود آوردند که بیش از ۱۰۰ بار به آن‌ها لینک داده شده بود. این مجموعه از داده‌ها شامل لینک به حدود ۳۰۰۰۰۰ قطعه محتوا در بیش از ۱٫۴ میلیارد توییت بود.

محتوای پرطرفدار

  • برخی محتواها مانند بسیاری از گزارش‌های خبری بزرگ یا محتوای برند‌ها، معولا ابتدا توسط رسانه‌‌های رسمی یا اکانت برندها به میلیون‌ها دنبال کننده توییت می‌شوند. در بین این‌ها شاید چند صدتایی باشند که لینکی را با دنبال کننده‌های‌شان به اشتراک می‌گذارند واحتمالا تعداد کمتری از آن‌ها مجددا لینک را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. هیچ شکی نیست که این محتوا محبوب و پرطرفدار است، و احتمالا تعداد زیادی از مردم آن را می‌بینند.
  • اما در یک نگاه نکته‌سنجانه باید این مسئله را مورد توجه قرار داد که این محتوا یکی دو روزی در دید خواهد بود و بعد محو می‌شود. پس پرطرفدار هست اما ویروسی نیست.

محتوای ویروسی

  • مطالب دیگری هستند که به گونه‌ای متفاوت پخش می‌شوند، نقطه شروع برای این مطالب ممکن است یک فید نه چندان معروف باشد، که توسط تعداد کمی از افراد دنبال می‌شود. در چند روز نخست، آن‌ها نمی‌توانند به محبوبیت یک “محتوای پرطرفدار” برسند اما در شبکه‌ها جدید زیادی پخش می‌شوند – هر بار اشتراک‌گذاری با دنبال‌کنندهای‌شان – و این اشتراک‌گذاری‌ها به سرعت به یک حرکت تبدیل می‌شود.
  • روی هم رفته، ممکن است محتوا‌های ویروسی در یک دوره کوتاه یا متوسط مخاطب زیادی بدست نیاورند، اما آن‌ها می‌توانند به سطحی از حرکت برسند، به این معنی است که مخاطب‌شان به آرامی بیشتر و بیشتر می‌شود – قبل از این‌که در نهایت از صحنه محو شوند.

بنابراین وقتی از محتوای ویروسی حرف می‌زنیم یا به تولید یک محتوای ویروسی فکر می‌کنیم نباید آن را با تعداد افرادی که آن را می‌بینند تعریف کنیم، بلکه روش گسترش مطلب و سرعت آن را باید در نظر گرفت.

استفاده از توییتر به عنوان ابزار جنگی

نوشته‌شده در توسط .

درگیری‌های نظامی معمولا با فضاهایی مات و مه‌ آلود همراه با سردگرمی‌ها و عدم اطمینان‌ها احاطه شده‌اند. با این وجود روزنامه‌نگاران معمولا سعی می‌کنند از بین حقایق، شایعه‌‌ها و حدس‌ و گمان‌هایی که در این فضای مه آلود در چرخشند حقیقت ماجرا را گزارش کنند.

اما در یکی دو روز گذشته شاهد آغاز نوع تازه‌ای از جنگ هستیم، جنگی که به ظاهر هدف آن عبور از این فضای مه آلود و عدم اطمینان است، جنگی که با توییت‌های وزارت دفاع اسرائیل برای حمله به حماس در غزه آغاز شد.

در این فضای جنگی تازه اسرائیلی‌ها از طریق اکانت‌ رسمی‌شان در توییتر و دیگر رسانه‌های اجتماعی سعی در فراهم کردن خوراک مطبوعاتی و گزارش مستیقم جنگ کردند.

اگر ۲۰ سال پیش این CNN بود که اولین گزارش‌ها را از جنگ به خانه‌ها می‌برد به نظر می‌رسد که حالا نظامی‌ها با دور زدن رسانه‌ها قصد دارند تا خودشان به طور مستقیم با مخاطبان روبر شوند. هر چند وقتی به اصل ماجرا نگاه کنید متوجه می‌شویم که قصد اصلی اسرائیل از راه انداختن این کمپین تبلیغاتی نه تنها کنترل پیام، بلکه تسلط بر چارچوب چگونگی پوشش خبری حمله از طریق رسانه‌های اجتماعی و بخصوص توییتر است.

در نظر داشته باشیم که مسئله چارچوب‌های خبری در روزنامه‌نگاری بر این‌که یک خبر چگونه گفته‌ شود مؤثرند. بنابراین از این طریق، وزارت دفاع اسرائیل تلاشش شکل دادن گزارش‌ها به گونه‌ای است که روایت حوادث از دیدگاه نظامی آن‌ها تعریف شود.

 

در همین حال حماس هم ارسال پیام از طریق توییتر را آغاز کرده است.

روان‌شناسی اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین

نوشته‌شده در توسط .

تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی در سراسر جهان رو به افزایش است، و بزرگ‌ترین این شبکه‌ها یعنی فیس‌بوک به تازگی مرز یک میلیارد عضو را پشت سر گذاشت. از این رو مسئله شناخت الگوهای رفتاری کاربران این شبکه‌ها با توجه به دامنه‌ی نفوذ روز افزون و تاثیر‌گذاری‌شان اکنون به یکی از موضوعات جذاب تحقیقی بدل شده‌اند. تحقیقی که توسط نیویورک تایمز به تازگی انجام شد یکی از همین موارد است. این مطالعه یک پژوهش آن‌لاین بود که ۲۵۰۰ اشتراک گذارنده مطالب در شبکه‌های اجتماعی را در بر می‌گرفت و البته محدود به خوانندگان نیویورک تایمز هم نمی‌شد. یافته‌های این تحقیق پنج انگیزه اصلی برای این‌که چرا اطلاعات به اشتراک گذاشته می‌شوند و یک دسته‌بندی شخصیتی از افراد به اشتراک گذارنده را نشان داده و معرفی می‌کند:

پنج انگیزه اصلی در به اشتراک‌گذاری اطلاعات

۱- نوع‌دوستی: ما با اشتراگ‌گذاری باعث تقسیم محتوای با ارزش و سرگرم‌کننده با دیگران می‌شویم. پس به آن‌چه دوستانمان می‌خواهند بدانند فکر می‌کنیم، و سعی داریم به آن‌ها کمک کنیم.

۲- تعریف خود: ما از طریق اشتراک‌گذاری خودمان را برای دیگران تعریف می‌کنیم، به تعبیر بهتر شاید ” شما همان هستید که به اشتراک می‌گذارید”. مردم آگاهانه شخصیت آن‌لاین‌شان را از طریق اشتراک‌گذاری شکل می‌دهند.

۳- همدلی: اشتراک گذاری ما باعث تقویت و تحکیم روابط‌مان با دیگران است. اشتراک گذاری به دیگران نشان می‌دهد که ما به آن‌ها فکر کرده و توجه داریم.

۴- ارتباط: ما از طریق اشتراک‌گذاری به دنبال به دست آوردن اعتبار و بازخورد هستیم، تا به عنوان یک اشتراک‌گذار خوب معرفی شده و در نظر دیگران با ارزش باشیم.

۵- مبلغ: ما بدون قصد حرف یا برندی را تبلیغ نکرده و به اشتراک نمی‌گذاریم، مگر این‌که به آن باور داشته باشیم.

موضوع مشترک در اشتراک‌گذاری محتوا مسئله روابط است. آن‌چه ما را به سمت اشتراک‌گذاری سوق می‌دهد تمایل به شکل دادن و نگه داشتن روابط با دیگران است که به طور خلاصه می‌شود گفت ” کوشش اشتراک‌گذاری درباره‌ی ایجاد محتوا برای پذیرایی و ارتباط با یک فرد دیگر است”.

این مطالعه‌ی پژوهشی از این انگیزه‌ها و دیگر نتایج، به دسته‌بندی شش نوع شخصیت اشترا‌ک‌گذار می‌رسد. این‌ها البته به طور متقابل اختصاصی نیستند و تعدادی از افراد ممکن است در دسته‌های مختلف قرار بگیرند:

شش نوع شخصیت اشتراک‌گذار

۱- یک نوعدوستی که گرایش به زنانگی‌ دارد: می‌خواهد به دیگران کمک کند و به گسترش گفتار با مقاصد نیک می‌پردازد. انگیزه‌اش البته نوعدوستی‌، ارتباط و تبلیغ است. آن‌ها معمولا برای اشتراک‌گذاری از ایمیل و فیس‌بوک استفاده می‌کنند.

۲- دنبال کننده‌های شغلی که حرفه‌ای‌هایی با شبکه‌های قوی هستند: آن‌ها مطالب جدی به اشتراک می‌گذارند، محتواهایی کاربردی که باعث شهرت برای کارشان می‌شود. انگیزه‌‌شان تعریف خود و ارتباط است. بیشتر از ایمیل و شبکه‌ی اجتماعی لینکدین استفاده می‌کنند.

۳- Hipster ها (جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله‌ که سعی می‌کنند مستفل باشند) با گرایش به جوانی و مردانگی: آن‌ها دوست دارند یک گفتگو را شروع کنند و می‌خواهند خودشان را از طریق اشتراک‌گذاری نشان دهند. بیشتر از توییتر و فیس‌بوک استفاده می‌کنند.

۴- بومرنگی‌ها به دنبال واکنش هستند: دوست دارند استارت یک بحث را بزنند و باعث مقدار زیادی کامنت و اظهار نظر مثبت یا منفی بشوند. نیروی محرکه‌‌شان ارتباط است. آن‌ها از پلتفرم‌های مختلف مثل فیس‌بوک، توییتر، ایمیل یا وبلاگ برای اشتراک‌گذاری استفاده می‌کنند.

۵- ارتباط‌گرانی که بیشتر زن هستند: و از طریق اشتراک‌گذاری می‌خواهند پیوند نزدیکی با دوستان‌شان داشته باشند. انگیزه‌‌های آن‌ها بیشتر شامل همدلی و ارتباط می‌شود و گرایش اشتراک‌گذاری‌شان بیشتر متمایل به ایمیل و فیس‌بوک است.

۶- برگزیدگانی که مسن‌تر و سنتی‌تر هستند: آن‌ها اطلاعات کمی که دارای ارزش خاصی‌ست را با افرادی مشخص به اشتراک می‌گذارند. گرایش انگیزه‌ای آن‌ها بیشتر نوعدوستی و ارتباط است، و استفاده از ایمیل را ترجیح می‌دهند.

آیا رسانه‌های اجتماعی فرد جامعه‌ستیز را لو می‌دهند؟

نوشته‌شده در توسط .

احتمالا در لیست دوستان‌تان در فیس‌بوک یا توییتر کسانی باشند که شما آن‌ها را “دیوانه” در نظر بگیرید، نکته جالب این‌که تحقیقی جدید نشان می‌دهد که شاید شما اشتباه نکرده باشید.

قضیه ساده است، استفاده از یک سری کلمات مشخص در توییت‌های روزانه ممکن است کفایت کنند تا شما به عنوان فردی ضد اجتماعی در نظر گرفته شوید. این تحقیق بر مطابقت تکرار کلمات مشخصی مثل “دفن”، “مرگ” و “کشتن” و میزانی که بر علیه دیگران به کار برده شده، و نشانه‌های هشدار دهنده‌ی مشخص نشده‌ای پرداخته است. آن‌ها ۳۰۰۰ داوطلب را از این فیلتر‌ها عبور داده‌اند –  و با هر کدام به طور جداگانه مصاحبه می‌کنند –  پژوهش‌گران به این نتیجه رسیدند که ۱٫۴ درصد افراد مشکوک می‌توانند ضد اجتماعی‌های مخفی و پنهان باشند.

البته داشتن کلمات مشخصی در توییت‌‌‌ها قطعا روش سستی برای کمک به تشخیص دادن یک مسئله‌ی جدی مثل گرایش جامعه‌ستیزانه به نظر می‌رسد، و شاید از همین روست که دانشمندان بلافاصله اشاره می‌کنند که نتایج ممکن است بی‌عیب نباشد. بنابراین فعلا می‌شود آن را دست‌کم گرفت.

وقایع‌نگاری رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۱

نوشته‌شده در توسط .

اول ژانویه: ژاپنی‌ها با ارسال ۷,۰۰۰ توئیت در هر ثانیه سال نو را با یک رکورد شکنی آغاز کردند.

۲۲ فوریه: به پاس یادآوری نقش مهم فیس‌بوک و دیگر رسانه‌های اجتماعی در انقلاب مصر یک نوزاد در این کشور  “فیس‌بوک” نام گرفت.

۱۲ مارس: تنها در این روز ۵۷۲,۰۰۰ اکانت جدید در توئیتر ایجاد شد.

۱۱ آوریل: FritoLay با ۱,۵۷۵,۱۶۱ لایک فیس‌بوک در ۲۴ ساعت رکورد جدیدی به نام خود ثبت کرد.

اول می: خبر مرگ اسامه بن‌لادن بالاترین سطح تداوم توئیت در یک موضوع با میانگین ۳,۴۴۰ توئیت در ثاینه را داشت.

۲۰ ژوئن: شبکه اجتماعی Forsquare به مرز ۱۰ میلیون کاربر رسید.

۳۰ ژوئن: فیس‌بوک به یک تریلیون بازدید کننده رسید که آن را به پُربازدید شده‌ترین سایت در جهان تبدیل کرد.

اول جولای: تعداد کاربران فیس‌بوک از مرز ۸۰۰ میلیون گذشت.

۶ جولای: فیس‌بوک در یک همکاری مشترک با اسکایپ سرویس چت تصویری را راه‌اندازی کرد.

۱۲ جولای: هشتگ “اشغال وال استریت” ( OccupyWallStreet #) برای اولین‌ بار استفاده شد.

۱۷ جولای: شکست ژاپن از آمریکا در جام جهانی فوتبال زنان ۷,۱۹۶ توئیت در هر ثانیه به دنبال داشت.

۲۴ جولای: گوگل پلاس با رسیدن به ۱۰ میلیون کاربر در ۱۶ روز در این زمینه سریع‌ترین شد. توئیتر در ۷۸۰ روز و فیس‌بوک در ۸۵۲ روز به این تعداد کاربر رسیده بودند.

اول آگوست: کاربران شبکه اجتماعی لینکدین به مرز ۱۱۵٫۸ میلیون رسید.

۲۸ آگوست: وقتی بیانسه خواننده‌ی آمریکایی بر روی صحنه جوایز MTV موضوع بارداریش را اعلام کرد ۸,۸۶۹ توئیت در این‌باره ارسال شد.

۷ سپتامبر: توئیتر اعلام کرد که حداقل ۱۰۰ میلیون کاربر فعال در ماه و ۵۰ میلیون کاربر فعال در روز دارد.

۱۱ اکتبر: شروع استفاده از کد QR برای پیدا کردن حیوانات خانگی و چمدان‌های گمشده

۲۶ اکتبر: Klout  الگوریتم محاسبه‌ی امتیاز به کاربران را بعد از یک جنجال تغییر داد. ( Klout سایتی است که با امتیاز دادن به کاربران رسانه‌های اجتماعی عضو آن سعی دارد دامنه‌ی نفوذ آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک یا توئیترتعیین کند).

۱۸ نوامبر: اینستاگرام به ۱۳ میلیون کاربر در ۱۳ ماه رسید.

اول دسامبر: برنامه ریزی مجدد سایت یوتیوب، بزرگ‌ترین بازسازی در این سایت بعد از خرید آن به قیمت ۱٫۷۶ میلیارد دلار در ۵ سال قبل به وسیله‌ی گوگل بود.

۵ دسامبر: فیس‌بوک سرویس موقعیت یاب Gowalla را خریداری کرد.

۶ دسامبر: در آمریکا بیش از نیمی از افراد بالای ۱۳ سال با مجموع ۱۵۵,۹۸۱,۴۶۰ عضو فیس‌بوک هستند.

وقتی توییت‌ها باعث اخراج می‌شوند

نوشته‌شده در توسط .

برای روزنامه‌نگاران کار با توئیتر می‌تواند مثل راه رفتن روی یک خط باریک باشد. در حالی که بیشتر سازمان‌های خبری اجازه ساخت اکانت و فعالیت در آن را می‌دهند، فقط تعداد کمی از آن‌ها مرامنامه‌ی مشخصی برای فعالیت درشبکه‌های اجتماعی تهیه  کرده‌اند. بنابراین حتی زمانی که شما در مرخصی هم هستید، یک نوشته‌ی ۱۴۰ کارکتری یا کمتر ممکن است حسابی باعث دردسرتان بشود. این‌جا ما به داستان هشت ژورنالیستی می‌پردازیم که بهتر بود قبل از فشردن دکمه توئیت یک بار دیگر هم فکر می‌کردند.

۱- اکتاویا نصر

یکی از شناخته شده‌ترین افرادی که شغلش را به خاطر یک توئیت از دست داد اکتاویا نصر بود، سردبیر سابق بخش خاورمیانه در سی ان ان که در جولای ۲۰۱۰ توئیتی برای درگذشت سید محمد فضل‌الله رهبر معنوی حزب‌الله لبنان داشت، و در آن هم به ناراحتیش از این خبر اشاره کرد و هم به احترامی که برای او قائل بود. مسئله‌ای که خشم گروه‌های حامی اسرائیل را به دنبال داشت، و اگر چه او بعدا از این بابت عذر خواهی کرد، اما در نهایت از طرف مقامات بالاتر سی ان ان اخراج شد، چون از نظر آن‌ها او به عنوان سردبیر ارشد در بخش خاورمیانه باید سیاست میانه‌روی را در پیش می‌گرفت.

۲- برایان پدرسن

مقامات آریزنا دیلی استار در سپتامر ۲۰۱۰ برایان پدرسن را به خاطر رفتار نامناسب و غیر حرفه‌ای اخراج کردند. او در چند توئیت از روزنامه‌ای که در آن کار می‌کرد به انتقاد پرداخت، اداره کار آمریکا هم بعدا طرف روزنامه را گرفت و به قانونی بودن این اخراج رأی داد.

۳- گاوین میلر

گاوین میلر گوینده‌ی سابق رادیو در استرالیا بود که به خاطر آن‌چه پافشاری بر نقض سیاست رسانه‌های اجتماعی سازمانش خوانده شد کارش را از دست داد. او در یک توئیت به یک گروه فشار مسیحی توهین کرد، این اتقاق در روز تجلیل از سربازان جنگ جهانی اول در استرالیا و نیوزلند رخ داد. بعد از آن‌که این گروه فشار مسیحی در توئیتی نوشتند که این سربازان برای کشوری نجنگیده بودند که از اسلام حمایت می‌کند. میلر که نظر دیگری داشت در اشاره‌اش به آن‌ها “کثافت” خطابشان کرد.

۴- دامیان گودارد

یک خبرنگار ورزشی کانادایی که برای Rogers Sportsnet  کار می‌کرد هم یکی از روزنامه‌نگارانی است که شغلش را بخاطر یک توئیت از دست داد، توئیت او علیه ازدواج همجنس‌گراها بود. او در توئیتی به حمایت از تاد رینولدز پرداخت و نوشت که او هم از سنت‌ها و معنای واقعی ازدواج حمایت می‌کند، اشاره‌ی او به توئیت قبلی رینولدز بود که در آن این کارگزار هاکی به طور علنی از یک بازیکن نیویورک رنجرز که در یک آگهی حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان ظاهر شده بود انتقاد می‌کرد.

twitter

۵- دیوید شوستر

اخراج او یک افتضاح توئیتری نبود، اما او مورد توبیخ رسمی رئیسش در MSNBC قرار گرفت. در ژانویه ۲۰۱۰ شوستر یک پاسخ مرسوم را برای جیمز او ک‌ِفی، یک فعال و روزنامه‌نگار محافظه‌کار فرستاد. از نظر MSNBC این توئیت نامناسب بود و اکانت او برای هفته‌ها غیر فعال شد، آیا مقامات MSNBC از او خواسته بودند که آن را خاموش کند؟ قضیه هیچوقت کاملا روشن نشد، اما می‌شود حدس زد که ماجرا این‌گونه بوده است.

۶- کاترین دِوِنی

او کار حرفه‌ایش به عنوان یک ستون‌نویس روزنامه استرالیایی The Age را از دست داد، بعد از چند اظهار نظر عجیب و غریب در توئیتر، مشکل‌دارترین آن‌ها وقتی رخ داد که او برای پوشش خبری یک مراسم اهدای جوایز در آگوست ۲۰۱۰ شرکت داشت. او توئیتی نوشت که برای دختر مورد بحث او که فقط ۱۱ سال داشت توهین‌آمیز بود، بر همین اساس سردبیر The Age گفت که دیدگاه‌های او با استاندارهای که ما می‌خواهیم هماهنگ نیست.

۷- رنه گُرک

در آگوست ۲۰۱۰ همان‌ وقت که او شغلش را در رادیو آرکانساس از دست داد شایعات شروع شدند، بیشتر  به خاطر این‌که او در یک کنفرانس خبری تیم آرکانساس کلاه  Florida Gators ها را بر سر گذاشته بود، و بابی پترینو مربی تیم دانشگاه آرکانساس آشکارا از این حرکت انتقاد کرد و او و شنوندگانش را مورد سرزنش قرار داد. اما از قرار معلوم گناه به گردن یک توئیت افتاد، زیرا دان استور که رئیس او بود در یک مصاحبه گفت، گُرک در توئیتی نوشته که ترجیح می‌دهد مسابقات Gators را گزارش کند تا آرکانساس را ، و ما نمی‌توانیم به کارمندان‌مان اجازه دهیم که مسابقات دیگری را گزارش کنند در حالی که در توئیتر از ترجیح خودشان می‌نویسند.

۸- مارک مُلیستن

او به طور موقت در سال ۲۰۱۰ از همکاری با MSNBC کنار گذاشته شد، بخاطر توئیت‌های دشمنانه اش علیه جو اسکاربورگ. ماجرا از آن‌جا شروع شد که اسکاربورگ در مصاحبه‌ای گفت که رسانه‌ها بعضی خبرهای بخصوص را نادیده می‌گیرند، و مُلیستن از طریق توئیتر پاسخش را داد، با اشاره‌ای که به داستان مرگ یکی از کارمندان او داشت، بعد از این دعوا بین آن‌ها حسابی بالا گرفت. در نتیجه:  فیل گریفین رئیس MSNBC ایمیلی برای مُلیستن فرستاد و نوشت “من از کارهای زشتت بر علیه جو در توئیتر آگاه شدم و از همکارانم خواستم یک استراحت طولانی به تو بدهند. به نظر من شیوه ی اظهار نظرهایت ضعیف و برای یک گفتگوی مدنی کاملا غیر ضروری بود.”